۲۳ تیر ۱۳۸۸
علي رضا بهشتي : مير حسين موسوي به زودي جبهه سياسي تشكيل ميدهد
۲۲ تیر ۱۳۸۸
نگاهمان به «جلو» باشد و پيش برويم!
طبيعي است كه ما نهايت سعي مان را براي مراقبت مي كنيم، ولي از طرفي نيرو و انرژيمان هم در «سي امين» روز دوري از خانه، به تدريج كم و كمتر شده است. هر يكي دو روز، به يك شهر جديد و يك منزل اجاره اي تازه مي رويم. اين سفرها كلي انرژي مان را تلف كرده و هزينه هاي سنگين مالي بر ما تحميل مي كند. ديگر كفگير به ته ديگ خورده و آخرين پس اندازمان هم تمام شده! براي هر شب زندگي، تقريبا" پنجاه شصت هزار تومان هزينه اجاره مي دهيم و مجبوريم زود به زود خانه را عوض كنيم و گاهي كمتر يا بيشتر از اينها اجاره بپردازيم. ممكن است ديگر نشود اينطور ادامه داد.اما تا روزي كه بتوانم، «هزينه» دستگيري ام را بالا ميبرم. شده ايم مثل «باني و كلايد!» كه احتمالا" براي دستگيري ما، مجبور مي شوند همه جاده ها مأمور بگذارند! و ما سعي مي كنيم مثل باني و كلايد، در عين گريختن، به كاري كه بايد بكنيم، بپردازيم و خوش و خرّم و خندان هم باشيم!
اما بهرحال بعضي وقتها بيماري قند و فشارخون نامهرباني مي كنند. ديشب حالم رو به وخامت گذاشت و شب سختي را گذراندم. مراقبتهاي منظم لازم دارم كه در اين نوع زندگي خانه بدوشي، ممكن نيست. حفظ روحيه بچه هايم كه سي روز است دور از دوستان صميمي و محله و خانه و وسائل و اسبابشان هستند، گاهي سخت مي شود و دل گرفتگي يا نگراني بچه ها دربارهي سلامتي ام و اين سئوال كه «بالاخره چي ميشه بابايي؟!»، غصّه هايم را بيشتر مي كند و روحيه ام را به هم مي ريزد. با اين همه؛ به طف خداست كه زود بر اوضاع مسلط مي شويم. گاهي به يادشان مي آورم وضع من خيلي خطرناكتر از برخي از دوستان مثل سعيد حجاريان نيست كه «جان» آنها در زندانها، به مراتب بيشتر در معرض خطر است.
در اين روزها بايد به كساني فكر كنيم كه بيشتر از ما «سهم و هزينه» پرداخته اند. اخبار تلخ دستگيريها و شكنجه ها و شهادت هموطنان و اخبار شيرين تداوم اعتراضات مردم و اظهارات شجاعانه برخي شخصيتها مثل آيت الله منتظري و آقاي كروبي و موسوي، «مقاومت» بچه هاي كم تجربه مرا بالا ميبرد و مطمئنم در بين مردم هم باعث «تهييج و تداوم» حركتهاي مؤثر خواهد شد. در اين كارهاي جمعي، هيچوقت «طلبكار بودن!» كمكي نمي كند. بايد همواره خود را «بدهكار» بدانيم تا پيروز شويم.
اگر عزيزي در «زندان» داريم، بايد به كساني فكر كنيم كه اكنون «سوگوار» عزيزان خود هستند و در همين راه مقدّس كه ما «زنداني» داده ايم، آنها «شهيد» داده اند!
اگر بر «مزار» شهيدمان سوگواري مي كنيم، به فكر پدر و مادراني باشيم كه حتي جنازه فرزندشان را به آنها تحوي نداده اند و شبانه دفن شان كرده اند و مزارشان معلوم نيست!
اگر كتك و «باتوم» خورده ايم، بايد به آنهايي فكر كنيم كه در زندانهاي بي نام و نشان، در سلولهاي انفرادي، زير مشت و لگد و «شكنجه» دژخيمان اسيرند.
اگر آواره ايم، بايد به فكر كساني باشيم كه «مفقود» شده اند و هنوز براي خانواده شان معلوم نيست كه اساسا" «زنده» هستند يا نه؟! اينطور كه به قضايا نگاه كنيم، هم روحيه مان بالا مي رود و هم وظيفه خودمان را «تمام شده» فرض نمي كنيم و هم «احساس بدهكاري» بيشتري خواهيم داشت و حركتهاي بيشتر و مؤثرتري خواهيم كرد تا به «پيروزي» برسيم. در اينگونه حركتهاي جمعي، بايد به نفرات «جلوئي» نگاه كنيم، نه به كساني كه «پشت» سرمان ايستاده اند و يا هنوز بلاتكليف هستند يا مي ترسند! در اين صورت، ما به افراد جلوتر نگاه مي كنيم و از رشادتها و هزينه هايي كه آنها بيشتر از ما داده اند، انگيزه و نيرو مي گيريم و افراد پشت سر هم به ما كه جلوتريم، نگاه مي كنند و از كارهايي كه ما مي كنيم و هزينه هايي كه ما مي دهيم، انرژي و «انگيزه» مي گيرند و بلاتكليفي را كنار مي گذارند و به راه مي افتند. موج جمعيت اينگونه به حركت مي آيد. با همين روش، از خود سئوال كنيم اگر ما «معاصر» افراد بزرگي مانند امام حسين(ع) بوديم، يا «معاصر» شخصيتهاي سياسي بزرگي مثل «محمد مصدق» و «اميركبير» بوديم، جزو كدام دسته جاي مي گرفتيم؟ اينهمه براي مظلوميت حسين گريه كرده ايم و ياد مصدق و اميركبير را گرامي مي داريم، اما حالا در اين عرصه حق و باطل، كه به نوعي تكرار همان صحنه هاي تاريخي «نبرد حق و باطل» است، آيا ما در لشگر حسين و حق ايستاده ايم يا جزو سپاهيان شمر و يزيد هستيم؟ و يا «كوفي» هستيم و نظاره گر ظلم و بيدادگري هستيم؟ آيا كاري كه الان مي كنيم يا انفعالي كه داريم، «حسيني» است يا «يزيدي» يا «كوفي»؟ اگر معاصر مرحوم مصدق بوديم، آيا جزو كودتاچيان و دشمنان ملت بوديم؟ يا جزو ياران مصدق و اميركبير؟ گاهي بايد به خودمان و به يكديگر يادآوري كنيم كه چرا اين راه را انتخاب كرده ايم؟ و بايد بدانيم بدون طرفداري از حق، زندگي ما «تهي» از ارزش خواهد بود. بايد به ياد بياوريم كه دفاع از حق، هميشه اهالي خيانت و دروغ و زشتي ها را عصباني مي كند و آنها، با روشهاي ناجوانمردانه، ما و عزيزان ما را آزار خواهند داد. و به ياد بياوريم با پيروزي حق، زندگي همه ما، شيرين و فايده بخش خواهد بود. بايد فراموش نكنيم كه دفاع از حق، هزينه دارد. اما زندگي در ميان اهالي باطل هم، زندگي نيست، «بندگي» است. و ما فقط بنده خداييم كه حق مطلق است و نمي خواهيم بنده خدايان زميني باشيم. اين هدف بزرگي است كه ارزش «جان دادن» هم دارد.
