۱۴ مرداد ۱۳۸۸
آمریکا تنها کشور عضو گروه هشت که احمدی نژاد را به رسمیت شناخت
محسن کدیور : تنفیذ در مسجد ضرار
خلاصه: برخلاف فرمایش آیت الله خامنه ای جنبش سبز ملت ایران «تقلید مغلوط انقلاب 57» نیست، بلکه تأسی آگاهانه به انقلاب مردمی ای است که با رهبری مغلوط ایشان از مسیر اصلی منحرف شده است. آنچه مغلوط بوده و هست، شیوه مدیریت و کشورداری ایشان است که به بحران ملی و خسارت جانی، مالی و آبروئی ایران منجر شده است. ایشان با تمسخر، جنبش سبز ملت ایران را «کاریکاتور انقلاب اسلامی» خطاب کردند. اما برخلاف نظر ایشان، ما کاریکاتور انقلاب نیستیم، ما ادامه منطقی انقلابیم، که به دنبال تحقق اهداف انقلاب اما با روش اصلاح طلبانه و بدور از خشونت می خواهیم عرصه سیاست کشورمان را از طاغوتها، مستکبران، دیکتاتورها و مدعیان الوهیت پاکسازی کنیم.
--------------------
تنفیذ در مسجد ضرار
آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران آنچنانکه قابل پیش بینی بود، اعتراضات مردمی و مخالفت نخبگان را به هیچ گرفت و با تفیذ حکم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، مشروعیت رهبری خود را به ریاست جمهوری فرد مورد نظرش گره زد. آنچه دیروز 12 مرداد 1388 در حسینیه امام خمینی خیابان پاستور تهران اتفاق افتاد، برای نخستین بار بود که وی با بایکوت اکثریت نخبگان ایران مواجه شد. در این مراسم نه از رفیق پنجاه ساله رهبری (رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) خبری بود نه از روسای جمهور و روسای مجالس پیشین، نه از بیت بنیانگذار جمهوری اسلامی کسی آمده بود، نه کسی به نمایندگی از مراجع تقلید قم شرکت کرده بود. اگرچه حسینه پر بود، اما به جای رجال مستقل و با سابقه سیاسی، مقامات لشکری و کشوری منصوب و مأموران و نمایندگان ولی فقیه و تعدادی از بازیگران تلویزیون و ورزشکاران آمده بودند، یا به به زبان دقیق تر آورده شده بودند.
سکوت اکثر نخبگان و عدم پشتیبانی از مواضع رهبری در انتخابات اخیر، باعث گلایه ایشان در روز مبعث شد: «همهى ما خيلى بايد مراقب باشيم؛ خيلى بايد مراقب باشيم: مراقب حرف زدن، مراقب موضعگيرى كردن، مراقب گفتنها، مراقب نگفتنها. يك چيزهائى را بايد گفت؛ اگر نگفتيم، به آن وظيفه عمل نكردهايم. يك چيزهائى را بايد بر زبان نياورد، بايد نگفت؛ اگر گفتيم، برخلاف وظيفه عمل كردهايم. نخبگان سر جلسهى امتحانند؛ امتحان عظيمى است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم؛ سقوط است.» و امروز مقام رهبری پس از چند بار هشدار به نخبگان حکم مردودی آنها را امضا کرد: «این انتخابات برخی خواص را مردود کرد».
مردود شده ها اکثر نخبگان ایران بودند: اکثر مراجع تقلید، همه روشنفکران دینی، اکثر اقتصاد دانان، عالمان سیاست، حقوقدانان، جامعه شناسان، مهندسان، پزشکان، هنرمندان و ورزشکاران در آزمون مورد نظر رهبری مرود شدند، اما در برابر خداوند و در پیشگاه ملت روسفید و قبول شدند. از دیدگاه اکثر مردم ایران مقام رهبری با گره زدن سرنوشت خود به فردی همچون احمدی نژاد و با فاصله گرفتن از انصاف و بیطرفی و آتش گشودن بسوی فرزندان بی دفاع مردم معترض و شکنجه بازداشتی ها، مردود واقعی آزمون الهی اخیر بود. درست از روزی که مأموران اونیفورم دار و بی اونیفورم حکومت اعتراض مسالمت آمیز مردمی که به دنبال آراء گمشده خود بودند، به عمد به اغتشاش کشاندند و بسوی مردم بی دفاع شلیک کردند، شعار «مرگ بر دیکتاتور» شعار دوم معترضان پس از شعار ملی «الله اکبر» شد.
آیت الله خامنه ای همچون محمدرضاشاه مخلوع این صدای اصیل از دل برخاسته ملت را القای اجانب و تحریک بیگانگان قلمداد کرد، لذا همچون گذشته همه کاسه و کوزه ها را بر سر دشمن خراب کرد: «برنامه و تلاش دشمن در ایجاد دغدغه و دردسر برای مردم واقعیتی متکی بر اطلاعات است». عمق این اطلاعات مورد اشاره معظم له را می توان در ژرفای کیفرخواست دادستانی تهران علیه فعالان اصلاح طلب یافت، کیفرخواستی که عاری از هرگونه بار حقوقی و تراوشات یک ذهن بیمار و مالیخولیائی بیشتر نیست. قبلا هم ایشان در جریان قتل فجیع دگراندیشان آنرا به مأموران سازمانهای جاسوسی اسرائیل نسبت داد، ولی دم خروس از جیب مأموران وزارت فخیمه اطلاعات ایشان بدر آمد، همان سربازان بدنام امام زمان. و البته شاه کلید در زندان به ظاهر خودکشی کرد تا مسبب و آمر آن قتلها مشخص نشود. ما از اتکاء تحلیلهای مقام رهبری بر اطلاعات خاطرات فراوانی داریم. این تنها یک نمونه بود.
آنچه پس از اعلام نتایج انتخابات در جامعه اتفاق افتاد سلب اعتماد اکثر مردم از رژیم بود. اینکه آیت الله خامنه ای «جلب اعتماد مردم، وجود اعتماد متقابل میان نظام و مردم، و وجود نشاط و امید در مردم را سه پیام اصلی انتخابات اخیر ریاست جمهوری» ذکر کرده، به کلی بر خلاف واقع است. درست برخلاف ادعای ایشان، اکثر ملت ایران به رژیم جمهوری اسلامی، به رهبری شخص ایشان، به دولت محمود احمدی نژاد، به قوه قضائیه، به مجلس شورا، به رادیو تلویزیون حکومتی و به همه کارگزاران نظام به میزان عدم استقلالشان نسبت به رهبر بدبین و بی اعتمادند.
شما و مجموعه گوش به فرمانتان نیز به مردم رشید ایران بی اعتمادید. اگر اعتماد داشتید، اگر واقعا معتقد بودید از پشتیبانی اکثریت ملت برخوردارید، این همه توسط شورای نگهبانتان بجای مردم انتخاب نمی کردید و درست بر خلاف اراده ملی در انتخاباتهای مختلف مهندسی نمی کردید. اگر به مردم و انتخابشان اعتماد داشتید آراء مردم را جابجا نمی کردید و جای اکثریت و اقلیت را عوض نمی کردید. اکثریت ملت ایران معتقدند نتیجه اعلام شده انتخابات خلاف واقع است، شما بر عکس معتقدید نورچشمتان احمدی نژاد «منتخب بی چون و چرای اکثریت ملت» است. بسیار خوب، شما ادعای ملت را بی پایه می دانید، اکثریت ملت و اکثریت نخبگان نیز ادعای شما را باطل ارزیابی می کنند. یعنی دعوای حکومت و اکثریت ملت.
در چنین دعوائی که تمام ارکان حکومت اعم از مجریان، ناظران و رهبر از منظر اکثر مردم متهم محسوب می شوند، بی انصافی است که منتقدان و مخالفان مسالمت آمیز را به مراجعه به ناظرانی دعوت کنیم که به شکل نهادینه بیطرفی را زیر پا گذاشته اند و یا سخن رهبری را فصل الخطاب بدانیم که خود را در حد دبیرکل یک حزب طرفدار دولت تنزل داده است. در شرائطی که قانون به ابزاری برای سرکوب مخالفان و منتقدان تبدیل شده و تنها به موادی از قانون عمل می شود که به نفع حاکمیت باشد، هرچند بیش از دوسوم مواد قانونی که به ضرر حاکمیت است، به امان خدا رها شده است، دم زدن به قانون زمانی جدی تلقی خواهد شد که عمل به قانون را خود رهبر و مسئولان حکومتی آغاز کنند. به عنوان نمونه آیا رژیم جمهوری اسلامی به حق مخالفت و اعتراضات مسالمت آمیز مردم یا حق محاکمه متهمان سیاسی و مطبوعاتی در دادگاههای علنی، با حضور هیأت منصفه و برخورداری از وکیل در تمام مراحل دادرسی که مفاد صریح قانون اساسی است هرگز عمل کرده است؟
به نظر اکثر ملت ایران مقام رهبری، رئیس جمهور نورچشم ایشان، اعضای شورای نگهبان، مقامات منصوب ایشان در قوه قضائیه (اعم از مقامات ظاهرا تشریفاتی همانند رئیس قوه قضائیه و دادستان کل کشور و مقامات منصوب واقعی همانند دادستان تهران) و اکثر راه یافتگان به مجلس شورای اسلامی، قانون گریز ترین و قانون ستیزترین مقامات تاریخ پس از انقلاب هستند. لذا زمانی که فریاد قانون خواهی آیت الله خامنه ای گوش فلک را کر می کند، کسی جدی نمی گیرد و اکثریت ملت ایران معتقدند ایشان علاوه بر اسم مستعار «نظام»، در وقایع اخیر از اسم مستعار «قانون» استفاده می کند. راستی کدام قانونی تفتیش عقاید، سلب آزادی های مشروع و قانونی مردم، پخش شو تلویزیونی اتهامات سیاسی قبل از اثبات در دادگاه صالحه، و گرفتن اقاریر خلاف واقع در زندان و تحت فشار و شکنجه را توجیه می کند؟
راه حل شرعی، عقلی و اخلاقی نزاع حکومت و ملت رجوع به حَکمیت هیأت مرضی الطرفین است که داوریش فصل الخطاب است و حکمش لازم الاتباع. منتقدان و مخالفان قانونی حاکمیت، مراجع تقلید را مهمترین اعضای چنین هیأتی می دانند. راه حل دیگر تن دادن حکومت به همه پرسی یا رفراندم است، از مردم بپرسیم نظرشان چیست، آیا طرف احمدی نژاد و خامنه ای را می گیرند و یا طرف موسوی و خاتمی و هاشمی و کروبی را. به راستی اگر حاکمیت در برخورداریش از اکثریت راست بگوید در هر دو شیوه (حَکمیت افراد مرضی الطرفین یا همه پرسی) پیروز بیرون خواهد آمد. گریز شدید از هر گونه حَکمیت و رفراندم نشان از بودن ریگی درشت در کفش حاکمیت است.
بازداشتهای فراوان فعالان سیاسی و سران احزاب اصلاح طلب، تحت فشار قرار دادن آنها برای اقرار به سناریوی مورد علاقه آیت الله خامنه ای یعنی خط گرفتن از دشمن، سرکوب خونین اعتراض مسالمت آمیز مردم توسط مأموران اونیفرم دار و بی اونیفرم و بالاخره به شهادت رساندن جمعی از بازداشت شدگان بی گناه در زندانهای رژیم علائم گریزناپذیر عدم سلامت حکومت ایران در وقایع اخیر است.
بلحاظ شرعی به تصریح اعلم فقیهان زمان آیت الله العظمی منتظری زمانی که مردم که ولی نعمتهای واقعی حکومت هستند در امانتداری و صداقت کارگزارانشان در امر حکومتداری شک کردند، این وظیفه حکومت است که مراتب صداقت و امانتداری خود را برای صاحبان حق یعنی قاطبه مردم اثبات کند، این وظیفه ذوی الحقوق نیست که برای اثبات تقلب و فساد کارگزاران حکومتیشان اقامه دلیل کنند. رژیم جمهوری اسلامی به رهبری آیت الله خامنه ای تا کنون از اثبات امانتداری و صداقت خود در پیشگاه اکثریت ملت ایران عاجز بوده است. علاوه بر آن برای اتمام حجت کمیته صیانت از آراء دو نامزد اصلاح طلب که متشکل از دو وزیر اسبق همین نظام است، اسناد و ادله فراوانی بر تقلب نهادینه و جابجائی رأی اقلیت و اکثریت در زمان اعلام نتایج را اعلام کرده اند. این شواهد قانونی به تأیید سومین وزیر کشور اسبق نیز رسیده است (محتشمی پور، موسوی لاری، عبدالله نوری).
براین اساس، اکثریت ملت ایران با تأسی به الگوی پیروز انقلاب اسلامی پس از سی سال دوباره برای محو دیکتاتوری و اصلاح نظام سیاسی از سلطنت اسلامی با تظاهرات مسالمت آمیز و الله اکبرهای شبانه دست بکار شد. رهبریِ این اعتراضهای مردمی را یکی از مریدان بنیانگذار جمهوری اسلامی به عهده داشت، شال سبز سیادت را به گرد ن انداخت و از معترضان خواست با کمال آرامش از مساجد حرکت اصلاحی خود را آغاز کنند. میلیونها معترض ایرانی در کمال پختگی و بلوغ سیاسی در تظاهرات تاریخی خود با وضوح از گم شدن آراء خود پرسیدند. نورچشم رهبری و معاون اجرائی منصوب ایشان (رئیس جمهور سابق) معترضان مسالمت جو را «مشتی خس و خاشاک» نامید و در روز تنفیذ، آیت الله خامنه ای جنبش سبز مردم ایران را «تقلید مغلوط از حضور مردم در انقلاب پرشکوه 1357 و یکی از کاریکاتورهای آن حرکت عظیم و ساخته و پرداخته دشمنان برای ضربه زدن به نظام اسلامی» ارزیابی کرده تأکید کرد: «با مسجد ضرار و تقلید از امام خمینی نمی توان این مردم آگاه را فریب داد».
حرکت سبز مردم ایران حرکتی خودجوش و مردمی است. از دل مردم و جوانان این مرز و بوم برخاسته است. ادامه منطقی انقلاب اسلامی و جنبش اصلاحات است. برخلاف نظر رهبر محترمِ بسیجیان و پاسداران و نیروهای انتظامی و امنیتی، اکثر مردم می خواهند همان چهار شعار بنیادی انقلاب 57 را محقق کنند: استقلال، آزادی، عدالت و اسلام رحمانی و بی ریا در چارچوب جمهوری اسلامی (به تعریف پیش نویس قانون اساسی که تنها سند رسمی زمان رفراندم 12 فروردین 58 است). در آغاز استقرار نظام یک کلمه (ولایت فقیه) به این «جمهوری اسلامی» اضافه شد که تمام شاکله آنرا به هم ریخت و آنرا به «جمهوری ولائی» تبدیل کرد و در سالهای اخیر به همت افرادی از قبیل آیت الله مصباح یزدی (که به نظر رهبر، مطهری زمانه است و پدر معنوی دولت «پرنور» احمدی نژاد) و آیت الله محمد یزدی (دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نایب رئیس مجلس خبرگان) به سمت حذف جمهوریت و برقراری «حکومت ولائی» و «خلافت اسلامی» و «سلطنت مشروعه» پیش رفت.
در جنبش سبز ملت ایران قرار است نهال آزادی که در زمان رهبری آیت الله خامنه ای خشکیده است، دوباره سبز شود؛ عدالت سیاسی و اقتصادی و قضائی که چند دهه است با تبعیض و ستم زیر پاگذاشته شده است، احیا شود؛ بجای اسلامِ سیاه قساوت و خشونت و بی رحمی که در زبان و عمل نمایندگان ولی فقیه مشاهده کرده ایم، اسلام رحمانی، منطقی و دموکراتیک پایه ارزشهای مومنان باشد؛ به جای فقیه سالاری و حق ویژه اقلیتی با توهم انتصاب از جانب امام زمان و با اختیاراتی مطلقه، مردم سالاری با رعایت انتخاب شهروندان و مقید بودن کلیه مقامات به حدود قانونی ملاک و معیار باشد.
برخلاف فرمایش آیت الله خامنه ای جنبش سبز ملت ایران «تقلید مغلوط انقلاب 57» نیست، بلکه تأسی آگاهانه به انقلاب مردمی ای است که با رهبری مغلوط ایشان از مسیر اصلی منحرف شده است. آنچه مغلوط بوده و هست، شیوه مدیریت و کشورداری ایشان است که به بحران ملی و خسارت جانی، مالی و آبروئی ایران منجر شده است. ایشان با تمسخر، جنبش سبز ملت ایران را «کاریکاتور انقلاب اسلامی» خطاب کردند. آری به قول شما چهارده میلیون جمعیت معترض کاریکاتورند، و به نظر ما بیش از بیست میلیون؛ اما برخلاف نظر ولی امرِ بسیجیان و سپاهیان و لباس شخصی ها و انتظامی ها و اطلاعاتی ها، ما کاریکاتور انقلاب نیستیم، ما ادامه منطقی انقلابیم، که به دنبال تحقق اهداف انقلاب اما با روش اصلاح طلبانه و بدور از خشونت می خواهیم عرصه سیاست کشورمان را از طاغوتها، مستکبران، دیکتاتورها و مدعیان الوهیت پاکسازی کنیم. فرعون هم موسی و موسوی ها را «شِرذِمه قلیله» خواند که می خواهند دین مردم را از دستشان بریایند. ما کاریکاتور و خس و خاشاک و شِرذِمه قلیله نیستیم. ما ملت سبز ایران با ندای روح بخش الله اکبرهایمان به اذن خدا فئه کثیره ایم.
