۲۱ تیر ۱۳۸۸

آیت ا... مکارم شیرازی: روابط دوستانه با چین دلیلی بر سکوت در مقابل سرکوب مسلمانان نیست

آيت‌الله العظمي مكارم شيرازي با صدور بيانيه‌اي، كشتار وسيع مسلمانان در چين را محكوم كرد.
بسم الله الرحمن الرحيم
اخبار وحشتناكى كه از ايالت سين كيانگ چين درباره كشتار وسيع و سركوب مسلمانان اين منطقه منتشر شده است موجب تأسف شديد هر مسلمان و انسان آزاده‏اى است. اين منطقه كه در غرب چين واقع شده و تقريباً يك ششم مساحت چين را تشكيل مى‏دهد، اكثريت قاطع اهالى آن مسلمانند تنها گروه كوچكى از نژاد «هان» از كمونيست‌ها در آنجا زندگى مى‏كنند. اين منطقه صنعتى و حاصلخيز اخيراً محل شديدترين درگيري‌ها بين مسلمانان و گروه نژادپرست هان واقع شده است، گرچه دولت چين آن را يك نزاع قومى قلمداد مى‏كند ولى حمايت دولت از گروه مخالف و سركوب شديد مسلمانان و تعطيلى مساجد آنها همه حكايت از اين دارد كه توطئه‏اى بر ضد مسلمين منطقه در جريان است. درست است كه دولت و ملت چين روابط دوستانه و نزديكى در امور اقتصادى و سياسى با ما و ساير كشورهاى اسلامى دارند ولى اين دليل بر آن نمى‏شود كه برادران و خواهران مسلمان ما را در آن منطقه به وضع فجيعى سركوب كنند و ما خاموش بنشينيم. ما ضمن محكوم كردن شديد اين سركوب‏ها از همه مسلمانان و تمام آزادگان جهان دعوت مى‏كنيم كه اعتراض شديد خود را نسبت به اين حركت غير دوستانه اظهار دارند و يك صدا از دولت چين بخواهند كه به اين وضع خاتمه داده و مجرمان را مجازات كنند. مردم از مسوولان دولت جمهورى اسلامى نيز انتظار دارند در اين مورد سكوت نكنند و موضع قوى مناسبى بگيرند و برادران و خواهران مسلمان خود را تنها نگذارند.

فاش شدن دروغ و تقلب شورای نگهبان با انتشار تصاویر تعرفه های تا نشده




فاش شدن دروغ و تقلب شورای نگهبان با انتشار تصاویر تعرفه های تا نشده
انتشار تصاویر تعرفه های تا نخورده و نو از تلویزیون در جریان باز شماری آرا بار دیگر باعث رسوایی شورای نگهبان شد. در حالیکه همه رای دهندگان برای انداختن رای به صندوق باید تعرفه را تا می کردند نمایش تعرفه های دست نخورده و نو از سیمای جمهوری اسلامی را باید سند عیر قابل انکاری از تقلب اشکار در انتخابات دانست. افشا شدن این رسوایی با عث واکنش عجولانه سخنگوی شورای نگهبان و تهدید کسانی شده است که صحت انتخابات را مورد تردید قرار میدهند.


تواند دلیل انجام تخلف باشد
کدخدایی در مورد تعرفه ها نو و حتی تا نخورده و اظهارات امیدوار رضایی نیز که عنوان کرده بود که 70 تا 80 درصد آرا با یک خودکار و با یک دستخط در صندوق های مختلف نوشته شده است، گفت: این موضوع از همان بخش هایی است که قوه قضائیه باید به آن رسیدگی کند و با کسانی که این شائبه ها را درست می کنند برخورد نماید. صرف تا خوردن یا نخوردن تعرفه ها و نو بودن آنها نمی تواند دلیل انجام تخلف باشد.

سخنگوی شورای نگهبان:قوه قضائیه باید با کسانی که میگویند آرای مردم تا نخورده برخورد کند.


چرا رای ها اینقدر نو هستند و هیچکدام تا نخورده اند؟ ـ

در میان عکسهایی که در خبرگزاری رسمی دولت از بازشماری آرا منتشر شده است، چند نکته جدی وجود دارد: 1- اینکه صندوق رای شورای شهر در میان صندوقهای رای ریاست جمهوری چه می کند؟ 2- چرا رای ها اینقدر نو هستند و هیچکدام تا نخورده اند؟ مگر هنگام رای دادن برگه های رای را تا نکردیم؟ 3- تمام محمود احمدی نژادها با یک خط نوشته شده اند
در بازشماری مشخص شد 70 درصد آرا با یک خودکار و یک خط نوشته شده است
ضایی گفت در بازشماری غیررسمی مشخص شد که 70 تا 80 درصد آرا با یک نوع خودکار و با یک خط مشترک به نفع یک کاندیدای خاص به صندوق‌ها ریخته شده است. البته از آنجا که اطلاعات اولیه لازم به دست ما نرسید، عملاً این نوع بررسی‌ها هم بی‌فایده بود و چیزی را اثبات نمی‌کرد.


رسوایی جدید برای شورای نگهبان/تایید نتیجه انتخابات توسط شورای نگهبان پیش از باز شماری آرای گیلان
در حالی که خبرگزاری فارس در ساعت 22:23 دوشنبه شب اعلام کرد نتیجه بازشماری آرای گیلان صبح سه شنبه اعلام می شود، شورای نگهبان حدود ساعت 21:50 دوشنبه شب انتخابات را تایید کرد. خبرگزاری فارس افزود:کار شمارش دوباره آرای 10 درصد صندوق‌های رآی در 16 شهرستان گیلان انجام شد که نتیجه نهایی آن صبح سه شنبه اعلام می‌شود ولی طبق آخرین گزارش‌ها، هیچ تغییری در نتیجه آرای گیلان به وجود نیامده‌ است، به جز در چند موارد که به آرای احمدی‌نژاد اضافه شد. گفتنی است خبر پیروزی احمدی نژاد در انتخابات را خبرگزاری فارس روز جمعه 22 خرداد سه ساعت و نیم قبل از گشودن صندوقها اعلام کرده بود.

شورای نگهبان 10% آرا رو از ساعت یک بعد از ظهر تا 8 شب شمرد .. اون وقت چطور وزارت کشور تو همین مدت 24 میلیون رای شمرد ؟

آهای ملت!از40 میلیون نفری که رای دادند اگر کسی هست برگه رای رو تا نکرده باشه خودش رو معرفی کنه


جمع آوری و ارسال : مسعود د.

مهدی کروبی در نامه به هاشمی شاهرودی : کودتای نظامی را به مردم تحمیل کردند


حجت الاسلام مهدی کروبی- دبیر کل حزب اعتماد ملی و نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بیست ودوم خرداد- در نامه ای سر گشاده به آیت الله محمود هاشمی شاهرودی- رئیس قوۀ قضائیه- در انتقاد از سرکوب جنبش اعتراضی مسالمت آمیز مردم به نتایج این انتخابات نوشت مسئولان امر می توانستند با برخورد صحیح قانونی به پاسخگوئی پرداخته و همگان را اقناع نمایند و شکایت نامزدهای معترض را به صورت بیطرفانه بررسی کنند ولیکن به جای آن به روی مردم آتش گشودند، معترضان به نتایج انتخابات غیرقانونی را بازداشت کردند، شبانه به خانه های مردم حمله و به تخریب وسایل نقلیۀ اشخاص پرداختند وحتا عده ای را ربودند وبه حریم کوی دانشگاه حمله کرده وسینۀ دختران و پسران ایرنزمین را با گلوله شکافتند.
مهدی کروبی پس از یادآوری این مطلب که شماری از این اقدامات توسط لباس شخصی ها و شماری دیگر توسط بسیج وسپاه پاسداران و نیروی انتظامی صورت گرفته است می نویسدو بدین ترتیب بود که بی آنکه سخنی گفته شود کودتای نظامی را به مردم تحمیل کردند. نامزد معترض انتخابات ریاست جمهوری در این نامه تأکید می کند که از نظر او مسئولانی که با تدارک این تحرک ها زمینه ساز حوادث خونین پس از انتخابات شدند باید پاسخگو باشند و با ضرب و زور رادیو و تلویزیون و زندان نمی توان جای شاکی و متهم را عوض کرد.
مهدی کروبی در بخش دیگری از این نامه از آیت الله شاهرودی می خواهد در ایام پایانی ریاستش بر قوۀ قضائیه برای آزادی دستگیر شدگان رویدادهای پس از انتخابات بیشتر تلاش کند چرا که اگر پیش از سپردن زمام امور قوۀ قضائیه به شخصی دیگر کاری در این راستا انجام نشود، دستگیرشدگان بیگناه تا استقرار رئیس جدید قوۀ قضائیه و طی شدن روند انتقال مدیریت مدتی طولانی در زندان ها خواهند ماند. حجت الاسلام کروبی استبداد دینی را بدترین نوع استبداد ها خوانده وخطاب به رئیس قوۀ قضائیه می نویسد آزادی بازداشت شدگان و باز گشت آنان به آغوش خانواده هایشان گامی مؤثر در جهت تفاهم و وحدت ملی خواهد بود.

۲۰ تیر ۱۳۸۸

من تمام امیدم و همه ایمانم به شما جوانهای آزاداندیش و آگاه است ....
به هر حال آنهایی که به جایی رسیده اند، علم دارند، حیثیت اجتماعی دارند،پول دارند و پست دارند، مسولیتشان بیشتر از "حفظ آنچه دارند" نیست، اماشما ها که هنوز "نعمت محرومیت" دارید، شاید بتوانید برای نجات تمام آنچه از دستمیرود، وآنچه فراموش می شود، کاری بکنید.
دکتر علی شریعتی

