۷ تیر ۱۳۸۸

بزرگترین تحلیل گر آماری انتخابات در جهان : به احتمال زیاد در انتهابات ایران تقلب شده است .

دکتر والتر میبین استاد دانشگاه میشیگان آمریکا که از معروفترین متخصصین تحلیل آماری انتخابات در جهان است دیروز نتایج بررسیهای آماری خود را در مورد انتخابات ریاست جمهوری ایران به صورت یک گزارش آکادمیک 27 صفحه ای بر روی سایتش گذاشت. وی اطلاعات رسمی منتشر شده توسط وزارت کشور را در سطح استان، بخشداری، شهری و صندوق به صندوق با استفاده از آزمون قانون آماری بنفورد Second-digit Benford’s Law برای تک تک کاندیداها و همچنین در مقایسه با انتخابات 4 سال پیش محک میزند.دکتر میبین که همزمان استاد دانشکده های آمار و علوم سیاسی دانشگاه میشیگان میباشد (هر دوی این دانشکده ها بالاترین رتبه های جهانی در آن زمینه را دارند)، اذعان میکند که البته این احتمال وجود دارد که احمدی نژاد به صورت معجزه آمیزی خارج از تمامی احتمالات آماری بواسطه تغییرات کلان در استقبال مردم از او، آرا اعلام شده را کسب کرده باشد اما نتیجه قطعی تستهای وی حاکی بر “احتمال بسیار بالای تقلب” در یک سری صندوقها میباشد. خلاصه بعضی یافته های دیگر در گزارش علمی آکادمیک طولانی وی:
احتمال زیاد دور ریختن یک سری آرا (مخصوصاً کروبی و تا حدی رضایی و موسوی) و در عوض افزودن اضافه آرای احمدی نژاد
بیشترین احتمال و ریشه تقلب را باید در صندوقهایی جست که آمار باطله آنها بسیار کم (زیر 3 درصد) میباشد. در بین این صندوقها احمدی نژاد بالای 70 درصد رای آورده است (منحنی در شکل) در حالیکه در قسمتهای بعدی آمار وی به 45 درصد میرسد. به عبارت دیگر در حوزه هایی که احمدی نژاد رای کمتر آورده درصد زیادتری از آرا باطل اعلام شده اند که میتوانسته اند متعلق به سایر کاندیداها باشند.
آمار واقعی احتمالاً نزدیک به 45 درصد موسوی، 45 درصد احمدی نژاد، کروبی 4 درصد، رضایی 3 درصد و مابقی ابطالی بوده است.
دکتر میبین که بسیاری از انتخابات دیگر دنیا را هم بررسی کرده اشاره میکند که ناهنجاری های آماری در سایر انتخابات دنیا هم دیده میشوند مثلاً در چند انتخاب روسیه بررسی های آماری نشاندهنده احتمال تقلب بوده اند. در انتخابات سال پیش آمریکا هم نتیجه رای کاندیداهای گمنام و احزاب کوچک (و نه از 2 حزب جمهوریخواه یا دمکرات) تا حدی ناهنجار به نظر میرسید اما به گفته وی “هیچ چیز انتخابات ایران و منحنی های آن به انتخابات آمریکا شباهت ندارد!” وی اظهار تاسف میکند که تا در محیطی کاملاً آزاد و شفاف آمار و شکایات بررسی نشوند توجیه و یا آزمایش واقعی این مطالعات آماری غیرممکن خواهد بود.