حضرت آیت الله خامنه ای، اجازه بدهید با ادبیات خودتان شما را مخاطب قرار دهم. شما می خواهید ادای امیرالمؤمنین (ع) را در آورید، اما آنچه نصیب ملت ما شده، کاریکاتور بی ریختی است که بیشتر یادآور ظلم معاویه است تا شبیه عدل علی. اگر تردید دارید می توانید از مادر جوانانی بپرسید که زندانبانان «زندانهای استاندارد» شما زنده تحویلشان گرفتند و جنازه بی جانشان با دهان ودندان خُرد شده تحویل خانواده هایشان دادند. اگر شک دارید از پدران سوگواری بپرسید که مزه گس کاریکاتوررحمت نبوی با طعم باتوم و زنجیر مأموران لباس شخصی و گلوله بسیجی های شما را در تظاهرات مسالمت آمیز اواخر خرداد و اوایل تیر بر پشت و پهلوی پاره شده جوانانشان دیدند. مردم سبز هر شب پس از ذکر مقدس «الله اکبر» با شعار ملی «مرگ بر دیکتاتور» منظورشان دقیقا همان «کاریکاتور» است که می فرمائید.
شما گستاخانه جنبش سبز مردم ایران را «ساخته و پرداخته دشمنان برای ضربه زدن به نظام اسلامی» معرفی کرده اید. متأسفانه حضرتعالی کاملا اشتباه کرده اید، دقیق تر بگویم تجاهل العارف می فرمائید. نظام اسلامی مساوی و معادل شما و اوهام و آرزوهایتان نیست. اتفاقا این جنبش و رهبر آن میر حسین موسوی به قصد اصلاح نظام اسلامی به شیوه مسالمت آمیزدر برابر ظلم شما قیام کرده اند، اگر شما خود را به ندانستن می زنید، خدا بر درون و بیرون ما آگاه تر است. شما همانند دیگر دیکتاتورها عادت کرده اید، هر مخالفت و انتقادی را به دشمن نسبت دهید. از شما منصفانه می پرسم، آیا شما میزان حق و باطلید؟ آیا امکان ندارد کسی از شما انتقاد کند و برحق باشد؟ این منطق را در فرقه رجوی هم می بینیم، در رژیم سلطنتی هم لمس می کردیم که خود را محور عالم و آدم و حق و باطل می دانستند. خطرناکتر از دشمن بیرونی که قابل انکار نیست، تکبر و نخوت و استکبار است، این نفس سرکش اماره امروز بر شما مسلط است و بنام شما برعلیه این ملت موضع گرفته است. تا دیر نشده بر او مسلط شوید که از اسرائیل و آمریکا خطرناک تر است. ضمنا آیا روسیه و چین از خدا بی خبر دوست ملت ایرانند که شما را در سرکوب مردمتان یاری می کنند؟
راستی چه کسی بیشتر به نظام اسلامی ضربه زده است؟ شعارهای مسالمت آمیز «رأی من کجاست؟» این ملت یا قساوت و خشونت مأموران نشاندار و بی نشان شما؟ اعتراضهای قانونی ما سبزها یا سوء تدبیر و ماجراجوئی های رئیس جمهور دروغگوی شما؟ انتقادهای مظلومانه و مشفقانه رهبران دینی سبز یا ظلم و بیدادگری شما؟ شما با ولایت مطلقه خود به صورت اسلام سیلی زدید. شما با سوء مدیریت خود تشیع را در دنیا بی آبرو کردید. شما با ندانم کاری ها و استبداد برأی خود ایران و ایرانی را در دنیا سکه یک پول کردید. شما بیشترین آسیب و ضربه را به جمهوری اسلامی وارد کرده اید.
و اما ساز جدیدی که کوک کرده اید و این جنبش را «مسجد ضرار» خوانده اید. اجازه بدهید برای آنها که از عمق تهدید اخیر شما بی اطلاعند، مطلب را باز کنم. مسجد ضرار پایگاه منافقین مدینه بود که توسط خداوند به رسولش اطلاع داده شد. بر اساس آیه 107 سوره توبه این مسجد توسط گروهی از منافقان برای زیان به مسلمانان، تقویت کفر، تفرقه میان مومنان و کمینگاه محاربین تأسیس شد. این منافقان سوگند یاد می کنند که نیتی جز نیکی و خدمت نداشته اند، اما خداوند گواهی می دهد که آنها دروغگو هستند. پس از افشای توطئه منافقان توسط وحی الهی، این پایگاه نفاق تخریب شده برای عبرت خلائق به زباله دان تبدیل می شود. مسجد ضرار نماد استفاده ابزاری از مقدسات دینی در خدمت اهداف شیطانی است. اگر بر اساس ادله معتبر شرعی احراز شود که محلی در حکم مسجد ضرار است، معنایش جائز التخریب بودن آن، منافق بودن برپاکنندگان آن و بی ایمانی و کفر واقعی چنین افرادی است. مشابهت با مسجد ضرار بزرگترین اتهامی است که جریان مسلط دینی می تواند به جریانهای دینی رقیب خود وارد کند و آنها را از صحنه به در کند. تخریب یک مسجد به عنوان مسجد ضرار در غیبت وحی الهی تنها زمانی میسر است که برای حکومت اختیاراتی همانند رسول الله (ص) قائل شویم، یعنی برای حاکم، ولایت مطلقه ای باور کنیم که ورای احکام شرعی (اعم از اولی و ثانوی) باشد.
در دو دهه اخیر مساجد و حسینیه های برخی منتقدان دینی رژیم با تمسک به همین عنوان تخریب یا تعطیل شده است. حسینیه شهدا (مدرس آیت الله العظمی منتظری) پس از انتقاد مشفقانه 13 رجب سال 1376، مسجد مسلمانان اهل سنت در مشهد، حسینیه های دراویش نعمت اللهی گنابادی در قم، کرج و بروجرد نمونه هائی از این مساجد ضرار در زمان رهبری آیت الله خامنه ای است. از آنجا که جنبش سبز هیچ مقر و پایگاهی ندارد تا تخریب شود و سوزانده شود و به زباله دانی تبدیل شود، شارحین موثق ولایت امر یعنی امام جمعه موقت تهران سید احمد خاتمی و نماینده ولی فقیه در روزنامه وزین کیهان که به لقب «تک تیرانداز» از دو لب مبارک آقا مفتخر شده است، رمز زدائی کرده، مراد مولای و مقتدایشان را از استعمال «مسجد ضرار» مشخص کردند: سر دادن الله اکبر، تأکید بر خط امام، و شال سبز.
از آنجا که میلیونها نفر از مردم ایران شبها برای اعتراض به نتیجه دستکاری شده انتخابات و روش دیکتاتوری اداره کشورشان با صدای بلند الله اکبر می گویند خانه این افراد «مسجد ضرار» است. حملات سبعانه مأموران غیر معذور حکومتی به خانه و کاشانه برخی از مردم تکبیرگوی تهران (برای نمونه آپارتمانهای برج سبحان در بولوار کاوه که فیلم آن موجود است) عمل پیشاپیش به این حکم حکومتی بوده است. بسیاری از مردم با مقایسه شیوه مدیریت رهبر فقید و رهبر فعلی نسبت به شیوه موجود انتقادات جدی دارند (برای نمونه میرحسین موسوی، مهدی کروبی، سید محمد خاتمی، اکبر هاشمی رفسنجانی، علی اکبر ناطق نوری، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها و ...). بازداشت هفتاد نفر از اعضای تشکل خط امامی اخیر در راستای «مسجد ضرار زدائی» از نظام بوده است.
رنگ سبز که رنگ بارز جنبش اخیر مردم ایران است، نیز خشم ولایت فقیه را باعث شده، به قول نماینده وی در روزنامه کیهان شبیه قرآن سر نیزه کردن عمروعاص است. بر اساس حکم حکومتی آیت الله خامنه ای میلیونها نفر از مردم ایران که از الله اکبر و رنگ سبز برای ابراز اعتراض مسالمت آمیز خود استفاده می کنند و با مقایسه مدیریت رهبر فعلی با رهبر قبلی او را نقد می کنند، از «اصحاب مسجد ضرار» و «منافق» محسوب می شوند. اکنون می فهمیم چرا مأموران لباس شخصی و بسیجی و نیروی انتظامی به قصد کشت تظاهرکنندگان مسالمت جو را سرکوب می کردند، یا بازداشت شدگان تظاهرات و سران احزب اصلاح طلب و فعالان سیاسی آنگونه سبعانه شکنجه شده تحت فشار قرار دارند. ظاهرا از منظر حکومت ولایی با منافق جز این نباید رفتار کرد.
اما منکران ولایت مطلقه فقیه (یعنی کلیه مراجع طراز اول قم و نجف، تأکید می کنم کلیه مراجع) معتقدند تنها با إخبار وحی الهی می توان برمسجدی عنوان شرعی ضرار نهاد، و هر کس و ناکسی حق ندارد مخالف و منتقد خود را منافق و اصحاب مسجد ضرار بنامد و او را از حقوق شرعی و انسانی محروم کند. تمسک به عنوان مسجد ضرار و منافق خواندن صدیق ترین فرزندان این ملت شاهد دیگری بر باطل بودن ولایت انتصابی مطلقه فقیه است. چگونه می توان باور کرد رسول خدا و شارع مقدس به هر حاکمی که خود را جانشین برحق وی می داند اختیار داده باشد که شما حق دارید مخالفان و منتقدان مسالمت جویتان را با چنین حربه خشنی از میدان بدر کنید.
تمسک آیت الله خامنه ای به «مسجد ضرار» در واقع عکس العمل خشمگینانه وی به اتهام ملی دروغگوئی و خیانت در امانت از سوی اکثریت مردم ایران به مسئولان رژیم جمهوری اسلامی است. او هم متقابلا رهبران جنبش سبز و نخبگان حامی ایشان را به نفاق و استفاده ابزاری از انقلاب، امام، تکبیر و رنگ سبز متهم کرده است. بر این اساس اگر استفاده از عنوان مسجد ضرار و لوازم آن در غیاب رسول الله (ص) شرعا مجاز بود، بیشک مکانی که حکم رئیس جمهور برآمده از تقلب و جابجائی نهادینه آراء امضا شد و بر خلاف رضایت اکثریت مردم به عنوان دهمین رئیس جمهور ایران تنفیذ شد، به نامیده شدن به مسجد ضرار اولی بود. آیه سوره توبه نهی اکید از دروغ است در عرصه عمومی، همان شعار «دروغ ممنوع» و «دروغگو دشمن خداست» مردم سبز ایران.
اکثریت مردم ایران وزارت کشور، شورای نگهبان، مقام رهبری و قوای امنیتی، انتظامی و شبه نظامی تحت امر ایشان، قوه قضائیه و اکثر راه یافتگان به مجلس شورای اسلامی را دست اندرکار خیانت در امانت ملی و ناصالح برای اداره کشور و فاقد عدالت و صداقت می شناسند و رئیس جمهور منصوب رهبری را غاصب و نامشروع و غیرقانونی می دانند. اگر بخواهیم با الفبای آیت الله خامنه ای سخن بگوئیم، زبان حال ملت ایران این است: حکم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در مسجد ضرار تنفیذ شد.
وسَیَعلَمُوا الّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبوُنَ (شعراء/227)
و آنان که ستم کردند بزودی خواهند دانست بازگشت گاهشان کجاست.
13 مرداد 1388
هفتهای یک بازی فوتبال در ورزشگاه آزادی؛ قابل توجه سبزها
مدير مجموعه ورزشي آزادي تهران با اشاره به تعدد مسابقات برگزار شده در هر هفته در ورزشگاه آزادي گفت: ما اعلام كرده ايم هر هفته حاضریم يك بازي را در ورزشگاه آزادي برگزار كنيم و كثرت بازيها در تهران مشكل فدراسيون فوتبال است كه بايد راهحلي براي آن پيدا كند.
وي با اشاره به آغاز مسابقات ليگ برتر فوتبال از روز 15 مرداد ماه گفت: تمامي امكانات از جمله زمين چمن، وسايل اجرايی براي تصويربرداري، سكوهاي تماشاگران، سرويسهاي بهداشتي، اسكوربورد و تمامی امکانات ورزشگاه آزادی كامل هستند تا مسابقات ليگ برتر به بهترين شكل در ورزشگاه آزادي برگزار شود.
حسن ضياآذري در گفتوگو با ايلنا افزود: در طول تعطيلي مسابقات ليگ برتر تلاش كرديم صندلی ها را تعمیر و مرمت کنیم، تعداد سرويسهاي بهداشتي و امكانات رفاهي را افزايش دهيم و نمازخانه ها را نیز توسعه دادیم تا هواداران خوب فوتبال مشکلی نداشته باشند.
مديرعامل مجموعه ورزشگاه آزادي ادامه داد: اگر ما خودمان به فکر حفظ كيفيت خوب چمن ورزشگاه آزادي هستيم، بايد طبق استانداردهاي لازم عمل كنيم تا مشکلی به وجود نیاید ، در ورزشگاه آزادي براي اينكه بتوانيم پذيراي مناسب مسابقات مهم بينالمللي و داخلي باشيم در هر هفته فقط يك مسابقه باید در ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادي برگزار شود.ضياء آذري در خصوص نصب سيستمهاي لازم براي گوشيهاي الكترونيكي داوران در ورزشگاه آزادي گفت: در ارتباط با اين موضوع تاكنون با ما صحبتي نشده است و فكر ميكنم اين سيستم ارتباطي نياز به دستگاه و جايگاه خاصي نداشته باشد. اما ورزشگاه آزادي اين آمادگي را دارد که هر گونه همكاري را با كميته داوران و مسوولان اجرايی مسابقات داشته باشد.