بیانیه جدید سازمان مجاهدین انقلاب

بسم الله الرحمن الرحيم

اکنون بیش از سه هفته است که از اجرای کودتای از پیش طراحی شده علیه آرای ملت به مهندس میرحسین موسوی می گذرد. در این مدت، کودتایی که در آغاز گمان می رفت کودتایی مخملی است، به خون ریخته شدة دهها تن از شهیدان، جوانان، زنان و مردان ایران بر سنگفرش خیابان ها رنگین شد و هزاران مجروح و صدها زندانی بر جای گذاشت. اقتدارگرايان پاسخ مردم آزادیخواه ایران را که با رأی انتخاباتی خویش به نامزدهای اصلاح طلب، به حاکمیت اقتدارگرایان استبدادطلب "نه" گفته بودند، با خشونت پاسخ گفتند. اکنون ما نه با یک تقلب سازمان یافته و مهندسی شدة گسترده و رسوا، که با کودتایی تمام عیار مواجهيم. قطع خطوط ارتباطی و متوقف ساختن گردش غیر دولتی اطلاعات، حاکمیت علنی و کامل سانسور بر همة رسانه های مکتوب، دیداری و شنیداری، ایجاد وضعیت فوق العاده و برقراری نوعي حکومت نظامی اعلام نشده در تهران و ديگر شهرهاي کشور، به صحنه آوردن نمایش های کهنه و تاریخ مصرف گذشتة اعتراف گیری و اجرای شوهای تلویزیونی و بالاخره هجوم به اجتماعات و حتی جلسات اساتید دانشگاه در محیط های در بسته و بازداشت های وسیع و غیرقانونی مردم از همة قشرها و طبقات اجتماعی معترض به تقلب در میان طرفداران نامزدهای اصلاح طلب و از جمله دستگیری و به زندان انداختن شخصیت های سیاسی و حزبی، دانشجویان و استادان، روزنامه نگاران، حقوقدانان، هنرمندان، فعالان حقوق بشر و زنان، تنها به جرم حمایت از آقایان موسوی و کروبی و استفاده از حق مسلم و قانونی خود در اعتراض مسالمت آمیز، قانونی و مدنی نسبت به سرقت آرای انتخاباتی ملت.اینک پس از گذشت نیمة پنهان کودتای ضد انتخاباتی در ایام پیش از 22 خرداد، نیمة آشکار آن را پس از 22 خرداد تجربه می کنیم. نیمة آشکاری که سرشت خشونت آمیز خود را بویژه از روز شنبه 30 خرداد به نمایش گذاشته است.اگر آنچه در 22 خرداد رخ داد به راستی انتخاباتی آزاد و دموکراتیک و منصفانه بود، دیگر چه نیازی به سرکوب و بگیر و ببند داشت؟ چه نیازی به خشونت علیه مردمی که آرام و در سکوت از حق قانونی اعتراض به نتایج رسوای انتخابات استفاده می کردند؟ چه نیازی به آتش گشودن بر روی مردم و حملة نیروهای نظامی و لباس شخصی ها به اموال عمومی و انتساب آن به مردمی که شعور، فرهنگ و مدنیت آنان در راهپیمایی های چند میلیونی آرام و مسالمت آمیز، جهانیان را شگفت زده کرد؟ چه نیازی به گماردن مأمورین سانسور در چاپخانه ها، قطع تلفن های همراه و پیام کوتاه؟ و و و . کدام کاندیدای پیروز در یک رقابت انتخاباتی آزاد، سالم و منصفانه را سراغ دارید که از فردای پیروزی، ماشین سرکوب خود را علیه مردم و نامزدهای رقیب و حامیان آنها بکار اندازد؟ اعتراضات قانونی مردم را به خاک و خون کشد، مطبوعات مستقل را محدود کند و احزاب قانونی مخالف را تهدید و با هجوم وحشیانه شبانه به منازل رهبران و شخصیت های حزبی و سیاسی رقیب، آنان را بر خلاف ابتدائی ترین حقوق انسانی و شهروندی و علی رغم مسلم ترین قوانین اساسی و عادی دستگیر و روانة زندان های نامعلوم و سلول های انفرادی کند؟ تنها کودتاچیان هستند که به هنگام کودتا خود را از رعایت بدیهی ترین حقوق مردم و صریح ترین اصول و مواد قانونی بی نیاز می بینند. گروهی که با ادعای قانون گرایی، معترضان به تقلّب انتخاباتی را متّهم به نادیده گرفتن قانون می کند، اکنون خود به عنوان بزرگترین و گستاخ ترین قانون شکن، با اتکاء به زور و زندان و سرکوب، عملاً همة قوانین اساسی و عادی را در زمینة حقوق بشری، شهروندی و سیاسی حامیان نامزدهای اصلاح طلب لگدمال ساخته و به اثبات رسانده است که کاندیدای اقتدارگرایان، نه تنها برای شکست نامزد رقیب و چنگ اندازی نامشروع و غیرقانونی بر قدرت، از همة حمایت های نهادی، سیاسی، مالی، رسانه ای و نرم افزاری غیرقانونی برخوردار بوده است بلکه از این امکان نیز بهره مند است که احزاب و شخصیت های حامی رقبای انتخاباتی خود را بدون اعتناء به اصول مصرّح قانون اساسی و مواد قوانین عادی به زندان بیفکند و تحت انواع فشارها قرار دهد.نگاهی به شخصیت های بازداشت شده و زندانی که همگی از حامیان نامزدهای اصلاح طلب هستند به خوبی حكايت از طرز تفكر و عملكرد اقتدارگرايان را برملا می سازد. شخصیت هایی که یا از رهبران و اعضای احزاب و سازمان های قانونی شناخته شده هستند و یا به گروه های اجتماعی، علمی، هنری، دانشجویی و مطبوعاتی اصلاح طلب تعلق دارند. برخی از آنان نمونه وار عبارتند از:سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران: مهندس بهزاد نبوی، مصطفی تاج زاده، صادق نوروزی، فيض الله عرب سرخي، جواد امام، مجید نیری و تعداد دیگری که طی روزهای اخیر با اخذ وثیقه و ... آزاد شده اند.جبهه مشارکت ایران اسلامی: محسن میردامادی، سعید حجاریان، عبدالله رمضان زاده، محسن صفایی فراهانی، داوود سلیمانی، سعید شیرکوند، علی تاجرنیا.حزب کارگزاران سازندگی: محمد عطریانفر، هدایت الله آقایی، جهانبخش خانجانیستادهای حامی میرحسین موسوی: محسن امین زاده، محمدرضا جلایی پور، شهاب طباطبایی، سمیه توحیدلوحامیان آقای کروبی: محمدعلی ابطحی، احمد زید آبادی، عبدالله مومنی، محمد قوچانی، عیسی سحرخیزنهضت آزادی: محمد توسلی، عماد به آور، محمدباقر علویحقوقدانان: کامبیز نوروزی، عبدالفتاح سلطانی، محمدعلي دادخواهو شماری نامعلوم از دانشجویان، استادان، هنرمندان، روزنامه نگاران، زنان و ...بسیاری از بازداشت شدگان زندانی، شخصیت های شناخته شده و با سابقه در انقلاب و جمهوری اسلامی هستند.مهندس بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی و سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، نامی آشنا برای همة مبارزان راه آزادی، استقلال و عدالت در شکنجه گاهها و زندان های رژیم استبدادی پیش از انقلاب و یکی از کادرها و مدیران برجسته جمهوری اسلامی پس از انقلاب است. کینة اقتدارگرایان و راست گرایان افراطی از او به نخستین سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی باز می گردد. آنان در طول سی سال گذشته کوشیده اند تا با طرح توطئه های گوناگون و انتساب اتهاماتی رنگارنگ به او و پرونده سازی های متعدد برای وی از جمله در ماجرای بیانیة الجزایر، انفجار نخست وزیری، پتروپارس و ... خود را از شّر شخصیت آزاده و مستقل و زبان صریح و حق گوی او خلاص کنند امّا هر بار تیرهای زهرآگین آنان کمانه کرد و بر پیشانی توطئه گران پرونده ساز نشست. اینک او را تنها به جرم همراهی با مردم و حمایت از میرحسین موسوی و فعالیت خالصانه برای پیروزی دموکراتیک کاندیدای منتخب مردم به بند کشیده اند. بدون تردید این بار نیز هرگونه پرونده سازی و طرح اتهاماتی واهی علیه وی حاصلی جز رسوایی بیشتر و شکست برای قدرت طلبان نخواهد داشت. پنجاه سال مبارزه پیگیر، صادقانه و شجاعانة مهندس نبوی در راه آزادی و استقلال ملت و پیروزی انقلاب و استقرار و حفظ جمهوری اسلامی در راستای اصول و آرمان های اصیل اسلامی و خط ضد استبدادی- استعماری- استثماری امام خمینی (س)، در پرونده مهندس نبوي ثبت شده است.به بند کشیدن دکتر سعید حجاریان، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت از وجه دیگری عمق بی رحمی اقتدارگرايان را آشکار می سازد. سعید، جانباز اصلاحات و قربانی ترور و خشونت اقتدارگرایان، اینک بر روی ویلچر و در حالی که به راحتی قادر به تکلم نبوده و برای انجام ساده ترین کارهای شخصی مانند حرکت کردن و غذاخوردن، نیازمند پرستار است، در سلول انفرادی به سر می برد و وضعیتی خطرناک و بحرانی دارد.مصطفی تاج زاده اصلاح طلبی است پیگیر که اردوگاه استبداد از دوران اصلاحات به خاطر پایمردی وی بر حقوق ملت در مقام معاونت وزارت کشور کینة او را به دل گرفته است. کینه ای که در اثر مجادلات روشنگر و مقالات افشاگر او بویژه طی چهار سال اخیر، عمیق تر و سیاه تر شده است.اینان تنها نمونه ای از دهها شخصیت اصلاح طلب و آزادیخواهی هستند که اکنون توسط اقتدارگرايان زنداني شده اند. اقتدارگرايان به خوبی می دانند که اینک اکثریت ملت در مقابل آنان قرار گرفته است و از آنجا که علی رغم سرکوب انجام شده، نمی توان همة مردم را روانة زندان کرد، نمایندگان شجاع و فرزندان صادق آنان را به قصد انتقام گیری از اکثریتی که به نامزدهای اصلاح طلب رأی داده اند و به منظور مخدوش کردن جنبش سبز و مدنی ضد استبدادی ملت در زنجیر کرده است. متأسفانه جريان ضد انتخاباتی موجود نه تنها استقلال همة احزاب، مطبوعات و رسانه ها، مراجع روحانی و شخصیت های دینی و سیاسی را هدف گرفته است بلکه حتی حداقل اختیار و استقلال قوة قضائیه را نیز سلب کرده است، به طوری که رئیس قوة قضائیه و دادستان کل کشور از بازداشت های خودسرانه و دستگیری های ضد قانونی گسترده اخیر ظاهراً اظهار بی خبری کرده و صریحاً خود را بی اختیار می خوانند، هر چند چنان عذری نمی تواند رافع مسئولیت های آنان در پیشگاه خدا و مردم باشد، زیرا حداقل امکانی که آنان برای عمل به وظیفة وجدانی، قانونی و شرعی خود دارند، استعفای از مناصب مذکور و برچیدن دامن خود از آلوده شدن به ستمی است که بر ملت می رود.سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران ضمن تقبیح این همه قانون شکنی، ظلم و تعدي علیه مردم و فرزندان آنان و ضمن محکوم کردن تمامی بازداشت های غیرقانونی و نقض ابتدایی ترین حقوق قانونی زندانیان، که پس از گذشت هفته ها، نه تنها از حق دیدار و تعیین وکیل محروم مانده اند، بلکه بعضاً حتی خانواده های آنان نیز کوچک ترین اطلاعی از حال و وضعیت آنان ندارند، دستگاههای امنیتی و نظامی حاکم و شخص آقاي احمدي نژاد را مسئول حفظ سلامتی و جان آنان می داند و خواهان آزادی فوری و بی قید شرط همة بازداشت شدگان و زندانیان سیاسی و انتخاباتی است.

وسیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

۲۰ تیر ۱۳۸۸

نامه مهدی کروبی به هاشمی شاهرودی

بسه تعالی
حضرت ايت الله هاشمي شاهرودي
رياست محترم قوه قضائيه
با سلام و احترام
همانطور كه مي دانيد اصل جمهوريت از اصول اساسي نظام است و بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) نيز با توجه به تجربه صدر مشروطيت كه جرياناتي با راي و حاكميت مردم مخالف بوده و راه به استبداد مي بردند و به قول مرحوم آيت الله نائييني كه استبداد ديني را بدترين نوع استبداد مي دانست ،‌ فرمودند " ميزان راي ملت است " و با چنين اعتقادي بود كه علي رغم وجود نگراني ها نسبت به سلامت انتخابات در عرصه اين انتخابات حضور يافته و مردم را نيز به حضور گسترده در اين عرصه دعوت كردم ،‌ وليكن سرنوشت انتخابات به گونه اي رقم خورد كه جمهوريت نظام زير سوال رفت . اينك نگراني هاي بنده نسبت به انحراف در جمهوري اسلامي از آرمان هاي بنيان گذار ان موجب شد تا همان طور كه چندي پيش همطراز شما درحكومت به دفاع از جمهوريت و اسلاميت نظام مي پرداختم امروز در جايگاه ديگري در مقام دفاع از ان برآيم .با توجه به قضاياي اخير بعد از انتخابات و بنابر اينكه ايام پاياني مسئوليت جنابعالي در قوه قضائيه مي باشد ، تكليف شرعي و مسئوليت شهروندي اقتضا مي نمايد كه در اين زمنيه مطالب و نكته هايي را به عرض برسانم تا توسط آن جناب به عنوان عالي ترين مقام قضايي كشور به كار بسته شود تا در پيشگاه خداوند متعال سربلنند و در نزد ملت و بندگان مظلوم او روسفيد باشيم .انتخابات اخير رياست جمهوري كه حماسه 22 خرداد را آفريد فرصت مبارك و مغتنمي بود كه مي توانست موجب تامين و افزايش مشروعيت نظام جمهوري اسلامي ايران در داخل و خارج از كشور شود و همگرايي قومي ، جناحي و وحدت ملي را تضمين نمايد ،‌ مع الاسف آزمندي قدرت طلبان و انحصارگرايانه اقليتي حاكم در درون كشور موجب شد سرنوشتي ديگر را براي اين انتخابات رقم زد و ملت بزرگ ايران را دلسرد افسرده ساخت . چنانچه مسئولان امر به درستي انتخابات اخير را هدايت مي كردند اين مشاركت و حضور 85 درصدي مردم سرمايه بزرگي بود كه براي ساليان دراز وحدت ملي ، تفاهم اجتماعي و شكوفايي اقتصادي كشور را تضمين مي نمود ، اما اكنون همان سرمايه تبديل به ابزاري خطرناك جهت ايجاد تفرقه ، واگرايي ملي ، افسردگي سياسي ، سوء ظن و بي اعتمادي اجتماعي و ركود اقتصادي گرديده است . در مشاركت 55 تا 60 درصدي دوره هاي گذشته هميشه نيمي از آرا و گاهي بيشتر آن متعلق به جناح اصلاح طلب بود و اين بار نيز حضور بي نظير 85 درصدي مردم براي تغيير وضع موجود بود ، اما سرنوشت انتخابات به گونه اي رقم خورد كه ظاهرا به زعم آقايان 25 درصدي كه در هيچ انتخاباتي شركت نمي كردند هم براي اين آمدند كه مبادا اين دولت فعلي تغيير كند !!بنابراين متعاقب انتخابات و اعلام عجولانه و غيرقانوني نتيجه آن ميليون ها نفر از مردم به روند غير اخلاقي و غير قانوني روند برگزاري انتخابات اعتراض كردند كه مسئولان امر مي توانستند با برخورد صحيح قانوني به پاسخگويي پرداخته و همگان را اقناع نمايند و شكايت نامزدهاي معترض را به صورت بيطرفانه بررسي كنند وليكن به جاي آن آتش به روي مردم گشودند . معترضان به نتيجه انتخابات غيرقانوني را دسته جمعي بازداشت كردند ،‌ شبانه به خانه هاي مردم حمله و به تخريب وسايل نقليه اشخاص پرداختند و حتي عده اي را ربودند . به حريم كوي دانشگاه حمله كرده و سينه دختران و پسران ايران زمين را با گلوله شكافتند . و اما ،‌ شماري از اين اقدامات توسط لباس شخصي ها و شمار ديگر توسط يونيفورم پوشان بسيج و سپاه پاسداران و نيروي انتظامي صورت گرفت . بدين ترتيب بود كه بي آنكه سخني گفته شود نوعي كودتاي نظامي را بر كشور تحميل كردند .به نظر من مسئولاني كه با تدارك اين تحرك ها زمينه ساز حوادث خونين پس از انتخابات شدند بايد پاسخگو باشند و با ضرب و زور راديو و تلويزيون و زندان نمي توان جاي شاكي و متهم را عوض كرد . حركت مسالمت جوي مردم ايران بزرگتر از ان است كه با نسبت دادن به خارج يا گروههاي طرد شده از مردم بدنام شود . عاملان و مسولان دولتي هم فرض كه با خشونت و زندان و تهديد بخواهند موقتا اين موج را خاموش كنند ،‌ولي با آتش هميشه زيرخاكستر چه خواهند كرد ؟ با اين بحران مشروعيت داخلي و بين المللي خود چه خواهند كرد ؟ چرا فكر نمي كنند كه دوره اين روش ها به سر آمده است وملت ايران ، ملت خميني و ياران انقلاب اسلامي بالاخره نخواهند گذاشت نظام جمهوري اسلامي برآمده از خون دهها هزار شهيد در غصب بماند ؟‌ممكن است كه كروبي را هم به ديار فاني بفرستند اما ملت زنده مي ماند و حق خود را مي گيرد . من از مقامات دلسوز نظام مي خواهم كه اجازه ندهند كه اين روش ها كه به زيان كشور و نظام است ادامه يابد .حضرت آيت الله شاهرودي در اين راستا اقدام حضرت عالي و قوه قضائيه و همچنين مجلس محترم براي تشكيل كميته تحقيق جاي بسي تقدير و تشكر دارد . تشكيل كميته پيگيري از سوي شما معنايش اين است كه مسئوليت اين كارها را نمي پذيريد و متوجه بخش هاي ديگري مي دانيد كه چندان در اختيار شما نيست اما مي دانيد كه در هر صورت شما رييس قوه قضائيه هستيد و نبايد در روزهاي پاياني مسئوليت خود اجازه دهيد كه در كارنامه تان چنين اتفاقاتي ثبت شود . با توجه به اين همه قانون شكني و نيز دستگيري ناموجه و نگهداري غير قانوني صدها شهروند ايراني در بازداشت گاهها و استقلال قوه قضائيه گويا سنگيني مسئوليت ها بيش از آن مي باشد كه تصور مي رود . شمار زيادي از بازداشت شدگان بيماران و حتي زنان باردار و شماري از آنان از مسئولين نظام در رده هاي مختلف طي دهه هاي اخير بوده اند . و اين در حالي است كه هيچ كدام از آنان از حق قانوني انتخاب وكيل و مذاكره با او برخوردار نبوده و محل نگهداري اكثريت آنها براي خانواده هاي شان معلون نيست و حتي سلامت بسياري از آنان هنوز براي وابستگانشان محرز نمي باشد . همه اينها موارد نقض آشكار قانون بوده و با اصول 22، 23،24،27، 32، 37، 38و 39 قانون و صراحت ماده 125 قانون ايين دادرسي در تناقض است كه توسط دولتمردان كنوني نقض شده و متاسفانه تاكنون واكنشي از سوي قوه قضائيه به نقض قانون نشان داده نشده است . امروز حتي دادستاني تهران به صورت ابزاري جهت سركوب معترضان قانوني به نتيجه انتخابات درآمده است . هيچ كس مخالف اصل نظام جمهوري اسلامي نيست ، همه معترضان به نتيجه انتخابات با اصل نظام موافقند و مدافع آن مي باشند . آنها تنها به روند انتخابات و مصادره آراي خودشان معترض بوده و خواستار رسيدگي قانوني و بيطرفانه به اعتراضشان مي باشند . پس چرا بايد آنان را اغتشاگر ، وابسته به خارج و به اصطلاح برانداز مخملي ناميد ؟اين دردآور است كه متولين و دولتمردان از طرفي مشاركت 40 ميليوني مردم را به رخ دنيا مي كشند و مي گويند اختلافات هم يك اختلافات درون خانوادگي است و از طرف ديگر با كمال خشونت و بي رحمي به سركوب اعتراض قانوني آنان پرداخته و هرگز مانند عضو يك خانواده با آنان برخورد نمي كنند . مگر خداوند متعال نمي فرمايد كه با همديگر مهربان باشيد ، اين چه رحم و رافت و همدلي و مهرباني است كه همه ابعاد ان ضرب و شتم ، حبس و زندان ،‌داغ و درفش و حتي قتل و جرح معترضان عضو درون اين خانواده است ؟حضرت آيت الله هاشمي شاهرودیبا توجه به اين كه حضرت عالي به عنوان فقيهي وارسته و عادل و آزادمنش شناخته مي شويد و به عنوان رييس فاضل و فرهيخته قوه قضائيه از استقلال و بيطرفي برخوردار مي باشيد و روزهاي پاياني دوره مسئوليت شما در اين قوه است، ‌اگر مشكل بازداشت شدگان اخير در دوره حضرت عالي به طور سريع حل و فصل نشود عواقب غيرقابل پيش بيني زيادي براي ان متصور است . بنابراين با توجه به تدبير و تجربه جنابعالي اگر تا زماني كه در اين مقام حضور داريد براي پيگيري آزادي بازداشت شدگان اخير اقدام عاجل نفرماييد ممكن است كه مسئول جديد قوه قضائيه تا بخواهد مستقر شود و بر امور مسلط گردد و تا روند طيعي نقل و انتقالات مديريتي طي شود عده زيادي از اين بيگناهان همچنان در بلاتكليفي بمانند و حقوق شهروندان تضييع شود . لذا از جناب عالي به عنوان رييس قوه قضائيه خواهشمندم كه دستور فرماييد تا هر چه سريعتر مقدمات تبديل قرار بازداشت شدگان فراهم شود تا اين عزيزان به آغوش خانواده هاي خود بازگشته و گامي موثر در جهت تفاهم و وحدت ملي برداشته شود.
انشاءالله
مهدي كروبی
۱۹ تیر ۱۳۸۸