اتمام حجت مهدی کروبی با شورای نگهبان

باسمه تعاليشورای محترم نگهبانبا سلامدر ارتباط با این انتخابات برای آخرین بار سخنی مشفقانه و دوستانه با شما می گویم و امیدوارم خارج از حب و بغض ها و در جهت منافع ملی و حاکمیت نظام توجه لازم را به آن مبذول فرمایید.همانطور که در نامه قبلي خود به شما متذکر شدم، تنها راه اعاده اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حق آنان در تعین سرنوشت شان ابطال انتخاباتی است که به اذعان امارهای ارائه شده تنها در بیش از 170 شهرستان مشارکتی بین 95 تا 145 درصد داشته و میزان تخلفات آن از مرز ... گذشته است. این امر می تواند به احياي اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حق آنان در تعین سرنوشت شان منتهی شود. متاسفم که بگویم عملکرد شوراي نگهبان در دو دهه گذشته جایگاه این نهاد حقوقی را بشدت نزد افکار عمومی تنزل داده است. پیش از ورود به بحث این انتخابات، لازم می دانم عملکرد شورای نگهبان در دو دهه گذشته را به امید تغییر نگرش این شورا مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی، به اجمال مورد نقد و بررسی قرار دهم.همانطور كه مي دانيد بعد از رحلت بنیانگذار انقلاب، در انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی برای اولین بار شورای نگهبان در پرتو تفسیر نظارت استصوابی به حذف بیش از 40 تن از نمایندگان مجلس با سوابق سه دوره، دو دوره و یک دوره نمایندگی اقدام کرد. نگرش حذفی چهره هایی از جمله نائب رئیس مجلس شورای اسلامی را در بر گرفت و متاسفانه تعامل و تلاش اینجانب در آن مقطع ره به جایی نبرد. در آخرین روز مجلس ، سوم ششم خرداد ماه سال 1371 سخنانی ایراد نمودم و این نگرش مخرب را مورد نقد قرار دادم. در آن روز با تاسي از تاریخ کهن این سرزمین به نقل حکایتي مربوط به نگارش مظفر با (ز) رئی توسط حاکم قلدری که هر آنچه اراده می کرد باید بلافاصله اجرا می شد، پرداختم. در ان روز گفتم این حاکم قلدر نامه ای نگاشت و مظفر را با (ز) رئی نوشت. به ایشان گفتند، قبله عالم مظفر را با(ظ) دسته دار می نویسند و این از ادبیات ماست. حاکم گفت، بگویید از این پس مظفر را با (ز) رئی بنویسند. بعد از نقل این حکایت، گفتم حال که نصایح و استدلال های ما را نمی پذیرید و وقعی به آن نمی گذارید، ما می رویم و در آینده نزدیک نتیجه مظفر با (ز) رئی را می بینیم.4 سال بعد در انتخابات مجلس پنجم با شکل گیری جریان کارگزاران سازندگی، شرایط به گونه ای رقم خورد که شکست جریان راست در مرحله اول بطور جدی مطرح شد، لذا تهاجم همه جانبه و هجمه سنگین به این گروه از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی وارد شد. به نحوي که در آستانه مرحله دوم افراد شناخته شده ايي كه مشتاقانه به آن ليست پيوسته بودند خواستار خروج از لیست مذکور شدند. علیرغم آن همه تخريب و هجمه و ابطال انتخابات در شهر هایی نظیر اصفهان، شاهد شکل گیری اقلیت قدرتمندی در مجلس بودیم و یکسال بعد در انتخابات دوم خرداد 1376 همگان نتیجه نگارش مظفر با (ز) رئی را دیدند.ضمن احترام به شخصيت جناب آقاي سيد محمد خاتمي و جايگاه علمي، فرهنگي و سياسي ايشان بايد اذعان كرد كه استقبال کم نظیر مردم به وي نه به لحاظ خصوصیات فردی ايشان بود و نه به خاطر کار گروهی ما، بلکه نه بزرگ به کسانی بود که حاضر نبودند اراده ملت را در تعیین سرنوشت شان به رسمیت بشناسند و خواهان تحمیل رای خود بر ملت بزرگ ايران بودند. حرکت مردم در دوم خرداد بیش از جنبه ایجابی، جنبه سلبی داشت و آقای خاتمی را با رای بی سابقه از کتابخانه ملی بر کرسی ریاست جمهوری نشاند.به نظر مي رسيد دوستان با درس گرفتن از حماسه دوم خرداد به اصلاح نگرش خود بپردازند و در جهت نهادینه شدن دموکراسی در كشور قدم بردارند. اما بدنبال پیروزی اصلاح طلبان در مجلس ششم و اظهار نظر نمایندگان ملت كه اکثر انها در راستای ایفای وظایف نمایندگی شان ايراد شده بود و تنها در موارد معدودی برخی از نمایندگان به طرح مباحثی پرداختند که نباید وارد ان می شدند ، شاهد رد صلاحیت تعداد زیادی از نمايندگان ملت و حذف فله ای بسیاری از ثبت نام کنندگان نمایندگی مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم مجلس شديم. این امر موجب قهر زیادی از مردم از روند انتخابات و تحریم انتخابات از سوی اکثریت اصلاح طلبان شد. اینجانب به همراه اندكي از دوستان با درک شرایط و تنها برای حفظ نظام و انقلاب در صحنه ماندیم و قبل از راي گيري با صراحت گفتم که ما مي مانيم و در انتخابات قربانی می شویم.در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری در حالی که رئیس جمهور وقت،وزرا و مقامات دولتی از یکسو بدنبال کاندیدای مورد نظر خود بودند و شورای نگهبان و بخشي از نیروهای نظامی و شبه نظامي از سوی دیگر برای کاندیدای دیگر بی تابی می کردند به عرصه انتخابات وارد شدم. با وجود آنكه نظر سازي ها شرائط ديگري را پيش بيني مي كردند در 12 استان كشور پيشتاز شدم ، ولی بدنبال خواب معروف یکساعته اینجانب بعد از نماز صبح سرنوشت انتخابات با معجزه سخنگوی وقت شورای نگهبان آقای الهام به ناگاه تغییر كرد و در حالیکه سایت رسمی وزارت کشور از پیش تازی من خبر می داد با اختلاف چند صد هزار رای، کاندیدای مورد نظر آن شورا به جای اینجانب به مرحله دوم راه یافت و جالب آنکه آن انتخابات بلافاصله از سوی آن شورا تایید گردید.در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی غم انگیز ترین انتخابات مجلس رقم خورد. در اين انتخابات رد صلاحیت با عدم احراز صلاحیت و با حذف گسترده و محرومیت تعداد بیشماری از ثبت نام کنندگان همراه شد . نكته حائز اهميت اینکه تعداد قابل توجهي از افرادي که در انتخابات دوره هفتم تائید صلاحیت شده بودند در انتخابات دوره هشتم رد صلاحیت شدند، بطوری که می توان ادعا کرد که در آن انتخابات محرومیت بی سابقه ای در حق انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان در طول عمر قانونگذاری در ایران صورت پذیرفت.نگرش حذفی آن شورا و برنامه های نسنجیده رئیس جمهور در خلال 4 سال در کنار عوامل ديگر از جمله برنامه های ایجابی کاندیدا ها ، موجب حضور حماسه ای ایرانیان در انتخابات دهم رياست جمهوري شد، بطوریکه بعد از رفراندم جمهوری اسلامی بالاترین میزان مشارکت را در این انتخابات شاهد بودیم. آیا براستی این حماسه حضور برای اعلام حمایت از آقای احمدی نژاد و حامیان وی بوده است؟ آیا به صحنه آمدن 25 درصد از آرای خاموش از ذوق حضور ایشان و در جهت تایید برنامه های ایشان بوده یا برای تغییر؟ ما پیش از این انتخابات بر این باور بودیم که حضور پر شور مردم می تواند تخلفات احتمالی گروه های خودسر را تحت شعاع قرار دهد، غافل از این واقعیت که این انتخابات به نوعی مهندسی شده که حضور مردم تنها به متزله شرکت در نمایشی از پیش طراحی شده است. کسانی که با صراحت اندیشه امام مبنی بر میزان رای ملت است را در سال هاي گذشته به چالش کشیده اند و رای مردم را تنها زینت بخش حکومت تفسیر كردند، انتخاباتی رقم زدند که بر اساس آن برای هر کاندیدا سهمیه ای از این رای تعیین شده بود . از این رو منظور کردن 24 میلیون از آرای ملت قبل از شمارش توسط سایت های نزدیک به دولت و روزنامه های دولتی پيش بيني و صبح شنبه در روزنامه ی دولتی تیتر زده شد. نتایج مضحک اعلام شده آنچنان شوکی به جامعه وارد ساخت که اعتماد آنان نسبت به نظام بطور جدي زیر سوال رفت. حضور مسالمت آمیز میلیونی مردم كه بطور خود جوش اتفاق افتاد نتیجه بی تدبیری و رو شدن دست متقلبان و متخلفان برای ملت بود. اين حركت ملي كه اقشار مختلف جامعه را در بر گرفت فراتر از توان هر گروه حزب و يا دسته اي بود. اینجانب فرصت را غنیمت شمرده و تشکر خود را از ملت بزرگ ایران برای حضور بی نظیر شان در این انتخابات و تداوم حضور بعد از ان ابراز می کنم. همچنین تشکر خالصانه خود را از تمامی حامی يانم از جمله دراویش، برادران و خواهران اهل سنت ، زاگرس نشینان و بویژه دانشجویان و روشنفکران اعلام و تاکید می کنم،سهمیه اندك ارائه شده به من و شما و برنامه های اعلام شده مانع از پیگیری مطالبات مطرح شده نخواهد بود.انتظار اینجانب از شورای محترم نگهبان این است که برای حفظ جایگاه رفیع قانوني خود در قانون اساسی، انتخاباتی را که تخلفات و تقلب در آن بر همگان مشهود است باطل اعلام نماید.اگر اين شورا با اتکا به نظر رهبری، مبنی بر عدم بطلان که آن را بدعت و به مصلحت نظام نمی داند و قصد به تایید انتخابات دارد، حداقل به لحاظ حقوقی و حسب وظیفه شرعی و قانونی این انتظار می رود که مانند انتخابات مجلس سوم عمل نماييد. حتما بخاطر داريد كه بدنبال اختلاف پيرامون انتخابات مجلس سوم ميان شوراي نگهبان و وزارت كشور، حضرت امام نماینده اي جهت بررسی موضوع تعين كردند. هنگاميكه نظر ايشان بر صحت انتخابات قرار گرفت، شورای نگهبان در نامه خود با استناد به نظر امام و واگذار کردن بار مسئولیت بر دوش امام انتخابات را تایید کرد. اينبار شما نیز با استناد به نظر رهبری و واگذاري بار مسئوليت ان به رهبري به حسب مصلحت انتخابات را تایید کنید و نگذارید جایگاه شورای نگهبان نزد افکار عمومی بیش از این تنزل پیدا کند.اما چرا تاکنون به شورای نگهبان نیامده ام. جایگاه شورای نگهبان مطابق اصول مندرج در قانون اساسی مشخص است متاسفانه تعدادی از اعضای آن شورا از طرفداران و یا اعضاي متعصب این دولت هستند. يكي از فقها آن شورا پیش از انتخابات می فرمایند نظر رهبری آقای احمدی نژاد است و عبور از ایشان صلاح نیست و یا فقیه دیگری در سفر ها و تريبون نماز جمعه حمایت بی دریغ خود را از ایشان اعلام می کند و حتی نامه نگاری های اقاي احمدي نژاد با برخی از سران دنیا که بدون پاسخ مانده را با نامه امام مقایسه کرده و در مدح آن خواستار درج آن در کتب درسی می شود و یا حقوقدانی از آن شورا كه اتفاقاً در انتخابات قبلی ریاست جمهوری نقش کلیدی داشته در سمتهاي متعددي در اين دولت از جمله وزیر دادگستری و سخنگوی دولت دارد و همچنين حقوقدان دیگري عضو رسمي دولت است. آيا با اين تركيب می توان به بی طرفی اين شورا در جهت انجام وظائف قانوني اش امیدوار بود؟اینجانب با توجه به شرایط موجود کشور و حساسیت مردم از شما می خواهم به نگارش مجدد مظفر با (ز) رئی اقدام نکنید زیرا در دوم خرداد 1376 و بيست و دوم خرداد 1388 حضور بی نظیر مردم حاوي پیام مهمي بود که عدم توجه به متن پیام بيست و دوم خرداد و تلاش در جهت تغییر آن ممکن است عواقب جبران ناپذير و نگران کننده ای برای نظام بدنبال داشته باشد. نمي توان حضور میلیون ها معترض که بصورت مدنی و مسالمت آمیز اعتراض خود را بیان داشتند ناديده گرفت ويا با بكارگيري تعابیر ناپسندی از قبیل خس و خاشاک ،اراذل و اوباش، شورشیان، اغتشاش گران و آشوبگران ملتي را در مقابل نظام قرار داد. حتما واقفيد بكارگيري این عبارات بهانه ای بدست گروه های خودسر و لباس شخصی هاي بي مسئوليت داده تا با توسل به زشت ترین الفاظ و وحشیانه ترین رفتار که قلم از بیان آن عاجز است به مقابله با مردم در جهت سرکوبی آنان بپردازند. بدیهی است در برابر هر حرکت مبارک و میمونی افرادی ماجراجو از خود تحرکاتی نشان می دهند که البته این تحرکات از سوی خود مردم کنترل می شود و شاهد ان بودیم که مردم اجازه سوءاستفاده به انها نمی دادند بنابراین باید تخریب ها و تعرض به اموال عمومی در فضایی سالم باید مورد بررسی قرار گیرد تا روشن شود که چه کسانی این نحو کارها را انجام دادند.فراموش نكنيم كه امام در نامه عارفانه خود می فرماید "جان من فدای تک تک ملت ایران." بارها و بارها از کرامت و شان انسانی سخن گفتیم و با استناد به آیه کریمه "و لقد کرمنا بنی آدم" از شان انسانی صرف نظر از باور های آنان در پرتو تعالیم اسلامی قلم فرسایی کردیم،اما در قبال يك طرح مسئله و اعتراض مدني كه در قانون اساسي به رسميت شناخته شده به جای حل مساله به پاک کردن آن روی آورده شده است. این نامه اتمام حجت من با شماست و تنها برای حفظ جمهوری اسلامی که در آن جمهوریت،اسلامیت و ایرانیت مورد توجه قرار گيرد تهيه و تقديم شده است.
والسلام
مهدی کروبی

سعید حجاریان زنده است و صدای الله اکبر مردم را هم می شنود .

