۱۲ شهریور ۱۳۸۸

محسن کدیور : باید کمربندها را محکم ببندیم، روزهای سخت‌تری در پیش است

هیچ‌گاه فکر نمی‌کردم که رژیم جمهوری اسلامی به این درجه از فساد رسیده باشد - باید کمربندها را محکم ببندیم، روزهای سخت‌تری در پیش است - ملت از روحانیت و حوزه در احقاق حقوق ملی و طبیعی و اعتراض به ظلم نهادینه به مراتب جلوتر است - آنچه با نفی شرع و قانون و اخلاق حفظ می‌شود نظام اسلامی نیست، نظام شیطانی است

- مشکل اصلی کشور ما مقامات غیر پاسخگو و پرمدعا است. به کدام دلیل اسلامی و قانونی عملکرد رهبری که امّ و اساس اکثر بحرانهای اخیر است، مورد ارزیابی و نظارت قرار نمی گیرد؟ چرا مجلس خبرگان رهبری به وظیفه قانونی و شرعی خود عمل نمی کند؟ مردم اعضای این مجلس را به دلیل مجامله و سکوت سؤال برانگیزشان نخواهند بخشید. امروز هر کس به ندای "هل مِن ناصر" (دادخواهی) این ملت مظلوم لبیک نگوید، روسیاه است و غیرمعذور. صحنه امتحان بزرگی است. حکام رژیم جمهوری اسلامی به دلیل تجاوز نهادینه به حقوق ملت و خیانت در امانت ملی و سرکوب وحشیانه اعتراض مسالمت آمیز مردم، مغضوب ملت ایرانند. اهل سکوت و مماشات و مجامله در هر کسوت و مقام و موقعیت نیز عمله ظلمه محسوب می شوند و حامی بی‌جیره و مواجب ولایت جائر.

- امروز اگر از مردم ایران بپرسیم، آیا این رژیم به موازین دینی، اخلاقی و قانونی پایبند است، اکثریت می‌گویند خیر. بنابراین ما الان با حکومتی مواجهیم که به لحاظ دینی و اخلاقی و قانونی رفوزه شده است. آن کسی که رفوزه شده رژیم جمهوری اسلامی است نه نخبگانی چون آیت‌الله منتظری و صانعی و طاهری و یا جوانانی که برای یافتن رای گم‌شده خود به خاک و خون غلتیدند.

- قبل از انقلاب می‌گفتند چه فرمان یزدان چه فرمان شاه، پس از انقلاب هم می‌گویند مخالفت با رهبری مخالفت با خدا و رسول و ائمه است. آیا شرک معنایی جز این دارد؟

- مطمئنا موسوی و کروبی آمده بودند تا جمهوری اسلامی را اصلاح کنند، اما به نظر می‌رسد که نهادهای تحت امر ولایت فقیه با این اعمالی که انجام دادند، می‌خواهند به همه ثابت کنند که این نظام اصلاح‌ناپذیر است.

- مشکل اصلی حکومت فعلی این است که می‌پندارد حق مطلق است. بیشترین تخلف از قانون اساسی توسط مقام رهبری و رئیس جمهوری صورت گرفته است. بر اساس همین قانون اساسی با همه تناقض‌های بنیادیش می‌توان با تکیه بر فصل سوم آن به کف مطالبات مردم ایران جامه عمل پوشانید. اگر بخواهیم واقعا قانون را اجرا کنیم اولین کسانی که از گردونه خارج می‌شوند، حکام فعلی‌اند. البته قانون به روایت حقوقدانان و وکلای مستقل و باسواد، نه قانون به روایت وابستگان قدرت و کم خردهای پرمدعا.

دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تاكید كرد:«حرص قدرت در جناح مخالف اصلاح طلبان باعث شده است تا ‌آنان قدرت تحلیل سیاسی خود را هم از دست بدهند.»

دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تاكید كرد:«حرص قدرت در جناح مخالف اصلاح طلبان باعث شده است تا ‌آنان قدرت تحلیل سیاسی خود را هم از دست بدهند.»

سید حسین موسوی تبریزی در گفتگو با ایلنا، در پاسخ به سوالی در مورد ”تخریب جناح اصلاح طلب توسط برخی رسانه های اصولگرا“ با اشاره به اینكه بخشی از جریانات سیاسی در ابتدای پیروزی انقلاب به تخریب شخصیت و در نهایت حذف فیزیكی چهره هایی چون شهیدان بهشتی و مطهری می‌پرداختند، اظهار داشت:«در جوامع همواره عده‌ای هستند كه كه به دلیل دارا نبودن فضائل مورد نظر جامعه، موجودیت خود را فقط در نفی دیگران می‌بینند و لذا دست به تخریب شخصیت افراد مقبول جامعه می زنند، همانگونه كه در ابتدای انقلاب مجاهدین خلق اینگونه رفتارها كردند.»

وی افزود: «یكی از دلایل مظلومیت ائمه (ع) هم این مساله بود، زیرا اگر آن بزرگواران آزاد بودند، جایی برای بنی‌امیه و بنی عباس باقی نمی‌ماند.»

رئیس خانه احزاب با بیان اینكه نمی‌خواهم گروه‌های فعلی را با گروههای اول انقلاب مقایسه كنم، تصریح كرد:«اینها در مقابل رقیب احساس ضعف می‌كنند و لذا به حربه‌های كهنه‌ای مانند اتهام ارتباط با خارج متوسل می‌شوند، در حالی كه مردم بخاطر دسترسی به رسانه‌های غیر از صدا و سیما از همه چیز مطلع هستند و در واقع حرص قدرت در جناح مخالف اصلاح طلبان باعث شده است تا ‌آنان قدرت تحلیل سیاسی خود را هم از دست بدهند.»

موسوی تبریزی با اشاره به اتهام ارتباط با خارج با بیان اینكه این نوع ارتباط راه‌های خاص خودش را دارد، گفت:«اگر ما برای اثبات این اتهام به این استناد كنیم كه حرفهای ما در bbc و صدای آمریكا پخش می‌شود، این سخن درستی نیست، زیرا این رسانه‌ هامذاكرات مجلس را هم نقل می‌كنند و قطعا ارتباط با خارج اینگونه اثبات نمی‌شود.»

وی افزود: «از سوی دیگر اگر گفته شود كه بیان سخنان ما توسط خارجی‌ها دلیل رابطه با بیگانه است، باید ببینیم منظور چه سخنانی است كه اگر اشاره به سخنانی چون ضرورت وجود آزادی، حق برخورداری متهمان از وكیل و ... باشد، باید گفت این مطالب در قانون اساسی هم آمده است و ربطی به عنصر خارجی ندارد.»

دادستان كل كشور در زمان امام(ره) تاكید كرد:«تنها دلیل ارتباط با بیگانگان این است كه گروهی متعلق به داخل كشور با عناصر خارجی نقشه‌ای برای براندازی نظام در صورت به قدرت رسیدن بكشند و در این زمینه مدارك محكمی هم وجود داشته باشد.»

موسوی تبریزی با اشاره به اینكه در یكی از جلسات دادگاه‌ها یكی از كارمندان سفارت انگلستان به عنوان متهم از جمع آوری اطلاعات توسط این سفارتخانه سخن می‌گفت، اظهار داشت: «یكی از كارهای همه وزارتخانه‌ها جمع‌آوری اطلاعات و كسب اطلاع از میزان قدرت جریانات سیاسی در یك كشور است و سفارتخانه‌های ما در سایر كشورها نیز این كار را انجام می‌دهند كه امر منفی و عجیبی نیست.»

رئیس خانه احزاب با بیان اینكه ما هم پیش از سفرهای خارجی از وزارت خارجه درخواست اطلاعات می‌كنیم و آنها هم از سفارتخانه‌ها كسب اطلاع می‌كنند، ادامه داد:«اینكه فردی را به دادگاه بیاورند و او را وادار به گفتن این مطلب كنند كه ما در سفارتخانه موظف به جمع آوری اطلاعات بوده‌ایم، دلیل ارتباط اعتراضات مسالمت آمیز اخیر با بیگانگان نیست.»

موسوی تبریزی با بیان اینكه با برگزاری این قبیل دادگاه‌ها حیثیت نظام آسیب می بیند، این سوال را مطرح كرد كه آیا با الله اكبرهای شبانه حیثیت نظام بیشتر‌آسیب می بیند یا با برگزاری دادگاههای 50 و 100 نفره و آن كیفرخواست‌ها؟

وی تاكید كرد: «كیفرخواست‌های مطرح شده در دادگاههای اخیر بیشترین آسیب را به حیثیت نظام وارد كرد، در حالی كه رهبری بر توجه به این نكته بسیار تاكید كرده‌اند.»

دادستان كل كشور در دهه60 ادامه داد: «اینكه جوانی را در دادگاه بیاورند و او هم اظهار كند كه فریب بیگانگان را خورده است، حركت شایسته ای نیست، زیرا هر ادعایی باید بر اساس مدارك صحیح و البته با استفاده از حق دارا بودن وكیل بوده باشد.»

موسوی تبریزی در پایان تاكید كرد:هر اتهامی كه در جامعه طرح می شود، باید اثبات شود تا جامعه نیز‌آن را بپذیرد

واکنش مجمع روحانیون مبارز به سخنان فرمانده سپاه

این روزها شاهد اظهارات بی اساس و تهمت های فراوان از سوی دستگاه های تبلیغی و محافل خاص نسبت به شخصیت ها و گروه ها برای توجیه سیاست های نادرست و اقدام های خلاف شرع و قانون هستیم و تا وقتی فردی با مسؤولیت رسمی بالا، دروغی آشکار را مبنای تحلیلی نادرست و توجیه اقدام های خلاف و خشونت آمیز می کند چه باید کرد؟
فرمانده سپاه با دروغی بزرگ و تهمتی ناروا نسبت به حجة الاسلام و المسلمین خاتمی و آیت الله موسوی خوئینی، علاوه بر اینکه بی اعتباری به اصطلاح اعترافات افراد دستگیر شده را بیش از پیش نشان داد، به نهاد ارجمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عظمت گذشته آن اینک ابزاری در جهت توجیه سیاست های نادرست و انجام اقدام های ناسازگار با مبانی و ارزش های اسلام و انقلاب شده است جفا کرد.
آیا انتظار از مدعی العموم جدید برای نشان دادن عکس العملی مناسب نسبت به این اتهام و دروغ پردازی و موارد مشابه آن که موجب تشویش افکار و تحریک بعضی افراد و زمینه ساز اجرای برنامه های خطرناک می شود، به خصوص با توجه به وعده رییس محترم قوه قضائیه برای برخورد با تخلفات از هرکس و در هر مقام، انتظاری نا به جاست؟ به امید آنکه این انتظار شرعی و به حق، هر چه سریع تر جامه عمل پوشیده و این روند اقدامات مغایر با مصالح کشور و منافی با اخلاق و دین و قانون متوقف گردد.
روابط عمومی مجمع روحانیون مبارز - یازدهم شهریور هشتاد و هشت

نامه مهدی کروبی به آیتالله العظمی منتظری

سحام نیوز : مهدی کروبی با نگارش نامه ای به آیت الله منتظری از حمایت های ایشان از خویش در حوادث پس از انتخابات تقدیر کرد . در این نامه آمده است : " از اینکه بخاطر برخی حوادث و تعرضات پیش آمده بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری برای اینجانب از این حقیر تفقد نمودید و طی نامه ها و بیاناتی اظهار تاسف فرمودید لازم دانستم بدین وسیله تشکر و قدردانی خود را اعلام دارم . "
متن کامل این نامه به شرح زیر است :

محضر مبارک حضرت آیت اله العظمی منتظری (دامت عزه العالی )

سلام علیکم

ضمن عرض ارادت و آرزوی قبولی اعمال و عبادات در ایام این ماه مبارک ، سلامتی و عزت حضرتعالی را از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم.
از اینکه بخاطر برخی حوادث و تعرضات پیش آمده بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری برای اینجانب از این حقیر تفقد نمودید و طی نامه ها و بیاناتی اظهار تاسف فرمودید لازم دانستم بدین وسیله تشکر و قدردانی خود را اعلام دارم و از اینکه این پاسخ با کمی تاخیر خدمتتان ارسال می شود پوزش می خواهم.
تعرض و برخی توهین ها و ناملایمات برای شخص بنده و یا اشخاصی دیگر آنقدر اهمیت ندارد که متاسفانه ما در عمر خود شاهد باشیم ارزش ها و معیارهایی که هزاران نفر برای احیا و استقرار آنها در جامعه عمر و جوانی ، سلامتی و سرمایه های مادی و معنوی خود را در نیم قرن گذشته در این کشور گذاشته اند براحتی مغفول بماند و یا حتی عمداً زیر پا گذاشته شود . قانون اساسی میراث گرانسنگی که آن همه زحمات جمع کثیری از خبرگان و آزادگان و دلسوزان خدا ترس این ملت ، بعد از سال ها تحمل رنج و شکنجه و خفقان دوران ستم شاهی و با هزاران امید و آرزو به تصویب رسید و به تایید امام راحل (ره ) و ملت شریف ایران مزین شد ، براحتی اصول مسلم آن نادیده گرفته شود و گزینشی و یکطرفه ، برخی اصول آن تا حد آیات قرآن بزرگ داشته شود و برخی اصول که حاوی اساسی ترین حقوق ملت و آزادی های فردی و اجتماعی است و پرهیز از خودکامگی و دیکتاتوری را برای جامعه تضمین می کند براحتی زیر پا گذاشته شود. انتخابات آزاد و بیطرفانه عملاً در پرتو دخالت های مراکز قدرت بی معنا شود و آزادی احزاب و مطبوعات براحتی توسط مراکز خودکامه ای مورد تعرض قرار گیرد و دستگیری ها و زندانها و محاکمات غیر قانونی و غیر منطبق با اصول قانون اساسی امری عادی قلمداد شود و از همه وحشتناک تر به بهانه حفظ امنیت ، بزرگترین ناامنی ؛ حمله و کشتار و ضرب و شتم و شکنجه و.... برای جوانان و زنان و مردانی که فقط با احساس مسئولیت و امیدی که خودِ این مسئولین در آنها برانگیخته بودند که میتوانید آزادانه به هر کسی رای دهید و بعد دیده بودند که چگونه نتایج اعلامی برخلاف روال قانونی و با دخالت های علنی مسئولین اجرا و نظارت بر خلاف آرای آنها اعلام می شود ، به صحنه حساس مسئولیت آمده و در تظاهراتی آرام و حتی بدون شعار اعتراض خود را اعلام کردند و دیدیم که چگونه مورد تهاجم قرار گرفتند.
باری تحمل این شرایط ، بسیار دردناک تر و ناگوارتر از مسائلی است که برای اشخاص ایجاد کرده اند که به خاطر دفاع از حقوق ملت دچار تهاجم فیزیکی و توهین و افترا بشوند.
امید است خداوند متعال به همه مسئولین ما احساس مسئولیت و انگیزه امانتداری برای مردم و سعه صدر و تحمل حکومت داری عادلانه و رعایت اخلاق و دستورات اسلامی را عنایت فرماید و به همه اقشار جامعه به ویژه علما و بزرگان حوزه احساس مسئولیت و توان اعتراض و برخورد با قانون گریزی ها و قانون ستیزی ها عطا کند.