قائم مقام دادگستری تهران متن نامههای حاکی از دستور تعطیلی کمپ کهریزک از دو سال قبل را فاش کرد
دو روز پس از آنکه دادستانی اظهارات قائممقام رئيس كل دادگستري استان تهران در خصوص بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک را تکذیب کرد، این مقام عالیرتبه قضایی اسنادی را منتشر کرد که نشانگر تخلفات صریح مرتضوی دادستان تهران و احمدی مقدم فرمانده ناجا در ایجاد کردن و برقرار ماندن این بازداشتگاه است. حال باید از این مقام قضایی و دیگران پرسید: آیا فقط همین یک بازداشتگاه، غیر قانونی و «غیر استاندارد» بوده است؟!متن نامه حميد درخشان نيا قائم مقام دادگستري استان تهران بدين شرح است:
هرچند استحضار افكار عمومي از مفاد فرمان اخير مقام معظم رهبري مبني بر تعطيلي بازداشتگاه غيرمجاز كهريزك كه از سوي دبير شوراي عالي امنيت ملي انتشار يافت، خود، دليل قاطع و مستندي بر چگونگي وضعيت و موقعيت حقوقي بازداشتگاه مزبور ميباشد و اگرچه صدور و اجراي سريع فرمان مذكور، اينجانب را در ارائه مستندات مرتبط با بازداشتگاه فوقالذكر و پيشنهادات ارائهشده از سوي اعضاي هيات نظارت بر حسن اجراي قانون حفظ حقوق شهروندي به رياست محترم آن هيات، بينياز ميكند، معالوصف، به انگيزه تنوير و تشحيذ اذهان عمومي و در پاسخ به آنچه كه متاسفانه بدون انعكاس كامل واقعيت و فراتر از قواعد مربوط به سلسله مراتب سازماني دستگاه قضا، در اطلاعيه روابطعموميدادسراي عمومي و انقلاب تهران؟!! آمده است، و با تاكيد بر پرهيز جدي از هرگونه تنش و چالش، اعلام ميدارد:مدارك و مستندات مربوط به بازديد برخي از اعضاي هيات نظارت بر حفظ حقوق شهروندي دادگستري استان تهران كه در تاريخ 6/8/86 از بازداشتگاه كهريزك صورت گرفته و اتفاقا احد از معاونين دادستان عمومي و انقلاب تهران نيز در زمره اعضاي بازديدكننده از بازداشتگاه بودهاند و نيز متن پيشنهادات مطرح شده از سوي اعضاي هيات مزبور و متن دستور رياست كل دادگستري استان تهران و همچنين اقدامات، گزارشات و مكاتبات بعدي انجام شده در خصوص بازداشتگاه موصوف و سرانجام دستور رياست قوه قضائيه در اين مورد كه در تاريخ 7/11/86 صدور يافته است، در دبيرخانه هيات نظارت و بازرسي حفظ حقوق شهروندي دادگستري استان تهران و نيز دفتر امور زندانيان همين دادگستري موجود و مضبوط است كه به جهات و دلايل قانوني و نيز طبيعت گزارشات و مكاتبات فوقالذكراز جهت مقررات مربوط به طبقهبندي اسناد سازماني از ابراز و ارائه تمامي مدارك و مستندات موجود در اين خصوص معذوريم و در اين مقام، صرفا به مشخصات و مفاد پنج فقره مستند موجود كه دقيقا ناظر به اظهارات مطرح شده در مراسم توديع و معارفه رئيس دادگستري بخش چهاردانگه در قسمت مربوط به بازداشتگاه كهريزك بوده و از سوي هيات نظارت بر حفظ حقوق شهروندي در اختيار قرار گرفته است، به شرح ذيل تصريح مينمايد:1- بخش مربوط به نظريه و پيشنهادهاي هيات حفظ حقوق شهروندي كه در گزارش مورخ 6/8/86 آن هيات تحت عنوان “بند 3 پيشنهادها” چنين تصريح شده:“در اجراي ماده 14 دستورالعمل حفظ حقوق شهروندي نسبت به رفع اثر از اقدامات غيرقانوني در ايجاد بازداشتگاه مذكور و تحويل متهمان به بازداشتگاههاي قانوني اقدام مقتضي معمول دارند.”2- متن دستور مورخ 27/8/86 رياست كل دادگستري استان تهران و رئيس هيات نظارت بر حفظ حقوق شهروندي خطاب به دبير هيات مبني بر اينكه: “… لطفا در جهت اجراي پيشنهادات مطروحه مكاتبات لازم را انجام فرماييد.”3- تصوير نامه شماره 20621/205 مورخ 28/7/86 مديركل محترم زندانها و اقدامانت تاميني و تربيتي استان تهران كه در پاسخ به نامه شماره 86/1120/ز/الف مورخ 28/7/86 معاون قضايي رئيس كل و مسوول دفتر امور زندانيان دادگستري استان تهران نگارش يافته است و همچنين تصاوير نامههاي شماره 105/456/6 مورخ 2/8/86 معاون قضايي و اجراي احكام سازمان زندانها در پاسخ به نامه شماره 8886/86/50 مورخ 2/8/86 دبير محترم هيات نظارت و بازرسي حفظ حقوق شهروندي دادگستري استان تهران.در خاتمه تصريح و تاكيد ميكنم كه نامه شماره 23039/205 مورخ 19/8/86 مديركل محترم زندانهاي استان تهران كه در آن اشاره شده “بر بازداشتگاههاي مزبور نظارت خواهد نمود و نيز متن دستخط مورخ 27/9/86 رياست محترم كل دادگستري استان تهران هنگام بازديد از بازداشتگاه كهريزك (حدود 50 روز بعد از تاريخ بازرسي و گزارش هيات) مويد ديگري بر اظهارات گفته شده مبني بر تلاش اعضا محترم هيات و رياست محترم آن به منظور وادار نمودن موسسين و ادارهكنندگان آن بازداشتگاه به استانداردسازي و اعمال نظارت سازمان زندانها بر آن- با توجه به عدم توفيق در تعطيلي آن بازداشتگاه ميباشد.در ادامه اين توضيحات، نامههاي مقامات مسوول كه در آن تاريخ به نامه نگاري در خصوص غير استاندار بودن بازداشتگاه كهريزك پرداخته اند آمده است.جناب آقای سید علیرضا آواییریاست محترم هیات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندان و رئیس کل دادگستری استان تهرانبا سلام و احترام:در اجرای حکم ماموریت صادره از سوی جناب عالی مبنی بر بازدید و بازرسی از بازداشتگاه 210 نیروی انتظامی واقع در 10 کیلومتری جنوب شرقی کهریزک، اقدام لازم از سوی اعضای گروه بازرسی – امضاءکنندگان ذیل – انجام شد.اینکه به شرح سطور آتی ، گزارشی از اقدامات انجام شده و نحوه اجرای ماموریت مذکور رابه استحضار میرساند:1-مکان مورد بازرسی: بازداشتگاه نیروی انتظامی واقع در 10 کیلومتری جنوب شرقی کهریزک2-زمان انجام بازرسی: ساعت 30/9 صبح مورخ 6/8/86 لغایت 30/11 همان روز3-اعضای گروه بازرسی : اعضای هیات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندان استان تهران درخشان نیا قائم مقام دادگستری، داداشی دادرس دادگاه نظامی تهران، مژدهی پور معاون دادستان عمومی وانقلاب تهران و رازقندی دبیرهیات.4-مستندو مجوز بازرسی: حکم ماموریت صادر شده از سوی ریاست محترم هیات نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندان استان تهران به شماره 18812/86/50-1/8/865-موضوع ، قلمرو و هدف انجام بازرسی: ملاحظه وضعیت بازداشتگاه فوق الذکر نیز مشاهده وضعیت متهمان در بند، به منظور آگاهی از چگونگی رعایت و اجرای مقررات و ضوابط قانونی ناظر به شرایط محل ونحوه نگهداری از بازداشت شدگان، با هدف نهایی تامین و حفظ کرامت انسانی و حقوق شهروندی متهمین ، موضوع قانون دفاع از آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی.6-مشاهدات و اقدامات اعضای گروه بازرسی: اعضای گروه بازرسی ، روز 6/8/86 در ساعت 8 صبح از محل دادگستری کل حرکت نموده و در ساعت 30/9 به اتفاق آقای امی دادستان عمومی وا نقلاب شهرری که در کهریزک به گروه ملحق شده بود به محل بازداشتگاه وارد شده در این قسمت از گزارش، مشاهدات خود و اقدامات انجام شده راذیلا و به اختصار گزارش میکنیم:
نظریه و پیشنهادهای هیات:1-بازداشتگاه در یکی از اماکن عملیاتی و انتظامی ، ناجا مستقر بوده که حسب اعلام شماره 105/456/6- 2/8/86 معاون محترم قضایی و اجرای احکام سازمان زندانها در پاسخ به استعلام شماره 18886/86/80 – 2/8/86 این هیات فاقد مجوز قانونی بوده و تحت نظر سازمان زندانها نمیباشد که این اقدام بر خلاف ماده 24 آییننامه سازمان زندانها میباشد و این قبیل دستگیریها و نحوه نگهداری آنها فاقد مبانی علمی و حقوقی و شرعی و قانونی میباشد و اجرای هرگونه طرح و نگهداری آنها با هدف اصلاحی باشد. نه انتقامگیری از آنان2-اکثر متهمان مصاحبه شده با قرار کفالت نگهداری شدهاند که مناسب است دبیرخانه گزارش جامعی از پروندههای آنها را مطالبه تا هیات پس از اطلاع از نحوه دستگیری ، تحقیق و دادرسی آنان، در این مورد اظهارنظر نماید.3-در اجرای ماده 14 دستورالعمل حفظ حقوق شهروندی نسبت به رفع اثر از اقدامات غیر قانونی در ایجادبازداشتگاه مذکور و تحویل متهمان به بازداشتگاههای قانونی اقدام مقتضی معمول نمایند.اعضای هیات بازرسی حقوق شهروندی – درخشان نیا – مژدهی پور – رازقندی – داماشی.
جناب آقای سلیمانیمدیرکل محترم زندانهای استان تهرانسلام علیکماحتراما، در بازدید غیر رسمی از بند 210 کهریزک در تاریخ 24/7/86 تعدادی زندانی که دارای جرائم عمومی مواد مخدر بودهاند مشاهده گردید که با بعضی از آنان مصاحبه شفاهی به عمل آمد متاسفانه آنان سزاوار اعزام به چنین بازداشتگاهی که برای اراذل و اوباش در نظر گرفته شده است نبوده که قرار شد موضوع از سوی قاضی محترم ناظر زندان دادسرای ناحیه 20 تهران جناب آقای صفاری مورد بررسی قرار گیرد دستور فرمائید اعلام نمایند بند فوق از بازداشتگاههای امنیتی است که توسط نیروی انتظامی تاسی شده است؟ یا از بازداشتگاههای عمومی میباشد و چه نظارتی از سوی سازمان زندانها بر این بازداشتگاه اعمال میشود حسب اعلام مسوولین بازداشتگاه فوق دررابطه با اداره آن توافقاتی با معاونت محترم آن اداره کل جناب آقای درویشی به عمل آمده است.احمد مظفری- معاون قضایی رئیس کل و مسوول دفتر امور زندان دادگستری کل استان تهران
جناب آقای مظفریمعاون محترم قضایی رئیس کل و مسوول دفتر امور زندانیان دادگستری استان تهرانسلام علیکماحتراما بازگشت به نامه شماره 86/1120/ز/ الف به استحضار میرساند از مدتی قبل نیروی انتظامی در محل مذکور اقدام به تشکیل بازداشتگاه اختصاصی جهت نگهداری متهمین مینمود که در تاریخ 23/1/85 بنا به دعوت معاونت محترم دادستان عمومی و انقلاب تهران جناب آقای سالارکیا معاونت این اداره ونماینده دادسرا به اتفاق چند نفر از مسوولین محترم نیروی انتظامی تهران بزرگ از محل بازدید و اقدام به تهیه یک صورتجلسه نموده آن که در صورت رفع نواقص و ایرادات ذکر شده دیگر اقدامات به عملاید نیروی محترم انتظامی در تاریخ 12/9/85 نسبت به معرفی مسوولین بازداشتگاه اقدام که موارد از طریق این اداره کل به ستاد سازمان زندانها ارسال وسازمان مذکور در تاریخ 2/10/85 با تشکیل چنین محلی مخالفت کرده و خالفت اعلام شده طی نامه شماره 5929/205 مورخ 31/2/86 جهت مسوولین مربوطه ارسال گردیده است لذا بازداشتگاه مذکور به هیچ وجه زیر نظر این اداره نبوده و هیچ حکم مسوولیتی هم تاکنون از این طریق صادر نگردیده است علیهذا مراتب جهت هرگونه اقدامی مقتضی ارسال میگردد.مهراب سلیمانی – مدیرکل زندانها و اقدامات تامین و تربیتی استان تهران
جناب آقای محمدیمعاونت محترم قضایی و اجرای احکام سازمان زندانهاسلام علیکمنظر به اینکه حسب اطلاعات وارده بازداشتگاهی در کهریزک موسوم به 210 توسط نیروی انتظامی با تعدادی متهم بازداشتی تحت عنوان اراذل و اوباش دایر گردیده است اعلام فرمایید 1- آیا بازداشتگاه مذکور تحت نظارت آن سازمان قراردارد یا خیر؟ در صورت پاسخ مثبت مسوولیت بازداشتگاه مربوط برعهده چه کسی میباشد؟ آیا با توجه به مقررات آیین نامه سازمان زندانها بازداشتگاه مذکور قانونی میباشد یاخیر؟رازقندی – دبیر هیات بازرسی و نظارت بر حفظ حقوق شهروندی دادگستری کل استان تهران
جناب آقای رازقندیدبیر هیات بازرسی و نظارت بر حفظ حقوق شهروندی دادگستری کل استان تهرانبا سلام و احترامعطف به نامه شماره 18886/86/50 مورخ 2/8/86 باستحضار میرساند در خصوص بازداشتگاه مورد اشاره حسب بررسی به عمل آمده و اعلام اداره کل زندانهای استان تهران تحت نظر این سازمان نمیباشد شایان ذکر لیست زندانها و بازداشتگاههای تحت نظارت این سازمان به روسای کل دادگستریها و دادستانهای مراکز استانها منعکس گردیده و بازداشتگاه مذکور درنامه مارالذکر جزء لیست اعلامی دادگستری استان تهران نمیباشد.
یک مرجع تقلید: میخواهید من باور کنم که احمدینژاد سفاک 24 میلیون رای داشت؟
یکی از مراجع تقلید چندی پیش به هیات اعزامی از سوی شورای نگهبان گفته بود: می خواهید من باور کنم که احمدی نژاد 24 میلیون رای داشت؟
به نوشته سایت سلام، چندی پیش هیاتی که از سوی شورای نگهبان به قم رفته بود تا مراجع را قانع کند که تقلبی در انتخابات نشده است، بدون حصول نتیجه به تهران بازگشت. یکی از مراجع تقلید پس از آنکه به سخنان کدخدایی و دیگر اعضای شورای نگهبان گوش کرد، گفته بود: میخواهید من باور کنم که احمدی نژاد 24 میلیون رای داشت؟براساس این گزارش این مرجع تقلید بدون آنکه ادامه سخنان آنها را گوش کند، گفته بود که؛ از اینجا بروید و دیگر ادامه ندهید.همچنین شنیده شده است که یکی از اعضای دولت نیز وقتی به دیدار ایشان رفته بود تا وی را قانع کند که پیام تبریک به رئیس دولت بدهد، این مرجع تقلید او را سفاک خوانده بود و اجازه ورود به دفترش را نداد.
جمجمه محسن روح الامینی شکسته بود،خبری که از ایلنا حذف شد
خبرگزاری ایلنا دقایقی پیش خبر مربوط به حضور مرتضوی در جمع گروهی از نمایندگان مجلس و اظهارات امیدوار رضایی، برادر محسن رضایی، در خصوص شکستگی جمجمه شهید محسن روحالامینی را از سایت خود حذف کرد. به نظر میرسد علت حذف، همین اظهارات باشد؛ چرا که مرتضوی و مقامات دیگر پیش از این ادعا کرده بودند روحالامینی به علت مننژیت فوت کرده است. متن خبر حذف شده از سایت ایلنا:
سعيد مرتضوي با حضور در جلسه كميسيون حقوقي و قضايي مجلس گزارشي از روند رسيدگي به مجموعه مسائل مطرح شده در مورد كودتاي مخملي به نمايندگان عضو اين كميسيون و اعضاي كميته ويژه بررسي وضعيت بازداشتشدگان اخير ارائه داد.
محمد كرميراد عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، با اشاره به اينكه در گزارش مرتضوي نسبت به وضعيت متهمان اين پرونده نيز توضيحاتي ارائه شد، ادامه داد: در اين گزارش در مورد افرادي هم كه ناآگاهانه به خيابانها آمده بودند، افرادي كه نسبت به عملكرد خلاف قانونشان توجيه شده و با قرار وثيقه آزاد شدهاند، حضور سازمانيافته عناصر منافق و حضور اين افراد در ستادها، آشوبها و اغتشاشات اخير، مطالبي مستند عنوان شد.به گفته وي مرتضوي در مورد طراحان فتنههاي اخير، عوامل برنامهريز و محركين اصلي توضيحات مفصلي به نمايندگان مجلس داده است.
كرمي راد همچنين از گزارش دادستان تهران در مورد سه نفر از كشتهشدگان حوادث اخير، خبر داد: وي در پاسخ به اينكه منظور از اين كشتهشدگان علاوه بر روحالاميني و كامراني چه كس ديگري است؟، افزود: نام اين فرد را به خاطر ندارم. اما گويا يك نفر از مضروبشدگان در تجمعات و اغتشاشات اخير بوده است كه به بيني و پاي وي آسيب وارد شده است. وضعيت اين فرد پس از بستري شدن در يكي از بيمارستانها، به خانواده وي اطلاع داده ميشود و آنها او را به يك بيمارستان خصوصي ديگر منتقل ميكنند اما اين فرد در بيمارستان فوت ميكند.
عضو كميته ويژه مجلس در پاسخ به اينكه آيا پرونده پزشكي روحالاميني و كامراني كه نمايندگان مجلس از دادستان تهران خواسته بودند، آن را در اختيار نمايندگان قرار دهد، به مجلس ارائه شده و مورد بررسي نمايندگان قرار گرفته است يا نه؟، گفت: گويا آقاي اميدوار رضايي به عنوان پزشكي كه عضو كميته ويژه مجلس نيز هست، پرونده پزشكي اين افراد را بررسي كرده و متوجه شكستگي جمجمه شده است.
كرميراد در پاسخ به اينكه اين شكستگي جمجمه در جسد روحالاميني ديده شده يا ديگر كشتهشدگان حوادث اخير؟، گفت: مطمئن نيستم اما تصور ميكنم، در مورد شخص روحالاميني بوده است.
وي در مورد اينكه دادستان تهران پيش از اين اعلام كرده بود اين افراد به دليل ابتلا به بيماري مننژيت در زندان درگذشتهاند، گفت: بنده در جزئيات اين مسائل قرار ندارم و بيش از اين نميتوانم توضيح بدهم.
نماينده كرمانشاه با اشاره به سخنان صبح امروز مرتضوي در جلسه كميسيون حقوقي و قضايي مجلس، ادامه داد: دادستان تهران اعلام كرد كه نسبت به پيگيري مجازات آسيبزنندگان در مسائل اخير جدي است و مطابق دستور رهبري در مراسم تنفيذ رياستجمهوري به اين مساله عمل خواهد كرد.
به گفته وي، مجموعه تلاشهاي قواي مقننه و قضاييه در راستاي آن است كه اگر احيانا برخورد غيرقانوني با بازداشتشدگان اخير چه در بازداشتگاه كهريزك و چه از سوي نيروي انتظامي صورت گرفته است، مورد بررسي قرار گرفته و از آسيبديدگان دلجويي شود.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس از تقسيم كار اعضاي كميته ويژه بررسي وضعيت بازداشتشدگان اخير، خبر داد و افزود: قرار بر اين است كه ملاقاتهايي با آيتالله شاهرودي و دادستان تهران داشته باشيم. همچنين از بازداشتگاهها و بند زندانيان سياسي اوين بازديد كنيم. علاوه بر اين برخي نمايندگان مسوول دلجويي از آسيبديدگان اخير شده و برخي نيز اخبار كذب منتشره در سايتهاي داخلي و خارجي در مورد حوادث اخير را پيگيري خواهند كرد.