به دنبال پخش شایعه درگذشت سعید حجاریان در زندان با همسر وی تماس گرفتیم. وی ضمن رد این شایعه از ملاقات با حجاریان خبر داد،هر چند تاکید کرد که او در شرایط بسیار نگران کننده ای قرار دارد.
خانم حجاریان که در صدایش اندوه سنگینی موج می زد،از ملاقات با همسرش در زندان اوین خبر داد و گفت:من امروز ایشان را دیدم
کجا بودند؟
بازداشتگاه اوین
چی شد که ملاقات دادند؟
نمی دانم چرا ملاقات دادند و علت موافقت شان با ملاقات چه بود؛ولی هر چه بود وضعیتشان اصلا خوب نبود.به هر حال می دانید که ایشان از ترور ده سال پیش به شدت آسیب دیدند.در واقع زنده ماندن ایشان یک معجزه بود ولی بعد از آن بسیار ناتوانند و در واقع به لحاظ فیزیکی مثل یک کودک شیرخوار هستند.اصلا بازداشت و نگهداری ایشان، فشار زیادی بر وی وارد می آورد.فشار خون او همیشه پایین بود ولی امروزکه فشارش را گرفتم بسیار بالا بود. برای همین به شدت نگران سلامتی او هستم.الان فشار سنگینی روی اوست. او الان فقط نگران خودش نیست، نگران وضعیت جامعه و انقلاب هم هست. در واقع آقای حجاریان زندگیش را در این راه گذاشته است.
توانستید صبحتی هم بکنید؟
نه؛ صحبت ها در حد سلام و احوالپرسی بود ولی صورتش مرتب از اشگ خیس می شد.یعنی قیافه نشان می داد که به شدت از وضعیت پیش آمده متاثر و نگران است که خدای ناکرده اتفاقی برای ایران بیفتد.
ملاقات پشت شیشه بود؟
نه؛حضوری بود.
تنها بودید؟
نه با برادرشان و پسرم رفته بودیم.
مامورین هم بودند؟
بله؛بودند و دوربین گذاشته بودند. البته به نظر نمی رسید ضرب و جرحی شده باشند، ولی وضعیت شان اصلا خوب نبود. من نگران هستم که سکته بکنند. یعنی اگر خدای ناکرده مشکلی برایشان پیش بیاید اینها می خواهند چطور جوابگو باشند.
ایشان وقتی بیرون بودند خودشان می توانستند به تنهایی از عهده کارهای روزمره شان بربیایند؟
او با واکر راه می رود و با کوچکترین حرکتی زمین می خورد. این اتفاق بارها در خانه افتاده بود ولی حالا اگر این اتفاق در آنجا بیفتد بسیار سنگین تمام خواهد شد؛فرض کنید سرش به جایی بخورد؛آقایان چطور می خواهند جوابگو باشند. یا به هر حال با توجه به اینکه فشارش بالا رفته وغذای زندان هم غذای مناسبی نیست، اگر چربی خونش بالا برود بسیار خطرناک است.برایش آسپیرین گذاشته اند ولی آسپیرین می تواند باعث خونریزی معده شود،و اگر این اتفاق بیفتد معلوم نیست چه عواقبی به دنبال داشته باشد.حالا اگر بیرون باشند این چیزها قابل کنترل است ولی در آنجا نمی دانم چه خواهد شد.
داروی مخصوصی می خورند؟
بله، او داروهای زیادی می خورد از جمله داروی آرامبخش.روزانه ده تا قرص می خورند که حرکت های اضافه را کنترل کند. هر کدام از این قرص ها می تواند مصرف کننده را تا دو روز بخواباند.
الان این داروها را دارند؟
بله برایشان بردیم.
از کسانی که آنجا بودند نپرسیدید بردن کسی مثل ایشان برای چیست؟
آنها کاره ای نبودند؛مامورانی بودند که فقط آنجا بودند؛ بنده خداها آن هم مثل بقیه مردم.
با مسئولین تماسی گرفته اید؟مثلا با آقای مرتضوی که ظاهرا اداره این امور به ایشان محول شده؟
بله ؛آقای مرتضوی می گوید ایشان در حزب فعال بوده.خب این حزب که غیرقانونی نبوده.قانونی فعالیت می کرده.همه چیز شفاف بوده.ایشان هم در سال دو سه تا مقاله بیشتر نمی نوشتند که این مقاله هم در روزنامه هایی چاپ می شده که مجاز بوده.کار خاصی انجام نداده.
الان مهم ترین نگرانی شما در مورد آقای حجاریان چیست؟
من بیشتر نگران سلامتی ایشان هستم.یعنی از یک طرف مظلومیت ایشان خیلی من را متاثر می کند.یعنی اینکه چنین موجودی را ببرند باز جویی کنند و تحت فشار قرار دهند برای من خیلی خیلی رقت آوراست. نمی توانم تحمل کنم.من دلم نمی خواهد چهره کشورم را چیزی شبیه اسراییل ببینم که یکی از رهبران فلسطین را با وضعیت جسمی مشابه در زندان نگاه داشتند و وقتی هم بیرون آمد دوباره ترورش کردند.کشور من از این نظر کشور خوشنامی بود؛ من دلم نمی خواهد این چیزها را ببینم.یعنی اصلا این چیزها برای من باورکردنی نیست؛ برای این انقلاب همه ما زحمت کشیدیم؛ همه مردم زحمت کشیدند؛خود من یکی از این مردم. زندان رفتم. شکنجه شدم و زجر کشیدیم تا این سیستم آمد. سال های سال احساس خوشبختی می کردم.دلم نمی خواهد این چهره برای من مغشوش بشود.
آقای حجاریان می دانستند بیرون چه خبر است؟از درگیری ها و کشتارها خبر داشتند؟
صدای الله اکبرها را می شنوند؛ ولی در جریان چیزهای دیگر فکر نمی کنم باشند. گفتند یک قران و یک مفاتیح دارند؛فکر نمی کنم در جریان چیز دیگری باشند. فقط از ما خواستند برایشان حافظ ببریم.
با شناختی که از آقای حجاریان دارید فکر می کنید اگر می فهمیدند که بچه های مردم اینطور در خیابان ها کشته می شوند چه حالی می شدند؟
من البته چیزی نگفتم تا حالش بدتر نشود ولی فکر می کنم گریه هایی که می کرد به خاطر همین چیزها بود. ایشان متاثرند نظامی که در ایجاد، تقویت و بقایش نقش داشتند،و می خواستند زوایایی را که در آن دچار مشکل بود اصلاح کنند،حالا دچار این وضع شده. این برایش خیلی دردناک است.
آقای حجاریان پیش از این ماجراها،به این انتخابات چه امیدی داشتند؟
ببینید این اتفاقات خیلی غیرمنتظره بود.او بیشتر منزل بود. دوستانش که سرگرم انتخابات بودند و او هم که نمی توانست این طرف و آن طرف برود.وقتی من از سرکاربه خانه بر می گشتم می گفت چه خبر؛می گفتم من که خبر خاصی ندارم ؛روزنامه ها را بخوان.می گفتم: چه می شود؟جواب می دادند:نگران نباش.درست می شود.حالا اینطور شد.من الان تنم از هر طرف زخم خورده. یکی وضعیت شوهرم؛یکی وضعیت جامعه. یکی وضعیت جوان ها را می بینم. واقعا دلم می خواهدببینم که این نظام به صراط مستقیم برگردد.
چطوری ممکن است؟
اگر عقل ها جمع بشود،عملی است. بارها از این اتفاقات افتاده ولی با تدبیر جمعی حل شده.
ولی الان خون بچه ها این وسط است
آن بچه ها همگی آرزی اصلاح امور را داشتند واگر این اصلاح اتفاق بیفتد خون آنها پایمال نخواهد شد.
نوشابه امیری

محسن مخملباف : رییس جمهور موسوی فرمان بده .

رئیس جمهور موسوی فرمان بده
اقتدار سیاسی با واداشتن مردم به عمل به وجود می آید و با خلاف آن از بین می رود.دروغگویان و دزدان رای ملت، با خریدن وقت، اقتدار سیاسی ملت را تضعیف می کنند. رئیس جمهور موسوی سکوت نکن. صبر نکن، به ما فرمان بده.گمشده ما مردم ایران، آگاهی نبود، شجاعت بود. ترس ما، از احساس تنهایی تک تک ما به وجود آمد. شرکت در انتخابات و راهپیمایی میلیونی ثابت کرد که اگر همه ملت با هم باشیم ضربه ناپذیریم.رئیس جمهور موسوی مردم را به خانه ها نفرست تا دوباره در تنهایی، سرکوبِ یاس و ترس شوند.از دولتی که خود غیر قانونی است، اجازه قانونی راهپیمایی مسالمت آمیز نخواه.اکثریت جامعه ایران که به تو رای داده اند، منتظر فرمانت هستند.به ما فرمان راهپیمایی بده.به ما فرمان اعتصاب عمومی بده.به ما فرمان مبارزه بده.نیاز مشترک ما فرمان توست، رئیس جمهور موسوی به ما ملت فرمان بده.از طرف مردم ایران