والسلام - مهدی کروبی 8/6/1388

نتیجه نهایی رای اعتماد مجلس

سرانجام با گذشت پنج روز از آغاز بررسي نمايندگان مجلس درباره وزراي پيشنهادي رئيس‌جمهوري براي تشكيل كابينه دهم، دقايقي پيش، اين تلاش نفس‌گير به پايان رسيد.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، امروز پس از بحث و بررسي درباره وزراي پيشنهادي دو وزارتخانه نفت و نيرو، دكتر احمدي‌نژاد كه بيش از دو ساعت براي سخنان نهايي خود فرصت داشت، به صحبتي چند دقيقه‌اي بسنده و ابراز اميدواري كرد كه تعامل دولت و مجلس به گونه‌اي پويا و مؤثر ادامه يابد.

بنا بر اين گزارش، پس از پايان سخنان رياست‌جمهوري، دكتر علي لاريجاني نيز دقايقي به ايراد سخن پرداخت و بلافاصه با اعلام حضور 286 نماينده در مجلس، آغاز رأي‌گيري را اعلام كرد.


بر اين اساس، آراي نمايندگان مجلس به وزاري پيشنهادي به شرح زير است:


وزير آموزش و پرورش: خانم سوسن کشاورز: موافق: 49 مخالف: 209 ممتنع: 28

وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات: آقای رضا تقي پور: موافق: 197 مخالف: 62 ممتنع: 27

وزير اطلاعات: حجت‌الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی: موافق: 194 مخالف: 67 ممتنع: 25

وزير اقتصاد و دارايي: آقای سید شمس الدین حسینی: موافق: 224 مخالف: 41 ممتنع: 21

وزير امور خارجه: آقای منوچهر متکی: موافق: 173 مخالف: 79 ممتنع: 34

وزير بازرگاني: آقای مهدي غضنفري: موافق: 158 مخالف: 91 ممتنع: 37

وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي: خانم مرضیه وحید دستجردی: موافق: 175 مخالف: 82 ممتنع: 29

وزير تعاون: آقای محمد عباسی: موافق: 163 مخالف: 83 ممتنع: 37

وزير جهاد کشاورزی: آقای صادق خليليان: موافق: 200 مخالف: 54 ممتنع: 32

وزير دادگستري: آقای مرتضی بختیاری: موافق: 225 مخالف: 36 ممتنع: 23

وزير دفاع: آقای احمد وحیدی: موافق: 227 مخالف: 54 ممتنع: 5

وزير راه و ترابري: آقای حمید بهبهانی: موافق: 167 مخالف: 83 ممتنع: 33

وزير رفاه و تأمين اجتماعي: خانم فاطمه آجورلو: موافق: 76 مخالف: 181 ممتنع: 29

وزير صنايع و معادن: آقای علی اکبر محرابیان: موافق: 153 مخالف: 103 ممتنع: 27

وزير علوم، تحقيقات و فناوري: آقای کامران دانشجو: موافق: 186 مخالف: 75 ممتنع: 25

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي: آقای سید محمد حسینی: موافق: 194 مخالف: 61 ممتنع: 31

وزیر کار و امور اجتماعی: آقای عبدالرضا شیخ الاسلامی: موافق: 193 مخالف: 63 ممتنع: 30

وزير كشور: آقای مصطفی محمد نجار: موافق: 182 مخالف: 75 ممتنع: 25

وزير مسکن و شهرسازی: آقای علی نیکزاد: موافق: 219 مخالف: 40 ممتنع: 27

وزير نفت: آقای سید مسعود میرکاظمی: موافق: 147 مخالف: 117 ممتنع: 19

وزير نيرو: آقای محمد علی آبادی: موافق: 137 مخالف: 117 ممتنع: 32

بر پایه آرای گرفته شده، سردار احمد وحیدی، بالاترین رأی اعتماد را از مجلس به دست آورد و خانمها کشاورز و آجورلو و آقای محمد علی آبادی موفق به کسب رأی اعتماد از مجلس نشدند.

نامه محمد رضا تابش به صادق لازیجانی

حضرت آیت‌اله لاریجانی

ریاست محترم قوه قضائی

هسلام علیكم

با عرض تبریك انتصاب حضرتعالی در مسئولیت قضائی نظام اسلامی و آرزوی توفیق در اجرای این تكالیف خطیر، درخصوص حوادث و وقایع اخیر نكاتی را به استحضار می‌رساند. امید است طلیعه حضور شما در این مسئولیت بزرگ احقاق حق باشد.همانگونه كه استحضار دارید یكی از مسائل تلخ حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری مسأله فاجعه بار هتك حرمت و رفتارهای زشت بعضی از مأموران با بازداشت شدگان است كه نقض آشكار اصول متعدد در قانون اساسی و حقوق انسانی است كه اگر با اطلاع و موافقت مقامات مافوق بوده جسارت و قانون ستیزی آن مضاعف بوده و اگر بدون موافقت مقامات مافوق بوده موجب تأسف و شرمساری است كه در بازداشتگاه‌های رسمی كشور چنین اتفاقاتی رخ دهد.اخیراً جناب آقای احمدی نژاد عاملان اقدامات زشت بازداشتگاه‌ها و كوی دانشگاه را افراد نفوذی و برانداز اعلام نموده‌اند كه بر ابهامات قضیه افزوده است. اكنون كه دادگاه متهمان سیاسی (با وضعی ابهام‌آمیز) در غیاب وكلای انتخابی آنان بصورت علنی و جهت دار برگزار می‌شود و همه رسانه ها آن را پوشش داده و رسانه ملی با نقض آشكار قانون قبل از اثبات هرگونه اتهام و صدور حكم اقدام به پخش سراسری جلسات محاكمه نموده و حتی عناوین جعلی جرائمی را تبلیغ نموده و به متهمان نسبت می‌دهد كه در نظام قانون‌گذاری ایران وجود ندارد (همانند متهمان كودتای مخملی)؛ توجه حضرتعالی را به تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری معطوف می‌نماید كه مقرر می‌دارد: «منظور از علنی بودن محاكمه، عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسیدگی است. خبرنگاران رسانه‌ها می توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مكتوب تهیه كرده و بدون ذكر نام یا مشخصاتی كه معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاكی و متشكی عنه باشد منتشر نماید. تخلف از قسمت اخیر این تبصره در حكم افتراء است»بنابراین اقدامات صداوسیما نقض و تخلف آشكار مفاد این قانون بوده و قابل تعقیب كیفری است كه از حضرتعالی تقاضای رسیدگی دارد.علی ایحال از آنجا كه عدالت در قضا اقتضای مساوات در رسیدگی به جرائم را دارد و شخصیت جنایت‌كاران بازداشتگاه هایی نظیر كهریزك بالاتر از شخصیت متهمان سیاسی نیست و سرپوش گذاشتن بر این قضیه سبب گسترش آثار سوء اینگونه جنایات و تكرار آن خواهد شد و از آنجا كه حضرتعالی مرجع شهروندان در رسیدگی به تظلمات از حقوق آنان هستید امید است ترتیبی اتخاذ فرمائید تا هرچه سریعتر عوامل این جنایات در هر سمت و درجه‌ای تحت پیگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلی رسانه‌ای شدن دادگاهها‌،دادگاه این افراد علناً و با حضور رسانه ها تشكیل شود. پیشاپیش از بذل توجه حضرتعالی در حفظ حقوق شهروندان تقدیر و تشكر می نماید.

باتشكر و احترام

محمدرضا تابش

دبیركل فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی

رونوشت:

- جناب آقای دكتر لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی جهت استحضار

-جناب آقای مهندس ضرغامی ریاست محترم سازمان صدا و سیما جهت استحضار و صدور دستور توقف پخش دادگاههای غیر قانونی و غیر شرعی

-جناب آقای نوباوه وطن عضو محترم شورای نظارت بر صدا و سیما جهت استحضار و دستور توقف پخش دادگاههای غیر قانونی و غیر شرعی

-جناب آقای دكتر علی مطهری عضو محترم شورای نظارت بر صدا و سیما جهت استحضار و دستور توقف پخش دادگاههای غیر قانونی و غیر شرعی

انتقاد حسن روحانی از داددگاه های نمایشی


ایسنا: حجتالاسلام و المسلمين حسن روحاني تهمت به شخصيتهاي خادم انقلاب و نظام را باعث ضربه به نظام دانست و تاكيد كرد: اصولا اتهام و تهمت نسبت به شخصيتهايي كه در انقلاب و استقرار اين نظام در مقاطع مختلف خدماتي داشتهاند، نه تنها هيچ نتيجهاي براي حفظ و تكامل اين نظام ندارد، بلكه ضربهاي كاري خواهد بود. اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در حاشيه مراسم بزرگداشت سيدعبدالعزيز حكيم در مسجد ارك در جمع خبرنگاران اظهار كرد: اين رفتارها اعتماد مردم را نه نسبت به آن شخصيت بلكه نسبت به خود نظام كاهش ميدهد و اين ضربهاي براي خود نظام است، وقتي ما در جامعهاي اخلاق را در مسير سقوط ببريم و احترام اشخاص را از بين ببريم، اين حرمتشكني سرآغازي براي اين خواهد بود كه هيچ كس احساس اطمينان و امنيت نكند، اين كاري خلاف اخلاق، شرع و مصالح ملي است.
حسن روحانی پس از پیروزی انقلاب مسئولیت‏های مختلفی را بر عهده گرفت. در پنج دوره قانونگذاری به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی و در دوره‌های اول و دوم به عنوان رئیس کمیسیون دفاع و در دوره‌های چهارم و پنجم به عنوان رئیس کمیسیون سیاست خارجی و نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی حضور داشت. هم‌زمان از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴خورشیدی، در سمت معاونت فرماندهی جنگ و از سال ۱۳۶۴ تا سال ۱۳۶۷ خورشیدی در سمت رییس ستاد قرارگاه مرکزی خاتم‏الانبیاء، در دوران جنگ فعالیت داشت.
پس از بازنگری قانون ‏اساسی جمهوری اسلامی ایران و تشکیل نهاد شورای‏عالی امنیت ملی تاکنون، سمت نمایندگی مقام رهبری را در اختیار دارد. وی همچنین از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس کمیسیون سیاسی، دفاعی و امنیتی این مجمع می‏باشد.
در انتخابات میان‌دوره‏ای سومین دوره مجلس خبرگان رهبری در ۲۹ بهمن ‏۱۳۷۸ از حوزه انتخابیه استان سمنان به نمایندگی مجلس خبرگان رهبری برگزیده شد. در سال ۱۳۸۵ هم به عنوان نماینده تهران به عضویت این شورا برگزیده شد. همچنین در طول سال‏های ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۵، رییس مرکز تحقیقات استراتژیک بوده ‌است.