نبسته ام به كس دل، نبسته كس به من دل!
چو «تخته پاره بر موج»، رها رها رها من!
زمن هر آنكه او دور؛ چو دل به سينه نزديك!
به من هر آنكه نزديك، از او جدا جدا من!
نه چشم دل به سويي، نه باده در سبويي
كه تر كنم گلويي، به ياد آشنا من!
«ستاره ها نهفتم» در آسمان ابري!
دلم گرفت اي دوست، هواي گريه با من!
و اما... اگر مشكلات ما را «ناگزير» كنند به خانه برگرديم، طوري بر مي گرديم كه «دستگيري» من ، هزينه سنگيني براي نظام كودتا داشته باشد. تا اينجاي كار، تخته پاره ما، سوار بر «موج تقدير» است و فعلا" به لطف خدا «رهاست»! و هنوز خداي ما، همان خداي رحيمي است كه «شيشه را در بغل سنگ نگه ميدارد»! و خوشحالم كه در اين روزها، با بضاعت اندكم، توانستم ذهن خوانندگان را نسبت به واقعيتهاي كودتاي اخير و مقاصد و منويات پشت پرده كودتاچيان، روشن سازم و در اين آسمان ابري، «ستاره هايي» در دل خوانندگان بيفروزم. ايمان دارم با هر روشنگري تازه، اين آسمان ابري، به زودي «ستاره باران» مي شود و «هواي گريه»، گريه از شوق و خوشحالي خواهد بود.انشاءالله.
گنجی: اعتصاب غذای روشنفکران ایرانی در مقابل سازمان ملل
به گفته او، مجوز برگزاری اين اعتصاب غذای سه روزه که روز ۲۲ جولای، سی و يکم تير، آغاز خواهد شد، دريافت شده است.
آقای گنجی در گفت و گو با «راديو فردا» توضیحاتی درباره این اعتصاب غذا می دهد.
رادیو فردا: آقای گنجی، هدف از برگزاری اعتصاب غذا در مقابل سازمان ملل متحد چیست؟اکبر گنجی: پس از برگزاری انتخابات و تقلب بزرگی که بر اساس آن محمود احمدی نژاد به عنوان فرد برنده اعلام شد، مردم اقدام به برگزاری تظاهرات مسالمت جویانه ای کردند. آنان در این تظاهرات به نتايج انتخابات رياست جمهوری اعتراض کردند که با برخورد خشونت بار نيروهای لباس شخصی، بسيج و نيروی انتظامی مواجه شدند.
این نیروها مردم را به گلوله بستند و مورد ضرب و شتم قرار دادند. آنها همچنین صدها تن از بهترين جوانان اين مرز و بوم را بازداشت کرده و در زندان ها در بدترين شرايط ممکن نگه داشته اند.
در حال حاضر، زندانيان به لحاظ جسمی و روحی به شدت تحت فشار دارند تا به جرايم ناکرده برای اثبات سناريوی آقای خامنه ای مبنی بر اين که غرب می خواهد درايران انقلاب مخملی انجام دهد، اعتراف کنند.
اگر چه ۳۰ سال است که نظام جمهوری اسلامی به اين روش های استالينيستی عمل کرده است، مردم هيچ ارزشی برای اين نوع اعترافات قايل نيستند و همچنان از اين فرزندان عزيز که در زندان هستند، دفاع خواهند کرد و رژيم سرکوبگری که به اين شيوه های استالينيستی متوسل می شود را محکوم خواهند کرد.
ما به عنوان آدم هايی که بيرون از زندان هستيم، وظيفه داريم از زندانی ها پشتيبانی و به بازداشت غير قانونی آنها اعتراض کنيم و افکار عمومی جهان و نهادهای بين المللی را جلب کنيم تا به اين رژيم سرکوبگر اعتراض کنند که چرا بهترين فرزندان ايران را بازداشت کرده است و برای مقاصد شوم خود به آنها هجوم می آورد.
ما برای اينکه صدای اعتراض مردم ايران و زندانی ها را به گوش جهان برسانيم، تصميم گرفتيم يک اعتصاب غذای سه روزه در برابر مقر سازمان ملل در نيويورک برگزار کنيم. خواست اصلی ما محکوم کردن سرکوب ها، بازداشت ها و شکنجه در ايران است و خواستار آزادی سريع تمامی بازداشت شده ها و تمام زندانيان سياسی- عقيدتی هستيم.
رادیو فردا: کداميک از روشنفکران در اين برنامه شرکت می کنند؟شماری از نامدارترين روشنفکران ايرانی از کانادا و آمريکا در اعتصاب غذا در برابر مقر سازمان ملل شرکت خواهند کرد و شمار ديگری که در اروپا هستند از اين برنامه اعلام حمايت کرده اند.
در بيانيه ای که توسط روشنفکرانی که در اين اعتصاب غذا شرکت می کنند،امضا شده است، همه مستقل از عقايد و باورهايشان، اعم از مذهبی و غير مذهبی و چپ و راست برای يک هدف مشترک ملی، کنار هم جمع شده اند که آزادی زندانيان سياسی است.
آيا امکان دارد از اقشار ديگر هم به اين اعتصاب غذا بپيوندند؟در اين بيانيه، روشنفکران نامی ايران از تمام ايرانيانی که در آمريکا هستند دعوت کرده اند که در اين برنامه به صورت تحصن شرکت کنند. اگر کسی هم خواست اعتصاب غذا کند، مانعی نيست و ما استقبال می کنيم.