کروبى: من و موسوى به اعتراض هاى خود ادامه مى دهیم
مهدى کروبى، نامزد معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهورى، مى گوید که او و میر حسین موسوى به اعتراض هاى خود علیه انتخاب محمود احمدى نژاد ادامه مى دهند.آقاى کروبى که از سوى وزارت کشور به عنوان نفر آخر داراى بیشترین راى در انتخابات ریاست جمهورى معرفى شده است به روزنامه اسپانیایى «ال پایس» گفته است: «نه موسوى و نه من عقب نشینى نکرده ایم. ما به اعتراض خود ادامه مى دهیم و هر گز با این دولت همکارى نخواهیم کرد. ما به آن صدمه نخواهیم زد ولى از اقدامات آن انتقاد می کنیم.»دبیر کل حزب اعتماد ملى با انتقاد از عملکرد مسئولان جمهورى اسلامى ایران در جریان اعتراض هاى خیابانى به نتیج انتخابات گفت: «راحت بگویم، اگر مقام ها طور دیگرى واکنش نشان مى دادند ما هرگز دچار این مشکلات نمى شدیم، چرا که بیشتر اعتراض ها در واکنش به این روش صورت گرفت.»معرفى محمود احمدى نژاد به عنوان برنده انتخابات ریاست جمهورى موجى از تظاهرات خیابانى و اعتراض هاى شدید ایرانیان در سراسر جهان را به دنبال داشت. در جریان اعتراض ها در ایران پلیس ضد شورش و نیروهاى بسیجى به شدت با معترضان برخورد کرده و حداقل ۳۰ را به ضرب گلوله کشتند.
«نه موسوى و نه من عقب نشینى نکرده ایم. ما به اعتراض خود ادامه مى دهیم و هر گز با این دولت همکارى نخواهیم کرد. ما به آن صدمه نخواهیم زد ولى از اقدامات آن انتقاد می کنیم.»مهدی کروبی در گفت و گو با روزنامه ال پاییسنیروهاى امنیتى همچنین صدها فعال سیاسى، مدنى و معترض را در جریان این نا آرامى ها بازداشت کردند که شمارى از آنها در بازداشتگاه هاى نیروى انتظامى و قوه قضاییه جان خود را در جریان ضرب و شتم از دست دادند.میر حسین موسوى و مهدى کروبى در بیانیه هاى مختلفى گفته اند که در انتخابات دهم ریاست جمهورى تقلب هاى گسترده اى صورت گرفته و دولت بر آمده از این انتخابات را به رسمیت نمى شناسند.به رغم سرکوب شدید در ایران تظاهرات پراکنده در شهرهاى مختلف بویژه در تهران همچنان ادامه دارد و روز دوشنبه پس از مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى محمود احمدى نژاد توسط رهبر ایران، صدها معترض در تهران به خیابان ها ریخته و با نیروهاى امنیتى درگیر شدند.مهدى کروبى به روزنامه «ال پاییس» گفته است که مردم ایران خواهان راه حلى براى آرامش و ثبات هستند. وى افزود: او و موسوى نگران کشته شدن معترضان خیابانى هستند.دبیر کل حزب اعتماد ملى در این مصاحبه همچنین از لزوم گفت و گو با ایالات متحده آمریکا و کشورهاى غربى سخن گفته و اظهار داشت: «مهمترین مسئله سودمند براى ایرانى ها مذاکره است. هیچ کسى از مشکلات جارى با آمریکا سود نمى برد.»از سوى دیگر زهرا رهنورد، همسر میر حسین موسوى که همراه وى در صحنه مبارزات انتخاباتى و اعتراض به نتیجه انتخابات حضور داشته است مى گوید که «ملت ایران راه خود را به خوبى شناخته» و براى «تحصیل آرمان هایش...جانفشانى مى کند.»خانم رهنورد در پاسخ به نامه همسر محمدرضا جلایى پور از بازداشت شدگان پس از انتخابات ریاست جمهورى گفته است: ما راه را، علیرغم سختى ها و فراز و نشیب هایش ادامه مى دهیم و براى نیل به مقصد مطلوب، بر استوارى و پایدارى خود هم سوگند شده ایم.»فاطمه شمس، همسر آقاى جلایى پور در نامه اى به زهرا رهنورد خواستار تداوم مسیر جنبش سبز براى تحقق مطالبات تاریخى ملت ایران شده بود. جنبش سبز نامى است که در ایران به طیف هوادار میر حسین موسوى و معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهورى داده شده است
اخراج نرگس فتحی توشط صدا و سیمای حکومت اسلامی
سایت خبری آینده می گوید، صدا و سیمای جمهوری اسلامی، نرگس فتحی، سردبیر برنامه صبحگاهی « یک- صبح، یک- سلامِ» رادیو جوان را اخراج کرد . بر اساس این گزارش، نرگس فتحی، به دستور مسعود احمدی، مدیر شبکه رادیویی جوان اخراج شده است. دلیل این اخراج، پخش زنده مجادله ی فردی که ادعا می کرد نظامی است، با هانیه ی جوادی منش، خبرنگار رادیو جوان اعلام شده است که در حال تهیه ی یک گزارش زنده بود. در این مجادله، فردِ نظامی با لحن تندی خواستار جلوگیری از ادامه فعالیت گزارشگر رادیو جوان شده بود. فایل صوتی این مجادله که حاوی نظرِ منفی مجری برنامه نسبت به اقدامِ فرد نظامی است، در سایت های مختلفِ اینترنتی منتشر شده است.
بیانیه مجمع روحانیون مبارز در اعتراض به بیدادگاه کودتا
متن ششمین بیانیه مجمع روحانیون مبارز پس از انتخابات اخیر به این شرح است :
بسم الله الرحمن الرحیم
«فاصبر انّ وعد الله حق و لا یستخفنک الذین لا یوقنون» ( سوره روم ایه 60)
خانواده عزیزان زندانی که بیش از چهل روز از بازداشت غیرقانونی و غیرشرعی آنان می گذرد و منتظر بودند تا درآستانه جشن ولادت منجی بشریت و احیاگرعدل و داد حضرت ولی عصر«عج» آزادی و بازگشت عزیزانشان را به کانون خانواده شاهد باشند لیکن متأسفانه پرده دیگری از سناریوی مفتضحانه و غیر اخلاقی اصحاب تخلف و تقلب به نمایش گذاشته شد و به بهانه جلسه نمایشی دادگاه، چهره خسته و افسرده فرزندان رشید ملت را در سیمای جمهوری اسلامی نشان دادند و بر زخم خانواده های آن عزیزان نمک پاشیدند و با این حرکت ناشیانه نه تنها تأثیری بر رفع تنش و ایجاد آرامش حاصل نگردید که خشم ملت هشیار و غیور ایران را برانگیخت. اکنون در رابطه با این نمایش غم انگیز ذکر چند نکته را لازم و ضرور میدانیم: 1- نگهداری متهمین در بازداشتگاه بیش از 24 ساعت بدون تفهیم اتهام،طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ممنوع است و از سوی دیگر برخورداری متهم از حق داشتن وکیل و حضور وی در جلسات دادگاه و محاکمه از مصرحات نظام دادرسی وقضایی کشور است. کسانی که ادعای دیانت و قانونگرایی آنان گوش فلک را کر نموده است، با چه مجوزی بیش از چهل روز ودر شرایط بسیار ناگوار که اخبار تکاندهنده آن دهان به دهان می چرخد،عده کثیری از فرزندان متعهد و خدوم ملت را در بازداشت نگهداشته اند و سپس بدون اطلاع و حضور وکیل به محاکمه آنان می پردازند؟! وقتی با چهرههای خدوم و سرشناس که بیش از سه دهه در خدمت آرمانهای انقلاب و اهداف نظام اسلامی بوده اند و از هیچ تلاش و کوششی دریغ نورزیده اند اینگونه رفتار می شود و نسبت به حقوق مسلم آنان بی اعتنائی میگردد،روشن نیست که با شهروندان عادی و مردم بی نام نشان چه خواهد شد؟! 2- کیفر خواست متهمان که بی شباهت به مقالات روزنامه فاسد کیهان نبود،عاری از هر گونه مبانی حقوقی واستدلالهای محکمه پسند و با ادبیاتی سخیف،خود گواه روشنی بر سستی ادعاهای مطروحه بود و لطمه ای سخت بر اعتبار دستگاه قضائی کشور وارد کرد. نظام قضائی در هر جامعه ملجأ و پناهگاه مردم است و پاسدار مال ،جان و آبروی شهروندان. شکستن این جایگاه به معنای فرو ریختن امید و اعتماد کل جامعه است. متأ سفانه اینان برای سرکوب و نابود کردن مخالفان با روش های غیر شرعی و غیر قانونی خود،هر گونه تهمت و توهین و تحقیری را مجاز شمرده و هر کاری بدین منظور برای آنان قابل توجیه است. 3- ملت هوشمند و بیدار ایران به خوبی میداند که طبق آیات و روایات و صریح فتاوای فقها و بزرگان اسلام و نیز بر اساس مفاد همه نظامهای حقوقی جهان و همچنین صریح قانون اساسی کشورمان، هر گونه اعتراف و اقرار که در محیط حبس و زندان و در شرایط رعب و فشار و وحشت اخذ شده باشد از درجه اعتبار ساقط بوده و هیچگونه بار حقوقی و شرعی ندارد. داستان عمار یاسر که تحت تأثیر زور و ارعاب مشرکین مجبور به اظهار مطالبی بر خلاف میل باطنی شده بود ازجمله شواهد روشن در این زمینه است. (سوره نحل آیه 106) 4- صحنه نمایشی که به نام دادگاه و محاکمه عرضه شد بیشترین هدفش منفعل کردن نیروهای سیاسی وافراد معترض به نتایج انتخابات بود، تا از زبان بازداشت شدگان مظلوم اتهام تقلب در انتخابات را از پرونده صحنه گردانان آن پاک کند،غافل از ان که میلیون ها انسان در سراسر کشور فریب این ترفندها را نخواهند خورد و همچنان نتایج حاصل از این انتخابات را مشروع نمی دانند. و نیز هدف دیگر این صحنه نمایشی فضا سازی در جهت انحراف افکار جامعه وایجاد بی توجهی وغفلت از مسائل اساسی در عرصه سیاسی کشور بود.آنها می خواستند با طرح موضوع محاکمه متهمین و اعترافات برخی از آنها که از حساسیت بسیار در سطح افکار عمومی نیز برخوردار بود،ذهن و ضمیر مردم از کانون توجه به اعمال زشت و جنایات ضد انسانی انجام گرفته در برخی از بازداشتگاهها منصرف گردیده و محور توجه مردم به موضوع جدید محاکمات و اعترافات گردد. بی خبر ازآنکه احساست جریحه دار شده میلیون ها انسان ازاین جنایات همچنان خواستار شناسائی عاملان این جنایات و محاکمه و مجازات آنان خواهد بود. مجمع روحانیون مبارز اجرا نمایشاتی اینچنین مبتذل بنام دادگاه را محکوم می کند وتنها دادگاهی را قبول دارد که به طور کامل منطبق با موازین شرعی وقانونی زیر نظر قضاتی عادل و صالح برگزار گردد
مجمع روحانیون مبارز-1388/5/12
هشدار به حاکمیت توسط دختر آیت الله طالقانی
بسماللهالرحمنالرحیم
وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ .
و از مردم کسی است که به شگفت آرد تو را سخن او در زندگی دنیا و گواه میآورد خدا را بر آنچه در دل دارد با آنکه او لجوجترین دشمنپیشه است.
«…چنین عنصری خدا را به آنچه در قلب دارد گواه میآورد، برای جلب توده مردم به خود و برآوردن آرزوهای آنان وعدهها میدهد و برنامهها مینمایاند و برای باور مردم خدا را شاهد میآورد و سوگند یاد مینماید که جز خدمت نیت و نظری ندارد و نیز معلوم میشود که خدا و هرچه از نظر مردم مقدس باشد، برای او وسیلۀ نفوذ و پیشرفت مقصود است. اینگونه عنصری که دیدش و سخنش در حد دنیا و کوشش او برای رسیدن به آرزوهای خود است بیش از آنکه نمیتواند خیرخواه و خدمتگزار خلق باشد- الدالخصام- خودپرستی عقدهدار و لجوج و دشمنی کینهتوز است؛ دشمنی او با هر حق و حقدار و هر قدرت و شخصیت مقاوم است و هرکه در طریق هواهای او نباشد…»(قسمتی از متن پرتوی از قرآن آیت الله طالقانی، سوره بقره آیه 204، صفحات 97و98)
“…میگویند خوی آز و برتریجوئی است که بشر را به جان هم انداخته صفها و مسلکهایی پدید آورده است؛ انگیزاننده این خویها چیست و چرا انسان باید بیش از نیازمندی بجوید و خود و دیگران را به رنج اندازد؟!…”(مهدویت و آیندۀ بشر، آیتاله سیدمحمود طالقانی)
انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری اثرات و ثمرات بیسابقهای را برای ایران و جهان توسط ملت شجاع ایران در بر داشته زیرا حرکت و نهضت فکری- سیاسی که سالها مورد بحث بود، گسترده شده است و در طول این نهضت از طریق گفتوگو و انتقادات منطقی در ارتقاء آگاهی جامعه ایران و همبستگی ملت بسیار موثر واقع شده است.
در این راستا اثرگذارترین رفتار حاکمیت که نظام را ضربهپذیر نموده شتابزدگی در اقدامات خشونتآمیز و بیمهری نسبت به ملت شریف ایران بوده است که میتوان به مواردی از آن اشاره کرد:
الف) حاکمیت از آنجا که همواره با شیوههای خشونتبار و ایجاد رعب با مردم برخورد کرده اینبار هم با شتاب بدون توجه به شعارها و وعدههایی که تا کنون داده است عمل نموده و از آنجا که فقط به حفظ جایگاه و موقعیت خودش میاندیشیده بدون اینکه به محتوی و هویت جمهوری اسلامی توجه کند بگونهای عمل کرده که خشونت فراگیر و غیرقابل کنترلی افکار عمومی را در برگرفته و در بهت فرو برده است. دستگیریها، شکنجهها، تجاوز به دختران و پسران، سخنان ناسزا و فحاشی حتی نسبت به ساحت مقدس اهل بیت(ع) توسط بازجویانی که مشخص نیست با چه ضوابطی آنان استخدام شدهاند صورت گرفته و وجود زندانهای غیررسمی که از صفات و خواص «حکومت اسلامی» است نه «جمهوری اسلامی» به فضای خشونت و عصبیت قوت بیشتری داده است!
ب) «نمایندگان منتخب مجلس خبرگان رهبری» شتابزده بیانیهای را بدون امضا صادر میکنند که افکار عمومی به آن توجهی ننموده و چند روز بعد (دوشنبه5/5/88) خبرنگار رسانه ملی با یکی از اعضای مجلس خبرگان مصاحبهای انجام میدهد که مهمترین سوال خبرنگار این است که شما اظهار میدارید تعداد امضا کنندگان بیانیه از 50 نفر به 58 نفر افزایش یافته است به چه دلیل؟ چرا این بیانیه امضا ندارد؟!
پاسخ میدهد که چون عدهای در تعطیلات بودند و بعضی متن بیانیه را به این شکل قبول نداشتند (نقل به مضمون) و… در حالیکه همه میدانیم اگر آنها بیانیه را پذیرفته باشند در انتهای بیانیه اسامیشان ثبت میشود. از طرف دیگر کارشناسان حقوقی این بیانیه را خلاف قانون اساسی و آئیننامه مجلس خبرگان میدانند، زیرا باید مجلس خبرگان برای بررسی نقش ولی فقیه در فضای فعلی تشکیل جلسه میداد و پس از آن بیانیه تهیه شده توسط حداقل نیم+ یک یا با دوسوم آراء تصویب و اسامی آنها هم اعلام میگردید. علاوه بر آن مواد یا بندهایی که در بیانیه مذکور آمده است در نظر افکار عمومی یک عمل عجولانه و تحمیلی تلقی شده، مبنی بر اینکه همه امور زیر نظر ولی فقیه تصویب و اجرا میشود، بنابراین مسئولیت اتفاقات، فجایع و خلافهایی که در مورد دستگیرشدگان و معترضینی که در خیابانها مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند بعهده مقام رهبری خواهد بود و در نهایت این بیانیه نه تنها به نفع نظام و حاکمیت نبوده بلکه دستهایی که برای زیر سوال بردن نظام فعالند و خود را ظاهراً طرفدار نظام قلمداد میکنند و ضربات جبرانناپذیری به نظام وارد نمودهاند برای افکار عمومی افشا شده است و افکار عمومی آنها را به عنوان مجری پروژههایی از قبیل «ظهور حضرت ولیعصر در دهه هشتاد» میشناسد.
افکار عمومی معتقد است بر اساس شواهد، تقلب فاحشی صورت گرفته و اگر آقای موسوی هم بگوید تقلب نشده نمیپذیرند؛ هنگامی که میشنوند که خس و خاشاک هستند! از خطیب نمازجمعه میشنوند افرادی که معترضند و قیام کردند «باغی هستند و علیه ولی فقیه قیام کردهاند و باید با بیرحمانهترین رفتارها با آنها برخورد شود» (نقل به مضمون). چگونه میتوان انتظار داشت تا زمانی که تمام کسانی که عملاً در این فجایع نقش داشتهاند دستگیر و محاکمه و مجازات نشوند، ملت آشتی را بپذیرد؟!… «هشیار باشید!!!»