۷ شهریور ۱۳۸۸

دیپلماسی انفعالی ایران و چهار هفته خبر ساز آینده

طی چهار هفته آینده، نظام جهانی در رابطه با ایران و بر نامه های توسعه اتمی آن کشور، شاهد رویداد های خبر سازی خواهد بود. اهمیت فوق العاده تحولات سیاسی مرتبط با مجموعه رویداد های پیش رو، در اندازه ایست که از هفته ها قبل کشور های ذی نفع را به تحرکات دیپلماتیک شدیدی وادار ساخته است.
سفر جاری بنیامین نتان یاهو نخست وزیر جدید اسرائیل به لندن و متعاقبا، دیدار او با انگلا مرکل صدر اعظم آلمان تنها بخشی از تلاشهای سیاسی اسرائیل جهت استفاده از زمان باقی مانده تا رسیدن روزهای حساس در برنامه اتمی ایران بشمار میرود. در آخرین روزهای هفته جاری، انتظار میرود که آخرین گزارش محمد البرادعی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی، پیرامون برنامه های اتمی ایران انتشار یابد. گزارش یاد شده ضمن مطرح شدن در شورای فصلی 35 نفره حکام آژانس، در اجلاس سالانه آن نیز انعکاس خواهد یافت. انتظار میرود بدلیل ادامه بی اعتنایی جمهوری اسلامی به قطعنامه های شورای امنیت، منجمله خودداری از غنی سازی اورانیوم در نطنز، در اختیار قرار دادن نقشه های فنی راکتور 40 مگاواتی آب سنگین در دست ساختمان اراک، و خودداری از اجرای مفاد پروتکل الحاقی، اخرین گزارش البرادعی بار دیگر منعکس کننده در خواست های اجرا نشده آژانس از ایران باشد. روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در شماره روز 25 ماه اوت جاری طی گزارشی با اشاره بر مدارک ارائه شده به آژانس (توسط کشورهای خارجی منجمله امریکا، اسرائیل و جامعه اروپا)، پیرامون فعالیتهای مشکوک اتمی ایران که گفته میشود با هدف دست یابی به بمب اتمی صورت گرفته، مدعی شده که دبیر کل آژانس از سوی امریکا و کشورهای دیگر برای افشا کردن این فعالیتها نیز تحت فشار قرار گرفته است. در گذشته این بخش از فعالیتهای اتمی ایران در گزارشهای مدیر کل آژانس تنها بصورت سر بسته و گذرا منعکس میشد. نگرانی عمده مدیر کل آژانس و دلیل پرهیز او از تاکید بیشتر بر فعالیتهای یاد شده، شاید از دست دادن فرصت ادامه همکاری با ایران و قطع مسیر های دریافت اطلاعات بیشتر پیرامون فعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی بوده است. گزارش مورد انتظار البرادعی پس از انتشار، بی تردید موضوع مذاکرات گروه 1+5 نیز قرار خواهد گرفت. هفته قبل وزارت خارجه روسیه اعلام داشت که گروه کشورهای عضو دائم شورای امنیت بعلاوه المان، که مسئولیت تصمیم گیری و برخورد با برنامه اتمی ایران را بر عهده د ارند، در روز 2 سپتامبر به همین منظور تشکیل جلسه خواهند داد. اگرچه جلسه یاد شده در سطح معاونان وزارت خارجه 6 کشور عضو برگزار خواهد شد، با این وجود تصمیمات آن نقش تعیین کننده در تصمیمات آینده شورای امنیت در رابطه با ایران خواهد داشت. با توجه به زمینه فراهم شده از پیش، منجمله تصویت طرح مجازات صادرکنندگان بنزین به ایران از سوی سنای آمریکا، و همچنین اظهارات اخیر خانم انگلا مرکل دایر بر ضرورت افزایش تنبیهات شورای امنیت علیه ایران و قرار دادن تحریم فروش مواد سوختی در شمول آن، انتظار میرود که اجلاس آینده شورای امنیت بمنظور اعمال تنبیهات تازه علیه ایران، با سهولتی بیش از گذشته به نتیجه برسد. در 15 ماه سپتامبر مجمع عمومی سالانه 145 کشور عضو آژانس تشکیل خواهد شد و طی آن یوکیا آمانو دبیر کل تازه آژانس رسما عهده دار مسئولیتهای خود میشود. طی 4 سال گذشته رسیدگی به برنامه های اتمی ایران مهمترین و خبر ساز ترین کار آژانس محسوب میشده و انتظار میرود که در طول چند سال آینده نیز اهمیت همکاری های آژانس با ایران همچنان ادامه یابد، مگر آنکه تحول پیش بینی نشده ای به تغییر کامل روند فعالیتهای اتمی ایران بیانجامد. در فاصله کوتاهی پس از اجلاس شورای حکام و مجمع سالانه آژانس، اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک با حضور سران کشورهای تشکیل خواهد شد. همزمان با برگزاری مجمع عمومی، شورای امنیت نیز تشکیل جلسه خواهد داد. طی چهار سال گذشته رییس جمهور ایران از تریبون مجمع عمومی سالانه سازمان ملل برای ایراد سخنرانی های ضد اسرائیلی و نفی هالوکاست حد اکثر استفاده را بعمل آورده است. اجلاس چند هفته آینده مجمع، در صورتی که محمود احمدی نژاد تصمیم به شرکت در آن بگیرد، از جمله خبر سازترین جلسات سالهای اخیر مجمع خواهد بود. در حالی که دوستان جمهوری اسلامی منجمله سوریه و روسیه و ونزوئلا بدلیل انتشار گسترده گزارشهای مربوط به تقلب در انتخابات قادر به ایستادگی تمام عیار در کنار نماینده ایران نخواهند بود، اخبار مربوط به کشتار معترضین به نتایج انتخابات و نقض وسیع حقوق بشر در زندانهای جمهوری اسلامی و برگزاری محاکمات به مخالفان در تهران که در آن اتباع خارجی نیز مجبور به حضور شده اند، موضع رییس دولت ایران را در جامعه جهانی بسیار آسیب پذیر خواهد نمود. به این ترتیب حضور احتمالی رییس دولت دهم در اجلاس سالانه مجمع فرصتی دیگر برای تجدید اعتراضهای داخلی و خارجی علیه جمهوری اسلامی خواهد شد، تا مجالی برای جلب پشتیبانی بیشتر برای ادامه سیاستهای جاری آن. قرار است طی آخرین هفته ماه سپتامبر بدعوت بارک اوباما رئیس جمهور امریکا جلسه سران گروه 20 در پیتسبورگ امریکا برگزار شود. انتظار میرود با توجه به نتایج بدست آمده در گردهمایی های سه هفته پیش از آن در مجامع مختلف جهانی، اجلاس بیست کشور بزرگ که در آن دو همسایه ایران یعنی ترکیه و عربستان سعودی نیز حضور خواهند داشت، در موقعیتی مناسب برای رسیدن به نتیجه ای روشن برای برخورد جدی تر با ایران قرار بگیرد. در جلسه ماه آوریل گروه یاد شده در لندن، امریکا با قائل شدن یک فرجه چند ماهه، از ایران خواست که بدون پیش شرط در مذاکره با گروه 1+5 و متعاقبا آمریکا شرکت کند. سیاست اعلام شده امریکا در این زمینه دادن شانس به دیپلماسی و استفاده از تمامی امکانات موجود برای حل معضل اتمی ایران از راه های مسالمت آمیز است. فرجه یاد شده با ادامه بی تصمیمی ایران اینک بصورت اولتیماتوم درآمده و با این وجود تاکنون حرکت جدی از سوی ایران برای پذیرفتن پیشنهاد آغاز مذاکره دیده نشده است. طی مدت از دست رفته، جمهوری اسلامی در بهترین شرایط، از زبان سخنگوی وزارت خارجه، تنها به تکرار بیانیه های سابق در مورد رد امکان " گفتگو از راه تعیین تاریخ تحمیلی " و یا با " اعمال فشار های خارجی " اکتفا کرده است. واقعیت این است که دولت جمهوری اسلامی، آسیب دیده از برخوردهای گسترده داخلی و حادثات بعد از برگزاری انتخابات اخیر، نه تنها در شرایط کنونی از ضعف چشمگیر در عرصه روابط بین الملل رنج میبرد، که بگونه ای احساس اطمینان بخود برا ی مقابله با فشار های خارجی را نیز از دست داده است. بعلاوه نظام جمهوری اسلامی بعد از انتخابات هنوز از هماهنگی لازم بخصوص در ارتباط با نحوه برخورد با مسائل خارجی بر خوردار نیست. در حال حاضر مهمترین موضوع روابط خارجی ایران آینده برنامه های توسعه اتمی کشور است. تنها اقدام انجام شده در این مورد تعویض رضا آقازاده با اکبر صالحی در منصب ریاست سازمان انرژی اتمی ایران است که تغییر یاد شده نیز بجای کمک به روشن تر شدن وضعیت برنامه اتمی ایران به میزان ابهامها در این زمینه افزوده است. به این ترتیب انتظار میرود که دیپلماسی انفعالی ایران، بدلیل ادامه بحران داخلی و همچنین فقدان بضاعت کافی کاری دولتمردان آن برای مواجه با مشکلات در شرایط اضطراری، همچنان ادامه یابد. نشانه های عدم آمادگی ایران برای رویارویی با تحولات کارساز چهار هفته آینده از پیش کاملا هویدا است . به این ترتیب میتوان انتظار داشت که با پایان بی نتیجه مهلت گفتگو با گروه 1+5 ، شانس تحقق پیش بینی انگلا مرکل صدر اعظم آلمان به عمل رسیده و در نتیجه ایران مقدمتا هدف تحریمهای گسترده تر شورای امنیت قرار گیرد.

۵ شهریور ۱۳۸۸

«دل كندن»،شرط آزادگي است!

عصر روز جمعه خبردار شدم خط موبايلم لو رفته. سه چهارساعت قبل از مصاحبه با «تفسيرخبر» صداي آمريكا با اجراي سيامك دهقانپور بود كه فهميدم تلفنم لو رفته و بالتبع جاي ما هم رديابي شده و خطر دستگيري نزديك است. من آدم مذهبي نيستم، اما به سبك خودم بنده خداي خوب و با مرامي هستم: «كه در اين نزديكي است، لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند...» من عميقا" به كمكها و لطفهاي اين خداي «ضد ولايت فقيه!» باور دارم. به لطفهايش به بندگان مخلص،به خدمتگزاران خلق و به حق گويان و حق طلبان «باور» دارم. خدايي كه انعكاس زيبايي اش نه در چهره جبارانه و عبوس احمد خاتمي و جنتي، بلكه در «نگاه آسماني» ندا آقاسلطان است. راستش خداي من «شرك» ولايت مطلقه فقيه را قبول ندارد و سالهاست گير بدجور شياداني افتاده است! جمعه شب بعد از تعيين قرار مصاحبه با voa، فردي تلفن كرد و با عجله گفت:«آقاجون رديابي شدي،سريع فرار كن!» و بلافاصله قطع كرد.شوكه شدم! اين شخص كي بود؟ تلفن جديدم را چطور پيدا كرده بود؟ اين تلفن،يك هشدار دلسوزانه از طرف يك «مأمور دلسوز»و شريف بود؟! آخر اين شماره جديد، فقط دست سه نفر بود كه مورد اطمينان بودند! او حتي نگذاشت من حرفي بزنم،و فقط هشدارش را داد و قطع كرد! از پنجشنبه در خانه يك دوست قديمي مهمان بوديم و تازه از ملاقات با «پدرام» برگشته بودم. يك دنيا بي رمق و خسته بودم. اما ديدم جاي ريسك نيست! به خانواده گفتم «سريع بريم!» اين يعني خطر در فاصله ١٠ دقيقه اي ماست! و «حضرات!» سر مي رسند! پس «احتياط واجب» اين بود كه زودتر برويم. با اينكه خانواده هاي ما تازه با همديگر صميمي شده بودند، اما بايد سريع جمع مي كرديم و بايد ناگهان «دل مي كنديم!» اين شصت،هفتاد روزه، «دل كندن ناگهاني» بخشي از عادت ما شده است! گاهي مثل الان، بايد ظرف ١٠ دقيقه از دوستي عزيز و خانه اي امن و آرامشي هرچند موقتي، به سرعت «دل بكنيم!» و برويم. درست شبيه دل كندن از دنيا و حتي «ماكت كوچكي» از مردن ناگهاني و چشم بستن بر همه دلبستگي هاست! تمرين بدي هم نيست، بالاخره بايد وقتي كه اصلا" منتظرش نيستي،بروي و از چيزهايي كه داري،از كساني كه دوستشان داري،از احساساتي كه به آنها نياز داري و حتي از خود اين دنيا و زندگيت دل بكني! و از دلبستگي هاي فراوانت چشم برداري. هرجور دل كندني، دل آدم را به درد مي آورد، اما دل دردكشيده ات را بزرگ مي كند. آزاده و بي دلبستگي و وسيع و غني مي شوي! حافظ مي گويد:«غلام همت آنم كه زير چرخ كبود، ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است!» اعتراف مي كنم از اينكه خانواده ام شب ٢٣ خرداد از خانه كوچك ولي آراممان دل كندند، يا از اينكه پسرم بعد از ماهها به قول بچه ها «خرخوني» از كنكور دل كند و در اين ٧٠ روز،خانواده ام بارها و بارها از همه آنچه دوست داشته و دارند،بزرگوارانه دل كنده اند، به آنها رشك ميبرم. حتي حس مي كنم بچه هايم،خيلي بزرگ و غني شده اند. ميزبان مهربانمان،قرآن برداشت كه از زير آن عبورمان دهد، لحظه اي چشمانش را بست و لاي قرآن را باز كرد و استخاره اي زد. صفحه اي باز شد كه ابروهايش را به بالا پراند! واقعا" متحير شد؛آياتي بود كه معاني عجيبي داشت. درباره لحظه تصميم بزرگ «ابراهيم جوان» بود كه وارد بتخانه شد و همه بتها را شكست،الا يك بت تا مردم،حقيقت را از او بشنوند،البته اگر بتواند سخني بگويد...! و خدا به ابراهيم جوان وعده داد:«آسوده باش و حق را بگو كه ما حافظ و پشتيبان توئيم!» راستش با شنيدن اين نشانه ها، پشتم تير كشيد و خشكم زد. چشمهاي دوستم كه آدم اهل دلي هست، نمناك شد. اين «نشانه» اميدبخشي بود. آيا من (اين من ناچيز) بايد بتهايي را بشكنم؟ و آيا خدا پشتيبان ماست؟ آيا ديگر جاي نگراني هست؟ به شوخي و جدي گفتم:«ولي مشكل اون بت بزرگه ها! از ما گفتن بود!» گفت:«خيالم راحت راحت شد. تقدير نيست كه دستشان به تو برسد!» و سفارش كرد:«بعدا" سر فرصت به معناهاي ضمني اين آيه ها، خوب فكر كن!» خداحافظي كرديم و رفتيم. چرخي درشهر زديم و يك خط موبايل ديگر (بيستمين خط را!) خريدم. اما «خط لو رفته» را روشن نگهداشتم، چون دو نفر قرار بود تلفن كنند. ساعت ١١ شب بود و ما مجددا" بي خانمان شده بوديم و فقط يك ساعت به شروع برنامه «تفسير خبر» باقي مانده بود.يادم آمد جاي امني در طرف ديگر شهر سراغ دارم كه مي توانيم امشب را در آنجا سر كنيم. شماره تلفن جديدم را براي تماس به سيامك دهقانپور ايميل كردم. نيم ساعت مانده به برنامه،شخصي به همان خط «لورفته» تلفن كرد. خيلي عصبي بود. گفت:« داريم ميايم خدمتتون. ديدي بالاخره گرفتيمت! نزديكتونيم! بلاهايي رو... سر خودت و... مياريم! ديگه توي مشتمون هستي مادر...!امشب مهمون مايي!» گفتم:«آخه اون بزرگترات بهت ياد ندادن چه جوري بايد يه مهمون رو به بارگاه ولي فقيه دعوت كني؟ اين چه جور دعوت كردنه بي ادب؟»مكالمه را قطع كردم و سيم كارت را شكستم! مصاحبه ام را كنار اتوبان كرج، مشرف به شهرك آپادانا انجام دادم.خيلي خسته بودم. اواخر مصاحبه از غيرت مردم شهرك آپادانا تمجيد كردم و از الله اكبري كه شب قبل براي چهلمين روز شهادت «سهراب اعرابي» عزيز سر داده بودند. شهرك آپادانا از اتوبان پيدا بود. چند پنجره باز شد و چند خانواده، از آرامش خود «دل كندند» و فرياد زدند: «الله اكبر». ماندن بيشتر ريسك بود. راه افتاديم به سمت ديگر شهر و بدنبال جايي براي زندگي. زندگيي كه هر لحظه اش،هم اميدواريم به پيروزي و هم آماده ايم براي دستگيري،براي وداع و براي «دل كندن»! زندگي ما در طول اين هفتاد روز «كوچ سبز»، براي يك شب ديگر «تمديد» شد! و يك برگ ديگر،بر «سند انكار قدرت امنيتي» نظام افزوده شد! اين اميدبخش است.ما به دعاي خير مردم و به لطف خدا اتكا كرده ايم و رسم «دل كندن» را در اين هفتاد روز كوچ سبزمان بارها تمرين كرده ايم.از من بپذيريد كه اگر اهل «دل كندن» باشيد، به قول سهراب سپهري،هم: «زندگي، رسم خوشايندي است!» و هم «مرگ،پايان كبوتر نيست
ترديد نكنيم براي آزادي و آزادگي، شرط اول قدم آنست كه رسم «دل كندن» را تمرين كنيم!