نامه خانواده زندانیان سیاسی به مراجع تقلید و علما

بسم الله الرحمن الرحيم
لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم (سوره نساء ، آيه 148)"
خداوند صداي فرياد را دوست ندارد مگر از طرف كسي كه به او ظلم شده است"
حضور محترم آيات عظام و علماي اعلام (اعلي الله مقامهم)
با سلام و احترام
ضمن عرض تبريك ايام پربركت ماه پر فيض رجب و آرزوي قبولي طاعات و عبادات مراجع معظم و علماي گرانقدر و اميدآنكه بهره منديمان از دعاي پرخير شما بزرگواران و سرمايه هاي عظيم اجتماعي و معنوي، بار ديگر مصدع اوقات شريف آن خوبان شديم تا ضمن تجديد تظلم و دادخواهي، از لطف و مرحمت شما بزرگواران كه هريك به نحوي ياريگر ما در اين ايام غربت و عسرت بوده ايد قدرداني نماييم.خبرهاي دريافتي و شواهد از بذل توجه مراجع معظم و آيات گرانقدر در رفع ظلم رفته بر بازداشت شدگان اخير و خانواده هاي آنان حكايت دارد كه اين موجب اميدواري و سپاس است، اما حتما مستحضريد كه كماكان عزيزان ما در بند هستند و متاسفانه در شرايط ايشان نه تنها بهبودي حاصل نشده بلكه اخبار ناگواري از تشديد فشارها براي پذيرش اتهامات ناروا و ساخته و پرداخته اذهان بيمار بر ايشان مي رسد. بر اساس اين فشارها آنچه برخي اخبار حكايت مي كنند، حال برخي از عزيزان دربند رو به وخامت نهاده و اين مساله با توجه به ممانعت مسئولان امر از تماس و ديدار ايشان با خانواده هاي خود بر شدت نگراني ها افزوده است.علماي بزرگوارما فرزندان شما كه در دامان پرمهر اسلام عزيز و انقلاب باشكوه اسلامي و در مكتب امام و رهبر انقلاب، خميني كبير پرورش يافته ايم طبق آموزه هاي ديني تنها اميد و پناهمان خداي رحمان و رحيمي است كه به صابران بشارت اجر و به مظلومان وعده پيروزي داده است. در لواي همين آموزه ها آموخته ايم كه شكايت از ظلم و جور را نزد علمايي ببريم كه در شرايط تنگي پناه امتند. پس اگر تصديع مجددي است عمل به تكليفي است كه هنوز اميد به گشايش گره از كارمان از مسير آن داريم.حضرات آيات عظامدردمندانه و سوگوارانه عرض مي كنيم كه انقلاب اسلامي و حاصل خون هاي پاك و مجاهدت هاي بي امان امام بزرگوار و شهدا و ايثارگران و عموم ملت مسلمان در برپايي نظام جمهوري اسلامي را در مسيري ناگوار و پربلا مي بينيم. اين مسير به گواه تاريخ و سنت الهي ختم به خير نيست و متاسفانه اكنون كه نظامي به نام دين و مستضحر به علماي اسلام و و لايت شكل گرفته، نتايج آن به پاي اين ارزش ها نوشته مي شود.همان طور كه مجاهدت هاي بزرگ مردم در پيروزي انقلاب، مقابله با فتنه هاي دوران آغازين برپايي نظام جمهوري اسلامي، ايثار و شهادت و ارزش آفريني هاي دوران دفاع مقدس و سپس تلاش براي سازندگي و گسترش آزادي ها و اداي حقوق اساسي و مشروع ملت به پاي اسلام و مقدسات و نظام و علما نوشته شد و بر سرمايه عظيم آنها افزود، ظلم هايي كه در اين نظام بر مردم مي رود و آه هاي برآمده از سينه هاي سوخته، خواهي نخواهي به پاي همان ارزش ها منظور خواهد شد.ما و عزيزانمان فدايي اسلام و ارزش هاي والاي اين مكتب رهايي بخش هستيم و در اين مسير همچنان استواريم و خداي عليم و بصير را شاهد مي گيريم كه اگر اين روزها بر ظلم رفته صابريم و سفره دل نزد بيگانه نگشوده ايم و تنها شكايت نزد حضرت دوست و علما آورده ايم، به خاطر پايداري مان در اين مسير و اميدمان بر راهگشايي آن است.ما دردمند اين ظلم هاي عريان در نظام جمهوري اسلامي هستيم، ما دردمند رواج دروغ در بين برخي مسئولان نظام هستيم، ما دردمند حاكميت نا اهلان و نامحرمان با امام و انقلاب بر برخي از مصادر مهم نظام هستيم، ما دردمند انحراف از اصول تبيين شده از سوي بنيانگذار كبير انقلاب امام خميني (ره) هستيم كه ميزان را راي ملت مي دانست، ما دردمند زير پا گذاشتن حقوق مردمي هستيم كه براي اين نظام هيچ كم نگذاشته و امام ما نه در شعار كه در عمل آنها را ولي نعمت خود و حكومت مي دانست، ما دردمند ملكوك شدن ارزش هاي ديني مان توسط حاكماني هستيم كه مستي قدرت هوش از سرشان ربوده و چشمشان را در برابر حقايق كور كرده، ما درمند اسلام و ارزش ها و ذبح گوهر دين در برابر قشري نگري و تظاهر و زاهدنمايي متحجران هستيم. ما دردمندان، شاگردان كوچك علما و مراجع و در راس آنها امام بزرگوار و نگران ايران عزيز هستيم. عزيزان ما به خاطر اين دردمندي است كه اكنون در بند جفاي برخي حاكمان بيگانه از عدل و داد گرفتارند و ما خانواده هاي اين بازداشت شدگان، در كنار همه دردهايمان، دردمند عزيزانمان نيز هستيم.علماي بزرگوارما دردمنديم وقتي كه در معدود تماس هاي برخي از عزيزانمان از زندان متوجه مي شويم كه آنها را در چنان خلايي فرو برده اند كه پس از عمري حضور در سايه اهل بيت و شادي در شادي آنها و عزا در ماتشان، از فرا رسيدن عيد بزرگ ميلاد امام عدل و رحمت، حضرت علي بن ابي طالب(ع) بي خبرند و اين درد آنگاه مضاعف مي شود كه اين جفا در زندان هاي جمهوري اسلامي مي رود.و مراجع معظم و علماي امينما دردمنديم كه معيار قانون و حق و عدالت را درباره عزيزانمان كه عمري را در راه خدمت به اسلام و انقلاب گذرانده اند، غايب مي بينيم و دردمندتر مي شويم وقتي كه فكر مي كنيم اگر با عزيزان ما كه شايد صدايمان به جايي برسد و با چم و خم حكومت و حاكمان آن تا حدي آشناييم چنين مي رود، با مردم مظلومي كه شايد دستشان از ما كوتاه تر و صدايشان نارساتر باشد در اين نظام و به نام اسلام چه مي رود.حضرات آياتاين فرزندان كوچك و شاگردان فروتن شما كه دل به مكتب رهايي بخش اسلام سپرده اند بار ديگر به تظلم نزد شما آمده اند بلكه گشايش در كار فروبسته شان صورت گيرد.در اين جا بار ديگر اعلام مي كنيم كه در مسير اسلام و انقلاب ايستاده ايم و دل به نااميدي نمي سپاريم كه آن را شرك مي دانيم و با هدايت علماي بزرگوار در برابر ظلم با تمام توان ايستاده و در برابر قانون و حق و عدالت خاضع و مطيعيم.از شما بزرگواران نيز تمناي ياري در اين مسير سخت و پربلا داريم.و ما نريد الا الاصلاح ...خانواده هاي عزيزان دربند:
حجت الاسلام محمد علي ابطحي – محمدجواد امام – دكتر محسن اين زاده – دكتر علي تاجرنيا – سيد مصطفي تاج زاده – دكتر سعيد حجاريان – جهان بخش خانجاني – دكتر علي اصغر خداياري – دكتر عبدالله رمضان زاده – دكتر سعيد شيركوند – مهندس محسن صفايي فراهاني – سيد شهاب الدين طباطبايي – دكتر محسن ميردامادي – مهندس بهزاد نبوي – صادق نوروزي – مجيد نيري و سايرين

نامه دختر حجاریان به آیت الله منتظری و پاسخ ایشان

بسم الله الرحمن الرحیم
‏‏محضر مبارک مرجع عالیقدر آیت الله العظمی منتظری‏
‏با سلام و عرض تبریک به مناسبت ایام ولادت امام علی (علیه السلام )،‏ ‏مولای متقیان ، پیشوای عدالت طلبان و آزادی خواهان و امام مظلومان و‏ ‏ستمدیدگان.
‏‏این روزها دستهای استغاثه و التجاء به درگاه پروردگار عالم گشوده شده‏ ‏است و خلقی پریشان از نامهربانی ها شکوه به درگاه معبود می‎برند، که "و‏ ‏الی الله المشتکی ". من نیز در هر نماز و دعایی پیکر بیمار و رنجور پدرم دکتر‏ ‏سعید حجاریان را به یاد می‎آورم که پس از سوء قصد ده سال قبل همین‏ ‏سلامتی نسبی خود را مدیون دعای ملت شریف ایران است ، و گویا می‎بینم‏ ‏که در سلول انفرادی به نماز نشسته است ، او را که به واسطه اصابت گلوله ‏ ‏اشقیا به مخچه و نخاعش یارای ایستاده نماز خواندن نیست ، و می‎دانم که‏ ‏لکنتی غریب گریبانش را می‎گیرد آنگاه که می‎کوشد حروف را به درستی‏ ‏ادا کند. انگشت های بی حس او توانایی برداشتن قرص هایش را ندارد،‏ ‏نمی دانم آیا کسی هست که داروها و قرص های رنگارنگ او را به موقع‏ ‏بدهد؟ او برای نوشیدن جرعه ای آب به کمک نیاز داشت ، نمی دانم آیا‏ ‏می‎تواند پس از ساعتها بازجویی آبی بنوشد و گلویی تازه کند؟ مردم او را‏ ‏به نام سعید می‎شناسند ولی مادرش او را عباس صدا می‎زند، بی اختیار به‏ ‏یاد جانباز کربلا، باب الحوائج حضرت ابوالفضل العباس می‎افتم.‏ ‏رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس‏ ‏گویا ولی شناسان رفتند از این ولایت‏ ‏بیش از دو هفته است که پدرم را بدون هیچ اتهامی بازداشت کرده اند.‏ ‏اصلا مگر این بدن مجروح و ناتوان می‎تواند جرمی مرتکب شود؟ همه‏ ‏می‎دانند که پدرم سالهاست در حاشیه دنیای سیاست قرار گرفته و برای‏ ‏سیاستمداران تنها نمادی معنوی به شمار می‎رود. پس چگونه می‎تواند‏ ‏تأثیری در تحولات داشته باشد تا جرمی از آن پدید آید؟ انگار از این بدن‏ ‏رنجور هم نمی گذرند. تاکنون نه اتهام ایشان به وی تفهیم شده و نه از داشتن‏ ‏حق قانونی وکیل برخوردار است .‏ ‏آن گونه که پزشک متخصص ایشان در بیانیه رسمی اعلام نموده اند جان‏ ‏سعید حجاریان در خطر است و ایشان نیاز به مراقبت های فوری پزشکی‏ ‏داشته و بدون پرستاری خانواده در انجام امور شخصی و روزمره که لازمه ‏ ‏فرائض دینی است با مشکلات جدی مواجه است ، و اینها همه در حالی است‏ ‏که ضارب پدرم آزادانه به ارعاب مردم مشغول است . ظاهرا مضروب‏ ‏باید به جای ضارب مجازات شود.‏ ‏این روزها جز گریستن به درگاه خدا سلاحی ندارم . امروز زینب دختر‏ ‏سعید حجاریان فریاد تظلم و دادخواهی به بیت شما مراجع عظام آورده‏ ‏است که به خاطر خدا هر تلاشی در توان دارید به کار گیرید تا همه مظلومان‏ ‏در بند از جمله پدرم به آغوش خانواده بازگردند، که مراجع در سنتی هزار و‏ ‏چند صد ساله همواره ملجاء مردم بی پناه بوده اند.‏ ‏اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا و غیبة ولینا و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان‏ ‏علینا.
‏ ‏زینب حجاریان کاشانی‏
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ‏
‏پاسخ آیت الله العظمی منتظری:
‏‏بسمه تعالی
‏‏با سلام و تحیت‏ ‏دخترم ;
نامه پر رنج و سوزانت را خواندم و از غم و اندوه مظلومان بیش از پیش‏ ‏برآشفتم . به راستی هیچ روزگاری تلخ تر و اندوهناک تر از روزگار سیطره ظالمان‏ ‏متظاهر به دین بر مظلومان دیندار، و تسلط قانون گویان قانون گریز و قانون سای بر‏ ‏قانون گرایان قانون خواه نیست ; که با بی اخلاقی تمام ، زهر هلاهل ستم و‏ ‏بی قانونی را با ظرف بلورین و پاک دین ، عدالت و قانون در کام تشنه مظلوم و‏ ‏حق خواه ریخته و چنین می‎نمایند که جز تحقق دین ، عدل و قانون را‏ ‏نمی خواهند.‏ ‏دخترم ; در تاریخ ، این قبیل نامردمان بسیار بوده اند. فرعون گفت : "بگذارید موسی‏ ‏را بکشم و پروردگارش را بخواند، چون من می‎ترسم که دین شما را دگرگون کند‏ ‏و یا در زمین فساد و تباهی را آشکار نماید." (و قال فرعون ذرونی أقتل موسی‏ ‏ولیدع ربه انی أخاف أن یبدل دینکم أو أن یظهر فی الارض الفساد) (مومن / ۲۶)‏ ‏و هم اینان سیدالشهداء(ع ) و اصحاب او را به نام حاکمیت دین و اتهام خروج بر‏ ‏حاکمیت دینی با رقت بارترین حال به شهادت رسانده و خاندانش را با همین مکر‏ ‏به اسارت کشیدند. (و لا یحیق المکر السیی الا باهله ) (فاطر/ ۴۳).‏عجبا! که اینان نه از سرگذشت گذشتگان عبرت می‎آموزند و نه از پند ناصحان‏ ‏بهره می‎برند.اینجانب در سالهای متمادی بارها و بارها به اشکال مختلف بر‏ ‏خطری که اینک بیش از گذشته در حال وقوع است هشدار داده ام ولی :‏
‏هزار حیله برانگیخت حافظ از سر مهر‏
‏بدان هوس که شود آن حریف رام و نشد‏
هنوز هم از سر مهر خطاب به متصدیان امر این آیات شریفه قرآن کریم را تلاوت‏ ‏می‎کنم : (و قال رجل مومن من آل فرعون یکتم ایمانه أتقتلون رجلا أن یقول ربی‏ ‏الله و قد جائکم بالبینات من ربکم و ان یک کاذبا فعلیه کذبه و ان یک صادقا‏ ‏یصبکم بعض الذی یعدکم ان الله لا یهدی من هو مسرف کذاب . یا قوم لکم‏ ‏المل الیوم ظاهرین فی الارض فمن ینصرنا من بأس الله أن جأنا قال فرعون ما‏ ‏أریکم الا ما أری و ما أهدیکم الا سبیل الرشاد. و قال الذی امن یا قوم انی اءخاف‏ ‏علیکم مثل یوم الاحزاب . مثل دأب قوم نوح و عاد و ثمود والذین من بعدهم و ما‏ ‏الله یرید ظلما للعباد. و یا قوم انی أخاف علیکم یوم التناد. یوم تولون مدبرین ما‏ ‏لکم من الله من عاصم و من یضلل الله فما له من هاد) (مومن / ۲۸ - ۳۳).‏و از آنان می‎خواهم پیش از اینکه دیر شود و با مردم بیش از این فاصله بگیرند و‏ ‏دچار عاقبت سنت الهی استدراج و آثار وضعی گفته ها و کرده های خویش شوند،‏ ‏به راه مستقیم بازگردند و بیش از این با آبروی اسلام و تشیع بازی نکنند و حقوق‏ ‏اقشار معترض را تضییع ننمایند و با عدل و ملاطفت ماندگار شوند.‏ ‏دخترم ; پدرت و سایر زندانیان سیاسی که این روزها به بند کشیده شده و برای‏ ‏گرفتن اعترافات دروغ و خلاف واقع زیر شکنجه و فشار قرار گرفته اند چشم و‏ ‏چراغ ملت رشید ما می‎باشند و شما خانواده های عزیز آنان با صبر و بردباری و‏ ‏تدبیر علاوه بر این که نزد خدای متعال اجر و پاداش بی حساب صابران را دارید،‏ ‏می‎توانید مظلومیت آنان را به دنیا ثابت نمایید; (انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر‏ ‏حساب ) (زمر/۱۰).‏امیدوارم هرچه زودتر مسئولین کشور در سیاست خشونت بار خود تجدیدنظر‏ ‏نموده و برای جلب رضایت عامه و بخصوص اقشار وسیعی که در آراء آنان‏ ‏تقلب شده متنبه شده و خطاهای گذشته را جبران نمایند. ان ارید الا الاصلاح و ما‏ ‏توفیقی الا بالله .‏ ‏والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته .
‏‏۱۸ تیر ماه ۱۳۸۸‏‏
حسینعلی منتظری