فکر می کنيد بازتاب اين اعتصاب غذا و تحصن چه خواهد بود؟اهداف کاملا روشن است؛ ما می خواهيم جهانيان را از وضعيت وحشتناک سرکوبگری رژيم و وضعيت دردناک زندان ها و سلول های انفرادی در ايران مطلع کنيم و همه مردم جهان و نهادهای مدنی را دعوت می کنيم که متحد شوند و از آزادی زندانيان سياسی در ايران دفاع کنند.
وقتی آقای حجاريان را که خودشان ترور کردند و اکنون در وضعيت جسمی بسيار دشواری قرار دارد در سلول های انفرادی نگه می دارند، اين عمق فاجعه را می رساند و نشان می دهد که اين رژيم برخلاف ادعای خود آن قدر فاقد قدرت است که از فردی با وضعيت آقای حجاريان هم نگران است و او را در سلول انفرادی زندانی می کند.
اين نظام بايد هزينه سنگينی برای اقدامات خود بپردازد و بخشی از آن، اين است که جهانيان به اين وضعيت در ايران اعتراض کنند.
من وعده می دهم طی روزها و هفته های آينده، صدای اعتراض بزرگترين متفکران جهان را نيز خواهيد شنيد.
نتیجه تحریم صدا و سیما از سوی مردم: رکود اقتصادی آگهی های صدا و سیما
رکود حاکم بر بخشهاى مختلف اقتصادى به «آگهىهاى صداوسيما» نيزرسيد. با گذشت حدود يک ماه از انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران، پسلرزههاى اين انتخابات به آگهىهاى تلويزيون دولتى کشور سرايت کرده است.
شايد آنهايى که بيننده سريال کرهاى «افسانه جومونگ» بودهاند، اين روزها آگهىهاى ميان برنامه اين سريال را ديدهاند که با افت شديدى مواجه شده است. اگرچه صداوسيماى دولتى ايران به صورت انحصارى عمل کرده و هيچگاه آمار مشخصى از ميزان درآمدها و تعداد آگهىهاى بازرگانى خود منتشر نمىکند، اما حتى مخاطبان برخى برنامههاى تلويزيون ايران نيز، کاهش حجم آگهىهاى راديو و تلويزيون را حس کردهاند و با مقايسه آگهىهاى ميان برنامه سريالهاى پربيننده در ماهى که گذشت با سال پيش، به خوبى به آن پى مىبرند اما مشکل صداوسيما از کجا شروع شده است؟
طبقهبندي نرخآگهی
در صداوسيما مکانهاى پخش آگهى براساس برنامهاى که قبل و بعد از آن پخش مىشود با نرخهاى متفاوتى عرضه مىشود. گاه ممکن است استقبال يا عدم استقبال عمومى از يک برنامه باعث افزايش يا کاهش تعرفه آن شود. اين نرخها به صورت فعلى ماهيانه، هفتگى و گاه روزانه متغير است.برنامههاى صداوسيما به 27 طبقه تقسيم مىشود. به طورى که نرخ آگهى در طبقات اوليه ارزانتر است و هر چقدر «طبقه» برنامه بالاتر باشد، آگهى هم گرانتر مىشود. صداوسيما با صاحبان کالاها پنج نوع قرارداد مىبندد. قرارداد عادي، ويژه، استثنايي، متمم و خاص. در قراردادهاى عادي، صاحب آگهي، مىتواند آگهى خود را در تمام طبقات پخش کند.
صاحبان آگهى در قراردادهاى عادى فقط تا طبقه 14 امکان پخش تبليغات خود را دارند. همين شيوه در قراردادهاى استثنايى هم به کار مىرود اما در اين نوع قرارداد صاحب آگهي، امکان پخش تبليغات خود را فقط تا طبقه هشت دارد. در قراردادهاى متمم، صاحب آگهى بودجه جديدى را براى ادامه آگهى خود اختصاص مىدهد و در قراردادهاى خاص نيز آگهىهاى فرهنگي، ورزشى و اجتماعى قرار دارد که تخفيفهاى ويژهاى به آنها تعلق مىگيرد.
رقم هر ثانيه آگهي
براى هر ثانيه آگهى در تلويزيون و راديوى دولتى ايران، در طبقات مختلف 27 گانه بايد رقم متفاوتى را پرداخت. به گونهاى که طبقه اول برنامهها، 20 هزار تومان، طبقه دوم 35 هزار تومان، چهارم 100 هزار تومان، هشتم 450 هزار تومان و دوازدهم، يک ميليون و 100 هزار تومان و بيستم سه ميليون و 150 هزار تومان براى هر ثانيه بايد پرداخت کرد. به طور مثال سريال افسانه جومونگ در طبقه 25 برنامهها به دليل پربيننده بودن قرار مىگيرد که براى هر ثانيه آگهى در پيش، ميان و بعد اين برنامه بايد پنج ميليون تومان پول پرداخت کرد.
از کجا شروع شد؟
با اينکه مسئولان رسانه ملى ايران از دادن هر گونه اطلاعات در مورد آگهىهاى تلويزيونى خوددارى کردهاند اما اين شرکتهاى تبليغاتى مرتبط با صداى و سيماى دولتى ايران هستند که به خوبى افت چشمگير آگهىهاى تلويزيونى را تشريح مىکنند.
اطلاعات دريافتى از اين شرکتها حاکىاز رکود آگهىهاى تلويزيونى در شش ماهه اول سال است که همواره طبيعى و قابل پيشبينى بوده اما با اتفاقات رخ داده پس از انتخابات رياست جمهورى در خردادماه و عملکرد صدا و سيما در انعکاس اخبار و گزارشهاى تجمعها و اعتراضهاى مردم به نتايج اين انتخابات رکود آگهى شدت بيشترى يافته و تبديل به «بحران» شده است.
مسئول يکى از اين شرکتهاى تبليغاتى که نخواست نامش فاش شود با تاييد اين خبر به حيات نو مىگويد: با توجه به اتفاقهاى اخير، قراردادهاى بلندمدت آگهى با تلويزيون به شدت کاهش يافته و حتى برخى صاحبان کالا قراردادهاى آگهى پيشين خود را «لغو» کرده يا انصراف مىدهند.به گفته اين منبع آگاه، در هفته گذشته صدا و سيما به شرکتهاى تبليغاتى نمابرى را ارسال کرده که براساس آن مکانيزم تشويقى جديدى براى افزايش آگهىهاى تجارى در نظر گرفته شده است. اما گويا اين مکانيزمهاهم تاکنون پاسخ نداده است.