احتمال طغیان کارگران در ایران

احمد توکلی ریاست مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی را نیز در سه دوره اخیر به عهده داشته است. او، در دوران نخست‌وزیری میرحسین موسوی وزیر کار بود و از همان زمان به بررسی مسائل مربوط به اشتغال علاقه نشان می‌داد.

رکود فزاینده

سایت الف، پس از اشاره به گسترش اعتصاب‌های کارگران در نساجی بوکان، لاستیک دنا، پرریس و کشت و صنعت هفت‌تپه، می‌نویسد: «ظرف یک‌ماه و نیم گذشته، نرخ بیکاری در تهران ۳ درصد بالا رفته و هزار و ۶۴۶ نفر به خیل کارگران بیکار پیوسته‌اند».

در بخشی دیگر از گزارش، با اشاره به این نکته که ۲۰۰ هزار کارگر در ۵۰۰ کارخانه ایران بین ۳ تا ۵۰ ماه حقوق خود را دریافت نکرده‌اند، آمده است: «رکود اقتصادی در کشور رو به وخامت دارد. اتاق بازرگانی، پیش از این نسبت به ادامه بحران هشدار داده بود، فعالان بخش خصوصی می‌گویند وقایع اخیر باعث عدم اطمینان در اقتصاد شده است».

تقاضای افزایش دستمزدها

در شرایطی که سایت الف از عدم پرداخت حقوق ۲۰۰ هزار کارگر خبر می‌دهد، کانون شورای اسلامی کار از شورای‌عالی کار خواسته است که برای افزایش مجدد حداقل دستمزد کارگران در سال‌جاری جلسه فوری تشکیل دهد.

سایت جام جم و روزنامه‌ی سرمایه، به نقل از دهقان کیا عضو هیئت مدیره کانون شوراهای اسلامی کار این خبر را منتشر کردند. دهقان کیا گفته است: «بیش از ۷ میلیون و ۲۰۰ هزار کارگر در این کشور زندگی می‌کنند که سرنوشت مزدی برای آنان مهم است و می‌خواهند بدانند بانک مرکزی چگونه گوشت، مرغ، شیر، روغن نباتی و سایر اقلام مصرفی خانواده‌ها را ارزان شده می‌داند؟».

در شرایطی که قیمت بیشتر مواد غذائی در هفته‌های اخیر رو به افزایش پایدار دارد، بانک مرکزی اخیرا اعلام کرده است که نرخ تورم به ۱۴ درصد کاهش یافته است.

به گفته دهقان کیا، شورای‌عالی کار در اسفندماه سال گذشته تصویب کرد که حداقل دستمزد کارگران در سال‌جاری دوبار افزایش یابد. اما حداقل دستمزد، به توصیه بانک مرکزی امسال تنها یکبار ۲۰ درصد بالا رفته است.

طغیان یقه آبی‌ها

پایگاه اینترنتی الف، ورشکستگی پیاپی کارخانه‌ها و افزایش تعداد بیکاران و نیمه بیکاران را نتیجه رکود اقتصادی می‌داند، نسبت به طغیان کارگران (یقه آبی‌ها) هشدار می‌دهد و می‌نویسد:« میلیون‌ها یقه‌آبی خود را بازنده مناسبات جدید می‌دانند. همه اخبار چند ماه گذشته، دال بر شکل‌گیری گسترده اعتراضات یقه آبی‌ها است. ادامه روند فعلی و عدم توجه به رکود بنگاه‌های اقتصادی، موج اعتراضات آبی را به راه خواهد انداخت. ... انگیزه اصلی تحرکات آبی‌ها، نگرانی از گرسنگی خانواده، شیرخشک فرزند، اجاره مسکن آخر ماه، ادامه تحصیل فرزند و درمان همسر است».

سایت الف، از اعتراضات کارگران به عنوان "جنبش آبی‌ها" نام می برد و می‌نویسد که سرکوب این جنبش حتی اگر به "تواب‌سازی" بیانجامد، مانع فساد و انحرافات اجتماعی نخواهد شد.

در پایان این گزارش، از امکان به هم پیوستن اعتراضات یقه سفیدها و یقه آبی‌ها، به عنوان عاملی برای موثر بودن اعتراضات آن‌ها سخن گفته می‌شود. منظور سایت الف از یقه سفیدها، کارفرمایان، مدیران و سرمایه‌دارانی هستند که در شرایط فعلی ایران، آن‌ها هم امنیت اقتصادی ندارند.

عبدالکریم سروش : ولایت فقیه و اخلاق

حقیقتا خشنودم از اینکه توفیق و کامیابی یافته ام که هموطنان گرامی را در این دیار،در کشور سوئد ببینم.بار اول است که من به این ملک پا می گذارم و گمان می کنم که بار اول است که دوستان حاضر را ملاقات می کنم.و به یاد ندارم که قبلا هیچ یک از دوستان را دیده باشم.علی ای حال مایه خشنودی و خوشحالی مضاعف است. در ایام تاریکی زندگی می کنیم و وطن ما دچار بحران عمیقی شده است.و همه ما می اندیشیم که راه برون شو از این بحران چیست؟و چگونه می توان نقبی به روشنایی زد.

من بنا نیست که به تفصیل در اینجا سخن بگویم،بر سبیل مقدمه نکته هایی را ذکر می کنم تا بعد نوبت به دوستان گرامی برسد و از یکدیگر بیاموزیم.فرصت کمی را به سخنرانی خواهم گذراند.هنگامی که می آمدم با خودم فکر می کردم که از کجا آغاز کنم که هم قدیم باشد هم جدید باشد و هم روشنگر مسائلی که ما در عرصه قدرت و سیاست و عدالت با آن در گیر و مواجهیم.

به یاد داستان ملاقات سعدی و ابا قاآن در تبریز افتادم.سعدی نقل می کند که در آنجا به دیدار آن پادشاه مغول شتافت و پادشاه مغول از او خواست که او را موعظه ای بکند.سعدی نقل می کند که چند جمله ای بر سبیل موعظه گفتم و در پایان این دو بیت را برای او خواندم:

شهی که پاس رعیت نگاه می دارد
حلال باد خراجش که مزد چوپانیست
وگرنه راعی خلق است زهر مارش باد
که هرچه می خورد او جزیت مسلمانیست

من درباره این دو بیت شعر خیلی فکر کردم و سال هاست که دارم فکر می کنم و گمان می کنم که یک کتاب کامل درباره این دو بیت می توان نوشت.نه این که این دو بیت این همه پر مایه و پر مغز باشد که یک کتاب معانی از او بیرون بیاید بلکه چون وقتی که معانی این دو بیت را با مفاهیم جدید مقایسه می کنیم،در باب قدرت ،مفهوم سیاست، سلطنت،شهروندی ، رعیت،حقوق،حلال،حرام،تکلیف.... آنگاه است که در این مقایسه ده ها نکته بکر قابل استخراج است. و به خوبی می توان دریافت که جهانیان یا بگوییم ایرانیان در گذشته کجا ایستاده بودند و نسبت به قدرت ، رعیت و امثال آن ها چه می اندیشیدند،انتظارشان از ریاست و سیاست و حکومت چه بود،خودشان را نسبت به حاکم در چه جایگاهی می دیدند، از او چه انتظاری داشتند و امروز ما به کجا رسیده ایم یا جهان به کجا رسیده است. و در این مقولات به چه می اندیشد و بعد بر اساس این مقایسه قیاس بگیریم که حکومت کنونی ما در کجا ایستاده است؟ این سوی جهان مدرن یا آن سوی جهان مدرن؟ یک آمیزه التقاطی از مفاهیمی که بعضاجدیدند و بعضا قدیم اند. و احیانا ناسازگار با همدیگرند و لذا در عمل فطور ، خطا ،لغزش، انحراف و ناکامی به بار می آورد.
ببینید این شعر سعدی را اگر نگاه کنید چندین مفهوم فربه در او نشسته است:یکی مفهوم شاه و مفهوم سلطنت است."شهی که پاس رعیت نگاه میدارد".دومین مفهوم پاس نگاه داشتن است،حرمت نهادن است،کسب رضایت کردن است ، سومی مفهوم رعیت است در مقابل شاه
در بیت دوم سخن از حلال و حرام می رود و مفهوم خراج یعنی مالیاتی که سلطان می گیرد و حلال بودن یا حرام بودن او و بعددو معنای دیگر:یکی چوپانی است ،یعنی سلطان به منزله چوپان و دوم این که این چوپان مزد چوپانی خود را می گیرد . که خواهم گفت که این تکه از این بیت در واقع می تواند ترجمه به مدرن ترین مفاهیم در مورد حکومت بشود.بقیه اش شاید مفاهیمی است که دورانشان سپری شده است و تئوری های سیاست جدید از آن ها در گذشته اند و مفاهیم دیگری را به جای آن ها نشانده اند.اما مزد چوپانی چیزی است که قابل تامل است به قراری که خواهم گفت.

شهی که مزد رعیت نگاه می دارد
حلال باد خراجش که مزد چوپانی است.
اما اگر رعایت خلق را نمی کند،کلمه خلق هم در اینجا یک کلمه مهم است.سعدی در دورانی سخن می گوید که مفهوم ملت هنوز خلق نشده،مفهوم دولت یا کشور و مفهوم شهروندی و بسیاری چیزهای دیگر هنوز پدید نیامده بود.
اما مفهوم خلق یا خلایق یا مردم یا اقوام به طور مبهم به کار می رفت.در ادمه می گوید:

اگر نه راعی خلق است زهر مارش باد
که هر چه می خورد او جزیت مسلمانی است

در اینجا هم باز دو مفهوم وجود دارد :یکی مفهوم جزیه است،یکی مفهوم مسلمانی است.مفهوم جزیه همان طور که می دانید در فقه اسلامی مطرح است.و طبق آن مسلمانان مالیاتی را به حکومت می پردازند.کسانی که غیر مسلمان اند و جزء اقلیت های رسمی دینی به شمار می روند زکات نمی دهند اما مالیات دیگری می دهند که نام آن مالیات جزیه است. و اقلیت های دینی در یک حکومت اسلامی بنا بر آنچه که در فقه آمده است،پاره ای از وظایف را ندارند .یعنی مثلا اگر جنگی پیش بیاید از آن ها سرباز نمی گیرند.و بعضی تکالیف را هم ندارند و در مقابل مالیاتی که می دهند مالیاتی است که مقدار معینی ندارد .با تفاهمی که با دولت ها می کنند مالیات می دهند. در حالی که مسلمان ها مالیات معینی دارند با نام زکات که باید به حکومت بپردازند. اما از مسلمان ها جزیه گرفتن امری ناشناخته است.یعنی در فقه ما چنین چیزی نداریم و از مسلمان جزیه گرفتن مثل این است که مسلمان ها را کافر به حساب بیاورید و بعد از آن ها جزیه بگیرید یا مالیات مضاعف گیرید که هر دو حرام اندر حرام است.لذا سعدی یک چنین مفهوم متناقضی را به کار برده برای اینکه آن آن حرمت را به نحو برجسته ای نشان بدهد.

