۱ مرداد ۱۳۸۸

چرا افسرده‌اید؟ فراموش نکنید که این بهترین حالت ممکن است!


این روزها دوستان بسیاری را می‌بینم که افسرده‌اند. این افسردگی ناشی از آن می‌شود که آنها گمان می‌کنند وضعیت فعلی بدترین وضعیت موجود است. از یک نظر این فکر می‌تواند درست باشد: کمتر کسی گمان می‌کرد حتی با انتخاب دوباره احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری چنین وضعیت اسف‌باری پیش آید. آنچه که نهایتا قابل پیش‌بینی بود ادامه‌ی همان وضعیت اقتصادی فرهنگی و سیاسی دوراه اول احمدی‌نژاد بود البته با سیر نزولی بیشتر. اما آنچه که در این سه هفته شاهد بودیم یک بحران و فاجعه‌ی به تمام معنا بود. خود من که در کل دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد و با وجود مشکلاتی مضاعف (از جمله خدمت 20 ماهه‌ی نظام وظیفه با داشتن زن و بچه!) به هر حال گلیم‌ام را از آب بیرون کشیده بودم؛ از 23 خرداد تا الان کاملا بیکار شده‌ام. تمام ستون هایم تعطیل شده‌اند، آی طنز را فیلتر کردند، خرده فعالیت‌های اقتصادی ام کاملا راکد شده‌اند و حتی چند پروژه‌ی تلویزیونی هم درباره‌ی آنها با من صحبت شده بود متوقف شده‌اند. جالب اینجاست که چند روز پیش به یکی از فعالان مطرح اقتصادی که از دهه چهل در کشور فعال بوده و ده‌ها سال در اتاق بازرگانی سمت‌های عالی داشته صحبت می‌کردم و او می‌گفت بلایی که در این چند هفته بر سر اقتصاد ایران آمده است حتی در بهمن 57 هم نیامده بود.
با تمام این اوصاف من معتقدم اگر از منظر دیگری نگاه کنیم وضعیت فعلی نه تنها بدترین نیست بلکه می تواند در دراز مدت بهترین هم باشد… اول بیایید دو نتیجه‌ی ممکن برای این انتخابات را بررسی کنیم:
1- اینکه احمدی‌نژاد قبول کند بازنده است و به موسوی تبریک بگوید یک خواب شیرین است که با توجه به روحیات و خلق و خوی احمدی نژاد هیچگاه قابلیت تحقق ندارد. در دولت احمدی‌نژاد قعطا باید نام احمدی‌نژاد از صندوق دربیاید. اما احمدی‌نژاد اگر اینقدر حرص و ولع برای شکستن رکورد خاتمی و خاک‌مال کردن کروبی و رضایی را نداشت می توانست به گونه‌ی دیگری عمل کند. اگر انتخابات به دور دوم می رفت و آنگاه او در مقابل موسوی مثلا 53 درصد رای می‌آورد قابل باور بود و این موج عظیم علیه او راه نمی‌افتاد. اعتراض‌های کوچکی نهایتا شکل می گرفت که خود معترضین هم زیاد به درستی اعتراض خود اعتقاد نداشتند. آنگاه احمدی نژاد می توانست با لبخند ملیحی بر صفحه تلویزیون ظاهر شود از همه تشکر کند و اعلام کند همه کسانی که در این مدت به او حمله کرده‌اند را می‌بخشد و یک ملودرام اشک‌انگیز از رئیس جمهور محبوب (دست کم برای 30 چهل درصد از مردم ایران) بازی کند و مخالفان را آچمز کند. کروبی اوت می‌شد، موسوی به کنج خانه‌اش برمی گشت و رضایی هم نهایتا به مجمع تشخیص برمی گشت. آن‌وقت او 4 سال دیگر به ترکتازی ادامه می داد و ما هم همچنان از اینکه او «نظام جمهوری اسلامی» را تضعیف می‌کند حرص می خوردیم تا دق کنیم.
2- فرض اینکه احمدی‌نژاد بگذارد کسی جز خودش رئیس جمهور شود محال بود اما فرض رئیس جمهور شدن موسوی محال نبود. کاملا محتمل بود که با دخالت رهبر یا دوراندیشی عقلای قوم، موسوی علی‌رغم تمام مجاهدت‌های محصولی و کردان و رحیمی… رئیس جمهور شود. اینکه اصولا احمدی نژاد کلا صلاح نیست هیچ مسئولیتی درکشور داشته باشد که البته درست است اما من معتقدم حتی اگر حضرات احمدی نژاد را بهترین رئیس جمهور ایران می دانند هم صلاح بود موسوی رئیس جمهور بشود. ساده‌ترین دلیلش اینکه طرفداران احمدی‌نژاد اصولا نمی توانستند در صورت اعلام نام موسوی به نام برنده به تقلب اعتراض کنند چون موضوعیت نداشت اما طرفداران موسوی توانستند و همچنان به اعتراضات ادامه خواهند داد.با این حال دیدیم که موسوی رئیس جمهور نشد و از این جهت هرچند تداوم نابودی 4 ساله کشور تاسف برانگیز است و هر ایرانی حق دارد به خاطر این واقعیت تلخ خون گریه کند؛ اما از منظری پراگماتیستی بهترین حالت ممکن اتفاق افتاده است. چرا؟ به این دلایل:
1- احمدی‌نژاد رئیس جمهور شده است اما در بدترین حالت ممکن و با بیشترین تعداد مخالفان. علاوه بر کسانی که خیلی ساده به موسوی رای دادند و حالا خیلی خشمگین و جدی اعتراض می کنند که رای‌شان نادیده گرفته شده، من به چشم خودم دیده‌ام که بعضی از کسانی که به احمدی نژاد رای داده‌اند و انصاف دارند هم، اکنون با مخالفان همراهی می‌کنند. در میان تمام راه‌های رئیس جمهور شدن خوشبختانه احمدی نژاد و حامیان اصلی‌اش پرهزینه‌ترین راه را برگزیده‌اند.
2- «وجهه داشتن و چهره بودن» که بزرگترین عامل حرکت و جوهره‌ی اعتماد احمدی نژاد است از او ستانده شد. حالا او باید در حالی به سفرهای استانی برود که می داند مخالفانش که پیش از این نهایت اعتراضشان این بود که قاطی جمعیت مستقبلین او نشوند؛ حالا با انگیزه‌ای بالاتر از مخالفانش به پیشواز او خواهند آمد! او اگر با گارد و پلیس و جماعت لباس شخصی چماق‌بدست به سفر استانی برود دیگر آن “رئیس جمهور محبوب مردمی” نخواهد بود و اگر اینها را فرو بگذارد باید هر بار هزاران نفر را که علیه او شعار می دهند را تحمل کند.در سفرهای خارجی وضعیت برایش بدتر خواهد بود. دیگر عده ای ساده‌دل که او را رئیس جمهور صادق و استکبارستیز مسلمانی می دانستند که به جای توجه به افکار عمومی جهان به ملتش پشتگرم است به استقبالش نخواهند آمد و حتی مخالفانش هم برای هو کردنش به هیچ دانشگاهی دعوتش نمی کنند. او هر جا که پا بگذارد اعتراض‌های شدید خواهد دید و سردی. و سردی و بی‌اعتنایی از همه چیز برای کسانی با روحیه‌ی احمدی‌نژاد خردکننده تر است.
3- با رویدادهایی که پس از اعلام نتایج رخ داد بسیاری از مشکلات و معضلات سیاسی و اجتماعی ایران که با روند پیش از این 20 سال طول می‌کشید تا چند میلیون نفر به آنها واقف شوند، در عرض چند روز (حد اکثر از شنبه 23 خرداد تا بعد از ظهر جمعه 29 خرداد) برای بیش از 20 میلیون نفر روشن شد. فراموش نکنید که تنها مشکل بزرگ ما احمدی‌نژاد نبود بلکه سیستمی بود که به احمدی‌نژادها میدان می دهد و از آنها حمایت می‌کند. یکی از آنها مساله بسیج است که اشکالات ساختاری وارد به آن تا پیش از این با توجیهاتی نظیر “بین همه قشر خوب و بد وجود دارد” در ذهن عامه مردم قابل حل بود اما الان میلیون‌ها ایرانی نسبت به آنها طور دیگری می اندیشند و حتی بسیاری از بسیجی‌های منصف نسبت به آفات تداخل نهادهای نظامی و غیر نظامی آگاه شده‌اند. معضلات و مشکلات بزرگتر هم به همچنین…
4- هنوز احمدی‌نژاد در ایران میلیون‌ها طرفدار دارد. اما این‌ها همان میلیون‌ها طرفدار دوره‌ی پیش نیستند و میلیون‌ها علامت سوال و تردید در ذهن آنها رسوخ کرده است. در پس ذهن همه‌ی آنها کلماتی مثل دروغ، فریب، آمار ساختگی و امثال آن قرار دارد که قابلیت رشد دارند. حالا تمام حرکات احمدی نژاد که در طول 4 (بلکه 6) سال گذشته صرفا با جنگ روانی و بازی‌های رسانه‌ای و شلوغ‌کاری‌های خودشان لاپوشانی و حتی به صورت عکس نشان داده می شد زیر ذره بین مخالفان و حتی طرفداران احمدی نژاد است. این مناظره‌ها در حکم آن کودکی‌ بود که گفت شاه لخت است. واقعیت را او کشف نکرد، اما به رو آورد و همهمه آورد و شد آنچه شد.
5- فراموش نکنید که اگر نام موسوی یا هر کس دیگری به عنوان رئیس جمهور بعدی ایران از صندوق درمی آمد او بلافاصله رئیس جمهور نمی‌شد. احمدی نژاد در هر حال تا شهریور ماه امسال رئیس جمهور بود و طی این مدت بلایی به سر بنگاه های اقتصادی و شرکت‌های عظیم صنعتی ایران می‌آمد که فقط و فقط با عقب‌نشینی زمانمند نظامی قابل مقایسه است. در یک عقب‌نشینی نظامی که زمان معینی برای آن در اختیار است، اصل بر این است که هیچ چیز قابل استفاده‌ای به دست «دشمن» نیفتد. از این رو یا تجهیزات غنیمتی به همراه نیروهای خودی به عقب برده می‌شوند و یا با آتش سوزی و بمب‌گذاری نابود می‌شوند. و فراموش نکنید که در نزد این دولت، همه‌ی غیرخودی‌ها دشمن‌اند!
6- امسال نه از نفت 150 دلاری خبری‌ست و نه از صندوق ذخیره ی ارزی پر و پیمان. میرحسین موسوی اگر رئیس جمهور می‌شد به معنای کامل کلمه به خاک سیاه می‌نشست. او نه فقط صنعت و اقتصاد ایران را – که به شرح فوق مشمول عقب‌نشینی قرار گرفته بود!- ویران تحویل می‌گرفت بلکه توان بازسازی آن را نمی داشت. بر طبق گمانه‌زنی های مدلل، صندوق ذخیره ارزی ایران تا اول مهر ایران کاملا تهی خواهد شد و دولت حتی برای تامین پرداخت حقوق کارمندهایش با مشکلات جدی روبرو خواهد بود. روستائیانی که در سال های اخیر عادت به گرفتن پول از دست رئیس جمهور کرده‌اند (گیریم هر دو سال یکبار) اگر با رئیس جمهور موسویِ کیسه تهی مواجه می‌شدند همه اشکالات را به پای او و همه ی خوبی ها را با هزاران آه و اندوه و نوستالژی به پای احمدی‌نژاد می نوشتند. حتی شاید بسیاری از طرفداران موسوی هم در مقابل بحران‌های عظیم پیش رو و بوق‌های رسانه‌ای مخالف دولت فرضی (نظیر کیهان) در مورد توانایی و کفایت موسوی و تیمش به تردید می افتادند. اما حالا همه‌ی توپ‌ها در زمین احمدی نژاد است که تا پیش از این با دادن پول و اضافه حقوق و وام رای جمع کرده است و مردمی را به این شیوه عادت داده.
7- فراموش نکنید که ما الان از میرحسین موسوی یک تصور بیشینه داریم که احتمال بسیار زیادی دارد با واقعیت منظبق نباشد. بی شک اگر در دوم خرداد خاتمی به ریاست جمهوری نمی‌رسید ما همین تصور را از خاتمی می داشتیم و گمان می کردیم اگر خاتمی ریس جمهور می‌شد ایران مدینه فاضله می شد یا دست کم جلوی بی‌قانونی‌ها گرفته می‌شد. اما دیدیم چنین نشد و با اشتباهات، خیانت‌ها و بی‌عرضگی‌های فاحش بعضی از اصلاح‌طلبان (و با عرض پوزش: تا حدودی خود خاتمی) بخش اعظم دوران اصلاحات به فجایعی گذشت که هرکدام زمینه‌ساز فجایعی بزرگتر شد. فقط در دوران رئیس جمهور 20 میلیونی بی‌عرضه‌ای چون خاتمی ممکن بود گناه فاجعه ای چون 18 تیر در حد دزدیدن یک ریش‌تراش خلاصه شود، کسی که به صورت نایب‌رئیس شورای شهر تیرزده و به ترورهای دیگری هم اعتراف کرده است بعد از چند ماه نه فقط آزاد شود بلکه در طرشت به دانشجوها قمه بزند، ضاربان دو وزیر کشور هیچ عقوبتی نبینند (دستور دهنده که فیلمساز هم شد!)… و در نهایت مردم از شر اصلاح‌طلبانی که حتی در شورای شهر پایتخت نمی توانند با شهردار و وزارت کشور همسو با خودشان بسازند (با رای دادن یا ندادن) به دامن اقتدارگراهای متحجری پناه ببرند که همین مردم وقتی دوم خرداد 5 سال پیش به خاتمی رای می‌دادند امیدوار بودند آنها را به زباله دان تاریخ سپرده باشند.احتمالی هم وجود دارد که موسویِ بی‌حزب و بی استراتژی و خط فکری مشخص در صورت رسیدن به ریاست جمهوری؛ اشتباهاتی مشابه همان‌ها را تکرار می کرد که در نهایت به ضرر کشور و اصلاحات منجر می‌شد و این احتمال وقتی شدت می گیرد که بدانیم موسوی پیروز تمام بازندگان دولت نهم، شورای نگهبان، راست‌های سنتی و طیف وسیعی از سپاه را در مقابل خود و به عنوان اپوزوسیون داشت. اما اکنون و بدون آن هزینه‌ها، بسیاری از شعارها و انتظارات اصلاح‌طلبانه به وجود آمده که به جای صبر و مداراها و توجیهات بی مورد دوران 8 ساله‌ی خاتمی، بسیار صریح و روشن به پیش می‌روند….

نامه فرزندان بهزاد نبوی به موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم

رئیس جمهور منتخب و محبوب ملت ایران،

جناب آقای مهندس موسوی

با عرض سلام و ارادت

مدتیست در پی فرصتی بودیم تا در فضایی آرام تر و عقلانی تر عرض ادبی‌ داشته باشیم و پیروزی قاطع شما را چه در عرصه انتخابات ریاست جمهوری، چه در عرصه دفاع از حقوق مردم و چه در عرصه افشای ماهیت زشت استبداد موجود بر کشور تبریک بگوییم.ما فرزندان آقای بهزاد نبوی مفتخریم که پدرمان توسط دولت کودتا و به جرم دفاع از رأی مردم بیش از یک ماه است در زندان انفرادی بسر می‌‌برد. در حقیقت جریان کودتاچی مدتها به دنبال انتقام گیری از جریانی بود که پس از دوم خرداد و به ویژه در مجلس ششم سعی‌ در افشای برنامه اقتدار گرایان جهت هدم جمهوریت نظام و تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت به اصطلاح اسلامی داشت. استعفای نمایندگان مجلس ششم و تحصن افتخار آمیز آنان در خانه ملت تنها گوشه‌ای از تلاش ایشان در جهت تنویر افکار عمومی‌ در مورد انحرافی بود که در خط اصیل امام و انقلاب در حال شکل گیری بود. ولی‌ متاسفانه باید اعتراف کنیم که ما در میزان عطش اقتدارگرایان به قدرت و عدم پایبندی آنها به ابتدایی‌ترین اصول انسانی‌، اخلاقی‌ و اسلامی فهم درستی‌ نداشتیم. باور نداشتیم که در روز روشن مردم را به گلوله ببندند و بی‌ شرمانه ادعا کنند که مردم با سلاح‌های اهدایی آمریکا و اسرائیل کشته می‌‌شوند. باور نداشتیم که این گبلز‌های وطنی، در لباس نظامی و روحانی و رئیس دولت و امام جمعه، هیچ حد و مرزی برای دروغ گفتن جهت حفظ قدرت نا مشروع خود قائل نباشند.از شما می‌‌خواهند که در چارچوب قانون و از طریق شورای نگهبان مطالبات خود را پیگیری کنید. سوال ما این است که چرا هنگام تصویب قانون مطبوعات در مجلس ششم نگذاشتند که روند قانونی‌ طی‌ شود؟ مگر شورای نگهبان نمی‌‌توانست آن طرح را هم مانند تمامی طرح‌های سیاسی مجلس ششم رد کند؟ ما می‌‌پرسیم مگر نمی‌‌شد مطبوعات اصلاح طلب توسط شاکیان همیشگی‌ و طی‌ روند قانونی‌ بسته شوند؟ چه شد که ۱۲ روزنامه در یک روز بطور فله ای توقیف شد؟ نتیجه پرونده قتل‌های زنجیره‌ای و کوی دانشگاه در چارچوب قانونی‌ چه بود؟ بالاخره آن ریش تراش کذایی پیدا شد؟ چرا در حکومت عدل علی‌ پس از ۱۰ سال از شکایت آقای تاجزاده از آقای جنتی هیچ اقدامی صورت نگرفت، جز اینکه شاکی‌ یک ماه است در انفرادی بسر می‌‌برد و متهم کماکان بی‌ هیچ واهمه‌ای مشغول اتهام زنیست. آیا اینکه پدر ما و فرزندان خدوم این ملت بیش از یک ماه است که در سلول انفرادی بسر میبرند قانونیست؟ آیا اینکه نمیگذارند حتی یک دقیقه با خانواده‌شان مکالمه تلفنی داشته باشند قانونیست؟ اینکه اجازه نمی‌‌دهند قرص‌هایی‌ را که آقای نبوی پس از عمل جراحی قلب باید به طور مرتب استفاده کنند را به ایشان برسانیم قانونی‌ و طبق اصول اسلامیست؟ البته از جماعتی که ایشان را ۴ سال پیش و تنها چند ماه پس از جراحی قلب باز در قم به قصد کشت کتک زدند انتظار دیگری نیست. این ناجوانمردان از سعید حجاریان، این جانباز اصلاحات چه می‌‌خواهند؟ البته که در قاموس اینان امثال حجاریان بر هم زننده امنیت ملی‌ و امثال سعید عسگر تثبیت کننده امنیت ملی‌ هستند. و شاهدیم که چگونه سعید عسگر‌ها را رها کرده اند تا نداها و سهراب‌ها را قربانی قدرت نا مشروع خود کنند.عجبا که در این روزگار غریب شعار "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین" نیز در رسانه به اصطلاح ملی‌ سانسور می‌‌شود. تا جایی‌ که ما به خاطر داریم شعار مرگ بر شوروی از شعر‌های ثابت زمان امام بود. آیا مشکل ما در آن زمان با اقمار شوروی سابق بود یا با هسته اصلی‌ آن، یعنی‌ روسیه غاصب جنایتکار که عظیمترین تجاوزات را در طول تاریخ به تمامیت ارضی کشور ما کرده و می‌کند؟ چه شد که شعار "نه شرقی‌، نه غربی" تبدیل به سیاست نگاه به شرق یا به بیان صریح تر باج دادن به شرق شد؟جناب آقای موسوی! ما به نوبه خود از شما و عزیزانمان آقایان خاتمی و کروبی میخواهیم که لحظه‌ای برای احقاق حقوق ملت و احیای خط راستین امام و انقلاب دست از مبارزه بر ندارید. نکند لحظه‌ای به خاطر نگرانی از وضعیت پدر ما و سایر زندانیان در پیگیری مطالبات مردم تردید به خود راه دهید. این جماعت نه دین دارند و نه آزاده اند. بی‌ تردید شهادت پدران و برادران ما در راه نیل به استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بسیار گواراست. آنچه تلخ و غیر قابل تحمل است نهادینه شدن استبداد در کشور، پایمال شدن خون شهدای انقلاب، دفاع مقدس و جنبش سبز و بلا موضوع شدن رای مردم است.ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین

با ارادت بسیار

یاسر و میثم نبوی

۳۰ تیر ۱۳۸۸

یادداشتی از اشکوری برای هاشمی

حسن یوسفی اشکوری :
پس از رخداد دوم خرداد 76 برخی در مقام بیان تمایز اساسی بین آن دوره و ادوار پیشین عمر جمهوری اسلامی از "جمهوری دوم" و "جمهوری سوم" یاد کردند. طبق آن تحلیل با پایان جنگ و رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی و باز نگری در قانون اساسی و آغاز ریاست هاشمی رفسنجانی، جمهوری دوم آغاز شد و با پایان دورة هشت سالة دولت ایشان و رخداد دوم خرداد و آغاز دولت متفاوت سید محمد خاتمی، جمهوری سوم در عمر نظام جمهوری اسلامی شکل گرفت. هر چند روشن نیست که در چهارچوب این تحلیل دولت نهم را چه می­توان نامید. "جمهوری چهارم"؟ یا چیز دیگر. اما به هر تقدیر اکنون می توان گفت استفاده از چنان عناوینی برای دولتهای هاشمی و خاتمی چندان وجهی نداشته و با هیچ معیاری منطبق نبوده و نیست.اما در این میان به نظر می­رسد با تحولات پدید آمده در یک ماه اخیر می­توان از آغاز "جمهوری اسلامی دوم" در تاریخ جمهوری اسلامی یاد کرد و گفت که طلیعة این دوره آشکار شده است. تحولات ایران در آینده چندان دور نشان خواهد داد که این نظریه و تحلیل چه اندازه واقع بینانه بوده یا نبوده است.اکنون می­خواهم با این پیش فرض به نقش تاریخی جناب هاشمی رفسنجانی در تأسیس جمهوری اسلامی دوم اشاره کنم. حال نمی­خواهم به گذشته های هاشمی و نقش مهم ایشان در تأسیس نظام جمهوری اسلامی اول و به طور کلی به نقاط ضعف و قوت وی در مقام دولتمرد ممتاز نظام بر آمده از انقلاب اسلامی ایران اشاره کنم اما همین اندازه می گویم که دوست و دشمن اذعان دارند که هاشمی نقش بی بدیلی در تحولات سه دهه عمر جمهوری اسلامی داشته و در واقع در نیک و بد کارنامه این حکومت سهم قابل توجهی دارد و درست به همین دلیل است که او دارای دوستان یا مخالفان قدرتمندی در نظام است و منتقدان و حتی دشمنان زیادی نیز در بیرون از نظام دارد. حال با چشم پوشی از تمام این گذشته ها و ملاحظات، به نظر می­رسد که هاشمی همچنان نقش آفرین است و می­تواند در تحولات پیشرو نیز سهم مثبتی بر عهده بگیرد و با نقش آفرینی تاریخی به سود ملت و جمهوریت نامی ماندگار از خود به یادگار بگذارد و در نهایت حتی منتقدان وی نیز با اغماض بر او بنگرند. هاشمی در نماز جمعه اخیر خود نشان داد که به اصطلاح "دود از کنده بلند می شود". او، به رغم شرایط بسیار نامساعد و به رغم فشارهای سنگین علیه او و خانواده اش، سخن به حق و البته به اعتدال و با رعایت تمام جوانب مسائل ریز و درشت پیرامونی گفت و در نهایت جانب مردم مظلوم و رأی باخته را فرو ننهاد. او در مقام یک مصلح دلسوز نظام ظاهر شد و کوشید به شکلی راهی برای خروج از بحران سنگین و فراگیر کنونی پیدا کند. هرچند که به گفتة درست خاتمی پیشنهادهای هاشمی چند پیشنهاد حداقلی بود که می بایست در گام نخست برای ایجاد آرامش و امنیت عملی شوند نه تمام آنچه که باید گفته می­شد. او هیچ امتیازی به جناح متقلب و کودتاچی و تضییع کننده حقوق مردم نداد اما سخنان نسنجیده و تحریک آمیز نیز نگفت که بهانه ای برای جنجال تازه بر ضد او و حامیان جنبش سبز پیدا شود. همین شهامت و سنجیدگی سخنان وی است که اقتدارگرایان را به خشم آورده و برای تخریب و بی اثر کردن کلامش به یاوه گویی روی آورده اند. واقعیت این است که من ( والبته بسیاری چون من ) این اندازه انتظارشهامت و موقعیت شناسی از شخصیتی چون هاشمی رفسنجانی نداشتم و حال او را به دلیل حمایت از مردم و نقد معتدلانه و دلسوزانه حاکمان اقتدارگرا در این زمانه عسرت تحسین می­کنم و می ستایم.حال هاشمی در میانه ایستاده و چشم مردمی به او دوخته شده است. گرچه جنبش مدنی و بی خشونت نوین ملت ایران به هر حال به راه خود ادامه خواهد داد و در انتظار هیچ قهرمانی در هر سطحی نمی ماند اما واقعیت این است که در این کارزار تعیین کننده حمایت و رفتارهای سیاسی و مصلحانه شخصیتی چون هاشمی رفسنجانی در بلوک قدرت و در درون ساختار حاکمیت ایران بسیار مهم و اثرگذار است و نمی­توان از آن چشم پوشید. به گمان من هاشمی می­تواند با استفاده از روش و منش خود و با تکیه بر امکانات وابزارهای مادی و معنوی اش در سطح حاکمیت و جامعه به گونه ای عمل کند که از یک سو نظام و کشور به سقوط و فروپاشی نغلطد ( فروپاشی ای که محسن رضایی به درستی به آن اشاره کرده و هشدار داده است ) و از سوی دیگر نظام حاکم و جناح اقتدار گرا را وارد مرحله تازه ای کند که در آن قانون و دموکراسی و عدالت و آزادی به تدریج حاکم و نهادینه گردد و در واقع اصلاحات ساختاری در نظام عملی شود و جامعه ایرانی نیز به آرامش و امنیت برسد. هاشمی از چنین توانی برخوردار است. در ساختار حاکمیت دارای "حق آب و گل" است و دوستان و حامیانی در سطوح مختلف دارد و بسیاری از مسؤلان عالی و دانی نظام از تربیت یافتگان و یا برکشیدگان وی هستند. نقش او در انتخاب رهبر کنونی در بیست سال پیش بر کسی پوشیده نیست. در میان جناح های مختلف علما و نهاد روحانیت سنتی و نوگرا و بنیادگرا حامیان قدرتمند و با سابقه دارد و در واقع هاشمی نماد روحانیت سیاسی و شبه مدرن است که "توسعه" را برای کشور برگزیده است. در چند سال اخیر، به دلایلی که اکنون جای شرح آن نیست، چهره ایشان در میان مردم و حتی نخبگان سیاسی و فرهنگی و ملی تا حدود زیادی ترمیم شده و حال با موضع گیری اخیرش بیش از پیش مقبولیت یافته است. روشن است که در صورت تداوم چرخش وی به سود ملت و کشور و تلاش برای حل گشودن گره های موجود، باز هم بر بازسازی شخصیت هاشمی در سطح ملی افزوده خواهد شد. اکنون "اسباب بزرگی" برای هاشمی و نقش آفرینی تاریخی وی همه آماده می­شود و البته او می­تواند از این همه استفاده بکند یا نکند اما در صورت استفاده درست از این موقعیت ممتاز تاریخی کار او کارستان و منحصر به فرد خواهد بود.سخن اصلی و دعوی مهم صاحب این قلم در این گفتار این است که، در شرایط فعلی که اهداف جنبش از محدودة نتایج انتخابات دهم گذشته است، تلاش مهم هاشمی رفسنجانی در این برهه تاریخی می­تواند جمهوری اسلامی را به مرحله ای تازه وارد کند که همان "جمهوری اسلامی دوم" خواهد بود. چرا که هاشمی قادر است در تعامل با رهبر نظام، که فعلا در برابر خواست اکثریت مردم قرار گرفته است، و نیز دیگر نیروها و عناصر درون حاکمیت از یک سو و در گفتگو با مردم و نخبگان ساسی و فرهنگی از سوی دیگر، نقش میانجی مصلح را بازی کند و به خروج کشور و نظام از بحران خود ساخته یاری رساند. اگر چنین شود، نظام جمهوری اسلامی می ماند اما با اجرای کامل و همه جانبه قانون اساسی و به رسمیت شناختن حق حاکمیت ملت و تحقق حقوق ملت در بخش سوم قانون اساسی. شرکت گستردة مردم ایران در انتخابات اخیر نشان داد که اکثریت قاطع مردم نه تنها خواهان تغییر حکومت نسیتند بلکه از اصلاح آن نیز کاملا قطع امید نکرده اند و این نشان می­دهد که، بر خلاف تبلیغات مداوم اقتدارگرایان، مردم معترض در اندیشه انقلاب نرم و سخت و یا رنگین بر ضد رژیم نیستند، فقط خواهان عدالت و استیفای حقوق ضایع شده حود هستند. اما اگر از این فرصت ها استفاده نشود و اعتماد ها به کلی سلب گردد، حجت بر مردم تمام است و در آن صورت برای هر تصمیمی محق خواهند بود. از این رو به نظر می­رسد که عموم مردم ایران ترجیح می­دهند جمهوری اسلامی باشد اما جمهوری اسلامی دوم و اصلاح شده. هاشمی رفسنجانی می­تواند در تأسیس این جمهوری دوم کمک کند، همان گونه که در تأسیس جمهوری اسلامی اول کمک کرد.گفتن ندارد که قانون اساسی به لحاظ محتوایی از اشکالات و تناقضات بسیاری رنج می برد اما در سیر تحولی و در شرایط دموکراتیک این اشکالات نیز قابل حل و رفع هستند.

موسوی تبریزی : هركس كه به احمدي نژاد راي داده، مشائي را هم بايد قبول داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری کا ایران دبير مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم با اشاره به انتصاب اسفنديار رحيم مشائي به عنوان معاون اول رئيس‌جمهور، گفت: هركس كه به احمدي نژاد راي داده، مشائي را هم بايد قبول داشته باشد، زيرا رئيس‌جمهور اجازه دارد معاونينش را خودش انتخاب كند. سيد حسين موسوي تبريزي در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا، در پاسخ به سوالي درباره واكنش‌ها به انتصاب مشائي، با بيان اينكه هركس فرد مورد قبول خودش را به عنوان معاون انتخاب مي‌كند، افزود: نمي‌شود به كسي راي داد، ولي اجازه نداد كه معاونش را خود انتخاب كند و من فكر مي‌كنم، هيچ كس مانند مشائي به احمدي‌نژاد نزديك نيست. وي با اشاره به واكنش شمار زيادي از اصولگرايان و از جمله نمايندگان مجلس به اين مساله، گفت: احمدي نژاد 4 سال سابقه كار دارد و شناخته شده است و ما قبل از اين هم ديديم كه علي رغم واكنش مراجع تقليد و رهبر انقلاب به اظهارات مشائي، احمدي نژاد وي را جابجا نكرد و لذا اقداماتي چون انتصاب مشائي و عدم بركناري وي علي رغم واكنش‌ها، از آثار راي دادن به احمدي‌نژاد است.

خروج سید حسن خمینی (نوه آیت الله خمینی) از ایران .


نوه بنیانگذار انقلاب به دلیل فشارهای سیاسی جهت حضور در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری، کشور را به مقصد یکی از کشورهای منطقه ترک کرد.
به گزارش سلام سيد حسن خميني اخیرا و در اعتراض به اتفاقات پس از انتخابات، کشور را به مقصد یکی از کشورهای منطقه ترک کرده است.
با این سفر او در مراسم تحلیف و تنفیذ حکم ریاست جمهوری حضور نخواهد داشت.

استفتاء آیت الله بیات زنجانی در باب مشروعیت دولت در صورت تایید رهبر

پرسش: بسمه تعالی. حضرت آیت الله العظمی جناب آقای بیات زنجانی (دام عزه)؛ با عرض سلام و تقدیم احترام.سوالات خود را در سه بخش به استحضار حضرتعالی می رسانم و در صورت صلاحدید به اینجانب پاسخ دهید.با توجه به اعلام عدم مشروعیت سیاسی دولت دهم از سوی نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و تعدادی دیگر از شخصیت های سیاسی کشور و هم چنین عدم مشوعیت شرعی دولت دهم از سوی برخی از مراجع بزرگوار تقلید و فعالان دینی عنوان شده است. در صورتی تنفیذ حکم ریاست جمهوری دولت دهم در 12 مرداد 1388 برگزار شود و رئیس جمهوری توسط مقام رهبری حکم تنفیذ خود را دریافت دارد و در مجلس شورای اسلامی مراسم تحلیف و سوگند را اجرا نمایند:1- آیا با حکم تنفیذ که توسط مقام رهبری صورت می یرد دولت دهم و رئیس جمهور مشروعیت خود را باز پس می گیرد؟ 2- در صورتی که بعد انجام مراسم تنفیذ و تحلیف کماکان دولت دهم و ریس جمهور آن مشروعیت سیاسی و شرعی ندارد آیا پرداخت قبوض آب و برق و گاز و مالیات و هر گونه وجوه دیگر که باید از طرف ملت به دولت پرداخت شود پرداخت ان کما کان جایز است و وظیفه ملت است که در هر شرایطی وجوه قبوض مصرفی را پرداخت نمایند و یا اینکه از مصرف کردن خودداری کنند؟3- در صورت عدم مشروعیت ریس جمهور و دولت دهم ایا همکاری کردن با دولت دهم در سطوحی حرام است و یا اینکه به علت نیاز باید از روی ناچاری با آن همکاری نمود.

پاسخ (31 تیر 1388): مشروعیت و یا عدم مشروعیت دولت از طرق زیر امکان پذیر است:الف) شورای نگهبان که در قانون اساسی مقام رسمی برای اعلام صحت و یا عدم اعلام صحت انتخابات، بویژه انتخابات ریاست جمهوری شناخته شده است.ب)مجلس شورای اسلامی که بر اساس قانون اساسی بررسی صلاحیت و عدم صلاحیت(عدم کفایت سیاسی-اجرائی) رئیس جمهور را بر عهده دارد.ج)اینکه یک فرد علم وجدانی پیدا کند که فرد به ظاهر منتخب، شرایط لازم مشروعیت را ندارد و برای مثال از راههای نامشروع که برای فرد به اثبات رسیده است متصدی امر شده؛بنابراین صرف اعلام نامزدهای انتخاباتی، برای اعلام عدم مشروعیت کافی نیست مگر اینکه از قول آنان، اطمینان به دست آید. روی این فرض اگر کسی اطمینان پیدا کند که فرد مزبور، از راههای نامشروع و بر اساس تقلب روی کار آمده، تنفیذ رهبری و نیز انجام مراسم تحلیف چونکه تمام العلة برای مشروعیت نیستند و این دو زمانی نافذند که شخص بر اساس رای سالم به این مقام دست یافته باشد، مشروعیت آور نیستند و در فرض مذکور از باب نهی از منکر و امر به معروف از هر وسیله ممکن می توان در معرفی نامشروعیت فرد مزبور، استفاده کرد. در این مورد اگر عدم همکاری در برکناری فرد نامشروع و یا لااقل در کم کردن تصمیمات غیر قانونی او اثرگذار باشد، از باب نهی از منکر لازم است. در پاسخ به سئوال سوم نیز باید توضیح داد که اگر شخص و یا اشخاصی به این نتیجه برسند که رئیس دولت واجد شرایط لازم نیست، این معنا سطوح حوزه ریاست را نا مشروع می سازد ولی دولت و هیات وزیران را نامشروع نمی سازد؛ ولی اگر کسی رئیس دولت و نیز دولت را نامشروع بداند، نمی تواند با آنان کار کند و در صورت همکاری، جزو اعوان ظلمه به شمار می رود مگر آنکه آنقدر اضطرار پیدا کند که ناچار به همکاری شود که در اینصورت مکلف است به حداقل اکتفا کرده و در حد توان موجب تقویت دولت نامشروع نگردد و در حد امکان، برای حل مشکلات افراد صالح از تلاش خویش مضایقه نکند

فیگارو : انحصار قدرت در دست سپاه پاسداران

فیگارو: دلفین مینوئی در این مقاله، بر این موضوع تکیه می کند که پس از مدتها حرکت در سایه، اینک نقاب ظاهری برداشته شده است و پاسداران با سرکوب تظاهرات ضد احمدی نژاد، بعنوان اربابان جدید ایران وارد صحنه شده اند.
وی در اثبات ادعای خود به سخنان یدالله جوانی مسئول بخش سیاسی پاسداران اشاره می کند که در سایت رسمی سپاه درج شده است. یدالله جوانی گفته است: "
انتخابات اخیر به ما اجازه داد تا قدرت را دردست بگیریم و این یک تغییر سیاسی بزرگ است". این مقام، در مقابل ادعای اصلاح طلبان مبنی بر کودتای سپاه پاسداران، تصاحب قدرت را ضرورتی دانسته که برای حفظ رژیم لازم است.
دلفین مینوئی ضمن اشاره به تاریخچه و هدف ایجاد سپاه پاسداران، به گسترش نقش آنان در زمینۀ اقتصادی، سیاسی می پردازد و می نویسد، آیت الله خمینی در ابتدا سپاه را برای مقابله با ارتش و دفاع در برابر کودتای احتمالی بوجود آورد اما این نقش بعدها در عرصۀ خارجی به جنگ ایران و عراق و در زمینۀ داخلی به مبارزه با مخالفان، ازجمله مجاهدین خلق گسترش یافت.
در ادامه، خبرنگار فیگارو به نفوذ سپاه در عرصه های مهم اقتصادی اشاره دارد و می نویسد، پس از جنگ ایران و عراق، پاسداران بعنوان قهرمانان ملی امتیاز ویژه ای یافتند وبا بدست گرفتن پست های مهم اقتصادی، از طرح های مهم نفتی گرفته تا ادارۀ هتل های لوکس غصب شده توسط بنیاد های مذهبی، وارد رقابت های بازار اقتصادی کشور شدند و امروز قدرتشان به حوزۀ اتمی و تسلیحاتی گسترش یافته است.
دلفین مینوئی در اینجا به نقش سپاه در کنترل بازار سیاه پرقدرت موجود از جمله کنترل قاچاق از طریق شش بندر ایران، می پردازد.
بخش دوم مقالۀ فیگارو به دو بینش موجود در سپاه پاسداران اختصاص دارد. دلفین مینوئی سپاهیان را به دو جریان واقعگرا و محافظه کار تقسیم می کند و تفاوت نظر این دو را درارتباط با غرب توضیح می دهد. به عقیدۀ خبرنگار فیگارو، بازگشائی بسوی غرب با انحصار قدرت توسط محافظه کاران هم خوانی ندارد و آنان بر حفظ جایگاه خود دربعضی از محدوده های استراتژیک ازجمله حوزۀ طلای سیاه، اصرار می ورزند. از این رو با فشار بر خامنه ای و برای حفظ سودهای کلان خود، باعث بر سر کار آمدن مجدد احمدی نژاد را تضمین کردند.
دلفین مینوئی در دنباله به شایعه ای اشاره می کند که مطابق آن، گویا قرار است در دولت جدید محمود احمدی نژاد، یک فرماندۀ نظامی سپاه به نام رستم قاسمی برای پست حساس وزارت نفت معرفی شود.