محسن مخملباف

6 تیر 1388

جنبش کنونی ایران به روش گاندیستی است

نیک‌آهنگ کوثر
در طول چند دهه‌ی اخیر بسیاری از فلاسفه‌ی جهان مبارزه‌ی بدون خشونت را برای ایجاد تغییر پیشنهاد کرده‌اند. دکتر رامین جهانبگلو، استاد دانشگاه تورنتو ازجمله کسانی ا‌ست که سال‌های سال در این باره نوشته و توضیح داده است.
این در حالی‌ است که بسیاری از فعالیت‌های اخیر میرحسین موسوی را معادل یک جنبش نافرمانی مدنی صلح‌آمیز خوانده‌اند. درباره‌ی آنچه در ایران می‌گذرد و نقشی که روشنفکران جهانی می‌توانند برای آینده‌ی ایران بازی کنند، با رامین جهانبگلو گفت ‌و گو کردم.
آقای دکتر جهانبگلو در طول چند روز گذشته شاهد این بودیم که جمعیت‌ها و گروه‌های مختلف جهانی نسبت به آنچه در ایران می‌گذرد واکنش نشان داده‌اند. واکنش روشنفکران را نسبت به آنچه در ایران می‌گذرد چگونه ارزیابی می‌کنید؟
فکر می‌کنم روشنفکران هم از طریق انتقادی که کردند و از طریق مقالاتی که نوشتند در اطراف جهان، نشان دادند که آن‌ها هم نسبت به وضع ایرانی آگاه هستند و اوضاع را دنبال می‌کنند و ما در هفته‌ی گذشته چندین امضا از کشورهای گوناگون توسط روشنفکران جهان داشتیم. حتا روشنفکران بسیار سرشناسی مثل نوام چامسکی یا روشنفکران آمریکای لاتین، هند، دنیای عرب، همه این وضعیت را دنبال کرده‌اند و وضعیت خشونت در ایران را محکوم کرده‌اند.
به خاطر همین فکر می‌کنم همان‌قدر که بینندگان ساده و می‌شود گفت شهروندان ساده به نوعی دارند مسایل ایران را دنبال می‌کنند، روشنفکران هم کاملاً آگاه هستند و به نوعی می‌خواهند مسئولیت خودشان را در این موضوع نشان بدهند که چگونه می‌توانند وجدان‌های بیدار جهان باشند، لاقل نسبت به وضعی که امروزه در ایران است.
این آگاه‌سازی روشنفکران، مسأله‌ی بسیار مهمی است. ولی این سوال پیش می‌آید که روشنفکران در خارج از کشور چه کاری می‌توانند بکنند که بتواند فشار بیشتری به دولت ایران بیاورد؟
اگر سابقه‌ی روشنفکری را در جهان لااقل در قرن بیستم نگاه بکنیم تا دریابیم روشنفکران برای آن‌که روی حکومت‌ها، دیکتاتوری‌ها و سیستم‌هایی که حقوق بشر را پایمال می‌کردند، از چه ساز و کارهایی استفاده کردند، می‌بینیم که همیشه روش‌های مختلفی بوده است.
مثلاً امضا یکی از روش‌هایی بوده که داشتند، اعلامیه‌های گوناگون منتشر می‌کردند. همچنین با جوامع مدنی آن کشورها در ارتباط بودند. سوم این‌که شهروندهای خودشان را به راهپیمایی‌هایی در کشور خودشان دعوت می‌کنند. مثلاً من بیست سال در پاریس زندگی می‌کردم‌، و یادم هست که برای کودتای پینوشه در شیلی و جریانات لهستان، بسیاری از روشنفکران فرانسوی اعلامیه امضا کردند، و در میتینگ‌های مختلف شرکت کردند و خودشان هم به صورت خیلی سمبولیک در تظاهرات شرکت می‌کردند.
و این برای افراد جامعه‌ فرانسه یا به طور کلی در اروپا خیلی مهم بود. برای این‌که می‌دیدند در صف اول تظاهرکنندگان روشنفکران هم هستند، همان‌قدر که ممکن است سیاستمداران باشند. بیشتر از آن‌که فقط یک حربه‌ی سیاسی داشته باشید روشنفکری به طور کلی یک مسأله‌ی مسئولیت اخلاقی است. این خیلی امر مهمی است.
در برخی از رسانه‌های مختلف در طول روزهای اخیر نقل قول شده است که آقای موسوی، رهبری یک جنبش نافرمانی مدنی است. با توجه به مطالعاتی که خود شما در هندوستان داشتید و به‌قول معروف وضعیت تاریخی آنجا را دنبال کردید، فکر می‌کنید هیچ شباهتی میان جنبشی که آقای موسوی رهبری می‌کند و فعالیتی که در نیمه‌ی نخست قرن بیستم در هندوستان شد، وجود دارد؟
راستش خودم مقاله‌ای به نام «لحظه گاندیستی در ایران» نوشتم و فکر می‌کنم اگر آقای موسوی را کنار بگذاریم، لااقل جنبشی که در ایران امروز هست یا همین تظاهرکنندگان کاملاً روش‌های پرهیز از خشونت‌ را پیشه می‌کنند و کاملاً یک روش گاندیستی است.
روشی ا‌ست که در کشورهای دیگر هم دیده‌ایم و لزومی هم ندارد برخلاف بسیاری، دست آمریکا یا انگلیس در کار باشد، چنان‌که برای جنبش گاندی یا مارتین لوترکینگ نه دست آمریکا در میان بود نه دست انگلیس. این روش‌هایی ‌است که به صورت تجربی خود مردم یاد می‌گیرند.
تک تک تظاهرکنندگانی که در میدان هفت تیر یا در خیابان جیحون در تهران یا در شهرهای دیگر تظاهرات می‌کنند، نرفتند که گاندی و مارتین لوترکینگ بخوانند. به‌هرحال این استراتژیی است که حتا فکر می‌کنم امروزه به صورت خودجوش در ایران به‌وجود می‌آید.
یعنی لازم نیست که آقای موسوی به آنان بگوید که شما نافرمانی مدنی بکنید یا مثلاً اعتصاب بکنید. بلکه می‌دانند که بخشش از فرهنگ سیاسی ایران می‌آید، مثل تحصن کردن و بخشی‌اش هم از فرهنگ عمومی جهان امروز می‌آید که می‌توانند جوانان از این‌ور و آن‌ور یاد بگیرند و بدانند این یک‌نوع تجربه‌ی دموکراتیک است. یعنی به‌هرحال اگر نخواهید خشونت اعمال بکنید و در مقابل خشونت بایستید، طبیعتاً یکی از کارها این است که تظاهرات بکنید و دیگری هم این که تحصن بکنید.
چه جنبه‌هایی از فعالیت‌ ایرانیان داخل و خارج از کشور در طول ده ـ دوازده روز گذشته برای شما جذاب بوده است؟
جنبه‌ای که برای من خیلی مهم است این است که به نظر من، الان ایرانیان نه تنها فقط در خود ایران، بلکه در تمام اطراف و اکناف جهان نشان می‌دهند که ملتی بسیار متمدن هستند. ملتی هستند که از خشونت پرهیز می‌کنند و می‌خواهند به جهانیان نشان بدهند روش‌هایی که پیشه می‌کنند تا به حقوق‌شان برسند، در حقیقت روش‌های کاملاً عدم خشونت و خشونت پرهیز است.

آیت الله بیات زنجانی : راهپیمایی حق شرعی و برخورد با مردم بی دفاع خلاف شرع است .

استفتائات آیت الله بیات زنجانی
سئوال: همانگونه که مستحضرید طی چند روز گذشته به علت مسایل ناشی از انتخابات تجمعاتی در تهران شکل گرفته است. از آنجا که مطابق با قانون اساسی برگزاری راهپیمایی به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد اعلام گردیده لذا خواهشمند است به دو سوال اینجانب در صورت امکان پاسخ فرمایید: 1.آیا این تجمعات ـکه خود نیز در آن حضور داشته ام و خدا را شاهد و ناظر می گیرم که لحظه ای بر خلاف دین مبین اسلام فکر و عمل نکرده ام ـ مخل به مبانی اسلام می باشد یا خیر؟ 2.چنانچه پاسخ منفی بود آیا رفتار مسوولان نظام با شرکت کنندگان مطابق با دین مبین اسلام و قانون اساسی هست یا خیر؟ با سپاس – 05/04/1388
پاسخ: این تجمعات حق قانونی مردم و تنها راه برای رسانیدن توقعات و مطالبات به گوش حاکمان بوده و از طرفی قانون اساسی هم آن را به عنوان یک حق اساسی برای مردم پذیرفته است و به همین دلیل وزارت کشور بر اساس همین قانون، موظف به دادن مجوز بوده تا افراد اعتراضشان را در چارچوب قانون مطرح کنند و اگر چنین نمی شود، مردم مقصر نیستند بلکه وزارت کشور باید پاسخگو باشد و از همین جا پاسخ سئوال بعدی نیز مشخص است که زمانی که مردم برای اعلام مطالبات مشروع و قانونی خود از حکومت مساعدت و کمک خواسته اند، حکومت موظف به همکاری و اقدام بایسته بوده است و اگر اقدام نکرده، مرتکب خلاف شده و مسوول است.
با سلام و درود خدمت مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی ایجانب سرباز وظیفه ای هستم که در این حوادث اخیر مجبور به رویارویی با راهپیمایان شده ام پرسش اینجانب این است که رویارویی و برخورد با راهپیمایان و ضرب و شتم آنان و در برخی موارد برخورد فیزیکی و خشونت بار جایز است یا خیر ؟ و اگر جایز بود تا چه حدی میتوانیم آنها را تنبیه کنیم ؟ و اگر امر دایر شد بین برخورد فیزیکی با مردم و تنبیه اینجانب توسط مافوق وظیفه چیست ؟ اردتمند حسن سرباز – 05/04/1388
جواب: وظیفه شما ملایمت و عدم برخورد با مردم است و اگر امر دایر شود بین برخورد فیزیکی با مردم و توبیخ، مطمئناً تکلیف در پذیرفتن تنبیه و توبیخ است. مطمئناً در هر حال برخورد با مردم بی دفاع مشروع نیست.

تجمع هفتم تیر حامیان موسوی در مسجد قبا

سايت مير حسين موسوی در فيس بوک : یکشنبه به مناسبت سالگرد هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد، اطلاع رسانی وسیع توسط ایمیل و هر ابزار دیگر به ایران به عهده شماست، بهترین پوستر برای مراسم پوستر های آلبوم “بازگشت به میزان” است، برای بچه های ایران ارسال کنید، رسانه شمائید.آخرين خبرها از برگزاری اين تجمع در ساعت 18 مي دهد.

وال استریت ژورنال : جمهوری اسلامی نطامی نیست که زیاد دوام بیاورد .