حالا این دو بیت را با این تعبیری که من به کار بردم در نظر بگیرید و ببینید در مقابل آن ما چه مفاهیمی داریم.سعدی در این دو بیت نه کلمه حق را به کار برده و نه کلمه تکلیف.یک کلمه ای به نام پاس رعیت، یعنی حرمت نهادن به رعیت به کار برده است و یک جا هم کلمه ای را به نام رعایت رعیت به کار برده است.حالا مقصود او رعایت چه چیز رعیت بوده است؟ امروز برای ما مفهوم این است که بگوییم رعایت حقوق مردم،ولی این مفهوم هنوز آفریده نشده بود.اینکه پادشاه باید رعایت حال مردم را بکند در همین حد از ابهام باقی مانده بود.اینکه رعایت حقوق پادشاه برآن ها واجب است نکته ای نیست که در شعر سعدی به چشم بخورد و در واقع در تئوری های سیاسی گذشته وجود ندارد و سعدی سخنگوی آن هاست.

حالا اگر منظور از حرمت نگه داشتن تعارف باشد یعنی به معنای احترام گذاشتن به مردم باشد یک چیز است اما اگر حرمت حقوق آن ها باشد مفهوم دیگریست ولو اینکه باز می بینید از شعر سعدی غائب است.برای آنکه اصلا از تئوری های آن موقع غائب بوده است.و لذا در ادبیات زمانه هم انعکاس نمی یافته است.

به همین دلیل اگر شما از سعدی بپرسید که پادشاهی را که دعوت به عدالت می کنی، دعوت به پاس داشتن احوال رعیت می کنی، از او می خواهی که چه بکند تا تو او را بپسندی و او را مقبول بشماری همان می شود که در بوستان آورده است:

توبر تخت سلطانی خویش باش
به اخلاق پاکیزه درویش باش

ما هیچ با سلطنت تو کاری نداریم تو بنشین و سلطنت کن به معنای قوی کلمه،یعنی واقعا امر و نهی کن تمام قوا و اختیارات و اقتدارات در مشت تو باشد، ولی متواضع باش درویش باش عادل باش،پاکیزه خصال باش،با مردم بدرفتاری نکن ،تندی نکن،درشتی نکن، سلب حقوق نکن و به مردم ترحم کن ، این حداکثر سخنی است که شما از سعدی می توانید بشنوید.یعنی از تئوری های آن دوران بود.

اما شما اگر عبور کنید به روزگار حاضر همه شما نیک تر از من می دانید و بحمدالله جمع حاضر جمع فرهیخته ایست و حاجت به توضیحات بسیار نیست.

در دنیای معاصر مفهوم سلطنت به معنایی که در گذشته بود،پاک رخت بربسته است.نمی گویم که از جهان حذف شده است، ولی در تئوری های جهان مدرن جایی ندارد.اگر هم سلطنتی در بعضی جاها مثل همین سوئد وجود داشته باشد،آن قدر ضعیف شده است و آن قدر سلب اختیارات از او شده است که تقریبا محلی از ارعاب ندارد،فقط یک جنبه نمادین دارد.و حاکی از سنتی است که در گذشته وجود داشته است و نقش چندانی در امر اقتدار و اختیارات سیاسی ندارد.

دوم مفهوم رعیت است.در مقابل سلطان قبلا مفهوم رعیت بود و حالا مفهوم شهروندی داریم و بر مفهوم شهروندی مفهوم دموکراسی هم بنا می شود.که هم مبنای اوست و هم محدودیت اوست.

من در پرینستون که درس می دادم از شاگردانم پرسیدم که دموکراسی را تعریف کنید،دانشجویان مقطع دکتری بودند.گفتند که حکومت مردم بر مردم است.گفتم که این مردم چه کسانی هستند؟و بالاخره با دو تا گفتگو به این رسیدیم که منظور از مردم شهروندان است و نه مردم،چون همه مردمی که در یک کشور زندگی می کنند رای نمی دهند.انتخاب نمی کنند و انتخاب هم نمی شوند.مگر اینکه شهروند باشند.لذا حکومت مردم بر مردم مفهوم غیر مبهمی است و دقیقش حکومت شهروند بر شهروند است.لذا مفهوم شهروند که با مفهومnation state زاده شده است،یک مفهوم مدرنی است و به جای رعیت در گذشته نشسته است.مردم رعایای یک سلطان نیستند و بلکه شهروندان یک شهر یا یک مملکت یا یک nation state هستند. و این مفهوم شهروندی یک حقوقی را با خودش می آورد،که ما به آن ها می گوییم حقوق دموکراتیک و یکی از آن ها هم همین است که انتخاب کنندگان حاکمند و حاکم بر وفق یک قرار داد می تواند رفتار بکند و اگر از آن قرار داد هم تخلف کرد می تواند بر افتد.به تعبیر پوپر که همه شما آشنا هستید دموکراسی در نصب چندان تجلی پیدا نمی کند که در عزل.یعنی اگر شهروندان بتوانند حاکمان را به طریق دموکراتیک عزل بکنند،آنجاست که می توان فهمید که یک دموکراسی واقعی برقرار شده است.چون ممکن است کسی با انتخاب مردم روی کرسی سیاست بنشیند و بعد همه کانال های دموکراتیک را ببندد و بعد به مردم بگوید که چه خبر است ،شما خودتان من را انتخاب کرده اید.این برای برقراری دموکراسی کافی نیست.بلکه تحقق دموکراسی زمانی است که اگر شهروندان او را نخواستند،بتوانند او را پایین بیاورند.و از حقوقشان به شیوه های دموکراتیک برای عزل او استفاده کنند.

می رسیم به نیم بیت دوم که می گوید که حلال باد خراجش که مزد چوپانیست

من اینجا کلمه مزد را مهم می دانم و ممکن است منظور سعدی این نباشد که من می گویم و من هم نمی خواهم که این را از دل سخنان او در بیاورم اما چون تناسبی دارد با مفاهیم و مضامینی که خودمان امروز به کار می بریم ،گمان می کنم که آن را در اینجا می توان به کار گرفت.

در تئوری های جدید به هر حال حاکمان وکلای مردم اند،یعنی منصوبین مردم هستند و باید برای مردم کار کنند و حقیقتا مثل یک کارمند باید مزد بگیرند.همین طور هم هست.برخلاف گذشته که سلطانی بود و خزانه ای داشت و بعد هم به جایی لشکر می کشید و غارتی می کرد و می آورد و خزانه را پر می کرد و بعد خراج های سنگین به اطراف مملکت می بست و ازآن ها پول ها جمع می کرد و به این می بخشید و به او می بخشید و اصلا خود را محتاج مردم نمی دانست و مردم را محتاج خود می دانست و به آن ها لطفی می کرد و عطوفتی می کرد.

در حال حاضر یک کسی که برگزیده می شود به سمت ریاست جمهوری یا هر سمت دیگری در واقع استخدام می شود و از مردم مزد می گیرد.و مردم او را اجیر کردند.مزد چوپانی یا مزد کارمندی او را می پردازند.وقتی هم که مردم از او رضایت نداشتند قرار داد فسخ می شود.و باید او را از کارمندی عزل کنند و باید مزدی و حقوقی هم به او نپردازند.سعدی می گوید که:

تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها

یک جایی می رسد که می شود پیمان را نقض کرد و آن وقتی است که طرف پیمان به پیمان خود وفادار نماند.لذا مزدی هم در کار نخواهد بود و نوبت بازنشستگی یا عزل آن کارمند خواهد رسید.

این مفهوم ، مفهوم خیلی مدرنی است.که مفهوم چوپانی را کنار بگذاریم،مفهوم سلطنت را کنار بگزاریم.این ها همه برود اما این که حاکم هرکسی می خواهد باشد کارمند مردم است.استخدام شده توسط مردم است.و مردم حق دارند که او را استخدام کنند و به او اجرت بپردازند،مزد بپردازند.طی یک قرار دادی که می بندند با او از او کار بخواهند.کار درست و اگر کار نکرد مزد او را قطع بکنند و شغلش را از او بگیرند،این مفهوم سیاست و ریاست در دوران جدید است که البته یک پشتوانه تئوریک بسیار ستبری دارد.از وقتی که بحث حقوق طبیعی انسان آغاز شد که طبق آن آدمیان به خودی خود ،به محض اینکه انسان اند،یک رشته حقوق را دارند،از آن موقع بذر های این مطلب کاشته شد و امروز به میوه نشسته است و خود ما هم با میوه های آن آشناییم و گاهی هم از میوه های آن چیده ایم و خورده ایم.


این مفهوم یکپارچه بر مفهوم حق بنا شده است،نه اینکه تکلیف در اینجا نباشد اما حقوق مردم یک کسی به نام حاکم را مکلف می کند که وظایفش را نسبت به مردم انجام بدهد و حقوق مردم به آن ها اختیار و اقتدار می دهد که اگر حاکم به تکالیف خود عمل نکرد او را عزل کنند.یک چنین معنای خیلی عظیمی در اینجا هست.ما امروز از فرط نزدیکی با این مفهوم و از فرط اینکه در آن غوطه می خوریم گاهی اهمیت آن را آنچنان که باید نمی شناسیم.ولی به گمان من کشف حقوق از کشف الکتریسیته مقام بالا تری دارد.چون با زندگی مردم در جهان جدید بیش از هر چیزی سرو کار دارد و تاثیر دارد و نقش آفرین است.حالا یک نگاه خیلی ساده ای هم بکنیم به این وضعیت در کشور خودمان و بنده سخنم را به پایان ببرم تا نوبت شما برسد.
ببینیم در کشور ما چه اتفاقی افتاده و به لحاظ تئوریک آرایش نهادها چگونه است و از چه مفاهیم تئوریکی این ها تغذیه می کنند.
برای اینکه در امور انسانی و در علوم انسانی نهادها از تئوری ها تغذیه می کنند.اگر که آن تئوری ها در آن ها حاضر نباشد و پشت آن ها نباشند آن ها یک جسد بی جانند.یک کالبد بی روحند و معنی ندارند.همه شما مثال ماکس وبر را به یاد دارید که می گفت که" رای دادن انداختن برگه ای در صندوقی نیست" هزار جور صندوق می شود درست کرد و در آن برگه انداخت این که رای دادن نیست.بلکه یک رشته مفاهیم کلان لازم داریم که وقتی که آن ها بودند در یک جامعه ای ،آنگاه انداختن برگه کاغذی در صندوقی معنای آن رای دادن می شود و بعد بر آن آثار عظیمی مترتب می شود.کسی پایین می آید، کسی بالا می رود،سیاست هایی عوض می شود،اما نفس اینکه شما یک برگه کاغذی را در یک صندوقی بیاندازید هیچ معنای ویژه ای ندارد،بلکه یک بازی عبث است.
من به یاد دارم که یک وقتی با یک دوستی صحبت می کردیم و می گفت که حرف زدن کافی نیست و باید عمل کرد و.... گفتیم دوست گرامی تند نرو ،بله همه موافقیم که باید عمل کرد.ولی عمل باید یک جسدی باشد که یک جانی در اوست. والا صرف عمل و ظاهر فیزیکی او مطلوبیتی ندارد.گفتم اتفاقا چون ما درباره یک سری از مسائل حرف به اندازه کافی نزدیم،گفتگو به اندازه کافی نکردیم،معانی را روشن نکردیم،از آنجاست که داریم زیان می بینیم.اگر آن ها را روشن بکنیم جلوی پاره ای از زیان ها گرفته می شود.جلوی پاره ای از هدر رفتن انرژی ها گرفته می شود.کارها معنی دار می شوند،هدف دار می شوند،هرچیزی در جای خودش می نشیند.

