۱۱ مرداد ۱۳۸۸
دکتر روح الامینی:بايد عاملين قتل فرزندم قصاص شوند.
پیش بینی علیخانی از حکم بیدادگاه
افتخار این محاکمه نصیب چه کسی خواهد شد؟
معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران، عبدالرضا محبتی، روز شنبه در آغاز یکی از کم سابقه ترین محاکمات در تاریخ جمهوری اسلامی ایران علیه حدود صد متهم به " آشوب در حوادث اخیر"، ادعانامه ای در شرح مفصل تئوری کودتای مخملی ارائه کرد و اشاراتی کوتاه نیز به اظهارات جاسوسی کرد که نامش فاش نشده است. در این ادعا نامه به هدایت های خراجی و طولانی مدت بودن این نوع کودتاها بسیار تکیه شده است.
برداشت کلی دکتر ابراهیم یزدی، دبیر کل نهضت آزادی از این محاکمه اینست که ادعانامۀ معاون دادستان فاقد مشروعیت حقوقی است چون فرضیات تئوریک یک پژوهشگر در آنسوی دنیا سندی برای ارتکاب جرم در ایران بحساب نمی آید.
به نظر این فعال سیاسی، پرسش اینست که در جمهوری اسلامی ایران چه اتفاقی افتاده است که دهها نفر از شخصیتهای برجسته ای که سی سال در این حکومت مشاور و رئیس جمهور، وزیر، سفیر، معاون نخست وزیر بوده اند، بنا بر ادعای دادستانی، حاضر شده اند با یک قدرت خارجی برای براندازی نرم جمهوری اسلامی تبانی کنند؟ این به چالش کشیدن اصالت جمهوری اسلامی ایران در سی سال گذشته است.
او می گوید: این محاکمه نماد وجود کشمکش های جدی درون حکومت است و هدفی جز پیروزی بخشی از نیروهای درون قدرت بر بخش دیگر ندارد. سردمداران این دادگاه بسرعت مجبور خواهند شد تحت فشار افکار عمومی این دادگاه را جمع کنند. کلیۀ مکتب شیعه را به روایت از حضرت علی نوشته اند که اقرار گرفتن از کسی به زور کاری زشت و خلاف اصول حقوق اسلامی است.
گمانه هایی از پنج عضو قطعی کابینه کودتا
آخرین گزارش ها حاکی از آن است که 5 نفر از اعضای کابینه دولت دهم که تیم همراهان اقتصادی احمدی نژاد را تشکیل خواهند داد تقریبا قطعی شده است.به گزارش خبرنگار جهان در آخرین بررسی ها قاسم قانعی جانشین سابق تبصره 13 و رئیس هئیت مدیره گروه صدرا ،احتمالا به عنوان وزیر صنایع معرفی می شود. بر اساس این گزارش عباسی وزیر تعاون تنها عضو تیم اقتصادی دولت است که در دولت دهم باقی خواهد ماند و احمدی نژاد را در پیشبرد دو پروژه اصلی و شاخص کارنامه اقتصادی دولت نهم یعنی مسکن مهر و سهام عدالت همراهی خواهد کرد .همچنین تیم بررسی کننده صلاحیت ها حسینی و رویانیان را بعنوان دو گزینه اصلی سازمان تربیت بدنی در نظر گرفته و چهار گزینه دیگر را حذف کرده است .در همین حال معرفی علی آبادی بعنوان وزیر مسکن و شهرسازی و جانشین سعیدی کیا قطعی شده است .لازم به ذکر است بررسی ها در رابطه با دیگر اعضای کابینه در دولت ادامه دارد. شنیده ها حاکی ازآن است که آخرین لیست کاندیداهای کابینه دولت دهم که توسط یک خبرگزاری دولتی منتشر شده بود،توسط رئیس جمهور رد شده است و احمدی نژاد به شمار بسیار اندکی از افراد فهرست منتشر شده چراغ سبز نشان داد.
خاتمی: این دادگاه، یک نمایش بود
محمد خاتمی روز یکشنبه به برگزاری دادگاه محاکمۀ بازداشت شدگان تظاهرات اخیر اعتراض کرد و آنرا طراحی صحنه و مخالف قوانین جمهوری اسلامی و حقوق شهروندی دانست.
این بیانیه که توسط دفتر خاتمی منتشر شده، دادگاه روز شنبه، دهم مرداد را که در آن حدود صد تن از دستگیر شدگان جریانات پس از انتخابات ریاست جمهوری به براندازی نرم و همکاری با بیگانگان متهم شده اند، خلاف قانون اساسی عنوان کرده و یادآور شده است این رفتار عاملی برای از بین رفتن اعتماد افکار عمومی است. این بیانیه که در پایان دیدار برخی چهره های سیاسی و نمایندگان مجلس با محمد خاتمی منتشر شده، اعترافات در شرایط نامطلوب و تحت فشار را فاقد هر گونه ارزش قانونی و قضایی دانسته است.
محمد خاتمی از عدم موافقت رئیس قوۀ قضاییۀ ایران با این روند سخن گفته و افزوده است فکر نمی کند که آیت الله هاشمی شاهرودی با این دادگاه و اتفاقی که افتاده است، موافق باشد.
دادگاه محاکمۀ بازداشت شدگان جریانات پس از انتخابات روز دهم مرداد آغاز شد. این دادگاه بازداشت شدگان را متهم به تلاش برای براندازی نرم، کودتا و همکاری با بیگانگان متهم می کند. اکثر چهره های سرشناس سیاسی اصلاح طلب در دادگاه روز شنبه شرکت داده شده بودند. محمد علی ابطحی، محمد عطریانفر، بهزاد نبوی، کیان تاجبخش، مازیار بهاری، محسن میردامادی از متهمان این دادگاه هستند. محمد علی ابطحی در این دادگاه به مثلث خاتمی، هاشمی و موسوی در جریانات پس از انتخابات اشاره کرده و گفته است که هاشمی رفسنجانی بدنبال انتقام از احمدی نژاد بود.
مطبوعات امروز ایران نیز همگی به دادگاه روز گذشته پرداخته اند. در حالیکه روزنامۀ اعتماد ملی در یادداشتی در همین باره امروز نوشته است اعترافات هیچ ارزش قانونی ندارد، روزنامۀ کیهان با رضایت از دادگاه، عنوان کرده است که این دادگاه شواهد و دلایلی مبنی بر خیانت محمد خاتمی و میر حسین موسوی ارائه می کند.
رضایی خواستار برگزاری دادگاه متخلفین علیه مردم شد.
محسن رضایی، دبیر کل مجمع تشخیص مصلحت نظام در نامه ای از آیت الله هاشمی شاهرودی، رئیس قوۀ قضاییه خواست دادگاه متخلفین حوادث اخیر نیز تشکیل شود.
محسن رضایی در این نامه خطاب به رئیس قوۀ قضاییه، دو گروه اغتشاشگر و افراد خودسر و مامورینی که مقررات را زیر پا گذاشته اند، را عامل به مردم دانست و خواهان تشکیل دادگاهی برای رسیدگی به جرم این افراد، به موازات دادگاه بازداشت شدگان در ناآرامی های اخیر شد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام از هاشمی شاهرودی پرسیده است " چرا نباید این دادگاه همزمان با دادگاه اول تشکیل شود". وی چهار گروه را در ناآرامی های اخیر فعال دانسته است. " گروه اول ماموران و نیروهای انتظامی که برقراری نظم و امنیت را بر عهده داشتند. گروه دوم متخلفین از قوانین و مقررات که به کوی دانشگاه و مردم معترض حمله ور شده و با دستگیر شدگان برخوردهای غیر انسانی داشته اند". کاندیدای معترض به انتخابات گروه سوم را مردم معترض معرفی کرده است که با آرامش و سکوت در صدد بیان اعتراضات خود بودند و گروه چهارم از نظر دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام اغتشاشگرانی هستند که به مردم و ماموران و اموال عمومی حمله ور شده اند.
محسن رضایی دو گروه اول و سوم یعنی مردم و ماموران دولتی را قربانی حوادث دانسته و گروه متخلفین و عوامل خودسر و اغتشاشگران را گروههای معرفی می کند که بیشترین آسیب ها را طی روزهای گذشته به مردم و اموال عمومی وارد کرده اند. بر همین اساس، محسن رضایی در این نامه تقاضای برگزاری دو نوع دادگاه برای این دو گروه شده است.
این کاندیدای معترض نوشته است که جای دادگاه متخلفین خالی است و این دادگاه باید تشکیل شود و به موارد متعددی از جمله حمله به کوی دانشگاه تهران و کلاس های دانشگاه اصفهان، عاملین ضرب و شتم دستگیر شدگان که منجر به کشته شدن افراد در بازداشت شده است، عوامل ضرب و شتم مردم معترض در خیابان ها رسیدگی کند.
وی تاکید کرده است که افراد و آمران پشت سر متخلفین نیز باید شناسایی شوند. دبیر کل مجمع تشخیص مصلحت نظام عدم در نامۀ خود تأکید کرده است که در صورت عدم تشکیل این دادگاه و عدم محاکمۀ عاملان و آمران حمله به مردم و بقتل رساندن بازداشت شدگان در بازداشتگاهها، نه تنها عدالت صورت نگرفته بکله خسارات دیگری به نظام جمهوری اسلامی وارد می شود.
محسن رضایی از هاشمی شاهرودی خواسته است بعنوان مدعی العموم دادگاه دوم را تشکیل و متخلفین را به دادگاه بکشاند.
عطریانفر: زندان به ما صراحت لهجه داد
بگزارش خبرگزاری ایلنا، محمد عطریانفر، عضو حزب کارگزاران در این کنفرانس به خبرنگاران گفت رقابت های انتخاباتی یک رویداد بزرگ در تاریخ سیاسی کشور بود اما بدخواهان از جریانات پس از انتخابات استفاده کرده و توانستند به نظام ضربه وارد کنند. عضو حزب کارگزاران افزود در بازداشت به همراه محمد علی ابطحی به این باور رسیده اند که باید گذشتۀ خود را نقد کنند و اظهار امیدواری کرد که با رویۀ پیش رو، آیندۀ بهتری داشته باشند. وی از گروههای سیاسی دوم خردادی خواست که اشتباه و شکست خود را اعلام کنند.
محمد علی ابطحی، عضو حزب مشارکت نیز با اشاره به حضور مردم در انتخابات گفت:" کشور پس از انتخابات می توانست با توجه به چهل میلیون رایی که در این انتخابات بدست آمد، فضای خوبی داشته باشد اما متاسفانه با اقدامی که میر حسین موسوی از خود نشان داد و حمایت شخصیت هایی مثل هاشمی و خاتمی بدلایل مختلف از وی، مردم را دچار آسیب کرد".
عضو حزب مشارکت از اینکه "شجاعت یافته" و توانسته است حرف هایش را بزند، اظهار خرسندی و خوشحالی کرده است.
عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز با اظهار گلایه از هاشمی "بخاطر انتقام گیری از رهبری و احمدی نژاد و از خاتمی بدلیل همراهی با موسوی برغم شناخت از قدرت رهبری" گلایه کرده و افزوده است که "خاتمی حق نداشت تمام جریان اصلاح طلبی را پای موسوی قربانی کند چون موسوی جریان اصلاح طلبی را نمی پذیرفت".
محمد علی ابطحی در سخنانش همچنین از آیت الله خامنه ای بدلیل موضع قوی وی در نماز جمعه تشکر کرده و افزوده است:" آیت الله خامنه ای در نماز جمعه اعلام کردند که هیچ گاه از موضع خود یکقدم هم عقب برنمی گردند، از ایشان بدلیل مدیریت این فضا کمال تشکر را دارم چرا که اگر این کار را نمی کردند، الان مثلت ناامنی افغانستان، ایران و عراق در منطقه شکل می گرفت".
این عضو حزب مشارکت در بخشی از سخنان خود به رفتار موسوی پس از انتخابات اشاره کرد و افزود:" موسوی بجای ایجاد چنین فضایی پس از انتخابات، می توانست با توجه به آرای سیزده میلیونی خود، ضمن ارسال پیام تبریک به احمدی نژاد، آیندۀ روشن تری برای ایران بوجود آورد". محمد علی ابطحی از حوادث پس از انتخابات را با عنوان " اشتباه" نام برده که "ضربۀ بزرگي به نظام زده است". ابطحی با اینحال خود را از اصلاحات دانست و با دفاع از اقدامات مثبت جریان اصلاحات، افزود به اقدامات مشکل آفرین این جریان نقد دارد.
ابطحي برنامه ریزی طرح تقلب را "پاشنۀ آشیل" اقدامات در جریان انتخابات و پس از آن عنوان کرد و گفت" تقلب اسم رمز ما برای آشوب ها بود". وی همچنین با اشاره به وضعیت مناسب زندان از نداشتن مشکل در مدت بازداشت خود گفت. به گفتۀ ابطحی "بازجوهای مودب و با فهم و شعوری" در زندان حضور داشتند و "زندگي در آنجا عادی و بسيار خوب بود و جو اين گونه نبود كه اگر اين مسائل را نميگفتيم تا يك ماه ديگر در زندان باقی می مانديم".
محمد عطریانفر هم به شرایط زندان اشاره کرد و گفت که این شرایط در یافتن طراحت لهجه تاثیر داشته اشت.
ابطحی در مورد این که اقدامات خاتمی را خائنانه نامیده بود، گفت:" هر کدام از (اضلاع) مثلث موسوی، هاشمی و خاتمی که حامی موضوع تقلب بودند، دلایل مختلفی داشتند، موضع هاشمی انتقام گیرانه بود و به مشکلات وی با احمدی نژاد باز می گشت، موسوی هم چون وضعیت جامعۀ فعلی را نمی شناخت به گفتۀ خودش چیزی برای از دست دادن نداشت، اما صحبت من اینست که خاتمی فضا، اقتدار نظامی، انتظامی و رهبری را می شناخت و با علم به این موضوعات، حمایت وی از موسوی یک خیانت است".
مازیار بهاری، خبرنگار هفته نامۀ نیوزویک حضور هفتصد خبرنگار خارجی در کشور در زمان انتخابات را عاملی برای ارسال خبر با استفاده از خلاءهای امنیتی موجود در کشور دانست و گفت: "حضور خبرنگاران خارجی باعث شد بعضی افراد برای خوش خدمتی به غرب تلاش کنند اینگونه جلوه دهند که انقلاب سبز در حال تحقق است".
كيان تاجبخش نيز اتفاقات اخير در انتخابات رياست جمهوري را نتيجۀ يك برنامهريزي طولاني مدت دانست و گفت که ارتباط افراد فعال سیاسی داخل ایران با افراد فعال سیاسی داخل آمریکا مدت ده سال است كه از طرف دولت آمريكا و بنياد سورس و راكفلر حمايت ميشود و بدلیل نبودن ارتباط دیپلماتیک و عدم مذاکرۀ مستقیم، ارتباط ها از طريق نهادهای آمریکایی با جريانات اصلاح طلب ايراني انجام می شود.
گفتنی است که نخستین دادگاه دستگیر شدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران بدون حضور وکلای مدافع صورت گرفته است. دفتر هاشمی رفسنجانی و حزب مشارکت پس از برگزاری نخستین جلسۀ این دادگاه بیانیه هایی در رد اعترافات بازداشت شدگان صادر کردند و اظهارات مطرح شده را در نتیجۀ فشار و آزار زندانیان و فاقد ارزش دانستند.
۱۰ مرداد ۱۳۸۸
تنها اعتراف بهزاد نبوی: حاضر نیستم به موسوی خیانت کنم .
در بخشی از کیفرخواست نماینده دادستان در جلسه دادگاه روز شنبه آمده است:بهزاد نبوي عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين، مشاور رئيس جمهور سابق و نايب رئيس مجلس ششم نيز كه اكنون در بازداشت به سر ميبرد، در مورد طرح تقلب اعتراف مي كند: “ما هيچ سندي دال بر وجود تقلب نداشته ايم وبايد به رأي شوراي نگهبان التزام داشته باشيم.”