فرانسه به ایران: کلوتیلد ریس را آزاد کنید!

برنار کوشنر با تاکید بربیگناهی کلوتیلد ریس خواستار آزادی فوری وی شد، وی افزود که فرانسه از طریق دیپلماتیک تمام تلاش خود را به کار خواهد برد تا این زن جوان از زندان بیرون آید.

فرانسه باردیگرخواستارآزادی کلوتیلد ریس (Clothilde Reiss) شد که ازنزدیک به یک هفته پیش درایران دربازداشت به سرمی برد. وی به علت عکس برداری از راه پیمایان معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری درایران به جاسوسی متهم شده است.

برنارکوشنر وزیر امورخارجۀ فرانسه امروزجمعه ضمن رد اتهامات وارده ازسوی دولت ایران علیه این تبعۀ فرانسوی، خطاب به مسئولین جمهوری اسلامی پرسید که آیا آنها تصورمی کنند کشورش یعنی فرانسه آنقدرساده لوح و فاقد امکانات است که دختر جوان ٢٣ ساله ای را برای جاسوسی به ایران بفرستد. وی که از بیروت دیدن می کند با تاکید بربیگناهی کلوتیلد ریس خواستار آزادی فوری وی شد، وی افزود که فرانسه از طریق دیپلماتیک تمام تلاش خود را به کار خواهد برد تا این زن جوان از زندان بیرون آید. با این حال برنار کوشنرازمنوچهرمتکی همتای ایرانی اش که امکان بازدید سفیر فرانسه ازکلوتیلد ریس را فراهم کرده بود، سپاسگزاری کرد.
کلوتیلد ریس مدرس زبان فرانسه دردانشگاه اصفهان، در تاریخ اول ژوئیۀ گذشته هنگام ترک ایران در فرودگاه تهران دستگیر شد.

انعکاس اعتراضات مردمی و سایر حوادث اخیر ایران در مطبوعات فرانسه

بازداشت یک ایران دوست فرانسوی

روزنامۀ لیبراسیون شرح می دهد که اقوام و آشنایان خانم کلوتیلد ریس، روز چهارشنبۀ گذشته در فرودگاه بیروت منتظر او بوده اند. قرار بوده که او از طریق بیروت به فرانسه بازگردد. اما آشنایان او که از غیبتش نگران می شوند با سفارت فرانسه در تهران تماس می گیرند و عاقبت بعد از پیگیری معلوم می شود که خانم ریس در زندان اوین به سر می برد.

روزنامۀ هومانیته، دستگیری این دانشگاهی جوان فرانسوی را چنین تعبیر می کند: "رژیم تهران به مرحلۀ دوم عادی سازی شرایط رسیده است: در مرحلۀ نخست، تظاهرات داخلی را سرکوب کرد و اینک در مرحلۀ دوم، به کشورهای دیگر هشدار می دهد".

روزنامۀ لاکروا ابتدا توضیح می دهد که کلوتیلد ریس به ایران علاقۀ فراوان داشت. او که در کودکی یک دایۀ ایرانی داشته، قبلاً چند بار به ایران سفر کرده و فارسی را خوب حرف می زند.
لاکروا حتی موضوع پایان نامۀ دانشگاهی او را معرفی می کند که تحت عنوان "آموزش تاریخ و جغرافیا در مدارس ابتدایی ایران"، در حال تدوین بوده است.
این روزنامه می نویسد: "او ظاهراً در زندان اوین نگاهداری می شود، یعنی همان جایی که صدها ایرانی که علیه انتخاب احمدی نژاد تظاهرات کرده بودند، زندانی هستند".

بند ۲۰۹

زندان اوین و به ویژه بند ۲۰۹ کم کم در دنیای غرب نیز شهرت مخوفی پیدا کرده است.
روزنامۀ لیبراسیون، در گزارشی به قلم ژان پیر پرن، تحت عنوان "بند۲۰۹ ، قلب سرکوب"، این بخش از زندان اوین را چنین توصیف می کند: زیرزمینی است که به هشت خوابگاه تقسیم می شود و هر خوابگاه دارای هشت سلول انفرادی است... جایی که کسانی چون محمدعلی ابطحی، سعید حجاریان و محسین امین زاده زندانی شده اند".
ژان پیر پرن می نویسد: "گفته می شود که بند۲۰۹ مستقیماً به دفتر رهبری و اطلاعات سپاه وابسته است".
او سپس یادآوری می کند که در سال ۱۹۸۸ دهها زندانی سیاسی در اینجا به دار آویخته شدند، زمانی که نخست وزیر کشور کسی نبود جز میرحسین موسوی...

خبرنگار لیبراسیون از قول شاهدان عینی، مثل رضا معینی عضو گزارشگران بدون مرز که خود یک ماه زندانی بوده، نقل می کند که در بند ۲۰۹ فضایی به شکنجه اختصاص دارد.
ژان پیر پرن بازداشت شدگان اخیر را به سه دسته تقسیم می کند: کسانی که در وقایع اخیر نقش مستقیم داشته اند، کسانی که قبلاً دارای پرونده یا سوابق سیاسی بوده اند و بالاخره کسانی که طی تظاهرات و ناآرامی ها در خیابان ها دستگیر شده اند.
برخی از شاهدانی که بعد از چند روز آزاد شده اند، در مورد نحوۀ بازجویی ها و پرسش های مطرح شده توضیحاتی داده اند. بر اساس این گفته ها، رضا معینی به این نتیجه می رسد که مسئولان رژیم اسلامی قصد دارند وقایع و تظاهرات اخیر را با توسل به "توطئۀ خارجی" توجیه کنند.

دو هفته ای که ایران را لرزاند

از روز سه شنبه، دلفین مینویی سلسله گزارش هایی را در روزنامۀ فیگارو آغاز کرده که مجموعه دیده ها و شنیده های او در روزهای قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری است.
در شمارۀ امروز فیگارو (چهارشنبه ۸ ژوییه)، گزارش خانم مینویی تحت عنوان "دو هفته ای که ایران را لرزاند" منتشر شده است.
این گزارش از صبح روز شنبه ۱۳ ژوئن آغاز می شود، یعنی از همان نخستین ساعاتی که تهرانی ها از نتایج رسمی انتخابات آگاه شدند.
دلفین مینویی ناباوری مردم را در مقابل پیروزی احمدی نژاد شرح می دهد و موجی را که خانه به خانه، تاکسی به تاکسی و دهان به دهان منتقل شد و کم کم به تجمعات کوچک و پراکنده در سطح شهر تبدیل گردید.
آغاز تهاجم پلیس ضدشورش، آتش زدن سطل های زباله، و اوج گیری درگیری ها را خبرنگار فیگارو براساس مشاهدات خود حکایت می کند.

در روایت وقایع روز بعد، دلفین مینویی سخنان احمدی نژاد را یادآوری می کند که تظاهرکنندگان را خس و خاشاک نامید. توهینی که به نوشتۀ مینویی، غیرقابل هضم بود.
روز پس از آن، دستگیری اطرافیان موسوی و ناآرامی ها در دیگر شهرهای بزرگ ایران آغاز می شود و سپس نوبت به راه پیمایی عظیم تهرانی ها می رسد که دلفین مینویی را مثل همۀ شاهدان غافلگیر و حیرت زده کرده است.

گزارشگر فیگارو، در ادامۀ مطلب، افزایش روند سرکوب را شرح می دهد و می نویسد که در تجمع میدان توپخانه متوجه می شود که بسیاری از شرکت کنندگان در عمل تبدیل به خبرنگارانی شده اند که فیلم و عکس تهیه می کنند وبعد آنها را روی شبکۀ اینترنت قرار می دهند.

بعد از نماز جمعۀ روز ۲۶ ژوئن و طرفداری صریح خامنه ای از احمدی نژاد، دلفین مینویی به این نتیجه می رسد که هیچ راهی جز ترک ایران باقی نمانده است.در راه فرودگاه، یکی از همسایگان به او می گوید: "ما را فراموش نکنید. زیاد طول خواهد کشید، اما سرانجام حرفمان را به کرسی خواهیم نشاند"...

خلاصه فتاوای مهم آیت الله العظمی منتظری درباره پرسش های محسن کدیور و مسایل اخیر ایران


آیت الله حسینعلی منتظری، یکی از مراجع تقلید و جانشین برکنار شدۀ آیت الله خمینی، در پاسخ به پنج پرسش یا استفتای حجت الاسلام محسن کدیور- از روحانیون منتقد جمهوری اسلامی ایران- از جمله می نویسد ولایت کسی که باشرع و عقل و میثاق های ملی مخالفت کند ولایتی"جائرانه" یعنی توأم با جور است.
آیت الله منتظری تأکید می کند که پس ازدست رفتن شرایط الزامی ولایت و رهبری از قبیل عدالت، امانتداری، و برخورداری از رأی اکثریت که موجب سقوط قهری ولایت بدون حاجت به عزل می شود، ادامۀ تصدی چنین افرادی هیچ مشروعیتی ندارد.
آیت الله منتظری در بخش دیگری از پاسخ کتبی خود به پرسش های حجت الاسلام کدیور، تجاوز به حقوق مردم به بهانۀ حفظ نظام و با توسل به این استدلال را که "حفظ نظام از اوجب واجبات است" مردود دانسته و می نویسد با کارهای ظالمانه و خلاف اسلام نمی توان نظام اسلامی را حفظ کرد.
این مرجع تقلید "ترس از مخلوق" را به عنوان "شرک " به خداوند توصیف کرده است. حجت الاسلام کدیور فتوا های آیت الله متظری را از نظر اهمیت همسنگ و همطراز فتاوی ملا محمد کاظم خراسانی در زمان نهضت مشروطه علیه محمد علی شاه قاجار و فتواهای آیت الله خمینی علیه محمد رضا شاه پهلوی دانسته است.

بررسی تشدید تحریم های ایران توسط وزرای خزانه داری بیتانیا و ایالات متحده


وزیر خزانه داری آمریکا در این سفر باید مقدمات نشست سران گروه بیست را که قرار است در ماه سپتامبر سال جاری در ایالات متحده برگزار شود ، فراهم سازد.
"تیموتی گایتنر" روز دوشنبه در لندن با همتای بریتانیایی خود "آلیستر دارلینگ" و همچنین" گوردو براون" نخست وزیر انگلیس دیدار خواهد کرد.
سپس روز سه شنبه درجده با "ملک عبدالله" ملاقات خواهد کرد و روز چهارشنبه نیز در امارات متحده عربی حضور خواهد یافت و سرانجام روز پنجشنبه در پاریس با "کریستین لاگارد" ، همتای فرانسوی خود و همچنین "فرانسوآ فییون" نخست وزیر این کشور دیدار خواهد کرد.
"تیموتی گایتنر" در کنار بحث و گفتگو پیرامون وضعیت بحرانی اقتصادی و مالی جهان ، قرار است درعربستان سعودی اهمیت نقش این کشور را به عنوان بزرگترین تولید کننده نفت در جهان در تثبیت بهای نفت یاد آوری کند.
از سوی دیگر بنا به اظهارات یک مقام بلند پایه وزارت دارایی ایالات متحده آمریکا ، مبارزه با منابع مالی تروریسم و خصوصأ پرونده هسته ای ایران دیگر مواردی هستند که در این سفر مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
در این زمینه "تیموتی گایتنر" قصد دارد با وجود تهدید های ناشی از پرونده هسته ای ایران و با در نظر گرفتن نگرانی های عربستان سعودی، امارات متحده عربی و همچنین اتحادیه اروپا به آنها سیاست دو جانبه آمریکا را یعنی دست دراز شده از یک سو و در عین حال برقراری فشار بر جمهوری اسلامی را یاد آوری کند.
اجلاس گروه بیست متشکل ازهشت کشور صنعتی جهان به علاوه دوازده کشور در حال توسعه ، از جمله آفریقای جنوبی، برزیل، هند، اندونزی، مکزیک، عربستان سعودی، کره جنوبی و ترکیه در پایان ماه سپتامبردرشهر پیتسبرگ آمریکا برگزار خواهد شد.