خیلی از چیزها هستند که تا زمانی که معنای آن ها حاضر نباشد،خودشان حاضر نمی شوند.این بر خلاف امور در طبیعت است.حتی زمانی که مردم نمی دانستند رعد
و برق چرا رخ می دهد و چگونه تخلیه الکتریکی ابرها باعث رعد و برق می شود،مردم نمی دانستند اما بالاخره تخلیه الکتریکی انجام می شد.یعنی طبیعت تابع اندیشه مردم نبود.ولی امور انسانی اینگونه نیست،اگر ما ندانیم آزادی چیست،هیچ وقت آزادی پدید نمی آید.ما نمی توانیم یک جامعه ای آزاد است ولی مردم آن جامعه نمی دانند آزادی چیست.یک چنین چیزی محال است.محال صد در صد است فقط وقتی که مردم بدانند آزادی چیست آنگاه آزادی پیدا می شود.پیدایش این حقیقت تابع درک آن حقیقت است.این بر خلاف اموری است که در طبیعت می گذرد.پیدایش الکتریسیته تابع درک کسی نبود،الکتریسیته در باطن اشیا هست. تا یک وقتی نمی شناختند بعدا هم شناختند.خیلی چیزها هم الان در طبیعت هست که وجود دارد ولی ما نمی شناسیمو بعدها پیدا می شوند.این اجسام همه ساختمان اتمی داشتند،تا چند قرن قبل کسی چیزی نمی دانست ولی اتم ها سر جایشان بودند.پس مفاهیم در عالم انسانی این گونه نیست.اگر شما یک تکه کاغذ را پول نشمارید که اصلا دیگه پول نیست.شما نمی توانید بگویید من در خانه یک اسکناس برای خودم چاپ کرده ام،فقط به درد خودتان می خورد.این را جامعه باید به پول بودن بشناسد تا بتوانید خرجش کنید.شما نمی توانید بگویید یک جامعه ای دموکرات است اما مردم آن نمی دانند دموکراسی چیست.این معنی ندارد.دموکراسی وقتی حاضر می شود که مفهوم آن در ذهن حاضر شده باشد.و این در عالم انسانی یک نکته خیلی مهمی است.شما ببینید در جامعه ما چه اتفاقی افتاده است.انقلابی صورت گرفت که به نظر بنده انقلاب حقی بود.به هر حال "آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت".بی خودی که انقلاب نشد .بی خودی که مردم شورش نکردند.به هر حال مشکلاتی بود در جامعه قبل از انقلاب، و دوستان ما اینجا خیلی ها کاملا به یاد دارند.دشواری هایی که بود.تنگناهایی که بود از قبیل تنگناهای اقتصادی،تنگناهای امنیتی و غارتگری که در سطح جامعه وجود داشت، عرض می شود که تنگناهایی که بر مردم تحمیل می شد. و این که بالاخره نا گهان مردم یکپارچه برخواستند و این انقلاب صورت گرفت.البته اگراز من می پرسید هیچ انقلابی همه جانبه نیست.معمولا یکی دو تا هدف دارد.انقلاباسلامی ایران هم یک هدفش برانداختن نظام شاه بود،یک هدف دیگر هم رهبر انقلاب یعنی آیت الله خمینی تعیین کرد،این بود که احکام اسلامی اجرا بشود.خوب البته نظام شاه برافتاد ولی احکام اسلام اجرا شد یا نشد سخنی است که بعدا باید گفته شود. و اکنون راجع به آن ها سخنی نمی گویم. یک حکومتی سر کار آمد و قانون اساسی نوشت. و قانون اساسی از مفاهیم مدرن است.ما از زمان مشروطه به هر حال قانون اساسی داشتیم.عمل نمی شد ولی مملکت بنا به فرض مطابق اراده حاکم یا سلطان اداره نمی شد.قانون اساسی داشت ،نظمی داشت،ساختاری داشت.در حکومت پس از انقلاب تفکیک قوا به رسمیت شناخته شد و قضائیه،مقننه،مجریه،که باز یک مفهوم مدرن است،مهم است از ارکان دموکراسی است که قدرت متجمع در دست یک قدرت و یک مرکز نباشد.قدرت پخش شود شکسته شود ، از اصول مشروعیت نظام است.و هم از مبانی دموکراتیک بودن نظام است.خوب این هم در قانون اساسی به رسمیت شناخته شد و بسی چیزهای دیگر که پاره ای از آن ها برپایه اندیشه های مدرن و پاره ای هم بر پایه اندیشه های فقهی و بالاخره یک قانون اساسی نوشته شد. و البته یک ایده هم در آنجا آمد به نام ولایت فقیه که به گمان بنده صرف نظر از هرگونه وصف دیگری که بخواهیم برای او بگوییم یک نظریه غیر اخلاقی است.در اینکه این نظریه ناکارامد است،استبدادی است،این ها به جای خودش،حقیقتا یک نظریه غیر اخلاقی است.این نظریه هم آن روزها در آن شور انقلابی مطرح شد و مخالفان و موافقانی داشت.به هر صورت در قانون اساسی گنجانده شد.خوب،اما نهادهایی بر وفق این قوانین شکل گرفت.یکی از آن ها نهاد انتخابات بود.این نهاد انتخابات که همه ما به اهمیت آن واقفیم نهادی است که صد در صد مبتنی بر حقوق مردم است.حقوقیکه نمی توان از آن ها سلب کرد.حتی اگر کسی زندانی کسی نمی تواند حق رای دادن را از او سلب کند.حتی اگر کسی مریض است و در بیمارستان است و هر حال و احوال دیگری که دارد.ولی این یکی از چیزهایی است حتما با او همراه است.و غیر قابل سلب و تعرض است.این در کشور ما به نحو جدی پدیدار شد و گل کردالبته به نحو نسبی،انتخابات فراوان ما در کشور داشتیم به طوری که حاکمان ما ادعا می کنند ما سی انتخابات را در داشته ایم.با فراز و نشیب هایی که داشته است.ولی از همان ابتدا پیدا بود که ایده ولایت که مبتنی بر حقوق مردم نیست بلکه مبتنی است و مبتنی بر مفهومی به نام خاجگی و سروری است،این با انتخابات چندان سازگاری ندارد.یعنی ما درترتیب قانون اساسی مان یک جمع ناسازگاری بین حق و تکلیف پدید آوردیم.این آن معما یا سر حل ناشده ای است که در قانون اساسی ما و آن استخوان لای زخمی است که در آنجا وجود دارد و همیشه این مجموعه را بیمار نگه می دارد.چرا؟ببینید نه حق چیزی است که ما آن را کنار بگزاریم،نه تکلیف چیزی است که ما آن را کنار بگزاریم.اما توازن برقرار کردن میان این دو هنر یک قانون نویس است،هنر یک حقوق دان و یک حقوق شناس است و هنر حسن مدیریت و قدرت تدبیر یک مملکت است.یک کارشناسی عمیق سیاسی و حقوقی نیاز دارد.و دقیقا این توازن در قانون اساسی ما به هم خورد.پاره هایی از آن بر مبنای حقوق نوشته شده با نگاهی به موازین دولت هاب مدرن و پاره هایی از آن هم بر مبنای سلطان و رعیت و با بهره گیری از اندیشه های ما قبل مدرن نوشته شده است.و این تلفیق هیچ گاه تلفیق کامیابی نبوده است.هرچه که ما در دوران اولیه این انقلاب دور تر شده ایم این شکاف افزون تر شده است.نه فقط در تئوری در عمل هم چنین شده است.چون این ها چیزهایی بود که باید به عمل می پیوست.

من چند سال پیش یک سخنرانی که در آلمان داشتم به یاد دارم که در آنجا گفتم که حکومت ما بالا خره باید یک فکری برای انتخابات بکند.این انتخابات که با این قوتی که دارد پیش می رود با یکی از مهم ترین ارکان قانون اساسی در تضاد است.یا باید سراین را زیر آب بکنی یا باید سر او را زیر آب بکنی. این دوتا نمی توانند پا به پای هم پیش بروند .یا انتخابات باید از انتخابات بودن بیفتدچون ببینید تعریف انتخابات یا دموکراسی چیست؟یک تعریف خیلی ساده که می گویند:روش های معین برای رسیدن به نتایج نا معین.یعنی نباید بدانید که از داخلاین صندوق چه بیرون می آید.اما اگر شما بخواهید روش های معین را برای رسیدنبه نتایج معین به کار بگیرید که آن هم از پیش معلوم شده این چه انتخاباتی است؟این چه دموکراسی است؟اگر شما نمی خواهید تن به انتخابات بدهید و همچنین به آن نتایج نامعین خوب باید انتخابات را یک جوری مچاله کنید،یک جوری درش دخالت بکنید،از حقیقت بودن بیاندازید،نگذارید کمسیون واقعی خودش را داشته باشد تاشما به مقصود مرادتان برسید.اما اگر انتخابات با شکوهی می خواهید برقرار بکنید و به دنیا هم بفروشیدو بگویید کشوری است آزاد و مردمش آزادانه انتخاب می کنند و همان کسی که انتخاب می کنند بر سریر قدرت می نشیند،آن وقت در حقیقت باید از یک سری چیزهای دیگری دست بردارید. و این دو تا هر چه که مردم بیشتر حقوقشان را جدی می گیرند،هرچه که به آن مفهوم و جوهر انتخابات پی می برند،هر چه که معنای حق اصالت بیشتر و استقرار بیشتر پیدا می کند، به نظر من مشکل آفرین تر می شود. ما در عمق عمق تئوری سیاسی مان و در جامعه و در قانون اساسی مان این نزاع بین حق و تکلیف را داریم.که به شکل های مختلف ظهور می کند گاهی اینجا ،گاهی آنجااما ریشه اصلی و مهمش در آنجا قرار دارد.الان در قانون اساسی ما تکلیف در جامه ولایت ظهور کرده و مفهوم حق در جامعه انتخابات است و شما می بینید که از این ها گاهی یکی دست در جیب دیگری می کند.برای اینکه دستش را از جیب او بیرون بیاورد،بالاخره یا او باید قبایش رادر بیاورد،یا دست این یکی را باید ببرند تا ببینیم آخر چه می شود.

فشار برای لغو سخنرانی شب قدر خاتمی به بهانه احتمال حضور میلیونی

ه نظر میرسد برخی نهادهای امنیتی و مسوولان قضایی تلاش می نمایند از سخنرانی سید محمد خاتمی در شب های قدر که در حرم امام ایراد می گردد ممانعت به عمل آورند.

به گزارش خبرنگار رویداد فشار بر سید حسن خمینی نوه امام خمینی (ره) برای حذف نام سید محمد خاتمی از جمع سخنرانان شب های قدر به شدت افزایش یافته است.

یک منبع آگاه به خبرنگار رویداد گفت که مسولان امنیتی و برخی مقامات قضایی از احتمال حضور میلیونی مردم در سخنرانی خاتمی به شدت نگران هستند.
این منبع اگاه افزود: با توجه به فضای بوجود آماده و اثرات منفی پخش اعترافات فعالان سیاسی و اجتماعی و خشم عمومی ، اعلام خبر سخنرانی آقای خاتمی در حرم امام خمینی منجر به حضور صدها هزار نفر از معترضان برای اعلام حمایت از اصلاح طلبان و و دهن کجی به این دادگاه های نمایشی خواهد شد.

در همین حال خبر می رسد آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی برای حضور در مراسم احتمالی سخنرانی سالانه ی سید محمد خاتمی در حرم امام خمینی (ره) اعلام امادگی کرده اند.

لازم به ذکر است که نوه آیت الله خمینی ازشرکت در مراسم تنفیذ حکم احمدی نژاد همانند چند تن از دیگر بزرگان نظام خودداری نمودند.

17 شهریور؛ فراخوان به تظاهرات در میدان شهدا (میدان ژاله)

وحدت عمل و فراخوان به تجمع

از فرداي انتخابات مردم با حضور در خيابانها (تجمع ميليوني مردم در 25 خرداد) خواهان پس گيري راي خود شدند ولي مامورران دستگاه حاكميت اين تجمع آرام مردم را تاب نياورد و رهبر حكومت نيز با سخنراني خود در نماز جمعه 29 خرداد ضمن تاييد انتخابات و تهديد آشكار مردم، چهره زشت خود را نشان داد. و فرداي آن روز مردم را در تهران و چند شهر ديگر به خاک و خون كشيدند. پس از آن مردم به خواسته هاي حداقلي بسنده نكرده و با شعار مرگ بر خامنه اي و به مرور با طرح شعار زيبا و بجاي استقلال آزادي جمهوري ايراني در روز 8 مرداد خواستار بازگشت به هويت ايراني و كشوري بدون دخالت مذهب در سياست شدند. حال وظيفه تک تک ما ايرانياني كه به فكر ايراني آباد و آزاد و به دور از تعصبات ديني و قومي هستند اين است كه با مردمي كه در خيابانها هستند همراه و همگام شويم و تا نابودي كامل رژيم از پاي ننشينيم.

بزرگترین اجتماع و تظاهرات و راهپیمایی
17 شهریور 1388
یاد آوری 17 شهریور زمان انقلاب
میدان شهدا تهران یا میدان ژاله سابق

از همین امروز شروع کنیم به تبلیغ برای تظاهرات 17 شهریور در میدان شهدا تهران

از سرتاسر ایران به تهران بیایید

سعی کنیم بزرگ ترین تجمع و تظاهرات را داشته باشیم

این خبر را به همگان برسانید

محل های شروع راهپیمایی :

میدان خراسان به سمت میدان شهدا ساعت 17

میدان امام حسین به سمت میدان شهدا ساعت 17

میدان بهارستان به سمت میدان شهدا ساعت 17

خیابان پیروزی چهار راه کوکاکولا به سمت میدان شهدا ساعت 17

میدان انقلاب به سمت میدان شهدا ساعت 17

از همین امروز اطلاع رسانی را شروع کنید

به امید آنکه زودتر پیروز شویم

در صورت وجود اخبار بیشتر متعاقباً اعلام می گردد .

