۲۸ تیر ۱۳۸۸

وزیر نیرو: تلاش برای قطع برق مذبوحانه است

وزير نيرو حركت اغتشاشگران براى قطع برق را غيرتاثيرگذار توصيف كرد.
پرويز فتاح وزير نيرو در خصوص حركت برخى از اغتشاشگران براى قطع برق و روشن كردن وسايل برقى پرمصرف در ساعات اوج مصرف، به روزنامه جوان گفت: اينها يكسرى تلاش هاى مذبوحانه است كه تاكنون در هيچ كجاى دنيا جواب نداده و در ايران هم قطعا جواب نخواهد داد، چراكه ما شبكه آماده اى براى برق رسانى در اختيار داريم.
وى در ادامه با اشاره به نصب تجهيزات در شبكه سراسرى گفت: اين تجهيزات به صورت خودكار عمل مى كند و اجازه قطع برق را نخواهد داد و ما با نصب خازن در شبكه پيش بينى هاى لازم براى تنظيم ولتاژ و فركانس را انجام داده ايم. علاوه براين ما هميشه چند هزار مگاوات برق رزرو در شبكه داريم.
وزير نيرو افزود: اين افراد به دنبال ضربه زدن به كشور هستند.

مصباح یزدی: برخی مسئولان ولایت فقیه را قبول ندارند

آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی می‌گوید که برخی مسئولان محافظه‌کار جمهوری اسلامی، ولایت فقیه را قبول ندارند و آن را «غیر علمی» می‌دانند.
به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، آقای مصباح یزدی که در چهاردهمین دوره آموزشی «طرح ولایت» سخن می‌گفت، افزود که برخی مسئولان جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده‌اند که «ولایت فقیه» را قبول ندارند و تنها «به دلیل درج در قانون اساسی» آن را پذیرفته‌اند.
رئیس موسسه آموزشی پژوهشی «امام خمینی» اظهار داشت که «بسیاری از افراد» اظهارات و سخنرانی‌های رهبر جمهوری اسلامی را مانند «حکم و مصوبات» مجلس شورای اسلامی می‌دانند و از آن تبعیت می‌کنند، اما برخی هستند که می‌خواهند این «حکم‌ها را از میان ببرند و اجرا نکنند.»
مصباح یزدی نامی از این افراد نبرد، اما گفت آنها در هفته‌های اخیر، «آشوب و شورش» راه‌ انداختند و خواستار «ابطال» انتخابات بودند.
میرحسین موسوی و مهدی کروبی به همراه برخی از مهمترین احزاب اصلاح‌طلب با اعلام اینکه در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری «تقلب‌های گسترده‌ای» صورت گرفته، نتیجه انتخابات را نپذیرفته و دولت برآمده از آن را «نامشروع» دانسته‌اند.
میلیون‌ها تن از مردم نیز در هفته‌های گذشته با حضور در خیابان‌ها با اعتراض به نتیجه انتخابات خواستار ابطال آن شدند که از سوی محمود احمدی‌نژاد «خس و خاشاک» نامیده شده‌اند.
آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی، ۲۳ خرداد ماه با انتشار بیانیه‌ای محمود احمدی‌نژاد را پیروز انتخابات خواند و در خطبه‌های ۲۹ خرداد ماه نماز جمعه تهران، خواستار پایان یافتن اعتراض‌ها شد.
پس از این سخنرانی بود که حزب مشارکت، سازمان مجاهدین، مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین حوزه علمیه قم با انتشار بیانیه‌هایی اعلام کردند که نتیجه انتخابات را نمی‌پذیرند.
مصباح یزدی با انتقاد از اتخاذ چنین مواضعی از سوی افراد و جریان‌های سیاسی اصلاح‌طلب در ایران گفت که برای «بسیاری از مسئولان» که «اصولگرا» نیز بودند «ولایت فقیه از نظر علمی روشن» نیست.
وی افزود که در شرایط کنونی، «فتنه‌ها» در ایران رو به افزایش است و این مردم هستند که «قربانی واقعی» آن هستند.
عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت که «فتنه‌ها» حتی برخی افراد هوشیار و زیرک را هم «فریب» داده است.