پرسش محسن کدیور از آیت الله منتظری و پاسخ های ایشان .

محسن کدیور ۵ سؤال برای آیت‌الله منتظری فرستاده و از او چند حکم شرعی-سیاسی پرسیده و جواب گرفته است. خود کدیور ابتدا توضیح داده و بعد متن سؤال و جواب را آورده که من کل متنش را عیناً می‌آورم. به نظرم آیت‌الله منتظری حرف‌های مهمی زده که قاعدتاً در چند روز و هفته آینده بیش‌تر به آن‌ها ارجاع داده خواهد شد. خود کدیور این حکم‌های آیت‌الله منتظری را در تداوم حکم‌های آخوند خراسانی علیه محمدعلی شاه قاجار و یت‌الله خمینی علیه محمدرضا پهلوی دانسته است. بیت آخر را هم دریابید: محسن کدیور ضمن تبریک میلاد امام علی (ع) در 13 رجب، پنج پرسش شرعی را به عنوان «پرسشهای مردم رشید و مظلوم ایران از پیشوایان دینیشان» با استاد خود در میان نهاد.کدیور درپرسش اول ازحکم تصدی مناصب خدمات عمومی پس از از دست رفتن شرائط الزامی از قبیل عدالت، امانتداری و برخورداری از رأی اکثریت پرسیده است. فقیه عالیقدر پاسخ داده است : از بین رفتن شرائط مذکور که شرعا و عقلا در صحت و مشروعیت اصل تولیت و تصدی امور عامه جامعه دخیل است خود بخود و بدون حاجت به عزل موجب سقوط قهری ولایت و تصدی امر اجتماعی و عدم نفوذ احکام صادره از سوی آن متولی و متصدی می گردد.در پاسخ به سؤال از وظیفه شرعی مردم در قبال چنین متصدیانی، این عالم مجاهد نوشته است تصدی چنین افرادی هیچگونه مشروعیتی ندارد و چنانچه به زور یا فریب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم باید عدم مشروعیت و مقبولیت آنها را در نزد خود و برکناری آنان را از آن منصب با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر و انتخاب مفیدترین و کم هزینه ترین راه ممکن ابراز داشته و بخواهند.در پرسش سوم ارتباط ارتکاب «یازده گناه کبیره» با «ملکۀ عدالت» مطرح شده است. آیت الله العظمی منتظری ارتکاب همه این معاصی یا اصرار بر برخی از آنها را از بارزترین و گویاترین شواهد فقدان ملکه عدالت و از مصادیق آشکار ظلم و بی عدالتی دانسته است.کدیور در پرسش چهارم پرسیده است آیا تمسک به جملاتی از قبیل «حفظ نظام از اوجب واجبات است» می تواند مجوز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زیرپانهادن ضوابط اخلاقی و محکمات شرعی باشد؟ استاد در پاسخ خود تصریح کرده است که با کارهای ظالمانه و خلاف اسلام نمی توان نظام اسلامی را حفظ یا تقویت نمود.به فتوای آیت الله العظمی منتظری آمر و متصدی و مباشر اعترافات و مصاحبه های ساختگی تلویزیونی - با زور و شکنجه و تهدید - گناهکار و مجرمند و شرعا و قانونا مستحق تعزیر خواهند بود.این فقیه متأله در پاسخ به پرسش پنجم کدیوراز علائم شرعی «ولایت جائر» مرقوم داشته است: جور، مخالفت عمدی با احکام شرع و موازین عقل و میثاقهای ملی است که در قالب قانون درآمده باشد و کسی که متولی امور جامعه است و بدین گونه مخالفت می ورزد جائر و و لایتش جائرانه است ، و تشخیص چنین ولایتی در درجه اول بر عهده خواص جامعه یعنی عالمان دین آشنا و مستقل از حاکمیت و اندیشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانین می باشد و در درجه دوم بر عهده عموم مردم است.فتاوای فوق العاده مهم آیت الله العظمی منتظری در تداوم فتوای تاریخی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی در نهضت مشروطه علیه استبداد محمدعلی شاه قاجار و فتوای مرحوم آیت الله العظمی خمینی در جریان انقلاب اسلامی بر علیه دیکتاتوری محمد رضا شاه پهلوی است. این بیانیه مهمترین حکم صادره از سوی مراجع دینی قم درباره تخلفات مسئولان حکومتی پس از انقلاب اسلامی ایران ارزیابی می شود.با توجه به نیاز این پرسش و پاسخهای فنی به شرح و بسط و تفصیل، شرح این فتاوای پرارزش استاد به زودی از سوی شاگرد منتشر خواهد شد.* * *متن کامل این پرسش و پاسخ تاریخی به شرح ذیل است:پاسخ‏هاى فقهى - سياسى حضرت آيت‏اللّه العظمى منتظرىبه پرسش‏هاى حجةالاسلام والمسلمين دكتر محسن كديور(بسم اللّه الرحمن الرحيم)محضر مبارك فقيه متأله، علامه مجاهد، شيخنا الاستاد، آيت‏اللّه العظمى منتظرى دام‏ظلهسلام عليكمميلاد مسعود مولاى متقيان، امام مظلومان، اسوه عدالت‏جويان و سرور آزادى‏خواهان على‏بن ابى‏طالب(عليه الاف التحيةوالسلام) را به آن عالم ربانى تبريك و تهنيت عرض مى‏كنم. اين عيد سعيد را در شرايطى برگزار مى‏كنيم كه دهها پيرو آن امام همام‏در اعتراض مسالمت‏آميز به حق‏كشى‏هاى حكومت ايران، شهيد و صدها نفر مجروح و هزاران نفر بازداشت و زندانى شده‏اند. تأسف‏بار آن‏كه اين همه تجاوز به حقوق مشروع مردم به نام اسلام و تشيّع صورت گرفته است. سوگوارانه از نام سبز على(ع) خرج مى‏كنندو به راه سياه معاويه مى‏روند.از محضر شما آموخته‏ام كه اشاعه معارف قرآنى، تعاليم نبوى و احكام اهل بيت بهترين راهكار مبارزه با ظلم و جور در هرشرايطى است. اينك به مقتضاى حال و براى روشن نگاه داشتن كورسوى <اميد> در دلهاى پاك نسل جوانى كه از متوليان رسمى به نام‏اسلام قساوت ديده، به نام تشيّع خرافات شنيده، و روح و روانشان از اين همه دروغ و ريا و خيانت در امانت زخمى و خسته است،به در خانه‏اى آمده است كه خانه اميد ملت مظلوم ايران است و ياد مجاهدت‏ها و دفاع جانانه شما از حقوق به تاراج رفته ملت -به‏ويژه در 13 رجب سال 1376 و بيش از پنج سال حبس خانگى متعاقب آن - هرگز از حافظه تاريخيش محو نمى‏شود. بر اين شاگردكوچك خود منّت بگذاريد و با پاسخ به اين پرسشهاى شرعى در اين ظلمت‏كده روزنى به نور بگشاييد. اين پرسشها، پرسشهاى مردم‏رشيد و مظلوم ايران از پيشوايان دينى‏شان است.از اين‏كه با صرف وقت گران‏بهاى خود - علاوه بر اين‏كه به شكوفايى فقه <عدالت محور> اهل بيت(ع) يارى كرده از سقوط آن درورطه فقه اشعرى < امنيت محور > توجيه‏گر ظلم ممانعت مى‏كنيد - براى مؤمنان تشنه حق در اين شرايط خطير ارائه طريق مى‏فرماييد،صميمانه سپاسگزارم. اميدوارم اين شاگرد كوچكتان را در اين كنج غربت از دعاى خير فراموش نفرماييد.عزّت عالى مستدام بادمحسن كديور14 تير 1388---------------------------------سؤال 1 - تصدّى مناصبى كه بر اساس قانون لازم‏الرّعايه - شرط ضمن عقد خدمت كليه متصديان خدمات عمومى - مشروطبه شرايطى الزامى از قبيل عدالت، امانتدارى، تدبير و برخوردارى از رأى اكثريت مردم است، پس از سقوط شرايط و احرازمكرّر صفات متضادّ به نحو شياع و در حد اطمينان قريب به يقين، چه حكمى دارد؟< بسم اللّه الرحمن الرحيم >< وسيعلم الذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون >جناب مستطاب حجةالاسلام والمسلمين آقاى دكتر محسن كديور دامت بركاتهپس از سلام و تحيّت و تبريك متقابل. پاسخ تفصيلى سؤالات جنابعالى فرصت بيشترى مى‏طلبد، ولى اجمالاً به پاسخ‏هايى اشاره‏مى‏شود:ج 1 - از بين رفتن هريك از شرايط مذكور در سؤال كه شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعيت اصل توليت و تصدى امور عامه‏جامعه دخيل است خود به خود و بدون حاجت به عزل، موجب سقوط قهرى ولايت و تصدى امر اجتماعى و عدم نفوذ احكام‏صادره از سوى آن متولى و متصدى مى‏گردد، و اما شرايطى غير از آن شرايط كه شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعيت اصل توليت وتصدى آن امور معتبر نيست ولى طرفين يعنى متولى و متصدى و مردمى كه او متولى و متصدى كار آنها گرديده بر آن ميثاق بسته وتعهد نموده‏اند تخلف از اين‏گونه شرايط موجب خيار تخلف شرط شده و مردم مى‏توانند متصدى و متولّى را به‏واسطه تخلف از شرطاز منصبش عزل نمايند. ولى سقوط عدالت، امانتدارى يا برخوردارى از رأى اكثريت و تأييد مستمر از ناحيه آنان كه از شروطمشروعيت توليت و زمامدارى است موجب مى‏شود كه پس از سقوط آنها، اصولى مانند حمل بر صحت و اصالت برائت درباره‏كارهاى متصدى در امور جامعه كه فاقد شرط گرديده جارى نشود، بلكه وى بايد براى اثبات عدم تخلف از شرع و قانون و احقاق‏حقوق مردم و بقاء بيعت اكثريت مردم با او، بيّنه‏اى معتبر و دليلى معقول براى مردم بياورد و آنان را راضى كند. و در موارد اختلاف‏در پيشگاه داورى آزاد، عادل و بى‏طرف و كاملاً مستقل از حاكميت ادعاى خود را به اثبات رساند. و داورى هر نهادى كه زير نفوذ ياوابسته به او باشد شرعاً و عقلاً حجت نمى‏باشد.سؤال 2 - وظيفه شرعى مردم در قبال چنين متصديانى - كه عليرغم امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر مكرّر ناصحان و مشفقان براعمال خلاف شرع خود اصرار دارند - چيست؟ج 2 - همانگونه كه گفته شد متصديانى كه شرعاً و عقلاً توليت و تصدى امر اجتماعى را از دست داده‏اند خود به خود از مقام خودمعزولند و تصدى آنان هيچگونه مشروعيتى ندارد و چنانچه به زور يا فريب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم بايد عدم مشروعيت ومقبوليت آنها را در نزد خود و بركنارى آنان از آن منصب را با رعايت مراتب امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر و حفظ ترتيب < الاسهل‏فالاسهل والانفع فالانفع > و انتخاب مفيدترين و كم هزينه‏ترين راه ممكن ابراز داشته و بخواهند.بديهى است كه اين وظيفه‏اى همگانى‏مى‏باشد كه هر كس را اعم از خواص و عوام جامعه به اندازه آگاهى و توانايى كه دارد فرامى‏خواند و كسى نمى‏تواند به بهانه‏اى ازعمل به آن شانه خالى كند و خواص جامعه كه از همه به شرع و قانون آگاهتر و تواناترند و از نفوذ كلمه و اعتبار بيشترى برخوردارندمسئوليتى خطيرتر دارند و بايد با اتحاد و همفكرى و ايجاد احزاب و تشكيلات و تجمعات خصوصى و عمومى به ديگران‏اطلاع‏رسانى كرده و راه چاره را به آنها بنمايانند. مولى اميرالمؤمنين(ع) در وصيّت آخرشان فرمودند: < لا تتركوا الامر بالمعروف‏والنهى عن المنكر فيولّى عليكم شراركم ثم تدعون فلا يستجاب لكم > ( نهج‏البلاغه نامه 47) حاكميّت و تسلط اشرار نتيجه طبيعى ترك‏امربه‏معروف و نهى‏از منكر است، زيرا آنان از فرصت‏ها سوء استفاده مى‏كنند.سؤال 3 - آيا ارتكاب معاصى كبيره ذيل و اصرار بر آنها به سلب < ملكه عدالت > و تحقق < ملكه جور > منجر مى‏شود يا خير؟الف - آمريّت و تسبيب در قتل نفوس محترمه.ب - آمريّت و تسبيب اقوى از مباشرت در ارعاب و اخافه مسلحانه و ضرب و جرح مردم بيگناه در شوارع.ج - ممانعت قهرآمز از اقامه فريضه امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر و نصيحت به ائمه مسلمين از طريق انسداد كليه مجارى‏عقلانى و مشروع اعتراض مسالمت‏آميز.د - سلب آزادى و حبس آمران بالمعروف و ناهيان عن‏المنكر و ناصحان و اعمال فشار براى گرفتن اقرار بر امور خلاف‏واقع از آنها.ه - ممانعت از اطلاع‏رسانى و سانسور اخبار كه مقدمه واجب انجام فريضه امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر و نصيحت به ائمه‏مسلمين است.و - افترا به معترضان خواهان اجراى عدالت مبنى بر اين‏كه < هر كه با متصديان امور مخالف است مزدور اجنبى و جاسوس‏خارجى است>ز - كذب و شهادت دروغ و گزارشهاى خلاف واقع در امور مرتبط با حق‏الناس.ح خيانت در امانت ملى.ط - استبداد به رأى و بى اعتناى به نصيحت ناصحان و تذكر عالمان.ى - ممانعت از تصرّف مالكان شرعى در مِلك مُشاع سرنوشت ملى.ك - وهن اسلام و شَين مذهب از طريق ارائه چهره‏اى بسيار خشن، غيرمعقول، متجاوز، خرافى و استبدادى از اسلام و تشيّع‏در جهان.ج 3 - ارتكاب همه معاصى نامبرده يا اصرار بر برخى از آنها از بارزترين و گوياترين شواهد فقدان ملكه عدالت و از مصاديق‏آشكار ظلم و بى‏عدالتى است. به‏راستى اگر اين‏گونه معاصى موجب فسق و خروج آشكار از عدالت در نگاه عموم نباشد پس چه‏معصيتى است كه انجام آن گواه ستم و بى‏عدالتى در انظار همگان است؟! و روشن است كه هرگونه معصيتى به‏ويژه چنان معاصى‏نامبرده در صورتى كه در قالب دين، عدالت، قانون انجام گيرد مفسده‏اى افزون دارد و بيشتر موجب خروج از عدالت شده و داراى‏مجازات دنيوى و اخروى شديدترى خواهد بود، زيرا اين‏گونه ارتكاب معصيت علاوه بر مفسده خود معصيت مفسده فريبكارى ومفسده تخريب چهره دين، عدالت و قانون را نيز دربر دارد.و در مواردى كه كارهايى به نظر متصديان حاكميت، عادلانه و مشروع و به نظر عده زيادى از مردم، نامشروع و مصداق فسق وظلم و تضييع حقوق مى‏باشد، بايد نظر و قضاوت داوران عادل و بى‏طرف و مرضىّ‏الطرفين ملاك قرار گيرد.سؤال 4 - آيا تمسك به جملاتى از قبيل < حفظ نظام از اوجب واجبات است > مجوّز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زيرپانهادن بسيارى از ضوابط اخلاقى و محكمات شرعى از قبيل صداقت و امانتدارى است؟ آيا به بهانه حفظ < مصلحت نظام > مى‏توان از اجراى اصل اصيل < عدالت > - كه صفت مميّز فقه سياسى تشيّع در طول تاريخ بوده است - صرف‏نظر كرد؟ اگر برخى‏متصديان، مصلحت نظام را با مصلحت شخصى خود اشتباه گرفته باشند و بر تشخيص خطاى خود اصرار كنند، وظيفه شرعى‏مؤمنان چيست؟ج 4 - حفظ نظام به خودى خود نه موضوعيت دارد و نه وجوب آن وجوب نفسى مى‏باشد؛ به‏ويژه اگر مقصود از »نظام« شخص‏باشد. نظامى كه گفته مى‏شود: »حفظ آن از اوجب واجبات است« نظامى است كه طريق و مقدمه و بر پا كننده عدل و اجراء فرائض‏شرعى و مقبولات عقلى باشد و وجوب حفظ آن هم تنها وجوب مقدمى خواهد بود. بنابراين با توجه به اين نكته، تمسك به جمله»حفظ نظام از اوجب واجبات است« به هدف توجيه و صحه‏گذارى بر امور متصديان و كارگزاران و عدالت‏نمايى كار آنان براى‏ديگران در حقيقت تمسك به عام در شبهه مصداقيه و ميان دعوا نرخ تعيين كردن و تنها به قاضى رفتن است؛ كه اگر چنين تمسكى ازروى ناآگاهى باشد بايد طبق مراتب امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر با آن معامله نمود. از طرف ديگر بديهى است كه با كارهاى ظالمانه وخلاف اسلام نمى‏توان نظام اسلامى را حفظ يا تقويت نمود، زيرا اصل نياز به نظام براى اجراى عدالت و حفظ حقوق، و در يك كلمه‏اجراى احكام اسلامى است؛ پس چگونه متصور است با ظلم و جور و كارهاى خلاف اسلام، نظام عادلانه و اسلامى را حفظ وتقويت نمود؟ حاكميتى كه بر اساس چماق و ظلم و تجاوز به حقوق ديگران و تصرف غاصبانه و تغيير در آراء آنان و كشتن و بستن وبازداشت و شكنجه‏هاى قرون‏وسطى و استالينى و ايجاد خفقان و سانسور روزنامه‏ها و اخلال در وسائل ارتباطى و زندانى كردن‏عقلاء و نخبگان جامعه به بهانه‏هاى واهى و تحميل اعتراف به امور خلاف واقع به‏ويژه در زندان نزد شرع و عقل و عقلاء جهان‏محكوم و بى‏ارزش است، و بر حسب اخبار معتبره وارده از اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) اقرار و اعتراف در زندان يك ذرّه اعتبارشرعى و قانونى ندارد و نمى‏تواند ملاك حكم باشد. (وسائل، كتاب الاقرار، باب 4 و ابواب حدالسرقة، باب 7)مردم رشيد ايران نيز از حقيقت اين اعترافات كه نمونه‏هاى آنها در تاريخ حكومت‏هاى فاشيستى و كمونيستى ثبت است كاملاً آگاه‏مى‏باشند و مى‏دانند اين اعترافات و مصاحبه‏هاى ساختگى تلويزيونى با زور و شكنجه و تهديد در جهت پنهان نمودن ظلمها وبى‏عدالتى‏ها و تحريف چهره اعتراضات مسالمت‏آميز و قانونى مردم، از فرزندان به بند كشيده آنان گرفته مى‏شود. و مسئولين مربوطه‏بدانند كه آمر و متصدى و مباشر گرفتن اين‏گونه اعترافات و مصاحبه‏هاى دروغ گناه‏كار و مجرمند و شرعاً و قانوناً مستحق تعزيرخواهند بود. كشور متعلق به مردم است نه مال من و شما، و تصميم از ناحيه آنان مى‏باشد، و متصديان امور خدمتگزار مردم مى‏باشند.مردم بايد بتوانند با تجمعات آزادانه و تبليغات كتبى و شفاهى از حقوق خويش دفاع كنند، شاه هنگامى صداى انقلاب مردم را شنيدكه ديگر دير شده بود. اميد است متصديان امور نگذارند به آنجا برسد، بلكه هرچه زودتر در برابر خواسته‏هاى ملت خويش انعطاف‏پيدا كنند، جلو ضرر را از هرجا بگيريم به نفع خواهد بود.سؤال 5 - امارات شرعى < ولايتِ جائر > چيست و علماى اعلام ( اعلى اللّه كلمتهم ) و نيز مكلفان در قبال بروز آن چه‏وظيفه‏اى دارند؟ج 5 - جور، مخالفت عمدى با احكام شرع و موازين عقل و ميثاق‏هاى ملى است كه در قالب قانون درآمده باشد و كسى كه متولى‏امور جامعه است و بدين‏گونه مخالفت مى‏ورزد جائر و ولايتش جائرانه است و تشخيص چنين ولايتى در درجه اول بر عهده خواص‏جامعه يعنى عالمان دين‏آشنا و مستقل از حاكميّت و انديشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانين مى‏باشد كه هم به احكام وموازين عقل و قوانين حاكم آشنايند و هم با قرائن و شواهد اطمينان‏آور به مخالفت عمدى با آنها پى‏برده و مى‏توانند آن را مستدل‏كنند. مشروط بر اين‏كه از هرگونه نفوذ حاكميّت و ملاحظات خطى و سياسى آزاد و مستقل باشند. و در درجه دوم بر عهده عموم‏مردم است كه به اندازه آگاهى خود از آن احكام و قوانين و با مرتكزات دينى و عقلى خود و رودر رويى مستقيم با موضوعات ومشكلات دينى، فرهنگى، اقتصادى، سياسى، مخالفت عمدى حاكمان را با شرع و قانون لمس كرده و احساس نمايند.بالاخره به طور اجمال عدالت يا بى عدالتى حاكمان امرى ملموس در جامعه و آثار آن نمايان است، و چهره در نقاب ندارد. و هركس به هر مقدار آگاهى و توان در مقابل بى‏عدالتى‏ها و تضييع حقوق مردم مسئوليت دارد و بايد ديگران را هم آگاه كرده و هم بادرنظر گرفتن شرايط موجود و حفظ مراتب امربه‏معروف و نهى از منكر راهكار ارائه دهد چون نمى‏شود و نمى‏توان باور كرد كه‏انسانى عدالتخواه باشد ولى در راه آن گامى برندارد يا هراس داشته يا خود و ديگران را با تسويل و آراستن كوتاهى خود يا تسويف وامروز و فردا كردن و يا به بهانه نداشتن قدرت سرگرم كند. ترس از مخلوق شرك باللّه العظيم است و تسويل و تسويف هم ضلال واضلال. سيره اولياى معصومين(ع) نيز تلاش در راه عدالت اجتماعى بود و اگر آنها تنها به امور فردى اسلام همت و اكتفاء داشتند اين‏همه ظلم و ستم بر آنان و به بند و حصار كشيدن و تحت مراقبت قراردادن و در نهايت به شهادت رساندن آنان براى چه بود؟! خداونداز عالمان به خصوص عالمان دين ميثاقى غليظ گرفته كه در مقابل ظلم سكوت نكنند < اخذاللّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظّة ظالم‏و لا سغب مظلوم > (نهج البلاغه / خطبه 3). البته عمل به اين ميثاق همانگونه كه ثوابى عظيم دارد هزينه‏اى سخت هم خواهد داشت.( أحسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون. و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن اللّه الذين صدقوا وليعلمن الكاذبين)(عنكبوت / 2 و 3)به هوس راست نيايد به تمنّى نشوداندر اين راه بسى خون جگر بايد خورد
ان شاء اللّه موفق باشيد
17 رجب 1430 - 19/4/1388قم المقدسة -
حسينعلى منتظرى