نویسنده سابق کیهان: من طرفدار انقلاب مخملی‌ام

محمد نوری‌زاد، نویسنده سابق کیهان، چند مدتی است که شجاعتی کم‌نظیر به خرج داده و افکار گذشته‌ی خود و رفتار امروز برخی دوستان سابق خود را یکجا به نقد می‌کشد و با قلمش نشان می‌دهد که این رفتارها تا چه حد با آرمان‌های مورد ادعا، فاصله دارد. نکته‌ی جالب در اینجاست که تحول فکری آقای نوری‌زاد، نه در زندان و سلول انفرادی، بلکه در عالم بیرون و با بریدن آگاهانه از پست و مام‌هایی که امثال او می‌توانستند به دست بیاورند، روی داده است. متن یادداشت جدید نوری‌زاد را که در بلاگش منتشر شده، بخوانید:


یکی دو سال است که واژه انقلاب مخملی را به تناسب حوایج سیاسی خود تغییر داده ایم و از آن غولی ساخته ایم که همه را بترساند . مثل واژگانی که دفعتا محتوای معنایی خود را برسر مخاطب آوارمی کنند و منتظر بحث و دلیل و جابجایی معنا نمی شوند. همانند : ضد انقلاب . که دراین واژه ، به مخاطبی که یک چنین انگی براو نشسته ، فرصتی برای اقامه دعوا و دلیل داده نمی شود . یا : ضد ولایت فقیه . یا : امت شهید پرور . یا : سربازان گمنام امام زمان . یا : سلحشوران نیروی انتظامی . یا : نماز دشمن شکن جمعه . یا : مستکبر . یا : طاغوتی .....

چندروزی است که به دلیل واژگونی اتومبیل فیلمی که می ساختیم در سراشیب یک رودخانه ، کارم به بیمارستان و اورژانس و پزشک و پرستار و رسیدگی به زخمی های این حادثه گره خورده است . شاید بیمارستان تازه تاسیس کاشانی شهرکرد درنوع خود کم نظیر باشد . اما آنچه که یک بیمارستان را به جایگاه واقعی اش راه می برد ، کیفیت ساختمان و تجهیزات آن نباشد . مهم : چرخش علم و ادب و کرامت انسانی است که تا رسیدن به آن ، فکر می کنم هنوز راه درازی را باید بپیماییم . پزشکی که ابتدایی ترین منش مواجهه با یک بیمار را نمی داند و مثل یک عبوس تلخ چهره و ترش زبان با اطرافیان بیمار و خود بیمار رفتار می کند ، پزشک وامانده ای است که افق خواستهای او هرگز سلامتی بیمارانش نیست . او به دنبال فرصتی است که او را به باقیات الصالحات یک موقعیت چشم نواز برساند . این خصلت تلخ زبانی و بی ادبی و غرور بی دلیل پزشکان را در مواضع دور کشور بیشتر می توان یافت . پزشکی که هیچوقت فرصتی برای پاسخگویی به سئوال های مراجعین خود ندارد . پزشکی که برای یک لبخندش باید چیزی در ترازویش نهاد . پزشکی که ناگهان با ورود یک آشنا ، سیستم ترشرویی اش بهم می ریزد و یک زبانی می ریزد بیا و ببین . پزشکی که در آن غوغای شلوغی بیمار و همراهان و هول وهراس ، باید برایش دل سوزاند و به بخشی از آن عبوسی اش حق داد . پزشکی که داستان زیرمیزی ، بساط رایج او را بهم می ریزد و او را برسر مهر و شوق می آورد .

داستان انقلاب مخملی هم بهمین نحو است . آنان که مشتاق انقلاب مخملی اند ، شرف دارند برآنانی که انقلابی خونین را مد نظر دارند . اگر چه یک انقلاب خونین نیز در وقت خود ، انتخاب ناگزیری است که جز توسل به آن نشود به مقصود رسید . اما در این روزگار از عمر انقلاب اسلامی ، پناه بردن به انقلاب مخملی شاید پسندیده ترین راهکار و درست ترین انتخاب باشد . من شخصا انقلاب مخملی را به این شکل معنا می کنم : انقلابی که بدون خون و خونریزی ، به رویه های نامبارک پیشین اعتراض کند و برای دستیابی به رویه های مبارک حکومتی تلاش کند . این انقلاب ، نه تنها مزموم و ناپسند نیست ، بلکه عین درستی و پناه بردن به سنت های ناب الهی است . یک امربه معروف و نهی از منکر میدانی است . انقلاب مخملی من می گوید : آدمهای هیچ نفهم و پخمه باید از مدار حکومت کنار گذارده شوند . اگر چه امام جمعه و وزیر و وکیل و رییس جمهور باشند و نماز شبشان به چهل ستون نور منجر شود . انقلاب مخملی من می گوید : شایستگان و فهیمان و درستکاران و وطن دوستان باید برمنصب ها قرار گیرند ، اگر چه با نماز و روزه و ریش و تسبیح نسبتی نداشته باشند . انقلاب مخملی من می گوید : روحانیان باید مسئولیت دخالت های همیشگی خود را در مواضع حکومت بپذیرند و صرفا به اسم این که به تبشیر و تبذیر می پردازند ، دامان خود را از ضایعات ناشی از دخالت های خود برنکشند . انقلاب مخملی من می گوید : آنانی که دست به بیت المال مسلمین برده اند باید از گردونه اعتماد مردم به دور بیفتند . اگرچه امام جمعه باشند و معدن سنگ سرخ بیدخت فارس را به اسم معلولین زیربغل زده باشند . انقلاب مخملی من می گوید : این دستگاه قضایی فعلی به درد دوره قاجار می خورد . چرا که درآن عدالت علوی یک طنز متداول است . انقلاب مخملی من می گوید : غربی ها به دلیل انصاف و عدل و درستی و درستکاری و نظم و انضباط و تمیزی و خوب کارکردن و خوب فکر کردن و اکتشافات واختراعات فراوانشان ، در پیشگاه خدای متعال بسیار مقبول تر از مجاوران کربلای معلایی هستند که در آن کثیفی و بی نظمی و بدکاری و بی فکری و بی عدالتی و شلم شوربایی بیداد می کند . اگرچه غربی ها لاابالی و بی حجاب و اهل عیش و نوش و فسق و فجورباشند و کربلاییان اهل ضجه های ممتد و اهل بیتی های داغ و تند و تیز . انقلاب مخملی من می گوید : مقام علم نه آن چیزی است که در این کشور دست به دست می شود . و مقام مدیریت و تدبیر نه آن چیزی است که در این کشور به سمت دوستان و خاصان احاله داده می شود .

دیشب عجبا که دربیمارستان ، چشمم به تلویزیون افتاد که سریال پرستاران را پخش می کرد . سریالی که درآن : پزشکان به کار خود عشق می ورزند و پرستاران برای بیماران خود جان می کنند و دراین گیرو دار ، داستان رابطه و آشنا و مقوله زیرمیزی هیچ مشتری ندارد . من با انقلاب مخملی خود می خواهم جولان بیمار و پزشکی و پرستاری کشورم را به آستانه محتوای سریال پرستاران برسانم . بی آنکه دراین انقلاب مخملی پای اسراییل غاصب و آمریکای جنایتکار درکار باشد . عیبی دارد ؟

احتمل تعطیلی دانشگاه ها تشدید شد

نشگاهها در آغاز مهرماه از ناآرامیها و اعتراضهای اخیر متأثر خواهد شد و نارضایتی و اعتراض به این موسسات هم سرایت خواهد کرد، یا این که مجموعاَ دانشگاهها آرام خواهند ماند. در چارچوب این بحثها، این شایعه مطرح شد که شاید بازگشایی دانشگاهها در مهرماه یک ترم به تعویق بیافتد، اما بعداَ وزارت علوم وجود چنین طرحی را تکذیب کرد. رهبر جمهوری اسلامی روز گذشته با اشارهای تلویحی به امکان بروز ناآرامی در دانشگاهها، به دانشجویان و دانشگاهیان درباره "طرح دشمنان برای ایجاد اختلال در کار علمی دانشگاهها" هشدار داد و گفت: «همه مراقبت کنند در این مسائل سیاسی کوچک و حقیر، کار علمی دانشگاهها و کلاسها و مراکز تحقیقاتی دچار آسیب نشود و هدف آشکار و مشخص دشمن برای اینکه حداقل مدتی دانشگاهها را به تعطیلی و تشنج و اختلال بکشاند، محقق نگردد.»

۴ شهریور ۱۳۸۸

عبدالله رمضان زاده :اگر دولت دهم مثل دولت نهم باشد با آن هم مخالفت می کنم

عبدالله رمضان زاده قائم مقام حزب مشارکت روز سه شنبه در جریان چهارمین دادگاه نمایشی با اعتراض نسبت به نحوه بازداشت خود گفت«من دو سه ساعت بعد از انتخابات در حاليکه همراه پسرم بودم در خيابان سرباز به نحو بدی بازداشت شدم.»


رمضان زاده همچنین تاکید کرد که 74 روز در سلول انفرادی در بازداشت بوده و هست اما همچنان نظرات خود در سخنرانی های قبلی را تائید می کند و افزود«اگر دولت دهم روش‌هاي اجرايي دولت نهم را ادامه دهد باز هم با آن مخالفت مي‌كنيم.»


رمضان‌زاده با تاكيد بر اين‌كه « فكر مي‌كنم روند دادگاه اشتباه است» گفت: به هر حال اختلاف‌نظري بين گروه‌هاي سياسي بوده ما با روش‌هاي اجرايي دولت نهم مخالف بوديم ولي باز هم طرفدار جمهوري اسلامي هستيم اگر همين شيوه‌ها را دولت دهم نيز ادامه دهد باز با آن مخالفت مي‌كنيم ولي طرفداري خود از نظام را ادامه مي‌دهيم.

عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با تاكيد بر اين‌كه در دادگاه هر كس نظر خود را مي‌دهد و من نبايد راجع به ديگران اظهارنظر كنم،گفت«من به عنوان يك اصلاح‌طلب با كار غيرقانوني، مداخله خارجي و تجمع غيرقانوني مخالفم و در تمام دوران انتخابات اين مساله را اعلام كردم و كسي كه برنامه براندازي داشته بايد خودش پاسخگو باشد من پاي جمهوري اسلامي ايستاده‌ام و بارها گفته‌ام اگر نيروي خارجي بخواهد به كشور حمله كند اولين كسي كه جلوي او مي‌ايستد من هستم. همان‌طور كه در جنگ تحميلي حضور داشتم. به هر حال دستگيري‌ من هم اشتباه بوده و تمام مي‌شود.»

سخنگوی دولت در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی،با تاكيد بر اين‌كه رفتار بازجوها در بازداشتگاه با من خوب بود در پاسخ به سئوالي مبني بر اين‌كه آيا در اوين نگهداري مي‌شويد گفت«به ما گفته‌اند مطلبي در اين ارتباط نگوئيم و من امروز 74 روز است كه در انفرادي هستم.»


او همچنین گفت که تاکنون به وی اجازه ملاقات با خانواده اش را نداده اند و تنا توانسته در طول 74 روز بازداشت در سلول انفرادی 4 بار با همسرش تماس کوتاه تلفنی از بازداشتاه بگیرد.

دفتر هاشمی رفسنجانی: رحیم مشایی و احمدی نژاد در دادگاهی صالحه پاسخگوی اتهامات خود باشند

در پی اظهارات اخیر اسفندیار رحیم مشایی رییس دفتر محمود احمدی نژاد و نسبت دادن اتهاماتی به آیت الله هاشمی رفسنجانی ، دفتر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتشار اطلاعیه اظهارات رحیم مشایی را تکرار اتهامات محمود احمدی نژاد دانسته و خواستار محاکمه این دو نفر در یک دادگاه صالحه شد.


متن كامل اطلاعیه دفتر آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی که برای رسانه ها ارسال شده به شرح زیر است:


رسانه محترم
پیرو انتشار سخنان آقای اسفندیار رحیم‌مشایی در جمع اعضای ارشد ستاد یاران خورشید در برخی سایت‌ها و خبرگزاری‌ها، اگرچه توجه به شرایط زمانی و مكانی سخن و سنجش آن با گوینده نشان از میزان انطباق سخن با منطق است، اما توضیح درباره بخش‌هایی از سخنان ایشان جهت مزید اطلاع رئیس دفتر رئیس‌جمهور و تنویر افكار عمومی ضروری به نظر می‌رسد.


مطمئنا بیان جملاتی چون این جمله كه ”آقای هاشمی مایل بود از پشتیبانی عمومی و مردمی برای فشار بر رهبری استفاده كند” از جمله همان توهماتی است كه مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه تاریخی خویش همگان را از آن برحذر داشتند.


سابقه آقای مشایی در ”اظهارنظرهای غلط” و ”سخنان غیرمنطقی” آنقدر آشكار است كه نیازی به پاسخ ندارد، اما با توجه به عقبه بسیار عمیق این سخنان و دروغ ‌پردازی‌های عمیق‌تر و تلفیق آن با چاشنی توهین توسط كسی انجام می‌شود كه قرار بود معاون اول رئیس‌جمهور شود و نشد و امروز رئیس دفتر رئیس‌جمهور است، علی‌رغم تلاش شخصیت‌های مبارز و بزرگ انقلاب برای آرام كردن فضا و خنثی كردن القائات دشمنان خارجی به نظر می‌رسد توطئه‌ای بسیار پیچیده برای القای اختلاف بین اركان نظام اسلامی وجود دارد كه دامن زدن به این توطئه نوعی یاس و ناامیدی را در جامعه گسترش می‌دهد.


بخش‌هایی از سخنان آقای مشایی تكرار سخنان رئیس‌جمهور در مناظره معروف است كه رهبری معظم انقلاب در خطبه‌های تاریخی بعد از انتخابات از آن ابراز گلایه كردند و اتهام تماس با یك مقام خارجی در شش ماهه اول دولت نهم ادعایی است كه باید در یك دادگاه صالحه مدعیان آن باید جوابگوی اتهامات خود باشند.


باشد كه خدای تبارك و تعالی توفیق رعایت انصاف را به عنوان جوهره وجودی انسان‌ها به همگان، مخصوصا مسوولان عطا فرماید.