ج) متأسفانه سومین شتابزدگی که خطرناکتر از همه در پذیرش مشروعیت حاکمیت اثرگذار خواهد بود تشکیل عجولانه دادگاه با کیفرخواستی مملو از اتهامات واهی است؛ همه کسانی که زندان را تجربه کردهاند میدانند متهمینی که مدتی در سلول انفرادی بوده و بیخبر از واقعیتهای اجتماع میباشند، ذهنی شده و تلقینپذیر میشوند و اظهارات آنان ارزش حقوقی ندارد.
امروزه در تمام جهان اگر حاکمیتها، مطلوب و شفاف نباشند از هزینه شدن، سرمایههای ملی و ذخایر ارزی و بیتالمال بیاطلاع باشند و بیتالمال برای حفظ موقعیت عده خاص هزینه گردد، جامعه تغییر را به عنوان یک نیاز طلب میکند. اگر حاکمیت دانا و خردگرا باشد بستر و زمینه برای جلب اعتماد ملت را مساعد میکند، دوست را دشمن و دشمن را دوست تلقی نمیکند، تا شرایط و فضائی که هماکنون با آن روبرو هستیم و سالهاست خون دل میخوریم، میگوییم و مینویسیم و هشدار میدهیم، ایجاد گردد! چگونه است حاکمیت با کسانی که مأموریت دارند ایران را ویران و ملت را دینگریز و قانونگریز کنند همراهی و همفکریشان قرابت بیشتری دارد؟! ناگفته نماند در چنین فضایی جریانهایی که میخواهند نظام فرو ریزد، فعال خواهند شد. از اینرو باید ریشهیابی نمود و دشمنان اصلی را شناخت تا نظام خطرات را رفع و حفظ شود؛ کسانی که اغلب آنها سالها خدمتگزار این کشور بودهاند، خط قرمز خوانده میشوند و در دادگاههایی که صلاحیت آنها هم زیر سوال است محاکمه میگردند، اگر قرار باشد مشفق و حافظ نظام نباشند، آنهایی که از قبل از انقلاب عافیتطلبی را برگزیدند و امروزه با چاپلوسی و پایبوسی برای خود در پی پایگاه و جایگاه رفیع میباشند، مورد وثوق قرار میگیرند؟!!
بهوش باشید که اینان خطرناکتر از همه جریانهای موجود هستند “تقوای سیاسی درک بسیار ظریفی میطلبد اگر غفلت شود به شرک و پلیدی میانجامد و اشتباه تاریخی را در پی خواهد داشت و نسلهای آینده جز لعن و نفرین از آنان یاد نخواهند کرد.
بار الها تو آگاهی آنچه نوشتم از روی صدق است.
و العاقبة للمتقین
حذف وبلاگ مجری اعترافات تلویزیونی ابطحی و عطریانفر به خاطر حملات کامنتی مردم
وبلاگ سعید مرآتی، مجری اعترافات تلویزیونی محمدعلی ابطحی و محمد عطریانفر به خاطر حمله ناگهانی مردم به بخش کامنتها از کار افتاد.
به گزارش «موج سبز آزادی»، به دنبال پخش اعترافات تلویزیونی محمد عطریانفر و محمدعلی ابطحی از شبکههای مختلف تلویزیون، موج کامنتگذاری علیه ایمان مراتی مصاحبهگر این برنامه آغاز شد.
دوشنبه شب عطریانفر و ابطحی در یک برنامه تلویزیونی به اشتباهات خود اعتراف کردند و گفتند که در زندان در شرایط عالی به سر ميبرند و زیر هیچ فشاری قرار ندارند، بلکه زندان بهفرصتی تبدیل شد که بیشتر فکر کنند و در نتیجه متنبه شدهاند. ایمان مراتی مصاحبهگر اعترافات تلویزیونی بود که به دنبال پخش آن، بسیاری از کاربران اینترنتی کامنتهای اعتراضی شدیدی را روی وبلاگ شخصی او قرار دادند. حملات به این وبلاگ به قدری شدید بود که پس از چند ساعت از دسترس خارج شد.
گفتنیست وبلاگ جدید سعید مرآتی که به خاطر حملات کامنتی مردم به این آدرس منتقل شده بود هم تنها دو ساعت بعد از شروع به کار توسط سبزها هک شد.
دکتر سید مصطفی محقق داماد کیست ؟
نامه تند دکتر مححقق داماد استاد کرسی حقوق به یار دیرین آبت الله هاشمی شاهرودی
دكتر سیدمصطفي محقّق داماد، استاد كرسي فقه و حقوق و فلسفه، با ارسال نامهی سرگشادهای خطاب به آیتالله هاشمی شاهرودی، رئیس دستگاه قضایی، از عملکرد وی در دوران ده سالهی حضور در این سمت به ویژه عملکرد وی در قبال حوادث پس از انتخابات به شدت انتقاد کرد و خطاب به او گفت: «ایکاش در حوزه علميه به کار تدريس و پژوهش ادامه داده بوديد.»
متن کامل این نامه که امروز در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده است، به این شرح است:حضرت آيت الله جناب آقايهاشمي شاهرودي
رياست محترم قوه قضائيه
با سلام و تحياتبه
خاطر دارم نيمه ارديبهشت 1358 براي زيارت عتبات عاليات به نجف اشرف مشرف شدم. در بدو ورود مرحوم شهيد آيت الله سيد محمد باقرصدر طاب ثراه نگارنده را سرافراز فرمودند و به همراه يکي از دوستان مشترکمان به محل اقامت اينجانب تشريف فرما شدند و زيارت ايشان نصيبم شد. چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي که هرگز از خاطرم نميرود. ايشان از مباحثات با ابن عمّشان امام موسي صدر، و يادداشتهاي درس مرحوم والدما، آموزگار جاودان فقاهت مکتب قم «آيت الله سيد محمد محقق داماد» و نظريات جديد مطروحه در اين مکتب سخن گفتند. از استاد مرتضي مطهري که شهادتشان تازه رخداده بود و نظراتشان گفتگو به ميان آمد. آنگاه ايشان خطاب به اينجانب فرمودند «اين روزها آقاي سيد محمودهاشمي که گويي فرزند من است براي حفظ جانش عراق را به قصد قم ترک کرده است و نويد دادند که ايشان ميتواند صديق همفکرگرانبهايي براي شما باشند». من که ناديده خريدار شده بودم نخستين بارکه جنابعالي را در قم زيارت کردم، درست همان يافتم که فرموده بودند. اينک به حکم ولايت دوستي، و با استفاده از حقوق شهروندي، مايلم که بي پرده سطور زير را به عرض برسانم:حضرت آيت اللهبه عقيده اينجانب بالاترين و بزرگترين ره آورد تحولات قرن حاضر براي بشريت معاصر قواعد جزاي عمومي و آئين دادرسي کيفري است. اين گفته حقوقدانان جهاني به هيچوجه گزاف نيست که ارزيابي نظام قضايي و حقوقي يک جامعه بر محور قواعد جزاي عمومي و آئين دادرسي کيفري و اجراي آن در جامعه دور ميزند و برهمين محور بايد سنجيده شود. به موجب اين گونه اصول قانوني است که اشخاص ميدانند چه عملي جرم است تا اگر مرتکب شوند مجازات ميشوند و اگر اجتناب کنند با خيال راحت ميتوانند در کنار خانواده با آرامش به زندگي ادامه دهند و کسي به آنان کاري ندارد؟ و در فرض ارتکاب به چه مجازاتي مجازات ميشوند و چگونه و با چه آداب و موازيني مجازات بر آنها اجرا ميگردد؟ و اگر متهم شدند از چه حقوقي برخوردارند و چگونه دردوران اتهام با آنان برخورد ميشود و چگونه آنان ميتوانند دفاع کنند؟معتقدم اين نظامنامهها هرچند نگارش و تنظيم آن در قرن حاضر انجام گرفته، ولي مباني و اصول آن چنان عقلاني است که نميتواند با تعليمات راقيه اسلام متکي بر اجتهاد مفتوح شيعي منطبق نباشد. و لذا در دوران سابق مورد تاييد فقيهان بزرگ زمان خويش نظيرآيت الله نائيني و آيت الله مدرس اعليالله مقامهم و خوشبختانه پس از انقلاب اسلامي مورد تاييد مراجع رسمي قرار گرفته است.معتقدم که محور اصلي خواسته ملت ايران در انقلاب مشروطيت تحت عنوان تشکيل عدالت خانه در واقع تقنين همين اصول و موازين بوده و در انقلاب اسلامي هم، ما شاهد بوديم که يکي از انگيزههاي خيزش مردمي نقض همين اصول در بيدادگاههاي اختصاصي بود.جناب آقايهاشمي شاهرودي تحمل بفرمائيد که به صراحت به حضورتان عرض کنم که درزمان شما، نه نظرا بلکه عملاً، اين رکن اساسي امنيت اجتماعي نه تنها متزلزل بلکه در ملاءعام ويران شد، و اين بهاي کمي نبود که ملت ايران پرداخت کرد. توجيه شرعي نقض قواعد عمومي جزا و اصول محاکمات توسط برخي از دوستان، که فقاهت آنان را اگر بپذيرم درايت و آگاهي آنان را هرگز نخواهم پذيرفت، هرچند ممکن است ارائه و برآن اصرار شود. ولي شما مرا ميشناسيد که فرزند فقاهتم، و ديرينه اين درگاهم، فقيهان واقعي را از فقهيان رسانهاي بخوبي تشخيص ميدهم. با شناختي که اينجانب از جنابعالي دارم، شما از آن دسته فقيهان نيستيد، و امکان ندارد که از نظر فکري بتوانيد با آناني همراه شويدکه توجيه گر شرعي اينگونه نقض قوانينند.سخنراني شما در سال 1373 در محل کار اينجانب فرهنگستان علوم پيرامون محدوده تمسک به مصلحت ثبت و ضبط است و بعيد ميدانم که در تقلب احوال تغيير نظري برايتان حاصل شده باشد.چند روز پيش در جلسهاي با حضور چند تن از مسئولان نسبتاً بالاي نظام سخن از اخبار وقايع اسفبارِ روز و ستمي که بر مردم رفته است، در ميان بود. اخباري که بهطور مستفيض و بلکه متواتراجمالي ثبوت آن مسلم و انکار آن غير ممکن بود،(باز هم خدا کند دروغ باشد). ناگهان يکي از ذوات محترم سکوت را شکست و با نگاهي عاقل اندر سفيه رو بمن کرد و با پوزخندي معنيدار گفت اين اعمال که توجيه شرعي دارد!!! خدا ميداند چنان مغز استخوانم را سوزاند که هنوز بيقرار و ناآرامم. ياد جمله حضرت مولا(ع) افتادم که فرموده است:ولوکان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان عندي ملوما بل کان عندي جديرا.(نهج البلاغه)مورخين آوردهاند که وقتي حجاج بن يوسف ثقفي بدستور عبدالملک مروان خليفه اموي، براي ايجاد خفقان و اسکات معترضين، همراه چند جلاد وارد کوفه شد مستقيما به مسجد آمد و مردم را فراخواند سپس بالاي منبر رفت و اعلام داشت «هاناي مردم! نه به کودکانتان رحم ميكنم ونه به پيرانتان!. بيگناهتان را به جاي گناهکار مواخذه خواهم کرد و به صرف گمان تحويل جلادان خواهم داد(آخذ بالتهمة واقتل بالظنه)، همه اينهااز اختيارات من است و هرچه من مصلحت بدانم عين شرع است!!!»تفکر فوق دقيقا همان بافته و تافته تفقه مبتني بر کلام اشعري است که نتيجهاش در کتاب المستظهري غزالي به خوبي مشهود ميگردد.اگر خداي ناکرده قواعد عمومي جزا و اصول محاکمات رعايت نشود و يا نقض قوانين با توجيهات ضداخلاق انساني موجه گردد، زندگي به همين شرايط تلخ (العياذ بالله) باز ميگرددکه مرگ بهتر ازآن زندگي است.ما که به پيروي از اهل بيت عصمت و طهارت(ع) و اجتهاد مفتوح مبتني برکلام عدليه مبتهج و بر آن مفتخر و شاکر اين نعمت بزرگ هستيم، هرگز مجاز نيستيم که در تشخيص حسن عدالت و قبح ستمگري که مردم خردمند ملتمان خودشان به بداهت درک ميكنند قيمومت شرعي نمائيم و تفکر آنان را تعطيل کنيم.حضرت آيت اللهحضرتعالي خدمات شگرفي در دستگاه قضايي البته که انجام دادهايدکه انکار آن ناسپاسي است، ولي با کمال تأسف وقايعي در دوران رياستتان به خصوص در روزهاي اخير رخداد که ملت ايران طعم تلخش را هيچگاه از ياد نخواهد برد. وقايعي که چه به دست کارگزاران قوه مجريه انجام يافته باشد و چه بدست ضابطين قضايي و چه بدست دارندگان پايه قضايي همه و همه مسئولش قوه قضائيهاي است که شما مسئوليتش را به عهده داشتيد.حضرت آيت الله!مطمئن باشيد شما در راس قوهاي قرار داشتيد که عليرغم همه ويرانيها و خرابيها به دليل طبع کار و ساختار باقيمانده از پيش هنوز هم قضات شجاع، متشخص، پاکدامن و داراي و ثاقت قضايي وجوددارند.شما ميتوانستيد با حمايت از استقلال قضايي بسياري از مشکلاتي که ساعتها وقت قوه مقننه را ميگرفت و از کارهاي مهمتر باز ميداشت به آساني حل کنيد، که نکرديد.شما در حوادث اخير ميتوانستيد آمرين قانوني در هر پست و مقامي که هستند و مامورين متخلف از موازين اخلاقي را به دست قضات شريف آگاه به قوانين محاکمه کنيد که لااقل تا امروز که واپسين روزهاي رياستتان است، نکردهايد.شگفتا! کار قوه قضائيه به جايي رسيده که از يکسو توسط ائمه جمعه موقّته توصيه به بيرحمي شوند و حديث شريف لا دين لمن لا رحم له را فراموش کنند و يا به «گرفتن اعتراف!!» مفتخر گردند و از سوي ديگر توسط رياست قوه مجريه به رعايت رافت اسلامي و کرامت انساني مورد خطاب قرار گيرند. البته بسيار خوب سفارشي بود که ايشان فرمودند-شکرالله سعيهم- ولي آيا بهتر نبود که رئيسجمهور دولت نهم به جاي چنين خطاب بشر دوستانه به جنابعالي يا لا اقل در جنب آن، عتاب قانوني به وزير کشورشان ميكردند و وي را تحويل دستگاه عدالت ميدادند؟ وزيري که تحت مسئوليت وي چنين وقايع شرمآوري اتفاق افتاده است مگر ميتواند مسئول نباشد؟ آيا اين نتيجه تاخير حضرتعالي در اقدام قضايي نيست؟به موجب قوانين مدون مملکتي کليه زندانهاي کشور زير نظر قوه قضائيه اداره ميشود، و مسئوليتش با اين قوه ميباشد. آيا بهتر نبودکه قبل از صدور فرمان مقام معظم رهبري مبني بر تعطيل «زندان کهريزک»، شما خودتان دستور بازرسي صادر ميفرموديد و چنانچه آنرا فاقد معيارهاي لازم ميديديد مبادرت به تعطيل آن ميكرديد؟ شما آنقدر تاخير فرموديد تا اين مدخل در دائرة المعارفهاي جهاني بنام حکومت ديني ايران در کنار مدخلهاي زندانهاي گوانتانامو و ابوغريب در زمان معاصر با کمال تأسف وارد شد.از منبع موثقي شنيدم که يکي از مراجع تقليد معاصر که از راه دور محاکمهاي که از سيماي ايران پخش ميشد پيگيري ميكردند، به همان منبع فرموده بودند که بهتراست لااقل اين محاکمات را که ننگي است براي قضاي اسلامي!! از تلويزيون پخش نشود.عزيزاني که با زندگي صاحب اين قلم آشنايند ميدانند که صراحت وي تازگي ندارد و سوابق اوراقي که تحت عنوان گزارش خطاب به شوراي عالي قضايي وقت و يا صاحبان مناصب اجرايي نگاشته شده و در بايگاني سازمان بازرسي کل کشور علي القاعده موجود است، گواه و اثبات کننده اين مدعاست. صاحبان مناصب اجرايي آنزمان که در عمل به گزارشات اين ناصح مشفق و درخواست خالصانه وي مبني بر اجراي صحيح قوانين را اهتمام نکردند و آنروز او را در پافشاري بر نهادينه کردن زندگي مدني و تحت لواي قانون را ياري ننمودند، امروز گرفتار کمند نقض قوانين شدهاند. و باز هم معتقدم نقض قانون به نفع هيچکس نخواهد بود هرچه در آن تاخير شود ظلم و ستم به همه ميباشد.از اينکه سخن به درازا کشيد عذر ميخواهم. آنچه عرض شد دراين روزهاي آخرين مسئوليت حضرتعالي هر چند نوشداروي پس از مرگ سهراب است. ولي به هرحال اين سطور شايد براي آيندگان مفيد و براي شما نقطه افسوسي باشد که ايکاش در حوزه علميه به کار تدريس و پژوهش ادامه داده بوديد و هرگز به اين ورطه خطير پاي نمينهاديد و به همان نقطه اميد استاد شهيد بزرگوارتان واصل ميشديد.عريضه را با بيتي از غزل خواجه شيراز به آخر ميبرم:
به قد و چهره هرآنکوکه ماه مجلس شد
جهـان بگيـرد اگر دادگستـري دانـد
سيد مصطفي محقق داماد
11مرداد88
آخرین بیانیه جبهه مشارکت ایران
و هر کس به خدا ایمان دارد و اعمالش نیکوست از هیچ ستم و آسیبی بیمناک نخواهد بود ( سوره طه، آیه 112).