لیبراسیون : دشواری های احمدی نژاد در آستانه مراسم تحلیف

با آغاز تعطیلات تابستانی درفرانسه روزنامه های این کشور نیز بیشترین مطالب خود را به رویدادهای هنری، فرهنگی و سفرهای تابستانی اختصاص می دهند. در رویداد های بین المللی نیز با شروع تعطیلات تابستانی در آمریکای شمالی خبرهای سیاسی درواشنگتن نیزتا حدود زیادی به کندی گرائیده است.
و اما، به مناسبت آغاز کارکنگره ی بین المللی ایدز در آفریقای جنوبی، لیبراسیون مهمترین گزارش شماره امروز خود را به وضع وخیم بیماران "ایدز" یا "سیدا" در کشورهای فقیر اختصاص داده است. کنگره بررسی وضعیت بیماری در جهان روز یکشنبه در "کیپ تاون "، در آفریقای جنوبی، گشایش یافت. لازم به یادآوری است که، مبارزه با این بیماری و یا درمان بالینی آن درکشورهای آفریقائی درسال های اخیر، دربخش اعظم آن، از طریق کمک کشورهای صنعتی ثروتمند صورت می گرفت، ولی اکنون با توجه به بحران اقتصادی عمیق، درخود این کشورهای ثروتمند، محافل بهداشت جهانی هشدار می دهند که ممکن است در صورت عدم تامین نیازهای دارویی و بیمارستانی کشورهای بسیار آلوده قاره ی آفریقا ، این قاره با یک فاجعه انسانی رو به رو گردد. لیبراسیون در باره این نگرانی در محافل پزشکی می نویسد ، از آغاز کنگره همگان نگران بوده اند که ممکن است به علت بحران مالی در غرب و در گیری کشورهای صنعتی با بیماری "انفلوانزای مرغی" کشور های صنعتی نتوانند به تعهدات خود در مورد کمک به مبارزه با این بیماری مهلک در قاره سیاه ادامه دهند. لیبراسیون می افزاید، با ارائه این کمک ها بود که نجات جان هزاران بیمار امکان پذیر شده بود وحالا در صورت متوقف شدن ان دامنه خطر گسترش خواهد یافت. لیبراسیون در گزارش تحقیقی خود به آخرین آمار و ارقام در این مورد اشاره می کند و در جائی می نویسد، از بیست و پنج سال پیش تا کنون سی و سه میلیون نفر در جهان به این بیماری مبتلا شده اند ولی متاسفانه نود در صد کودکان مبتلا به بیماری دسترسی به داروو درمان لازم را ندارند. به نوشته لیبراسیون این کمبود زمانی بیشتر احساس می شود که بدانیم سالانه دو میلیون وهفت صدهزار بیمار جدید به لشکر بیماران در انتظار معالجه افزوده می شود.
واما ایران همچنان یکی از موضوعات مورد توجه روزنامه های امروز به شمار می رود . لیبراسیون در گزارشی می نویسد ، مخالفت ها در مورد ریاست جمهوری دور دوم احمدی نژاد اکنون دیگر از مرز غیرخودی های اصلاح طلب گذشته ، به داخل خودی های اصولگرا نیز رسیده است. درجناح اصولگرا نیز برخی از چهره های این طیف در هفته های اخیربه نحوی اعلام نتایج آراء را مورد انتقاد قرار داده اند. "ژان پیر پرن" کارشناس امور ایران در لیبراسیون درمورد دشواری های احمدی نژاد، در آستانه مراسم تحلیف، به سفر وی به مشهد اشاره می کند و در جائی می نویسد، یکی از نماد های مهم مخالفت با احمدی نژاد در مشهد، عدم استقبال سنتی "عباس واعظ طبسی" از محمود احمدی نژاد بود. در حالیکه مرد قدرتمند خراسان و تولیت "آستان قدس رضوی" روز شنبه با علی اکبر هاشمی رفسنجانی، دشمن دیرینه احمدی نژاد، دیدار و گفت و گو کرده بود.
فیگارو نیزدرگزارش مفصلی به سخنان آیت الله "علی خامنه ای" رهبری جمهوری اسلامی ایران می پردازد و در جائی می نویسد، سخنان هشدار آمیز رهبر به "نخبگان" حکومت اسلامی در واقع متوجه شخص هاشمی رفسنجانی بود. فیگارومی نویسد، این سخنان که در واقع پاسخی بود به سخنان هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه گذشته، نشان می دهد که نظام اسلامی ، که هر دوی آنان از موسسین آن هستند، امروز دچار چه پراکندگی بیسابقه ای در سطح رهبری است. "دلفین مینوئی" گزارشگر فیگارو که از بیروت تحولات ایران را دنبال می کند، در گزارش خود می نویسد رویا روئی امروز میان دو فرد نیست، بلکه میان دو باور سیاسی و دو دیدگاه بسیار متفاوت است که یکی از این دیدگاه ها، همچنان خواستار دور ماندن ایران از جامعه جهانی است و دیگری (ظاهراً دیدگاه هاشمی رفسنجانی از از نظر نویسنده گزارش) خواستار گشودن درهای ایران به سوی جهان بیرونی است. دلفین مینوئی می نویسد، جنگ میان این دو دیدگاه امروز در ایران در پهنه مطبوعات به خوبی دیده میشود که برای نمونه روزنامه کیهان چاپ تهران که از رهبر جمهوری اسلامی و دولت احمدی نژاد حمایت می کند در شماره دو روز پیش خود مستقیماً هاشمی رفسنجانی را متهم به حمایت از حرکت های غیر قانونی در ایران کرد.

بیانیه سوم ادوار تحکیم وحدت پس از انتخابات

سازمان دانش آموختگان ایران[ادوار تحکیم وحدت] در سومین بیانیه خود پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم همزمان با سالروز سی تیر بر ضرورت تشکیل جبهه ملی اصلاحات و برگزاری رفراندم تاکید کرد . به گزارش سحام نیوز ادوار تحکیم که از حدود یک ماه پیش بسیاری از اعضای ارشد و مرکزی آن از جمله احمد زید آبادی و عبدالله مومنی دبیر و سخنگوی سازمان، توسط نیروهای امنیتی ربوده و بازداشت شده اند،در این بیانیه نوشت: “ملت ما در روزهایی که گذشت داغدار از دست دادن تعداد نامعلومی از شهروندان سرفرازی شد که مظلومانه و در راه دفاع از آزادی و مبارزه با دیکتاتوری دروغ و فریب جان باختند و اجساد پاکشان غریبانه به خاک سپرده شد. همچنین این روزها ایرانیان شرافتمند و آزادی‌خواه در سراسر دنیا نگران صدها عزیز دربندی هستند که طی سالها جز با انگیزه دفاع از کرامت انسان و ارتقا و پیشرفت میهن خود گامی برنداشته‌اند.این همه کافی است تا ملتی به عزا بنشیند.در ادامه بیانیه ادوار تحکیم خطاب به “ایرانیان آزادی‌خواه” آمده است: “برگزاری انتخابات اخیر و نتایج حاصل از آن که با مشارکت طیف گسترده‌ای از جناح‌ها و جریانات سیاسی کشور صورت گرفت علاوه بر اینکه یکبار دیگر بی‌کفایتی دولت نهم را که حتی از پوشاندن نشانه‌های آشکار تقلب‌ها و تخلفات گسترده خود عاجز است نشان داد، به روشنی عدم کارآیی نظام انتخاباتی و همچنین بسیاری از ساختارهای قانونی موجود را به رخ کشید. تاریخ جنبش آزادی‌خواهی این ملت دستکم در ۱۰۰ سال اخیر موارد مشابه‌ بسیاری را پیش‌روی ما می‌گذارد و پیروزی واقعی زمانی به دست می‌آید که با بهره‌گیری از آن تجارب به تلاش برای بازستاندن رای ملت و حرکت به سوی استقرار دموکراسی و حقوق بشر همت گماریم. بی شک برای نیل به این پیروزی وحدت و اتحاد نیروهای سیاسی منتقد در این شرایط بر حول محور مطالبات اساسی مردم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. چنین وحدتی البته بایستی به شکلی نظام‌مند تبلور یافته و با بهره‌گیری از قدرت اجزای خود و نیز حمایت شهروندانی که معتقدند رای آنها به سرقت رفته است، به عرصه سیاست وارد شده و به پیگیری حقوق ضایع شده مردم بپردازد. خوشبختانه چنین اقدامی به درستی از سوی رهبران جنبش سیاسی امروز ایران به ویژه آقایان موسوی و کروبی مورد تایید و تاکید قرار گرفته است. بر این اساس سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) پیشنهاد تشکیل جبهه‌ای ملی و فراگیر با مشارکت احزاب، تشکل‌ها و جریانات سیاسی معترض به وضع موجود را اقدامی موثر و الزامی می‌داند که با توجه به عدم پذیرش مشروعیت تشکیل دولت برآمده از کودتای ۲۲ خرداد از سوی این سازمان، اجرایی کردن آن علاوه بر تاثیر مثبت در راهبری اعتراضات می‌تواند منشاء خیر و برکات دیگری نیز باشد.”این تشکل دانشگاهی همچنین در بیانیه خود “پیشنهاد برگزاری رفراندومی جهت اخذ نظر مردم در مورد سلامت انتخابات برگزار شده و مشروعیت نتایج آن را زیر نظر نهادی بی‌طرف و مورد وثوق، راهکاری عملی پیش روی حاکمیت می‌داند که از طریق عمل بدان بتواند در مسیر بازگرداندن اعتماد عمومی و مشروعیت از دست رفته خویش گام بردارد.”

آیت الله مکارم شیرازی : انتصاب این معاون اول غیر شرعی است .

«تصدی چنین کسی مشروعیت ندارد و اگر خطایی در انتصاب مزبور صورت گرفته هرچه سریع‌تر اصلاح شود.» این بخشی از فتوای آیت‌الله‌العظمی ناصر مکارم‌شیرازی است که دیروز در واکنش به انتصاب اسفندیار رحیم‌مشایی در سمت معاون اولی محمود احمدی‌نژاد منتشر شد. این نخستین باری است که در تاریخ ۳۰ ساله استقرار نظام جمهوری‌اسلامی در ایران یکی از بلندپایه‌ترین روحانیون مشروعیت دولتمردان را زیر سوال می‌برد و در این باره فتوای دینی صادر می‌کند. در این میان آنچه بیش از همه غیرمنتظره به نظر می‌رسد که این اتفاق در پایان کار دولتی افتاد که رئیس آن چهار سال پیش با ایده تشکیل «دولت اسلامی» پا به عرصه انتخابات گذاشت و روی کار آمد هرچند که این روزها کمتر کسی چنین شعاری را به خاطر می‌آورد و بیشتر از همه وعده تکذیب شده آوردن نفت بر سر سفره مردم در ذهن‌ها مانده است.شاید یکی از دلایلی که در چهار سال گذشته دستگاه‌های تبلیغاتی دولت به تدریج شعار تشکیل دولت اسلامی را از محورهای کاری خود محو کردند و به جای آن احیای گفتمان انقلاب و تصحیح انحرافات ۲۴ سال گذشته را برگزیدند، این بود که از همان ابتدای کار دولت نهم شکاف‌هایی میان قوه مجریه و مراجع شیعه به عنوان حافظان مذهب رسمی کشور ایجاد شد. روزگاری مرحوم آیت‌الله‌العظمی محمد فاضل‌لنکرانی تصمیم احمدی‌نژاد را برای راه دادن بانوان به ورزشگاه‌های مردانه رد کرد و در برهه‌ای دیگر آیت‌الله‌العظمی ناصر مکارم‌شیرازی به اظهارات مشایی که ریاست سازمان میراث‌فرهنگی و گردشگری را برعهده داشت و از دوستی با ملت اسرائیل سخن گفته بود، واکنش نشان داد. سال گذشته نیز آیت‌الله‌العظمی لطف‌الله صافی‌گلپایگانی از حمل قرآن به دست گروهی از بانوان دف‌نواز در یکی از جشنواره‌های مرتبط با صنعت گردشگری که مشایی در آن حضور داشت، برآشفت. تصمیم شورای عالی اداری برای جدا کردن سازمان حج از وزارت ارشاد و انضمام آن به سازمان میراث‌فرهنگی و گردشگری بار دیگر اعتراض مکارم‌شیرازی را به دنبال داشت، زیرا وی معتقد بود که نباید عبارتی به نام حج همردیف گردشگری ارزیابی شود. به این ترتیب شکاف میان دولت و روحانیت چنان عمیق شد که در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری هر سه نامزد رقیب احمدی‌نژاد هر بار به قم سفر کردند با درهای گشوده بیوت مراجع و علما و استقبال گرم روحانیون بلندپایه ساکن این شهر روبه‌رو شدند؛ البته در این میان حساب آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی و شاگردانش همچنین آیت‌الله محمد یزدی به عنوان اصلی‌ترین حامیان احمدی‌نژاد جداست. اگر رویدادهایی در طول چهار سال به دورتر شدن فاصله معنوی قم و تهران انجامید، بی‌میلی دولتمردان برای جبران مافات باعث شد که این بار صدای اعتراض قم حتی پیش از آغاز به کار دومین دولت احمدی‌نژاد شنیده شود.جمعی از مقلدان آیت‌الله مکارم‌شیرازی از وی پرسیده‌اند: «چه می‌فرمایید درباره کسی که خود را از دوستان مردم اسرائیل شمرده تا آنجا که در روزنامه‌های صهیونیستی او را به عنوان دوست خوب صهیونیست‌‌ها خطاب کرده‌اند و در بعضی از جلسات، قرآن را به صورت توهین‌آمیزی وارد مجلس عمومی کرده و عبادت عظیم اسلامی حج را همردیف گردشگری و صنایع دستی شمرده و امور دیگری از این قبیل، آیا این چنین کسی صلاحیت تصدی مناصب مهم دولت اسلامی را دارد؟ به خصوص اینکه قاطبه متدینین و خبرگان نظام با این تصدی مخالفند.»پاسخ آیت‌الله به این استفتا چنین است: «تصدی چنین کسی قطعا مشروعیت ندارد و اگر خطایی در انتصاب مزبور از سوی بعضی از مسوولان ‌سر‌زده لازم است هر چه زودتر اصلاح شود و صد البته اگر مقامات عالی نظام، تذکر داده باشند و فراموش نباید کرد که مدیران خوب، کسانی هستند که شجاعت اعتراف به اشتباه را دارند و می‌‌دانند مقاماتی که به آنها سپرده شده متعلق به مردم است و آنها باید نهایت امانتداری را رعایت کنند و مصالح اسلامی را در نظر بگیرند.»در همین حال مجتبی رحماندوست مشاور امور ایثارگران احمدی‌نژاد با تایید خبر ارسال نامه‌ای از سوی رهبری با موضوع عزل مشایی از سمت معاون اولی گفت که این نامه سه‌شنبه به احمدی‌نژاد ابلاغ شده است. با این حال خبرگزاری‌ها دیروز گفت‌وگویی از رئیس دولت نهم منتشر کردند که در آن احمدی‌نژاد در واکنش به استعفای مشایی گفت: «آقای مشایی از مدیران مومن، دلسوز، ولایی، پاک و خلاق ایران هستند و به چه دلیل باید استعفا بدهند. مشایی امروز در سمت معاون اول رئیس‌جمهور به خدمات خود به انقلاب‌اسلامی، ملت و کشور ایران ادامه می‌دهد.»وی با اشاره به کم بودن اختیارات معاون اول رئیس‌جمهور نسبت به معاون رئیس‌جمهور و سازمان میراث‌فرهنگی و گردشگری افزود: «معاون اول در حقیقت دستیار رئیس‌جمهوری است. احمدی‌نژاد اضافه کرد: «طبق قانون معاون اول رئیس‌جمهور در دو عرصه اختیار عمل دارد؛ یکی در جاهایی که رئیس‌جمهور انجام کارها و پیگیری امور از جمله اداره جلسات دولت و پیگیری مصوبات دولت را به معاون اول ارجاع می‌دهد و دیگر در جایی که رئیس‌جمهور قادر به انجام وظایف خود نیست و معاون اول رئیس‌جمهور اداره امور را به عهده می‌گیرد.در شرایطی که رئیس‌جمهور قادر به انجام وظایف نباشد با تایید رهبری شورایی از سران قوا و معاون اول رئیس‌جمهور موظف می‌شوند ظرف ۵۰ روز انتخابات ریاست‌جمهوری را برگزار کنند.»رئیس دولت نهم گرچه تلاش کرد که جایگاه معاون اول را کم‌اهمیت جلوه دهد اما اظهاراتش به طور تلویحی از این باور احمدی‌نژاد حکایت می‌کرد که وی، مشایی را فرد مناسبی برای تصدی مسوولیت‌های رئیس‌جمهوری می‌داند. دیروز یادداشتی در سایت تخصصی مشایی به قلم یکی از هودارانش منتشر شد که این گمانه را تقویت می‌کند. نگارنده، مخالفان مشایی را به چهار گروه تقسیم کرد و در تشریح انگیزه گروه چهارم نوشت: «آنها که بر این باورند مشایی با قرار گرفتن در پست معاون اولی به طور بالقوه در انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری از شانس بالایی برای به دست آوردن آرای ملت برخوردار است.»احمدی‌نژاد نیز مخالفان مشایی را به دو دسته تقسیم کرد و گفت: «عده‌ای با هر کار و اقدامی که دولت انجام می‌دهد، مخالفند و برخی نیز از روی دلسوزی و برداشت خود نسبت به مشایی از وی انتقاد و گلایه می‌کنند اما اگر کسی از نزدیک با آقای مشایی آشنا شود، نظراتش تغییر خواهد کرد.»از سوی دیگر سیداحمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران و از مدافعان دولت نهم با تاکید بر اینکه انتظار از احمدی‌نژاد در این مقطع این است که در امتحان ولایت‌مداری نیز رای قبولی بیاورد، افزود: «مصلحت احمدی‌نژاد پذیرش نظر رهبری در انتصاب اخیر است. وی نیز خوب می‌داند که حفظ مصلحت نظام بالاتر از هر مصلحتی است.»در حالی که موج مخالفت‌ها با انتصاب مشایی چند روزی است که به حامیان انتخاباتی احمدی‌نژاد نیز رسیده است، مشاور مطبوعاتی وی در یادداشتی که در وبلاگش منتشر کرد به‌طور تلویحی خاطرنشان کرد: منتقدان، حامیان اصیل رئیس‌دولت نیستند. علی‌اکبر جوانفکر نوشت: «حامیان اصلی آقای احمدی‌نژاد و دولت خادم ملت به قاعده معقول این حمایت و همکاری پایبندند، با او همراه، همدل و همصدا هستند، به انتخاب وی احترام می‌گذارند، جوزده نمی‌شوند، بازی نمی‌خورند، او را تحت فشار سیاسی و تبلیغاتی قرار نمی‌دهند و هر روز نه بر اثر یک تندباد بلکه با وزش یک نسیم به این سو و آن سو نمی‌روند. رئیس‌جمهور، تصمیمات خود را در حوزه نظام اجرایی کشور به طور مستقل در چارچوب اختیارات قانونی خود و براساس بررسی‌های به عمل آمده، اخذ می‌کند و آن را به مورد اجرا می‌گذارد. تجربه ثابت کرده است که فضاسازی‌های کاذب و جنجال‌آفرینی‌های بی‌اساس نمی‌تواند تصمیم رئیس‌جمهور را تحت‌تاثیر قرار دهد.» وی همچنین به نمایندگان مجلس هشدار داد: «کسانی که در قوای سه‌گانه در مصادر امور قرار دارند باید مراقبت کنند که اظهارنظر آنان به دخالت و دیکته‌کردن نظرات منجر نشود و اصول قانون اساسی از جمله اصل تفکیک قوا مخدوش نگردد. اظهارات برخی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی درباره تاثیرات منفی ناشی از انتصاب آقای مشایی بر رای نمایندگان به وزرای پیشنهادی رئیس‌جمهور تهدیدآمیز به نظر می‌رسد و این همان شائبه نگران‌کننده‌ای است که باید از تکرار آن اجتناب ش