ید‌الله جوانی، رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران، نخستین کسی بود که از حوادث روی داده پس از اعلام نتیجه انتخابات با عنوان «فتنه» یاد کرد و گفت که باید «چشم این فتنه را از حدقه» درآرود.
برخی فرماندهان نظامی در ایران معتقدند که طرح «انقلاب مخملی» در انتخابات اخیر را خنثی کرده‌اند و همچنان آماده ایستادگی در برابر «دشمنان» هستند.

گزارش اختصاصی «موج سبز آزادی» از نشست تحلیل آینده‌ی جنبش سبز در دانشگاه سواس لندن

دانشگاه سواس لندن، روز گذشته شاهد انبوه علاقه‌مندانی بود که در سالن برونئی این دانشگاه گردهم آمده بودند تا دیدگاههای عبدالکریم سروش، عطاءالله مهاجرانی، مسعود بهنود و فرخ نگهدار را در خصوص شرایط ایران پس از تحلیل انتخابات ۲۲ خرداد و آینده جنبش سبز بشنوند.
نشست تحلیل انتخابات 22 خرداد و آینده جنبش سبز ایران که با دعوت انجمن سخن لندن و در مرکز مطالعات آفریقائی و شرقی دانشگاه سواس لندن برگزار شد، در ابتدا با سخنرانی نیم ساعته‌ی دکتر سروش آغاز شد و سپس با میزگردی با حضور آقایان بهنود، مهاجرانی و نگهدار پیرامون انتخابات اخیر و وقایع پس از آن، ادامه یافت.به گزارش «موج سبز آزادی» سالن برونئی دانشگاه سواس از ساعتی پیش از شروع این برنامه، مملو از جمعیت بود و جایی برای نشستن وجود نداشت. حضار در حالی که ایستاده بودند، سرود «ای ایران ای مرز پرگهر» را با یکدیگر زمزمه می‌کردند و دست‌های خود را به علامت پیروزی بالای سر برده بودند.سروش پس از تشویق مکرر حضار، لب به سخن گشود و در بدو کلام خود، ضمن تسلیت به مناسبت شهادت تنی چند از جوانان برومند وطن در اعتراضات اخیر، داغدیدگی ملت ایران در این باره را فوق توصیف خواند و از اینکه دست اقتدارگرایان به ننگ تقلب خونین آلوده شد و چنین نتایجی به بار آورد و چشم جهانیان را به ایران دوخت، ابراز تاسف کرد. سروش همچنین بازشناسی این پدیده را برای همه اهالی فکر فریضه خواند و ابراز امیدواری کرد که نشست‌های مشابه به نتایج پربرکتی منتهی شود.یادی از فضای باز اول انقلاباین روشنفکر برجسته ایرانی، در بخش نخستین کلام و پیش از ورود به بحث اصلی، از حضور خود و فرخ نگهدار در کنار یکدیگر سخن گفت و عنوان کرد:‌ «جوان‌ترهایی که تاریخ انقلاب را خوانده باشند و یا آنانی که سن و سالی را سپری کرده باشند، می‌دانند که ۲۹ سال پیش، یک سال بعد از انقلاب، حوادث به گونه‌ای رقم خورد که من و نگهدار را روبه‌روی هم در مناظره‌های تلویزیونی نشاند. ای کاش آن فضا ادامه می‌یافت و همه چیز با مباحثه و گفت‌وگو حل می‌شد. بارها به خاطر شرکت در آن مناظره‌ها مورد ملامت قرار گرفته‌ام، اما مفتخرم که کار نیکویی بود و البته امروز می‌بینیم که از کجا به کجا رسیده‌ایم. از روی همین حل و فصل‌ها می‌توانید نتیجه بگیرید که چه جدایی‌ها و چه بازپیوستن‌ها صورت گرفته است.»