وقتي از آقاي نبوي خواسته شد كه لااقل براي جبران بخشي از تخلفات خود و به خاطر وضعيتي كه با طرح واهي تقلب به وجود آوردهايد و معترف هم هستيد كه سندي در تأييد آن نداريد و به خاطر اين ادعاهاي دروغ خسارت هاي جاني و مالي فراواني بر مردم عزيزمان تحميل نموده ايد. همين مسأله را رسما اعلام كنيد، ايشان در پاسخ ميگويد: “من به آقاي موسوي خيانت نمي كنم. “
از او سئوال شد آيا به خاطر عدم خيانت به موسوي، حاضر هستيد كه به مردم خود و تاريخ كشورت خيانت كني؟ نامبرده هيچ پاسخي نميدهد
تفیذ مشروط احمدی نژاد
طبق بند نهم اصل 110 قانون اساسی امضا حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم، از جمله وظایف و اختیارات رهبری میباشد که در قانون اساسی مشخص شده است. بنابراین، اینکه شخصی به عنوان رئیسجمهور انجام وظیفه کند، باید علاوه بر طی کردن مرحله اول ثبتنام و تأیید صلاحیت کاندیدا از سوی شورای نگهبان، مرحله دوم برگزاری انتخابات و بهدست آوردن اکثریت آرا مردم و بعد هم تأیید صحت انتخابات از طرف شورای نگهبان، طبق قانون اساسی یک مرحله دیگری هم داریم و آن امضا حکم ریاست جمهوری توسط ولیفقیه پس از انتخاب مردم است.
حال سؤال این است که فلسفه پیشبینی چنین مرحلهای چیست و این امضا به چه معناست؟ برای پاسخ به سؤال ابتدا باید نگاهی به مبانی فقهی و اصول اعتقادی خودمان داشته باشیم، چون ما معتقد هستیم که ولایت جامعه و امور مربوط به جامعه، برعهده فقیه جامعالشرایط است و بر همان مبنا هم در قانون اساسی ولایتفقیه را پیشبینی کردیم. بنابراین تمام بخشهای کشور مثل قوه قضائیه و از جمله قوه مجریه باید بهنوعی به ولیفقیه متصل باشند.
براساس همین دیدگاه، اصل 107 قانون اساسی که راههای تشخیص و تعیین رهبر را مشخص کرده در نهایت میگوید که آن فقیهی را که مجلس خبرگان به رهبری انتخاب کند، ولایت امر و همه مسئولیتهای ناشی از آن را برعهده خواهد داشت. بنابراین وقتی کسی بهعنوان رهبر برگزیده شد، تمام مسئولیتهای ناشی از ولایت امر هر مسئلهای در کشور – چه در بخش قضا، چه در بخش اجرا و. . . – برعهده ایشان است. البته رهبر با مردم براساس قانون اساسی پیمان بسته که حق انتخاب با مردم باشد و مردم از میان کاندیداها آنطوری که بهتر میدانند تشخیص داده و رأی بدهند؛ اما هرکسی که از جانب مردم انتخاب گردد، باید بهنحوی اِذن از طرف رهبری داشته باشد تا آن امانتی را که ملت به او سپردهاند به مرحله اجرا درآورد.
معنای تنفیذامضا از نظر لغت یعنی به اجرا در آوردن که مترادف آن تنفیذ است. بعضیها از این موضوع اینگونه برداشت کردند که امضا با تنفیذ فرق میکند؛ خیر؛ امضا با تنفیذ از نظر استدلال حقوقی و فقهی و شرعی هیچ فرقی نمیکند و تفاوتی ندارند. لذا امام راحل (رضواناللهتعالیعلیه) در حکم انتصاب اولین رئیسجمهور منتخب ملت نوشتند: «من رأی ملت را تنفیذ میکنم.» مشخص است بهجای واژه «امضا» از واژه «تنفیذ» استفاده شده که هیچ تفاوتی با همدیگر ندارند.
جمله «من رأی ملت را تنفیذ میکنم و شما را به ریاست جمهوری منصوب میکنم» به این دلیل است که اختیار اصلی دست ولیفقیه است که ایشان این اختیار را برای مثال در بخش اجرا بهدست رئیسجمهور و در بخش قضا بهدست رئیس قوه قضائیه میسپارند. برداشت حقوقدانها هم همینطور است. کتب حقوقی را که نگاه کنید امضا را به معنای تنفیذ گرفتند و حتی در قانون هم همین برداشت تأیید شده است. در قانون انتخابات ریاست جمهوری اشاره دارد که پس از تأیید انتخابات توسط شورای نگهبان، تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط رهبری صورت میپذیرد؛ یعنی بهجای کلمه «امضا»، «تنفیذ» را بهکار بردند.
آیا تنفیذ امری تشریفاتی است؟حال پس از مشخص شدن اصل موضوع به این مسئله میپردازیم که آیا این امضا جنبه تشریفاتی دارد یا اینکه تأثیرگذار است و بدون این امضا اصلاً ریاست جمهوری رسمیت پیدا نمیکند؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت که مشخص است که منظور قانون از تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط ولیفقیه، تشریفاتی بودن آن و اینکه یک مراسمی به مراسمهای دیگر اضافه شود نیست. منظور قانون این است که بدون امضا رهبری اصلاً ریاست جمهوری رسمیت پیدا نمیکند و شرعاً نمیتواند در آن حوزه دخالت کند. هم اعتقادات دینی و مبانی فقهی ما و هم قانون اساسی ما -که در آن فرض بر این است که هیچ اصلی برای تشریفات نوشته نشده است- مؤید این مطلب هستند.
تشریفاتی بودن یک امضا، یک برداشت عوامانه و غیرعلمی از امضاست که به هیچوجه در قانون اساسی مورد نظر نیست. بنابراین این امضا، یک مرحله از مراحل اصلی اساس کار رئیسجمهور است. حتی اگر بخواهیم دقت حقوقی داشته باشیم، نمیتوانیم به فرد منتخب مردم در انتخابات، قبل از اینکه حکم او از جانب رهبری تنفیذ شود و پس از آن مراسم تحلیف را برگزار کند، رئیسجمهور بگوییم. زیرا اقدامات رئیسجمهور دخالت در حقوق و تکالیف مردم است و این نیاز به اِذن ولی امر دارد و این اذن در قانون اساسی تحت عنوان امضا مورد تأکید قرار گرفته است.
اگر بخواهیم این امر را در قالب مثال و بهصورت ساده بیان کنیم، امضا حکم ریاست جمهوری مانند تأییدی میماند که شورای نگهبان برای مصوبات مجلس صورت میدهد. مصوبات مجلس را تا زمانیکه شورای نگهبان تأیید نکند، رسمیتی پیدا نمیکند ولو اینکه مجلس مقدمات امر را انجام داده باشد.
اثرات تنفیذامام (رضواناللهتعالیعلیه) در احکامشان فرمودند: «به موجب این حکم رأی ملت را تنفیذ و ایشان را به این سمت منصوب نمودم لکن تنفیذ و نصب اینجانب و رأی ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران». چون اگر ولیفقیه منصوب نکند آن منصب غیر مشروع است، ولو اگر رأی آورده باشد. بنابراین مهمترین اثر حکم تنفیذ، مشروعیتبخشی به کار رئیسجمهور است. امام (رضواناللهتعالیعلیه) میفرمایند: «اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایتفقیه در کار نباشد، طاغوت است. یا خدا، یا طاغوت. اگر به امر خدا نباشد و رئیسجمهور با نصب فقیه نباشد غیر مشروع است.» امام (رضواناللهتعالیعلیه) تصریح میکنند که حتماً باید امضا بکنند و تنفیذ ولایتفقیه پشت سر آرای مردم باشد تا علاوه بر مقبولیت و رسمیت جنبه شرعی قضیه هم رعایت شده باشد.
تنفیذ امری استمراریاما نکته قابل توجه دیگری در باب امضای حکم ریاست جمهوری این است که این امضا یک امضای ابتدایی و بدوی نیست، بلکه استمراری است. یعنی اینطور نیست که اگر کسی رأی اکثریت را آورد و رهبری حکمش را امضا کردند، دیگر تا چهار سال حتماً رئیسجمهور باشد. خیر؛ امضای رهبری بهطور مستمر باید پشت سر رئیسجمهور باشد و هر موقع رهبری امضا خودشان را پس بگیرند – یعنی تنفیذ را پس بگیرند- رئیسجمهور هم مشروعیت حقوقی و فقهی خودش را از دست میدهد. به همین دلیل است که امام راحل (رضواناللهتعالیعلیه) در تمام احکامی که برای رئیسجمهورهای دوره خودشان صادر کردند، پس از تنفیذ رأی ملت تصریح کردند که تنفیذ من مشروط است و محدود به اینکه شما موازین شرعی را رعایت کنید و به موازین قانونی نظام پایبند باشید و در یک جمله شرایط یک رئیسجمهور را از دست ندهید. رهبر معظم انقلاب هم در دوران رهبری خودشان هر حکمی که داشتند همین سیره و همین شیوه صحیح وشرعی را ادامه دادند و هم از کلمه تنفیذ و هم از این شرط استفاده کردند که تأیید من و تنفیذ من تا موقعی استوار است که شما به موازین قانونی و شرعی پایبند باشید.
عضو حقوقدان شورای نگهبان
احمدی نژاد: بگذارید تحلیف برگزار شود، یقهشان را میگیریم و سرشان را میچسبانیم به سقف!
محمود احمدینژاد دیروز در جمع اساتید بسیجی گفت: دوره جدیدی آغاز شده است. بگذارید مراسم تحلیف برگزار شود، دولت کارش را شروع کند، یقهشان را میگیریم و سرشان را میچسبانیم به سقف!
احمدینژاد که در مراسم افتتاحیه یازدهمین هماندیشی اساتید بسیجی سخن میگفت، انتخابات اخیر را آزادانهترین انتخابات در همه دنیا و پس از انقلاب دانست و افزود: انتخابات اخیر مبانی دموکراسی لیبرال را در تئوری و عمل زیرسؤال برد.رئیس متوهم دولت کودتا خاطرنشان کرد: مردم در این انتخابات الگوی جدیدی برای بشریت ارائه کردند و استیلای قدرت، ثروت، حزب و رسانه را در هم شکستند! او حزب و رسانه را از ابزار نظام سلطه خواند و گفت: «احزاب و مردم از هم جدا هستند، وابسته به قدرتند و مردم نقشی در احزاب ندارند.»
رئیس دولت کودتایی دهم در ادامه، اطلاع خود را از عصبانیت کسانی که «آنها» خطاب میکرد به گوش حضار رساند و با بیان اینکه «دوره جدیدی آغاز شده است» تأکید کرد: «بگذارید مراسم تحلیف برگزار شود، دولت کارش را شروع کند، یقهشان را میگیریم و سرشان را میچسبانیم به سقف»!
وی در بخش دیگری از سخنان خود، دولت را با اندیشه ولایی معرفی کرد و گفت: «در روزهای اخیر عدهای با خیال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبری عزیز را خدشهدار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدایی و فاصله بین دولت و رهبری را القاء کنند».احمدینژاد که در این سخنرانی نامی از معاون اول مستعفیاش نبرد، همه آنچه را درباره انتصاب مشایی رخ داد، جریان رسانهای خواند و با «احمق» خطاب کردن جریانسازان رسانهای گفت: «وارد شدن بدخواهان در چنین عرصهای و القاء چنین شبهاتی حرکتی بینتیجه است و آنها قطعاً چنین آرزویی را به گور خواهند برد و این راه به روی شیاطین بسته است».
گفتنی است معترضان به انتصاب مشایی (که احمدی نژاد آنها را احمق خطاب کرده) طیف گستردهای اصولگرایان، علما و مراجع، نمایندگان مجلس و در نهایت رهبری نظام بودهاند؛ نه اصلاحطلبان و منتقدان که هیچ رسمیت و اهمیتی برای کابینه دهم قائل نیستند.احمدینژاد همچنین با بیان اینکه در روزهای اخیر عدهای با خیال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبر عزیز انقلاب را خدشهدار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدایی و فاصله بین دولت و رهبری را القاء کنند در حالی که آنان نمیدانند که نوع رابطه ما با مقام معظم رهبری فراتر از قالبهای سیاسی و اداری است و از جنس محبت، اعتقادی و پدر و پسری است. او تصریح کرد: «نفهمیدند روابط را، روابط ما با رهبری عزیز سیاسی نیست. نفهمیدند اصلاً این رابطه پدر وپسری است». او در ادامه خواست طرفداران آمریکا، انگلیس، منافقان و لیبرالها در این باره حرفی نزنند.وی ادامه داد: از سوی دیگر هم، باید به نقطهای برسیم که هیچ کس خیال نکند صاحب مملکت است، اختیارات فراقانونی دارد. او افزود: همچنین نباید کسانی برای خود و فرزندانشان حق و انحصار ویژهای قائل باشد. رئیسجمهور با بیان اینکه در این راه مبارزه خود را آغاز کرده است، تصریح کرد: «گر چه کار سخت و نبرد گسترده و همه جانبهای است اما شدنی است. این دولت تا آخر محکم پای اجرای عدالت ایستاده است».
احمدینژاد سپس با بیان اظهاراتی خندهدار مبنی بر این که «دولت در دوره جدید باید به دنبال ایجاد تحولات اجتماعی باشد»، در اظهاراتی خندهدارتر خاطرنشان کرد: «در نظام اسلامی همه باید احساس امنیت و آرامش کنند و هیچکس نباید احساس کند که کرامت او مخدوش شده است و از این رو جامعه اسلامی باید سرشار از نشاط، شادابی، سرزندگی و امید باشد.»وی در جای دیگری از صحبتش، با انتقاد از تعامل برخی دانشگاهها با بسیج دانشجویی و اساتید نسبت درباره برخورد با آنها گفت: «رئیس دانشگاهی به بچهها گفت:دادن جایی برای فعالیت بسیج در دانشگاه برای من هزینه دارد. من گفتم حضور تو هم در این دانشگاه برای من هزینه دارد». او افزود: دانشگاه باید با فرهنگ و اندیشه بسیجی اداره شود و پرچم فرهنگ بسیج به عنوان پرچم عزت، آزادیخواهی و روحیه نشاط باید در دانشگاه برافراشته شود».محمود احمدینژاد که پیش از تصدی ریاست دولت نهم نیز عضو بسیج اساتید بوده است، تصریح کرد: امروز سازمان بسیج اساتید درخت تناوری است که نقطه امید و اتکای انقلاب اسلامی در عرصههای علمی، فکری و فناری تبدیل شده است.هرچند سازمان بسیج اساتید به عنوان یکی از اتاقهای فکر دولت نهم معرفی میشود، اما رئیسجمهور در افتتاحییه یازدهمین هم اندیشی اساتید بسیجی با موضوع این همایش که طرح تحول اقتصادی و اصلاح الگوی مصرف بود آشنا شد و گفت: «خوشحال شدم وقتی متوجه موضوع نشست علمی شما شدم». این در حالی است که بررسی طرح تحول اقتصادی و اصلاح الگوی مصرف از پنج ماه پیش به سازمان بسیج اساتید واگذار شده بود.همچنین با غیبت محمدحسین صفارهرندی وزیر فرهنگ و ارشاد معزول دولت، وعده علی بختیاری، رئیس سازمان بسیج اساتید که در گفت و گو با «خبر» از اولویت بودن مسائل فرهنگی در این سازمان گفته بود در این همایش محقق نشد.روزنامه «خبر» گزارش داده که در پایان مراسم افتتاحیه یازدهمین هماندیشی اساتید بسیجی، یادداشتهای خبرنگاران و عکس برخی عکاسان ضبط شد تا خبر جلسه «تنها همان طور که باید منتشر شود، منتشر شود».
احمدینژاد روز پنجشنبه پس از ورود به مشهد سریعاً به استانداری خراسان رضوی رفت تا در همایش استانداران سراسر کشور سخن بگوید؛ جلسهای که هیچ خبرنگاری به آن راه نیافت و پشت درهای بسته برگزار شد و فقط چند عکاس توانستند از این جلسه عکسهایی را تهیه کنند.در این سفر، برخلاف سفرهای قبلی احمدینژاد، یار و مسئول دفتر این روزهایش یعنی مشایی همراهش نبود و تنها محصولی وزیر کشور، هاشمی ثمره دستیار ارشد وی و زریبافان رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران، احمدینژاد را همراهی کردند.
متهمان دادگاه امروز به سمت بازداشتگاه اسکورت شدند
ظهر امروز پس از پایان نخستین جلسه دادگاه بررسی اتهامات دستگیرشدگان پس از انتخابات، متهمان با اسکورت های متفاوتی محل دادگاه را ترک کردند.
چهره های سیاسی سرشناس هر یک در ماشین پژو مجزا با حضور یک راننده و دو محافظ از دادگاه خارج شدند اما دیگر بازداشت شدگان را با اتومبیل ون از محل دور کردند.
بهزاد نبوی که پس از پایان دادگاه امروز قصد تجدید وضو داشت، در حالی به سمت آبخوری کنار حیاط دادگاه می رفت که چهار نفر وی را همراهی می کردند.
خروج این متهمان در حالی صورت گرفت که خانواده های اکثر آنها در مقابل درب های دادگاه انتظارشان را می کشیدند.