اين منبع آگاه در يکى از شرکتهاى تبليغاتى طرف قرارداد با صدا و سيما، از جلسهاى خبر داده که در آن مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملى از آنها براى بازگشت آگهىهاى تجارى به تلويزيون درخواست راهکار کردهاند. موضوعى که به اعتقاد وى بسيار عجيب و بىسابقه است.
بانکها در صدر جدول
هماکنون آگهىهاى تلويزيونى و راديوى دولتى ايران با همان حجم پايين ادامه دارد. اما در اين ميان بانکهاى دولتى و برخى بانکهاى خصوصى هستند که بار آگهىها را به دوش مىکشند. در اين ميان گفته مىشود يکى از بانکهاى خصوصى نيز آگهىهاى خود را در رسانه ملى «لغو» کرده است. اين اتفاق پس از جريانات اخير انتخابات رياستجمهورى رخ داده است.
مسئول اداره تبليغات روابط عمومى يک بانک دولتى در مورد تحولات اخير آگهىهاى اين بانک در صدا و سيما به حيات نو مىگويد: چندى پيش مسئولان شرکت تبليغاتى طرف قرارداد بانک، با ما جلسهاى گذاشت و در آن از بانک، درخواست شد تا ميزان آگهىهاى خود را افزايش دهد. اما اين درخواست مستلزم بررسىهاى بيشترى است و نمىتوان يک شبه در اين مورد تصميم گرفت. بنا بر اطلاعات دريافتي، اين بانکها و بيمهها هستند که يکسوم کل درآمد صداوسيما را از آگهىهاى تبليغاتى تامين مىکنند. يعنى چيزى در حد ود 100 تا 150 ميليارد تومان.
صدا و سيما مىدانست
تمامى تحرکات و اقداماتى که صدا و سيما از ماه پايانى سال گذشته انجام داده نشان مىدهد که مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملى از رکود حاکم بر آگهىهاى تبليغاتى خبر داشتهاند. اين موضوع را شرکتهاى تبليغاتى طرف قرارداد صدا و سيما نيز تاييد مىکنند. به گفته مسئول يکى از اين شرکتها، صدا و سيما پيش از آغاز سال 88، از چگونگى تغييرات در آگهىهاى تبليغاتى خود اطلاع داشته و آن را پيشبينى کرده است.
شاهد اين مدعا نيز سياستهاى تشويقى صدا و سيما براى آگهىهاى بازرگانى است. اسفند ماه سال گذشته صدا و سيما «ضوابط کاري» خود را تغيير داده به نحوى که «اضافه پخش» آگهى را براى نخستين بار براى سال 88 از 30 درصد به 60 درصد رسانده است.به گفته اين منبع آگاه، سياستهاى تشويقى در صدا و سيما براى جذب آگهى هميشه هست، اما چنين اقدام بىسابقهاى جالب توجه بود و نشان مىدهد که مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملي، وقوع چنين رکودى را در آگهىهاى تلويزيونى پيشبينى کرده بودند.
او مىافزايد: افت سفارش آگهى هميشه وجود دارد اما اين بار منحنى آگهىها به صورت معنىدارى حرکت مىکند. اگر بخشى از دلايل اين رکود به وجود آمده به محدوديت هاى اقتصادى ايران يا وجود مشکلات مختلف نزد صاحبان صنايع بازمىگردد، بخش ديگرى را بايد در عوامل ديگرى جستوجو کرد. عواملى که بيش و کم در رفتارهاى اجتماعى مردم و عملکرد صدا و سيما در انعکاس رويدادهاى اخير ريشه دارد. اما آيا اين رکود پابرجا مىماند؟
اين منبع آگاه پاسخ مىدهد: اگر صدا و سيما پيش از آغاز سال 88 پيشبينى چنين بحرانى را در آگهىهاى تلويزيونى داشته باشد بايد پذيرفت که براى برونرفت از بحران آگهىها هم استراتژى داشته باشد. 300، 400 يا حتى 500 ميليارد تومان درآمد براى سازمان عريض و طويلى که رديف بودجه جداگانهاى دارد و به صورت انحصارى نيز در ايران فعاليت مىکند رقم بالايى نيست؛ اما بالاخره اين هم درآمدى است که قطعا مسئولان رسانه ملى نمىتوانند از آن چشمپوشى کنند.
نامه اعتراضی انجمن صنفی روزنامه نگاران به شاهرودی
در اين نامه که خطاب به آيت الله محمود هاشمی شاهرودی آمده است: «چنان که مستحضريد بعد از انتخابات دوره دهم گروهی از روزنامه نگاران که تنها سلاح آنها قلم و فکرشان است، بدون هيچ گونه اتهامی بازداشت شدهاند و متاسفانه تا به امروز هيچ گونه اطلاع رسانی درباره نوع اتهامات اين افراد به خانواده يا وکلای آنها ابلاغ نشده است.»
این انجمن می نویسد: «قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، در اصول گوناگون و به ويژه در فصل سوم، حقوق متعدد شخصی، اجتماعی، قضايی و فکری، گروهی و … را برای شهروندان قائل شده است و حضرتعالی نيز در آيين نامه حقوق شهروندی که بعدها به قانون تبديل شد، به حق و انصاف بر چنين حقوقی تاکيد کردهايد.»
اين بيانيه می افزايد : «در حالی که طبق ماده سوم قانون مطبوعات کسب و انتشار اخبار داخلی و خارجی به منظور افزايش آگاهی عمومی…حق قانونی مطبوعات است، در اين ايام عملا اين حق از سوی نهادهای نظامی و انتظامی از روزنامه نگاران و جرايد سلب شد و حضور هر روزنامهنگاری در محل رخدادهای اخير با دستگيری و ضرب وشتم همراه بوده است.»
به نوشته انجمن صنفی روزنامه نگاران، «آنها [ماموران امنيتی] حتی دبير کميته حقوقی انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران، جنابآقای کامبيز نوروزی(حقوقدان) را که در تمامی مدت همکاری خود با اين انجمن جز تاکيد بر رعايت قانون و پیگيری مجدانه حقوق روزنامه نگاران، کاری ديگر نکرده بود، بدون هيچ اتهامی دستگير و زندانی کردهاند. »
پیشتر، مهدی کروبی نیز با انتشار نامه ای خطاب به رئيس قوه قضائيه از وی خواست تا در آخرين روزهای رياستش تلاش های خود برای آزادی روزنامهنگاران و زندانيان سياسی را که در حوادث اخير بازداشت شدهاند، افزايش دهد.