به گزارش «موج سبز آزادی» دکتر سروش در توصیف فضای مناظرات اوایل انقلاب گفت: «در آن سال‌ها من و آیت‌الله مصباح یزدی در یک‌سو می‌نشستیم و احسان طبری، تئوریسین حزب توده و فرخ نگهدار، رهبر چریک‌های فدایی اکثریت، در سوی دیگر و در باب ماتریالیسم دیالکتیک و حق بودن یا نبودن آن سخن می‌گفتیم. حال از آن زمان سی سال گذشته است و چرخ سیاست چرخ‌ها خورده و غلتش‌ها کرده و کشور ما از کوچه‌ پس کوچه‌های زیادی گذر کرده است. امروز به اینجا رسیده‌ایم که جوانب حرکت حق‌مدارانه‌ای که بالاخره می‌باید روزگاری سایه‌ی خود را بر سر کشورمان بگسترد، اکنون آشکار شده است و این نخستین انگیزه‌ی شادمانی من از حضور در این مجلس است. اما انگیزه‌ی دیگری هم داشتم که البته چندان شادمانه نیست. بسیاری از جوانان از طریق ایمیل از داخل و خارج از کشور قصه‌ی افسردگی و سرخوردگی خود از حوادث اخیر را با من در میان گذاشته‌اند، چنان که دریافتم امید میلیون‌ها بنی‌آدم را به باد داده‌اند و دست خیانت به صندوق امانت مردم دراز کرده‌اند و به غرور و شعورشان توهین کرده‌اند. این کم چیزی نبود، چرا که وقتی غرور نشانه برود، شورش و آشوب ایجاد می‌شود.»عبدالکریم سروش با قیاس شرایط پس از انتخابات ۲۲ خرداد با شرایط سرکوب و اختناق بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و سرکوب و کشتار بعد از ۱۵ خرداد ۴۲، گفت: « من آن یأس و بازنشستگی نسبت به آینده کشور را در این مدت دیدم و برای درک حال و روز آن روزهای تاریخی، گریزی به ادبای آن روزگاران زدم.»سروش سپس یأس عظیم جامعه‌ی روشنفکری را با گریزی به اشعار نادرپور، فروغ و اخوان ثالت توصیف کرد و به دوران انقلاب رسید؛ دورانی که به گفته‌ی او امید در دل‌ها روییده شد و آرزوها به آسمان رسید و مردم روی فراخی و آزادگی را دیدند و در ساختن کشور خود شرکت کردند.اما به گفته‌ی سروش، آن جریان سرخوردگی و انسداد دوباره کم کم آغاز شد و باز هم خود را در آثار شعرای متعهد به انقلاب چون حسن حسینی و علیرضا قزوه نشان داد. این شعرا علی‌رغم تعلق خاطری که به انقلاب و جنگ و شهدا داشتند، با مشاهد کج‌روی‌ها، در منظومه‌هایی بلند، شکوه‌ی خود را از وضع دوران بر لب آوردند.سروش این سرخوردگی و و شلختگی‌ها را خاصیت هر انقلابی عنوان کرد و از ضرورت و فضیلت صبر هم سخن گفت و انتخابات را یک نهاد فوق‌العاده مهم برای امید انداختن در دل‌های مردم و تنها راه مشروعیت بخشیدن به نظام عنوان کرد. او اتفاقات اخیر را ناگوار توصیف کرد و ستانده شدن قدرت تغییر و اصلاح توسط مردم و به واسطه‌ی انتخابات را فاجعه‌بار توصیف کرد.صدای مردم، صدای خداستسروش همچنین با نقل از یکی از فیلسوفان معاصر و در بخش مهمی از سخنان خود، صدای مردم را صدای خدا دانست که چون سایه‌ی مبارکی باید جامعه را فرا بگیرد و افزود: «آنانی که می‌خواهند صدای خدا را بشنوند، باید بدانند که این صدا تنها از حلقوم مردم بیرون می‌آید و چه پروای خلق داشته باشیم و چه پروای خالق، به یک جا می‌رسیم.»