این روزها که میهن و مردم ما روزهای سرنوشت سازی را سپری می کنند شاهد حوادث و رخدادهای بس تلخ و دردناک اما عبرت آموز و راهگشا و فیصله بخشی هستیم. جمهوری اسلامی ایران که حاصل بیش از صد سال مبارزات و مجاهدات مردم ایران به رهبری عالمان دینی و رجال سیاسی روشن ضمیر برای دستیابی به حکومت مشروطه و قانون و مردمسالاری و آزادی و پیشترفت و امنیت و رفاه و... است، و در سایه پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری بی بدیل مرجع گرانقدر و مجاهد کبیر امام خمینی تحقق یافته است، و قرار بوده که تجلی حاکمیت ارزشهای الهی و اخلاقی در عرصه عمل حیات سیاسی و اجتماعی ایران باشد در آستانه ورود به دهه چهارم عمرش عملکردهایی را از خود به نمایش گذاشته است که نه تنها هیچ قرابتی با این ارزشهای الهی و اخلاقی ندارد بلکه با عرف های جاری عقلانی در عرصه حکومتهای مردمسالار و حتی شبه مردمسالار منطبق نیست و فقط به رفتار حکومتهای طاغوتی استبدادی شباهت دارد.جمهوری اسلامی ایران بر پایه آموزه های دینی آمده بود که بندگان خدا را از بندگی بندگان رهایی بخشیده و آزاد کند و همه را به توحید و خداپرستی رهنمون شود و نظامی بر بنیاد عدل و داد سامان دهد. از این رو محتوا و جوهره نظام اسلامی نمی تواند جز بر پایه پذیرش داوطلبانه و اطاعت رضایتمندانه شهروندان و رابطه محبت آمیز دو سویه بین حکومتگران و حکومت شوندگان باشد و به همین دلیل بود که امام خمینی در تاسیس این نظام پس از پیروزی انقلاب به رای مردم رجوع کرد و پس از آن نیز با رای مردم به تدوین و تصویب قانون اساسی و استقرار نهادهای قانونی اقدام کرد و در سیره عملی خود همواره بر میزان بودن رای ملت و اجرای بی کم و کاست قانون تاکید داشت.متاسفانه قصه پر غصه قانون گریزی و تفسیر قانون بنفع حاکمیت و به ضرر حقوق ملت و شهروندی و فاصله گیری از میزان بودن رای ملت از زمان رحلت آن یگانه دوران آغاز و به تدریج به اینجا رسید که امروز دیگر براحتی رای ملت را جابجا می کنند و اگر مردم به شیوه ای کاملا قانونی و بگونه ای مسالمت آمیز و مدنی نسبت بدین رخداد اعتراض و راهپیمایی کردند آنها را اغتشاشگر و آشوب طلب و وابسته به بیگانه لقب داده و با شدیدترین وجه با آنها برخورد کرده و حتی آنان را به گلوله بسته و به قتل می رسانند. سوگمندانه باید گفت حکومتی که آمده بود تا پناه مردم باشد در مقابل ظلم و جور و اقامه کننده عدل، امروز فریاد عدالت خواهی مردم را با سرکوب پاسخ می دهد. و حکومتی که آمده بود درس آزادی و آزادگی به همه بندگان خدا بدهد امروز تحمل آزادیخواهی مردم را ندارد و ... و از همه غم انگیزتر و تعجب برانگیزتر اینکه دست اندرکاران امر برای مهار اوضاع سراسیمه به بازداشت و زندانی کردن افراد و چهره هایی از نیروهای سیاسی دست می زنند که در همه سالهای گذشته هم و غمی جز اصلاح در درون نظام مشی ای نداشته اند! و حال که آش پخته آنان آنچنان شور گشته است که صدای برخی همقطاران کمتر وابسته شان را درآورده است می خواهند با تشکیل دادگاههای نمایشی براین تقلب بزرگ سرپوش نهند و از زبان این آزادگان دربند اقرار و اعتراف بگیرند که در این انتخابات تقلب نشده است!جبهه مشارکت ایران اسلامی ضمن ابراز تاسف از اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران بدین جا رسیده است که برای مشروعیت بخشیدن به انتخابات و دولت باید به برگزاری دادگاهی، که به لحاظ شکلی و محتوایی هیچگونه انطباقی با قوانین و موازین حقوقی جاری مورد قبول حاکمان ندارد و خود مظهر بیداد است، تمسک و مبادرت کند تا از زبان زندانیانی دربند برصحت انتخابات و عدم تقلب اقرار و اعتراف بگیرد! جبهه مشارکت با اعلام انزجار و محکومیت نسبت به همه رفتارهای سرکوبگرانه و خلاف قانون انجام شده در روزهای پس از انتخابات به ویژه بازداشت فعالان سیاسی و افراد معترض و برگزاری دادگاههای نمایشی، بر مواضع قبلی اعلام شده خود در انتخابات مبنی بر انجام تقلب گسترده و عدم مشروعیت دولت برآمده از آن پافشاری می نماید و به یاران و همفکران آزاده دربند پیام می دهد که انجام این دادگاهها و هرآنچه در آن به عنوان اقرار و اعتراف بیان می شود از نظر ما نمایشی بیش نیست و اهمیتی ندارد و شما را به وعده خداوند مستتر در آیه صدر این بیانیه بشارت می دهیم که گزند و آسیبی متوجه شما مومنان صالح و نیکوکار نخواهد و باز این آیه الهی که :" و بزودی کسانی که ظلم کردند درخواهند یافت که ستم دیدگان پیروز خواهند شد."در عین حال به دست اندکاران امور هشدار و انذار می دهیم که با عبرت گیری از تاریخ و بازگشت به آموزه های دینی راه اصلاح را به روی نظام سیاسی گشاده دارند و با قبول میزان بودن رای ملت مسیر آشتی با معترضان را در پیش گیرند تا در این روزگار وانفسا و رقابت نفس گیر کشورها در عرصه جهانی برای پیشرفت و توسعه میهن ماهم بتواند با استفاده از همه توان و سرمایه انسانی و ملی اش در این مسابقه حضور یابد و قطعا دست یافتن به پیشرفت و عدالت در دهه چهارم انقلاب جز با مشارکت قاطبه ملت خواب و خیالی بیش نیست.
جبهه مشارکت ایران اسلامی۱۴
مرداد ۱۳۸۸
برگزیده یادداشتی از احمد قابل
نامه علی مطهری به جنتی
جناب آقاي جنتي دامت برکاته
امام جمعه موقت تهران
با اهداي سلام و تحيت،
سخنان جنابعالي در خطبه دوم نماز جمعه تهران، گذشته از نکات مثبت و قابل تقدير آن، شامل دو نکته بود که نه تنها منطبق با واقعيت نيست بلکه موجب تشديد تنش سياسي موجود است. نکته اول اينکه محرکان حوادث اخير را تنها مسبب مرگ مقتولان اين حوادث معرفي کرديد و کمترين اشارهاي به نوع برخورد با معترضين و خصوصا قتل چهار نفري که در بازداشتگاهها جان خود را از دست دادند و لزوم معرفي و مجازات مسببان آن نکرديد. البته اين امر معمايي را براي اين بنده حل کرد و آن اينکه افرادي که دست به اين جنايتها ميزنند از نظر ايدئولوژيک و اعتقادي مستظهر به توجيهات امثال حضرتعالي هستند.بلاتشبيه استدلال جنابعالي شبيه استدلال معاويه در جنگ صفين است که پس از شهادت عمار ياسر و سخت شدن کار بر او، گفت قاتل عمار علي است که او را به اين جنگ آورد! بي ترديد افرادي مانند آقاي موسوي در تحريک مردم به تجمعات خياباني نقش داشتهاند ولي آيا اين امر ميتواند توجيه کننده هرگونه رفتاري با اين مردم خصوصا در بازداشتگاهها باشد؟ اينکه به بهانه حفظ نظام ظلمها را خلاف همه نصوص اسلامي توجيه ميکنيد و در استدلالهاي خود مغالطه به کار ميبريد و از بيان حق خودداري مينماييد باعث ميشود که بخشهاي خوب حرفهاي شما هم زمينه پذيرش نداشته باشد.دفاع از نظام و رهبري به اين نيست که اين حقايق را کتمان کنيم بلکه به اين است که قبل از آنکه غربگرايان اين موارد را به عنوان نقض حقوق بشر اعلام کنند و پرچم اصلاح به دست گيرند خودمان آنها را مطرح و اصلاح کنيم. شهيد آيتالله مطهري ميفرمايند: «روحانيت نبايد اجازه دهد پرچم اصلاحات اجتماعي به دست روشنفکران غربزده بيفتد.» حرفهاي به تعبير شهيد مطهري «ميخ دار» افرادي مانند حضرتعالي و جناب آقاي محمد يزدي همواره مانعي براي اصلاحات واقعي و سدي براي جذب قشر فهيم و تحصيلکرده بوده است. (به عنوان نمونه جناب آقاي يزدي پس از پيشنهاد جناب آقايهاشمي مبني بر آزادي زندانيان، خطاب به آقايهاشمي گفتند شما چهکاره هستيد، ولي بعد از توصيه آقاي احمدي نژاد به رئيس قوه قضائيه مبني بر رعايت رأفت اسلامي با بازداشت شدگان نفرمودند شما چهکاره هستيد. اين نحو سخن گفتن و اينگونه رفتارهاي دوگانه مقبوليت فرد را تضعيف ميکند.) اميدوارم عنايت فرموده روش خود را تغيير دهيد.نکته دوم اينکه حوادث اخير را معلول انتقامگيري جناب آقايهاشمي رفسنجاني به خاطر شکست در انتخابات قبلي رياست جمهوري دانستيد. قطع نظر از اينکه اين سخن خارج از حوزه انصاف است، فرضا که چنين باشد، آيا آقاي احمدي نژاد با نوع مناظرات خود زمينه اين حوادث را فراهم نکرد و هيچ تقصيري نداشت؟ آيا بخشي از منشأ اعتراضات رفتار انتخاباتي ايشان نبود؟ آيا مبادي راي آقاي احمدي نژاد با توجه به آن مناظرات و فرصت ندادن به آقايهاشمي براي دفاع از خود در صدا و سيما و توزيع گسترده کمکهاي نقدي در روستاها و... در انتخابات، صحيح بود؟ بايد اشکالات دو طرف را به دور از حب و بغضها مطرح کنيم. علت اينکه اين فتنه هنوز پايان نيافته است اين است که هيچ طرفي اشکالات خود را نميپذيرد. براي شما آرزوي توفيق بيشتر دارم.با تقديم احترام
علی مطهری۹
مرداد ۱۳۸۸
دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریف: با شروع سال تحصیلی اعتراضها جدیتر دنبال میشود
این گروه از دانشجویان عکسهایی از جانباختگان حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران را همراه با شمعهای روشن در دست گرفته بودند و در اقدامی سمبلیک یاد و خاطره چهلمین روز درگذشت این کشته شدگان را گرامی داشتند.
تارا سپهریفر، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، در گفتوگو با رادیو فردا از کم وکیف برگزاری این تجمع میگوید.
رادیو فردا: خانم سپهریفر، ممکن است در مورد تجمع روز شنبه دانشجویان دانشگاه شریف توضیح دهید؟
تارا سپهری فر: دانشجویان دانشگاه شريف همگام با ساير دانشجويان و تمام مردم ايران، ساعت شش بعد از ظهر روز شنبه جلوی در اصلی دانشگاه در خيابان آزادی تجمع کرده و به ياد کشتهشدگان حوادث اخير شمع روشن کردند و سپس به راهپيمايی آرام در داخل دانشگاه دست زدند و شعارهايی سر دادند و برنامه بدون سخنرانی حدود يک ساعت طول کشيد.
شعارهايی که دانشجويان سر دادند چه بود و تجمعکنندگان چه خواستهای را عنوان کردند؟
شعارهايی که دراين تجمعات سر داده میشود تفاوتی با شعارهايی که مردم در خيابان سر میدهند، تفاوتی ندارد. برای مثال شعارهای «برادر شهيدم رأيت را پس میگيرم» و«برادر شهيدم خونت را پس میگيرم» همان شعارهايی است که در خيابان و مراسم بهشت زهرا و مصلی داده میشود.
با توجه به اين که اکثر کشته شده ها از ميان دانشجويان و جوانان بودند، قشر دانشجو همبستگی عميقتری با اين موضوع دارد و خواستار مشخص و مجازات شدن مسببين اين قضايا است.
يعنی به چه صورت؟
من فکر میکنم با شروع دانشگاه در اول مهر اين اعتراضات شکل ديگری به خود بگيرد و به صورت جدیتری دنبال شود.
قبل از شروع سال تحصيلی و بعد از مراسم تحليف آقای احمدینژاد، ديگر ايشان رئيس جمهور است و به هيچ وجه هم حاضر نيست از اين مسئله کوتاه بيايد. آقای احمدینژاد علاقه فراوانی دارد که به مجامع آموزشی سر بزند و آن موقع بايد در مقابل جنايتهايی که دراين مدت رخ داده، پاسخگوی خيل عظيم دانشجويان باشد.
موضوع ديگر فقط ستارهدار کردن دانشجويان، ممنوعالورود کردن آنها به دانشگاه و حتی بازداشتشان نيست، موضوع خونهايی است که ريخته شده است.
برخورد مسئولان دانشگاه با تجمع دانشجويان چگونه بود؟
مسئولان حراست برخورد جدی با تجمع نکردند، فقط در کنار تجمع حضور داشتند و از دانشجويان خواستند مراسم طولانی نشود.
آيا تجمعات ديگری هم برگزار خواهد شد به ويژه از سوی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شريف؟
اتفاقی که دراين جنبش رخ داده اين است که فقط فعالان سياسی و مدنی نيستند که نوک پيکان مبارزه قرار دارند و فعالان سياسی هم خودشان را در بين مردم میبينند.
اگر زمانی نياز بود که انجمنهای اسلامی و دفتر تحکيم و گروههای پيشرو اجتماعی برای اعتراض فراخوان بدهند، اکنون جنبش به اين صورت نيست و افراد همراه با خانوادههای خود فعاليت میکنند حتی افرادی که هرگز سابقه فعاليت سياسی نداشتهاند.
ما به طور قطع بعد از باز شدن دانشگاه اين مسئله را به عناوين مختلف و تا جايی که توان داريم پيگيری میکنيم.
به خصوص مکانی که دانشگاه شريف واقع شده، تمام دو هفته اول دراحاطه نيروهای امنيتی بود و دانشجويانی که به دانشگاه مراجعه میکردند خواسته يا ناخواسته شاهد شهيد شدن مردم در تظاهرات ۲۵ و ۳۰ خرداد بودند و بنابراين خود دانشجويان به صورت خودجوش مسئله را دنبال میکنند، حتی اگر انجمن اسلامی هم نخواهد اين کار را انجام دهد.
ما مشتاق هستيم با تمام توان اين مسئله را پيگيری کنيم، منتها فعلاً دانشگاه تعطيل است.
برندگان نوبل نقض حقوق بشر و سرکوب مردم ایران را محکوم کردند
۴۴ برنده جایزه نوبل روز دوشنبه در نامهای سرگشاده ضمن امیدواری دادن به مردم ایران نقض حقوق بشر در کشور را به دنبال اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری شدیدا محکوم کردند.
امضاکنندگان این نامه خطاب به شیرین عبادی و تمام معترضین به نتیجه انتخابات، «مردان و زنان شجاع ایران»، میگویند که «انتخابات شما به طرز شرمآوری دستکاری شده و حقوق انسانی شما مورد بیتوجهی قرار گرفته است».
آنها به مردم ایران میگویند: «خود را تنها احساس نکنید. امید خود را از دست ندهید. جهان میداند که بقای فیزیکی و معنویاش به بقای شما وابسته است.»
نویسندگان نامه سرگشاده که جایزه نوبل خود را در رشتههای مختلف از سال ۱۹۶۰ تاکنون دریافت کردهاند ضمن ابراز انزجار از «روشهای خشن و سرکوبگرانه حکومت فعلی ایران برای بازداشتن معترضین از حق آزادی بیان» میگویند از این که دولت ایران از دادن آزادیهای اساسی به مردم خود سر باز میزند به خشم آمدهاند.
این افراد از موارد سلب آزادی مردم ایران از جمله به «بازداشت گروههایی بزرگ از استادان دانشگاه و دانشجویان و مردم بیگناه و خودداری از برگزاری مراسم ختم برای قربانیان [حوادث انتخابات]» اشاره کردهاند.
در این نامه که در شماره روز دوشنبه روزنامه «اینترنشنال هرالد تریبیون»، نسخه جهانی نیویورک تایمز، به چاپ رسیده، آمده است:«ما خوب میدانیم که در سراسر تاریخ طولانی و باشکوه تمدن ایرانی، اجداد و اسلاف شما بارها با قاطعیت در برابر دخالتهای خارجی و سرکوب داخلی ایستادگی کردهاند. امروز، شما بار دیگر برای هدفی والا مبارزه میکنید.»
۴۴ برنده جایزه نوبل در پایان نامه سرگشاده خود از باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، و رهبری سیاسی جهان خواستهاند که با تمام ابزارهایی که در اختیار دارند از مردم ایران حمایت کنند، مردمی که «سزاوار آن هستند که آراشان شمرده،صدایشان شنیده و شان و شرافتشان محترم شناخته شود».