آیت الله العظمی منتظری :اين حكومت نه جمهورى است و نه اسلامی

‏اميدوارم مسئولين امر از اين راه انحرافى كه در پيش گرفته اند دست‏ ‏برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استيفا نمايند، خسارات را جبران‏ ‏نموده و بى گناهان را بيش از اين در زندان نگه ندارند، و با پايان دادن به‏ ‏سناريوهاى نمايشى دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانى بيش از اين قضاء‏ ‏اسلامى را مسخره نكنند; و يا لااقل شجاعت اين را داشته باشند كه اعلام‏ ‏كنند اين حكومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هيچ كس هم حق‏ ‏اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد.

شبکه جنبش راه سبز ( جرس) : پس از آن که در ابتدای هفته جاری صدها روزنامه نگار، فعال سیاسی و مدنی در نامه سرگشاده ای خطاب به مراجع تقلید و همچنین میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی از ایشان خواستند تا «مدارا با قانون‌شکنان و کودتاگران علیه قانون اساسی و جمهوری اسلامی» را کنار گذاشته و مانع «پیش‌روی اقتدارگرایان » شوند آیت الله منتظری یکی از علما و مراجع تقلید برجسته شیعه با صدور بیانیه ای به این خواسته پاسخ گفت.


آیت الله منتظری در پاسخ به این درخواست روزنامه نگاران ، فعالان سیاسی و مدنی با اشاره به این که «اينجانب بارها تذكرات و‏ ‏پيشنهادهايى را براى بيرون رفتن از اين بحران ويرانگر ارائه نموده ام ، ولى‏ ‏ظاهرا حضرات براى رسيدن به مقاصد دنيوى خويش چنان چشم و گوش و‏ ‏دل بر حقايق بسته اند كه نه مى‎بينند و نه مى‎شنوند» توضیح داده که هنوز ناامید نیست.


این مرجع تقلید شیعه در ادامه بیانیه اش نوشته« از آنجا كه هنوز‏ ‏مبارزات با رژيم گذشته در اذهان بسيارى از افراد زنده است و در ميان‏ ‏سردمداران حكومتى بعضا كسانى هستند كه خود طعم شكنجه و زندان و...‏ ‏را چشيده اند اينجانب هنوز نا اميد نيستم و اميدوارم تا كاملا دير نشده‏ ‏مسئولين امر به خود آيند و بيش از اين وجهه نظام جمهورى اسلامى را در‏ ‏بين توده هاى زجر كشيده و سيلى خورده ايران و در سطح جهانى خدشه دار‏ ‏نكنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند.»

متن کامل پاسخ آیت الله منتظری در پاسخ به نامه 293 روزنامه نگار، فعال سیاسی و مدنی که در پایگاه اینترنتی این مرجع عالیقدر منتشر شده ،چنین است:

‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
(انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب )‏

‏حضور محترم برادران و خواهران عزيز، روشنفكران و نخبگان محترم
‏ ‏پس از سلام و تحيت ; در رابطه با نامه ارسالى مورخ ‏88/6/1‏ آن عزيزان ،‏ ‏ضمن قدردانى و ارج نهادن به ايثارگرى و شهامت و پايدارى شما و ملت‏ ‏بزرگوار و عزيز ايران ، معروض مى‎دارم كه اينجانب بارها تذكرات و‏ ‏پيشنهادهايى را براى بيرون رفتن از اين بحران ويرانگر ارائه نموده ام ، ولى‏ ‏ظاهرا حضرات براى رسيدن به مقاصد دنيوى خويش چنان چشم و گوش و‏ ‏دل بر حقايق بسته اند كه نه مى‎بينند و نه مى‎شنوند، ولى از آنجا كه هنوز‏ ‏مبارزات با رژيم گذشته در اذهان بسيارى از افراد زنده است و در ميان‏ ‏سردمداران حكومتى بعضا كسانى هستند كه خود طعم شكنجه و زندان و...‏ ‏را چشيده اند اينجانب هنوز نا اميد نيستم و اميدوارم تا كاملا دير نشده‏ ‏مسئولين امر به خود آيند و بيش از اين وجهه نظام جمهورى اسلامى را در‏ ‏بين توده هاى زجر كشيده و سيلى خورده ايران و در سطح جهانى خدشه دار‏ ‏نكنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند.

‏ ‏دين اسلام ، دين كامل الهى است و در آن آزادى عقيده و بيان چنان روشن‏ ‏و واضح است كه قرآن كريم در مورد اصل پذيرش دين مى‎فرمايد: ( لا‏ ‏اكراه فى الدين ) يعنى زور و اجبارى در پذيرش دين نيست ; و بايد‏ ‏پذيرفتن اصول دين با استدلال و برهان باشد. و سيره و روش رسول‏ ‏خدا(ص ) و ائمه معصومين (ع ) نيز اين گونه بوده كه مردم در كمال آزادى و‏ ‏بدون لكنت زبان و بدون هيچگونه ترس و واهمه اى درباره مسائل انتقاد و‏ ‏اظهارنظر نمايند. بزرگترين ستم و ظلم به اسلام عزيز رفتار مستبدانه با‏ ‏مردم تحت عنوان حكومت دينى و اسلامى است .

‏ ‏اميدوارم مسئولين امر از اين راه انحرافى كه در پيش گرفته اند دست‏ ‏برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استيفا نمايند، خسارات را جبران‏ ‏نموده و بى گناهان را بيش از اين در زندان نگه ندارند، و با پايان دادن به‏ ‏سناريوهاى نمايشى دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانى بيش از اين قضاء‏ ‏اسلامى را مسخره نكنند; و يا لااقل شجاعت اين را داشته باشند كه اعلام‏ ‏كنند اين حكومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هيچ كس هم حق‏ ‏اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد.

‏ ‏اميدوارم خداوند كريم در اين ماه مبارك رمضان همه ما را از كجروى ها‏ ‏باز داشته و مشمول هدايت هاى مستمر خويش قرار دهد.
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
‏4 شهريور ماه 1388‏
‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى ‏

نامه کروبی به آیت الله لاریجانی

سحام نیوز : مهدی کروبی با صدور پیامی انتصاب صادق لاریجانی را به عنوان ریاست قوه قضاییه تبریک گفت و تاکید کرد : " با توجه به شرایط حساس سیاسی و اجتماعی جامعه که اعتماد ملی مورد خدشه واقع شده است رسالت شما در این جایگاه دو چندان است . "
در این پیام آمده است :
بسمه تعالی
جناب آقای حجت السلام والسمین صادق لاریجانی
انتصاب شایسته جنابعالی که از خانواده ای روحانی ، علمی و متعلق به بیت فقاهت و مرجعیت می باشید را به ریاست قوه قضائیه تبریک می گویم . با توجه به شرایط حساس سیاسی و اجتماعی جامعه که اعتماد ملی مورد خدشه واقع شده است رسالت شما در این جایگاه دو چندان بوده ، لذا امیدواریم در اجرای قانون اساسی ، دفاع از آزادی های قانونی و حقوق شهروندی و تحقق عدالت قضایی به منظور دفاع از حیثیت نظام و جایگاه مردمی آن به بهترین وجه انجام وظیفه کنید . از خداوند متعال برای جنابعالی در مسئولیت خطیرِ جدید و نیز برای قاطبۀ قضات شریف، توفیقات روز افزون طلب می کنم . البته جا دارد همگان، از زحمات و تلاش های آیت الله هاشمی شاهرودی که در طول یک دهه پر فراز و نشیب ، سکاندار دستگاه قضایی بودند سپاسگزاری نمائیم.

و من الله توفیق
شیخ مهدی کروبی

نامه حواد اکبرین به آیا الله جوادی آملی

استاد بزرگوار حضرت آیت الله جوادی آملی

بعد التحیة و السلام

برای مبارکباد ماه رمضان بهتر از این نیافتم که عصاره ی آموخته های خود از مکتب تفسیری و فقهی حضرتعالی در طول یک دهه را تقدیم و پرسشی را مطرح کنم تا اندوه تردید از دل دانش آموزی بزدایید و بر این "بضاعة مزجاة" تصدّقی روا بدارید.

تعبیر "عصاره ی آموخته ها" را نیز از حضرتعالی وام گرفتم آنجا که فرموده اید: "عصاره ی مؤانست با قرآن و نهج البلاغه و مکتب اهل بیت، رهایی انسان از استعلا و استکبار و فرعونیّت و آراسته شدن او به تواضع و زىّ بندگی است".

به یاد می آورم تفسیر متفاوت شما از آیه بیست و چهارم "سوره نازعات" را آنجا که فرعون خود را پروردگار برتر مردم می خواند؛ می فرمودید "مراد آیه لزوما این نیست که فرعون به مردم گفته باشد من پروردگار برتر شما هستم، که اگر چنین بود چه بسا مردم نمی پذیرفتند؛ مراد از قال در آیه می تواند حال فرعون باشد زیرا سیره ی او با بندگان خدا چنان بود که گویی مالک الرّقاب آنهاست".

در تفسیر آیه بیست "سوره طه" می فرمودید خداوند عصای موسوی را فرستاد تا طغیان فرعونی را مهار کند و نتیجه می گرفتید: "مهار فرعونیّت از اهداف نبوت است و وارثان انبیا باید این میراث را حفاظت کنند".

نشانه هاى فرعونیّت را در درّی از غرر الحکم (ج6 ص 450) نشان مان دادید که: "يستدل على ادبار الدول بأربع، تضييع الاصول، والتمسك بالغرور وتقديم الاراذل وتاخير الافاضل‏؛ مى‏توان براى سقوط يك حكومت چنين استدلال كرد كه ظهور این چهارنشانه، بنای حکومت را فرو می ریزد: اصول اساسى را ضايع نمودن، بر موضع غرور و فریفتگی ایستادن و پافشاری کردن، فرومايگان را مقدم داشتن، فرزانگان را مؤخر نشاندن".

و سرانجام در شرح جلد دوم کتاب البیع استادتان، به صراحت آوردید که: "ولیّ فقیه، امانتدار خدا و نه تنها همراه مردم است، بلكه پيشاپيش آنان، موظف به اجراى فرامين فردى و اجتماعى دين مى‏باشد. فقيه، «لا يسئل عما يفعل‏» نيست كه هر كارى بخواهد بكند و مورد سؤال قرار نگيرد. او نيز يكى از مكلفين است؛ زيرا شخص فقيه جداى از شخصيتش، هيچ سمتى ندارد و مثل ديگر افراد جامعه است و به تعبیر سيدنا الاستاد امام خمينى آنچه كه در اسلام حكومت مى‏كند، فقاهت و عدالت است نه فقیه و به تعبير ديگر، حاكم و ولى مردم در اسلام، قانون الهى است نه شخص خاص; زيرا شخص فقيه، يك تافته‏جدابافته از مردم نيست، بلكه او نيز همانند يكى از آحاد مردم، موظف به رعايت احكام و قوانين الهى است".

به همين عصاره بسنده می کنم و از محضرتان می پرسم: کدامیک از آنچه در مکتب شما شرط ولایت بود اکنون باقی مانده است که توجیه کننده ی سکوت حضرتعالی باشد؟

اگر ولی فقیه کنونی "لایسئل عما یفعل" نیست و چون مالک الرّقاب خلایق عمل نمی کند چرا کسی را توان فراخواندن او به محکمه و محاکمه نیست و اگر توانی هست تاب تاوانش نیست؟ (لابد مستحضرید که حتی مجلس خبرگان رهبری نیز تا کنون امکان اجلاس اضطراری برای رسیدگی به شکایات علیه او را نیافته است) آیا دانش و تجربه ی اداره کشور را به ثمن بخس خواب و خرافه نفروخته اند و سرمایه های علمی و اقتصادی این سرزمین را ضایع نکرده اند؟ آیا فرومایگان را مقدم و فرزانگان را مؤخر نداشته اند؟ آیا بر جماعت منتقدان نتاخته اند و آنان را روانه گورستان و زندان و تبعيد و هجران نکرده اند؟ آیا بر ستون خون و آبروی مردم، سقف ولایت را استوار نکرده اند؟ آیا این همه گزارش و آمار از بی کفایتی و خودکامگی و يا اعتراف سخنگوی قوه قضائیه بر وجود چهارهزار زندانی از معترضان اخیر و يا اخبار موثق کشته شدن بیش از هشتاد نفر که تا کنون نام و عکس شان منتشر شده است برای اثبات فرعونیت حکومت و افراشتن عصاى موسوى کافی نیست؟

همدرسان قدیم که هنوز توفیق کسب معرفت در محضر شما را دارند و چون نویسنده ی این نامه، آواره ی تبعید نشده اند نقل می کنند که استاد از وضع موجود به شدت ناراضی است به ویژه آنکه از حاکمیت دولتی خرافه گرا، دل خوشی ندارد. اما آنچه ما از درس های شما آموختیم با نارضایتی پشت پرده سازگار نیست!

مگر نه اینکه در این سالها صدها بار ما را به پیمانی فرا خوانده اید که خداوند از عالمان ستانده تا بر ستم سیری ناپذیر ظالم و درماندگی مظلوم آرام نگیرند؟ وما اخذ الله علي العلماء ان لا يقاروا علي کظة ظالم و لا سغب مظلوم... سکوت و نارضایتی پشت پرده کجا و بیقراری و بی تابی از ستم ظالمان و درماندگی مظلومان کجا؟

اینک مظلومان این دیار به تظلم آمده اند تا بار دیگر عالمانه و معلمانه به یادمان بیاورید که چگونه باید آن پیمان را پاس داشت و این بیداد را داد خواست؟