به گزارش «موج سبز آزادی» این فیلسوف و روشنفکر شهیر ایرانی بخش دیگری از سخنان خود را به مبحث عدالت و مشروعیت اختصاص داد و گفت: «آدمیان نمی‌توانند مرکب قدرت را بی‌مهار رها کنند. در مقابل قدرت بی‌مهار، دو راه بیشتر وجود ندارد: اول اینکه عطای قدرت را به لقایش ببخشیم و به جایش به رستگاری فردی بیندیشیم، و دوم هم اینکه قدر این قدرت را بدانیم و برای مهارش تدابیری بیندیشیم. در این صورت است که اندیشه‌ی سیاسی، فلسفه‌ی سیاسی و علوم سیاسی پدیدار می‌شود. قدرت بی‌امان، به زیان همه است و نمی‌توان رهایش کرد و تسلیمش شد.»سروش در باب اهمیت مفهوم عدالت و کمرنگ بودن نقش آن در مباحث متفکران ایرانی مسلمان هم سخن گفت و تأکید کرد که: «هر وقت در روزگاران گذشته از عدالت بحث می‌شد، منظور فقه اسلامی بود و عدالت مساوی با گناه نکردن یا گناه کم کردن بود. اما در جریان امروز، در مبحث عدالت بحث مشروعیت مطرح شد و در تئوری سیاسی هم وقتی از مشروعیت سخن گفته می‌شود، منظور مطلوب شرع بودن شرایط موجود نیست، بلکه موضوع اصلی حقانیت است و کسی که سوار بر قدرت می‌شود، اول باید این قدرت، حق او باشد.»سروش همچنین افزود: «حال حقانیت حق حاکم یا از خدا می‌آید و یا از مردم، و لذا مشروعیت یا الهی است و یا مردمی. آنچه امروز شیخ محمد یزدی از آن سخن گفت، مشروعیت الهی بود که در تقابل با سخن هاشمی در نمازجمعه بود که از مشروعیت مردمی حرف زد.»سروش در باب این دو شاخه‌ی کلان فکری گفت: »در ایران آنچه فربه شده است، مشروعیت الهی است. در حالی که بعد از دوران روشنگری، انحصار کشنده و روح‌کش کلیسا که حقانیت الهی را تبلیغ می‌کرد، به حقانیت مردمی تبدیل شد و علاوه بر تئوری جمهوریت، نظریه‌ی حق طبیعی پدید آمد که یکی از کشف‌های تاریخ بشری بود.»این روشنفکر دینی در باب ضرورت شکستن قدرت مجتمع نیز سخن گفت و تاکید کرد: «خطر تنها زمانی کمتر خواهد شد که قدرت مطلقه مهار شود و این مهار تنها از طریق عمل به حقیقت‌خواهی و رعایت اصول عادلانه در روابط حاکم و مردم امکان‌پذیر است.»وی همچنین افزود: «در انقلاب اسلامی، ما قدرت مشروعه‌ی شاه را کم کردیم، اما اتفاقی که افتاد، این بود که مفهوم حق پشتوانه‌ای نیافت و هنوز هم اهمیت خود را نیافته است و در میان ما آنچنان که باید ریشه‌دار نشده است. اما انتخابات اخیر، جلوه‌گاه حق‌مداری مردم بود.»تقلب در انتخابات، معصیت خجستهعبدالکریم سروش در پایان سخنان خود، تقلب خونین اخیر در انتخابات اخیر را «معصیت خجسته» نام نهاد و در توضیح آن گفت: «معصیت از آن جهت که گناه حاکمان بود و خجسته از آن جهت که مردم راه خود را یافتند.»وی گفت: ‌«اگر این شیوه‌ی غلط به همین یک نتیجه منتهی شده باشد که مساله غیرت‌ورزی به حقوق خویشتن را جدی‌تر بگیریم، باید بگوییم که زیان نکرده‌ایم، چرا که همین حوادث تلخ است که راه مردم را برای احقاق حقشان روشن می‌کند.»سروش سخنانش را با قرائت شعر کوتاهی از سهراب سپهری پایان برد و خواند: تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی‌/ همت کن/ و بگو ماهی‌ها / حوضشان بی‌آب است/ باد می‌رفت به سر وقت چنار / من به سر وقت خدا می‌رفتم.