محسن میردامادی و عبدالله رمضان زاده هنگام عبور از مقابل تجمع کنندگان در مقابل درهای دادگاه برایشان دست تکان دادند.
مجید سعیدی عکاس نیز برای همسرش دست تکان داد اما همسرش که تحمل دیدن این صحنه را نداشت، دگرگون و برآشفته شد.
مریم باقی همسر قوچانی سردبیر روزنامه اعتماد ملی و دیگر همسران بازداشت شدگان اخیر او را دلداری دادند.
کشتار و سرکوب فله ای، بازداشتهای فله ای و محاکمه فله ای
لازم به ذکر است تنها خبرگزاری وابسته و دروغ پرداز فارس اجازه تهیه گزارش از دادگاه را داشته است و با توجه به سابقه اخبار کذب و دور از حقیقت این خبرگزاری اصولا و اساسا نه می توان و نه بایستی به هیچکدام از اخبار منتشر شده از سوی این خبرگزاری در خصوص این دادگاه اعتنا کرد.
از منبع موثقی که در دادسرای امام خمینی چند دقیقه ای حضور داشت، شنیده می شود که اصلا هیچکدام از نوشته های خبرگزاری فارس صحت ندارد و این سناریوی بوده که از قبل آماده شده بود و می خواهد با این اخبار در جنبش سبز شکاف ایجاد کند.
البته در همین مطالبی که به عنوان اعترافات توسط این خبرگزای کذاب منتشر شده است نشان می دهد هیچ عنوان مجرمانه ای مطرح نشده است.
همراهان جنبش سبز هوشیار باشید زیرا تا زمانی که بازداشت شدگان در فضایی آزادانه و بدون فشار عقاید خود را نگویند، هیچکدام از این سناریوهای ساختگی جز طنز تلخ تاریخ هیچ نیست. ما در آستانه ی 12 مرداد هستیم. همبستگی مان را حفظ کنیم.
یادداشت آیت الله حجتی کرمانی درباره حوادث اخیر: استقلال كشور در خطر است، دين مردم در خطر است،
حجتی کرمانی در سلسه مقالاتی که از وی در روزنامه اطلاعات به چاپ می رسد اضافه کرد: شگفتا كه اوضاع جوّي و شرايط طبيعي و فيزيكي و اتفاقات ناگوار و سانحههاي هوايي نيز مزيد بر علت شده و فضاي عمومي كشور اعم از سياسي و طبيعي آلوده و تيره شده است.
این پژوهشگر اسلامی اضافه کرده است:سختيهاي كنوني با آنكه بيسابقه نيست و ما سي سال پس از انقلاب را، روزي نبوده است، كه بيمشكل از سر گذرانده باشيم، اما در اين سي ساله، هيچگاه دعوا و جنجال، در حدي نبوده است كه به زد و خورد خياباني و كشته شدنهاي دوسويه بكشد… به جز 30 خرداد سال 60 كه آن هم درگيري فيزيكي و خياباني نه ميان هواداران انقلاب كه ميان كساني كه رودرروي انقلاب ايستاده و اسلحه كشيده بودند با جوانان جانباختهاي كه با تمامي وجود، براي دفاع از انقلاب تلاش ميكردند، رخ داد.
حجتی کرمانی پرسید است: چه بگويم كه آيا ما ميتوانستيم از همان درگيريهاي خونين پرهيز كنيم؟ و آيا سياست ما در ادارة كشور، كلاً و صددرصد صحيح بوده است؟ و آيا ميتوانيم به لفظ «جلاله» سوگند بخوريم كه در اين سي ساله و در دعواهاي هر روزة ما، هيچكدام از ما، هيچگونه تقصير يا قصوري نداشته است؟ حاشا وكلا! مگر ما معصوم بودهايم و يا مگر در تاريخ حضرات معصومين نيز رخدادهايي برخلاف نظر و ميل و تصميم و ارشاد و راهنمايي آن بزرگواران صورت نميگرفته است؟
آیت الله حجتی کرمانی اضافه می کند: آيا اين خود يك اشتباه مزمن و متراكم نيست كه ما، پيوسته اشتباه و خطا را به «ديگر»ي نسبت دهيم و اين «ديگر»ي ممكن است «شخص» يا «شخصيت» يا «گروه» يا «قشر» يا «صنف» يا «حزب» يا «دستة» «ديگر» باشد؟ ما در اين سي ساله، عادت كردهايم كه روشنفكرانمان به علما و روحانيون «غُرّ» بزنند كه شما راهِ مملكتداري را نميدانيد و ميخواهيد با «فقه» كشورداري كنيد و نميتوانيد. و علما و روحانيونمان به روشنفكران «نِق» بزنند كه شما نسبت به نفوذ بيگانگان حساس نيستيد و مرعوب يا مجذوب آنانيد. و از اينرو به اصالت و خلوص انقلاب اسلامي لطمه ميزنيد… دانشگاهيان به حوزويان «چشم غُرّه» بروند و حوزويان، دانشگاهيان را با چشم «بدبيني» بنگرند… و اين فرافكني و تقصير و قصور را به گردن «ديگر»ي انداختن منحصر به اقشار اجتماعي از قبيل روحاني و دانشگاهي و بازاري و اداري و كارگر و كشاورز نيست، كه همة ما فرداً فرد خود را بيتقصير يا كمتقصير ميپنداريم و «ديگري» را عامل مشكلات و ناگواريها ميشماريم: افراد و اشخاص و مقامات و هر شخص و هر مقام؛ «ديگر»ي را مقصر يا قاصر ميداند و خود را از تقصير و قصور مبرّا ميپندارد!.
حجتی کرمانی اضافه کرده است: چرا راه دور برويم؛ در همين وقايع و اتفاقات ناگوار و تكاندهندة پيش و پس از انتخابات رياست جمهوري دهم، طرفين ـ يا بهتر بگويم ـ اطرافِ «رقابت» كه متأسفانه به نزاع و دعوا و درگيري فيزيكي و حتّي كشته شدن خياباني انجاميد، اصحاب دعوا، هيچكدام براي خود هيچگونه قصور و تقصيري قائل نيستند و همة قصورها و تقصيرها را به گردن «ديگر»ي مياندازند.
وی تصریح کرد: در صورتي كه وقتي گرد و خاك دعوا فرو نشيند و هيجان و عصبانيت اطراف دعوا فرو خوابد و عقل و منطق بخواهد در كلّ ماجرا، حكم عادلانه و منصفانه دهد، آنگاه ميتواند خالي از حبّ و بغض و موضعگيري خطي و جناحي و سياسي، قصور و تقصير را به گردن «همه» بيندازد… و واقع امر هم همين است چرا كه در معصيتها و گناهان اجتماعي، كل افراد جامعه، از بزرگ و كوچك و عالم و جاهل و فرمانده و فرمانبر، همگي در برابر خدا و تاريخ مسئول و معاقبند و اين قرآن و سنت و تاريخ است كه شهادت ميدهد بر آنكه حاكم و محكوم و عالم و جاهل و بطور كلي كل اقشار جامعه با اخلاق و تفكرات و اعمال و رفتار فردي و اجتماعي، پديدآورندة حوادث اجتماعي ـ اعم از خوب و بد ـ بودهاند… از پيروزي انقلاب و عوامل پيروزي و نيز از حوادث پس از 30 سال. در كُلّ اين جريانات، همة ما، اعم از زن و مرد و پير و جوان و عالم و جاهل دخيل و سهيم بودهايم و اكنون نيز چنين است.
این مبارز پیش از انقلاب تصریح کرد:ما اگر عاقل باشيم بايد دست آنکس را که ما را به عيب و کمبود علمي و اخلاقي و کردارمان آشنا ميکند ببوسيم و از او تا آخر عمر سپاسگزار باشيم نه آنکه براي ناديده گرفتن و پوشاندن عيبي که از زبان ديگري شنيدهايم، صد عيب و ايراد درست و نادرست بر روي هم، بچينيم و طرفمان را از ميدان بدر کنيم!.
به گزارش کرمان نما آیت الله حجتی کرمانی در نقد طرفین ماجرا در حوادث اخیر تصریح می کند: اين جو پرالتهاب و آکنده از کينه و نفرت كه پارهاي گويندگان و نويسندگان با ادعاي انقلابي گري و اصولگرايي يا روشنفکري و اصلاح طلبي به وجود آوردهاند، با تعاليم اسلامي و قرآني که مشحون از عقل و اخلاق است کمترين تناسبي ندارد و من به ضرس قاطع ميگويم که ما، مدعيان بهترين دين و حکومت و نظام، «مُسرف»ترين مردم جهان هستيم و در اين اسرافکاري همة دنيا را پشت سر گذاشتهايم و عجبا! که دنيا را به چالش ميکشيم و خود را مدير اخلاقي و عملي و سياسي دنيا ميدانيم!
استاد حجتی کرمانی اضافه می کند:آيا واقعاً در اين وقايع اسفبار كه به قيمت جان جوانان بيگناه ما از پسر و دختر و هتك حرمت بسياري از افراد و زندانيشدن عدهاي ديگر تمام شد و دشمنان ما، از رقص و شادي در پوست خود نميگنجيدند و هنوز هم تا مدتها فرياد و قهقهة دستهجمعي مستانهشان به گوش ميرسد، شخص زيد و عمرو و بكر و خالد و نيز گروه و حزب و جمعيت الف و ب و ج و د، هيچكدام مقصر نبودند و اين شياطين و اجنّه يا مأموران سيا و اينتلجنت سرويس و موساد بودند كه در خيابانهاي تهران به زد و خورد پرداختند و هتاكي كردند و دستشان به خون بيگناهان آلوده شد؟
عضو مجلس خبرگان قانون اساسی اضافه می کند:در پاسخ اين پرسشها كه در واقع پرسشهاي هر وجدان پاك و آزرده از ناگواريهاي باورنكردني اين ايام است، پارهاي شعارگونه و با اتكاء به ذهنيتهاي از پيش ساخته و يا براي پردهپوشي و كتمان حقايق، متوسل به مطالب غيراثبات شده و جنجالي از قبيل انقلاب مخملي ميشوند و حتي در مورد كشتهشدگان واقعه، حاضر نيستند، به سهمي كه بطور مشخص دارند، اقرار كنند… توضيحاً عرض ميكنم كه در فجيعترين صحنههاي درگيريهاي خونين پس از انتخابات، كساني از ارباب قدرت بطور مشخص مسلح بودهاند و كساني هم گفته ميشود درميان جمعيت تيراندازي كردهاند… خب، در اين ميان، امثال اين نگارندة بياطلاع، يك طرف مشخص را كه داراي اسلحه بوده است ميشناسد ولي ديگران را نميشناسد. مسئوليت خون بيگناهان را از چه كسي مطالبه كنم؟ بخصوص كساني در زندان درگذشتهاند و معلوم نيست علت مرگ آنها چه بوده است؟ اينها براي منِ كم اطلاع جاي سئوالهاي بزرگ به وجود ميآورد كه جز آنكه از مسئولان و مشخصاً از كسانيكه مسئوليت نظم و امنيت را برعهده دارند، توضيح بخواهيم چارهاي ندارم.
وی اضافه می کند: ممكن است در پاسخ اين سوال، با تندي و حدّت مواجه شوم و با تكرار آنچه در اين ايام بسيار از رسانههاي گوناگون شنيدهايم، من هم متهم شوم كه جزئي از «انقلاب مخملي»ام؟!.
آیت الله حجتی کرمانی در ادامه یادداشت های خود در روزنامه اطلاعات ضمن برحق دانستن مطالبات اصلاح طلبان به آنها توصیه هایی می کند: دوستان معروف به اصلاح طلب که طرف اصلي مشاجرات اخيرند، مطالبات برحق خود را در قالبي بيان کنند که دستاويز سوء استفاده بدخواهان و آشوبگران و برخي از هوچيان به ظاهر حزباللهي قرار نگيرند: هتاکان و شعارچيان آتش بيار معرکهاي که با قلم و بيان و رفتار و موضعگيري، هر چه ميتوانند دعوا را غليظتر و مشکل را مشکلتر و کلاف را سردرگمتر ميکنند و هر دَم و ساعت و هر روز و شب در نوشتههاي روزنامهاي و سخنرانيها و گفتهها و تحليلهاي آبکي و کشکي و جعل شايعات همراه با هتک حرمت و اشاعة تهمت و تعرض به عِرض و آبرو و حيثيت مسلمانان، آتش دشمني و کينه و عداوت را در دلهاي اصحاب دعوا بر ميافروزند. تو گوئي يک طرف کفر محض است و ديگري اسلام محض، يکي اسرائيل است و امريکا و ديگري مصلح جهاني ! و بايد در صحنه جنگ، سنگ تمام گذاشت و تا حريف بر جاي خود ننشيند و منفور و منکوب و مخذول و مطرود نشود، از پاي ننشست .
آیت الله حجتی کرمانی در تشریح فضای مسموم سیاسی کشور تصریح می کند:من ميخواهم عرض کنم در حاليکه پيشنهادهاي بسيار منطقي و عاقلانه آقاي هاشمي مواجه با چنان واکنشهاي حاد و غيرمنطقي ميشود که في المثل برادر بزرگوار، حضرت استاد شيخ محمد يزدي در مصاحبه مطبوعاتي خود، به سختي به آقاي هاشمي حمله ميبرد و در روزنامهها و گفتهها هم با بيانصافي و بيادبي تمام، نسبت به فردي که پس از امام و رهبري، سومين شخصيت استخواندار و با سابقه و هميشه در صحنه مبارزه و انقلاب است، به بدترين وجه اسائه ادب ميکنند، آنگاه چگونه آقاي خاتمي، با همه فضائل انساني و شخصيت معتدل و روشنفکري که دارد، سخن از «رفراندم» به ميان ميآورد؟!
وی اضافه می کند:من ميخواهم عرض کنم حالا که آقاي هاشمي اين سخنان را گفته همه، دنبال همين پيشنهادها را بگيريم و تا ميتوانيم در مورد مطالبات برحق خودمان، به «وحدت کلمه» برسيم و با اکتفا به «کف» مطالبات، بهانه از دست فتنه جويان و بدخواهان دوسويه يا چند سويه بگيريم.حجتی کرمانی با انتقاد از شیخ محمد یزدی می گوید:تا در اين فضا قلم ميزنم به صراحت از آقاي يزدي شديداً گله کنم که در ميان معرکه، «نرخ» طي نکنند! و مباحث مربوط به ولايت فقيه و ولايت الهي و مردمي و مقولاتي چون مقبوليت و مشروعيت را پيش نکشند و همينجا آب پاکي روي دست ايشان بريزم و بگويم (چنانکه در مقالات سالهاي گذشته در نقد مطالب ايشان و نيز حضرت استاد مصباح يزدي گفتهام) رأي مردم حتي در «مشروعيت» حکومت بالفعل (و نه بالقوه) پيغمبر(ص) و امامان معصوم (ع) هم شرط است به يک دليل ساده (که اين را در مجلس خبرگان دوم هم گفتم و به سختي مورد حمله قرار گرفتم) و آن اينست كه اگر رضايت مردم در مشروعيت حکومت شرط نباشد، پس اجبار بر اطاعت يعني حکومت استبدادي يا «ديکتاتوري صالح» جايز است… و به زبان طلبگي از آقاي يزدي ميپرسم «هل يجوز للنبّي اوالامام او الفقيه ان يُجبرالناس علي بيعته و طاعته؟»
حجتی کرمانی در بخش دیگری از مقاله خود اضافه کرده است:چرا راه دور برويم و از گذشتهها سخن بگوئيم: ديشب پسرم به من گفت شما كه طرفين را مقصر ميدانيد، آيا كسي كه فرزندش را گرفتهاند و زندانش كردهاند و بعد جنازهاش را تحويل پدر و مادر داغدارش دادهاند، چگونه ميتواند با آن كساني كه چنين بلائي را بر سر فرزندش آوردهاند، آشتي كند؟!
وی اضافه کرد: من عرض ميكنم: آقايان بزرگوار! استقلال كشور در خطر است، دين مردم در خطر است، شما را به خدا گردهم آئيد و براساس عقل و اخلاق و به حكم شرع و قرآن، راهحلي براي برونرفت از اين مشكل بجوئيد. و اين را صريحاً بايد بگويم كه اهمال در اين قضيه و سرسري پنداشتن مشكل و اهميت ندادن به اين هشدارها كه ممكن است از غرور باشد يا بياطلاعي يا هر عامل ديگري…، واقعيت امر را دگرگون نميكند و آيندة اين كشور هرچه باشد، مسئوليت مستقيم آن متوجه بزرگاني است كه ميتوانستند به حكم عقل و اخلاق و شرع، چارهاي بجويند و خداي ناكرده در آن اهمال كردند… كه چنين مباد.