۱۹ تیر ۱۳۸۸

عدم صدور ویزا برای دیپلمات ها یایرانی توسط اروپا

اتحادیه‌ی اروپا صدور روادید برای دیپلمات‌ها و وابستگان دولت ایران را متوقف کرد. آنان دیگر از هیچ یک از ۲۷ کشور اتحادیه‌ی اروپا روادید دریافت نخواهند کرد.
به گزارش روزنامه «فایننشیل تایمز آلمان»، دیپلمات‌های بلندپایه‌ی اتحادیه‌ی اروپا توافق کردند که «مدت زمان بررسی درخواست روادید از سوی دیپلمات‌ها و دارندگان گذرنامه‌های دولتی ایران» را طولانی کنند. این مساله در نامه‌ی دولت سوئد، رییس ادواری شورای اتحادیه‌ی اروپا، به ۲۷ کشور عضو اعلام شده است. مطابق آن، «این کشورها دیگر تا اطلاع بعدی مجاز نیستند، درباره‌ی درخواست روادید تصمیم بگیرند».
بر این پایه، دیپلمات‌ها و وابستگان دولت ایران، تا اطلاع بعدی روادید تازه‌ای دریافت نخواهند کرد و روادید‌های کهنه‌ی آنان نیز دیگر تمدید نمی‌شود. اگر چه درخواست روادید دیپلمات‌های ایرانی از سوی کشورهای اتحادیه‌ی اروپا رد نمی‌شود، ولی روادیدی هم برای آنان صادر نمی‌شود.
این اقدام اتحادیه‌ی اروپا، از اعتراض‌های این اتحادیه علیه بازداشت کارمند سفارت بریتانیا در تهران فراتر می‌رود. اتحادیه‌ی اروپا روز جمعه (۳ ژوییه) تصمیم گرفت، همه‌ی سفیران ایران را احضار کند. افزون بر آن، یک هیئت نمایندگی اتحادیه‌ی اروپا در ایران ماموریت یافت، رسما به مقامات جمهوری اسلامی اعتراض دیپلماتیک کند. هر دو اقدام با این هدف صورت گرفت که بر اعتراض اتحادیه‌ی اروپا تاکید بیشتری شود.
تفاوت ممنوعیت صدور روادید و توقف اداری آن
توقف اداری صدور روادید برای دیپلمات‌ها، با ندادن رسمی روادید به وابستگان دولت ایران متفاوت است. مورد دوم، دشوارتر از بررسی نکردن درخواست روادید است. البته اتحادیه‌ی اروپا مشغول بررسی اقدام دوم نیز هست.
به گفته‌ی محافل دیپلماتیک، کشورهای اتحادیه‌ی اروپا، این هفته به بررسی ممنوعیت رسمی صدور روادید خواهند پرداخت. این ممنوعیت شامل کسانی خواهد شد که با احتمال تقلب انتخاباتی، خشونت علیه تظاهرکنندگان، یا ارعاب پرسنل سفارتخانه‌ها در ایران در ارتباط قرار دارند.
هنوز معلوم نیست چنین مجازاتی اعمال شود. در نامه‌ی ریاست ادواری شورای اتحادیه‌ی اروپا، در این زمینه چیزی گفته نشده است. در آن نامه فقط آمده است: «اتحادیه‌ی اروپا آماده است به شماری اقدامات دست بزند تا برای مقامات ایران سنگینی وضعی را که ایجاد کرده‌اند مورد تاکید قرار دهد».

پیروزی 18 تیر مبارک باد ، دلایل

وبلاگ حرف حساب پیـــــروزی بزرگ 18 تیر مبارک باد: دلایـــــــــــــل 1. بعـــد از سرکوب و کشتار و ارعاب و خطبه ی فصل الخطاب! مردم جو ترس و ناامیدی را شکستند و خیابان های تهران و برخی از شهرستان ها را به تسخیر خود در آوردند و با شعارهای جدید روزهای جدید مقاومت را به رخ سرکوبگران کشیدند (مجتبی بمیری رهبری رو نبینی). 2. مردم به راه کار «تجمعات شناور و تظاهرات غیر متمرکز» دست پیدا کردند و به این ترتیب نیروهای ساکن سرکوبگر را از کار انداختند. یکی از شاهدان عینی شنیده بود که یکی از نیروهای سرکوبگر در بی سیم فریاد می زده: "اگه نمی تونی الان نیروی کمکی بفرستی پس برو بمیر!" 3. اخبار آزادی خواهی ایران دوباره به صدر اخبار جهان بازگشت و سیاست مدارن معامله گر فهمیدند که عزم مردم ایران در آزادی خواهی جدی است. 4. این اعتراضات با هماهنگی خود مردم انجام شد و هیچ اعلامیه ی رسمی و عمومی از طرف احزاب و جمعیت ها و شخصیت ها صادر نشده بود. 5. جو کم تحرکی و تا حدودی ناامیدی و شاید ترس قبل از 18 تیر شکسته شد و حالا مردم باور کرده اند که می توانند با تکیه بر توانایی های خود مبارزه را به پیش ببرند. 18 تیر خون تازه ای از امید، استقلال، پشتکار و مقاومت در رگ هایمان جاری کرد. 6. شهرهای خاموش متوجه شده اند که مقاومت مردم ایران تنها یک اعتراض هیجانی انتخاباتی نیست و می توان از این پس به همراهی بیشتر شهرستان ها امید داشت. 7. محروم کردن کودتاچیان از حس پیروزی طوری که سرکوبگران خسته دریافتند که گذشت زمان به نفع آن ها نیست و مقاومت همچنان شاداب و زنده است. 8. مردم به تجربیات و سازمان دهی جدیدی در مبارزه با سرکوبگران دست پیدا کردند: ایجاد ترافیک، تجمعات شناور و موضعی، فیلم برداری و عکس برداری طوری که هم وطنان به راحتی قابل شناسایی نباشند، ناامید و خسته کردن نیروها در محل استقرار ثابت و اعلام شده، هوشیاری نسبت به نفوذی ها و ....