ووله شویینکا، برنده نوبل ادبیات، الی ویزل، نوبل صلح، جان متر، نوبل فیزیک، استنلی کوئن، نوبل پزشکی، جان فن، نوبل شیمی، اریک مسکین، نوبل اقتصاد، و اسقف اعظم دزموند توتو، نوبل صلح، از جمله امضاکنندگان این نامهاند.
عدهای از برندگان جایزه نوبل پیشتر نیز در پیامهایی با اعلام حمایت از معترضین به نتیجه انتخابات ایران سرکوب مردم ایران را محکوم کرده و برای آزادی بازداشتیهای حوادث اخیر به اعتصاب غذای نیویورک که هفته گذشته در برابر ساختمان سازمان ملل برگزار شد پیوسته بودند.
۴۴ برنده جایزه نوبل روز دوشنبه در نامهای سرگشاده ضمن امیدواری دادن به مردم ایران نقض حقوق بشر در کشور را به دنبال اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری شدیدا محکوم کردند.
امضاکنندگان این نامه خطاب به شیرین عبادی و تمام معترضین به نتیجه انتخابات، «مردان و زنان شجاع ایران»، میگویند که «انتخابات شما به طرز شرمآوری دستکاری شده و حقوق انسانی شما مورد بیتوجهی قرار گرفته است».
آنها به مردم ایران میگویند: «خود را تنها احساس نکنید. امید خود را از دست ندهید. جهان میداند که بقای فیزیکی و معنویاش به بقای شما وابسته است.»
نویسندگان نامه سرگشاده که جایزه نوبل خود را در رشتههای مختلف از سال ۱۹۶۰ تاکنون دریافت کردهاند ضمن ابراز انزجار از «روشهای خشن و سرکوبگرانه حکومت فعلی ایران برای بازداشتن معترضین از حق آزادی بیان» میگویند از این که دولت ایران از دادن آزادیهای اساسی به مردم خود سر باز میزند به خشم آمدهاند.
این افراد از موارد سلب آزادی مردم ایران از جمله به «بازداشت گروههایی بزرگ از استادان دانشگاه و دانشجویان و مردم بیگناه و خودداری از برگزاری مراسم ختم برای قربانیان [حوادث انتخابات]» اشاره کردهاند.
در این نامه که در شماره روز دوشنبه روزنامه «اینترنشنال هرالد تریبیون»، نسخه جهانی نیویورک تایمز، به چاپ رسیده، آمده است:«ما خوب میدانیم که در سراسر تاریخ طولانی و باشکوه تمدن ایرانی، اجداد و اسلاف شما بارها با قاطعیت در برابر دخالتهای خارجی و سرکوب داخلی ایستادگی کردهاند. امروز، شما بار دیگر برای هدفی والا مبارزه میکنید.»
۴۴ برنده جایزه نوبل در پایان نامه سرگشاده خود از باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، و رهبری سیاسی جهان خواستهاند که با تمام ابزارهایی که در اختیار دارند از مردم ایران حمایت کنند، مردمی که «سزاوار آن هستند که آراشان شمرده،صدایشان شنیده و شان و شرافتشان محترم شناخته شود».
ووله شویینکا، برنده نوبل ادبیات، الی ویزل، نوبل صلح، جان متر، نوبل فیزیک، استنلی کوئن، نوبل پزشکی، جان فن، نوبل شیمی، اریک مسکین، نوبل اقتصاد، و اسقف اعظم دزموند توتو، نوبل صلح، از جمله امضاکنندگان این نامهاند.
عدهای از برندگان جایزه نوبل پیشتر نیز در پیامهایی با اعلام حمایت از معترضین به نتیجه انتخابات ایران سرکوب مردم ایران را محکوم کرده و برای آزادی بازداشتیهای حوادث اخیر به اعتصاب غذای نیویورک که هفته گذشته در برابر ساختمان سازمان ملل برگزار شد پیوسته بودند.۴۴ برنده جایزه نوبل روز دوشنبه در نامهای سرگشاده ضمن امیدواری دادن به مردم ایران نقض حقوق بشر در کشور را به دنبال اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری شدیدا محکوم کردند.
امضاکنندگان این نامه خطاب به شیرین عبادی و تمام معترضین به نتیجه انتخابات، «مردان و زنان شجاع ایران»، میگویند که «انتخابات شما به طرز شرمآوری دستکاری شده و حقوق انسانی شما مورد بیتوجهی قرار گرفته است».
آنها به مردم ایران میگویند: «خود را تنها احساس نکنید. امید خود را از دست ندهید. جهان میداند که بقای فیزیکی و معنویاش به بقای شما وابسته است.»
نویسندگان نامه سرگشاده که جایزه نوبل خود را در رشتههای مختلف از سال ۱۹۶۰ تاکنون دریافت کردهاند ضمن ابراز انزجار از «روشهای خشن و سرکوبگرانه حکومت فعلی ایران برای بازداشتن معترضین از حق آزادی بیان» میگویند از این که دولت ایران از دادن آزادیهای اساسی به مردم خود سر باز میزند به خشم آمدهاند.
این افراد از موارد سلب آزادی مردم ایران از جمله به «بازداشت گروههایی بزرگ از استادان دانشگاه و دانشجویان و مردم بیگناه و خودداری از برگزاری مراسم ختم برای قربانیان [حوادث انتخابات]» اشاره کردهاند.
در این نامه که در شماره روز دوشنبه روزنامه «اینترنشنال هرالد تریبیون»، نسخه جهانی نیویورک تایمز، به چاپ رسیده، آمده است:«ما خوب میدانیم که در سراسر تاریخ طولانی و باشکوه تمدن ایرانی، اجداد و اسلاف شما بارها با قاطعیت در برابر دخالتهای خارجی و سرکوب داخلی ایستادگی کردهاند. امروز، شما بار دیگر برای هدفی والا مبارزه میکنید.»
۴۴ برنده جایزه نوبل در پایان نامه سرگشاده خود از باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، و رهبری سیاسی جهان خواستهاند که با تمام ابزارهایی که در اختیار دارند از مردم ایران حمایت کنند، مردمی که «سزاوار آن هستند که آراشان شمرده،صدایشان شنیده و شان و شرافتشان محترم شناخته شود».
ووله شویینکا، برنده نوبل ادبیات، الی ویزل، نوبل صلح، جان متر، نوبل فیزیک، استنلی کوئن، نوبل پزشکی، جان فن، نوبل شیمی، اریک مسکین، نوبل اقتصاد، و اسقف اعظم دزموند توتو، نوبل صلح، از جمله امضاکنندگان این نامهاند.
عدهای از برندگان جایزه نوبل پیشتر نیز در پیامهایی با اعلام حمایت از معترضین به نتیجه انتخابات ایران سرکوب مردم ایران را محکوم کرده و برای آزادی بازداشتیهای حوادث اخیر به اعتصاب غذای نیویورک که هفته گذشته در برابر ساختمان سازمان ملل برگزار شد پیوسته بودند.
۴۴ برنده جایزه نوبل روز دوشنبه در نامهای سرگشاده ضمن امیدواری دادن به مردم ایران نقض حقوق بشر در کشور را به دنبال اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری شدیدا محکوم کردند.
امضاکنندگان این نامه خطاب به شیرین عبادی و تمام معترضین به نتیجه انتخابات، «مردان و زنان شجاع ایران»، میگویند که «انتخابات شما به طرز شرمآوری دستکاری شده و حقوق انسانی شما مورد بیتوجهی قرار گرفته است».
آنها به مردم ایران میگویند: «خود را تنها احساس نکنید. امید خود را از دست ندهید. جهان میداند که بقای فیزیکی و معنویاش به بقای شما وابسته است.»
نویسندگان نامه سرگشاده که جایزه نوبل خود را در رشتههای مختلف از سال ۱۹۶۰ تاکنون دریافت کردهاند ضمن ابراز انزجار از «روشهای خشن و سرکوبگرانه حکومت فعلی ایران برای بازداشتن معترضین از حق آزادی بیان» میگویند از این که دولت ایران از دادن آزادیهای اساسی به مردم خود سر باز میزند به خشم آمدهاند.
این افراد از موارد سلب آزادی مردم ایران از جمله به «بازداشت گروههایی بزرگ از استادان دانشگاه و دانشجویان و مردم بیگناه و خودداری از برگزاری مراسم ختم برای قربانیان [حوادث انتخابات]» اشاره کردهاند.
در این نامه که در شماره روز دوشنبه روزنامه «اینترنشنال هرالد تریبیون»، نسخه جهانی نیویورک تایمز، به چاپ رسیده، آمده است:«ما خوب میدانیم که در سراسر تاریخ طولانی و باشکوه تمدن ایرانی، اجداد و اسلاف شما بارها با قاطعیت در برابر دخالتهای خارجی و سرکوب داخلی ایستادگی کردهاند. امروز، شما بار دیگر برای هدفی والا مبارزه میکنید.»
۴۴ برنده جایزه نوبل در پایان نامه سرگشاده خود از باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، و رهبری سیاسی جهان خواستهاند که با تمام ابزارهایی که در اختیار دارند از مردم ایران حمایت کنند، مردمی که «سزاوار آن هستند که آراشان شمرده،صدایشان شنیده و شان و شرافتشان محترم شناخته شود».
ووله شویینکا، برنده نوبل ادبیات، الی ویزل، نوبل صلح، جان متر، نوبل فیزیک، استنلی کوئن، نوبل پزشکی، جان فن، نوبل شیمی، اریک مسکین، نوبل اقتصاد، و اسقف اعظم دزموند توتو، نوبل صلح، از جمله امضاکنندگان این نامهاند.
عدهای از برندگان جایزه نوبل پیشتر نیز در پیامهایی با اعلام حمایت از معترضین به نتیجه انتخابات ایران سرکوب مردم ایران را محکوم کرده و برای آزادی بازداشتیهای حوادث اخیر به اعتصاب غذای نیویورک که هفته گذشته در برابر ساختمان سازمان ملل برگزار شد پیوسته بودند.
پيام آيت الله العظمى منتظرى در اعتراض به برگزاری دادگاههاى فرمايشى این اعترافگیریها عصیان مردم را در پی دارد
آیتالله العظمی منتظری با صدور پیامی، اعترافگیریهای پخش شده را دروغ، خلاف واقع و فاقد حجت شرعی دانست و با انتقاد از کارهایی که باعث میشود رهبران ایران با استالین و صدام مقایسه شوند، هشدار داد که اینگونه اقدامات «بیاعتمادى مردم و خشم و عصيان آنان را بيش از پيش در پى دارد و بحران كنونى جمهورى اسلامى را عميقتر خواهد كرد و جايگاه آن را در دنيا ضعيف تر از پيش مىسازد.»
به گزارش «موج سبز آزادی» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیتالله منتظری، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:بسم الله الرحمن الرحيم ( والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر )(سوره توبه ، آيه 71)با كمال تعجب و تأسف ، مردم عزيز و زجركشيده ما اين روزها ناباورانه شاهد پخش غير شرعى و غير قانونى و غير اخلاقى مصاحبه اسيران و عزيزان در بندشان مىباشند; عزيزانى كه بيش از چهل روز است محبوسند و از بين آنان تعدادى هم مظلومانه به شهادت رسيده اند.اين جانب در پيام هاى قبلى يادآور شدم :
اين گونه اقرارها و اعتراف گيرى ها كه متأسفانه سالهاست در جمهورى اسلامى رائج شده و در زندان هاى غير قانونى و در شرايط كاملا غيرعادى و با فريب و تهديد زندانى و قطع نمودن رابطه او با واقعيت هاى جامعه و با وارد نمودن فشارهاى روحى و جسمى گرفته مىشود، بكلى فاقد وجاهت شرعى و قانونى بوده و از منكرات و گناهان بزرگ به حساب مىآيد; و از نظر شرعى و قانونى جرم قطعى خواهد بود. كه مباشران و متصديان و آمران آنها بايد محاكمه و تعزير شوند، و از طرفى هيچ محكمه صالحى نبايد و نمى تواند كسى را بر اساس اين گونه اعترافات و مصاحبه ها محكوم به حكمى نمايد.از امام صادق (ع ) نقل شده كه حضرت امير(ع ) فرمودند: “هر كس با تهديد و تخويف و يا در زندان به چيزى اقرار نمايد، نبايد بر او حدى جارى شود.” (وسائل الشيعة ، كتاب الحدود). و در روايت ديگر نقل شده كه آن حضرت فرمودند: “هر كس در اثر ترساندن يا ضرب و كتك و يا در زندان به كارى كه موجب حد است اقرار نمايد، نبايد آن حد بر او جارى شود.” (دعائم الاسلام ، ج 2، ص 466).
و به استناد همين روايات است كه همه فقهاى شيعه اقرار و اعتراف با زور و تهديد و در شرايط غير عادى را حتى عليه خود متهم شرعا حجت و نافذ نمى دانند.علاوه بر آن شكستن شخصيتهاى سابقه دار و موثر در انقلاب و تشكيل نظام به بهانه هاى واهى و ناجوانمردانه خود يكى ديگر از گناهان كبيره است كه آمران و عاملان آن را گرفتار وضعيتى خواهد كرد كه بى ترديد دامن خود آنها را هم خواهد گرفت . مردم مىپرسند اين چه نظامى است كه مسئولين بلندپايه قبلى آن در دولت و مجلس و غيره كه بسيارى از آنان در تشكيل نظام نقش موثر داشته اند، به خيانت به كشور متهم مىشوند؟!اين جانب از باب امر به معروف و نهى از منكر و از باب خيرخواهى و نصيحت ، مجددا به تصميم گيرندگان و دست اندركاران امور تذكر مىدهم و از آنان مىخواهم كارى بكنند تا حقوق تضييع شده مردم در انتخابات جبران شود و اعتماد از دست رفته برگردد و كارى كنند تا مردم راضى شوند; نه اينكه پس از سركوب آنان و زندانى نمودن صدها نفر از مردم معترض ، اقدام به انجام منكر ديگرى كرده و افراد و شخصيتهايى كه به خدمتگزارى به انقلاب و نظام و مردم شناخته شده اند و هر كدام سالها در مسئوليت هاى حساس خدمت نموده اند را زندانى نموده و آنان را در شرايطى قرار دهند تا مجبور شوند در دادگاه نمايشى و فرمايشى بر خلاف عقائد و افكار خود و مطابق ميل حاكمان صحبت كنند و به نفاق و خيانت و به گناهان نكرده اى اعتراف نمايند كه هيچ سنخيتى با آنان ندارد و هيچ انسان عاقلى آن را قبول نمى كند.چرا كارى مىكنند تا مردم دادگاههاى آنها را با دادگاههاى استالين و صدام و ساير ديكتاتورها مقايسه نمايند؟ حاكمانى كه مدعى تشيع و پيروى از حضرت على (ع ) مىباشند چرا بر خلاف دستورات آن حضرت در مورد اقرار و اعتراف در زندان و با تهديد و فشار عمل مىكنند؟ و چرا چهره اصل دين و مذهب و حاكميت دينى را زير سوال برده و در داخل و خارج خراب و مشوه مىكنند؟به يقين انجام اين مصاحبه ها و گرفتن اين اعترافات دروغ و خلاف واقع از اسيران در بند و پخش آنها، علاوه بر اين كه هيچ مشكلى از مشكلات عديده كشور را حل نمى كند، بى اعتمادى مردم و خشم و عصيان آنان را بيش از پيش در پى دارد و بحران كنونى جمهورى اسلامى را عميق تر خواهد كرد و جايگاه آن را در دنيا ضعيف تر از پيش مىسازد. بر حسب قانون اساسى ، كشور متعلق به همه مردم است و آنان حق دارند به وسيله تجمعات آرام و جرائد و حتى راديو و تلويزيون نظرات خويش را ابراز نمايند. چرا راديو و تلويزيون فقط در اختيار حاكميت است ؟ و چرا تجمعات آرام و متين مردم ، چماق و بازداشت و شكنجه و محاكمات كذايى را در پى دارد؟
در خاتمه اين جانب ضمن اظهار همدردى با خانواده هاى داغدار و مصيبت زده كه جوانان عزيز خود را در حوادث بعد از انتخابات از دست دادند، با قلبى محزون ديگر بار به آنان تسليت مىگويم و از خداوند بزرگ براى آن عزيزان مغفرت و رحمت الهى ، و براى خانواده ها و بازماندگان معزز آنان صبر جميل و اجر جزيل ، و براى همه زندانيان حوادث اخير آزادى فورى ، و براى متصديان امور تنبه و بيدارى و انعطاف و اعتذار از ملت عزيز را مسألت مىنمايم . والسلام على عباد الله الصالحين و رحمة الله و بركاته .
حسينعلى منتظرى1388/5/13
سازمان ادوار تحکیم: تایید دولت با توسل به خونهای به ناحق ریخته ممکن شده است
سازمان ادوار تحکیم وحدت با انتشار چهارمین بیانیه خود پس از کودتای 22 خرداد، نسبت به وضعیت بازداشت دبیرکل و سخنگوی خود و نیز تنفیذ حکم ریاست جمهوری ابراز نگرانی کرد و همچنین در واکنش به دادگاه روز شنبه اعلام کرد که خود اعترافات، را سندی بر اثبات جرایم عوامل تهیه آن میداند.