کروبی در نامه خود که در تاريخ ۱۹ تير نوشته شده است با تاکيد بر اينکه « ممکن است که کروبی را هم به ديار فانی بفرستند اما ملت زنده می ماند و حق خود را می گيرد»، خطاب به محمود هاشمی شاهرودی نوشته « من از مقامات دلسوز نظام می خواهم که اجازه ندهند اين روشها که به زيان کشور و نظام است ادامه يابد. »
ماموران امنیتی ایران در هفته های اخیر، در پی اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، صدها نفر از روزنامه نگاران، شخصیت های سیاسی، فعالان حقوق بشر و معترضان را دستگیر کردند.
بسیاری از نهادهای بین المللی حقوق بشر نگرانی خود را از وضعیت این زندانیان ابراز کرده و گفته اند که طبق برخی از گزارش های دریافتی برخی از این زندانی ها شکنجه شده اند.
میرلوحی: حزب موسوی قطعا تشکیل میشود
معاون حقوقي و پارلماني دولت اصلاحات با اشاره به دليل واكنش برخي افراد و رسانهها نسبت به انتشار خبر احتمال تاسيس حزب توسط ميرحسين موسوي، گفت: دليل اين امر آن است كه حضرات طاقت شنيدن سخن مردم را ندارند و اطلاعاتشان از جامعه محدود به لايه مداحان اطراف خودشان شده است.
محمود ميرلوحي در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، در پاسخ به سوالي در مورد تاسيس حزب توسط ميرحسين موسوي، اظهار داشت: آقايان بايد از اين مساله خوشحال باشند.در حالي كه فرياد قانونگرايي آقايان همه جا را پر كرده است، خوب است كه به مواد 63 و 93 قانون انتخابات و ماده 40 جرائم نيروهاي مسلح درباره ضرورت عدم موضع گيري مقامات له يا عليه يك كانديدا و …، نگاهي بيندازيم كه در اين صورت مشخص ميشود قانون تا چه اندازه در نزد مقامات ما مظلوم است.
معاون حقوقي و پارلماني دولت اصلاحات اظهار كرد: مخالفان فقط برخي اصول قانون را با تفاسير خاص خود قبول دارند و اصول مربوط به آزادي تجمعات، آزادي بيان و … را كه نص صريح قانون است به رسميت نميشناسند. لذا طبيعي است كه در برابر تاسيس حزب از سوي موسوي هم بيتابي كنند.
مير لوحي تاكيد كرد: حزب مير حسين موسوي قطعا تشكيل ميشود و ظرفيت وي نيز خيلي بيشتر از آن است كه دربرابرسخن چند فرد غيرمسئول عقب نشيني كند.
معاون حقوقي و پارلماني دولت اصلاحات در پايان با تاكيد بر اينكه احزاب در وزارت كشور مظلوم هستند و بيشترين تلاش براي تضغيف آنها انجام ميگيرد، تصريح كرد: اينها در صدد بستن راههاي قانوني در مقابل مردم هستند و هم اكنون قانون در واقع به وسيلهاي در خدمت رقيب تبديل شده است.
اکبر گنجی: بازداشت فرزند حجاریان برای شکستن او صورت گرفته است
فکر می کنم این پرسش برای همه مهم باشد که دلیل بازداشت محسن حجاریان ،فرزند سعید حجاریان، چیست؟ من به سهم خود کوشش می کنم تا به این پرسش پاسخ گویم. برای پاسخ به این پرسش به دو شاهد استناد خواهم کرد:
اول- ماجرای عباس عبدی: همه نامه 30 صفحه ای عباس عبدی در خصوص ماجرای دادگاه شان و مسائل پشت پرده ای که منتهی به آن شد را به یاد داریم. عبدی به خوبی شرح داده بود که یکی از دلائل آن ماجرا، این بود که همسر و فرزندشان بازداشت نشوند. پیشنهاد من این است که همه آن نامه را دوباره به دقت بخوانند تا با سازو کارهای دستگاه امنیتی آقای خامنه ای آشنا شوند. جزئیات تکان دهنده ی آن نامه، که در وقتی که عبدی هنوز در زندان بود منتشر شد، نشان دهنده ی اخلاق کشی های این رژیم است.
دوم- ماجرای خودم: در زمان اعتصاب غذا در بیمارستان دائماً مرتضوی و بازجویان رده بالا به سراغ من می آمدند تا به اعتصاب غذا پایان دهم. من از ابتدا با خود شرط کرده بودم که فریب تهدیدها و وعده های دستگاه سلطان را نخورم. برای اینکه بتوانم به مقاومت ادامه دهم، با خود به توافق رسیدم که در جنگ اسیر دشمن شده ام. هرچه آنها بخواهند، خواست دشمن ایران(علی خامنه ای) و ایرانیان(علی خامنه ای) است.
مرتضوی دائماً وعده های دورغین اش را تکرار می کرد. وقتی نتیجه نمی گرفت، تهدیدها آغاز می گشت. اینکه مادر و خواهر و همسر و فرزندانت را بازداشت خواهم کرد. از همه جالب تر آن بود که یک روز نامه ی آیت الله منتظری و نامه دکتر سروش را برایم آورد و گفت “تو که اینها را قبول داری، پس به اعتصاب غذا پایان ده”.
در یکی از روزهایی که با آخر خط فاصله ای به اندازه ی دقیقه ها داشتم، سردسته ی بازجویان بالای سرم آمد و حکم بازداشت همسرم را با امضای مرتضوی نشانم داد و گفت: “اگر به اعتصاب غذا پایان ندهی همین حالا مأموران همسرت را بازداشت خواهند کرد”. به او گفتم کار خوبی است حتماً او را بازداشت کن تا مردم بهتر با روش های خامنه ای آشنا شوند. تهدید کرد:” مادرت را هم بازداشت می کنیم، او با رادیو فردا مصاحبه کرده و تو را جای امام حسین گذاشته و “آقا” را یزید و شمر خوانده است”. گفتم همین کار را بکن، کار خوبی است. او رفت. فردای آن روز قهرمانانه بازگشت و گزارش داد که “امروز مأمورین به منزلت ریخته اند و همسرت را با دستبند به تخت خواب بسته اند و همه ی خانه را جست و جو کرده و از آن فیلم برداری کرده اند”. من راهی جز مقاومت نمی دیدم.