خبری متفاوت اما مهم : مهدی آذر یزدی قصه گوی خوب بچه های خوب در گذشت .

مهدی آذر یزدی نویسنده "قصه های خوب برای بچه های خوب" در سن 87 سالگی در بیمارستان آتیه تهران درگذشت.
مهدی آذر یزدی سه روز قبل از آغاز سال 1301 در روستای "خرمشاه" از توابع یزد به دنیا آمد. خانواده اش تازه مسلمان و اجدادش زرتشتی بودند. از هشت سالگی همراه پدرش روی باغ و زمین رعیتی کار کرد و به گفته خودش "تا هفده سالگی جز آنچه در خانه یا مسجد شنیده بود"، چیزی نمی دانست.
بیست ساله بود که از کار بنایی به کار در کارگاه جوراب بافی یزد کشیده شد. در این زمان شهر یزد فقط یک کتابفروشی داشت و صاحب کارگاهی که او در آن شاگرد جوراب بافی بود تصمیم گرفت که یک کتابفروشی تاسیس کند و مهدی را از میان شاگردهای کارگاهش به کتابفروشی منتقل کرد.
مهدی آذر یزدی در بیان خاطراتش می نویسد که "دیگر گمان کردم به بهشت رسیده ام. تولد دوباره و کتاب خواندن من شروع شد و در این کتابفروشی بود که فهمیدم چقدر بی سوادم. من که زمان تحصیل در دبیرستان را از دست داده بودم، تنها راه "رسیدن به دانایی" را در کتاب خواندن جستجو کردم و پس از چهار سال کار در کتابفروشی، هوس نوشتن و شعر گفتن و با بچه های درس خوانده همرنگ شدن در من برانگیخته شد."
کار در کتابفروشی زمینه آشنایی او با اهالی شعر و ادب را فراهم کرد، اما به گفته او "یک وقت دیدم مثل این که به محیط بزرگ تری احتیاج دارم و از یزد دل برکن شدم و به تهران آمدم، بی آن که بدانم در تهران چه خواهم کرد."
حرکت او به تهران در سالهای نخست دهه بیست خورشیدی، همزمان بود با جنگ جهانی دوم. به توصیه یکی از آشنایان کار در کتابفروشی یزد به خیابان ناصر خسرو تهران رفت و در "چاپخانه علمی" مشغول به کار شد.
در سال 1335 بود که به قول خودش "به فکر تدارک کتاب برای کودکان" افتاد. در این موقع 35 ساله بود. شبی قصه ای از "انوار سهیلی" در چاپخانه نظرش را جلب می کند. بلافاصله در می یابد که اگر قصه ساده تر نوشته می شد، برای بچه ها مناسب تر بود.
جلد اول "قصه های خوب برای بچه های خوب" از اینجا پیدا شد. این مجموعه را شب ها در یک اتاق دو در سه متری زیر شیروانی می نوشت و نگران بود که کتاب خوبی نشود و او را مسخره کنند. ابتدا کتاب را به کتابخانه ابن سینا در چهارراه مخبرالدوله داد که آنها آن را چاپ نکردند، هرچند که به گفته او آقای جعفری، مدیر انتشارات امیرکبیر کتاب را چاپ کرد و با استقبال خوانندگان کم کم این مجموعه به هشت جلد رسید.
تاکنون بیست و سه عنوان کتاب از مهدی آذر یزدی منتشر شده است. آثاری از جمله "قصه های تازه از کتابهای کهن"، "گربه ناقلا"، "گربه تنبل"، "مثنوی برای بچه ها"، "مجموعه قصه های ساده" و تصحیح "مثنوی" برای بزرگسالان از او به یادگار مانده است.
مهدی آذر یزدی در زمینه آثارش جایزه یونسکو و همچنین "جایزه سلطنتی کتاب سال" را پیش از انقلاب دریافت کرد. شورای کتاب کودک هم سه کتاب او را به عنوان کتاب برگزیده سال انتخاب کرد.
مهدی آذر یزدی ازدواج نکرد و هیچ گاه به کار دولتی هم اشتغال نداشت، به قول خودش مدرک تحصیلی نداشت و راه استخدام را هم بلد نبود. هر چند علاوه بر نویسندگی به امور غلطگیری و فهرست اعلام نویسی تا سال های آخر عمرش ادامه داد.
او چندی پیش گفت که نوشته های دیگری هم دارد که به دلیل عدم صدور مجوز انتشار از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انگیزه تکمیل نوشته هایش را از دست داده و آنها را ناتمام گذاشته است.

موسوی چه می اندیشد و چه می خواهد بکند؟(رئیس جمهور کوتاه نمی آید)

به گزارش بی بی سی میرحسین موسوی روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸ با اعضای انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های ایران دیدار کرد و در جمع آنان سخن گفت.سایت کلمه، وابسته به ستاد انتخاباتی آقای موسوی گزارش داد که پس از این دیدار حدود ۷۰ نفر از حاضران در جلسه بازداشت شدند.
یک روز بعد ۶۶ تن از بازداشت شدگان آزاد شدند اما چهار تن، از جمله قربان بهزادیان نژاد، رئیس ستاد انتخاباتی آقای موسوی در بازداشت ماندند.
صدای ضبط شده سخنرانی آقای موسوی چندین روز بعد در سایت های اینترنتی منتشر شد. آقای موسوی با محدودیت های رسانه ای روبرو است و در حال حاضر نظرات خود را تنها از طریق یک سایت اینترنتی رسمی که گاه به گاه به روز می شود، منتشر می کند.
این سخنرانی که گزیده ای از آن را در زیر می خوانید، تا حدودی نشان می دهد که آقای موسوی در شرایط پس از انتخابات ایران چگونه می اندیشد و آینده را چگونه می بیند.
مخالفت با بیگانگان
...طرح موضوع نقشه بیگانگان و موضع گیری در مقابل آنها به نظر من واجب است برای همه و در این زمینه باید بیان بشود و گفتگو بشود. واقعا اگر ما معتقد هستیم که یکی از مهم ترین دستاوردهای انقلاب، استقلال ما است، ایجاب می کند که ما در این مورد موضع بگیریم، هرچند به ضرر خودمان باشد. من می گویم ضرر هم ندارد ولی اگر به ضرر ما هم می بود بایستی موضع می داشتیم...
با دولت چه می کنیم؟
اما مسئله اساسی این است که وقتی دولت به صورت رسمی و با حکم قانون اساسی و تنفیذ و بعد هم سوگند در مجلس تشکیل می شود، نیروهای دیگر چه خواهند کرد؟ این یکی از مهم ترین سئوالاتی است که ما در پیش رو داریم...
ما باید در سطح ملی بر اساس اتفاقاتی که در کشور افتاده و بیداری که در کشور ایجاد شده حرکتی وسیع انجام دهیم که به معنای مخالفت با دولت و خدای نکرده کارشکنی در کار دولت نباشد اما در سطح ملی و مستقل از دولت، کارهای وسیعی را سامان بدهیم که امکانش هست...
کسانی که این کارها را کرده اند حالا در پی -به قول فرنگی ها- "هژمونیک" کردن وضعیت فعلی هستند. می خواهند رضایت مردم را پشتوانه کار خلاف قانون خود قرار دهند... و این چیزی است که ما نمی توانیم به آن تن در بدهیم و حق ما است که در سطح ملی و از طریق قانونی بگوییم که اتفاقی که افتاده اتفاق بدی بوده است و اگر آگاهی نسبت به آن وجود نداشته باشد می تواند استبداد و دیکتاتوری را در کشور ما نهادینه بکند...
این وضعیت وقتی می تواند در کشور پایدار شود که آنها بتوانند مردم را، به خصوص نیروهای متدین جامعه را راضی و قانع کنند که همه چیز مطابق قانون اتفاق افتاده و مسئله ای نیست... این همان چیزی است که ما باید راجع به آن تبلیغ بکنیم... هر کس باید با ابتکار خودش کاری انجام دهد. باید به تدریج اتاق فکرهایی ایجاد بکنیم و خط مشی هایی پیدا کنیم که همه قبول داشته باشیم ولی تا آن موقع باید کاری بکنیم که در سطح عموم هر کس هر ابتکاری که دارد، کار خود را انجام دهد.
مراجع
خوشبختانه در سطح ملی قشرهای گوناگونی را سراغ داریم که به این مسئله حساس شده اند. از جمله آنها خود روحانیت است... در قم هم تحرکاتی هست و فعالیت هایی در این مورد وجود دارد. با تعدادی از فضلای قم ملاقات داشتیم. پایداری مراجع برای این که با وجود فشارهایی که روی آنها هست (انتخابات را) تأیید نکند، نشان دهنده این موضوع است...
باید تلاش کنیم که حرکت آینده بیرون از نظام قرار نگیرد، این برای ما خطرناک است و برای کشور هم خطرناک است و ما اعتقاد هم نداریم. ما در داخل نظام حرکت خواهیم کرد منتهی نظامی که امام تعریف می کرد و آن اسلام نابی که ایشان تعریف می کرد: به دور از تحجر، با جسارت، روشنی، شجاعت و با برداشت هایی عقلانی و مناسب برای دنیای جدید...
رهبری حرکت
بحث تشتت رهبری شد که بنده هم به این مسئله اعتقاد دارم. تماس هایی با آقای کروبی، با آقای خاتمی و حتی با آقای رضایی و دیگران داشتیم که ادامه پیدا خواهد کرد. بحث داریم که کمی این مسئله را نظم ببخشیم و نهادینه کنیم. هرچقدر این بیشتر بشود و گسترش پیدا کند، آسیب پذیری ما کمتر است و از عقل جمعی گسترده تری هم بهره می بریم. در برنامه های آتی هم ان شاءالله این مسئله لحاظ خواهد شد، اینطور نیست که حرکت تکی باشد. البته سیل حرکت ممکن است چون بنده کاندیدا هستم به سمت من باشد، اما این جریان ربطی به شخص من ندارد و خیلی جنبه گسترده تری دارد. بیداری ای که در کشور ایجاد شده به نظر من برگشت ناپذیر است. هیچ وضعیت امنیتی و فشاری نمی تواند وضعیت را به شش ماه قبل برگرداند...
رسانه ها و ابتکارات خودجوش
یکی از مهم ترین مسائل ما موضوع رسانه ها است. ما مشکل رسانه ها را در جریان انتخابات از طریق رجوع به مردم حل کردیم. اگر دقت می کردید ما نه از تلویزیون برخوردار بودیم و نه از رسانه های هزینه بر... منتهی نگاه مدرنی نسبت به استفاده از فضای مجازی به وجود آمد که جوان ها از آن استقبال کردند. این راز و رمز کار آتی ما است... اگر از ابتکارات و ابداعات جوانان خودمان استفاده کنیم و به خلاقیت افراد در هر جایی که هستند تکیه کنیم، می توانیم مقداری این خلأ را پر کنیم...
این بحث وجود دارد که شبکه تلویزیونی ماهواره ای در خارج داشته باشیم. فکر می کنم همه این ها را باید روی میز گذاشت و نباید از هیچ کدام صرفنظر کرد. اما آن چیزی که الآن می تواند در دسترس باشد، این است که در حالی که همه چیز در حال فیلتر شدن و تعطیل شدن است، ما باز هم با استفاده از همین نیروی جوانی این وبلاگ ها را گسترش بدهیم و این فضاها را گسترش بدهیم و از آنها بخواهیم که راه حل هایی برای اطلاع رسانی این حرکت و این نهضت ان شاءالله ایجاد کنند...
صدا و سیما
این مقدار اغراق که الآن در صدا و سیما هست برای این حرکت، اثر برعکس خواهد داشت. ولی بالاخره می تواند منجر به آشفتگی ذهنی بشود... روزهای اول همه این احساس را داشتند که تقلبی صورت گرفته و سئوالی در این مورد نبود، ولی الآن سئوال می کنند که دلایل چیست و آمار چیست و امثال این ها... سئوالی که در ذهن مردم ایجاد می شود را یک گروه اندک نمی توانند به تنهایی جواب بدهند، همه باید مسئول پاسخ دادن به این سئوال ها باشند...
'پرونده سازی' و لباس شخصی ها
بنده در اواخر تبلیغات انتخاباتی گفتم که یکی از ویژگی های این دولت، "پرونده سازی" دولت بود. الآن هم بعد از این که انتخابات را با این حالت به پایان بردند، اطلاع داریم که دنبال پرونده سازی برای این و آن هستند تا همه نیروهای فعال سیاسی را سرگرم کنند...
حضور لباس شخصی ها جنبه غیرقانونی دارد... من فکر می کنم این اعتراض که جنبه حقوقی و قانونی دارد باید ادامه داشته باشد. این کار می تواند زمینه را برای استفاده از این نیروها تنگ کند. کسانی که قوه قهریه علیه مردم به کار می برند از نظر قانونی باید با لباس ها و آرم های مشخص باشند و همه نمی توانند این کار را بکنند. خود مردم هم واکنش طبیعی و محکمی نسبت به این موضوع دارند که از این مسئله هم باید استفاده کرد. همان چیزی که دوستان اشاره کردند که بعضی از این ها شناخته می شوند و در سایت ها معرفی می شوند روش موثری است. این را کم نگیریم و ادامه بدهیم و خود این کار مقداری کنترل کننده است. کار حقوقی و اعتراض حقوقی و اعتراض سیاسی هم نسبت به این مسئله باید ادامه پیدا بکند...
غافلگیری
تصور بنده از وسعت تقلب و نوع کاری که شد این نبود، این را قبول دارم. فکر می کنم همه ما غافلگیر شدیم، فقط من غافلگیر نشدم... باز هم بنده اطلاع دقیق نداشتم که مقام معظم رهبری اینقدر به رئیس جمهور علاقه دارد. اگر از اول گفته می شد شاید من فکر دیگری می کردم...
اعترضات خیابانی
عده ای می گویند هر چه زودتر باید اعتراضات خیابانی جمع شود و ما باید به مرحله ای دیگر وارد شویم. بعضی مدافع این هستند که این مسئله ادامه پیدا کند. بعضی تند هستند و بعضی کند. این گفت و گوها باید ادامه پیدا کند و در یک حالت جمعی باید راه حل هایی برای آن پیدا کرد... الآن ما اقتضایی عمل می کنیم، اصلا در بعضی موارد ما واقعا دنبال مردم می دویم... در راهپیمایی عظیمی که دوشنبه (۲۵ خرداد) اتفاق افتاد، تصور می شد عده کمی به آنجا خواهند آمد. در مورد حضور بنده در این راهپیمایی در ستاد بحث کردیم و فکر کردیم ممکن است جمعیت کمی بیایند و شاید اگر بنده بروم، خشونت علیه مردم کم بشود یا اینکه ما هم یک کمی کتک بخوریم که دل مردم بیشتر (آزرده) نشود. با این دید رفتیم، اما آن جمعیتی عظیم بود و مردم بیش از آنچه ما تصور می کردیم حضور داشتند...
رنگ سبز
فکر این رنگ سبزی که ما انتخاب کردیم از داخل مردم به سمت ما آمد... در یکی از سفرها یک جوان ۱۸-۱۹ ساله پیشنهاد کرد و با پیشنهاد او یک شال سبزی به گردن ما انداختند. سبز از نظر زیباشناسانه هم بد نیست، به دلیل رشته هنری ام فکر کردم که این فکر می تواند بگیرد... غنای این رنگ در تاریخ فرهنگی ما خیلی کمک کرد، این رنگی است که ما همیشه به اهل بیت نسبت می دهیم، جنبه مذهبی برای ما دارد و مردم یک احساس خوش و زیبایی به آن دارند. بخشی از پرچم سه رنگ ما به این رنگ است و رنگ طبیعت است...
ایرانیت و عرق ملی
به نظر من بسیاری از سیاست هایی که ما با آن مخالف هستیم و لطمه زننده به استقلال کشور ما است، لطمه زننده به اقتصاد کشور ما است و منجر به عقب ماندگی کشور ما شده است به دلیل عدم حساسیت به همین عرق ایرانی و علاقه به کشور است... ما در چهار سال گذشته این مسئله را از یاد برده ایم و این مسئله مهمی است که ما باید به آن رجوع کنیم و می تواند در شعارهای ما و در خط مشی های اساسی آتی ما اثر بگذارد. بنده به این مسئله معتقدم و این مسئله را دنبال خواهم کرد.
این یک فرصت است
اتفاقی که در کشور ما افتاده به نظر من جنبه آنی نداشته، بلکه این انتخابات چیزی را رو کرده که در بطن کشور ما و نظام ما در حال شکل گیری بوده است. خوشبختانه این مسئله عریان شده، بیان شده، آشکار شده و خطرش دیده شده است. این را ما باید به عنوان یک فرصت ببینیم... وقتی بحث دروغ شد مردم آن پوستر خیلی قشنگ را ساختند که در آن دروغ را نوشتند و یک علامت روی آن زدند. من به عنوان کسی که در رشته هنر سررشته دارم می گویم که این یکی از قوی ترین و گویاترین پوستر های صد ساله گذشته است... آن محکومیت دروغ، فقط دروغ دولت نیست بلکه محکومیت میل به دروغ و ریایی است که در جامعه ما به دلیل سیاست های مختلفی که ما در زمینه فرهنگ داشتیم متأسفانه به طور عمیقی به وجود آمده است...
روحیه تحمل دیگری
ما قبل از انتخابات یک چنین روحیه ای در سطح ملی پیدا کردیم که افکار و اندیشه های مختلف در کنار هم قرار بگیرند. قطعا اگر نظام از این مسئله استفاده می کرد، ما به راه حل های میانه ای برای سرعت پیشرفتمان می رسیدیم. من گمان می کنم که یکی از کارهای آتی ما باید زنده کردن این روحیه در میان ملتمان باشد. در مقابل هر نوع حرکتی که بخواهد اختلاف بین صفوف مردم بیندازد، بین این گروه و آن گروه، بین راست و چپ، بین طبقه پائین و طبقه بالا و امثال اینها، باید موضع داشته باشیم. یعنی ما نباید مشهور باشیم که جزو کسانی هستیم که خودی و غیرخودی می کنیم...
مبارزه قانونی
فکر نکنیم که از راه قانونی نمی شود مقابله کرد یا خواسته ای را مطرح کرد. هم در سطح جهان نمونه هایی داریم که افرادی از این طریق مبارزه کردند و به نتیجه رسیدند، هم در داخل کشور ما این قضیه بوده است. فکر هم نکنیم که سختی این قضیه کمتر از سختی راه غیر قانونی است... راه انقلابی این است که همه چیز را پشت سر بگذاریم و مثل تانک وارد قضیه بشویم. نه! خود این مسئله (مبارزه قانونی) هم دردسر و مشکل دارد اما به نظر من چیز پایدارتری برای کشور ما می تواند ایجاد کند. این مسئله به ما کمک می کند که با قشرهای مختلف جوش بخوریم، با روحانیت جوش بخوریم، افراد را دور هم جمع کنیم. ریسک کار دسته جمعی را برای اقشاری که نیاز داریم که پشت این فکر بیفتند پائین بیاوریم. اگر مردم ما در یک مدت طولانی در معرض ضرر و مشکلات باشند، با توجه به مشکلات اقتصادی و وضعیتی که داریم به طور طبیعی پشتیبانی شان از این حرکت کم خواهد شد. آن وضعیت رسمی هم که گفتم نباید بگذاریم هژمونیک بشود یعنی اینکه رضایت مردم را جلب بکنند. باید شرح بدهیم و خطرات آن را در آینده باید مطرح کنیم...
امید
همه شما فرزندان بزرگ دارید. احتمالا در خانواده های خود با فرزندانی روبرو هستید که با سیاست قهر کرده بودند، اما به خاطر این انتخابات جلو آمدند و با شما یکی شدند و در انتخابات شرکت کردند و با شما حرف مشترک پیدا کردند. باید کاری کنیم که اینها ناامید نشوند...
همه حکومت ما که یک دولت نیست و همه تاریخ ما که چهار سال یا هشت سال نیست. ما کشوری هستیم با یک تاریخ طولانی... فراز و نشیب های زیادی داشته ایم... این هم یکی از این فراز و نشیب ها است. قربانی هم می طلبد. ممکن است چند نفر سرشان زیر آب برود... ولی در اصل تاریخ ما این مسئله اثر نمی گذارد. این را باید به جوانان خودمان انتقال بدهیم که بالاخره زحمت دارد، همینطوری دو دستی که نمی آیند یک آینده خوب، یک کشور خوب و یک ایران پیشرفته را تحویل همه بدهند... من گمان نمی کنم که هیچ کشوری وجود داشته باشد که ما الآن آن را مترقی بدانیم، بدون اینکه این دوره ها را گذرانده باشد. همه کشورها بالاخره از یک مسیرهای سختی گذشته اند، ما هم این مسیر سخت را داریم...
اداره فضا در مدت یک ماه آینده یکی از دشوارترین قسمت های این مسیری است که ما در آن افتاده ایم... بالاخره با این وضعیتی که داریم ارزیابی می کنیم که ان شاءالله تصمیماتی که گرفته می شود با مصالح ملی ما، با اعتقادات دینی ما و با اعتقادات اخلاقی ما سازگار باشد. هر چقدر جو تند و بد بشود نباید از این آرمان ها و اخلاقی که به آن اعتقاد داریم دست برداریم، حتی اگر به خاطر آن قربانی بشویم، این نکته مهمی است. ما ان شاءالله تا آخر دروغ نگوییم، درست عمل بکنیم، اگر چیزی روشن شد قبول بکنیم، اگر راه خوبی باز شد، حتی اگر به ضرر ما بود، از آن استقبال کنیم... من دلم روشن است که این حرکت ایجاد شده یقینا به نفع ملت ما خواهد بود.