در شرایط فعلی، تنها آینده کوتاه مدت رژیم مذهبی ایران در سایه تردید است. ممکن است اعتراضات فعلی سرکوب شود، اما نهادهای حاکم دینی و غیرانتخاباتی تا حد چشمگیری آسیب دیده اند. اگرچه هر کدام از اجزای جمهوری اسلامی ویژگی های خاص خود را دارد، اما این نظامی نخواهد بود که بتواند سال های زیاد دوام بیاورد.هنگامی که نوبت به سرکوب می رسد، ایران صاحب ابزارهای امنیتی گسترده ای است که می تواند از همه آنها بهره بگیرد. پلیس می تواند از عهده کنترل جمعیت برآید، واحدهای پلیس ضد شورش می توانند برخی معترضان را کتک بزند تا بقیه حساب کار دستشان بیاید و از همه وحشیانه تر، شبه نظامیان لباس شخصی بسیجی می توانند از یورش و تیراندازی به ایرانیان بی دفاع لذت ببرند. در کنار همه اینها، بازوی فنی رژیم می تواند خدمات تلفن همراه را جهت ایجاد وقفه در تظاهرات از کار بیاندازد و دستیابی به اینترنت را متوقف کند.اگر دامنه اعتراضات به شکل جدی گسترش پیدا کند، ممکن است نیروهای سپاه پاسداران انقلاب با خودروهای زرهی به صحنه فراخوانده شوند که البته این برای رژیم خطراتی دارد. باید به خاطر داشت که میر حسین موسوی، نامزد اصلاح طلب انتخابات، زمان طولانی فرمانده آنها بوده است. فراخوان ارتش با ریسک بیشتری همراه است زیرا از میزان وفاداری تیمسارهای ارتش اطلاعی در دست نیست. فعلاً که رژیم به هیچیک از اینها نیازی نداشته است.چیزی که ساختار اولیه جمهوری اسلامی را هدف گرفته، بروز شکاف در میان طبقه حاکم است. آنچه سبب استیلای رژیم بر مردم ایران در نزدیک به 30 سال گذشته بوده، اتحادی بوده که توسط آیت الله خمینی بنیان گذاشته شده است. اکنون این اتحاد متزلزل شده است: همان کسانی که نهادهای حاکم مذهبی را بوجود آورده اند، اکنون در حال تخریب تشکیلات هستند.میر حسین موسوی رقیب اصلی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری، نخست وزیر کشور در سال های 1981 تا 1989 بود؛ دوره ای که جمهوری اسلامی به ساختار دولتی خود و از جمله یک رهبر غیرانتخابی نیاز داشت. اگر چه باید در تمام مسائل از رهبر عالی پیروی کرد، اما اکنون آقای موسوی از دستور علی خامنه ای برای پذیرش انتخاب مجدد احمدی نژاد سرپیچی می کند. مهدی کروبی رئیس سابق مجلس و از اجزای اصلی تشکیلات کشور و نیز آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی چهره بلندپایه تر در تأسیس انقلاب اسلامی به وی پیوسته اند. آقای رفسنجانی که در سال های 1989 تا 1997 رئیس جمهور کشور بوده، ریاست مجلس خبرگان را نیز برعهده دارد؛ مجلسی متشکل از 86 عضو که عزل و نصب رهبری را برعهده دارد.احمدی نژاد در یک برنامه زنده تلویزیونی در جریان همایش های انتخاباتی، رفسنجانی و فرزندانش را به فساد متهم کرد. بنابراین، چنانچه انتخاب مجدد احمدی نژاد «مسجل» یا آنچنان که خامنه ای اعلام کرده «الهی» باشد، آقای رفسنجانی باید از تمامی مناصبش استعفا دهد و فرزندانش باید ایران را ترک کنند. اما در مقابل، گزارش می شود وی به رایزنی برای جلب نظر اکثریت اعضای مجلس خبرگان مشغول است تا آقای خامنه ای را برکنار کند و یا وی را مجبور به برگزای انتخابات مجدد کند.نهاد غیرانتخابی کلیدی دیگر در جمهوری اسلامی که تا حدی توسط خود موسوی و رفسنجانی پایه گذاری شده، مجلس خبرگان 12 عضوی است که حق تأیید تمامی قوانین مصوب مجلس و نیز تعیین صلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری را برعهده دارد. شورای نگهبان ظرف سال های گذشته همواره طرف تندروها و احمدی نژاد را گرفته و از اختیارات خود به شکل نامناسبی استفاده کرده است. طبیعی است که خامنه ای، شورای نگهبان را برای رفع و رجوع مشکل انتخابات برگزیده باشد.بر روی کاعذ، اگر خامنه ای، احمدی نژاد و تندورهای شورای نگهبان توسط چهره های مورد توافق جایگزین شوند، جمهوری اسلامی می تواند مانند قبل به حیاتش ادامه دهد. اما در عمل، این کار امکانپذیر نیست. انبوه مردم ایران به دلیل خطر ضرب و جرح و حتی بدتر از آن، به دلیل شخصیت معمولی میرحسین موسوی که تنها تا اندازه ای میانه رو است، به تظاهرات روی نیاورده اند. طبیعتاً مقاومت او در برابر فشارهای موجود بر محبوبیتش افزوده است، اما او چیزی بیشتر از یک نماد اتفاقی در وقایع سیاسی اخیر نبوده است.آشکار است طبقه تحصیلکرده تر و کارآمدتر ایران پس از سال ها تحقیر اجتماعی و سوء مدیریت وحشتناک اقتصادی، به رژیم پشت کرده اند. آنها حتی اگر خود شخصاً مذهبی باشند، اکنون تمام ساختار اسلام شیعۀ سیاسی و آیت الله های قدرتمند، روحانیون صاحب منصب، سپاه پاسداران سخت سر و شبه نظامیان بسیجی کم مایه را رد می کنند. بسیاری از ایرانیانی که زمانی برای روحانیون احترام قائل بودند، اکنون در مجموع آنها را فاسد می دانند، البته این شامل طرفداران احمدی نژاد نیز می شود که نامزدشان به آقای رفسنجانی حمله کرده است.بسیاری از روحانیون مهم از مدت ها پیشتر معتقد بودند مردان دینی باید با واگذاری خودخواسته قدرت، احترام از دست رفته را دوباره بدست آورند. اما در شرایط فعلی، خامنه ای در موقعیت باورنکردنی حمایت از رئیس جمهوری قرار گرفته که مشروعیتش از سوی بسیاری از اجزای ساختار دولت خود نیز پذیرفته نشده است. حتی علی لاریجانی رئیس مجلس تندروی نظام نیز منصفانه بودن شمارش آرا را رد کرده است.بنابراین حتی اگر احمدی نژاد بر سر قدرت باقی بماند، واقعاً نمی تواند عملکرد یک رئیس جمهور را داشته باشد. اول اینکه ممکن است مجلس وزرای پیشنهادی وی را تأیید نکند و او بدون وزرایش امکان ادامه کار ندارد. اگر خامنه ای از سوی مجلس خبرگان کنار گذاشته نشود، و یا احمدی نژاد توسط خامنه ای کنار زده نشود، دولت فلج خواهد ماند.خبر خوب این است که با وجود تشکیلات دینی حاکم بر کشور، نهادهای دموکراتیک واقعی در حال رشد و نمو در ایران هستند و تنها به انتخابات جدید ریاست جمهوری و مجلس نیاز دارند.آقای لوتواک عضو ارشد مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی است و کتاب «خط مشی: منطق جنگ و صلح» را تألیف کرده است.منبع: وال استریت ژورنال، ادوارد ان لوتواک – 24 ژوئن

پرخاش هادی غفاری به خامنه ای

هادی غفاری در جلسه یی با حضور کروبی با انتقاد شدید از خامنه یی، نکاتی را در مورد مواضع وی در مورد انتخابات و حمایت از احمدی نژاد گفت: “جناب آقای خامنه یی در هیچ تاریخی به اندازه امروز روحانیت له نشد. امروز ثمره رهبری جنابعالی بی حیثیت شدن روحانیت است. جناب آقای خامنه یی! اشتباه میفرمایید! من به ولایت فقیه اعتقاد دارم، بیش از آقای خامنه یی. به صراحت تاریخ! [خطاب به کروبی] جناب آقای کروبی، من مسئول حرفهای خودم، خودم هستم. از همین جا هم حاضر هستم هر سلولی بروم. من بدنم با سلول آشناست. سالهای سال. جناب آقای خامنه یی! من بیش از شما به ولایت فقیه اعتفاد دارم. امام به من نگفت شما ولایت فقیه را نمیشناسید ولی به جنابعالی گفتند. من همان روز را هم یادم هست. من در کرمان بودم، جناب آقای جهانگیری، عبدالله نوری، مجید انصاری، دکتر احمدی، مهندس الویری همه در فرودگاه کرمان بودیم، بیانیه امام را خواندند مبنی بر اینکه ولایت فقیه آن چیزی نیست که شما میگید. ما اونروز اونا رو قبول داشتیم و شما نداشتید! بنابراین این لکه به ما نمیچسبد و دنبال این نباشید که به ما لکه ضد ولایت فقیه را بچسبانید. ممکن است ما نسبت به ولی فقیه زمان حرف داشته باشیم و داریم، بی هیچ خوف و ترسی هم میگم. برای اینکه هیچ کس در ایران جرات نداره که به من بگه من وابسته به خارج از کشور هستم. من گوشت و پوست و استخوانم قربانی یک وجب خاک وطن کشورمه، سگ امریکا که باشد که مرا به اجنبی و اجنبی دوستی متهم کند. وی در انتها با ذکر خاطره یی از شیخ عبدالکریم حائری خطاب به خامنه یی گفت: مقطعاتت خوب بود، مرده شور ترکییت را ببره .

آیا رییس مجمع سکوت خود را می شکند ؟

اگرچه هاشمی رفسنجانی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری حضور نداشت اما به خاطر اظهارات رئیس دولت نهم علیه او و خانواده اش پای وی هم به رقابت های انتخاباتی باز شد تا برخی با استفاده از موضع گیری علیه او تلاش کنند جای خود را در انتخابات مستحکم کنند.
صحبت های محمود احمدی نژاد علیه هاشمی رفسنجانی در مناظره با میرحسین موسوی باعث شد تا رئیس مجلس خبرگان رهبری نامه ای خطاب به مقام رهبری بنویسد و دغدغه های خود را درباره مسائل کشور بیان کند.
نامه هاشمی اما باعث نشد تا حامیان دولت دست از تخریب علیه وی بردارند و آنها همچون دوره پیشین انتخابات با تمام توان او را تخریب کردند و وی را صحنه گردان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری معرفی کردند.
دلخوری های هاشمی رفسنجانی از این مسائل باعث شد تا وی در برابر حملات پی در پی مخالفان خود و ناآرامی های اخیر در کشور سکوت اختیار کند.
در این راستا چندی پیش یک منبع نزدیک به رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: وی از حال روحی خوبی برخوردار است و نمی خواهد در مقابله با فشارهای روانی رئیس جمهور و هوادارن او وا کنش خاصی نشان دهد.
در این خصوص گفته می شد که هاشمی از پذیرفتن افرادی که قصد مذاکره با او درباره حوادث پس از انتخابات را داشته اند خودداری کرده است اما در نهایت وی اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم را به حضور پذیرفت تا به سخنان آنها در خصوص وقایع پس از انتخابات گوش فرا دهد.
اینچنین بود که اعضای کمیسیون امنیت ملی به دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت شتافتند تا ضمن چاره جویی از ایشان درخواست کنند نقش محوری تری را در حل مسائل فعلی کشور ایفا کند.
گفته می شود هاشمی از اقدامات کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره پیگیری حوادث روی داده پس از انتخابات استقبال کرده است و از آنها خواسته فعالیت خود را تا روشن شدن قضایا ادامه دهند.
در مقابل نیز اعضای این کمیسیون از هاشمی در خواست کردند به عنوان یکی از شخصیت های کلیدی نظام نقش محوری تری را در این خصوص ایفا کند که هاشمی قول داد مساعدت های لازم را انجام دهد.
علاء الدین بروجردی در خصوص نظرات ‌هاشمی رفسنجانی گفت: «آیت‌ا... هاشمی‌رفسنجانی دغدغه روشن شدن قضایا را داشت و این اقدام كمیسیون را بسیار تحسین كرد و بر ادامه این راه و ادامه پیگیری‌ها تاكید داشت و علاقه‌مند بود كه نقش خود را به‌عنوان یكی از شخصیت‌های برجسته‌ نظام هم به عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری و هم‌چنین ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام ایفا كند.»
علاء‌الدین بروجردی، رییس كمیسیون امنیت ملی به همراه سبحانی‌نیا، نایب رییس اول كمیسیون، كوثری، نایب رییس دوم كمیسیون، كرمی، رییس كمیته دفاعی، سروری، رییس كمیته امنیت، جلالی و الهیان، عضو هیات رییسه كمیسیون که از حامیان دولت در مجلس محسوب می‌شوند، در این دیدار و دیدار با موسوی و کروبی حضور داشتند.
نتایج این دیدارها قرار است به اطلاع احمدی‌نژاد و مقام معظم رهبری و بعدا لاریجانی برسد و سپس در جلسه غیرعلنی مجلس که احتمالا در یکی از روزهای هفته جاری خواهد بود قرائت شود.
اینکه هاشمی آنچنان که به اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس وعده داده است، نقش فعالی در خصوص حوادث پس از انتخابات ایفا خواهد کرد یا کماکان به سکوت خود ادامه خواهد داد در آینده مشخص خواهد شد.