نتیجه: هر کس زندان های علی خامنه ای را تجربه کرده باشد، به خوبی می داند که بازداشت فرزند حجاریان برای شکستن او صورت گرفته است. آنها چیزهایی از حجاریان خواسته اند که او زیر بار نرفته است. برای اینکه حجاریان به خواست آنها تن دهد، فرزندش را گروگان گرفته اند تا به او نشان دهند تا کجاها حاضرند پیش روند. بازداشت سعید حجاریان، با توجه به وضعیت جسمی اش، فقط و فقط ، باید جنایت به شمار آید. بازداشت فرزند او هم بخشی از پروژه ی جنایت کارانه ی آنان برای رسیدن به هدف از هر راهی است. جنازه ی ندا و سهراب اعرابی دست های خون آلود سلطان را نشان همه دادند. بازداشت فرزند حجاریان هم نمایانگر سرشت نظام سلطانی است.
اکبر گنجی: بازداشت فرزند حجاریان برای شکستن او صورت گرفته است
فکر می کنم این پرسش برای همه مهم باشد که دلیل بازداشت محسن حجاریان ،فرزند سعید حجاریان، چیست؟ من به سهم خود کوشش می کنم تا به این پرسش پاسخ گویم. برای پاسخ به این پرسش به دو شاهد استناد خواهم کرد:
اول- ماجرای عباس عبدی: همه نامه 30 صفحه ای عباس عبدی در خصوص ماجرای دادگاه شان و مسائل پشت پرده ای که منتهی به آن شد را به یاد داریم. عبدی به خوبی شرح داده بود که یکی از دلائل آن ماجرا، این بود که همسر و فرزندشان بازداشت نشوند. پیشنهاد من این است که همه آن نامه را دوباره به دقت بخوانند تا با سازو کارهای دستگاه امنیتی آقای خامنه ای آشنا شوند. جزئیات تکان دهنده ی آن نامه، که در وقتی که عبدی هنوز در زندان بود منتشر شد، نشان دهنده ی اخلاق کشی های این رژیم است.
دوم- ماجرای خودم: در زمان اعتصاب غذا در بیمارستان دائماً مرتضوی و بازجویان رده بالا به سراغ من می آمدند تا به اعتصاب غذا پایان دهم. من از ابتدا با خود شرط کرده بودم که فریب تهدیدها و وعده های دستگاه سلطان را نخورم. برای اینکه بتوانم به مقاومت ادامه دهم، با خود به توافق رسیدم که در جنگ اسیر دشمن شده ام. هرچه آنها بخواهند، خواست دشمن ایران(علی خامنه ای) و ایرانیان(علی خامنه ای) است.
مرتضوی دائماً وعده های دورغین اش را تکرار می کرد. وقتی نتیجه نمی گرفت، تهدیدها آغاز می گشت. اینکه مادر و خواهر و همسر و فرزندانت را بازداشت خواهم کرد. از همه جالب تر آن بود که یک روز نامه ی آیت الله منتظری و نامه دکتر سروش را برایم آورد و گفت “تو که اینها را قبول داری، پس به اعتصاب غذا پایان ده”.
در یکی از روزهایی که با آخر خط فاصله ای به اندازه ی دقیقه ها داشتم، سردسته ی بازجویان بالای سرم آمد و حکم بازداشت همسرم را با امضای مرتضوی نشانم داد و گفت: “اگر به اعتصاب غذا پایان ندهی همین حالا مأموران همسرت را بازداشت خواهند کرد”. به او گفتم کار خوبی است حتماً او را بازداشت کن تا مردم بهتر با روش های خامنه ای آشنا شوند. تهدید کرد:” مادرت را هم بازداشت می کنیم، او با رادیو فردا مصاحبه کرده و تو را جای امام حسین گذاشته و “آقا” را یزید و شمر خوانده است”. گفتم همین کار را بکن، کار خوبی است. او رفت. فردای آن روز قهرمانانه بازگشت و گزارش داد که “امروز مأمورین به منزلت ریخته اند و همسرت را با دستبند به تخت خواب بسته اند و همه ی خانه را جست و جو کرده و از آن فیلم برداری کرده اند”. من راهی جز مقاومت نمی دیدم.
نتیجه: هر کس زندان های علی خامنه ای را تجربه کرده باشد، به خوبی می داند که بازداشت فرزند حجاریان برای شکستن او صورت گرفته است. آنها چیزهایی از حجاریان خواسته اند که او زیر بار نرفته است. برای اینکه حجاریان به خواست آنها تن دهد، فرزندش را گروگان گرفته اند تا به او نشان دهند تا کجاها حاضرند پیش روند. بازداشت سعید حجاریان، با توجه به وضعیت جسمی اش، فقط و فقط ، باید جنایت به شمار آید. بازداشت فرزند او هم بخشی از پروژه ی جنایت کارانه ی آنان برای رسیدن به هدف از هر راهی است. جنازه ی ندا و سهراب اعرابی دست های خون آلود سلطان را نشان همه دادند. بازداشت فرزند حجاریان هم نمایانگر سرشت نظام سلطانی است.
پیگیری استاد شجریان از طرق قانونی برای جلوگیری از پخش آثارشان در صدا و سیما
دقایقی پیش با خبر شدیم، استاد محمدرضا شجریان از طریق شکایت به قوهی قضاییه، پیگیر عدم پخش آثارشان در صدا و سیما هستند. استاد در گفتوگویی که فایل صوتی آن بهزودی از طریق سایت «شجریانیها» منتشر خواهد شد، اعلام کردند بهدلیل ادامهی پخش آثارشان از صدا و سیما، موضوع ممنوعیت پخش صدایشان در این رسانه را از طریق مجاری قانونی پیگیری خواهند کرد. ایشان همچنین تأکید کردند که نگران مشکلات احتمالی آتی نخواهند بود و موضوع را تا رسیدن به حق خود پیگیری خواهند کرد.