سروش در بخش پرسش و پاسخ نیز در دفاع از تز جامعه‌ی باز پوپر، آن را جامعه‌ای توصیف کرد که مردم در آن می‌تواند به حقوق خود آشناتر شوند و جامعه‌ همه را زیر چتر خود می‌گیرد.فرخ نگهدار: این راه، بی‌بازگشت استدر ادامه‌ی برنامه و پس از سخنرانی سروش، مهاجرانی، بهنود و نگهدار هر یک به مدت پانزده دقیقه به ارائه سخنانی در باب انتخابات پرداختند.قبل از شروع سخنرانی نگهدار، تفرشی بازی اخیر را که توسط حاکمان در ایران صورت گرفت، یک بازی باخت- باخت توصیف کرد و گفت: «از انتخاباتی که در آن نهاد اصلی برگزارکننده از اسپانسرهای اصلی مالی دولت فعلی و قائم‌مقام آن یکی از نزدیک‌ترین رایزنان رئیس‌جمهور است، انتظاری جز این هم نمی‌رفت.»تفرشی در پایان ابراز امیدواری کرد در چنین شرایطی که دودستگی و دو قطبی بودن در بالاترین رده‌های نظام هم آشکار شده است، حداقل شرایط طوری پیش برود که ملت نیز خودش را برنده احساس کند.پس از این مقدمه، فرخ نگهدار تریبون را به دست گرفت. او در آغاز سخن خود ضمن ابراز تاسف از کشته شدن تعداد زیادی از جوانان معترض به نتایج انتخابات، از شرکت‌کنندگان برنامه خواست که به احترام خون‌های ریخته شده، یک دقیقه بایستند و سکوت کنند.او سپس حکمرانان فعلی ایران را مسئول این خون‌ها خواند و با قرائت قطعه شعری از نیما و فروغ گفت: «وقتی ما به سمت ۲۲ خرداد می‌رفتیم، همه‌ی ایران با امیدی به پا خواسته بود تا زندگی را به خاک خود بازگرداند. اما متأسفانه حکمرانان این امید را برنتابیدند و بر روی مردم گلوله گشودند.»به گزارش «موج سبز آزادی» نگهدار هدف اصلی از این گردهمایی را یافتن راه برون‌رفت از وضعیت فعلی عنوان کرد و اولین راه چاره برای این هدف را طرح این سوال که «باید بدانیم چه می‌خواهیم» عنوان کرد.وی جنبش اخیر ایران را جنبش سبز عنوان کرد و هدف عالی آن را آزادی همه در تعیین نوع زندگی‌ خود و از بین رفتن ترس در دل مردم خواند. نگهدار همچنین از احترام به رأی هر انسانی به عنوان دومین خصیصه‌ی این جنبش سخن گفت.وی همگان را به تسامح در مقابل کسانی که از مواضع نامقبول قبلی خود دست شسته‌اند و به سمت این جنبش آمده‌اند یا خواهند آمد، دعوت کرد و همچنین از ضرورت فراموش کردن گذشته و چشم گشودن به روی آینده سخن گفت.نگهدار اتکا و قدرت جنبش سبز را بر دست و پاهای مردم ایران دانست و گفت: «این مردم ایران هستند که این جنبش را بازتولید می‌کنند و صندوق رأی منشأ حل اختلاف است.»فرخ نگهدار در بخش پایانی سخنان خود با طرح این سوال که قاتل سهراب اعرابی کیست، از آنانی که با ناآگاهی خود به چاه جمکران و هاله‌ی نور فروشان با رأی خود اعتبار می‌دهند، به عنوان رستمی یاد کرد که نادانسته دست به خون سهراب شسته است و جهل چنین افرادی را سرمنشأ این جنایات دانست.نگهدار به عنوان آخرین جمله‌ی خود، به سخن موسوی در خانه‌ی سهراب اعرابی که راه کنونی را راه بی‌بازگشت عنوان کرده بود، اشاره کرد و گفت: «ما باید سعی کنیم که زنجیره‌ی سبز را در سراسر ایران گسترش دهیم و بدانیم که در آینده‌ای نزدیک دست به مزرع سبز فلک خواهیم یافت و باید بدانیم که هنگام درو نزدیک است.»