تقویت سیستم دفاعی متحدان آمریکا در آسیا


هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجۀ آمریکا ، روز چهار شنبه در بانگوک، گفت که در مقابل پروندۀ هسته ای ایران، کشورش آمادۀ تقویت سیستم دفاعی متحدان منطقه ایش در آسیاست. وی گفت " ما هنوز هم درهای مذاکره را با ایران باز می گذاریم ولی " عقربه های ساعت اتمی" همچنان در حرکتند و همسایگان ایران بیش از همه نگرانند".
وزیر امور خارجۀ آمریکا که این سخنان را در تلویزیون تایلند بیان می داشت افزود که ایران باید دریابد که اگر آمریکا یک چتر دفاعی در منطقه مستقر کند خود این کشور نیز در امنیت نخواهد بود. وی افزود که آمریکا حمایت های نظامی خود را از کشور های خلیج فارس افزایش خواهد داد و ایران امکان ارعاب و سلطه طلبی را در منطقه نخواهد داشت".
هیلاری کلینتون امروز، چهارشنبه در جزیرۀ فوکت، در تایلند در همایش امنیت در آسیا شرکت می کند در این همایش مسائل مربوط به همکاری اتمی کرۀ شمالی با برمه در مرکز مباحثات قرار خواهد داشت. وزیر امور خارجۀ آمریکا شب قبل تأکید کرده بود که آمریکا نگرانی فزاینده از همکاری نظامی این دو کشور را بسیار جدی تلقی می کند. وی این همکاری را برای ثبات منطقه خطرناک توصیف کرد.
نگرانی از همکاری نظامی میان کرۀ شمالی و برمه از آنجا شدت گرفت که ماه گذشته اطلاعاتی در بارۀ حرکت یک کشتی کرۀ شمالی که مظنون به حمل اسلحه برای برمه بود، توسط مسئولان آمریکایی منتشر شد. همچنین ماه گذشته گروهی از تبعیدیان برمه عکسهایی منتشر کردند که گویا شبکۀ مخفی تونل هایی را نشان می داد که کارشناسان کرۀ شمالی در برمه ساخته اند.
و اما رضا تقی زاده، تحلیلگر مسائل استراتژیک منطقه می گوید پیامی که در سخنان خانم کلینتون در بارۀ برنامۀ هسته ای ایران نهفته است این نیست که آمریکا این احتمال را که ایران صاحب بمب اتمی خواهد شد پذیرفته است. منظور خانم کلینتون را می توان چنین درک کرد که اگر ایران بخواهد از طریق در اختیار گرفتن بمب به ارعاب و سلطه بر کشور های همسایه دست زند، هزینۀ بسیار زیادی را باید متحمل شود. زیرا آمریکا که هم اکنون در افغانستان، عراق، سواحل خلیج فارس، آذربایجان و قرقیزستان پایگاه دارد می تواند با تقویت ظرفیت نظامی همسایگان ایران و بستن پیمان های همکاری نظامی و دفاع متقابل ایران رابشدت مهار کند. پس چارۀ ا یران نه در بمب بلکه در برقراری مناسبات عادی با جهان است.

اطلاعات تازه در مورد شهادت مسعود هاشم زاده در روز ۳۰ خرداد

مسعود هاشم زاده، جوان ۲۷ ساله اي است كه در ناآرامي هاي ۳۰ خرداد ماه در محدود خيابان شادمان و نصرت در تهران به ضرب گلوله اي كشته شد. ميلاد هاشم زاده برادر كوچكتر مسعود مي گويد زمان مرگ مسعود فقط پدرش و او در تهران بودند و بقيه خانواده در شمال زادگاه پدري مسعود به سر مي بردند.
به اين ترتيب مسعود هاشم زاده يكي ديگر از كشته شدگان ناآرامي هاي بعد از انتخابات رياست جمهوري در ايران است كه نام و شيوه كشته شدنش در رسانه ها مطرح مي شود. پيش از اين ندا آقاسلطان، سهراب اعرابي، يعقوب بروايه و محمد كامراني از جمله كشته شدگان حوادث اخير بودند كه نامشان در رسانه ها مطرح مي شود.
ميلاد با اشاره به اينكه مسعود ساعت شش بعداز ظهر روز ۳۰ خرداد براي ديدار با يكي از دوستانش در اطراف منزل به خيابان شادمان مراجعه كرده بود، مي گويد: "زماني كه به خانه رسيدم پدرم تنها بود و من قبل از رسيدن به خانه درگيري ها و شلوغي ها را ديده بودم، نگران شدم و به سوي خانه دوستش رفتم، به چهار راه نصرت داخل خيابان شادمان كه رسيدم ديدم صداي تير مي آيد و يك سري تير خورده اند."
به گفته آقاي هاشم زاده درمانگاهي در آن محل وجود داشت كه مجروحان و زخمي ها را به آنجا مي بردند. برادر كوچك مسعود هاشم زاده ادامه مي دهد: "زماني كه به درمانگاه رسيدم از روي ساعت، انگشتر و لباس مسعود، او را شناختم و از ديدن صحنه جا خوردم."
از آنجايي كه اقوام درجه يك مسعود هاشم زاده در تهران نبودند، قرار بر اين مي شود كه پيكر او را به زادگاهش در شمال ايران در اطراف رشت منتقل كنند. ميلاد هاشم زاده با اشاره به درگيري هاي زيادي كه در آن زمان در تهران بوده است مي گويد: "دنبال آمبولانس ولي اصلا آمبولانسي براي انتقال مسعود نبود. در اين رفت و آمدها پسر صاحبخانه گفت كه او با ماشين شخصي اش به شهرستان مي برد. دكتري هم كه آنجا بود گفت براي انتقال به شهرستان گواهي فوت مي نويسد."

ميلاد هاشم زاده و پسر صاحبخانه با ماشين شخصي پيكر مسعود را به شهرستاني در حوالي رشت مي برند، آقاي هاشم زاده اضافه كرد:" ساعت پنج و نيم صبح يك شنبه به زادگاه خود سمت رشت رسيديم. شبانه برادر و پسر خاله هايم را در جريان گذاشتم كه مسجد آماده كنند، شوراي محل و بستگان و اهالي محل بودند."
آقاي هاشم زاده ادامه داد: "زماني كه ما رسيديم به ما گفتند مسعود را نمي توانيم در آنجا خاك كنيم، دليلش را كامل نبودن مجوز اعلام كردند. به ما گفتند مسعود بايد به پزشكي قانوني برده و علت فوتش كاملا مشخص شود. بعد از آن من و راننده ماشين را براي بازجويي به آگاهي بردند كه چرا اين اتفاقات رخ داده است و تا ۴۸ ساعت بعد بازداشت بوديم. نگذاشتند من در مراسم خاكسپاري برادرم شركت كنم."
آنها گفتند اگر مراسم بگيريد هم براي خود و هم خانواده سخت مي شود. خيلي زودتر برويد تهران و نمانيد
ميلاد، برادر كوچك مسعود هاشم زاده
به گفته برادر كوچك مسعود هاشم زاده در گواهي فوت از طرف پزشكي قانوني نوشته شده است، اصابت گلوله به قلب و سوراخ كردن ريه، پارگي ريه و خونريزي داخلي و خارجي شديد.
ميلاد هاشم زاده در بخش ديگري از گفت و گو با اشاره به ايجاد محدوديت هايي براي خانواده هاشم زاده مي گويد: "بعد از روز ۳۱ خرداد كه مراسم تشييع انجام شده كه من نبودم، خانواده ما به خانه بستگان مي روند و ما هم آزاد شديم. روز يك تيرماه بود كه براي مراسم سوم مسعود آگهي زديم و به دنبال حجله و مراسم بوديم. به محض پخش اعلاميه مطلع شديم آمدند و اعلاميه را كندند. شب هم تماس گرفتند كه مي خواهيد مراسم برگزار كنيد. تا زماني كه علت فوت مسعود مشخص نشده حق برگزاري مراسم را نداريد."
روز بعد از اين تماس خانواده هاشم زاده براي يافتن علت عدم برگزاري مراسم مراجعه مي كنند اما به گفته ميلاد هاشم زاده توضيح خاصي به آنها داده نمي شود. آقاي هاشم زاده افزود: "آنها گفتند اگر مراسم بگيريد هم براي خود و هم خانواده سخت مي شود. خيلي زودتر برويد تهران و نمانيد."

خانواده هاشم زاده با امضاي تعهدي اجازه پيدا مي كنند كه بدون برگزاري مراسم بر سر خاك بروند و تجمعي به هيچ عنوان شكل نگيرد.خانواده هاشم زاده با خانواده سهراب اعرابي يكي ديگر از كشته شدگان حوادث اخير ملاقات داشتند. همچنين ميرحسين موسوي و تعدادي از اعضاي ستاد او براي دلجويي از خانواده هاشم زاده به ديدار آنها رفته اند. مادران صلح و مادران عزادار نيز با مادر مسعود هاشم زاده ديدار كردند

اکسپرس: آیا از ایران باید ترسید ؟

پرونده اتمی و رخدادهای ایران همچنان ستونی از هفته نامه های فرانسه را به خود اختصاص می دهند. هفته گذشته اجلاس گروه جی 8 در روستای زلزله زده آکیلا در جریان بود. هشت کشور بزرگ صنعتی جهان در این اجلاس بار دیگر سر یافتن راه حلهای دیپلماتیک در خصوص برنامه هسته ای ایران به بحث و تبادل نظر پرداختند. در نیمه ماه سپتامبر سال جاری اجلاس عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک برگزار خواهدشد و تا پیش از این تاریخ، کشورهای غربی باید بر سر یک راه حل قطعی به توافق برسند، چرا که در این زمان پرونده اتمی ایران به منظور افزایش فشارها و اعمال تحریمهای بیشتر علیه این کشور مورد بررسی مجدد قرار خواهد گرفت. به نوشته اکسپرس آیا غربیها حق دارند که چنین در خصوص برنامه اتمی ایران نگرانی داشته باشند؟ دو نماینده مجلس فرانسه، که به تازگی یک " ماموریت اطلاعاتی" در خاورمیانه را برای کمیسیون امور خارجه، دفاع و نیروهای مسلح به پایان رسانده اند، نظر دیگری دارند و معتقدند که ما نباید از یک ایران هسته ای در هراس باشیم. به نوشته این هفته نامه چند تن دیگراز دیپلماتهای فرانسوی در زمینه برنامه اتمی ایران همین نقطه نظر را دارند. این سیاستمداران فرانسوی معتقدند که وجود بمب در دستهای ایران، همچون سایر کشورهای دارای این سلاح، ابزاری برای برقراری گفتگوهاست. اما حتی این اظهارات نیز مانع نشدند تا اعضای مجلس فرانسه، بنا براظهارات نویسنده مقاله، ضمن "همکاریهای تنگاتنگ با چین و روسیه"، از اعمال تحریمهای بیشتر علیه تهران دفاع ننمایند. چرا که این نمایندگان نیز همانند بسیاری از سیاستمداران معتقدند که ایران اتمی تمامی منطقه را وارد یک رقابت برای دستیابی به سلاحهای هسته ای می کند که این امر خود، به عقیده این سیاستمداران " تهدیدی برای صلح" است.

اکسپرس: آیا از ایران باید ترسید ؟

پرونده اتمی و رخدادهای ایران همچنان ستونی از هفته نامه های فرانسه را به خود اختصاص می دهند. هفته گذشته اجلاس گروه جی 8 در روستای زلزله زده آکیلا در جریان بود. هشت کشور بزرگ صنعتی جهان در این اجلاس بار دیگر سر یافتن راه حلهای دیپلماتیک در خصوص برنامه هسته ای ایران به بحث و تبادل نظر پرداختند. در نیمه ماه سپتامبر سال جاری اجلاس عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک برگزار خواهدشد و تا پیش از این تاریخ، کشورهای غربی باید بر سر یک راه حل قطعی به توافق برسند، چرا که در این زمان پرونده اتمی ایران به منظور افزایش فشارها و اعمال تحریمهای بیشتر علیه این کشور مورد بررسی مجدد قرار خواهد گرفت. به نوشته اکسپرس آیا غربیها حق دارند که چنین در خصوص برنامه اتمی ایران نگرانی داشته باشند؟ دو نماینده مجلس فرانسه، که به تازگی یک " ماموریت اطلاعاتی" در خاورمیانه را برای کمیسیون امور خارجه، دفاع و نیروهای مسلح به پایان رسانده اند، نظر دیگری دارند و معتقدند که ما نباید از یک ایران هسته ای در هراس باشیم. به نوشته این هفته نامه چند تن دیگراز دیپلماتهای فرانسوی در زمینه برنامه اتمی ایران همین نقطه نظر را دارند. این سیاستمداران فرانسوی معتقدند که وجود بمب در دستهای ایران، همچون سایر کشورهای دارای این سلاح، ابزاری برای برقراری گفتگوهاست. اما حتی این اظهارات نیز مانع نشدند تا اعضای مجلس فرانسه، بنا براظهارات نویسنده مقاله، ضمن "همکاریهای تنگاتنگ با چین و روسیه"، از اعمال تحریمهای بیشتر علیه تهران دفاع ننمایند. چرا که این نمایندگان نیز همانند بسیاری از سیاستمداران معتقدند که ایران اتمی تمامی منطقه را وارد یک رقابت برای دستیابی به سلاحهای هسته ای می کند که این امر خود، به عقیده این سیاستمداران " تهدیدی برای صلح" است.

میرحسین موسوی تکرار کرد که دولت کنونی فاقد کارآمدی و مشروعیت است و پیش بینی کرد که به همین دلیل، مشکلات داخلی و خارجی ایران افزایش خواهد یافت. او سپس بار دیگر فکر خود را مبنی بر لزوم ایجاد نوعی تشکل سیاسی مطرح کرد.
میرحسین موسوی، صبح چهارشنبه، در دیدار با گروهی از مدیران رسانه ها و دانشگاهیان، از همۀ مردم خواست که برای پیگیری مطالبات خود بر تدبیر و تدبر تکیه کنند.
او گفت: "قانون اساسی ایران این پتانسیل را دارد که مردم از هر طیفی بتوانند دور آن حلقه بزنند و مطالبات خود را پیگیری کنند".
میرحسین موسوی بر اهمیت اجماع عمومی تأکید کرد و گفت: "باید ذیل شعارهایی جمع شد که بتوانند این اجماع را ایجاد کنند. نماد سبزها در ماه های گذشته نشان داد که می توان افراد بسیاری را با گرایش ها و منافع مختلف در کنار یکدیگر قرار داد، به نحوی که همۀ آنها بر سر حداقل هایی به توافق برسند".

موسوی به این مناسبت بار دیگر به موضوع ایجاد تشکل سیاسی اشاره کرد و گفت: "ما در انتخابات قدرت همگانی را تجربه کردیم. قدرتی که می تواند هیچ قید و بندی نداشته باشد، برای همین می خواهیم با یک مرکزیت کوچک سیاسی متشکل از برخی چهره های سیاسی، زمینۀ تولد یک هویت بزرگ اجتماعی را ایجاد کنیم". او ادامه داد که "به این شکل، ضریب آسیب پذیری نیز کاهش می یابد".

موسوی سپس به انتقاد از دولت و وضعیتی پرداخت که در آن "حتی حضور فردی مثل هاشمی رفسنجانی را هم تحمل نمی کنند".او گفت: "از این پس با دولتی سر و کار داریم که نخبگان، تمایلی برای کار کردن در آن ندارند و از سوی دیگر، دولت هم تمایلی برای استفاده از تجربۀ نخبگان ندارد... این یعنی فقدان کارآمدی و مشروعیت که هم می تواند مشکلات داخلی را افزایش دهد و هم زمینۀ رشد مشکلات خارجی را دامن بزند".

داستان پایان ناپذیر رحیم مشایی

برغم ادامۀ انتقاد ها از انتصاب اسفندیار رحیم مشایی، رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، از سوی محمود احمدی نژاد به عنوان معاون اول رئیس جمهوری، محمود احمدی نژاد در روز چهارشنبه در دفاعی سرسختانه از اسفندیار رحیم مشایی گفت برای علاقه به مشایی هزار دلیل دارد.
باید یادآوری کنیم که اخیراً نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی گفته بود که آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، از احمدی نژاد برکناری اسفندیار رحیم مشائی را خواسته است.
در روز چهارشنبه نیز آیت الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید صلاحیت او برای احراز این مقام را به زیر سؤال برد. با وجود این انتقاد ها، رئیس جمهوری اسلامی ایران در روز چهارشنبه در مراسم تودیع و معارفۀ رؤسای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ضمن تقدیر از خدمات ارزندۀ اسفندیار رحیم مشایی گفت یکی از افتخارات و نعمت هائی که خداوند در زندگی به او داده است آشنای با این "مرد بزرگ و این انسان پاک و با خدا" ست. محمود احمدی نژاد افزود: " برخی از من سؤال می کنند که چرا تا این اندازه به آقای مشایی علاقه دارید و من پاسخ می دهم به هزار دلیل به ایشان علاقمندم." رئیس جمهوری اسلامی ایران در دنبالۀ سخنان خود گفت: "یکی از این دلایل این است که وقتی انسان با ایشان می نشیند و گفت و گو می کند ، انگار با خودش نشسته و هیچ احساس فاصله ای نمی کند.قلب او چون آینه شفاف و روشن است."
حضور مشایی در مجلسی در ترکیه که در آن یک برنامۀ رقص اجرا شده بود وبه ویژه سخنان او مبنی بر این که ایران دوست ملت اسرائیل و ملت آمریکا ست در گذشته چنان چنجالی بر پا کرد که تنها با مداخلۀ شخص آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران پایان گرفت.
در واکنشی به انتقاد ها از این انتصاب، انتقادهائی که در جبهۀ طرفداران رئیس جمهوری نیز مطرح شده است، علی اکبر جوانفر- مشاور مطبوعاتی محمود احمدی نژاد- گفت رئیس جمهوری تصمیم هایش را با استقلال کامل اتخاذ می کند و تجربه نشان داده است که محمود احمدی نژاد تحت تأثیر تبلیغات قرار نمی گیرد. با وجود این جوانفر اذعان کرد که با حضور اسفندیار رحیم مشایی در کابینۀ احمدی نژاد، گرفتن رأی اعتماد از مجلس برای دولت آینده مشکل خواهد بود.