حجتی کرمانی اضافه می کند: با بداخلاقي روشني كه آقاي احمدينژاد در مصاحبه با مهندس موسوي و كروبي و رضائي، بخصوص با موسوي نشان داد (تجاوز به حريم ديگران و بدگوئي از كساني كه طرف مناظره نبودند)، نخستين «كبريت» اين آتش را روشن كرد، كه پيوسته بر آن بنزين ريختند و هنوز معلوم نيست به كجا ميكشد.
نوشتههای خبرگزاری فارس، حرفهای ابطحی در دادگاه نیست .
خبرگزاری فارس، همانند گذشته، این بار هم زود دست خود را رو کرد و با نسبت دادن سخنانی به ابطحی که اساسا هیچ ربطی به اظهارات او در دادگاه امروز نداشت، دادگاه فرمایشی را هنوز تمام نشده رسوا کرد.
به گزارش موج سبز آزادی، منابع حاضر در دادگاه نمایشی سران زندانی اصلاحطلب خبر دادهاند که آنچه خبرگزاری فارس به عنوان اعترافات ابطحی در دادگاه امروز منتشر کرده، یک متن از قبل تنظیمشده است که ربطی به سخنان امروز این روحانی اصلاحطلب در جلسه امروز دادگاه ندارد.این گزارش حاکی است ابطحی از لحظهای که بر روی صندلی دادگاه نشست، کاغذی را در دست داشت که ملزم شده بود به عنوان اعترافات از تریبون دادگاه بخواند. این موضوع که در عکسهای خبرگزاری فارس نیز مشهود است و قابل انکار نیست، به تنهایی برای اثبا ساختگی بودن اعترافات منتسب به ابطحی، کافی است و نیازی به ارائه دلایل بیشتر یا انتظار برای آزادی این فعالان سیاسی نیست که خود بگویند تحت چه شرایطی از آنها اعتراف گرفتهاند.
علیرضا بهشتی: فکر نمیکردند مردم و موسوی بایستند
نزدیک به دو ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد میگذرد. اعتراضات مردمی نسبت به نتیجه اعلام شده انتخابات ادامه دارد و کشور همچنان آبستن حوادث نگران کننده است. یک روز بازداشتگاه کهریزک به دلیل اعمال خشونت و رفتار نامناسب با بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات تعطیل میشود و روز دیگر دادگاهی برای چهرههای سیاسی بدون حضور وکلای آنها بر پا میگردد. گفتوگوی پارلمان نیوز با علیرضا بهشتی را که روز پنچ شنبه در چهلم شهدای انتخابات در دفتر کارش انجام شده، در ادامه میخوایند. فرزند شهید بهشتی، از مشاوران و نزدیکان میرحسین موسوی است که از دوران نخست وزیری با او همراه و همکار بوده است. نگرانی علیرضا بهشتی از اوضاع این روزهای کشور نه تنها از چهره او بلکه زمانی آشکارتر شد که گفت نگران مراجعانش و قرارهایی است که میگذارد.
** اطلاعاتی در مورد وضعیت بازداشتگاهها، نحوه برخورد با بازداشتیها، نگهداری آنها و شکنجه و…در اختیاردارید؟
در مورد برخی از این بازداشتیها یکسری ییگیریهایی به لحاظ اداری ویکسری پیگیری های حقوقی میشود. متاسفانه کار برخی از این بازداشتی ها هنوز وارد روال قضایی نشده و بخش بزرگی از نگرانی ما آنها هستند.آنهایی که وارد روال قضایی شده باشند یا خودشان وکیل گرفتند و یا ما کمک می کنیم.وکلا هم انصافا زحمت میکشند.
**اطلاعات مستندی در اختیار کمیته رسیدگی به وضعیت بازداشتی ها قرار گرفته است؟
ما چند ابهام بزرگ داریم.تعداد افراد بازداشت شده مشخص نیست.محلی که افراد بازداشت شدهاند و اینکه الان در چه مرحله هستند نیزمشخص نیست.از سوی دیگر اتفاقات خوبی افتاده است.
اطلاعرسانی رسانهها، پیگیریهای مردم و فشار افکار عمومی داخلی و خارجی باعث شده که اینها به خودشان بیایند.بعد از چهل روز بازداشتگاه کهریزک مساله شده و نسبت به آن اقدام می شود.هرچند بر اساس برخی اطلاعاتی که به ما رسیده (هنوز خیلی نسبت به موثق بودنش مطمئن نیستم) تعداد زیادی از افراد بازداشتگاه کهریزک به اصفهان منتقل شدند.
**یعنی بازداشتی ها از کهریزک به اصفهان منتقل شدهاند؟
بله.اینها باعث می شود یکسری ابهامات همچنان باقی باشد.یکی از اقداماتی که ما در کمیته انجام می دهیم این است که بتوانیم یک بانک اطلاعاتی روشن و به روز داشته باشیم.
**با خانواده های این بازداشت شدگان در ارتباط هستید؟
ما روزی بیش از30-40 تماس داریم.این وضعیت البته از قبل بهتر شده است . دوستان در دفتر مستقر هستند.برخی از تشکلهای دیگر که در این ارتباط فعالیت می کنند نیز به جلسات ما می آیند و همکاری میکنند. ما نمی خواهیم همه کار را انحصاراً خودمان انجام دهیم.
یک مشکل جدی در این زمینه وجود دارد که برخی خانوادهها فکر می کنند اگربازداشت ها خیلی آشکار یا رسانهای نشود و با دفاتر ما تماس نداشته باشند ،شاید پرونده عزیز بازداشت شده شان کمتر پیچیده شود.اما توصیه ما این است که اجازه دهند حتماً رسانهای شود.رسانهای شدن جلوی پیچیده شدن را میگیرد. افراد سرشناس را که کنار بگذارید خیلی از بازداشتی ها افراد بی نام نشان و عادی هستند .من بیشتر نگران این ها هستم .اطلاعات مربوط به اینها باید در جایی ثبت شود تا مساله روشن شود.مسایلی مانند اینکه ازچه زمانی دستگیر شدند؟ چرا بازداشت شدند؟ توسط چه کسانی بازداشت شدند؟ دوستان در دفتر مربوطه فرمهایی را برای جمع آوری این اطلاعات آماده کردند.
**آمار مشخصی جمع آوری شده است؟
حدود 1700 اسم جمع شده اما حتما این همه اسامی نیست و نکته دیگر اینکه چه تعداد از این اسامی زنده هستند، مشخص نیست
** این آمار بر اساس مراجعه خانواده ها به کمیته پیگیری دست آمده؟
خیر، این اسامی را ما از جاهای مختلف جمع کردیم، اما فقط با 10درصد این خانواده ها توانسته ایم ارتباط خوب برقرار کنیم و اطلاعات دقیق از آنها بگیریم .
**آیا آماری از تعداد کشته شده ها دارید؟
آمار دقیقی نداریم.خیلی روشن نیست.اساساً ماهیت کار این است که به تدریج اطلاعات جمع می شود به یکباره جمع نمی شود.
**و به تدریج هم منتشر خواهد شد!
برای انتشار آن هم باید اقدام کرد اما برای ما مهمتر از آنکه منتشر شود،این است که پیگیری شود.این افراد یا فرزند یا سرپرست خانواده هستند.برخی هم از گروههای بسیار ضعیف جامعه هستند. فرض کنید در برخی از تجمعات ، کارگران روز مزد که در میادین برای کار ایستادهاند را بازداشت کرده و برده اند.خانواده اینها وقتی برای پیگیری وضعیت عزیزانشان از شهرها و روستاها به تهران میآیند جای سکونت هم ندارند.
**آخرین آمار کمیته در مورد کشته شدهها چقدر است؟
آمار دقیق و خاصی نداریم
** منظورتان از خاص چیست؟
ببینید برخی از افراد مفقود شده هستند نمیتوان در حال حاضر با قطعیت از آمار حرف زد.آنچه ما در اختیار داریم همان چیزی است که در رسانهها اعلام شده است .
** برخی میگویند حدود 360 کشته در اعتراضات وجود دارد؟ آیا این عدد صحت دارد؟
من هم تعداد 365 کشته را شنیده ام اما کار رسانه ای با کار ما متفاوت است. ما در کار خود محدودیت هایی داریم .خواهش می کنم این را متوجه باشید. الان اگر یک رقمی را اعلام کنیم اما از آنچه که هست بیشتر باشد، متهم می شویم به اینکه جنگ روانی راه میاندازیم .اگر کمتر از آن تعداد باشد هم یک عده ای را حذف کرده ایم.به همین دلیل نمیتوانیم آمار دهیم.
**پس این اطلاعات منتشر نخواهد شد؟
چرا. ما میخواهیم مرحله به مرحله و به تدریج اعلام کنیم که تا این زمان آمار ما این است.
**اطلاعات دقیق تری از آنچه که در کهریزک گذشته در اختیار دارید؟
اطلاعاتی که به دست ما می رسد از طرق رسمی نیست.خانوادهها و بازداشت شدههایی که آزاد میشوند با مراجعه به ما خبر میدهند.اخبارحاکی از این است که از زمان دستگیری تا وقتی که به بازداشتگاه منتقل میشوند مرحله به مرحله است و همه به یک صورت انجام نمیشود. افرادی که در کار دستگیری، بازجویی و ضرب و شتم بازداشت شدگان مشغولند همه از یک نوع نیستند.
ما اطلاعاتی داریم از اینکه برخی از افرادی که در طرح امنیت اجتماعی بعنوان افرادی که از لحاظ اجتماعی ناآرام و تحت اوباش بازداشت شدند و پیش از این از آنها تعهد گرفته بودند، اکنون آنها را در تجمعات و در بازداشتگاهها در مرحله نگهداری و … به کار گرفتهاند.
** یعنی از اراذل و اوباش که در طرح امنیت اجتماعی شناسنامهدار شدهاند در شکنجه بازداشتیها استفاده شده است؟
در تجمعات هم از آنها استفاده کردند و در مراحل بازداشت و نگهداری و …
**اطلاعات دقیقی از افرادی که بازجوییها،ضرب وشتمها و… را انجام میدهند در اختیار دارید؟
به غیر از افرادی که تحت عنوان اوباش پیش از این تعهد گرفته و اکنون به کار گرفته شدند، برخی از اینها از بخشهای رسمی حکومت هستند.برخی متعلق به بسیج هستند برخی لباس شخصیهایی هستند که نمیتوان آنها را جزء بسیج حساب کرد .بخشی اطلاعات سپاه هستند و گروههای مختلف . این نکته هم مهم است که رسانهها و مردم توجه داشته باشند اولاً کل حکومت در این قضایا که این کار را انجام می دهد نیست.بلکه بخشی از حکومت است که این بخش هم در درونش فقط یک قسمتهای خاص کارها را انجام می دهد.اینطور نیست که همه بسیج در گیر باشد.بدنه بسیج اصلا درگیر نیست و شاید منتقد هم باشد .در مورد سپاه هم همین طوراست. بخش خاصی از سپاه در اتفاقات اخیر حضور دارد و بخش زیادی از سپاه نسبت به وضعیت فعلی انتقاد داشته و از آن رضایت ندارند.
وزارت اطلاعات بسیار کم درگیر است و اصولا وزارت اطلاعات را زیاد درگیر این بازی نکردند. دادستانی از یک مرحلهای به بعد وارد می شود.نقش نیروی انتظامی در یک دورهای بیشتر بوده اما هر چه جلوتر رفتیم کمتر با این مساله درگیر است.
واقعیت این است که وقتی بچه ها به دست وزارت اطلاعات میافتند یا بدانیم بازداشت شدهها در دست نیروی انتظامی هستند خیال ما راحت تر است.به دلیل آنکه می دانیم در یک پروسه کم و بیش قانونی و آشکار کار انجام می دهند و قابل پیگیری است اما درمورد بچه های دیگر که به دست نهاد هایی غیر از اینها می افتند، پیگیری کار سخت تر است واصلاً مشخص نمی شود، کجا هستند.
**اطلاعاتی در مورد بازداشتگاههای غیر قانونی مانند طبقه منفی چهار وزارت کشور ,بازداشتگاه 66 سپاه و … منتشر شده، شما مستنداتی دراین خصوص در اختیار دارید؟
در سطح شهر بازداشتگاههای موقت بسیاری هستند که متاسفانه این بار فراتر از بازداشتگاه عمل کردند و این ها نگران کننده تر از بازداشتگاه اوین است.بازداشتگاه اوین سازمانی دارد. اسامی غالب افرادی که آنجا می روند ثبت می شود. ممکن است برخی را اعلام و برخی را اعلام نکند اما به هر حال ثبت می شود.عوامل خودسر در آنجا کمتر می توانند دخالت کنند.در بازداشتگاههای موقت عوامل خودسر بیشتر دخالت میکنند از این رو نگرانی ها در مورد آنها بیشتر است .به هر حال اسامی مختلف از این بازداشتگاهها به گوش ما هم خورده است.
**این خبر که ده روز پیش از اعلام رسمی تعطیلی کهریزک این بازداشتگاه تعطیل شده بوده ، درست است؟
اطلاعی از اینکه واقعاً چه روزی تعطیل شده ندارم. البته انتقال بازداشتی ها از کهریزک به جاهایی مثل اصفهان یکی دو روز قبل از فرمان رهبری بوده و ما این خبرها را شنیدهایم.
** اخباری هم در مورد چهرههای سیاسی هم مطرح شده مبنی بر اینکه پیش از بازدید نمایندگان مجلس از اوین آنها را از زندان خارج کردند.
داخل اوین بندها و بازداشتگاه های مختلفی هست. بخشی از آن که زیر نظر وزارت اطلاعات است وضعیت روشنتری دارد، اما وضعیت بخشی که در اختیارسپاه است مبهم است.
من نمی توانم خیلی مستقیم همه چیز را مطرح کنم. طبیعی است که به برخی افراد آسیب می زند اما شکل کار شکل عجیبی است که دسترسی قانونی به اطلاعات در مورد این اماکن را غیر ممکن کرده است.
این نگرانی نسبت به وضعیت سایر بازداشتیها هم وجود دارد. من شخصاً نگران هستم .در کمیته هم این نگرانی ها وجود دارد.بخصوص اینکه اطلاعات مخدوش است و اطلاعات قابل تکیه خوبی وجود ندارد.بسیاری از افرادی که آزاد می شوند ، نمی دانند کجا بازداشت بوده اند.
**مراسم تحلیف پیش رو است و اعلام کردهاند که چهارشنبه در مجلس مراسم برگزار می شود .این خبر که آقای موسوی در روز تحلیف تهران را به نشانه اعتراض ترک کرده و در قم متحصن می شوند صحت دارد؟
نه خیر این خبر صحت ندارد.
**مهندس موسوی هیچ برنامه ای برای آن روز ندارند؟
هنوز تصمیمی گرفته نشده و چیزی اعلام نشده است. البته من به صورت پراکنده از جاهای مختلف شنیدهام که خیلی از افراد صحبت یک نوع تجمع در میدان بهارستان برای روز تحلیف را مطرح می کنند.
**تنفیذ چطور؟
تنفیذ را خبر ندارم
**پس خود آقای موسوی برنامه مشخص ندارند؟
درمورد مراسم تحلیف خیلی نمیتوانیم انتظار داشته باشیم آقای موسوی، کروبی و یا افرادی که کاندیدا بودند شخصاً وارد شوند.دلیلش هم این نیست که ابایی داشته باشند بلکه ورود آنها در آن روز ممکن است مساله را شخصی کند در حالیکه اعتراضات شخصی نیست.یک خواست عمومی از اینکه افراد بخواهند مطالبات شخصی خود را مطرح کنند، باید تفکیک شود.آقای موسوی سخت از اینکه فکر کنند ایشان میخواسته پستی بگیرد وحالا همچنان دنبال آن پست است، پرهیز دارند.ایشان از روز اول اعلام کرد آنچه که مربوط به رای شخصی من باشد از آن گذشتم اما از رای مردم نه . من و نه هیچ کس دیگر نمی تواند بگذرد.مردم انتظار دارند که در زمینه رای شان کاری صورت بگیرد.از سوی دیگرملاحظاتی در مورد حضور یا عدم حضور در تجمعات وجود دارد که خیلی مربوط به ملاحظات شخصی فرد نمی شود ملاحظات کل این حرکت است.