مسعود بهنود: این قصه، تاریخی استسخنران بعدی برنامه، مسعود بهنود بود که با شرح داستانی تاریخی، از رأی‌گیری در دوران مخبرالدوله در مدرسه‌ی ارکان و قصه‌ی ساختن صندوق و تقلب در رأی مردم سخن گفت و تأکید کرد: «۱۰۲ سال است ایران درگیر چنین پروسه‌ای است. از اولین انتخابات در دوران مشروطه که نگاه می‌کنیم، ۲۴ دوره انتخابات مجلس برگزار شده و بارها انتخابات ریاست‌جمهوری و همواره این داستان کم و بیش وجود داشته است. در هیچ دوره‌ای رأی ملت به عینه از صندوق بیرون نیامده است.»بهنود جریان فروختن دین به دنیا بر سر قدرت گرفتن را هم قصه‌ای تکراری در تاریخ سیاسی ایران عنوان کرد.مهاجرانی: این سرنوشت همه‌ی انقلاب‌هاست
در پایان این نشست تحلیلی، عطاءالله مهاجرانی در باب تفسیر حکومت‌ها از قدرت و بازتاب این تفاسیر سخن گفت. وی آرمان‌های مساوات، آزادی و شادمانی را از اهداف مشترک همه‌ی انقلاب‌ها خواند و نیز تن دادن به وضع موجود در پی حفظ قدرت را نیز از وجوه مشترک همه‌ی انقلاب‌ها دانست.به گزارش «موج سبز آزادی» وزیر ارشاد دولت اصلاحات، به شرح داستانی از دئودوراکیس، سازنده‌ی فیلم «زوربای یونانی» و آهنگ «زد» پرداخت و شرح داد که چگونه در یک زندگی کمونی کوچک سه نفره، در پی قدرت گرفتن یکی از سه نفر و زورگویی او به دو نفر دیگر در گرفتن جا و تهیه‌ی غذا، آن دو نفر در پی تصفیه و حذفش بر می‌آیند.وی در نتیجه‌گیری از این داستان گفت: «حتی در یک هسته‌ی مخفی پارتیزانی که تمام مایملکش دو اتاق است، به زودی برای حفظ قدرت، مکان و غذا، آدم‌کشی هم اتفاق می‌افتد.مهاجرانی این دست اتفاقات را در جوامع انقلابی، معمول خواند و به مساله‌ی جابه‌جایی آرمان در شرایط پساانقلابی اشاره کرد که در آن بعد از پیروزی انقلاب، انقلابیون به انگیزه‌ی حفظ قدرت و مصلحت موجود، دست به این قبیل امور می‌زنند. وی گفت: «انتخابات هم در چنین شرایطی تا بدانجا که در تأیید حفظ وضع موجود باشد، برتابیده می‌شود و انتخابات پرشور، اگر نتیجه‌ای غیر از احمدی‌نژاد داشته باشد، با قلع و قمع مردم مواجه می‌شود.»وی با ذکر این توضیح، از دو نوع انتخابات نمایشی و واقعی نام برد و گفت: «انتخابات وقتی نمایشی است که حکومت قدرت تشخیص خودش را بهتر از قدرت تشخیص مردم بداند، یعنی همان بحثی که میان هاشمی و بزدی پیش آمد و همین مبنای الهی و مردمی بودن مصلحت را دربر می‌گرفت.»مهاجرانی در بخش دوم سخنان خود، برای جوامعی که جمهوریت را مبنای کار خود قرار می‌دهند و آنانی که جمهوریت را حذف می‌کنند، ده ویژگی را به این شرح برشمرد: «در جوامع دارای جمهوریت، حقوق همه‌ی مردم با هر مذهب و از هر قوم و نژادی، برابر است؛ زمامداران از طرف مردم وکالت دارند؛ مردم وکلای خود را انتخاب می‌کنند؛ زمامداران موقتی و مسئول وقایع و خون‌ مردم‌اند؛ فقیه بودن شرط لازم زمامداری نیست؛ رابطه‌ی مردم و حکومت یک قرارداد اجتماعی محسوب می‌شود و عقل جمعی مبنای عمل است. در حالی که اگر جامعه‌ای فاقد اصل جمهوریت باشد، مردم و حاکمان حقوق برابر نخواهند داشت، مردم مهجورند و حکومت تصمیم‌گیرنده، زمامداران بر مردم ولایت دارند نه وکالت، این شارع است که حاکم را انتخاب می‌کند نه مردم، زمامداران مادام‌العمرند و مسئول خون مردم هم نیستند، فقاهت شرط زمامداری است، حکومت اعمال حکم شارع است و عقل فردی مبنا قرار می‌گیرد.»