پشتیبانی نخست وزیر انگلیس از حقوق معترضان در ایران

نخست وزیر انگلیس که سه روز پس از آزادی آخرین کارمند دستگیر شدۀ سفارت این کشور در تهران، در این مورد اظهار نظر می کرد گفت از سرکوب جنبش اعتراضی مردم ایران به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بیست و دوم خرداد ماه نگران است.
گوردون براون افزود اگر حقوق فردی شهروندان پایمال شود ما باید نگران باشیم. نخست وزیر انگلیس در اظهارنظر در مورد اخراج دو تن از دیپلمات های ایرانی از لندن ، گفت دولت انگلیس می بایست از همان آغاز به رژیم ایران بفهماند که این کار (دستگیری کارمندان سفارت) قابل قبول نیست. نخست وزیر انگلیس که در گفتگوئی با خبرنگاران سخن می گفت بر اهمیت رعایت حقوق بنیادی چون آزادی بیان تأکید کرد و گفت انگلیس می بایست با این نکته روشن می کرد که به حقوقی چون آزادی بیان و آزادی اجتماعات احترام می گذارد.
گوردون براون در ادامۀ سخنانش گفت آگاه کردن ایران از دیدگاه جهان در این موارد نیز حائز اهمیت بود و دقیقاً این کاری بود که انجام شد. خبرگزاری فرانسه در گزارشی که به سخنان نخست وزیر انگلیس اختصاص داده است ضمن اشاره به اعتراض ها به پیروزی اعلام شدۀ محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری و سرکوب این اعتراض ها از سوی نیروهای امنیتی ایران می نویسد جمهوری اسلامی ایران غرب و به ویژه انگلیس را به برانگیختن این اعتراض ها متهم کرده است. این خبرگزاری می افزاید تهران نیز در پی اخراج دو دیپلمات ایرانی از لندن در اقدامی متقابل دو دیپلمات انگلیس را از تهران اخراج کرد.

از امروز هر كالا یا خدمتی كه از سیمای کودتا پخش شود را تحریم می‌كنیم

مطلب زیر به طور مکرر در ایمیل ها منتشر شده است ایده بسار جالب و کارآیی به نظر می آید ،در این موقعیت هر گونه اقدامی در جهت فلج سازی دولت کودتا موثر است مطمئناً بسیاری از این شرکت ها از این ایده ای خبر هستند و نا خود آگاه در دام سیمای کودتا افتاده اند یکی از بهترین راه ها ارسال این مطلب توسط تک تک افراد به شرکت های مربوطه می باشد .متن اطلاعیه به شرح زیر است :


حتما تیتر بزرگ روزنامۀ حیات نو یکشنبه بیست ویکم تیرماه رادیده اید
"بحران آگهی در صداوسیما"
قدرت مردم را دست کم نگیرید بااین تحریم صداوسیمارا فلج میکنیم
به هركس می‌شناسید اطلاع دهید!
حامیان صدا و سیمای فاسد و دروغگو را بشناسید و رسوا کنید!

· این شركتها به صدا و سیما پول می‌دهند تا احمدی‌نژاد منفور را رییس جمهور منتخب ایران جلوه دهند.
· این شركتها به صدا و سیما پول می‌دهند تا اعمال آدمكشها و جنایتكاران را ایثار و خدمت جلوه دهند.
· این شركتها به صدا و سیما پول می‌دهند تا فقر و فلاكت موجود را آسایش و رفاه جلوه دهند.
· این شركتها به صدا و سیما پول می‌دهند تا دیكتاتوری را آزادی جلوه دهند.
· این شركتها به صدا و سیما پول می‌دهند تا شهادت ده‌ها نفر مثل ندا را برنامه از پیش طراحی‌شده دشمن جلوه دهند.
· ...... و در نهایت این شركتها به صدا و سیما پول می‌دهند تا دروغ را راستی و بدی را خوبی جلوه دهند.

بنابراین هر كالایی كه در صدا و سیمای دروغگو و فاسد تبلیغ شود را نخواهیم خرید.

محصولات زیر بعد از كودتای ۲۲ خرداد در صدا و سیمای دولت نامشروع تبلیغ شده‌اند:

۱. محصولات اتك
۲. قند لادن
۳. محصولات تبرك
۴. فرش الماس كویر
۵. چی توز
۶. مزمز
۷. قلم چی
۸. شامپو صحت
۹. وارنا، صنایع شیر تهران
۱۰. دستمال کاغذی گلریز
۱۱. تخم‌مرغ تلاونگ
۱۲. زر ماكارون
۱۳. نود الیت
۱۴. بستنی دایتی
۱۵. ایرانسل
۱۶. محصولات فرهنگی سروش
۱۷. لینا لوله‌ای
۱۸. دمپایی نیکتا
۱۹. محصولات تبرک
۲۰. چیپس ذرت پفیلا
۲۱. پارک ارم
۲۲. قالی شوی ایران مهر
۲۳. ایزوگام شرق
۲۴. قند و شکر لادن
۲۵. افق بهارستان
۲۶. آموزشگاه علوی
۲۷. تشک دالوپ
۲۸. موسسه سینا
۲۹. پالاز موکت
۳۰. رنگ انگشتی آریا


صدا و سیما را فلج خواهیم كرد

بخش عمده‌ای از درآمدهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران از پخش آگهی‌های تبلیغاتی به دست می‌آید. صدا و سیما با كسب این درآمد اقدام به دروغگویی؛ توهین به شعور مردم؛ وارونه كردن واقعیات؛ تولید برنامه‌های تبلیغاتی برای دولت نامشروع و .... می‌كند.

حال اگر تبلیغات پخش شده از صدا و سیمای فاسد این حكومت؛ تاثیر منفی بر سود كارخانه‌ها؛ سازمان‌ها و هر كسی كه به این ارگان دروغ‌پرداز پول می‌دهد تا كالایش را تبلیغ كند داشته باشد؛ مسلم است كه تبلیغات به شدت كم و این منبع مهم درآمد صدا و سیمای خائن به ایرانی فلج خواهد شد.


بنابراین از امروز هر كالا یا خدمتی كه از صدا و سیمای این دولت نامشروع پخش شود را تحریم می‌كنیم
تا بیش از این پول به جیب كسانی نریزیم كه از هیچ توهینی به مردم ایران دریغ نمی‌كنند.

بسیار مهم است كه این موضوع به اطلاع همه فروشندگان نیز برسد.
رسانه شمایید. متن این نوشته را برای همه ارسال كنید و به همه اطلاع دهید.

۳۱ تیر ۱۳۸۸

مهدی کروبی : به مردم دروغ می گویند .

سحام نيوز : مهدي كروبي با انتقاد از فضايي كه پس از انتخابات رياست جمهوري دهم شكل گرفته است گفت: "من به عنوان عضو اين نظام از دروغ هاي واضح و نسنجيده اي كه گفته مي شود شرمنده ام."دبير كل حزب اعتماد ملي در مراسمي كه به مناسبت عيد مبعث رسول اكرم و براي تقدير از تلاش هاي حاميان انتخاباتي اش برگزار شد با اشاره به حوادث انتخابت رياست جمهوري دهم كه البته آنها را اقداماتي فراقانوني خواند گفت: "به دنبال انتخاباتي كه برگزار شد متاسفانه حوادثي روي داد كه البته گزارش هاي آن در رسانه هاي داخلي و خارجي منعكس شد، حوادثي كه براي ما تازگي دارد و بسيار عجيب و غريب و غيره منتظره بود." وي با ابراز تاسف از برخوردهايي كه با اعتراضات آرام مردم صورت گرفت تاكيد كرد: "پس از انتخابات مردم درخواستي قانوني داشتند و تنها خواسته شان اين بود كه مي گفتند "رأي ما چه شده است" مردم بسيار آرام، ساكت و منطقي راهپيمايي ميليوني برگزار كردند ولي متاسفانه مانع اين حركت و تظاهرات آرام مردم شدند و شما شاهد آن بوديد كه چه غوغايي در تهران و شهرستان ها برپا شد و با سپر ، كلاهخود، باتوم، گاز اشك آور و گلوله به مردم حمله كردند. اما پس از روي دادن اين حوادث اتفاق جالبي روي داد، آن هم اينكه همين افرادي كه بر روي مردم گلوله گشودند اينك مي گويند ما مردم را نكشتيم و افراد ديگر اين كار را انجام دادند و اين ديگر داستان عجيبي دارد. " وي با تاكيد بر اينكه اينك در عصر ارتباطات زندگي مي كنيم تصريح كرد: "مردم خود شاهد آن بودند كه نيروي مسلح چگونه با مردم برخورد مي كردند و حتي زنان را به داخل جوي ها پرتاب مي كردند و با توجه به اينكه در عصر ارتباطات هستيم اين اتفاقات در تمام دنيا منعكس شد كه بايد گفت متاسفانه آبروي امام (ره) كه بنيان گذار جمهوري اسلالمي بود و نظام اسلامي ايان را مخدوش كرد. "كروبي خطاب به عاملان چنين حوادثي گفت: "آيا كساني كه اين كارها را انجام مي دهند نمي دانند كه در كجا زندگي مي كنند، و يا اينكه فراموش كرده اند اينك عصر ارتباطات است."مهدي كروبي سپس براي تبيين شرايطي كه اينكه در آن به سر مي بريم به شرذح اتفاقي كه روز جمعه در حاشيه نماز جمعه روي داد پرداخت و افزود: "روز جمعه من حدود ساعت 12 به روزنامه اعتماد ملي رفتم و سپس از آنجا با ماشين به سمت نماز جمعه حركت كردم ، وقتي جمعيت مرا ديدند به سمت من آمدند و من از ماشين پياده نشده و به سمت دانشگاه حركت كردم در همين حال مردم نيز پشت سر من حركت مي كردند. وقتي جلوتر رفتيم مشاهده كردم كه يك طرف موتور سواراني با اسلحه ايستاده اند و گاز اشك آور نيز در فضا پيچيده است وقتي نروم و من هم احتمال مي دادم كه اگر جلوتر بروم درگيري رخ مي دهتد مانند اتفاقي كه در مسجد قباد سالگرد شهيد بهشتي روي داد و بنابراين به مردم علامت دادم كه بروند و خودم هم با علامت نشان دادم كه مي خواهم براي اداي نماز جمعه بروم. بنابراين ماشيني آوردند تا به سمت دانشگاه بروم ، من نيز علي رغم آن كه هميشه با ماشين وارد دانشگاه مي شدم وقتي مقابل داتنشگاه رسيدم پياده شدم در انحا ديگر كسي نبود جز نيروهاي امنيتي منتسب به خودشان به محض انكه من از ماشين پياده شدم شروع كردن به سردادن شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه و من با توجه به سوابقم از اين شعاري كه داده مي شد تعحب كردم . در ان زمان فردي انجا نبود ولي همه مشاهده كرديد كه عكس هاي مختلي از اين صحنه كه به سمت من حمله كردند و عمامه ام را انداخته اند منتشر شده است . پس چگونه اينها مي خواهند برخوردهاي كه با مردم صورت گرفته را كتمان كنند و يا به گردند ديگري بياندازند . چرا كه همه اين اتفاقات مقابل چشم مردم صورت گرفته است . "مهدي كروبي تاكيد كرد: "مقابل چشم مردم جوانان را كشته اند و اينك مي گويند ما اصلاً اسلحه اي دراختيار نداشته ايم من به عنوان عضو اين نظام از اين دروغ هاي واضح و نسنجيده شرمنده هستم. " وي تاكيد كرد : " اكنون ان قدر به مردم دروغ گفته شده است كه هر شايعه اي را مردم باور مي كنند و اين براي من يادآرو دوران مبارزه ام قبل از پيروزي انقلاب اسلامي است . در زماني كه ماجراي حمله به مدرسه فيضيه در قم رخ داد مي گفتند كه بسياري از روحانيون را به درياچه نمك انداخته اند و يا پس از حادثه 15 خرداد ٤٢ گفته مي شد كه نزديك به 15 هزار نفر به شهادت رسيده اند . اين دروغ ها كه گفته مي شد و اصل ماجرا را تكذيب مي كردند و موجب مي شد كه اين شايعات در ذهن مردم پذيرفته شود . اكنون نيز به نظر مي رسد كه همان ماجرا ها در حال تكرار شدن است و اين قدر به مردم دروغ گفته مي شود كه ديگر نمي توان هيچ حرفي را باور كرد مردم نيز شايعات را باور مي كنند و هر آماري كه ارايه شود را مي پذيرند . " وي خطاب به مسئولان امنيتي و انتظامي گفت: "اگر شما معتقديد كه اين اعمال از سوي نيروهاي منتسب به شما نبوده پس چرا تاكنون كسي را معرفي نكرده ايد؛ آخر اين چه كاري است كه مي گويند عده اي با اسلحه هاي آمريكا،انگليس و اسرائيل كشته شده اند البته شايد هم در داخل كسي بوده كه تيراندازي كرده ولي شما بايد با مدرك و سند اين حرف ها را ثابت كنيد."كروبي با اشاره به نامه نگاري هاي برخي از مسئولان به امام زمان گفت: "ابتدا آقايان مي گويند كه اين افراد توسط نيروهاي ما كشته نشده اند و انگاه به امام زمان نامه مي نوسيند و مي گويند كه دست ما خالي بوده و هم شهيد داده ايم و هم مظلوميم و هم ستم كشيده ايم و اين ديگر جاي بسي تعجب است . " وي نسبت به بي توجهي به اصول ديني و مسئله اعتقاد به امام زمان و انتظار گفت : " متاسفانه امروز شرايط به گونه اي شده است كه درباره امام زمان اين گونه صبحت مي شود و ان قدر اين مسئله فاجعه اميز است كه حتي نمي توان جلوي ان را گرفت . " وي با اشاره به خاطره اي از امام خميني (ره) گفت : " به خاطر دارم در زمان جنگ تحميلي هنگامي كه حضرت امام شنيد كه برخي از رزمندگان در جبهه ها اين گونه درباره امام زمان صحبت مي كنند و عده اي هستند كه مي گويند با امام زمان صحبت كرده و يا خواب او را ديده اند سريع خواستار پيگري موضوع شده و گفتند كه افرادي كه اين ادعا ها را مطرح مي كنند بازداشت كنيد و چنين برخوردي از سوي حضرت امام موجب شد تا ان ماجرا ديگر تكرار نشود . ولي امروز فضا به گونه اي است كه هر روز يك فردي چنين ادعاهايي را مطرح مي كند . " وي افزود : " ما به عنوان شيعه اثني اعشري معتقديم كه امام زمان (عج) در غيبت هستند و امام زنده مي باشند و در انتظار فرج ايشان هستيم ولي ايا اين گونه صحبت كردن با ايشان درست است ؟ آيا بايد به آقا هم دروغ گفت ؟ خوب مي توانستيد در نامه به ايشان بگوييد كه اين افراد يك عده آشوب گر بوده اند كه مي خواستند آشوب كنند كه با انها برخورد كرديم ولي چرا دروغ گفتيد ؟ " مهدي كروبي ابراز تاسف كرد از اينكه پس از گذشت 30 سال از پيروزي جمهوري اسلامي ايران تلاش هاي دوستانش با انجام اقدامات فراقانوني بي ثمر مانده است . ولي وي حاميانش را به اميد و حركت در مسير هدف تعيين شده دعوت كرد و گفت : " هرچند كه در عرصه اين انتخابات اتفاق تلخ و غم انگيزي روي داد و لي يادتان باشد كه تفكر ازتجاعي كه اكنون وجود دارد به دنبال اين است كه ما را در اين وضع نگه دارد ولي ما بايد با هوشياري و اميدواري حركت كرده و اهدافي را كه بدان اعتقاد داريم فراموش نكنيم . " كروبي همچنين با تبيين اهداف برگزاري اين مراسم گفت : " اكنون كه تنش ها ميان نامزدها و داوطلبان كاهش پيدا كرده است من به اين فكر افتادم كه يك نشستي را با دوستاني داشته باشم كه در ايام انتخابات از بنده حمايت كرده اند و از انان تقدير و تجليل كنم و از سوي ديگر مي خواستم اين مراسم برگزار شود تا ديگران هم بدانند كه ما زنده هستيم و به راهي كه انتخاب كرده ايم ادامه مي دهيم . كساني كه مي خواهند ما را به حاشيه برانند بايد بدانند كه فراز و نشيب ها ، بي مهري ها و تقلب ها هيچ كدام در روحيه ما اثر ندارد ." وي افزود : " من از 48 سال پيش وارد عرصه مبارزاتي شده ام و به ياري خدا به راهم ادامه مي دهم . " كروبي خواستار حفظ ارتباط با كساني شد كه در عرصه انتخابات به حمايت از او پرداخته اند و گفت : " دوستاني كه در انتخابات همراه من بوده اند دو دسته هستند يك عده د وستاني هستند كه از دوستان حزبي من مي باشند و نسبت به يكديگر به مانند يك خانواده هستيم و عده اي ديگر دوستان غير حزبي ام هستند كه نسبت به بنده محبت دارند و در اين مسابقه با من همراه بودند و بنده نيز علاقه مند هستم كه اين ارتباط محفوظ بماند البته اين ارتباط سياسي نيست بلكه يك ارتباط عاطفي و فكري مي باشد . بنابراين پيشنهاد مي كنم كه رابطيني از ميان اين دوستان انتخاب شوند كه همواره با من در ارتباط باشند . " مهدي كروبي در پايان گفت : " هرگز نااميد نباشيد و درراهي كه انتخاب كرده ايد ثابت قدم باشيد . " همچنين مهدي كروبي به تعدادي ديگر از حاميانش اشاره كرد كه متاسفانه امروز در زندان به سر مي برند و ابراز اميدواري كرد كه هرچه سريعتر انها آزاد شوند . گفتني است در اين مراسم علاوه بر حاميان غير حزبي و حزبي مهدي كروبي برخي از خانواده هاي بازداشت شدگان حوادث اخير نيز حضور داشتند . اين مراسم قرار بود كه در تالار سنتي عيقيق برگزار شود كه به علت عدم ارائه مجوز از سوي فرمانداري تهران در دفتر امام جماراني برگزار شد.
ارسال و نگارش : مرد آزاد
سحام نيوز : مهدي كروبي با انتقاد از فضايي كه پس از انتخابات رياست جمهوري دهم شكل گرفته است گفت: "من به عنوان عضو اين نظام از دروغ هاي واضح و نسنجيده اي كه گفته مي شود شرمنده ام."دبير كل حزب اعتماد ملي در مراسمي كه به مناسبت عيد مبعث رسول اكرم و براي تقدير از تلاش هاي حاميان انتخاباتي اش برگزار شد با اشاره به حوادث انتخابت رياست جمهوري دهم كه البته آنها را اقداماتي فراقانوني خواند گفت: "به دنبال انتخاباتي كه برگزار شد متاسفانه حوادثي روي داد كه البته گزارش هاي آن در رسانه هاي داخلي و خارجي منعكس شد، حوادثي كه براي ما تازگي دارد و بسيار عجيب و غريب و غيره منتظره بود." وي با ابراز تاسف از برخوردهايي كه با اعتراضات آرام مردم صورت گرفت تاكيد كرد: "پس از انتخابات مردم درخواستي قانوني داشتند و تنها خواسته شان اين بود كه مي گفتند "رأي ما چه شده است" مردم بسيار آرام، ساكت و منطقي راهپيمايي ميليوني برگزار كردند ولي متاسفانه مانع اين حركت و تظاهرات آرام مردم شدند و شما شاهد آن بوديد كه چه غوغايي در تهران و شهرستان ها برپا شد و با سپر ، كلاهخود، باتوم، گاز اشك آور و گلوله به مردم حمله كردند. اما پس از روي دادن اين حوادث اتفاق جالبي روي داد، آن هم اينكه همين افرادي كه بر روي مردم گلوله گشودند اينك مي گويند ما مردم را نكشتيم و افراد ديگر اين كار را انجام دادند و اين ديگر داستان عجيبي دارد. " وي با تاكيد بر اينكه اينك در عصر ارتباطات زندگي مي كنيم تصريح كرد: "مردم خود شاهد آن بودند كه نيروي مسلح چگونه با مردم برخورد مي كردند و حتي زنان را به داخل جوي ها پرتاب مي كردند و با توجه به اينكه در عصر ارتباطات هستيم اين اتفاقات در تمام دنيا منعكس شد كه بايد گفت متاسفانه آبروي امام (ره) كه بنيان گذار جمهوري اسلالمي بود و نظام اسلامي ايان را مخدوش كرد. "كروبي خطاب به عاملان چنين حوادثي گفت: "آيا كساني كه اين كارها را انجام مي دهند نمي دانند كه در كجا زندگي مي كنند، و يا اينكه فراموش كرده اند اينك عصر ارتباطات است."مهدي كروبي سپس براي تبيين شرايطي كه اينكه در آن به سر مي بريم به شرذح اتفاقي كه روز جمعه در حاشيه نماز جمعه روي داد پرداخت و افزود: "روز جمعه من حدود ساعت 12 به روزنامه اعتماد ملي رفتم و سپس از آنجا با ماشين به سمت نماز جمعه حركت كردم ، وقتي جمعيت مرا ديدند به سمت من آمدند و من از ماشين پياده نشده و به سمت دانشگاه حركت كردم در همين حال مردم نيز پشت سر من حركت مي كردند. وقتي جلوتر رفتيم مشاهده كردم كه يك طرف موتور سواراني با اسلحه ايستاده اند و گاز اشك آور نيز در فضا پيچيده است وقتي نروم و من هم احتمال مي دادم كه اگر جلوتر بروم درگيري رخ مي دهتد مانند اتفاقي كه در مسجد قباد سالگرد شهيد بهشتي روي داد و بنابراين به مردم علامت دادم كه بروند و خودم هم با علامت نشان دادم كه مي خواهم براي اداي نماز جمعه بروم. بنابراين ماشيني آوردند تا به سمت دانشگاه بروم ، من نيز علي رغم آن كه هميشه با ماشين وارد دانشگاه مي شدم وقتي مقابل داتنشگاه رسيدم پياده شدم در انحا ديگر كسي نبود جز نيروهاي امنيتي منتسب به خودشان به محض انكه من از ماشين پياده شدم شروع كردن به سردادن شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه و من با توجه به سوابقم از اين شعاري كه داده مي شد تعحب كردم . در ان زمان فردي انجا نبود ولي همه مشاهده كرديد كه عكس هاي مختلي از اين صحنه كه به سمت من حمله كردند و عمامه ام را انداخته اند منتشر شده است . پس چگونه اينها مي خواهند برخوردهاي كه با مردم صورت گرفته را كتمان كنند و يا به گردند ديگري بياندازند . چرا كه همه اين اتفاقات مقابل چشم مردم صورت گرفته است . "مهدي كروبي تاكيد كرد: "مقابل چشم مردم جوانان را كشته اند و اينك مي گويند ما اصلاً اسلحه اي دراختيار نداشته ايم من به عنوان عضو اين نظام از اين دروغ هاي واضح و نسنجيده شرمنده هستم. " وي تاكيد كرد : " اكنون ان قدر به مردم دروغ گفته شده است كه هر شايعه اي را مردم باور مي كنند و اين براي من يادآرو دوران مبارزه ام قبل از پيروزي انقلاب اسلامي است . در زماني كه ماجراي حمله به مدرسه فيضيه در قم رخ داد مي گفتند كه بسياري از روحانيون را به درياچه نمك انداخته اند و يا پس از حادثه 15 خرداد ٤٢ گفته مي شد كه نزديك به 15 هزار نفر به شهادت رسيده اند . اين دروغ ها كه گفته مي شد و اصل ماجرا را تكذيب مي كردند و موجب مي شد كه اين شايعات در ذهن مردم پذيرفته شود . اكنون نيز به نظر مي رسد كه همان ماجرا ها در حال تكرار شدن است و اين قدر به مردم دروغ گفته مي شود كه ديگر نمي توان هيچ حرفي را باور كرد مردم نيز شايعات را باور مي كنند و هر آماري كه ارايه شود را مي پذيرند . " وي خطاب به مسئولان امنيتي و انتظامي گفت: "اگر شما معتقديد كه اين اعمال از سوي نيروهاي منتسب به شما نبوده پس چرا تاكنون كسي را معرفي نكرده ايد؛ آخر اين چه كاري است كه مي گويند عده اي با اسلحه هاي آمريكا،انگليس و اسرائيل كشته شده اند البته شايد هم در داخل كسي بوده كه تيراندازي كرده ولي شما بايد با مدرك و سند اين حرف ها را ثابت كنيد."كروبي با اشاره به نامه نگاري هاي برخي از مسئولان به امام زمان گفت: "ابتدا آقايان مي گويند كه اين افراد توسط نيروهاي ما كشته نشده اند و انگاه به امام زمان نامه مي نوسيند و مي گويند كه دست ما خالي بوده و هم شهيد داده ايم و هم مظلوميم و هم ستم كشيده ايم و اين ديگر جاي بسي تعجب است . " وي نسبت به بي توجهي به اصول ديني و مسئله اعتقاد به امام زمان و انتظار گفت : " متاسفانه امروز شرايط به گونه اي شده است كه درباره امام زمان اين گونه صبحت مي شود و ان قدر اين مسئله فاجعه اميز است كه حتي نمي توان جلوي ان را گرفت . " وي با اشاره به خاطره اي از امام خميني (ره) گفت : " به خاطر دارم در زمان جنگ تحميلي هنگامي كه حضرت امام شنيد كه برخي از رزمندگان در جبهه ها اين گونه درباره امام زمان صحبت مي كنند و عده اي هستند كه مي گويند با امام زمان صحبت كرده و يا خواب او را ديده اند سريع خواستار پيگري موضوع شده و گفتند كه افرادي كه اين ادعا ها را مطرح مي كنند بازداشت كنيد و چنين برخوردي از سوي حضرت امام موجب شد تا ان ماجرا ديگر تكرار نشود . ولي امروز فضا به گونه اي است كه هر روز يك فردي چنين ادعاهايي را مطرح مي كند . " وي افزود : " ما به عنوان شيعه اثني اعشري معتقديم كه امام زمان (عج) در غيبت هستند و امام زنده مي باشند و در انتظار فرج ايشان هستيم ولي ايا اين گونه صحبت كردن با ايشان درست است ؟ آيا بايد به آقا هم دروغ گفت ؟ خوب مي توانستيد در نامه به ايشان بگوييد كه اين افراد يك عده آشوب گر بوده اند كه مي خواستند آشوب كنند كه با انها برخورد كرديم ولي چرا دروغ گفتيد ؟ " مهدي كروبي ابراز تاسف كرد از اينكه پس از گذشت 30 سال از پيروزي جمهوري اسلامي ايران تلاش هاي دوستانش با انجام اقدامات فراقانوني بي ثمر مانده است . ولي وي حاميانش را به اميد و حركت در مسير هدف تعيين شده دعوت كرد و گفت : " هرچند كه در عرصه اين انتخابات اتفاق تلخ و غم انگيزي روي داد و لي يادتان باشد كه تفكر ازتجاعي كه اكنون وجود دارد به دنبال اين است كه ما را در اين وضع نگه دارد ولي ما بايد با هوشياري و اميدواري حركت كرده و اهدافي را كه بدان اعتقاد داريم فراموش نكنيم . " كروبي همچنين با تبيين اهداف برگزاري اين مراسم گفت : " اكنون كه تنش ها ميان نامزدها و داوطلبان كاهش پيدا كرده است من به اين فكر افتادم كه يك نشستي را با دوستاني داشته باشم كه در ايام انتخابات از بنده حمايت كرده اند و از انان تقدير و تجليل كنم و از سوي ديگر مي خواستم اين مراسم برگزار شود تا ديگران هم بدانند كه ما زنده هستيم و به راهي كه انتخاب كرده ايم ادامه مي دهيم . كساني كه مي خواهند ما را به حاشيه برانند بايد بدانند كه فراز و نشيب ها ، بي مهري ها و تقلب ها هيچ كدام در روحيه ما اثر ندارد ." وي افزود : " من از 48 سال پيش وارد عرصه مبارزاتي شده ام و به ياري خدا به راهم ادامه مي دهم . " كروبي خواستار حفظ ارتباط با كساني شد كه در عرصه انتخابات به حمايت از او پرداخته اند و گفت : " دوستاني كه در انتخابات همراه من بوده اند دو دسته هستند يك عده د وستاني هستند كه از دوستان حزبي من مي باشند و نسبت به يكديگر به مانند يك خانواده هستيم و عده اي ديگر دوستان غير حزبي ام هستند كه نسبت به بنده محبت دارند و در اين مسابقه با من همراه بودند و بنده نيز علاقه مند هستم كه اين ارتباط محفوظ بماند البته اين ارتباط سياسي نيست بلكه يك ارتباط عاطفي و فكري مي باشد . بنابراين پيشنهاد مي كنم كه رابطيني از ميان اين دوستان انتخاب شوند كه همواره با من در ارتباط باشند . " مهدي كروبي در پايان گفت : " هرگز نااميد نباشيد و درراهي كه انتخاب كرده ايد ثابت قدم باشيد . " همچنين مهدي كروبي به تعدادي ديگر از حاميانش اشاره كرد كه متاسفانه امروز در زندان به سر مي برند و ابراز اميدواري كرد كه هرچه سريعتر انها آزاد شوند . گفتني است در اين مراسم علاوه بر حاميان غير حزبي و حزبي مهدي كروبي برخي از خانواده هاي بازداشت شدگان حوادث اخير نيز حضور داشتند . اين مراسم قرار بود كه در تالار سنتي عيقيق برگزار شود كه به علت عدم ارائه مجوز از سوي فرمانداري تهران در دفتر امام جماراني برگزار شد.
ارسال و نگارش : مرد آزاد