واکنش فخرالدینی و رفیعی به اظهارات دفتر موسیقی ارشاد:فخرالدینی: بیماریم مربوط وقایع اخیر است رفیعی: فضای ناآرام مناسب اجرا نیست، شجریانیها
هفته گذشته دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد، در اطلاعیهای اعلام کرد که تاکنون هیچ درخواستی برای صدور مجوز کنسرت استاد شجریان ارائه نشده است. همچنین در خبری در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) اعلام شده است که لغو کنسرت ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی بهدلیل بیماری رهبر ارکستر ـــ فرهاد فخرالدینی ـــ بوده است. در ادامه واکنش فرهاد فخرالدینی، رهبر ارکستر ملی و محمدعلی رفیعی مدیر برنامههای شرکت دلآواز میخوانید…
فرهاد فخرالدینی رهبر ارکستر ملی در واکنش به اظهارات دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: «بیماری من به خاطر مشاهده وقایع دل خراش اخیر بوده و در واقع علت اصلی لغو کنسرت ارکستر ملی به همین موضوع برمی گردد». همچنین او خاطرنشان کرد که پیش از این کیوان ساکت سولیست ارکستر ملی در اعتراض به اتفاقات اخیر انصراف خود را از حضور در این ارکستر اعلام کرده بود. او ابراز داشت: «فضای ناآرام و ملتهب کنونی موقعیت خوبی برای اجرای برنامههای موسیقی نیست برنامههای این ارکستر تا بدست آمدن آرامش مناسب در جامعه به تعویق افتاده است».
همچنین محمد علی رفیعی مدیر برنامههای محمد رضا شجریان در گفتوگویی اعلام کرد: «درخواست مجوزی از طرف شرکت دل آواز برای اجرای کنسرت موسیقی در تیرماه امسال به وزارت ارشاد داده نشده». همچنین او اظهار داشت در فضای ناآرام و ملتهب کنونی موقعیت مناسبی برای اجرای برنامه موسیقی نیست. وی همچنین ابراز داشت اجرای این برنامه زنده، تا بهدست آمدن فضایی مناسب و آرام به تعویق افتاده است
بیانیه شماره 3 ستاد 88
ومکرو مکرا.. و ا.. خیرالماکرین
ملت صف شکن و در صحنه ایران، حامیان آزادی، استقلال و آرمان های انقلاب ۵۷ و دوستداران رئیس جمهوری میرحسین موسوی
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با حضور ملتی که برای پاسداری از آرمان های انقلاب ۵۷ و قانون اساسی نظام مبتنی بر رای مردم به پا خواسته بودند می توانست سرنوشت ایران عزیز را در برآمدن آزادی و استقلال خویش به سوی آشتی ملی و اقتدار جهانی رهنمون کند و کشور را که در دوران دولت دروغ و ریا و تزویر با حضیض ذلت در صحنه خارجی و بی اعتمادی ملی در صحنه داخلی مواجه بود دوباره با اعتبار و سرشار از اعتماد نماید. امیدی که متاسفانه با کوتای مخلمین ارباب قدرت و اصحاب نخوت در اندک زمانی به یاس تبدیل شد و حجت را بر آنانی تمام کرد که انتظار خویش در پاسداری از رای ملت طلب می کردند.ما، یاران و یاوران شما ملت شریف ایران در ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی (ستاد ۸۸)، همراه با دیگر گروه های حامی رئیس جمهوری منتخب، میرحسین موسوی، تمام تلاش خود را برای این پرشکوه تر برگزار شدن انتخابات به کار بسته بودیم تا اثبات نماییم سرنوشت نظام جمهوری اسلامی از دل صندوق های رای مردم ایران تعیین می شود. اما سناریوی خودکامگان از یک سو و آلت دست آنان از سوی دیگر به همراه بادمجان دور قاب چین هایی که حکم بر تکفیر یاران امام می دادند و برای این حکم نه تنها از ائمه معصوم و پیغمبر معظم یاد می نمودند، بلکه در وقاحتی آشکار، خدا را وارد معرکه دعوای جناحی خویش می کردند، همه و همه میدانی از صحنه جنگی را به تصویر می کشید که در نزد آنان تنها با خون قابل حل بود. این در حالی است که تمام حرف ما، یاران رئیس جمهوری میرحسین موسوی، اعتراض در سکوت و شکست حلقه دروغین دولتیان غاصب و دزدان رای ملت و دروغ گویان آمار دولت است.ما انتخابات برآمده از رای ملت در 22 خرداد 88 را تنها با ریاست جمهوری میرحسین موسوی، مشروع و مقبول می دانیم و هیچ گاه شرافت و حیثیت خودمان را در راه این دولت غصبی موجود که قصد دارد در مرداد ماه حکم تنفیض بگیرد نیز قربانی نخواهیم کرد. ما از شیوه های اعتراض رئیس جمهوری منتخب، میرحسین موسوی و کاندیدای باثبات، مهدی کروبی و همچنین اعتراضات رئیس جمهوری پیشین، سید محمد خاتمی، حمایت می کنیم و به اسباب اعتراف گیری که این روزها بنا را بر شیوه های زندان استالینی قرار داده اند هشدار می دهیم که آنچه مخالفان پیغمبر بر محمد مصطفی می کردند حیله و نیرنگی بود که در نهایت دامان خودشان را آلوده کرد و خداوند مکر آنان را بر خودشان بازگرداند. این سنت تاریخ است، هرچند اگر قرار باشد در یک بازآفرینی تاریخی توسط اصحاب ارتجاع، ا..اکبر مردم و حمل شمایل ائمه معصوم توسط یاران میرحسین در نظر برخی از خودفروختگان به قدرت، همان قرآن بر سر نیزه کردن یاران معاویه و عمروعاص تلقی شود. این به خواب رفتگان غافل هستند که آنکه قرآن بر سر نیزه می کرد سپاه و جبال و جبروت داشت که در برابر علی و یاران پیغمبر به هراس افتاده بود. اگر قرار باشد کسی امروز بازآفرین معاویه و دولت دروغ و نیرنگ وی باشد، مطمئناً او امیرحسین نیست که نه از سپر و نیزه داران و حکومت خودکامگان و سپاه تا بن و دندان مسلحان کامی گرفته است و نه ارباب ریا و تزویر چون عمروعاص های زمانه که مروجان دروغ و نیرنگ هستند، به حمایتش برخاسته اند و نه دینداران اهل تذبذب، هر روز و هر شب به تحسین و تمجیدش دست می زنند و در خواب خفتگی جهالت فرویش می برند. آنکه به روش مامون عباسی و وزیر نابکارش، فضل بن سهل، لباس علویان بر تن کرد تا خود را همراه جامعه ای که به میمنت حضور علی بن موسی الرضا، سبزپوش شده بود درآورد، همان کسی است که در فردای پیروزی دروغینش، شال سبز بر گردن انداخت و خود را سید خواند، باشد که سبزپوشان را یاران خویش بداند. غافل از اینکه اگر از مامون و معاویه نام نیکی در تاریخ باقی ماند از این فرومایگان نیز به نیکی یاد خواهد شد.
ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی (ستاد ۸۸)
آیت الله بیات زنجانی:کارمندان دولت اگر ماندنشان صرفاً باعث تقویت دولت نا مشروع می شود، نمی توانند در آن محل مانده و باعث این تقویت شوند
دیدار مهدی کروبی با خانوادههای حجاریان،امینزاده،طباطبایی،صمیمی وشهیدی
عضو هيأت رئيسه كانون سهامداران حقيقي: قطع پيامك سهامداران مخابرات را متضرر كرد .
قنبری: لابد باید «وکیلالدوله»باشیم تا حقوقمان حلال باشد
داریوش قنبری در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس، در خصوص مطلب امروز روزنامه کیهان که مدعی شده بود «قنبری از مواضع افراطی خود در مورد عدم شرکت در جلسات رای اعتماد عقب نشینی کرده است»، گفت:«گویا قرار است که کیهان برای فراکسیون خط امام تعیین تکلیف کند.»
وی با اشاره به مصاحبهای که باشگاه خبرنگاران به نقل از او منتشر کرده و موجب شده کیهان بگوید قنبری از مواضع خود عقبنشینی کرد، اظهار داشت:«شکی نیست که یکی از مهمترین دستور کارهای مجلس بعد از تعطیلات بررسی کابینه جدید است، اما موضع فراکسیون خط امام چیز دیگری است.»
نماینده ایلام تصریح کرد:«بنده بعد از مصاحبهای که با سایت پارلماننیوز (پایگاه خبری فراکسیون خط امام )داشتم هیچ مصاحبه دیگری انجام ندادهام و مصاحبه منتشر شده با باشگاه خبرنگاران را تکذیب میکنم و اصلا نگفتهام که اقلیت و اکثریت مجلس باید تلاش کند تا کابینه قوی شکل بگیرد.»
قنبری تاکید کرد:«تا زمانیکه ابهامات انتخابات برای فراکسیون خط امام رفع نشود و ما به این نتیجه نرسیم که دولت اصلا مجلس را قبول دارد و میخواهد با آن کار کند یا نه، بر سر موضع خود (عدم شرکت در جلسات رای اعتماد وزرا)باقی هستیم و این موضع معتبر است.»
سخنگوی فراکسیون خط امام تصریح کرد:«اعضای فراکسیون خط امام در مورد ابهامات انتخابات سئوالاتی از وزرا مطرح کردند که آنها حاضر به پاسخگویی نشدند تا زمانیکه وزرا اینگونه با مجلس برخورد میکنند چگونه باید مجددا به آنها رای اعتماد داد؟»
وی همچنین در واکنش به نمایندهای که گفته بود «حقوق نمایندگانی که دولت احمدینژاد را مشروع نمیدانند حرام است»، خاطر نشان کرد:«بله، حتما باید مثل ایشان وکیلالدوله بود تا حقوقمان حلال باشد.»
آيتالله نوريهمداني : رابطه خوب دولت با چين، نبايد باعث تفاوت گذاشتن بين شرق و غرب شود
محسن حجاریان فرزند سعید دستگیر شد .
خانواده حجاریان در روزهای اخیر به نامه نگاری هایی با مراجع تقلید پرداختند و خواستار اعلام موضع در باره ی دستگیری سعید حجاریان شدند، آیت الله منتظری و آیت الله بیات زنجانی هم به نامه ی خانواده ی حجاریان پاسخ داده اند.
هفت تئوریپرداز دولت نهم
سانسور سخنان آیت الله استادی در رسانه دولتی
روزنامه جمهوری اسلامی در ستون جهت اطلاع امروز خود نوشت:تقريبا هيچ يك از رسانه هاي دولتي و حامي دولت اظهارات آيت الله استادي در مورد رفتار افراطي يك روحاني حامي احمدي نژاد را منتشر نكرده اند. عصر ايران به نقل از خبر آنلاين نوشت : اين رسانه ها درحالي مبادرت به اين سانسور خبري كردند كه اقدام رسانه هاي مستقل را نيز كذب خواندند. آيت الله استادي امام جمعه موقت قم ضمن بيان بيماري خود و توضيح لزوم استراحت چند ماهه به رفتار طلابي كه با سازماندهي معممي تندرو پس از انتخابات 22 خرداد اقدام به تظاهرات كرده بودند شديدا اعتراض كرد و بالحني گلايه آميز گفت چرا با اين افراد برخورد نمي شود رسانه هاي دولتي نه تنها اين خبر را سانسور كرده اند بلكه به منتشر كنندگان اين خبر نيز اعتراض كرده اند كه چرا دليل عدم حضور آيت الله استادي را در نماز جمعه قم منتشر كرده اند. در هفته هاي قبل از انتخابات با وجود حساسيت شديد فضاي كشور نماز جمعه قم بدون حضور آيات جوادي آملي اميني و استادي برگزار شد. دليل اين عدم حضور اعتراض به رفتار عده اي در نماز جمعه قم كه عليه آيت الله جوادي آملي شعار داده بودند اعلام شد اما رسانه هاي دولتي از انتشار هر نوع خبري در اين زمينه خودداري كردند.
سهراب به خاک سپرده شد .
شرکت کنندگان در مراسم خاکسپاری پلاکاردهایی را بهمراه داشتند که بروی آن شعارهایی نظیر "برادر شهیدم، رأیت را پس می گیرم" و " برادر شهیدم، راهت ادامه دارد"، بچشم می خورد.
سی.ان.ان گزارش می دهد که مادر سهراب در طی مراسم از هوش رفت. شرکت کنندگان همچنین با بالا گرفتن دو انگشت به شکل V، بمعنای پیروزی، مراسم را ادامه داده اند. فریادهای الله اکبر در طول مراسم از سوی عزاداران بارها سرداده شده است. یکی از عزاداران حاضر در مراسم با خواندن شعری، خطاب به سهراب گفت" کاری که با تو کرده اند، حتی یک حیوان در حق یک حیوان دیگر انجام نمی دهد".
بنا بر اعلام آگاهی تهران که بستگان سهراب اعرابی توانسته اند در این محل از روی عکس های کشته شدگان ناشناس وی را شناسایی کنند، سهراب اعرابی در تاریخ بیست و پنجم خرداد کشته شده، ولی کالبد وی روز بیست و نهم خرداد به پزشک قانونی کهریزک تحویل داده شده است.
کمپین حقوق بشر خواستار تحقیقاتی مستقل در مورد نحوۀ کشته شدن سهراب و همچنین علت تأخیر در تحویل کالبد وی به خانواده اش شده است.