وی تاریخ استبداد ایرانی را تاریخی بسیار درازآهنگ و دیرپا و سنگین توصیف کرد و انقلاب مشروطیت را گامی برای رام کردن قدرت دانست. وی همچنین انتخابات اخیر را فرصتی برای مقید کردن قدرت خواند و یکی از مهم‌ترین تغییرات را احترام به صندوق رأی ملت دانست.این اندیشمند فرهنگ‌دوست ایرانی، راهی را که جنبش سبز ایران در پیش دارد، به دو استفامت امدادی تشبیه کرد و هرگونه یأسی برای زنده نگه داشتن این چراغ را مضر دانست و گفت: «نباید فراموش کنیم که در هر نقطه‌ای از مسیر ایستاده باشیم، به هدف رسیده‌ایم.»مهاجرانی با ذکر آیه‌ای از قرآن مجید در باب ضرورت استقامت و بردباری و به خرج دادن خردورزی، سخن خود را با این بیت مولوی به پایان برد که: «هر که دایم مشت بر سندان زند / ناگهان روزی بیابد فتح باب».پرسش و پاسخدر بخش پرسش و پاسخ این برنامه، تعداد بسیاری از حضار موفق شدند سؤالات خود را به صورت کتبی و شفاهی در جلسه مطرح کنند و پاسخ بگیرند. فرخ نگهدار در پاسخ به یکی از سؤالات در باب مشروعیت سیاسی، مشروعیت حکومت را ناشی از رأی ملت دانست و حق نمایندگی را تنها از آن آنانی دانست که از صندوق رأی ملت بیرون می‌آیند. وی نه فقط میزان که تنها میزان را رأی ملت دانست.بهنود نیز در پاسخ به سوالی در باب مفهوم اصلاحات گفت که اصلاحات از نظر او، فقط آنچه که در چارچوب دوم خرداد معنا یافت، نیست و گسترده‌تر از آن است و به این معنا هدف اصلاحات و جنبش سبز هم‌پوشانی دارد.مهاجرانی در پاسخ به انتقاد یکی از حضار مبنی بر اینکه موضوع این جلسه قرار بود بحث در باب «چه باید کرد» باشد اما در این باره صحبت خاصی نشد، گفت که مهم‌ترین وظیفه ما در این برهه این است که نفس حضور و استقامت را برای بازپس‌گیری آرا و نیز غیرمشروع دانستن احمدی‌نژاد حفظ کنیم.وی همچنین عدم استقبال تولیت آستان قدس رضوی از احمدی‌نژاد و عدم تبریک علمای قم به وی را از جمله مصادیق نامشروع بودن احمدی‌نژاد دانست. مهاجرانی همچنین تأکید کرد که کانون همه‌ی حرکت‌ها باید موسوی باشد و ما به خودی خود نمی‌توانیم کاری خودسرانه انجام دهیم.به گزارش «موج سبز آزادی» مهاجرانی همچنین در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا سخن هاشمی تأثیری بر آزادی زندانیان سیاسی خواهد داشت یا خیر، توضیح داد که طول سالیان طولانی همکاری نزدیک با هاشمی، سخنان این هفته‌ی او در نمازجمعه را دور از انتظار خود یافته است و این سخنان نشان‌دهنده‌ی این بود که وضعیت جامعه به جایی رسیده که هاشمی مجبور به انتخاب شده است. وی گفت: «مهم سخن گفتن از بازداشت شدگان نبود، بلکه آنچه در سخنان هاشمی اهمیت داشت، سخن گفتن در باب صلاحیت حکمرانی بود و اینکه مردم مبنای مشروعیت حکومت‌اند.»در بخش پرسش و پاسخ این برنامه، بحث‌هایی شنیدنی هم در باب لزوم جدایی دین از حکومت صورت گرفت. مازیار بهروز، استاد دانشگاه کالیفرنیا و نویسنده‌ی کتاب «شورشیان آرمانخواه» در سؤالی از مهاجرانی گفت که در ایران بعد از انقلاب همیشه ولایت بر جمهوریت غالب بوده است و از مهاجرانی خواست یک مصداق را که تجربه‌ی موفقی از یک دموکراسی دینی باشد، عنوان کند.