درگیری های 18تیر اصفهان

یکی از خوانندگان: دیروز حوالی ساعت 8 بعد از ظهر درگیری های شدیدی حوالی دروازه شیراز روی داد نیروهای پلیس که در ورزشگاه انقلاب کمین کرده بودند به ناگاه به تظاهر کنندگان حمله کردندمردم را مورد ضرب وشتم قرار دادندوچند جوان را بازداشت کردند درگیریهای پراکنده ای نیز بین 33پل وپل فردوسی اتفاق افتاد.جمعیت بسیاری هم حتی تا ساعت 12 شب در چهارباغ بصورت آرام راه پیمایی کردند .خستگی فرسودگی واستیصال کاملا در چهره نیروهای انتظامی ولباس شخصی دیده می شد.

بیانیه 240 نفر از اساتید برجسته دانشگاه

به‌نام خدا
مردمِ شریف ایران،
نهادهای مسوولِ جمهوریِ اسلامیِ ایران،
آن‌چه در روزهای پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و به خصوص شنبه‌ ۳۰ خرداد بر زن و مرد این سرزمین رفت، راحت و خواب را بر وجدان‌های پاک حرام کرد. گروهی از مردم که تنها نارضایتیِ خود را از نتایجِ انتخابات اعلام می‌کردند، با اتکا به اصلِ ۲۷ قانونِ اساسیِ جمهوریِ اسلامی، با مسالمت‌جویی و بدون ایجاد هیچ تهدیدِ جانی و مالی و در غالبِ موارد با سکوت راه‌پیمایی کردند. تظاهرات میليونیِ مردم که بدونِ زد‌و‌خورد و در کمالِ آرامش برگزار شد حجت را بر همگان تمام کرد که هرگاه دولت به سرکوب مردم نپردازد هیچ خشونت و اغتشاشی رخ نخواهد داد و مردم بهتر از هر مقامِ مسوول، امنیت کشور را تضمین خواهند کرد. با کمالِ تاسف، نیروهای منتسب به ارگان‌های نظامیِ کشور با رفتارِ غیر قابل توجیه خود به سلب امنیت از این اجتماعات و کشتارِ مردم با شلیک مستقیمِ گلوله دست زدند. خشونت‌های این روزها بارِ دیگر تجربه‌ی تاریخیِ ملتِ ایران را ثابت کرد که بستن راه برای اعتراضات مسالمت‌آمیز و بررسی بی‌طرفانه این اعتراضات، ثمری جز ‌بر باد دادنِ مشروعیتِ حاکمان نخواهد داشت. به راستی آیا نمی‌شد به جای استفاده از قوه قهریه، از همان ابتدا با برقراری امنیت برای اعتراضات مردمی و با اطلاع رسانی شفاف، به خصوص از رسانه ملی، به حل مسالمت‌آمیز مشکلات پیش آمده اقدام کرد؟دردآور است که دامنه این حرمت‌شکنی‌ها، دانش‌جویان، اساتید و محققین این مرز و بوم را نیز در بر گرفته است. تعدی به دانشگاه و خوابگاه‌های دانش‌جویان و بازداشت جمع کثیری از دانش‌جویان و متفکران کشور نشان از خاستگاه متحجرانه عاملین این فجایع دارد، که اندیشه اندیشه‌ورزان ما را تاب ندارند و با بستن همه راه‌های ارتباطی، هراس خود را از خبر‌رسانی و آگاه‌سازی مردم عیان ساخته‌اند. بی‌شک، مسوولیتِ اخلاقی، حقوقی و شرعی این برخوردها و سرکوب‌ها نه بر عهده کسانی است که به قصد صیانت از آرای مردم بر تلاش مدنی خود پافشاری می‌کنند، بلکه بر عهده مقاماتی است که فرماندهی این نیروهای خودسر و قاتلین مردم بی دفاع را در دست دارند. آیا مقصر دانستن معترضان و رهبرانی که شعارشان پرهیز از خشونت است، همان روشی نیست که حکومت‌های سرکوب‌گر در موارد مشابه و در توجیه جنایاتشان استفاده کرده‌اند و می‌کنند؟ما جمعی از فرزندان این آب و خاک که سال‌ها برای اعتلای نام کشور عزیزمان در عرصه‌های علمی فعال بوده‌ایم، سکوت را جایز ندانسته، این جنایات را به شدت محکوم می‌کنیم و خواستار توقف بدون قید و شرط سرکوب و کشتار مردم بی‌دفاع در خیابان‌های شهرهای میهن‌مان و دانش‌گاه‌ها هستیم. انتظار داریم که دانش‌جویان، روزنامه‌نگاران و فعالینِ سیاسیِ بازداشت‌شده‌ در روزهای اخیر، هر چه سریع‌تر آزاد شده و مسوولین تعرض به دانشگاه‌ها و اعتراضات مسالمت‌آمیز مردمی مجازات شوند. باور ماست که عدم پی‌گیری مسببان خشونت‌های ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و روزهای پس از آن موجب شده است که عاملین آن جنایات جری‌تر و در ابعادی وسیع‌تر، مدنی‌ترین اعتراضات را برنتابند و افسارگسیخته مال و جان مردم را مورد تعدی قرار دهند. از صدا و سیمای جمهوری اسلامی تقاضا داریم با توقف فرافکنی و دادن نسبت اغتشاش‌گر به عامه‌ی معترضان، نقش خود به عنوان رسانه ملی را به خاطر آورد و رسالت خویش در اطلاع‌رسانی بی‌طرفانه و خالی از تشویش و دروغ‌پردازی را جدی‌ بگیرد. تاکید می‌کنیم که از نظر ما فراهم آوردن زمینه برای تبادلِ آزاد اطلاعات و طرح نظرات و عقاید و از همه مهم‌تر امنیت دانش‌جویان، دانش‌گاهیان و متفکران از وظایف حکومت بوده و ابتدایی‌ترین شرط برای رشد علمی و اجتماعی کشور است. امید است که مسوولان، فرهیختگان و همه ما صبر، سکوت و اجتناب از خشونت را از خواهران و برادرانمان در سراسر ایران عزیز بیاموزیم.والسلام، تیرماه ۱۳۸۸۲۴۰ نفر این نامه را امضا کرده‌اند. تعداد زیاد بود و طولانی می‌شد، اسم‌ها را نیاوردم. این‌جا می‌توانید متن نامه و اسم‌ها را ببینید. اگر حدوداً ۳۰ ساله‌اید (سه، چهار سال بالا و پایین هم قبول است) و در یکی از دانشگاه‌های تهران درس خوانده‌اید، کلی اسم آشنا خواهید دید.

دولت کانادا کاردار ایران را احضار کرد .

"لورنس کنن" وزیر امور خارجه کانادا در بیانیه ای اعلام کرد که به کاردار جمهوری اسلامی بار دیگر تأکید کرده است که دولت وی خواهان دیدار یک مقام کانادایی با مازیار بهاری است ، رعایت حقوق قضایی وی ، ارائه توضیحات لازمه پیرامون اتهامات وارده و سر انجام آزادی هر چه سریع تر این روزنامه نگار.
از سوی دیگر وزیر امور خارجه کانادا به اتباع خود در باره سفر به ایران هشدار داد و از آنان خواست تا از سفر غیر ضروری به ایران خودداری کنند ، خصوصأ که دولت جمهوری اسلامی ملیت کانادایی را برای افرادی که دارای دو ملیت ایرانی و کانادایی هستند به رسمیت نمی شناسد و در نتیجه وسعت عمل دیپلمات های کانادایی برای اقدامات لازمه درایران برای کمک به این افراد بسیار محدود است.
مازیار بهاری ، خبرنگار نشریه آمریکایی "نیوزویک" روز بیست و یکم زوئن در ایران دستگیر شد و به گفته مسئولین این نشریه تا کنون حق تماس با وکیل مدافع به وی داده نشده است. همچنین "نیوزویک" اتهامات مبنی بر اینکه مازیار بهاری در چهارچوب همکاری با رسانه های غربی برای پوشش خبری غیر مسئولانه رویداد های ایران دستگیر شده است را به شدت رد کرد.
"لورنس کنن" وزیر امور خارجه کانادا در ادامه اظهاراتش متذکر شد که دولت وی از وضعیت نابسامان مازیار بهاری و همچنین پایمال شدن حقوق بشر ، خصوصأ آزادی بیان در ایران بسیار نگران است.
شایان ذکر است که روابط جمهوری اسلامی ایران و کانادا در حال حاضر پر تنش است و دو کشور سفرای خود را تا اطلاع ثانوی باز خواسته اند.