**اخباری در مورد عدم حضور آقایان هاشمی رفسنجانی، سید حسن خمینی و برخی بزرگان در مراسم تحلیف شنیده می شود. این خبرها صحت دارد؟
بلاخره این توقع از طرف مردم هست اما باید به یک موضوعی توجه داشت که هر کدام از این اشخاص در موقعیت خاص خودشان هستند، باید انتقال مطالبه مردم به آنها صورت بگیرد اما تصمیم گیری را برعهده خودشان با توجه به وضعیت شان بگذارند.مساله ترس یا چیز دیگری نیست.بلکه ملاحظات فردی در مقابل ملاحظات عمومی مطرح است.انتقال توقعات مردم باید انجام بگیرد اما اینکه چه تصمیمی می گیرند با خودشان است.
**خبری در مورد خروج برخی از مراجع و علما و عزیمت آنها به نجف به نشانه اعتراض به اتفاقات پس از انتخابات مطرح شده شما اطلاعی داردید؟
من هم شنیدهام
**از آنجا که آقای موسوی از ابتدا خطاب خود را مراجع قرار دادند به مراجع نامه نوشتند و اهمیت خاصی برای این پایگاه قایل هستند ممکن است که واکنش به هجرت داشته باشند؟
اطلاعات من در حد شنیدهها است.اطلاعات دقیقی ندارم.نمی دانم که چقدرخبر هجرت صحت دارد اما مرجعیت و روحانیت طی یکصد ساله اخیر بعنوان یکی از نهاد های سنتی و مورد ارجاع مردم ایفای نقش کرده است.این نقش را نباید نادیده گرفت.این حکومت هم حکومت دینی است و این نهاد ها بسیار مهم است.اینکه بخواهند در داخل باشند یا بروند بحث دیگری است.طبیعی است که برخی مراجع احساس کنند به دلایلی باید بروند ،برخی احساس کنند که با همه مشکلات بمانند بهتر است.آنچه که مهم است این است که مردم متوجه شدند که آقایان مراجع و روحانیت الزاماً یکدست و براساس مواضع رسمی عمل نمیکنند.طبیعی است که آنها هم تفاوت دیدگاه و موضع گیری دارند.این نقطه مثبتی است که باید بر روی آن نه به معنای ایجاد تفرقه بین مراجع و روحانیت بلکه بدان معنا که هر مرجعی برای خود صاحب دیدگاه است کار شود. قرار نیست همه مراجع به صورت بخش نامهای از یک نظر خاص تبعیت کنند .این درواقع یک نوع بازگرداندن مراجع به جایگاه اصلی خودشان و تقویت آن جایگاه است.
**انتظارات آقای موسوی از مراجع در این مقطع برآورده شده است؟
من از طرف آقای موسوی نمی توانم نظر قطعی بگویم. آقای موسوی روابطشان با آقایان مراجع را حفظ و تقویت کردهاند.گفتوگوهایی هم داشتند. در آن گفتوگو مراجع محدودیتهای خودشان را مطرح کردند و آقای موسوی هم این محدودیت ها را درک میکنند.از طرف مردم هم توقعات مختلفی به درجات مختلف وجود دارد.همین که پس از انتخابات مراکز رسمی توقع داشتند که همه مراجع با فاصله کوتاهی انتخابات را تایید کنند و این اتفاق جز چند نفری نیفتاد، درادبیات حوزه و مراجع معنای زیادی دارد اما ممکن است که مردم عادی خیلی ها به این بسنده نکنند و منتظر حرکات دیگری باشند.از سوی دیگربرخی فعالیتهایی که آقایان مراجع انجام می دهند، فعالیت های خیلی آشکاری نیست.پیغام هایی است که به مسولان حکومتی میرسانند.صحبتهایی است که انجام میدهند. اتفاقاتی که در این چند روزه در مورد آزادی برخی از بازداشتی ها و تعطیلی برخی از بازداشتگاهها ایجاد شد، بخشی از آن مرهون تلاش های مراجع بوده که نقش آفرینی کردند.مذاکراتی داشتند، نمایندگانی فرستادند از طرف رهبری هم برای آنها نمایندگانی رفته و دیدگاههایشان انتقال یافته است.اما به هر حال توقعات مردم متفاوت است.
**بله در واقع بخشی از افکار عمومی معتقدند که مراجع مهندس موسوی را تنها گذاشتند؟
نه اینگونه نیست.من چنین احساسی ندارم. یک دغدغه کلی وجود دارد که ممکن است در مورد آقایان مراجع پررنگتر باشد.این دغدغهها مربوط به جایگاه اجتماعی که دارند نیست بلکه به دلیل تجربه و زاویه دیدشان نسبت به حوادث کلانی است که در جامعه اتفاق افتاده است.هدف براندازی نظام که نیست، حفظ نظام با تمامیت آنچه که دارد هم نیست، قصد اصلاح نظام است .اصلاح کار دشواری است و این اصلاح باید به گونهای صورت بگیرد که به چارچوب کلی نظام آسیب وارد نشود.در واقع این نوع نگرانی وجود دارد که مبادا کشور وارد یک وضعیت آشفتگی و آنارشی شود.این نوع نگرانی در میان مراجع وجود دارد البته نگرانی بجایی است .خیلی از اقشار مردم در شهرستانها و جاهای دیگر هم این حساسیت را دارند.قرار نیست که ما به نا کجا برویم .باید روشن باشد این جایی که می رویم کجاست.متدینین ،روشنفکران، گروههای مختلف اجتماعی و …همه این دغدغه را دارند.
** فکر نمیکنید که هزینه های پرداخت شده برای این اصلاحات بیش از انتظار بوده است؟
می توانست کم هزینهتر باشد اما این خیلی دست مردم نبود.دستگاههای امنیتی و سیاسی تصمیم گیرنده در کشور میتوانستند کم هزینهتررفتارکنند.
**فکر میکنید اشتباه محاسباتی برای آنها رخ داده بود یعنی فکر میکردند مردم برای رایی که دادند ایستادگی نمی کنند؟
به نظر می رسد که آنها توقع نداشتند که مردم ایستادگی کنند.
**در مورد مهندس موسوی چطور؟
شاید برآوردشان در مورد آقای موسوی هم این نبود.فکر میکردند با نوعی شدت عمل، مطالبات به صورت پنهان باقی میماند و آشکار نخواهد شد.مردم این بار نشان دادند که اینگونه نیست.
**تفاوت عمده دراین انتخابات با گذشته که این حوادث رخ داد درچه بود؟
در دفعات قبل اینگونه اختلافات و اعتراضات در میان نخبگان باقی میماند.دراین انتخابات در میان اقشارمردم هم به لحاظ جغرافیایی هم لایه بندی اجتماعی بسیار گسترده است. خیلی هم منوط به اشخاص نیست درست است که آقای موسوی محوریت مساله قرار گرفته اما خواست ،خواست عمومی است. اینگونه نیست که صرف تبعیت یا علاقه به آقای موسوی خواسته ها مطرح شود.این خواسته ها وجود دارد که در آقای موسوی متمرکز و کانون توجه قرار می دهند.در این انتخابات همچنین یک انفجار آگاهی صورت گرفت.این آگاهی تا آنجا که من میدانم بی سابقه یا کم سابقه بوده است.این انفجار آگاهی لجام گسیتخته نیست و همراه با یک رفتار مدنی ، دور اندیشی و مصلحت اندیشی هم هست.شجاعت واز خود گذشتگی وجود دارد و در عین حال کور نیست.این از اول انتخابات بوده تا الان هم هست.در راهپیمایی 25 خرداد به روشنی دیده میشد که مردم در آن روز نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را به همه نظام گره نزده بودند.خواسته مشخص بود.قوه مجریه را نمیپسندیدند میخواستند که در آن تغییراتی ایجاد و رییس آن عوض شود. به شدت فعالیت انجام می دادند اما جلوی هرگونه افراطی گری را خود مردم می گرفتند.ما تشکیلاتی نداشتیم همین الان هم نداریم.یک نوع آگاهی مدنی در مردم رشد پیدا کرد که فوق العاده است و برای خود من زیباترین صحنهها که به یاد میماند گفتو گوهای خیابانی مردم در انتخابات ، آن زنجیره سبزانسانی، مناظرهها، شعارهای مردم بدون آنکه بخواهند به مخالف خود تعرض داشته باشند، است. خیلی ارزشمند بود.گام بلند در توسعه سیاسی کشور در این دو ماهه برداشته شد.
**اما قدر آن را ندانستند
متاسفانه من احساس می کنمکه مدیریتهای کلان نظام دست آوردهای بزرگ این ماجرا را فدای یکسری منافع کوتاه مدت خیلی کوچک کردند.
**خبری در مورد ملاقات آقای موسوی با مقام معظم رهبری در هفته گذشته منتشر شد، ایا این دیدار انجام شده است؟
خیر ملاقاتی نداشتند.
**تشکیل جبهه سیاسی که آقای موسوی مطرح کردند در چه مرحلهای است؟
طرح و متن آن آماده شده اما آقای موسوی تاکید دارند یک تعداد دیگر از افراد که قرار است همکاری داشته باشند حتما طرح را ببینند و بعد منتشر شود.
**چه زمانی این متن منتشر می شود؟
حدس میزنم هفته جاری منتشر شود
**این جبهه سیاسی مردم عادی را هم در بر می گیرد؟
تصمیم همین است.بحث هایی که سر اسم آن مطرح شد نیز به همین دلیل بود.جبهه معمولاً از احزاب و سازمان های سیاسی است .ما بیشتر یک نوع شبکه را مد نظر داریم که افراد و یا نهاد های مدرن و سنتی و گروههای مختلف اجتماعی احساس کنند در این شبکه میتوانند نقش آفرینی داشته باشند.یک هیات مذهبی ممکن است در این مجموعه کار کند در مقابل یک NGO یا یک بنگاه و شرکت اقتصادی هم ممکن است فکر کند در یک زمینه هایی می تواند همکاری کند.بنابراین این شبکه تک تک افراد ،احزاب،گروههای سیاسی و… را در بر می گیرد .
**حتی گروههای سیاسی که حاکمیت به آنها اپوزسیون داخلی اطلاق می کنند؟
منظور از اپوزسیون داخلی چیست
**مثلاً گروههای ملی-مذهبی،نهضت آزادی؟
در کار شبکهای و موج اجتماعی هرکس و هر گروهی مشخص می کند که درچه بخشی اشتراک نظر دارد براساس همان اشتراکات پیش می روند.این اشتراکات هرچه حداقلی تر باشد، طیف گستردهتر می شود.اعلام آمادگی نیروهای مختلف با دیدگاهها ی مختلف در این مدت زیاد بوده است.ارتباط گرفتند و یا پیغام فرستادند که آمادگی همکاری دارند.در کار شبکهای حداقل مطالبات مطرح می شود که بیشترین افراد احساس کنند می توانند مشارکت داشته باشند.
هراس فرمانده بسیج از بازگشایی دانشگاه ها
بی بی سی
فرمانده نیروهای بسیج سپاه پاسداران ایران با اشاره به نزدیک بودن زمان بازگشایی دانشگاه ها، در مورد احتمال بروز “تقابل” هشدار داده است.
حسین طائب، جانشین فرمانده سپاه در بسیج روز پنجشنبه۸ مرداد (۳۰ ژوئیه) در دانشگاه مشهد با اشاره به اینکه مخالفان دولت به دنبال رهبری “جریان سبز” خود هستند، گفت: “تکلیف ما در این موضوع آگاه سازی و بالا بردن آگاهی های خود است. مراقب باشید که آنها پروژه تقابل را کلید نزنند و در این دام گرفتار نشویم”.
او گفت: “هنگام بازگشایی دانشگاه ها باید وظیفه خود را در این باره انجام دهیم و نباید به فرعی برویم”.
آقای طائب در مورد حوادث روز ۲۵ خرداد که تعدادی از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران در آن کشته شدند گفت: “اغتشاشگران به پایگاهی که مرکز گردان بود و صدها سلاح در آن وجود داشت حمله کردند، اگر سلاح ها به دست آنها می افتاد، مگر می شد آن را جمع کرد”؟
فرمانده نیروهای بسیج افزود: “بیش از ۵۰ کوکتل مولوتف به این مرکز پرتاب شد و افرادی با اسلحه به سوی این مرکز شلیک کردند که در این واقعه هم نیروهای بسیجی برای دفاع از خود و هم آن افراد تیراندزی کردند”.
آقای طائب گفت که این حادثه “کشته داد” و باعث شد که معترضان به اهداف خود برسند: “اما آنها در ۱۸ تیر موفق به گرفتن کشته از جمعیت خود نشدند”.
او به مخاطبانش در مشهد هشدار داده است: “نباید بگذاریم که فضا به سمتی که آنها تعریف کرده اند برود”.
اظهارات آقای طائب در شرایطی منتشر می شود که در گزارش های منتشر شده از درگیری های روز پنجشنبه در تهران نشان چندانی از حضور نیروهای بسیج یا سپاه و برخورد آنها با معترضان دیده نمی شود و به نظر می رسد متفرق کردن تظاهرکنندگان روز پنجشنبه به نیروی انتظامی سپرده شده بوده است.
همزمان گزارش هایی از تشکیل یک هیأت ویژه از سوی شورای عالی امنیت ملی و به دستور آیت الله علی خامنه ای منتشر شده است که قصد دارد با خانواده های کشته شدگان و آسیب دیدگان در حوادث اخیر دیدار کند.
به نظر می رسد با توجه به دعوت میرحسین موسوی از معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران مبنی بر استفاده از اعیاد مذهبی ماه شعبان برای ادامه اعتراضات و در پیش بودن مراسم تنفیذ و تحلیف محمود احمدی نژاد و همچنین بازگشایی مدارس و دانشگاه ها، مسئولان انتظامی و امنیتی ایران در صدد کاستن از شدت تنش های احتمالی هستند.
احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان هم در خطبه های نماز جمعه روز ۹ مرداد تهران با اشاره به نزدیک بودن نیمه شعبان گفته است: “نباید در این اعیاد به منظور جشن و سرور دست به کارهایی زد که حرمت ها شکسته شود و به واسطه آن خدا و ائمه اطهار ناراحت شوند”.
بیانیه جبهه مشارکت درباره دادگاه نمایشی دولت کودتا
نوروز: جبهه مشارکت ایران اسلامی در واکنش به دادگاه فرمایشی و بی خاصیت و رسوای برگزار شده در روز شنبه طی بیانیه شدیدالحنی این روند محاکمه را بی اعتبار و کیفرخواست را دست پرورده روزنامه کیهان دانسته و نوشته حتی مرغ پخته هم از این اتهامات خنده اش میگیرد.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحيم
كودتاي انتخاباتي اقتدارگرايان با آغاز شوي مضحك دادگاه فله اي جمعي از بازداشت شدگان اخير وارد مرحله اي تازه شد.
در دادگاه امروز آنچه بيش از هرچيز جلوه گري كرد، متن دادخواست مدعي العموم بود كه پس از 50 روز ايزوله كردن و فشار بر صدها تن بازداشتي مختلف انتظار مي رفت متن قابل تامل و جدي تري باشد، اما آنها به قدري از به زمين سفت خوردن كودتايشان در جامعه دچار شوك و عصبيت هستند كه حاصل آن بيانيه اي آشفته و ضعيف در حد سرمقاله هاي آشناي كيهان از كار در آمده كه مرغ پخته را هم به خنده مي اندازد. آنها به قدري در اين تهيه اين دادخواست، شتابزده عمل كرده اند كه حتي در تشخيص اعضاي شوراي مركزي جبهه مشاركت كه به راحتي در سايت ها قابل جست و جوست، خطا كرده اند و به عنوان نمونه آقاي دكتر تاجيك، رئيس محترم دفتر مطالعات استراتژيك در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي را عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت خوانده اند ! متاسفانه در اين متن سياسي و غيرحقوقي و غيرمستند، تحليل هاي ارايه شده نيز دقتي در همين حد دارد.
در اين متن كه بر اساس گزارش خبرگزاري فارس به عنوان بازوي تبليغاتي و رسانه اي كودتا كه پيش از هر رسانه اي و با رانت ويژه به آن دست يافته، عمق كينه جريان اقتدارگرا از 8 سال اصلاحات و آرمان هاي والاي آن و نيز رهبر آن جناب آقاي سيد محمد خاتمي نشان داده شده است.
كيفرخواست در بخشي تبديل شده است به دفاعيه تمام قد از كشورهاي سوسياليستي¬يي كه در آنها راي دزدي شده و در بخشي ديگر به بهانه اثبات ادعاي محمل انقلاب مخملي در ايران، ناخواسته كشور و نظام ما را با آنها مقايسه نموده و در اين مسير داستان سرايي امنيتي پليسي را به كمك ذهني مغشوش و با ضريب هوشي پايين در خدمت القاي آن نموده است.