دو شرط کروبی برای حضور در هیات ویژه رسیدگی به انتخابات


سخنگوی حزب اعتماد ملی: اگر هیات بی طرف که مورد قبول ما باشد و به تمامی اعتراض ها رسیدگی کند به هر نتیجه ای برسد، قبول می کنیم.
در پی تشکیل هیاتی از سوی شورای نگهبان، سخنگوی حزب اعتماد ملی گفته است که مهدی کروبی نامزد انتخابات ریاست جمهوری به شرطی که دو نفر از اعضای هیات عوض شوند و این هیات به تمامی شکایت های آنها رسیدگی کند، نماینده ای را برای حضور در این هیات معرفی خواهد کرد.
اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی گفت: "دو نفر از افرادی که از سوی شورای نگهبان معرفی شده اند، باید تغییر کنند چون مواضع آنها از قبل مشخص است و بی طرف نیستند. در حالی که اعضای هیات بررسی کننده مسائل انتخابات، باید بی طرف باشند."
گرامی مقدم، نامی از این دو عضو هیات ویژه نبرده که از سوی شورای نگهبان معرفی معرفی شده اند.
سخنگوی حزب اعتماد ملی به شرط دیگری هم اشاره می کند و می گوید: "شورای نگهبان دائم تکرار می کند که ما برای شمارش آرا هیات تشکیل می دهیم در حالی که از 28 موردی که ارائه شده یکی هم بازشماری آراست. برای همین اگر به تمامی شکایت های رسیدگی شود، در آن صورت نماینده معرفی می شود."
شورای نگهبان روز جمعه پنجم تیر اعلام کرد برای جلب اعتماد نامزدهای معترض انتخابات ریاست جمهوری، "هیأتی ویژه" را برای بررسی روند انتخابات و بازشماری ده درصد آرا تشکیل داده است و نامزدهای معترض برای این هیات یک نفر نماینده معرفی کنند.
قرار است تا عصر امروز شنبه ششم تیر ماه نمایندگان نامزدها معرفی شوند اما تاکنون میرحسین موسوی و مهدی کروبی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری واکنشی رسمی نسبت به تشکیل این هیات نشان نداده اند.
گرامی مقدم می گوید که چون می خواهیم در مسیر قانونی اعتراض مان را پیگیری کنیم از هر پیشنهادی که باعث شود انتخابات با بی طرفی کامل رسیدگی شود، استقبال می کنیم .
سخنگوی حزب اعتماد ملی تاکید می کند که اگر هیات بی طرف که مورد قبول ما باشد و به تمامی اعتراض ها رسیدگی کند به هر نتیجه ای برسد، قبول می کنیم.
در هیاتی که شورای نگهبان برای بررسی انتخابات تشکیل داده است علی اکبر ولایتی وزیر خارجه سابق ایران، غلامعلی حدادعادل رئیس پیشین مجلس ، گودرز افتخارجهرمی، قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کل کشور و وزیر سابق اطلاعات، محمد حسن ابوترابی فرد نایب رئیس مجلس و محمد حسن رحیمیان نماینده آیت الله خامنه ای در بنیاد شهید در آن عضویت دارند.
قرار است این هیات با حضور نمایندگان معترض گزارشی از روند برگزاری انتخابات تهیه کند و ۱۰ درصد از صندوق ها نیز با حضور همین هیأت بازشماری شود.
پیش از این، محسن رضایی نامزد دیگر انتخابات ریاست جمهوری نیز از تشکیل هیات بررسی انتخابات استقبال کرده ولی گفته است که در صورت حضور نمایندگان نامزدهای دیگر، برای این هیات نماینده می فرستد.
رضایی در نامه ای به احمد جنتی دبیر شورای نگهبان تشکیل هیات ویژه را دیرهنگام توصیف کرده و گفته است: "(تشکیل این هیات) اقدامی پسندیده است که این جانب از آن استقبال کرده و نماینده خود را مشروط به حضور دیگران در آن شرکت می دهم."
رضایی ابراز امیدواری کرده که آقایان کروبی و موسوی "با مشارکت و معرفی نماینده خود به هیات ویژه در جهت ابهامات و شبهات انتخابات و ایفای حقوق ملت، فرصت بوجود آمده را مغتنم شمارند."
منبع: بی بی سی

مهم : نامه مهندس میرحسین موسوی به شورای نگهبان

ابطال انتخابات مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده است
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست.
متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
خرید رأی از طریق توزیع سود سهام عدالت و پرداختهای نقدی به خانواده های تحت پوشش نهادهای حمایتی و روستائیان و عشایر و نظایر آن.
تهدید و تطمیع در امر انتخابات از طریق افراد وابسته به دولت و پرداخت وجوه نقد به اعضای شوراهای اسلامی و افراد ذی نفوذ و ...
عدم اطمینان از خالی بودن صندوقها قبل از لاک و مهر و نیز گم شدن یا خارج شدن تعرفه ها و صندوقها از شعب اخذ رأی با توجه به عدم حضور ناظران و گزارشهای واصله.
عدم اخذ رأی از بخش قابل توجهی از واجدین شرایط با محدود کردن زمان اخذ رأی و تخلفات متعدد در روز رأی گیری از قبیل مدیریت تعرفه ها و ایجاد کمبود تعرفه در شعب اخذ رأی.
تقلب در رأی گیری که علیرغم چاپ بیش از 12 میلیون تعرفه اضافی و نیز چاپ حدود 2.5 میلیون ( و به قولی بیشتر ) تعرفه جدید بدون شماره سریال با مجوز یکی از اعضای شورای نگهبان در روز قبل از رأی گیری، کمبود تعرفه در حوزه های اخذ رأی را شاهد بودیم و بدون تردید با کنترل ته برگ های تعرفه ها با بانک اطلاعات ثبت احوال حجم عظیم آن قابل اثبات است و نیز تخلفات شمارش و تجمیع آرا.
توصیه به رأی دادن به نامزد مشخص توسط اعضای شعبه و ناظران و اساساً شکل گیری بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی و ناظران شورای نگهبان از میان هواداران نامزد حاکم.
ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان و هواداران آنها در یک هفته منتهی به روز اخذ رأی و حمله به ستادها و هواداران در تجمعات قانونی تبلیغاتی در مناطق مختلف کشور.
ایجاد محدودیت های متعدد برای نمایندگان ناظر ستادهای نامزدها برای حضور در جلسات هیأت های اجرایی، مراکز شمارش و تجمیع آرا و بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی.
قطع سرویس پیام کوتاه در روز رأی گیری به عنوان ابزار پیش بینی شده برای نظارت بر شعب اخذ رأی و انعکاس تخلفات از سوی ناظرین ستادهای اینجانب جهت پیگیری قانونی و قطع تلفنهای همراه و ثابت کمیته صیانت از آرا در زمان تجمیع و اعلام نتایج.
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی
منبع: قلم

۶ تیر ۱۳۸۸

دیدار محرمانه آیات عظام صافی گلپایگانی و شبیری زنجانی

آیات صافی گلپایگانی و شبیری زنجانی، در دیداری محرمانه آخرین تحولات کشور را بررسي كردند.
به گزارش ايلنا، اگرچه تاکنون هیچ خبری در این خصوص منتشر نشده است، ولي با توجه به حضور گسترده و كم‌سابقه مراجع عظام تقليد براي حل مشكلات پيش‌آمده پس از انتخابات، انتظار مي‌رود اين ديدار نيز براي يافتن راهكارهاي مناسب براي حل اين موضوع انجام شده باشد. در روزهاي گذشته، آيت‌الله مكارم شيرازي نيز راهكارهايي براي آشتي ملي و حل اختلافات ارائه داد. برخي مراجع ديگر مانند آيات عظام صافي‌گلپايگاني، موسوي اردبيلي و جوادي‌آملي نيز به همراه آيت‌الله مكارم شيرازي، در ديدار با اعضاي شوراي نگهبان نظرات خويش را ارائه دادند.
گفتني است در همين راستا، از سوي آيت‌الله صانعي نيز تلاش‌هاي گسترده‌اي براي حل مشكل و احقاق حقوق معترضان به نتيجه انتخابات صورت گرفته است.

تجمع برای گرامیداشت کشته شدگان تظاهرات روزهای اخیر

جمعه شب، بیست و ششم ژوئن، بیش از پانصد نفر از ایرانیان مقیم پاریس، همزمان با برنامۀ اعلام شده در تهران و سایر پایتخت های جهان، بروی محوطۀ حقوق بشر در میدان تروکادروی پاریس گردهم آمدند و به یاد کشته شدگان تظاهرات روزهای گذشته در ایران، شمع روشن کردند.
در این تجمع، که فرانسویان نیز همراه با ایرانیان حضور داشتند، در ابتدا، بادکنک های سبز رنگی به یاد کشته شدگان رها شد و سپس حاضرین به احترام کشته شدگان دقایقی را در سکوت سپری کردند.
بروی محوطۀ حقوق بشر پاریس، نام ایران به حروف لاتین با شمع نوشته شده و در تاریکی شب، جلوۀ زیبایی به این محل داده بود.
فیلمی نیز به روی دیوار مقابل این صحن در تمام طول مراسم پخش شد که با الهام از نقشۀ ایران، صحنه هایی از تظاهرات روزهای اخیر را در جای جای این کشور نشان میداد.
تجمع کنندگان که به گفتۀ پلیس فرانسه بیش از پانصد نفر بودند- تخمین برگزار کنندگان بیش از هزار نفر است- پس از سکوتی طولانی به یاد کشته شدگان، به خواندن سرودهای ای ایران و یار دبستانی من، سرودهایی که همراه همیشگی این تجمعات است، پرداختند.
در این تجمع، هیچ شعاری سرداده نشد و قرار بود که گرامیداشت کشته شدگان در سکوت برگزار شود.
روز یکشنبه، بیست و هشتم ژوئن، قرار است تظاهراتی با شرکت ایرانیان مقیم فرانسه و همچنین شخصیت های سیاسی-فرهنگی ایرانی-فرانسوی نظیر محسن مخملباف، کارگردان، مرجان ساتراپی، برنار هانری لوی، نویسنده و فیلسوف فرانسوی، عبدالکریم لاهیجی، رئیس جامعۀ دفاع از حقوق بشر در ایران، شپیرا، معاون شهردار پاریس، و ... برگزار شود.
این راهپیمایی از میدان باستیل در ساعت ١٤ آغاز می شود و در میدان ناسیون به پایان خواهد رسید.