كروبي: روي مردم گلوله گشودند اينك مي گويند ما مردم را نكشتيم .

به گزارش سحام نيوز، پايگاه خبري حزب اعتماد ملي، مهدي كروبي، دبير كل اين حزب ضمن انتقاد از فضاي جاري كشور گفته است: "من به عنوان عضو اين نظام از دروغ هاي واضح و نسنجيده اي كه گفته مي شود شرمنده ام."
به گزارش سحام نيوز، اين نامزد معترض به نتيجه انتخابات رياست جمهوري ايران، همچنين در تهران در جمع طرفدارانش گفته است: " اما پس از روي دادن اين حوادث اتفاق جالبي روي داد، آن هم اينكه همين افرادي كه بر روي مردم گلوله گشودند اينك مي گويند ما مردم را نكشتيم و افراد ديگر اين كار را انجام دادند و اين ديگر داستان عجيبي دارد."
بر اساس اين گزارش، مهدي كروبي با اشاره به بازتاب گسترده برخوردهاي به گفته وي خشني كه با مردم معترض شده، گفته كه آبروي جمهوري اسلامي در دنيا مخدوش شده است.
به گزاش سحام نيوز، مهدي كروبي گفته است: "آيا كساني كه اين كارها را انجام مي دهند نمي دانند كه در كجا زندگي مي كنند، و يا اينكه فراموش كرده اند اينك عصر ارتباطات است



امروز تصویر دو کارت در اینترنت منتشر شد که به ضارب ندا آقاسلطان نسبت داده شده است.در اینجا تایید می کنم که تصویر فردی که در این کارت قرار دارد، کاملا با مشخصاتی که من از فردی در ذهن دارم که مردم دقایقی بعد از مضروب شدن ندا گرفتند، و فریاد می زد: “نمی خواستم بکشمش”، تطبیق می کند. البته در آن روز ریشش را زده بود، ولی سبیلش را داشت.اما برای اینکه صد در صد مطمئن بشویم و احیانا فرد بی گناهی در مظان اتهام قرار نگیرد، لازم است نشانه دیگری را هم روی این فرد بررسی کنیم.
از آنجا که مردم بعد از اینکه ضارب را گرفتند، پیراهنش را از تنش بیرون آوردند، بر پشت ضارب چند داغ زخم قدیمی دیدم. این داغ ها شبیه جای زخمی بود که در اثر برش با شیء تیز ایجاد می شود.
امیدوارم این اطلاعات به اجرای قانونی عدالت کمک کند و همین جا هم وطنانم را به پرهیز از هرگونه خشونتی دعوت می کنم.این اطلاعات به قدری هست که به دستگیر کردن این فرد کمک کند. مابقی اش را اجازه بدهید قانون ادامه بدهد. این فرد حق دارد از امتیاز داشتن وکیل برخوردار باشد و از خودش دفاع کند. مردم اگر قانون را در دست خودشان بگیرند، تر و خشک با هم می سوزند.

به امید روزهای بهتر

آرش حجازی
این تصاویر لحظاتی بعد از انتشار اولیه در لینک مربوطه حذف شد. نام این شخص ” عباس کارگر جاوید ” بوده و همانطور که می بینید یک کارت مربوط به افراد حاضر سر صندوقهای رأی گیری در روز انتخابات بوده و دو کارت دیگر، کارت تردد می باشند که یکی تاریخ اعتبار آن به پایان رسیده و دیگری دارای اعتبار می باشد. با توجه به منبعی که آنرا در تویتر پست کرد، ظاهراً عکسها معتبر می باشد. سایر اشخاصی که در صحنه حضور داشته اند می توانند این موضوع را تأیید کنند. لذا از این هموطنان درخواست می شود چنانچه عکس ها معتبر و مربوط به شخص تیرانداز و قاتل ندا آقاسلطان می باشد، مراتب را اعلام نمایند. زیرا با توجه به اظهارات رسمی دولت، که تیرانداز را فردی خارج از افراد انتظامی و بسیجی اعلام کرده اند، این شخص قابل پیگرد قضایی و کیفری می باشد

فراخوان محسن سازگارا و محسن مخملباف

از مردم ایران می خواهیم تا برای تکمیل اطلاعات مربوط به "شهدا" و" مفقود شدگانِ " جنبش سبز، اطلاعات خود را به ایمیل زیر ارسال کنند:
makhmalbafsazegara@gmail.com
الف- اطلاعات مورد نیاز درباره شهدا:
1. عکس های شهید
2. نام، نام خانوادگی و نام پدر شهید
3. تاریخ تولد شهید
4. آدرس سکونت شهید
5. محل شهادت
6. روز شهادت
7. نحوه شهادت
8. نشانی اداره و یا محلی که شهید را به خانواده تحویل داده است.
9. روز به خاک سپاری شهید
10. نشانی مزار شهید
11. توضیح فشارهایی که از طرف حکومت به خانواده شهید وارد شده است.

ب- اطلاعات مورد نیاز درباره مفقودین (چنانچه بیش از دو هفته از مفقود شدن آن ها می گذرد.)
1- عکس مفقود شده
2. نام ، نام خانوادگی و نام پدر
3- سال تولد
4. آدرس سکونت
5. تاریخ مفقود شدن
6. نحوه مفقود شدن
7. آخرین باری که دیده شده
از آن جا که هراس از رسوایی بیشتر، حکومت استبداد را مجبور کرده است تا اعضای اصلی خانواده شهدا را در سراسر ایران تحت فشار و کنترل قرار دهند، لذا برای تکمیل اطلاعات مربوط به شهدا، از مطلعین ،همکاران، اقوام، دوستان و همسایگان شهدا تقاضا داریم تا اطلاعات خود را برای پیگیری های ملی و بین المللی جنبش سبز، ارسال کنند.
محسن سازگارا
محسن مخملباف
30 تیر 1388
makhmalbafsazegara@gmail.com

مير حسين موسوي: ملت ايران دوباره متولد شده است

مير حسين موسوي، نامزد معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوري، در تازه ترين واكنش به وقايع اخير ايران، خطاب به مخالفان و منتقدانش گفته است كه يك ملتي "دوباره متولد شده و به صحنه آمده تا از دستاوردهاي خود دفاع كند. با دستگيري‌ها و پرونده‌سازي‌ها نمي‌توان اين مساله را خاتمه داد."
آقاي موسوي گفته است مخالفان اعتراض هاي مردمي با مسئله‌ جديدي به نام "بيداري ملت" مواجه شده اند.
ميرحسين موسوي در جمع برخي از خانواده هاي بازداشت شدگان حوادث اخير و به مناسبت سالگرد مبعث پيامبر مسلمانان سخنراني كرده است.
آقاي موسوي گفته است "دولتي كه در فضاي بي‌اعتمادي به وجود آيد، دولت ضعيفي خواهد بود و چون پشتوانه و مشروعيت مردمي ندارد، مرتبا به بيگانگان امتياز خواهد داد و اين به صلاح نظام و ملت نيست."آقاي موسوي در اين ديدار كه دوشنبه صبح ۲۹ تير در تهران صورت گرفته است پرونده سازي براي بازداشت شدگان حوادث اخير را "تقبيح" كرده است.به گفته آقاي موسوي "بسياري از اين زندانيان چهره‌هاي شناخته‌شده‌اي هستند كه سالها براي اين كشور و اين نظام زحمت كشيده‌اند."
"به اين بازي خاتمه دهيد"