جالب است كه در اين متن از ديگر اهداف ستاد كودتا نيز به خوبي پرده برداري شده است و آن هدف شوم برخورد با احزاب و گروه هاي اصلاح طلب و نيز تشكل هاي مستقل غير دولتي است. آنها در اين مسير به ايراد اتهاماتي بي اساس بر پايه يكسري شواهد بي ربط پرداخته اند كه به هيچ وجه به آن چه مراد تنظيم كنندگان دادخواست است، شهادت نمي دهند.
آنها بر اساس اسناد ربوده شده از حزب گويي كشف بزرگي كرده اند و در دادخواست به نقل از سند تاملات راهبردي سياسي- تشكيلاتي كه به اشتباه در دادخواست “سند تعاملات راهبردي سياسي- تشكيلاتي” ناميده شده، آورده اند: «در مرحله نخست حضور در نهادهاي رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و شوراهاي شهر و روستا و در مرحله بعد مجلس خبرگان نهادهاي مناسب تري براي حضور طرفداران مردمسالاري مي باشند.» حال بايد از آقاياني كه پس از 50 روز بگير و ببند اين دادخواست را تنظيم كرده اند پرسيد، مگر برنامه ريزي يك حزب قانوني براي كسب قدرت و ورود به نهادهاي انتخاباتي از طريق راي مردم جرم است؟ يا قرار است احزاب را هم تنها به عنوان مجيزگو و تاييدكننده چشم بسته همه رفتارهاي درست و غلط به رسميت بشناسيد و لاغير؟ يا در جايي ديگر به نقل از همين سند، اتخاذ استراتژي تبديل تهديدها و بحران هاي احتمالي به فرصت تثبيت و تقويت بعد مردمسالار نظام و چانه زني به جاي تشديد بحران و اغتشاش به عنوان مهم ترين راهبرد آرامش پايدار و زمينه حفظ وحدت واقعي در جامعه را ذنب لايغفري ذكر كرده ايد كه جز خيانت نام ندارد؟ آيا آنها كه بحران مي آفرينند تا جمهوريت نظام را به محاق ببرند خادم هستند و آنهايي كه پرهيز از بحران و تبديل آن را به مقوم ركن جمهوريت نظام دنبال مي كنند، خائن اند؟ چه خوب دشمني و كينه عميقتان را نسبت به مردمسالاري نشان داده ايد. همين دم خروس هاست كه شائبه دست بردن در آراي ملت را دامن مي زند. كساني كه هرگاه نام راي ملت و مردمسالاري را مي شنوند چون اسپند بر روي آتش مي شوند، آيا اگر دستشان برسد، دست در آراي ملت نمي برند؟ اين دادخواست عليه كيست؟ اينها كه همه دادخواست ناخواسته عليه جريان اقتدارگراست.
در مورد اعتراف هاي بيان شده از سوي جناب حجت الاسلام و المسلمين ابطحي در اين دادگاه نيز نگاه جبهه مشاركت همان است كه پيشتر در بيانيه هاي متعدد خود درباره اين اعتراف سازي ها به كرات اشاره كرده است. از نظر ما ديدگاه هاي آقاي ابطحي درباره مسايلي كه در دادگاه بيان كرد همان است كه در زمان آزادي خود در سايت شخصي خود و در مصاحبه ها و ارايه نظرات بدون فشار و بازجويي و انفرادي و ديگر تضييقات بيان كرده بود. همان طور كه در باقي تواب سازي هاي مشابه، ديگر اعتراف كنندگان پس از رهايي بر همان ديدگاه هاي سابق خود تاكيد كرده اند و لذا بيش از اين پرداختن به اين پروژه نخ نما را موجب زحمت بي حاصل خود و مردم آگاه و هوشيار كشورمان مي دانيم.
جبهه مشاركت ايران اسلامي با اميد به اينكه ادامه روند دادگاه، متفاوت از اين مسير رسوا، بي خاصيت و منزجركننده باشد، خواهان آن است كه از اين پس امكان حضور اسراي در بند جريانات اخير در بين خانواده هاي خود فراهم شده و وكلاي آنها به راحتي به اسناد پرونده موكلان خود دست يابند و به جريان حاكم نيز هشدار مي دهد كه از اين نمايش ها طرفي نخواهند بست و توجيهي براي اعمال و رفتار مجرمانه و كشتارها و خشونت هاي اخير آنها عليه ملت فراهم نخواهد شد. به جاي راه اندازي اين شوهاي تبليغاتي چه بهتر است كه فكري به حال پاسخ گويي تان در برابر دادگاه ملتي كنيد كه روي واقعي شما را به عينه در 50 روز اخير، حيران و بهت زده و سوگوار شهداي خويش به تماشا نشسته اند و براي استيفاي حقشان در برابر باتوم و گلوله هايتان سينه سپر كرده اند. دادگاه واقعي پيش از دادگاه عدل الهي آن جاست.
جبهه مشاركت ايران اسلامي 10/05/88
مهندس موسوی: رسانهی غیرملی دروغ میگوید؛ جنبش حقطلبانهی سبزها هیچ ارتباطی با خارج ندارد
به گزارش «موج سبز آزادی»، مهندس میرحسین موسوی روز شنبه در گفتوگویی کوتاه با «قلمنیوز»، درباره شعارهای نهضت سبز در در اجتماعات اظهار کرد: شعارهایی مورد حمایت راه سبز میلیونی مردم است که فراتر از قانون اساسی جمهوری اسلامی نرود. خواسته مردم دفاع از جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن است و شعار جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد در بیان این جنبه از مطالبات آنان نقش راهبردی دارد.موسوی همچنین با تاکید بر ظرفیتهای قانون اساسی افزود: ما به دنبال آزادی، عدالت و کرامت انسانی هستیم و اینها اهدافی هستند که تحققشان با اجماع و تاکید گسترده و تحولآفرین مردم بر چارچوب قانون اساسی و مطالبهشان برای اجرای کامل و دقیق آن امکانپذیر است. ما باید بدانیم برای آن که تغییر به سمت مطلوب صورت گیرد، اجماعی در مورد چنین چارچوبی جنبه سرنوشت ساز دارد و گرنه وارد یک دوران هرج و مرج خواهیم شد.وی درباره ماهیت مطالبات مردم افزود: سرشت جنبش مردم جنبه مسالمتآمیز دارد و متکی به خواست عمومی برای استیفای حقوقشان است که در انتخابات گذشته پایمال شده است.موسوی با اشاره به دروغپراکنیهای رسانه غیرملی و برخی افراد و تریبونها تاکید کرد: بهرغم ادعای مخالفان، این جنبش حقطلبانه و معنوی کوچکترین ارتباطی با خارج ندارد و کاملا داخلی است و ملت ما به خوبی نسبت به اهمیت این فاصلهگذاری با بیگانگان آگاه است و بر اساس تجربیات دویستساله خود نسبت به نیات اجانب با سوءظن برخورد میکند.وی همچنین افزود: در حرکت عظیمی که در سراسر جهان از سوی ایرانیان مقیم خارج در دفاع از مردم داخل کشور صورت گرفت، به طور محسوسی این فاصلهگذاری نمایان بود و جا دارد از همه این هموطنان سپاسگزاری و تقدیر شود.
تحلیل سایت نوروز از دادگاههای فرمایشی دادگاه نمایشی
آیا هیچ ندیدی حال مردمی راکه نعمت خدا را به کفر مبدل ساخته و( خود و ) قوم خود را به دیار هلاک رهسپار کردند ؟(سوره ابراهیم ، آیه 28)
این از عجائب روزگار ماست مسئولان نظامی که بیشترین ادعادی دینداری و پایبندی به آموزه های اسلامی و اخلاقی را دارند راهی را در اداره حکومت در پیش گرفته اند که جز کفران نعمت جمهوری اسلامی ایران و رهسپاری خود و مردم و کشور به دیار هلاکت سرانجامی ندارد .بجای آنکه صدای اعتراض مردمی را که به نتیجه انتخابات معترضند بشنوند و در صدد پاسخگویی منطقی و اقناعی به آنها برآیند همچون همه رژیم های استبدادی و سرکوبگر عمل کرده و می خواهند با ایجاد رعب و وحشت و با استفاده از داغ و درفش و زندان و…صدای مردم را خاموش سازند و چون این شیوه تاکنون موثر نیافتاده است حال در صدد برآمده اند با برگزاری یک « دادگاه نمایشی و اصرار براشتباه » و ارائه کیفرخواستی رونویسی شده از بولتن های نهادهای نظامی و امنیتی که بارها در روزنامه کیهان انتشار یافته است و هیچ نکته جدیدی جز استناد به برخی گفته های آزادگان دربند ( که در نهایت اگر درست باشد گفته هایی در شرایط زندان است و به لحاظ شرعی و حقوقی هرگز قابل استناد و نکیه نیست ) ندارد در پی القا و اثبات این نکته اند که معترضات به نتیجه انتخابات در پی انقلاب یا کودتای مخلمین بوده اند و افراد دربند و احزابشان نیز طراح و برنامه ریز این ماجرا !
بواقع نمی شود دریافت که طراحان این سناریوی کودتای پس از انتخابات تا کجا می خواهند اصرار بر ادامه اشتباهات خود داشته باشند و نظام و کشور را به کجا ببرند و باید دعا کرد که راهی که آنها پی گرفته اند همانی نباشد که خداوند در آیه صدر این نوشته بازگو کرده است و خداترسان و عاقلانی در میان حاکمان و تصمیم سازان کشور ما چیدا شوند و راه براین ادامه این اشتباهات ببندند و راهی برای آشتی ملی پی ریزند چرا که خواندن متن کیفرخواستی که امروز در این دادگاه نمایشی عرضه شد بخوبی نشان می دهد که دستان این سناریونویسان چقدر از ارائه دلیل برای اثبات مدعای خود نسبت به افراد سیاسی دستگیر شده و احزابشان خالی است و حتی استناد به گفته های آنان در شرایط زندان نیز هیچ کمکی بدانها نمی کند . سراپای این کیفرخواست ( تا آنجا که به افراد و احزاب سیاسی مربوط می شود ) فقط بوی انتقام گیری می دهد آنهم از افراد و احزابی که از سال 76 تاکنون پیگیر راهبرد اصلاحات در درون نظام بوده اند و در مقابل اقتدارگرایی و هدم جمهوریت و اسلامیت نظام مقاومت و ایستادگی کرده اند و شدت این انتقام گیری آنچنان بوده که چشم اینان را بر واقعیت های جاری در کشور کور کرده است .
بررسی ریز و جزئی متن کیفرخواست این دادگاه نمایشی به نظر زائد می رسد چراکه شرح مفصلی که در این متن راجع به انقلاب مخملی داده است قبلا و در ایام تبلیغات انتخابات در جزوه هایی که حامیان احمدی نژاد پخش می کردند در دسترس عموم مردم قرار گرفته و نکته تازه ای ندارد جز استناد به گفته جاسوسی که وجودش غایب است یا دیگرانی که قبلا به همین اتهام گرفتار و آزاد شده اند! اما از آنجا که طراحان سناریوی کودتا و کیفرخواست نویسان خواسته اند سلطه اطلاعاتی خود را بر افراد و احزاب اصلاح طلب با افشای اطلاعات درون گروهی اینان نشان دهند دچار اشتباهاتی فاحش شده اند و با آمیختن راست و دروغ در صدد اثبات اتهامات واهی منتسبه به اینان برآمده اند . بطور مثال مدعی شده اند آقای تاجیک رئیس دفتر مطالعات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری در دوران ریاست جمهوری خاتمی عضو جبهه مشارکت است که خلاف واقع بوده و ایشان هیچوقت عضو این حزب نبوده است و با همین استناد می توان تکلیف دیگر مدعاهای مطرح شده در این کیفرخواست را دریافت و انتظار داشت که سرانجام این دادگاه نمایشی به کجا منتهی شود . راقم این سطور به لحاظ قلبی و عاطفی نمی خواهد اما به لحاظ عقلانی نمی تواند از مقایسه برگزاری این دادگاه نمایشی با دادگاههای نظامی نمایشی زمان شاه بگذرد و اینکه اگر انجام آن دادگاهها کمکی به بقا و پایداری آن رژیم کرد برگزاری این دادگاه هم می تواند به بقای حکومت سناریونویسان کودتای فعلی کمک کند و این قانون و حکم الهی از زبان پیامبر گرامی اسلام است که :” ملک با کفر پایدار می ماند اما با ظلم ” .
تحلیل سایت نوروز از دادگاههای فرمایشی دادگاه نمایشی
آیا هیچ ندیدی حال مردمی راکه نعمت خدا را به کفر مبدل ساخته و( خود و ) قوم خود را به دیار هلاک رهسپار کردند ؟(سوره ابراهیم ، آیه 28)
این از عجائب روزگار ماست مسئولان نظامی که بیشترین ادعادی دینداری و پایبندی به آموزه های اسلامی و اخلاقی را دارند راهی را در اداره حکومت در پیش گرفته اند که جز کفران نعمت جمهوری اسلامی ایران و رهسپاری خود و مردم و کشور به دیار هلاکت سرانجامی ندارد .بجای آنکه صدای اعتراض مردمی را که به نتیجه انتخابات معترضند بشنوند و در صدد پاسخگویی منطقی و اقناعی به آنها برآیند همچون همه رژیم های استبدادی و سرکوبگر عمل کرده و می خواهند با ایجاد رعب و وحشت و با استفاده از داغ و درفش و زندان و…صدای مردم را خاموش سازند و چون این شیوه تاکنون موثر نیافتاده است حال در صدد برآمده اند با برگزاری یک « دادگاه نمایشی و اصرار براشتباه » و ارائه کیفرخواستی رونویسی شده از بولتن های نهادهای نظامی و امنیتی که بارها در روزنامه کیهان انتشار یافته است و هیچ نکته جدیدی جز استناد به برخی گفته های آزادگان دربند ( که در نهایت اگر درست باشد گفته هایی در شرایط زندان است و به لحاظ شرعی و حقوقی هرگز قابل استناد و نکیه نیست ) ندارد در پی القا و اثبات این نکته اند که معترضات به نتیجه انتخابات در پی انقلاب یا کودتای مخلمین بوده اند و افراد دربند و احزابشان نیز طراح و برنامه ریز این ماجرا !
بواقع نمی شود دریافت که طراحان این سناریوی کودتای پس از انتخابات تا کجا می خواهند اصرار بر ادامه اشتباهات خود داشته باشند و نظام و کشور را به کجا ببرند و باید دعا کرد که راهی که آنها پی گرفته اند همانی نباشد که خداوند در آیه صدر این نوشته بازگو کرده است و خداترسان و عاقلانی در میان حاکمان و تصمیم سازان کشور ما چیدا شوند و راه براین ادامه این اشتباهات ببندند و راهی برای آشتی ملی پی ریزند چرا که خواندن متن کیفرخواستی که امروز در این دادگاه نمایشی عرضه شد بخوبی نشان می دهد که دستان این سناریونویسان چقدر از ارائه دلیل برای اثبات مدعای خود نسبت به افراد سیاسی دستگیر شده و احزابشان خالی است و حتی استناد به گفته های آنان در شرایط زندان نیز هیچ کمکی بدانها نمی کند . سراپای این کیفرخواست ( تا آنجا که به افراد و احزاب سیاسی مربوط می شود ) فقط بوی انتقام گیری می دهد آنهم از افراد و احزابی که از سال 76 تاکنون پیگیر راهبرد اصلاحات در درون نظام بوده اند و در مقابل اقتدارگرایی و هدم جمهوریت و اسلامیت نظام مقاومت و ایستادگی کرده اند و شدت این انتقام گیری آنچنان بوده که چشم اینان را بر واقعیت های جاری در کشور کور کرده است .
بررسی ریز و جزئی متن کیفرخواست این دادگاه نمایشی به نظر زائد می رسد چراکه شرح مفصلی که در این متن راجع به انقلاب مخملی داده است قبلا و در ایام تبلیغات انتخابات در جزوه هایی که حامیان احمدی نژاد پخش می کردند در دسترس عموم مردم قرار گرفته و نکته تازه ای ندارد جز استناد به گفته جاسوسی که وجودش غایب است یا دیگرانی که قبلا به همین اتهام گرفتار و آزاد شده اند! اما از آنجا که طراحان سناریوی کودتا و کیفرخواست نویسان خواسته اند سلطه اطلاعاتی خود را بر افراد و احزاب اصلاح طلب با افشای اطلاعات درون گروهی اینان نشان دهند دچار اشتباهاتی فاحش شده اند و با آمیختن راست و دروغ در صدد اثبات اتهامات واهی منتسبه به اینان برآمده اند . بطور مثال مدعی شده اند آقای تاجیک رئیس دفتر مطالعات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری در دوران ریاست جمهوری خاتمی عضو جبهه مشارکت است که خلاف واقع بوده و ایشان هیچوقت عضو این حزب نبوده است و با همین استناد می توان تکلیف دیگر مدعاهای مطرح شده در این کیفرخواست را دریافت و انتظار داشت که سرانجام این دادگاه نمایشی به کجا منتهی شود . راقم این سطور به لحاظ قلبی و عاطفی نمی خواهد اما به لحاظ عقلانی نمی تواند از مقایسه برگزاری این دادگاه نمایشی با دادگاههای نظامی نمایشی زمان شاه بگذرد و اینکه اگر انجام آن دادگاهها کمکی به بقا و پایداری آن رژیم کرد برگزاری این دادگاه هم می تواند به بقای حکومت سناریونویسان کودتای فعلی کمک کند و این قانون و حکم الهی از زبان پیامبر گرامی اسلام است که :” ملک با کفر پایدار می ماند اما با ظلم ” .