برنامه تجمع هوادران میرحسین موسوی

به گزارش ایران پرس نیوز برنامه تجمع هواداران میرحسین موسوی به قرار زیر می باشد :

1- دوشنبه 8 تیر ساعت 18 زنجیره انسانی از میدان تجریش تا میدان راه آهن
2- پنجشنبه 11 تیر ساعت 18 تجمع در میدان های ولی عصر, انقلاب, تجریش و هفت تیر
3- دوشنبه 15 تیر ساعت 18 تجمع در مقابل زندان اوین
4- پنجشنبه 18 تیر به مناسبت سالگرد کوی دانشگاه مقابل دانشگاه تهران با حضور تمامی مردم و دانشجویان
5- ایرانیان خارج از کشور مقابل سفارت ایران در همان کشور با شعار نویسی روی دیوار سفارت
6- فریاد الله اکیر هر شب ساعت 10 تا 10:30 در پشت بام منازل
7- شعار نویسی روی دیوارها و اسکناس ها

موارد فوق تنها توسط سایت مذکور اعلام شده وهیچ مرجع رسمی تایید نکرده است .

مهم : راهکار پیشنهادی محسن سازگارا برای مقابله با کودتا


نوشته پيش رو مجموعه راهکارهايی است که به منظور مقابله با کودتا و کودتاگران تنظيم شده است. در اين نوشتار ابتدا به هدف مورد نظر و سپس تقويت يکپارچگی و مقاومت ملی، تاکتيک های پيشنهادی، چگونگی فرسايش کودتاچيان و فلج سازی حکومت کودتا پرداخته و آنگاه تاکتيک های ضد جنبش از طرف کودتاچی ها را مورد بررسی قرار داده است
به نام خدا
هدف:پايين آوردن کودتاچيان از قدرت و محاکمه آن ها
استراتژی:استراتژی سه مرحله ای مقابله عبارت است از:الف- تقويت يکپارچگی و مقاومت ملیب- فرسايش کودتاچيانج- فلج سازی حکومت کودتاتاکتيک ها ی پيشنهادی ذيل اين سه سرفصل:
الف- تاکتيک ها برای تقويت يکپارچگی و مقاومت ملی۱-الله اکبر گقتن تمام مردم روی پشت بام ها هر شب از ساعت ۱۰ تا ۱۰:۳۰، و خواندن دعاها و شعارهای واحد در هر جای ممکن و در هر مراسمی۲- جلب حمايت بين المللی برای همبستگی با ملت ايران و انزوای کودتاچيان (وظيفه مبارزين خارج ازکشور)۳-افزايش حاشيه امنيت برای جنبش اعتراضی از طريق اعتراض های کم هزينه تر مثل شعارنويسی روی ديوارها، چسباندن برچسب های سبز روی عکس های خامنه ای، ساختن اشعار جدی و شوخی برای رهبر کودتا(آقای خامنه ای) و خواندن آن ها دراماکن عمومی و ده ها روش ابتکاری ديگر۴-پايين آوردن انتظارات عمومی برای يک پيروزی سريع (مبارزه ممکن است چندين ماه طول بکشد)۵-استفاده از رنگ (در حال حاضر رنگ سبز، رنگ جنبش است) و سمبل های همگانی ديگر مثل سرود ها يا علامت ها
ب- فرسايش کودتاچيان۱-حضور مردم در خيابان ها و تظاهرات موضعی کوچک وبزرگ در نقاط مختلف شهرها و روستاها برای فرسايش و پراکنده کردن قوای کودتاچيان۲- مختل کردن خطوط ارتباطی و انتقال قوای کودتاچيان (مثال: مختل کردن ترافيک- تظاهرات همزمان در نقاط متفاوت و ايجاد مانع برای حمل و نقل قوای کودتا(مثال: شيراز- بستن خيابان با بشکه و تيرآهن)۳- جنگ روانی با کودتاچيان از طريق جذب بخش هايی از سپاه و بسيج و پليس، شعار به نفع ارتش، مقابله و ايجاد ترس و وحشت در دل سرکوبگران به خصوص لباس شخصی ها و انتشار اسم و عکس و کار کردن روی خانواده های آن ها و ده ها روش ديگر۴- بزرگداشت ياد زندانيان و قربانيان و شهدای جنبش و برگزاری مراسم ابتکاری و پی در پی و شورانگيز برای آن ها، روشن کردن شمع پشت پنجره خانه ها، تکثير عکس و زندگی نامه آن ها و خواندن سرود و ده ها روش ابتکاری ديگر۵- استفاده از زنان برای پيشبرد جنبش به خصوص زنان و مادران و دختران فعالين شهيد شده وزندانی۶- تحصن در مناطق مختلف
ج- فلج سازی حکومت کودتا۱- - ساختن کانال های ارتباطی بين جنبش های اجتماعی زنان، کارگران، دانشجويان، معلمان و اقليت ها به خصوص تلاش برای جذب جنبش کارگری (مهم ترين عنصر برای مقابله با کودتا)۲- مختل کردن مراکز قدرت کودتاچيان به خصوص مراکز ارتباطی و اطلاع رسانی مثل سايت ها ی اينترنتی، روزنامه ها و راديو تلويزيون و مراکز انرژی۳- تسخير مراکز کودتاچی ها به خصوص نقاطی که کارشان را مختل می کند۴- تشکيل کميته های اعتصاب در بين اقشار مختلف به خصوص کارگران و شبکه های حمل و نقل مثل مترو و اتوبوس رانی۵- ايجاد شبکه های مالی برای پشتيبانی از اعتصاب کنندگان، قربانيان و فعالان در بند و کمک روانی و روحی به خانواده ها۶- سازماندهی اعتصابات موضعی به سمت اعتصابات سراسری تا سرحد فلج سازی کامل کشور. دراين مرحله کار حکومت کودتا تمام می شود.
کمی هم از تاکتيک های ضد جنبش از طرف کودتاچی هامعمولا کودتاچيان در استراتژی سرکوب خود اين سه سرفصل را قرار می دهندالف- بستن درهای کشور و کنترل خبررسانی و سرکوب همراه با تهديد (مثل سرکوب روز سی خرداد) و فشار برای پاشيدن گرد مرگ و وحشت بر سر کشورب- دستگيری و قطع ارتباطات رهبران و فعالين با يکديگر و مردمج- ايجاد انحراف و شکاف در صفوف رهبران جنبش و مردم به خصوص در هفته های اول که هنوز جنبش قوام و يک پارچگی خود را نيافته از طريق طرح مصالحه ها و شعارها و آکسيون های انحرافی
پاره ای اقدامات برای مقابله با اين حرکات عبارت است از۱- ساختن مرکز هماهنگی، اين مرکز بايد در دسترس رژيم و قابل سرکوب کردن نباشد. رهبران جنبش در داخل يک تشکل سراسری را اعلام می کنند و تصميم گيری های آن ها از سوی سخنگوی انتخابی در خارج منعکس می شود. هر فردی می تواند خود را عضو اين تشکل بداند اما لزومی به معرفی افراد اصلی آن نيست.۲-ساختن کميته های دفاع از خويش با برنامه ريزی قبلی، در صورت دستگيری افراد الف و ب ،ج و دال مسئوليت راهبرد و دفاع از دستگيرشدگان را به عهده می گيرند. همچنين ايجاد کادرهای جايگزين برای مقابله با سرکوب وسيع فعالان و کادرهای رهبری جنبش های اعتصابی۳- فراخوانی چهره های مطرح سياسی، هنری، ورزشی و... برای پيوستن به جنبش۴- طرح اين نکته که فشار روی رهبران جنبش و خانواده هايشان زياد است و می خواهند زير تهديد و فشار آن ها را از پيگيری اهداف جنبش منصرف کنند و هر گونه انصراف احتمالی ايشان زير تهديد و شکنجه صورت می گيرد.
آن خس وخاشاک تويی، پست تراز خاک تويی

شورمنم، نورمنم، عاشق رنجور منم

زورتويی، کورتويی، هاله بی نورتويی

دلير بی باک منم، مالک اين خاک منم

محسن سازگارا

شباهت موسوی و گاندی

مهم ترین شباهت گاندی و موسوی بحث عدم خشونتی است که هر دو برای رسیدن به حقوق از دست رفته یک ملت توصیه می کنند.موسوی و گاندی شباهتها و تفاوتهای مهمی با هم دارند.اولین شباهت آنها جدای از بحث عدم خشونت و مقاومت مدنی، متدین و اخلاق گرا بودن آنهاست.گاندی به دین هندو شدیدا پایبند بود و موسوی به اسلام و هر دو از نمادهای مذهبی برای مبارزه شان استفاده می کنند گاندی از آهیمسا یا عدم خشونت و سایر مفاهیم مذهب هندو و موسوی از الله اکبر و نماد سبز مذهبی.دومین شباهت این است که هر دو مدتی را در خارج از وطنشان تحصیل کرده اند و از فرهنگ غرب شناخت خوبی دارند.سومین نکته این است که هر دو قبل از اینکه بر علیه نظامی که با آن وارد چالش مدنی شده اند بپا خیزند، دوره ای را طرفدار سرسخت آن بوده اند، گاندی در جنگ بر علیه زولوها در آفریقای جنوبی داوطلبانه به کمک انگلیسی ها رفت و اعتقاد داشت که هندی ها به عنوان شهروند انگلیس موظف هستند که به کمک انگلیسی ها بروند. و موسوی هم که هشت سال در جنگ ایران وعراق نخست وزیر بود.چهارمین شباهت این است که هر دو شدیدا وطن پرست هستند.گاندی شیفته هند بود و وقتی که می خواستند پاکستان را از هند جدا کنند، احساس می کرد که جسم خودش دو تکه می شود. و موسوی هم یک شاید ایران پرست نباشد اما همه چیز نشان از علاقه وافر او به ایران دارد. و این نکته در سخنانش به وضوح مشهود است.