چهره‌اي كه بعد از انتخابات از رسانه ملي ديديم، به هيچ وجه قابل تصور نبود. سنگ ها را بسته اند و سگ ها را باز كرده اند. افرادي دعوت شده‌اند تا با دروغ و تهمت و هتك حرمت، داستان‌سرايي و فضاسازي كنند، در حالي كه ۱۳ ميليون جمعيت به قول شما و اكثريت به قول ما حق ندارند از خود دفاع كنند
ميرحسين موسوي
برخي از مقام هاي جمهوري اسلامي، طي هفته هاي اخير، به طور مكرر، اعتراض مردمي به نتايج انتخابات رياست جمهوري را به برنامه ريزي كشورهاي خارجي نسبت داده اند.از جمله همزمان با ديدار آقاي موسوي با خانواده برخي از بازداشت شدگان حوادث اخير، آيت الله علي خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي در ديدار با شماري از مقام هاي حكومتي ايران بارديگر كشورهاي خارجي را به دست داشتن در اعتراض هاي صورت گرفته متهم كرد.آقاي موسوي روز دوشنبه گفت "چه كسي باور مي‌كند كه اين ها با بيگانگان بسازند و منافع كشور خود را در جهت خواست آنان بفروشند؟ آيا كشور ما اينقدر حقير و كوچك شده كه مي‌خواهيد حركت اعتراضي عظيم ملت را به بيگانگان نسبت دهيد؟ آيا اين توهين به ملت ما نيست؟ آيا اين توهين به ۴۰ ميليون راي‌دهنده نيست؟ آيا اين توهين به دانشجويان، اساتيد ، نخبگان و مديران زحمتكش كشور ما نيست؟" مير حسين موسوي در عين حال گفته است كه "متاسفانه خطيبي در نماز جمعه مي‌گويد اعترافات در حال گرفته شدن است و در صورت صلاحديد پخش مي شود و مسئله تمام شده است. اما ما مي‌گوييم با مسئله جديدي به نام بيداري ملت مواجه شده‌ايد؛ يك ملتي كه دوباره متولد شده و به صحنه آمده تا از دستاوردهاي خود دفاع كند. با دستگيري‌ها و پرونده‌سازي‌ها نمي‌توان اين مساله را خاتمه داد. هر چه زودتر به اين بازي خاتمه دهيد و فرزندان ملت را به ملت برگردانيد." اشاره آقاي موسوي، به سخنراني احمد جنتي در خطبه هاي نماز جمعه سه هفته پيش تهران است كه از "اعتراف" برخي از دستگير شدگان به انقلاب مخملي و ارتباط با كشورهاي خارجي سخن گفته بود.آقاي موسوي در اين ديدار به يكي از پرونده‌سازي‌هاي صورت گرفته براي يكي از اعضاي ستاد خود اشاره كرد و گفته است " يكي از اعضاي ستاد را تحت فشار گذاشته‌اند كه اعتراف كن ۴ ميليارد توماني را كه از ستاد گرفته‌اي، چه كرده‌اي. حال آنكه كل هزينه‌هاي ستادهاي تبليغاتي بنده كمتر از سه و نيم ميليارد تومان بوده است و اينها چون خود ميلياردها تومان خرج كردند، به خيال خود دنبال منابع مالي ما مي‌گردند."
ميرحسين موسوي در اين سخنراني باري ديگر از سياست هاي راديو و تلويزيون ايران كه در انحصار حكومت اين كشور است، انتقاد كرده و گفته است كه اين رسانه در جهت منافع عمومي حركت نمي كند.آقاي موسوي گفته است "چهره‌اي كه بعد از انتخابات از رسانه ملي ديديم، به هيچ وجه قابل تصور نبود. سنگ ها را بسته اند و سگها را باز كرده اند. افرادي دعوت شده‌اند تا با دروغ و تهمت و هتك حرمت، داستان‌سرايي و فضاسازي كنند، در حالي كه ۱۳ ميليون جمعيت به قول شما و اكثريت به قول ما حق ندارند از خود دفاع كنند. مانند تبليغات ماشين رختشويي تهمت هاي افراد را تكرار مي‌كنند و امكان دفاع را براي ملت فراهم نمي‌آورند و امروز وجدان عمومي جامعه نشان مي‌دهد كه تا چه اندازه به يك رسانه‌ي مستقل و ملي نياز داريم."به گفته آقاي موسوي، وقتي امكان گفت‌و‌گو و تبادل آرا در رسانه‌ ملي سلب مي شود، فشارها در جاي ديگر بروز مي‌ يابند و مردم به رسانه‌هاي بيگانه روي مي‌آورند." ما نمي خواهيم ملت به رسانه‌هاي بيگانه اتصال پيدا كنند و مي‌پرسيم چرا ملت نبايد خبرهاي خودش را از رسانه‌هاي خودش بشنود؟"
"اين چه روزنامه آزادي است؟"اظهارات ميرحسين موسوي درباره شرايط ايران، يكي از صريح ترين و مفصل ترين موضع گيري هاي آقاي موسوي طي هفته هاي اخير است.گزارش هاي تاييد نشده اي از تهران حاكي از اعمال محدوديت براي آقاي موسوي بوده است. هرچند آقاي موسوي طي روزهاي اخير در ميان مردم در نماز جمعه تهران حاضر شد و پيام تسليتي به مناسبت سقوط هواپيماي ايراني صادر كرد اما او خود به ايجاد محدوديت ها اشاره نموده و از آن انتقاد كرده است.
آقاي موسوي درباره روزنامه "كلمه سبز" كه چند هفته پيش از انتخابات به صاحب امتيازي او انتشار خود را آغاز كرد، اشاره كرده و گفته است آقاي شاهرودي، رئيس قوه قضائيه، "مي‌گويد روزنامه‌ كلمه سبز توقيف نيست و مي ‌تواند انتشار يابد و ما مي گوييم اين چه روزنامه‌ آزادي است كه دفترش پلمپ شده و كارمندانش دستگير شده‌اند؟"به فاصله يك روز پس از اعلام نتايج انتخابات، روزنامه كلمه سبز با حضور نمايندگان دادستاني تهران در چاپخانه اين روزنامه، با محدوديت هايي در انتشار رو به رو شد و چند روز بعد نيز همه كاركنان آن به همراه سردبير و كادر فني روزنامه در محل دفتر آن بازداشت و دفتر روزنامه نيز مهر و موم شد.آقاي موسوي گفته است "مشكل ما متاسفانه همين بي‌قانوني‌هاست....ما معترض به بي‌قانوني هستيم. ما مي‌گوييم برخوردهاي صورت گرفته در روزهاي اخير و اينكه عزيزان ما اكنون در زندان هيچ دسترسي به وكيل ندارند و حتي امكان ملاقات با خانواده‌هاي خود را ندارند، بي‌قانوني است. اينكه بر خلاف نص قانون اساسي اجازه برگزاري تجمعات اعتراضي داده نمي‌شود، بي‌قانوني است. ساختارشكنان كساني هستند كه موارد زيادي از قانون اساسي را بنا به ميل خود ناديده مي‌گيرند و اجرا نمي‌كنند."
"از هزينه دادن نمي ترسيم"
به گفته آقاي موسوي اكنون مردم براي حفظ ارزش ها در مقابل حكومت هزينه مي‌دهند و شهيد مي‌دهند. او گفت: "ما مي‌خواهيم كمترين هزينه پرداخت شود، اما از هزينه دادن نمي‌هراسيم
مير حسين موسوي آخرين نخست وزير ايران است كه در دوران هشت ساله جنگ ايران و عراق، اين سمت را در اختيار داشت. بر اساس شواهد مكتوب تاريخي در دوران نخست وزيري، آقاي موسوي اختلاف نظرهايي با رئيس جمهوري وقت (سيد علي خامنه اي) داشته است كه به تصميم استعفاي آقاي موسوي از نخست وزير منجر شده اما با وساطت آيت الله خميني بنيانگذار جمهوري اسلامي، از پذيرش استعفا و كناره گيري او جلوگيري شده است.
آقاي موسوي پس از بازنگري در قانون اساسي ايران و حذف پست نخست وزيري، از مسئوليت هاي اجرايي به مدت ۲۰ سال كناره گيري كرد و عمده وقت خود را صرف فعاليت هاي هنري و فرهنگي كرد.
او در يكي از مناظره ها در جريان مبازرات انتخاباتي اش خود را فردي انقلابي معرفي كرد كه با "احساس نگراني" و براي جلوگيري از وارد شدن خسارت هاي بيشتر به ايران كار فرهنگي را رها كرده و پس از ۲۰ سال وارد رقابت هاي انتخاباتي شده است.
آقاي موسوي و مهدي كروبي ديگر نامزد معترض به نتايج انتخابات به همراه جمعي از مردم معترض، اين نتايج را نپذيرفته اند و خواستار ابطال و برگزاري مجدد انتخابات شده اند.
مهدي كروبي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي كه از تشكل هاي سياسي حامي مير حسين موسوي است شرايط پيش آمده را "كودتا" توصيف كرده اند و محمد خاتمي رئيس جمهوري پيشين ايران از آن به نام "كودتاي مخملين عليه مردم و نظام" ياد كرده است.اما با ادامه اعتراض هاي مردمي به نتايج انتخابات، دو رئيس جمهوري پيشين ايران محمد خاتمي به طور تصريحي و اكبر هاشمي رفسنجاني به طور تلويحي پيشنهاد كرده اند كه براي خروج از اين شرايط كه آن را "بحراني" خوانده اند، همه پرسي و مراجعه به آراي عمومي انجام گيرد
تهیه و تنظیم : مرد آزاد

۲۹ تیر ۱۳۸۸

موافق تشكيل جبهه سياسي از سوي موسوي هستيم

محمدرضا باهنر به همراه حبيب‌الله عسگراولادي و يحيي آل‌اسحاق، هفته اول تيرماه در قالب نمايندگان از جبهه پيروان خط امام و رهبري ديداري با ميرحسين موسوي داشتند. باهنر در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا، با بيان اينكه در اين ديدار به موسوي پيشنهاد شده است تا حضورش در عرصه سياسي را در چارچوب قانون ادامه دهد، افزود: از ايشان خواستيم تا از همه امكانات قانوني موجود از جمله برخورداري از سايت شخصي، روزنامه و حزب استفاده كنند. وي در پاسخ به اينكه پاسخ موسوي به پيشنهاد آنها چه بوده است؟، گفت: ايشان همچنان اعتراضاتي نسبت به مسائل به وجود آمده در انتخابات داشتند كه ما تاكيد كرديم بهتر است اين اعتراضات را در چارچوب قانون پيگيري كنند. نايب رئيس مجلس تشكيل جبهه سياسي از سوي ميرحسين موسوي را در راستاي فعاليت‌هاي وي در چارچوب قانون دانست و با استقبال از آن گفت: در ديدارمان با آقاي موسوي گفته بوديم كه چنانچه در چارچوب قانون فعاليت كنند، از اقدامات ايشان حمايت كرده و نهايت كمك را به ايشان خواهيم كرد. باهنر در پاسخ به اينكه آيا حمايت از موسوي به منزله عضويت‌تان در جبهه سياسي ايشان خواهد بود يا نه؟، گفت: اينگونه نيست كه به حزب ايشان برويم اما از فعاليت‌هاي سياسي‌شان در چارچوب قانون حمايت مي‌كنيم.

پنجمین بیانیه مجمع روحانیون مبارز پس از انتخابات

مجمع روحانیون مبارز در بیانیه‌ای با ابراز تاسف از اینکه «به جای برخورد با بداخلاقان مردم فریب از کیسه انقلاب و ملت و کشور به آنان پاداش داده می‌شود»، تاکید کرد که بر اساس نص صریح قانون اساسی برای خروج از بن بست و بحران موجود در یک همه‌پرسی که عموم ملت ایران بتوانند آزادانه در آن شرکت کنند، نسبت به آنچه اتفاق افتاده است، نظرخواهی شود.به گزارش مشروطه نیوز، متن کامل پنجمین بیانیه مجمع روحانیون مبارز پس از انتخابات اخیر به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
بعثت حضرت ختمی مرتب محمد مصطفی(ص) بر همه مومنان، مسلمانان، حق‌خواهان و آزادگان به‌ویژه ملت بزرگ و افتخارآفرین ایران مبارک باد!
نزول وحی الهی بر قلب مبارک سرور موجودات و سالار عالمیان، آغاز مرحله تازه‌ای در تاریخ انسان بود تا او را از تاریکی نادانی و غفلت از حق و حقیقت رهایی بخشد و بندهای شرک و استبداد و ظلم و تبعیض و حقارت را از پای جان او برگیرد و راه کمال و والایی را به او بنماید تا با عزمی مستحکم و اراده متکی بر ایمان و عرفان و خرد آن را بپیماید.انقلاب اسلامی ایران به پیشوایی مردی از سلاله رسول الله (ص) و عالمی سالک و عادل و فقیه و حکیم و بنده خوب خدا حضرت امام خمینی(قدس سره) را مردم در تداوم «بعثت» یافتند و بر آن دل سپردند تا در سایه‌سار آن، بنیان استبداد هزاران ساله و استعمار چند صد ساله ویران شود و بنیاد آزادی و عدالت و رشد و سربلندی برپا گردد؛ بنیادی سازگار با ارزش‌های دین خدا بخصوص عدالت و اخلاق.
پاسداشت «جمهوری اسلامی» که دست‌آورد بزرگ انقلاب اسلامی است، بر همه ما لازم است، بخصوص اینک که آشکارتر از گذشته هم جمهوریت و هم اسلامیت در معرض تهدیدهای جدی است. از جمله آنچه در انتخابات اخیر گذشت هشداری است برای همه آنان که به انقلاب و راه امام وفا دارند و ایران و ایرانی را بزرگ و سربلند می‌خواهند.در انتخابات اخیر اعتماد عمومی نسبت به این‌که “میزان رأی ملت است” آسیب جدی دید و برای میلیون‌ها انسان این شائبه پیش آمد که چه‌بسا جریان‌ها و سازوکارهایی بتوانند در رأی واقعی مردم تصرف کنند و نتیجه‌ای را جز آنچه مردم خواسته‌اند، اعلام و القا کنند.
اخلاق که تتمیم مکارم آن، هدف بعثت پیامبر(ص) بود، بخصوص از سوی بعضی از حاکمان یا محافل و گروه‌های مدعی انقلابی‌گری و اسلام‌‌خواهی به بدترین وجهی مورد تعدی قرار گرفت و بسیاری از انسان‌های پاک، خوش‌سابقه در انقلاب و خدمتگزار مردم، در معرض اهانت و تهمت‌های زشت قرار گرفتند.
اعتراض مدنی مردم که ولی نعمت حاکمانند، با خشونت، منجر به ضرب و جرح و قتل و بازداشت شد و خیزش آرام و مظلومانه میلیون‌ها ایرانی به بیگانگان نسبت داده شد و بر طبل اهانت به ملت و چهره‌های مورد اعتماد و احترام مردم نواختند و حتی حق مسلم برپایی اجتماعات آرام و تظاهرات مدنی را از کسانی که به هر دلیلی به وضع موجود و انتخابات اخیر معترض بودند، پایمال کردند و بدین وسیله به انقلاب، ارزش‌های آن، ملت و میهن جفای غیرقابل جبران کردند، و با محدودکردن فضای بحث و گفت‌وگو و بستن راه‌های ارتباطی به روی مردم و برپایی توفان تخریب و اهانت و تحریک از سوی رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی در انحصار حکومت و تحمیل فضای امنیتی و سیاسی بر کشور، چهره انقلاب و نظام مشوه شد و با دستگیری صدها تن از چهره‌های موجه دینی‌، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و جوانان عزیز از دختر و پسر به جای ملاطفت و محبت و رحمت، رعب و خشونت و تنفر بر جامعه مستولی شد.
در چنین فضای ناسالمی، آن‌چه در نماز جمعه این هفته رخ داد، از یک سو نشانه دلبستگی مردم به اصل انقلاب است که اکنون احساس می‌شود از سوی جریان‌های پرمدعای خشونت‌طلب بداخلاق و ضدحقوق مردم در معرض تهدید قرار گرفته است و از سوی دیگر زمینه‌ای بود برای حضور متین و آرام صدها هزار انسان که همه راه‌های حضور مدنی را به روی خود بسته می‌بینند.
ضمن تشکر از این حضور مبارک و پر راز و رمز، جا دارد از بیانات سنجیده، خیرخواهانه و شجاعانه آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی نیز سپاسگزاری کنیم.
آیت‌الله هاشمی که از پیشتازان انقلاب اسلامی و پیروان صادق و فداکار امام و از سرمایه‌های کشور است، بخصوص در جریان انتخابات اخیر و پس از آن، مورد اهانت و جفای بی‌رحمانه و کین‌توزانه قرار گرفت، همچنان که برخی دیگر از شخصیت‌های بزرگ و برجسته حوزه علمیه قم و نیز شماری از چهره‌های شاخص و تاثیر‌گذار روحانی در تهران آماج حملات ناجوانمردانه قرار گرفتند. گرچه این اهانت‌ها از قدر انسان‌های بزرگ و خدمتگزار نمی‌کاهد، ولی نشان می‌دهد که ۳۰ سال پس از پیروزی انقلاب، اخلاق و ادب تا چه درجه‌ای سقوط کرده است و افسوس بیشتر این‌که به جای برخورد با بداخلاقان مردم فریب از کیسه انقلاب و ملت و کشور به آنان پاداش داده می‌شود و منتقدان وضع موجود مجبور به پرداخت هزینه‌های سنگین می‌شوند.
امروز اگر خیر انقلاب و کشور و ملت را می‌خواهیم، همگی باید پیشنهادهای متین آیت ‌الله ‌هاشمی را که در واقع حداقل‌هایی است که می‌تواند هم بخشی از حق مردم را ادا کند و هم جامعه را به سوی اطمینان و آرامش ببرد و امید به آینده را افزون‌سازد، جدی بگیریم و آن را عملی سازیم.
با توجه به اینکه اعتماد حداقل میلیون‌ها انسان نسبت به روند انتخابات سلب شده است، مجمع روحانیون مبارز بر اساس نص صریح قانون اساسی مصرانه می‌خواهد برای خروج از بن بست و بحران موجود به جای اصرار بر روش‌های ناکارآمد که تاکنون نتیجه‌ای جز سلب اعتماد بیشتر نداشته است، در یک همه‌پرسی که عموم ملت ایران بتوانند آزادانه در آن شرکت کنند، نسبت به آنچه اتفاق افتاده است، نظرخواهی شود. البته همه‌پرسی‌ای نه توسط نهادها و مراکزی که انتخابات را به این گونه سرنوشتی دچار کردند بلکه زیر نظر نهاد و مرجعی بی‌طرف و مورد اعتماد مردم.
جا دارد که حاکمیت به جای اعتماد به تحلیل‌های بیمارگونه و توهم‌زا که مبنای سیاست‌ها و اعمال زیان‌بار و منشأ زیر پا نهاده ‌شدن حقوق شهروندی مردم و نقص آشکار قانون اساسی و قاعده انصاف و شرع و عقل شده است، به پیشنهادهای خیرخواهانه عزیزانی چون‌ هاشمی رفسنجانی توجه و اهتمام کنند تا در سایه آن رهبری، ملت و کشور همه برنده صحنه‌ای باشند که اگر وضع فعلی ادامه یابد، همگان بازنده خواهند بود.
و ما توقیقنا الا بالله علیه توکلنا و الیه انبنا
مجمع روحانیون مبارز

نگاه روزنامه آمریکایی به تغییر شعارهای نماز جمعه

در حالی که آمریکا مدت هاست به عنوان «شیطان بزرگ» در ایران شناخته می شود اما در نماز جمعه تهران، ایالات متحده برای مدتی کوتاه از ایفای نقش شیطان بزرگ رهایی یافت و در عوض معترضان ، عصبانیت خود را معطوف شماری از رقبای جهانی آمریکا کردند.
روزنامه «کریستین ساینس مانیتور» با انتشار گزارشی، شعارهای نامرسوم نمازگزاران در نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی را مورد توجه قرار داد.
این روزنامه آمریکایی نوشت: "ندای «مرگ بر چین» چند بار در طول خطبه های هاشمی و پس از آن از سوی نمازگزاران شنیده شد و روسیه نیز همچون چین هدف معترضان قرار گرفت."
براساس این گزارش هر دو کشور – چین و روسیه – از جمله کشورهایی بودند که بلافاصله پس از پیروزی ماه گذشته احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری انتخاب او را به رسمیت شناختند.
به نوشته «کریستین ساینس مانیتور» در حالی که آمریکا مدت هاست به عنوان «شیطان بزرگ» در ایران شناخته می شود اما در نماز جمعه تهران، ایالات متحده برای مدتی کوتاه از ایفای نقش شیطان بزرگ رهایی یافت و در عوض معترضان ، عصبانیت خود را معطوف شماری از رقبای جهانی آمریکا کردند.
براساس این گزارش هواداران موسوی در طول خطبه های اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور ذی نفوذ پیشین ایران بارها شعار «مرگ بر چین» و «مرگ بر روسیه» سر دادند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد: این شعار بلافاصله پس از آن آغاز شد که هواداران احمدی نژاد شعار مشهور «مرگ بر آمریکا» را در طول خطبه ها سر دادند.
روزنامه آمریکایی با ذکر دلایل سردادن چنین شعارهای نامرسومی در نماز جمعه می نویسد: "آمریکا نباید خیلی امیدوار باشد که جای این کشور با سایر کشورها به عنوان دشمن درجه یک مردم ایران عوض شود. یکی از دلایل سردادن چنین شعارهایی تایید سریع محمود احمدی نژاد توسط چین و روسیه بوده است."
«کریستین ساینس مانیتور» در خصوص دیگر علل مخالفت های مردم با چین و روسیه می نویسد: "رفتارهای دولت چین با مسلمانان اویغور نیز یکی از دلایل نارضایتی مردم است."
برپایه این گزارش، شعارها علیه چین پس از آن آغاز شد که هاشمی در خطبه های نماز جمعه اقدامات دولت چین در سین کیانگ را به شدت محکوم کرد.
گاردین در مطلبی در این خصوص نوشته است: "رفسنجانی از سرکوب ناآرامی های اویغور انتقاد کردو اظهارات وی با فریادهای «مرگ بر چین» همراه شد."
«کریستین ساینس مانیتور» در ادامه به پوشش خبری حوادث اخیر چین در ایران و سایر کشورهای اسلامی پرداخته و می نویسد: "بخش عمده ای از مسلمانان نسبت به ناآرامی های چین سکوت اختیار کردند به استثنای ترکیه که نخست وزیر آن کشتار علیه اویغورها را نوعی نسل کشی نامید و از جنبه مسلمانان افراطی نیز القاعده تهدید به اقدامات متقابل کرد.
برپایه این گزارش، دولت ایران به خاطر آنچه واکنش سرد نسبت به کشتار اویغورها نامیده شده مورد انتقاد قرار گرفته است. نیویورک تایمز در همین زمینه گزارش داده که سه روحانی برجسته ایرانی از واکنش نرم دولت به رفتارهای چین در قبال مسلمانان اویغور انتقاد کرده اند.