عماد افروغ در گفت و گو با «فرارو»: آن کسانی که اعتراضات را به انقلاب مخملی تشبیه کرده اند باید محاکمه شوند
فرارو- مدير گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي با تاکید بر اینکه انقلاب مخملی در حاکمیت جمهوری اسلامی امکان پذیر نیست گفت: «کسانی که اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات را به انقلاب مخملی تشبیه کرده اند باید از دو سوی مردم و حاکمیت محاکمه شوند.»
صبح امروز( شنبه) دادگاه متهمان به تلاش برای انقلاب یا كودتاي مخملي با حضور چهرههاي شناخته شده و مشهوري مثل بهزاد نبوي عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، محسن ميردامادي دبير كل حزب مشاركت، محسن امينزاده عضو شوراي مركزي حزب مشاركت، محمد عطريانفر عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران، محمدعلي ابطحي عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز، صفايي فراهاني عضو شوراي مركزي حزب مشاركت، عبدالله رمضانزاده عضو شوراي مركزي حزب مشاركت که همگی از مسوولان بلند پایه جمهوری اسلامی در سال های گذشته بوده اند برگزار شد.
كيفرخواست متهمان در حالی از سوی نماينده مدعيالعموم قرائت شد که بخش اعظمی از آن به تلاش این گروه برای فراهم کردن زمینه جهت بروز انقلاب مخملی در ایران اختصاص داشت. این اتهامات در حالی وارد شده است که بسیاری از صاحب نظران و تحلیلگران داخلی تاکید می کنند که اساسا در ایران به دلایل متعدد امکان بروز انقلاب مخملی وجود ندارد.
در همین حال عماد افروغ مدير گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي در گفتگو با فرارو گفت: «برای من به عنوان یک روش شناس و یک جامعه شناس خیلی جالب است بدانم که قاضی و دادستان می خواهند با چه روشی و با استناد به چه مدارکی ثابت کنند که عده ای در جریان یک انقلاب مخملی شرکت دارند این بیش از پیش از بعد روش شناسی اش برایم جالب است که چگونه می شود مدارکی را مستند و مستدل ارایه کرد که تاکیدی بر مخملی بودن این حرکتی داشته باشد.»
وی افزود: «من به اقتضایی رشته تحصیلی ام این دادگاه را دنبال می کنم تا ببینم دادستان می تواند با ارایه ادله های قانع کننده این اتهامات را ابرام و اثبات کند.»
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم با بیان اینکه «به کار گیری کلمه مخملی هم توهین به اعتراضات مردمی است و لو اینکه در حد یک ذهنیت بوده باشد و هم توهین به جمهوری اسلامی است» گفت: «آن کسانی که این اعتراضات را به انقلاب مخملی تشبیه کردند باید از سوی مردم و حاکمیت محاکمه شوند.»
وی ادامه داد: «مردم باید آنها را محاکمه کنند چون به آنها توهین شده است و حاکمیت بایستی آنها را محاکمه کنند چرا که جمهوری اسلامی را مقایسه و شبیه سازی کردند با کشورهای سوسیالیستی از قبیل روسیه که نوعا هم انقلاب های مخملی در این کشورها یعنی شوروی سابق و اقمار آن اتفاق افتاده است.»
افروغ تصریح کرد: «شاید این یک پیروزی برای روسیه به حساب آید که حرکت های اخیر و اعتراضات مردمی را انقلاب مخملی و رنگی در ایران معرفی کرده اند تا انقلاب اسلامی ایران در حاشیه انقلاب سوسیالیستی روسیه قرار گیرد و این توهین بزرگی به انقلاب اسلامی و توهین بزرگی به اندیشه های والای حضرت امام (ره) است که انقلاب را یک تحفه الهی می دانستند که هم از جهت انگیزه، مقصد و هدف کاملا با انقلاب های شناخته شده متفاوت است.»
مدير گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ادامه داد: «من احساسم این است که نبایستی به محض اینکه ذهنیتی ایجاد شود و رای و نتیجه اعلام شده یک انتخابات با ذهنیت مردم همخوانی ندارد و مردم حسب این عدم انطباق یک واکنشی از خود نشان می دهند که این هم از قبل هم قابل پیش بینی بود آنها را به انقلاب مخملی ارتباط و اتصال داد.»
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «جمهوری اسلامی ادعای دموکراسی، آزادی و برگزاری چندین انتخابات باشکوه دارد بر این اساس تفاوت بسیاری وجود دارد میان کشوری که آزادی را برتابیده است و حقوق ملت را به استناد اصل سوم قانون اساسی مورد پذیرش قرار داده است با کشورهای که میانه خوبی با آزادی ندارد.»
وی با انتقاد از وارد کردن اتهام تلاش برای بروز انقلاب مخملی در ایران به متهمان گفت: «این بر می گردد با کج فهمی ها و سوء تعبیرهای ناشی از کم سوادی و بی سوادی آقایان که بلافاصله می خواهند بازی های جناحی و سیاسی را به اصل حاکمیت تسری دهند و منافع و مصالح گروهی خودشان را به اصل نظام و انقلاب پیوند می زنند.»
وی با بیان اینکه «همه می دانند وقتی به کسانی که واقعا در نیت و هدفشان به دنبال انقلاب مخملی نبوده اند این اتهامات وارد شود آنها را از انقلاب و جمهوری اسلامی زده می کنیم» تاکید کرد: «این کار اگر حساب شده بوده باشد بایستی جدی تر با آن برخورد شود یعنی کسانی که اتهام انقلاب مخملی را با آگاهی وارد کرده باشند باید تحت تعقیب قرار گیرند برای اینکه اعتراضات عمومی را در برابر اصل نظام و انقلاب اسلامی قرار داده اند و منافع جناحی را با اصل ارزشمند انقلاب اسلامی گره زده اند که نمی توان به راحتی از کنار عبور کرد.»
افروغ در خاتمه گفت: «ای کاش رسانه ملی این فرصت را در اختیار صاحب نظران و کارشناسان قرار می داد تا ذهنیت زدایی شود و انقلاب مخملی و رنگی کاملا شکافته شود تا این طور یک طرفه در اختیار یک جناحی قرار نگیرد که به صورت فزاینده اقشار و افراد و نسل های قابل توجه ای را به جرم ضدیت با اصل نظام و حتی ضدیت با ولایت فقیه از قطار انقلاب پیاده کنند و بعد سر فرصت تفسیر های تنگ نظرانه و متحجرانه خود را به جمهوری اسلامی را تحمیل کنند.»
آقای ابطحی دوستت دارم به خاطر همهی اعترافها
اعتراف کردن در دادگاهی که حکومت به اصطلاح “جمهوری اسلامی” آن را آغاز کرده و گزارشگرش خبرگزاری مردم فریب و دریدهی فارس است، یک سند کتمانناپذیر برای حقانیت جنبش بزرگ مردم ایران است که پایههای حکومتی غیر مشروع و غیر مقبول را لرزان کرده است. حکومتی که به واسطهی نیروی انتظامی خشن و نیرویهای آدمکش بسیج در طول یک ماهونیم گذشته به ضرب و شتم و کشتار و سرکوب آرامترین تظاهرات مردم ایران پرداخت.
حکومت جمهوری اسلامی میخواهد با برگزاری این دادگاه فرمایشی و ابلهانه که بعد از شکنجه کردن متهمان آن در سلولهای انفرادی مخوف اوین اجرا میشود، اعتراض میلیونها ایرانی را به نتیجهی انتخابات سراسر دروغ و کودتایی 22 خرداد به انقلاب مخملی وصل کند. در کیفرخواست ارائه شده به دادگاه که توهینی به تک تک مردم ایران است و شعور پایین خود را هم سطح شعور بالای مردم ایران فرض کرده و به همهی مردم ایران به طور رسمی توهین کرده است. بدون شک همهی اتهامهایی که در این دادگاه مطرح شده و همهی حرفهای که از سوی متمهان بعد از شکنجه به دست آمده است صدها فرسنگ با واقعیت موجود فاصله دارد و ساخته و پرداختهی شکنجهی متهمان ذهن بیمار بازجویان و دستوراتی است که از طرف دولت کودتایی و رهبری حامی وی به آنان تحمیل شده است.
محمدعلی ابطحی یکی از متهمانی است که چهرهی تکیدهاش گویای کاملی از شکنجهیی است که بر او رفته است. او را بعد از شکنجههای بیشمار به دادگاه آوردهاند تا بر علیه خود و دوستان و همفکراناش و بر علیه مردم ایران سخن بگوید و بحث تقلب را به خاطر کودتای مخملی بداند. ابطحی پیش از انتخابات عزیز این وبلاگستان و بعد از این اعترافها که همه از ماهیت آن آگاه هستیم عزیز وبلاگنویسان خواهد بود. حتا عزیزتر از قبل چرا که حالا میدانیم حکومت به اصطلاح جمهوری اسلامی برای دشمنی با مردم و سرکوب معترضان از هیچ جنایتی فروگذاری نمیکند. آقای ابطحی را امروز و برای همیشه دوست داریم . حتا اعترافهایاش را دوست داریم چرا که سندی است بر حقانیت مردم ایران و رسوایی بیشتر برای حکومتی که جوانان این خاک را در زندانها و در خیابانهایاش کشته است.
کافی است کیفرخواست ارائه شده در خبرگزاری فارس که از دشمنان مردم ایران است را نگاه کنید. همهی متهمان گمنام یا معتاد بودهاند یا قرصهای روانگردان مصرف میکردهاند یا سابقهی کیفری داشتهاند؛ توهین کردن کار خوبی نیست ولی ببخشید “خر خودتان هستید و همهی آدمکشهای حکومتی که مردم را در خیابانها به گلوله بسته است.
ضرب و شتم فرزندان کروبی در مراسم چهلم شهدای ٣٠ خرداد
محاکمه بازداشتشدگان پشت درهای بسته
به گفته خبرگزاری فارس، در پی قرائت کیفرخواست از سوی عبدالرضا موهبتی، معاون دادستانی، محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز، ضمن پذیرش صحت کیفرخواست در توضیحات خود ادعا کرده است، که «پس از انتخابات در جلسه مشترکی هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی هم قسم شدند، که پشت یکدیگر را خالی نکنند و بنده نمیدانم که این تنها نگذاشتن و یاری کردن پس از ۱۱ میلیون فاصله برای چه بود».
ظاهراً ابطحی افزوده است، که «هاشمی در ذهن خود قصد انتقام از احمدی نژاد و مقام معظم رهبری را داشت».
محمدرضا تابش، دبیرکل فراکسیون خط امام مجلس گفته است که «نحوهی محاکمه بازداشتشدگان که در آن نه به وکلا دسترسی است و نه خانواده و حتا خود زندانیها نیز از اتهامات مطلع نیستند، همه را بهت زده کرده است».
تابش در گفتوگو با پایگاه خبری “پارلمان نیوز” همچنین گفت: «ما نمیتوانیم نگرانی خود را از این نحوهی محاکمه اعلام نکنیم و امیدوار هستیم، که این روش تکمیل سناریویی از پیش تدوین شده که همراه با نگهداری در خلاء و اعترافگیری بوده، نباشد».
در آستانهی مراسم تنفیذ و تحلیف احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور جدید، سخنان ابطحی در دادگاه بیشتر حول صحت نتیجهی انتخابات ریاستجمهوری و تایید احمدینژاد دور میزده است.
ابطحی ظاهراً در بخشی از “اعترافات” خود گفته است: «بنده خودم را نیروی اصلاحطلب میدانم، لذا میگویم که خاتمی حق نداشت ظرفیت اصلاحات را به پای موسوی بریزد. حتا موسوی نیز این ظرفیت را نداشت. البته بنده طرفدار ریاستجمهوری احمدینژاد نبودم، ولی زمانی که ۱۱ میلیون در انتخابات فاصله ایجاد شد به عنوان کسی که طرفدار مردمسالاری هستم، این مسئله را نپذیرفتم و با این موضوع جلوی فضای رشد مدنی را گرفته و به فرهنگ و تاریخ ایران خیانت کردهام. ولی اگر به جای پیام به موسوی به احمدینژاد تبریک میگفتیم، بهترین وضعیت را امروز در تاریخ ایران دارا بودیم».
شکنجهی بازداشت شدگان و نحوهی اعترافگیری
به گفته تابش، دبیرکل فراکسیون خط امام مجلس، برخی از بازداشتشدگان در حال حاضر خارج از زندان اوین نگهداری میشوند. وی با توجه به قضایای پیشآمده در بازداشتگاه کهریزک، خواستار انتقال دستگیرشدگان به زندانهای قانونی و اجازه ارتباط میان زندانیان با خانواده و وکلای خود شد.
باید اشاره کرد که چند روز پیش نمایندگان مجلس به قصد بررسی وضعیت زندانیان و نحوهی بازجوییها راهی زندان اوین شدند. آنها امیدوار بودند بتوانند با شخصیتهای اصلاحطلب و اتهاماتی که به آنها منتسب میکنند، ملاقات کنند. ولی مسئولان زندان اوین این زندانیان را به محل دیگری انتقال داده و به نمایندگان مجلس گفته بودند، در فرصت دیگری امکان ملاقات با این زندانیان فراهم خواهد شد.
محمد رضا تابش افزود: «در حال حاضر بازداشتشدگان در شرایط بسیار بدی قرار دارند و بسیاری از آنها مورد ضرب و شتم و اذیت قرار گرفتهاند و اخبار نگرانکنندهای از سوی خانوادههای آنان اعلام شده است، که بواسطه التهاب جامعه بنا ندارند، آن را عمومی کنند».
در هفتههای پیش نیز پایگاههای وابسته به اصولگرایان (از جمله جهان نیوز) نیز خبر از اعترافگیری از ابطحی، تاجزداه و قوچانی داده بودند.
همسر محمد علی ابطحی پس ازملاقات با همسرش در زندان بیان داشت: « ابطحی حدود ۱۸ کیلو وزن کم کرده بود و آقای ابطحی میگفت که چند روزی است که قرصی را به من میدهند که من را از جار و جنجال و هیاهوی این دنیا فارغ کرده است».
محمدرضا تابش نیز ضمن اشاره به این ملاقات ابراز داشت: «ابطحی به همسرش گفته بود این قرص من را بسیار آرام میکند».
کیفرخواست دادستانی
با انتشار متن کیفرخواست دادستانی، بسیاری از بازداشتشدگان در مظان اتهامات سنگینی، نظیر اقدام علیه امنیت کشور از طریق آشوب اجتماعی، تبانی با انگیزه برهم زدن امنیت عمومی، حضور در محلهای اغتشاش، پخش سی دی و اعلامیههای تحریکآمیز، ایراد ضرب و شتم ماموران دولتی، و سرانجام حمل، نگهداری و پرتاب نارنجک جنگی قرار گرفتهاند.
اسامی برخی از متهمان نیز اعلام شده است. به ادعای دادستانی برخی از متهمان ظاهراً به تشکیلاتهای سیاسی وابسته بوده و با کشورهای خارجی در ارتباط بودهاند.
در میان متهمان نام مازیار بهاری، روزنامه نگار ایرانی- کانادایی نیز دیده میشود. ظاهراً بهاری در اعترافات خود گفته است که برای مجله نیوزویک دو مقاله به رشته تحریر در آورده و روزانه نیز ۲۰۰ دلار از این روزنامه دریافت میکرده است.
لازم به یادآوری است که بهاری به طور عادی از سوی نیوزویک برای تهیه خبر به ایران اعزام شده بود و مبلغ دریافتی نیز بخشی از حقوق متعارف هر روزنامهنگاری به شمار میآید.
حضور “خبرنگاران خودی” در دادگاه
با توجه به گزارشات رسیده، تنها تعداد کمی از رسانه اجازه ورود به دادگاه را بدست آوردهاند. خبرگزاریهای رسمی و نیمه رسمی، نظیر ایرنا و فارس با انتشار گزارشات مستقیم از محاکمات در اصل یکی از منابع اصلی برای بسیاری از پایگاههای اطلاع رسانی داخلی و خارجی بودهاند.