از شباهت ها که بگذریم به تفاوت ها می رسیم. گاندی هیچ وقت منصبی دولتی مهمی را در هند نداشت اما موسوی نخست وزیر ایران بوده است.گاندی با بیگانگانی به نام انگلیسی ها درگیر بود اما موسوی با یک نظام نادرست درونی روبرو است. عمده پیروان گاندی روستائیان کم سواد و بی سواد بودند اما موسوی جمعیت شهرنشین و با تحصیلات بالا را پشت سرخودش دارد.

اما سوال اساسی این است چگونه می توانیم از استراتژی هایی که گاندی بکار گرفت استفاده کنیم تا جنبش مان را به پیش ببریم؟ به نظر می رسد که چاره ای جز این نداریم. ما می توانیم تاکتیکها را تغییر بدهیم اما چاره ای جز در پیش گرفتن استراتژی عدم خشونت نداریم.اما باید توجه داشت که جامعه ایران با جامعه هند آن زمان تفاوتهای اساسی دارد.یکی از تاکتیک های گاندی این بود که او می خواست زندانهای انگلیسی ها را تا حدی پر کند که آنها از زندانی کردن افراد عاجز شوند. توان نگهداری این همه زندانی را نداشته باشند و دیگر آن حرکت در عرف حکومتی جرم تلقی نشود.او در دادگاه حاضر می شد ، به شورش بر علیه انگلستان اعتراف می کرد و می گفت شما طبق قانون باید من را فلان مدت زندانی کنید. و به زندان می رفت. و پیروانش هم همین کار را می کردند. این یک استراتژی بسیار موثر در یک مقاومت مدنی است اما آیا این استراتژی در ایران قابل اجراست؟آیا روحیات ایرانی ها با این تاکتیک هم خوانی دارد؟ چند نفر از کسانی که در تظاهرات اخیر دستگیر می شوند آزاد می شوند؟ آیا دلیل آن چیزی بجز از عدم توانائی نگهداری بازداشت شدگان در زندانها است؟ با دستگیر کردن کسانی که به قول حکومت سران جنبش هستند زندان اوین پر شده است و حسینیه آن را خالی کرده اند تا زندانیان را نگه دارند؟آیا حکومت می تواند یکباره 20 هزار نفر را زندانی کند و این زندانی کردن چه هزینه سنگینی را بر دوش حکومت خواهد گذاشت؟ برای اجرای این تاکتیک تنها به کمی شجاعت نیاز است.......

تاکتیک دیگر مورد استفاده گاندی،تحریم کالاهای انگلیسی بود.جنبش نیز می تواند همین کار را بکند.با خارج کردن سرمایه ها از بانک های دولتی و وارد کردن آن به بانکهای خصوصی حکومت ضربه بسیار مهمی را خواهد خورد بدون آنکه هیچ صدمه ای متوجه مردم شود.ما می توانیم همه شرکتهای دولتی را تحریم کنیم و این تاکتیک کمترین هزینه را خواهد داشت. می توان با خرید نکردن از فروشگاه های دولتی ضربه بزرگی را به دولت وارد کرد.

این دو تاکتیکی که گاندی بکار گرفت می تواند مورد استفاده جنبش قرار بگیرد.البته بحث روشهای مورد استفاده گاندی و رابطه آن با جنبش کنونی ایران احتیاج به بحث مفصلی دارد که در این مجال کم فرصت بررسی کامل آن نیست.

رضا رادمنش

اعتصاب سراسری پزشکان تبریزی

بر اساس برخی اخبار رسیده از شهر تبریز پزشکان این شهر اقدام به اعتصاب زده و برخی نیز دستگیر شده اند این اعتصاب در پی اعتصاب ناکام بازاریان می باشد که طی بیانیه شدیداللحنی تصمیم به اعتصاب داشتند ولی هنوز موفق نشده اند . بی شک چنین حرکت هایی گامی بلند در جهت نیل به اهداف جنبس مردمی کنونی ایران می باشد اما مطمئناً اعتصاب پزشکان در بیمارستان ها بروز کند وضعیت خطرناکی از بابت سلامت ملی و نیز کمک رسانی به آسیب دیدگان پیش آید .

آغاز عدم مشروعیت جهانی دولت احمدی نزاد : ایالات متحده یه معاون اول احمدی نژاد ویزا نداد .

دولت آمریکا در تداوم سیاست‌های خود به معاون اول احمدی‌نژاد ویزا نداد.
به گزارش بی بی سی، ایران می‌گوید آمریکا به پرویز داوودی، معاون اول رئیس جمهوری این کشور برای شرکت در اجلاس مالی سازمان ملل متحد روادید ورود نداده است.
محمد خزایی، سفیر ایران در سازمان ملل متحد که در این اجلاس سخنرانی می کرد، به حاضران گفت به علت عدم صدور ویزای آقای داوودی و هیات همراه از سوی آمریکا، او متن سخنرانی معاون اول محمود احمدی نژاد را قرائت می کند.
آقای داوودی قرار بود در اجلاس مالی سازمان ملل متحد که با شرکت بیشتر از ۱۴۰ کشور در نیویورک برگزار می شد، سخنرانی کند. این اجلاس سه روزه با هدف بررسی تبعات بحران جهانی اقتصاد و بررسی راهکارهای مقابله با آن برگزار شده بود.
هنوز علت عدم صدور روادید برای آقای داوودی مشخص نشده است و معلوم نیست که این تصمیم با رخدادهای جاری ایران در ارتباط است یا خیر. مقام های آمریکایی هنوز به سخنان خزایی واکنش نشان نداده اند.

آیات عظام و مراجع تقلبد زیر فشار دادخواهی‌های مردم

دويچه وله : امضا کنندگان سه نامه که گروهی از شخصیت‌های سرشناس فرهنگی و سیاسی در میان آن‌ها هستند، خطاب به مراجع تقلید نوشتند که بستگان آن‌ها به شکلی تهاجمی و توهین‌آمیز در خانه، محل کار یا خیابان دستگیر شده‌اند. گناه بسیاری از این افراد، تنها تلاش در ستادهای انتخاباتی نامزدهای مورد تایید شورای نگهبان بوده است.در نامه به علمای عظام از جمله آمده است: «امروز انتظار ما از علمای بیداردل و آگاه و مستقل این است که نسبت به این حوادث و فجایعی که به نام دین بر کشورمان می‌رود، واکنش نشان دهند و اجازه ندهند که بیش از این دین خدا ابزار افزایش قدرت دنیامداران قرار گیرد».امضا‌کنندگان نامه هشدار داده اند که «اگر باور فرزندان مسلمان ما دستخوش لرزش و سستی قرار گیرد، همه فرصت‌ها برای پیوند عمیق نسل جوان با معنویت و دینداری و اخلاق‌مداری از بین خواهد رفت و همه ما به میزان سستی در جلوگیری از این وضعیت در پیشگاه خداوند متعال مسئولیم».
دادخواهی از لاریجانی و شاهرودینویسندگان نامه سرگشاده، در متنی که برای علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی فرستاده‌اند، ضمن تکرار همین نگرانی‌ها تاکید کرده‌اند که برخی از دستگیرشدگان در شمار نمایندگان دوره‌های پیشین مجلس هستند. آن‌ها، اعلام کرده‌اند که از وضعیت عزیزان خود بی‌‌خبرند و به شدت نگران سلامتی آنان هستند. در پایان این نامه از رئیس‌مجلس خواسته شده است که با توجه به تاکید قانون اساسی بر استقلال قوای سه‌گانه، به وضعیت مبهم دستگیرشدگان رسیدگی کند.آیت‌الله شاهرودی رئيس قوه قضائيه نیز در نامه مشابهی مورد خطاب نویسندگان قرار گرفته و از وی خواسته شده است که بنا به مسئولیت خود در دستگاه قضائی، به وضعیت مبهم و خطرناک بازداشت‌شدگان رسیدگی کند.هر سه نامه، با امضاهای زیر منتشر شده است: محمد‌علی ابطحی، محمدجواد امام، دکتر محسن امین‌زاده، دکتر علی‌تاجرنیا، سیدمصطفی تاجرزاده، مهندس سعید حجاریان، جهانبخش خانجانی، دکتر علی‌اصغر خدایاری، دکتر عبدالله رمضان‌زاده، دکتر سعید شیرکوند، مهندس محسن صفائی فراهانی، سیدشهاب الدین طباطبائی، دکتر غلامرضا ظریفیان، دکتر محسن میردامادی، مهندس بهزاد نبوی، صادق نوروزی، مجید نیری و دیگران.
دادخواهی انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه‌هادو روز پیش از انتشار نامه شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها، در نامه سرگشاده‌ای از “آیات عظام و علمای اعلام” خواسته بودند که با دخالت فعال به فریاد دادخواهان برسند.در این نامه آمده بود: «آیات عظام و علمای اعلام! ما از سر اضطرار فریاد امام خمینی را به یاد شما می‌آوریم که فرمود: ای علمای ایران، ای مراجع اسلام… ای فضا، ای طلاب، ای آقایان! من اعلام خطر می‌کنم. ای علمای قم، به داد اسلام برسید».
حذف ستون جوادی آملی در کیهانهمزمان با انتشار این نامه‌ها در پایگاه اطلاع‌رسانی نوروز و سایت قلم میرحسین موسوی، پایگاه اینترنتی تابناک نیز، خبر از حذف ستون ثابت آیت‌الله جوادی آملی در صفحه ۱۴ کیهان داد. تابناک به نقل از اعتماد نوشت: « ستون آملی یکی از ستون‌های دائمی کیهان بود. هنوز معلوم نیست حذف این ستون با چه اهدافی صورت گرفته. کیهان نیز هیچ توضیحی در این مورد نداده است».