متن کامل این بیانیه به نقل از ادوارنیوز، به شرح زیر است:ملت شریف ایران؛
بیدادگاه برپا شده برای محاکمه تعدادی از فعالان سیاسی و دهها تن از شهروندان معترض به کودتای 22 خرداد و کشتارها و سرکوبهای پس از آن نشان داد که فساد ناشی از تقلب در آراء ملت که در وهله اول دولت و قوه مجریه را از سلامت و مشروعیت انداخته بود، اینک همچون ویروس کشندهای به سایر اجزا و قوای حاکمیت رخنه کرده و دفاع کورکورانه زمامداران و هستههای اصلی قدرت از عدهای جاهل، جاعل و جانی میرود تا یکسره مشروعیت نظامی را که روزی برای تحقق آرمانهای والای ملی و اخلاقی ملت ایران از پس سالها تحمل مصائب مبارزه با استبداد و خودکامگی شکل گرفته بود، بر باد دهد.دستگاه قضایی که بایستی «مرجع تظلم خواهی» مردمان باشد اینک به نهادی بدل شده است که بخشی از آن علیه بخش دیگر کودتا کرده، بی اعتنا به دستورات عالیرتبهترین مقام قضایی کشور، شبانه بساط محاکمه جمعی از فرزندان خدوم و خوش سابقه این مملکت را فراهم میکند و انبوه خانوادههای مظلوم، بیپناه و داغدار شهدا و زندانیان را با این واقعیت مواجه میسازد که دیگر هیچ ملجاء و دادستانی در حاکمیت نیست که به ندای دادخواهی آنان گوش فرا داده و به دادگستری بپردازد.نمایش بیدادگاه روز ده مردادماه و پردههای آتی آن بدان حد از حداقل رعایت تشریفات و بدیهیات برپایی یک محاکمه حتی با استانداردهای معیوب سیستم قضایی فعلی بی بهره است که بی شک برگی سیاه و زشت در تاریخ حقوقی کشور خواهد بود که آیندگان با سرافکندگی بایستی به تحقیق و پژوهش در باب علل وقوع چنین فاجعهای در نظام حقوقی کشوری که بیش از صد سال سودای حاکمیت قانون را در سر داشته است، بپردازند.براستی حاکمان از برپایی چنین صحنهای از تبلور خودکامگی چه چیزی را جستجو میکنند؟ رییس قوه قضاییه که آخرین روزهای ریاست خود را میگذراند اگر وجدان خود را به قضاوت گیرد آیا نباید بر سر این ویرانه که وامینهد و در خرابههای آن «کرامت انسان» به مسلخ میرود، شیون کند؟ آیا پس از ده سال، نتیجه نهایی شعار توسعه قضایی، حبس زدایی و عدالت کیفری انداختن شالهای رنگی بر گردن قضاتی است که از رعایت بدیهیترین اصول قضایی در دادرسی شانه خالی میکنند؟در محکمه رسوایی که به راه انداختهاند بیانیهای سیاسی را با عنوان مجعول، بی سابقه و بدون محتوای «کیفرخواست عمومی» که هیچ جایی در مفاهیم حقوقی تعریف شده ندارد، قرائت میکنند و ساعتها از زبان متهمان به مدح و ذم شخصیتها و جریانات سیاسی میپردازند و از قانون دم میزنند اما بیان آشکار اصل 168 قانون اساسی را که اشعار میدارد: «رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت میگیرد» زیر پا لگدمال میکنند.ملت ایران؛
امروز با دلی پرخون و در آستانه یکصد و سومین سالگرد پیروزی انقلاب مشروطه با شعار و خواسته اصلی تاسیس عدالتخانه، باید گفت بخشهایی از دستگاه قضاء عملا به کارگاه قرون وسطایی توابسازی بدل شده و تنها اثر و کارکرد آن احتمالا خشنودی و ارضای حاکمانی است که عین عبارات و واژگان خود را به طور علنی از زبان منتقدان و مخالفان خود میشنوند.آیا حاکمان میپندارند که با پخش چنین نمایشی از رسانههای دروغ میتوانند برای دولت برآمده از کودتای انتخاباتی مشروعیت و مقبولیتی مردمی کسب کنند؟ آیا تصور میکنند که با چنین محاکمهای میتوانند سرپوشی برای آراء به سرقت رفته، شکنجهگاههای هولناک و جانهای ستانده شده دست و پا کنند؟ بی شک؛ چنین آرزویی، خیالی باطل است.ملت ایران امروز میداند که «تایید» این دولت تنها با توسل به خونهایی که به ناحق به زمین ریخته شده ممکن گردیده است و البته چه آسان میتوان فرجام چنین حکومتی را ترسیم کرد. تاریخ گواهی میدهد که چه بسیار مستبدانی که میپنداشتند امکان برپایی کاخ قدرت بر جان و حق سلب شده مردم وجود دارد، اما یگانه حقیقت مشروعیتبخش قدرت یعنی «اراده مردم» سرانجام آنان را از خواب غفلت بیدار کرده و بنای حکومت بر سرشان خراب کرده است.سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) اعلام میکند که اقاریر و اعترافات فعالان سیاسی دربند که تاکنون و یا از این پس منتشر شده یا میشود تنها از آن جهت قابل توجه است که سند و مدرکی در جهت اثبات جرایم عوامل تهیه آن پیشروی محاکم صالح و مستقلی میگذارد که در آینده به جنایات گسترده و نظاممند رخ داده در این مدت رسیدگی خواهند کرد و جز این هیچگونه ارزشی ندارد.سازمان ادوارتحکیم وحدت همچنین بار دیگر نگرانی خود را از تداوم بازداشت آقایان احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی دبیرکل و سخنگوی این سازمان اعلام داشته و تاکید میکند که حفظ جان کلیه بازداشتشدگان و از جمله این دو تن مستقیما برعهده حاکمیت و عوامل این گروگانگیری سیاسی بوده و نیز اعلام میدارد که این سازمان از هیچ ابزار قانونی و مسالمتآمیزی در جهت دفاع از حقوق اعضای خود و سایر بازداشتشدگان بیگناه، نخواهد گذشت.سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)
سیزدهم مردادماه 1388
پس از سردبیر اعتماد ملی، سردبیر روزنامه فرهیختگان هم بازداشت شد
رضا نوربخش، سردبیر روزنامه فرهیختگان، ساعتی پیش توسط نیروهای امنیتی ایران در محل کارش بازداشت شد.
به گزارش «موج سبز آزادی» این روزنامهنگار در شرایطی بازداشت شد که مسئولان قضایی و امنیتی به خانواده بازداشت شدگان قبلی وعده میدهند که بازداشتها تمام شده و به زودی اکثر بازداشت شدگان آزاد خواهند شد.بر اساس گزارشهای رسیده، سردبیر روزنامهی فرهیختگان ساعت 9 شب در محل کارش بازداشت شد و ماموران در حین بازداشت به تفتیش وسائل شخصی و محل کار وی پرداخته و بخشی از وسائل نوربخش را نیز همراه خود بردهاند.لازم به ذکر است که چندین روزنامهنگار دیگر از جمله سعید حجاریان مدیرمسئول روزنامه صبح امروز، عیسی سحرخیز، محمد قوچانی سردبیر روزنامه اعتماد ملی، ژیلا بنییعقوب، بهمن احمدی امویی، مسعود باستانی، مهسا امرآبادی،مجید سعیدی، مازیار بهاری، ساتیار امامی، بهزاد باشو و … همچنان زندانی هستند.
هیات سه نفره قضایی درباره حوادث اخیر به مردم گزارش دهند
پس از آنكه آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی به رییسی، دری نجف آبادی و پورمحمدی دستور رسیدگی به مسائل بعد از انتخابات را داد، امروز از آنها خواست كه نتیجه اقدامات خود را به مردم ارائه دهند.
رئیس قوه قضائیه خواستار تبعیت تمام مسئولان و مدیران کشور از فرمایشات و توصیههای مقام معظم رهبری و عمل به این توصیهها شد و گفت: امیدوارم تمام مسئولان آنچه مصلحت نظام و انقلاب و اسلام است و دشمنان را ناامید میکند، انجام دهند.
آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی صبح امروز در جلسه مسئولان عالی قضاییگفت: بیانات و توصیههای مقاممعظمرهبری در مراسم تنفیذ بسیار مفید است،امیدوارم همه مسئولان کشور شرایط را به خوبی درک و وحدت و یکپارچگی خود را حفظ کنند.
رئیس قوه قضائیه در ادامه تأکید کرد: هیئت سه نفره قضایی نتیجه اقدامات و عملکرد خود را به مردم گزارش دهند.
در ادامه جلسه مسئولان عالی قضایی، درباره دستورالعمل اجرای ماده 570 قانون مجازات اسلامی (اصلاحی 11/10/1381) بحث و بررسی شد.
مطابق ماده 570 قانون مجازات اسلامی هریک از مقامات و مأموران وابسته به نهادها و دستگاههای حکومتی که برخلاف قانون به آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی محروم نماید علاوهبر انفصال از خدمت و محرومیت از یک تا پنج سال از مشاغل دولتی به حبس از دو ماه تا سه سال محکوم خواهدشد.
مراسم تحلیف کودتا در جوی پر تنش
مراسم تحلیف ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد صبح امروز در مجلس شورای اسلامی در حالی آغاز شد که صدها مأمور امنیتی و پلیس ضد شورش در اطراف میدان بهارستان پخش شده اند. مراسمی به ریاست علی لاریجانی که در آن غیبت علی اکبر هاشمی رفسنجانی به چشم می خورد
---
محمود احمدی نژاد در حالی در برابر اعضای مجلس شورای اسلامی ، برای آغاز دوره دوم ریاست جمهوریش قرار می گیرد که هنوز مخالفین وی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری معترضند و بدون شک مراسم تحلیف او را تحریم خواهند کرد.
احمدی نژاد که روز دوشنبه از سوی رهبر انقلاب ، علی خامنه ای به عنوان رئیس جمهوری جدید در سمت خود تأیید گشت پس از مراسم تحلیف خود باید در دو هفته آینده اعضای دولت جدیدش را به نمایندگان مجلس معرفی کرده تا رأی اعتماد دریافت کند.
روز گذشته روزنامه اعتماد ملی خاطر نشان ساخت که رهبران اپوزیسیون مراسم امروز را مثل مراسم روز دوشنبه تحریم خواهند کرد و متذکر شد که "در جلسه تحلیف احمدی نژاد به يقين عکس های يادگاری زيادی از صندلی خالی آيت الله هاشمی رفسنجانی، آيت الله ناطق نوری، مهدی کروبی، محمد خاتمی، حسن روحانی، محسن رضايی و بسياری از بزرگان ديگر خواهند انداخت تا در تاريخ به يادگار بماند."
همه با هم به جلسه دوم دادگاه می رویم .
سایت نوروز ارگان حزب جبه مشارکت ایران اعلام کرده است که تعدای از معترضان به نتیجه اعلام شده انتخابات در جلسه دوم دادگاه بازداشت شدگان حاظر می شوند.
نوروز این گونه نوشته :دادگاهی برگزار شده است که نه تنها حذف کل جریان اصلاح طلبی ایران را به بهانه خنده دار انقلاب مخملی هدف قرار داده، که ظاهرا طراحان آن سودای تسویه حسابی بزرگ با همه آن کسانی را در سر می پرورانند که خود بهتر از هرکسی میدانند با حذف ایشان ، انقلاب راستین سال پنجاه و هفت ، تمام – و تمام – هویت خود را از دست خواهد داد. هویتی که "آزادی" وجه اصلی و فلسفه اصلی پیدایش ، تکوین و پیروزی آن بود.
آنچه که در دادگاه نخست گذشت نه هویت اصیل ، ریشه دار و بالنده جریان اصلاح طلبی ایران را مورد تخدیش قرارداد و نه توانست خدشه ای به چهره های شاخص این جریان، به عنوان فرزندان راستین انقلاب آزادی محور سال پنجاه و هفت وارد کند. ما حصل این نمایش خنده دار و صد البته تاسف آور، هشداری بود به همه جریانات خارج از از اردوگاه اصلاح طلبی ، در مورد سرنوشتی که ابراز وجود در مقابل تمامیت خواهان متکی به قدرت اسلحه به دنبال خواهد داشت.
بر اساس اعلام رسانه های وابسته به جریان اقتدار گرا، فاز بعدی این ... قرار است روز پنج شنبه و به گفته مقامات قضایی به صورت علنی برگزار شود.
اعلام برگزاری علنی این دادگاه – اگر همانند کلیت آن صرفا نمایشی دیگر در جهت تحمیق افکار عمومی نباشد – لوازم و بایست هایی دارد که طراحان و مجریان این دادگاه را در معرض آزمونی جدی قرار خواهد داد .
اگر این دادگاه قرار است دوستان ما را به جرم اعتقادات و رفتار هایی که ما از آنان سراغ داریم و نه آنچه که تحت فشارهای آشکار و پنهان دوران زندان ، مجبور به واگویی آن شده اند، محاکمه کند، ما نیز خود را در جرم ناکرده آنان شریک می دانیم و حق داریم نه صرفا به عنوان تماشاگر این نمایش شوم ، که به اتهام آزادی خواهی و به جرم مطالبه آرمان های امام و شعار های اصلی انقلاب ، در جایگاه متهمین این بیدادگاه ، کنار برادرانمان بنشینیم و خود را در این افتخار شریک بدانیم.
ما مثل همه آنهایی فکر می کنیم که وارثان اصیل این انقلابند و شما همه قدرتتان را به کار بسته اید تا حق آنها را از ایشان بستانید. ما حق داریم اگر لباس خاکستری رنگ زندان ، تاوان تلاش برای تجری رای ملت است، آن را بر تن خویش ببینیم و به آن ببالیم.
اگر خیالتان راحت است از موفقیت آمیز بودن سناریویی که جمهوریت و اسلامیت نظام مقدس جمهوری اسلامی را هدف قرار داده، ما هم به جمهوری اسلامی، "نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم" اعتقاد داریم و ظاهرا همین دلیل برایتان کافی است تا ما هم کنار پر افتخار ترین فرزندان انقلاب بنشینیم و کیفرخواست خنده دارتان را گوش کنیم.
برگزاری علنی دادگاه ، معنی دارد . یعنی ما حق داریم آنجا باشیم و ببینیم در نظامی که میراث خون هزاران شهید و ثمره خون دل خوردن های امام است ، چه بر سر ریشه دارترین فرزندان انقلاب می آید.
ما روز پنج شنبه به دادگاه علنی شما می آییم چون ما هم مثل نبوی و میردامادی و تاج زاده و ابطحی و امین زاده و عرب سرخی و رمضانزاده و طبا طبایی و شریعتی و همه آنها که افتخار در زندان شما بودن را دارند، باور داریم که "آزادی" آرمان انقلاب بود.
ما پنج شنبه به ... علنی شما می آییم . چون ما هم به آزادی فکر می کنیم و این روزها این جرم سنگینی است...
آمریکا: احمدی نژاد رئیس جمهوریرسمی و منتخب ایران است.
آمریکا می گوید در ماه سپتامبر امسال در مورد تلاش برای مذاکره با ایران بازبینی خواهد کرد
در آستانه برگزاری مراسم سوگند ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، دولت آمریکا گفته است که او را به عنوان رئیس جمهوری منتخب ایران به رسمیت می شناسد.
رابرت گیبز، سخنگوی کاخ سفید، روز سه شنبه (چهارم اوت) گفت که مشروع بودن ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد یک موضوع داخلیست که به مردم ایران مربوط است و ارتباطی به آمریکا ندارد.
او در نشست خبری کاخ سفید تاکید کرد که محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری منتخب ایران است و برنامه آمریکا برای مذاکره اتمی با ایران تغییر نکرده است.
دولت باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، از زمان آغاز بحران سیاسی ایران بارها بر مذاکره اتمی چندجانبه با دولت ایران تاکید کرده است.
مراسم ادای سوگند ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، روز چهارشنبه (پنجم اوت) در مجلس ایران برگزار خواهد شد.
مخالفان محمود احمدی نژاد که او را به ارتکاب تقلب در رای گیری ها متهم کرده اند، دولت وی را نامشروع می دانند، اما خود او و طرفدارانش این اتهام ها را بی اساس می دانند.
کشورهای اروپایی متحد آمریکا از جمله بریتانیا اعلام کرده اند که به مراسم سوگند محمود احمدی نژاد نماینده خواهند فرستاد.
با این همه، دولت بریتانیا و آلمان گفته اند که قصد ارسال نامه تبریک به محمود احمدی نژاد را ندارند.
آمریکا که با ایران روابط دیپلماتیک ندارد دیپلماتی در مراسم سوگند رئیس جمهوری ایران نخواهد داشت.
سخنگوی کاخ سفید روز سه شنبه تاکید کرد که این امر به معنای به رسمیت نشناختن محمود احمدی نژاد نیست.
دولت آمریکا هشدار داده است که به هر اقدامی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی توسل خواهد جست.
ایران بارها با رد این اتهام ها، تاکید کرده که تمام برنامه های اتمی این کشور صلح آمیز است.
دولت باراک اوباما هرچند بر مذاکره با دولت محمود احمدی نژاد تاکید دارد، هیچگاه توسل به گزینه نظامی علیه ایران را صراحتا رد نکرده است و می گوید که در صورت بی نیتجه بودن مذاکرات اتمی تحریم های “فلج کننده” علیه ایران در نظر خواهد گرفت.