به گزارش سایت “خبر آنلاین”، اجازه ورود به هیچ خبرنگار خارجی داده نشد و خبرنگاران داخلی نیز به جز معدود خبرنگاران خبرگزاریها، امکان حضور نیافتند.
بنا به همین گزارش حتا ماموران از ورود تیم “پرس تیوی” به دادگاه نیز جلوگیری کردهاند. لازم به یادآوری است که “پرس تیوی” متعلق به بخش برون مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی است.
ماموران انتظامی به محض اطلاع از فیلمبرداری از سوی کارکنان این شبکه تلویزیونی، تنها به اصرار خبرنگاران، از شکاندن دوربین صرفنظر کرده و تنها فیلم را ضبط کرده و با خود بردهاند.
آغاز محاکمه صد تن از دستگیر شدگان اخیر و رهبران اصلاح طلب
اگر چه ایرنا اشاره ای به شمار و اسامی افرادی که امروز محاکمه می شوند نکرده است، اما خبرگراری فارس شمار متهمان حاضر در دادگاه را صد تن اعلام کرده و افزوده است که در میان متهمان "چهره های شناخته و شده و مشهوری مثل بهزاد نبوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، محسن میردامادی دبیر کل حزب مشارکت ایرانی اسلامی، محمد علی ابطحی، عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، عبدالله رمضان زاده عضو شورای مرکزی جبهۀ مشارکت ایران اسلامی، محسن امین زاده، معاون پیشین وزیر امور خارجه ... دیده شده اند
پیشتر مقامات قضایی تهران از محاکمۀ بیست و سپس قریب سی تن از دستگیرشدگان رویدادهای جاری کشور خبر داده بودند.
دستگیرشدگان تظاهرات خیابانی ایران به اقدام علیه امنیت ملی، بر هم زدن نظم عمومی و اغتشاش و ارتباط با سازمان های مخالف حکومت اسلامی ایران از جمله سازمان مجاهدین خلق متهم هستند.
قاضی سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران در بیانیه ای که پنجشنبه گذشته منتشر کرده بود دیگر اتهامات بازداشت شدگان را حمل سلاح های گرم و سرد و حمله به نیروهای بسیج اعلام کرده بود.
پس از رسمیت یافتن جلسۀ امروز دادگاه از سوی قاضی صلواتی، معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران که خبرگزاری فارس از او با نام "محبتی" یاد کرده متن کیفرخواست علیه متهمان را قرائت کرد و دستگیرشدگان رویدادهای جاری ایران را به آنچه "کودتای مخملی" نامید متهم نمود.
معاون دادستان انقلاب تهران مدعی شد که "طبق مستندات به دست آمده و اعترافات متهمین" وقوع اتفاقات جاری ایران از مدت ها قبل طرحریزی شده و مطابق یک جدول زمانی نیز به اجرا گذاشته شده است.
قاضی "محبتی" تمام متن کیفرخواست خود را بر اظهارات به گفتۀ او "یک جاسوس دستگیر شده" در ایران استوار ساخت که به "دلایل امنیتی فعلاً از اعلان نام وی خودداری" کرده است.
به گفتۀ "قاضی محبتی" این "جاسوس دستگیر شده" به مقامات امنیتی ایران گفته است که سرنخ حوادث جاری ایران در خارج و در دست سرویس های امنیتی غربی، به ویژه آمریکایی و اسرائیلی است که هدف شان، به گفتۀ قاضی "محبتی" پیشبرد "تفکراتی مانند تفکرات عبدالکریم سروش در ایران و پرورش و ترویج آنها"ست.
همین "جاسوس" سپس برای مقامات ایران فاش ساخته است که "کودتای مخملی طراحی شده برای ایران خیلی شبیه انقلاب مخملی صربستان است" و برای اجرایی کردن آن بنیادی به نام "دموکراسی در ایران" زیر نظر عباس میلانی، لری دایمند و مایکل مک فور در آمریکا دایر شده است.
معاون دادستان انقلاب تهران از این افراد به عنوان "سه عنصر امنیتی" یاد کرده و سپس افزوده است که "اهمیت عباس میلانی برای "سیا" از رضا پهلوی هم بیشتر است زیرا او با اصلاح طلبان رابطه خوبی دارد و حتا تمام هزینه های مالی اکبر گنجی در خارج از کشور را نیز تأمین می کند."
مدعی العموم سپس خانم فاطمه حقیقت جو و آرش نراقی را جزو بخش دانشجویی بنیاد "دموکراسی در ایران" توصیف کرده که در کنفرانس های این بنیاد سخنرانی می کنند.
دست کم دو هزار نفر در جریان تظاهرات اعتراضی جاری در ایران از جمله ده ها تن از فعالان سیاسی، روزنامه نگاران، دانشگاهیان و دانشجویان دستگیر شده اند که هنوز اطلاع روشنی از سرنوشت همگی آنان در دست نیست.
با کشته شدن شماری از بازداشت شدگان در زندان ها رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای، دستور بستن بازداشتگاه کهریزک را به دلیل ناسازگاری آن با برخی "استاندارها" صادر کرد. در واکنش رئیس جمهوری پیشین ایران محمد خاتمی ضمن "بی معنا" خواندن این اظهار گفت : "در این بازداشتگاه جنایت ها شده و جان ها باخته شده اند." در چنین وضعی سخن گفتن از "ناسازگاری با استاندارها بی معنا است."
بهت زدگی از نحوۀ محاکمه
دبیر فراکسیون خط امام، به نقل از همسر محمد علی ابطحی گفت، ابطحی به وی گفته است که "چند روزی است قرصی را به من می دهند که من را از جار و جنجال و هیاهوی این دنیا فارغ کرده است"
---
محمدرضا تابش، دبیر فراکسیون خط امام در مجلس در گفتگو با خبرنگار "پارلمان نیوز" ضمن اظهار نگرانی و حیرت از نحوۀ محاکمۀ بازداشت شدگان پس از انتخابات، از احتمال وجود سناریوئی از پیش ساخته صحبت کرد و گفت: "اراده ای فراتر از قانون و خواست مقام معظم رهبری، نمی خواهد تا محاکمۀ دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات بصورت قانونی و با کمال عدل و انصاف برگزار شود".
وی افزود: "نحوۀ محاکمۀ دستگیرشدگان که در آن نه به وکلا دسترسی است و نه خانواده و حتی خود زندانی ها از اتهام ها مطلع نیستند، همه را بهت زده کرده است".
تابش با اشاره به وضع بد زندانیان گفت، "در حال حاضر بازداشت شدگان در شرایط بسیار بدی قرار دارند و بسیاری از آنها مورد ضرب و شتم و اذیت و آزار قرار گرفته اند و اخبار نگران کننده ای از طریق خانواده های آنان اعلام شده است که بواسطۀ التهاب جامعه بنا ندارند آن را عمومی کنند".
دبیر فراکسیون خط امام، به نقل از همسر محمد علی ابطحی گفت، ابطحی به وی گفته است که "چند روزی است قرصی را به من می دهند که من را از جار و جنجال و هیاهوی این دنیا فارغ کرده است". تابش افزود ابطحی به همسرش گفته است "این قرص من را بسیار آرام می کند".
تابش اظهار اطمینان کرد که مقام رهبری از وضعیت نامناسب زندان ها و ناهنجاری های رفتاری با آنان باخبر نیست و اگر مطلع شود، همچون دستور اکید برای تعطیلی بازداشتگاه "کهریزک"، برخورد با ناقضان قانون را در زندانها صادر خواهد کرد.
خبرگزاری فارس به نقل از ابطحی در جلسه دادگاه : قصد رفسنجانی انتقام از احمدی نژاد و رهبر است
معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران که خبرگزاری فارس از وی با عنوان "محبتی" نام برده در کیفرخواست خود علیه صد تن از دستگیرشدگان تظاهرات جاری در ایران اظهار داشت : احزاب اصلاح طلب نظیر حزب مشارکت ایران اسلامی، حزب کارگزاران سازندگی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در تلاش خود برای انجام "کودتای مخملی" قصد تغییر ماهیت نظام اسلامی را داشته اند.
معاون دادستان نیت واقعی حزب مشارکت ایرانی اسلامی را "حاکمیت سکولاریسم در ایران" توصیف کرده و گفته است که در چارچوب چنین قصد و نیتی است که مثلاً از فیلسوف معروف آلمانی یورگن هابرماس یا جامعه شناس انگلیسی جان کین برای ایراد سخنرانی در تهران دعوت به عمل آمد.
معاون دادستان انقلاب سپس افزوده است که یورگن هابرماس در "جلسه ای محرمانه در منزل محسن کدیور و با حضور سعید حجاریان، محمد مجتهد شبستری شرکت جست و در آن، به ادهای نمایندۀ مدعی العموم "موضوع سکولاریزاسیون ایران به دقت مورد بررسی قرار گرفت."
نمایندۀ مدعی العموم در ادامه افزوده است که یورگن هابرماس "در حالی به کشور خود بازگشت که در رایزنی های خود از ارادۀ اصلاح طلبان برای استقرار حکومت سکولار در ایران مطمئن شده بود."
نمایندۀ مدعی العموم سپس ادعا کرده است که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب مشارکت و کارگزاران نقش محوری در در طراحی، هدایت و سازماندهی ناآرامی ها و تظاهرات جاری ایران داشته اند و کسانی چون بهزاد نبوی، محمد ابطحی، صفایی فراهانی، مصطفی تاج زاده ... در اعترافات خود گفته اند که در آخرین انتخابات ریاست جمهوری ایران هیچ تقلبی صورت نگرفته، ولی همانطور که موسوی خوئینی ها اظهار داشته "برای جرزنی القای تقلب لازم" بوده است.
نمایندۀ مدعی العموم از جنبش زنان ایران، فعالان حقوق بشر و جنبش کارگری و شخصیت های نظیر خانم های شادی صدر، پروین اردلان، شیرین عبادی، منصور اسانلو و همچنین فعالان جنبش دانشجویی در دفتر تحکیم وحدت طیف علامه به عنوان زیرمجموعه های طرح "کودتای مخملی" یاد کرده است.
خبرگزاری فارس در گزارش خود از جلسۀ امروز دادگاه به نقل از محمد ابطحی نوشته است : "پس از انتخابات ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی و محمد خاتمی با یکدیگر هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند" و این با توجه به اختلاف یازده میلیون رأی میان محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی بی معنا بود.
دستگیری سه گردشگر آمریکایی توسط ایران
به گزارش شبکۀ تلویزیونی سی ان ان، سه گردشگر آمریکایی که از طریق مرز کردستان عراق وارد ایران شده بودند توسط مقامات این کشور دستگیر شدند.
یک مقام ارشد دولت آمریکا گفت که سفارتخانۀ این کشور در بغداد از این موضوع آگاه است و سرگرم تحقیق در مورد آن است. شبکۀ تلویزیون آمریکایی سی ان ان به نقل از یکی از مقامات کردستان عراق گزارش کرده است که این سه آمریکایی در منطقۀ پُرگردشگر "احمد آوا"ی کردستان عراق دستگیر شده اند که در آن مرز میان ایران و عراق به روشنی مشهود نیست.
به گفتۀ یک مقام کرد عراقی، این سه گردشگر به یکی از همراهان شان در هتل تلفن کرده و گفته اند که راه خود را گم کرده و به محاصره نظامیان ایرانی درآمده اند.
پیشتر یک مقام پلیس مرزبانی کردستان عراق گفته بود که سه شهروند غربی پس از عبور از مرز توسط نیروهای امنیتی ایران دستگیر شده اند.
"احمدآوا" در ٩٠ کیلومتری شمال شرق سلیمانیه واقع شده و دومین شهر بزرگ کردستان عراق است. به گزارش سی ان ان پلیس گردشگری منطقه به این سه تن هشدار داده بود که در نزدیکی مرز ایرانی هستند و به دلیل ملیت شان و با ملاحظۀ وضعیت تنش آلود منطقه دست به کار خطرناکی می زنند.
خبرگزاری فرانسه چنین تفسیر کرده است که دستگیری این سه تن می تواند مورد بهره برداری تبلیغاتی حکومت محمود احمدی نژاد قرار بگیرد.
این دستگیری ها سه روز پس از کنترل اردوگاه سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق توسط نیروهای نظامی این کشور صورت می گیرد که طی آن ١١تن کشته و ٣٠٠ تن زخمی و ٥٠ تن دیگر دستگیر شدند.
٢٠١٠ : سال بحرانی در مناسبات ایران و آمریکا
روزنامۀ اسرائیلی هاآرتص به نقل از منابع اسرائیلی مطلع از گفتگوهای مقامات تل آویو با مشاور امنیت ملی دولت امریکا، جیم جونز، نوشته است که هدف از تشدید مجازات ها اینبار کاهش توانایی دولت ایران در وارد کردن فرآورده های پالودۀ نفتی نظیر بنزین خواهد بود.
ایران ٤٠٪ بنزین مورد نیاز خود را وارد می کند و این مسأله چشم اسفندیار رژیم اسلامی ایران به شمار می رود.
چهارشنبه گذشته، سنای آمریکا لایحه ای را علیه شرکت هایی تصویب کرد که به دولت ایران بنزین یا دیگر فرآورده های نفتی پالایش یافته می فروشند. به موجب این مصوبه این شرکت ها نخواهند توانست برای تحویل نفت خام به ذخایر استراتژیک آمریکا قرارداد فروش با وزارت خارجۀ این کشور امضا کنند.
"یه دیوت آهرونوت"، یک روزنامۀ دیگر اسرائیلی، بدون ذکر منبع نوشته است که مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری آمریکا در ملاقات با مقامات اسرائیلی ضمن ابراز تردید نسبت به نزدیک شدن مناسبات آمریکا و ایران در آیندۀ نزدیک گفته است که مرحلۀ بعدی اقدامات واشنگتن بین سپتامبر تا دسامبر سال ٢٠٠٩ آغاز خواهد شد که طی آن آمریکا و متحدانش فشارهای اقتصادی و سیاسی خود را علیه دولت ایران تشدید خواهند کرد و همچنین خواهند کوشید تا در این تلاش روسیه و چین را نیز با خود متحد سازند.
"از نظر دولت آمریکا مسألۀ ایران در سال ٢٠١٠ وارد مرحلۀ بحرانی خواهد شد."
مقامات اسرائیلی و آمریکایی کمترین اظهار نظری در مورد سفر جیم جونز به اسرائیل نکردند. ناظران اما از این سفر به عنوان تلاش آمریکا یاد کرده اند که هدفش دادن این اطمینان به اسرائیل است که آمریکا نخواهد گذاشت ایران به سلاح اتمی دست یابد.
علاوه بر وزیر دفاع آمریکا، رابرت گیتس، فرستادۀ ویژۀ رئیس جمهوری آمریکا به خاورمیانه، جورج میچل، هفتۀ گذشته با رهبران اسرائیل دیدار و گفتگو کردند.
به نوشتۀ هاآرتص، جیم جونز و رابرت گیتس از اسرائیلی ها خواسته اند تا از خود خویشتنداری نشان بدهند و دست کم تا پایان سپتامبر آینده که در آن برآوردی بین المللی از موضوع ایران به دست خواهد آمد به اظهارات علنی خود در مورد این کشور پایان دهند.
ایران غربی ها را به "همدستی در جنایت" متهم کرد
منوچهر متکی وزیر خارجۀ دولت نهم گفت که کشورهای غربی و اروپایی با همۀ وسایل مخفی و علنی شان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران دخالت کردند و در این میان دولت انگلستان بدترین نقش را بازی کرد.
وزیر خارجۀ ایران سپس افزود که کشورهای غربی از خلال شبکه های تلویزیونی شان با دخالت در انتخابات ایران چگونگی ساختن مواد منفجره و ایجاد تنش را معترضان آموختند و به این ترتیب "در ارتکاب جنایت و قتل همدست شدند".
گفتنی است که دادگاه انقلاب تهران به ریاست "قاضی صلواتی" محاکمۀ صد تن از دستگیرشدگان تظاهرات جاری در ایران از جمله شخصیت های اصلاح طلب بازداشت شده را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی آغاز کرد.
معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران متهمان را در کیفرخواست خود به تلاش برای انجام "کودتای مخملی" متهم کرد و گفت که رویدادهای جاری ایران توسط سرویس های امنیتی خارجی به ویژه آمریکایی و اسرائیلی طرحریزی و مطابق یک جدول زمانی به اجرا گذاشته شد.