مهدی خزعلی آزاد شد .

به گزارش خبر آنلاین مهدی خزعلی که پس از انتخابات و به دنبال انجام مصاحبه با برخی رسانه های بیگانه باز داشت شده بود آزاد شد.هنوز معلوم نیست آزادی وی در قبال وثیقه صورت گرفته یا قرار قانونی دیگری برای وی صادر شده است.پس از بازداشت مهدی خزعلی برخی سایتها از قول فرزند وی اعلام کردند حکم بازداشت توسط دادسرای ویژه روحانیت صادر شده است.گفتنی است آیت الله ابولقاسم خزعلی مدتی قبل با صدور بیانیه ای از اظهارات فرزندش دکتر مهدی خزعلی اعلام برائت کرد.

انتقاد بی سابقه یک روحانی از اخلاق رئیس جمهور در سیما

استاد مشهور اخلاق جنوب شرق تهران هنگامی که درباره ی سجایای اخلاقی پیامبر اکرم (ص) سخن می گفت با اشاره به انتخابات و مسائل بعد از آن بی اخلاقی های انجام شده را به گونه ای کم نظیر مورد نکوهش قرارداد.به گزارش خبرنگار"تابناک"، یکشنبه شب گذشته و در شب مبعث پیامبر اکرم(ص) ،در برنامه پر طرفدار " این شب ها" هنگامی که بحث بر سیره حکومتی پیامبر اکرم (ص) متمرکز گردید ،حجت الاسلام سید مهدی طباطبائی به ناگاه با اشاره به رفتار پیامبر اعظم بعد از فتح مکه در مقابل شعار نابجای مسلمانان که گفتند " الیوم یوم الملحمه"( امروز، روز انتقام است) واکنش نشان داده و فرمودند بگوئید " الیوم یوم المرحمه" ( امروز روز مهر ورزیدن و مهربانی است) .وی در ادامه افزود: من از ابتدای قضایای انتخابات قصد داشتم در یک برنامه تلویزیونی این موارد را بگویم،به نظر من اگر رئیس جمهور بعد از پیروزی در انتخابات سخنرانی که یک هفته بعد از انتخابات کردند را انجام می دادند و مردم را دعوت به مهربانی می کردند بسیاری از این فتنه ها اتفاق نمی افتاد.طباطبائی در مقابل دیدگان شگفت زده مجری ادامه داد:متاسفانه رئیس جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان معترضین و مخالفین خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه ها به راه نمی افتاد.ایشان تاکید کرد: انسان نباید حرفی بزند که وزانت و سنگینی آدمی را کم کنداین استاد اخلاق در پایان در حالی که سعی می کرد به یادآوری ذکر آداب شب مبعث بپردازد به شدت بغض کرده بود و چندین بار از مردم در خواست کرد ، حرفی نزنند که به فتنه منجر شود.

سید محمد خاتمی: " برای حل بحران رفراندم کنید"

برای رفع بحران راه حل های مشترکی پیشنهاد می شود که قابل بحث است. حدود ده سال پیش ما مسئلۀ رفراندوم را مطرح کردیم و مورد حملۀ اصلاح طلبان قرار گرفتیم. مشکل ما در قانون اساسی و زیر بناییست.
"مجمع روحانیون مبارز" و محمد خاتمی رئیس جمهوری اسبق جمهوری اسلامی ایران روز گذشته در تهران با ارائه راه حل تازه ای برای حل بحران حاصل از انتخابات ریاست جمهوری خواستار انجام یک رفراندوم گردیدند.
"مجمع روحانیون مبارز " در بیانیه ای که به دنبال سخنان روز گذشته سید محمد خاتمی انتشار داد، تاکید کردکه : "با توجه به اینکه اعتماد حداقل میلیون ها انسان نسبت به روند انتخابات سلب شده است، مجمع بر اساس قانون اساسی پیشنهادمی کند که برای خروج از بحران به جای اصرار بر روش های نا کارآمد که تاکنون نتیجه ای جز سلب اعتماد بیشتر نداشته است، در یک همه پرسی که عموم ملت ایران بتوانند آزادانه در آن شرکت کنند، نسبت به آنچه اتفاق افتاده است ، نظرخواهی شود.
مجمع در بیانیه خود تاکید می کند که "جا دارد که حاکمیت به جای اعتماد به تحلیل های بیمار گونه و توهم زا که مبنای سیاست ها و اعمال زیان بار و منشاء زیر پا نهاده شده حقوق شهروندی مردم و نقض آشکار قانون اساسی و قاعده انصاف و سرع و عقل شده است ، به پیشنهادهای خیر خواهانه عزیزانی چون هاشمی رفسنجانی توجه و اهتمام کنند تا در سایه این رهبری ، ملت و کشور همه برنده صحنه ای باشند که اگر وضع فعلی ادامه یابد،همگان بازنده خواهند بود".

تقاضا برای "همه پرسی"


به نقل از خبرگزاری فرانسه، در یک اطلاعیه که از جانب مجمع روحانیون مبارز انتشار یافته، آمده است که " با توجه به اینکه اعتماد حداقل میلیونها انسان نسبت به روند انتخابات سلب شده است، مجمع روحانیون مبارز براساس نص صریح قانون اساسی مصرانه می خواهد برای خروج از بن بست و بحران موجود به جای اصرار بر روش های ناکارآمد که تاکنون نتیجه ای جز سلب اعتماد بیشتر نداشته است، در یک همه پرسی که عموم ملت ایران بتوانند آزادانه در آن شرکت کنند، نسبت به آنچه اتفاق افتاده است، نظرخواهی شود."
مطابق قانون اساسی ایران، تنها رهبر ایران، آیت الله علی خامنه ای میتواند دستور این همه پرسی را صادر کند.
درهمین حال، سید محمد خاتمی، عضو مجمع روحانیون مبارز نیز در دیداری با خانواده های چند تن از بازداشت شدگان و اعضای سرشناس مجمع، خواستار برگزاری همه پرسی در مورد مشروعیت دولت شد.
به گزارش سایت "موج سبز آزادی"، خاتمی در دیدار روز یکشنبه خود با خانواده های بازداشت شدگان، که تعدادی از اعضای سرشناس مجمع از جمله موسوی خوئینی‌ها، سید محمد خاتمی، امامی جمارانی ، مجید انصاری، موسوی بجنوردی وعلی اکبر محتشمی پور حضور داشتند از سخنان هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه گذشته در تهران قدر دانی کرد و آن را " حد اقل هایی " خواند که "میتواند فضای عمومی را تلطیف کرده و اعتماد از دست رفته را باز گرداند."
خاتمی در سخنانش تاکید کرد که که راه برون رفت از بحران فعلی، "اتکا به آرای مردم ایران" و بر گزاری یک "رفراندوم قانونی" است.
دراشاره به بازداشتهای اخیر درجریان اعتراضات به نتایج انتخابات، خاتمی از "مصیبتی" سخن گفت که "بر اثر کشته شدن و دستگیری فرزندان این مرز و بوم" برایران وارد آمده است. وی با اظهار این مطلب که " اسلامیت نظام یعنی حاکم شدن عدالت و اخلاق در فضای عمومی جامعه" است، اظهار تاسف کرد که در موقعیت کنونی" نه تنها جمهوریت نظام دچار چالش شده بلکه اسلامیت نظام هم مورد خدشه قرار گرفته است."
در جریان این دیدار، محسن امین زاده، عبدالله رمضان زاده و محسن صفایی فراهانی که در میان بازداشت شدگان هستند با همسران خود از طریق تلفن صحبت کردند .

ادامه واکنش ها به هاشمی

روز یکشنبه، حجت الاسلام مجتبی ذوالنوری، جانشین نمایندۀ ولی فقیه در سپاه پاسداران، به مناسبت معرفی نمایندۀ تازۀ رهبری در سپاه پاسداران استان مازندران، به تندی ازعلی اکبر هاشمی رفسنجانی انتقاد کرد.
او گفت "بسیاری از بزرگان کشور در طراحی فتنه های اخیر دست داشتند و لغزیدند". و سپس توضیح داد: "در نوزدهم اردیبهشت سال جاری، جلسه ای با شرکت رفسنجانی، کروبی، موسوی و خاتمی برای ایجاد کمیتۀ صیانت از آراء تشکیل شد... این کمیته وظیفۀ تهیۀ ملات عملیات تخریب را به عهده داشت"...

ذوالنوری "یکی از کاندیداها" را نیز متهم کرد که بعضی خط قرمزها را رعایت نکرده و اعمالی انجام داده که "حتی یکی از موارد آن برای محاکمه در دادگاه های انقلاب کافی است".
اما نمایندۀ خامنه ای بیش از هر چیز به رفسنجانی انتقاد کرد. او نامۀ رفسنجانی به خامنه ای را "یکی از بزرگ ترین اشتباهات سیاسی" او دانست و ادعا کرد که متن این نامه "قبل از ارسال، در رادیوهای اسراییل و آمریکا خوانده، و موجب جری شدن اراذل و اوباش شد".
ذوالنوری به اعضای خانوادۀ رفسنجانی هم اتهاماتی وارد کرد واز جمله گفت: "واریز مبلغ پنج میلیارد تومان از سوی محمد هاشمی به حساب محسن رضایی و حضور فعال فائزه هاشمی در بین آشوبگران، نشانۀ تخلفات گستردۀ خانوادۀ هاشمی در انتخابات اخیر است".

ذوالنوری تلاش کرد تظاهرات مردم را برنامه ریزی شده بنمایاند و مثال زد که "دو روز قبل از انتخابات، در تهران وشهرهای اطراف، قحطی بیل و کلنگ شده بود و کلیۀ امکانات آشوب از جمله باتوم برقی، موبایل ثریا و گاز اشک آور در اختیار آشوبگران قرار گرفته بود".

نمایندۀ خامنه ای در سپاه پاسداران، از سکوت بعضی شخصیت ها انتقاد کرد و گفت: "سکوت برخی خواص، موجب گستردگی فتنه های اخیر شد".
یک روز بعد، همین نکته را شخص خامنه ای با عبارات دیگری بیان کرد. او به مناسبت عید مبعث گفت: "همه باید مراقب گفتار و مواضع، و حتی نگفتن های خود باشند".
خامنه ای هشدار داد که "نخبگان مراقب باشند زیرا در امتحان عظیمی قرار گرفته اند و موفق نشدن در این امتحان، تنها مردود شدن نیست بلکه موجب سقوط آنها خواهد شد".
نفرت خفاشکان باشد دلیل
که منم خورشید تابان جلیل

دیدار رییس جمهور میرحسین موسوی با خانواده های زندانیان سیاسی

"میرحسین موسوی" نامزد شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری اسلامی مانند دیگر شخصیت های حکومت اسلامی امروز به مناسبت "عید مبعث" با گروهی از خانواده های زندانیان سیاسی دیدار کرد و پس از شنیدن سخنان آنان در مورد اعضای زندانی خانواده دقایقی به سخنرانی پرداخت.
میرحسین موسوی با اشاره به حوادث اخیر ایران پس از تجلیل از زندانیان و آرزوی آزادی هرچه سریعتر آنان گفت :" ما به یک دورنمای بزرگتر و منظر وسیعتری نیاز داریم تا بدانیم چرا این هزینه پرداخت می شود، ما به دنبال جامعه ای اسلامی، دینی و آزاد هستیم ، جامعه ای که مردم خود بر سرنوشت خود مقدر باشند و بتوانند در جهت تحقق آرمانها و آرزوهای خود حرکت کنند. وی در مورد اتهامات زندانیان گفت ، "چه کسی باور می کند که اینها با بیگانگان بسازند و منافع کشور خود را درجهت خواست آنان بفروشند؟ آیا این توهین به ملت ما نیست ؟ آیا این توهین به میلیون ها رای دهنده نیست؟ ما می گوئیم ، با مسئله ی جدیدی بنام بیداری ملت مواجه شده اید ، یک ملتی که دوباره متولد شده و به صحنه آمده تا از دستآوردهای خود دفاع کند. با دستگیری ها و پرونده سازی ها نمی توان این مسئله را خاتمه داد. هرچه زودتر به این بازی خاتمه دهید و فرزندان ملت را به ملت برگردانید.
میرحسین موسوی افزود ، چهره ای که بعد از انتخابات از رسانه ملی دیدیم ، به هیچ وجه قابل تصور نبود. سنگ ها را بسته اند و سگ هارا باز کرده اند. و اضافه کرد ، افرادی دعوت شده اند تا با دروغ و تهمت و هتک حرمت ، داستان سرائی و فضا سازی کنند، درحالیکه سیزده میلیون جمعیت به قول شما و اکثریت به قول ما حق ندارند از خود دفاع کنند. مانند تبلیغات ماشین رختشوئی تهمت های افرادی را تکرارمی کنند وامکان دفاع را برای ملت فراهم نمی آورند و امروز وجدان عمومی جامعه نشان می دهد که تا چه حد به یک رسانه ی مستقل و ملی نیاز داریم.
موسوی گفت، اینکه بر خلاف قانون اساسی اجازه برگزاری تجمعات اعتراضی داده نمی شود ، بی قانونی است. ما مدعی اجرای قانون اساسی هستیم و می گوئیم ساختار شکنان کسانی هستند که موارد زیادی از قانون اساسی را بنابر میل خود نادیده می گیرند و اجرا نمی کنند. باید بدانیم که این قانون اساسی راحت به دست نیامده و رنج و مشقت و ایثار گری و تجربه های سیصد ساله نیاکان ما در پشت این قانون است و باید ازآن حراست کرد.
میرحسین موسوی در ادامه سخنان خود خطاب به خانواده زندانیان سیاسی گفت: اکنون برگرداندن اعتماد از دست رفته، بزرگترین ضرورت است و این مسئله به هرشکل ممکن باید انجام گیرد. یقین بدانید دولتی که در فضای بی اعتمادی به وجود آید ، دولت ضعیفی خواهد بود و چون پشتوانه و مشروعیت مردمی ندارد، مرتباً به بیگانگان امتیاز خواهد داد و این به صلاح نظام و ملت نیست . وی با انتقاد شدید از جوامنیتی حاکم بر جامعه ، خطاب به کسانی که می پندارند با ایجاد رعب و وحشت می توانند مردم را ساکت کنند ، گفت : ملت ما بعد از سی سال آنقدر رشد کرده است که برای ساکت کردن آن نمی توان به روش های قبل از انقلاب بازگشت. بگذارید مردم آزادانه حرف و اعتراض خود را بیان کنند و یقین بدانید یک فضای آزاد، امنیت را در کشور ما بهتر از نیروهای نظامی حفظ خواهد کرد .

هشدار خامنه ای به بزرگان کشور

خامنه ای در سخنانی که در دیدار با گروهی از قشرهای مختلف جامعه به مناسبت روز مبعث پیامبر اسلام ایراد کرد، در ارتباط با وقایع و نآرامی های پس از انتخابات خطاب به نخبگان کشور گفت مراقب باشند ، زیرا در امتحان عظیمی قرار گرفته اند و موفق نشدن در این امتحان تنها مردود شدن نیست بلکه موجب سقوط آن ها خواهد شد.
رهبر جمهوری اسلامی گفت هر فردی با هر عنوان و موقعیتی اگر بخواهد جامعه را به سمت نا امنی سوق دهد از نظر عموم ملت ایران انسان منفوری است. آیت الله خامنه ای هرگونه حرف، تحلیل و اقدام نخبگان را که موجب برهم خوردن امنیت جامعه شود، حرکت در خلاف مسیر ملت ایران دانست.
هر چند آیت الله خامنه ای در سخنان امروز خود از کسی نام نبرد اما باید یادآوری کرد که آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، حجت الاسلام مهدی کروبی و میر حسین موسوی دو نامزد معترض به نتایج انتخابات در روزهای اخیردرمورد اوضاع کنونی کشور هشدار داده و ضمن بحرانی خواندن وضعیت خواستار آن شده اند که پیش از آن که دیر شود برای این وضعیت بحرانی چاره اندیشی شود.
آیت الله هاشمی رفسنجانی از جمله در خطبه های نماز جمعه خواستار آزادی دستگیر شدگان شده وقایع اخیر شده بود. آیت الله علی خامنه ای بار دیگر در سخنان روز دوشنبۀ خود ، کشورهای خارجی و رسانه های آن کشورها را به اتهام مداخله در امور داخلی ایران مورد حمله قرار داد و گفت ادعای دشمنان ایران مبنی بر مداخله نکردن در مسائل ایران با توجه به آشکار بودن دخالت آن ها و رسانه های شان نشانۀ بی حیائی است. رهبر جمهوری اسلامی افزود دشمنان ملت ایران از رسانه های خود علناً برای به گفتۀ او "گروه های غافل و نادان اغتشاشگر" دستور العمل چگونگی ایجاد نا امنی، تخریب و ودرگیری صادر می کنند. رهبر جمهوری اسلامی ایران در عین تأکید بر این که باید بین مردم و اغتشاشگران فرق قائل شد، گفت رسانه های استکباری به منظور حمایت از اغتشاشگران آن ها را مردم می نامند.