مهاجرانی در پاسخ به این سؤال گفت: «بستگی دارد درباره‌ی کدام دین و کدام دموکراسی سخن بگوییم. من به عنوان کسی که مسلمان هستم، اعتقاد دارم که بر اساس نص قرآن می‌شود حکومتی داشت که در آن حق مردم به رسمیت شناخته شود. دین و دموکراسی در این حالت قابل جمع‌اند، اما طبیعی است که در راه دموکراسی حداکثری، به شکلی که در غرب تجربه شده است، زاویه‌های مختلفی وجود داشته باشد که لازم است در نظر گرفته شود و از جوانبی هم این امر می‌تواند مشکل‌زا باشد. اما آنچه واضح و مبرهن است، این نکته است که مشکلات سی ساله‌ی دموکراسی و دین در ایران را نمی‌شود در این جلسه حل کرد.مهاجرانی همچنین تأکید کرد: «به جای دست گذاشتن بر اختلافات، اکنون وقت پیدا کردن مشترکات است وگرنه باید به قول شاملو، همچنان دوره کنیم شب و روز را، هنوز را». این سخن مهاجرانی با تشویق مکرر حضار همراه بود.مسعود بهنود نیز در پاسخ به این پرسش که امروز وظیفه‌ی ما چیست، گفت: «باید مراقب باشیم که شرایط حال حاضر کشور و مردم کل ایران را در نظر بگیریم و به طور منطقی‌ به دنبال خواسته‌های دست‌یافتنی خود باشیم که در حال حاضر و در وهله‌ی اول بازپس‌گیری آرای مردم است، و باید از دادن شعار‌های شیک و دست‌نیافتنی پرهیز کنیم که حالت سنگ بزرگ زدن را پیدا نکند.»فرخ نگهدار هم در پاسخ به سؤالی دیگر در باب موضع جنبش چپ در باب وقایع اخیر، گفت: «چپ ایران در مقابل جنبش سبز نایستاده است، بلکه همراه آن است؛ هم اسلامی و هم چپ، نه با عناوین قبلی که با هویتی جدید و مشترک، در این جنبش حضور دارند. در جنبش سبز ایران، حق به جای ایدئولوژی قرار گرفته است و صندوق رأی معیار و محک حکومت است.»این برنامه با طرح پرسش‌هایی دیگر درباره‌ی ایران ادامه داشت و در انتها، خیل عظیم جمعیت با سر دادن شعر «ای ایران» سالن را ترک کردند.

دکتر محمد تقی کروبی : آزموده را نیازمایید

خداوند بزرگ را سپاس می‌گذاریم که دشمنان ما… را از کم‌عقلان و بی‌خردان قرار داده است چراکه خودشان هم درک نمی‌کنند که حرکت کورشان سبب قوت… و مظلومیت ملت گردیده است. (امام خمینی شهریور ۶۶)حماسه پرشور دهها هزار نفر از هموطنان عزیز در نمازجمعه هفته قبل از شرایط برگزاری آن بی‌شباهت به نماز جمعه‌های مسجدالاقصی در بیت‌المقدس نبود با دخالت و حمله لباس شخصی‌‌های که هیچ مرجع قانونی حاضر به پذیرش رفتارهای خشونت‌آمیز آنان نیست به مردم نمازگزار و آقای کروبی نمایی دیگر از جریان حاکم به نمایش گذاشت در این میان تهاجم، ضرب‌وشتم و فحاشی تعدادی اندک از لباس شخصی‌های تحت‌الحمایه در سر در ورودی دانشگاه تهران به آقای کروبی، یادآور حمله عده‌ای از اراذل و اوباش به مرحوم مدرس در مجلس بود. نقل است بعد از آنکه سردار سپه به مرحوم مدرس پیام داد که سید پا روی دم من نگذار و مرحوم مدرس در صحن علنی مجلس به زیبایی پاسخ داد که سردار سپه محدوده دم همایونی را معین کند زیرا هرجا که پا می‌گذاریم حیطه دم سردار است، عده‌ای از اراذل تهران با اخذ وجوهی از مستبد آن زمان رضاخان به مجلس رفته و علیه آیت‌الله مدرس شعار دادند. ایشان بلافاصله از مجلس بیرون آمده و خطاب به اوباش گفتند زنده‌باد خودم و زنده‌باد مردم ایران، زیرا اگر من و این مردم نبودیم کدام احمقی به شما پول می‌داد تا به اینجا بیاید و شعار مرگ علیه من سر دهید.کسانی که دیروز شاهد تهاجم کودکانه این افراد بودند گواهی دادند که آنان با به‌کارگیری الفاظی سخیف و فحاشی‌های بی‌مرز، روی اسلاف خویش را سفید کردند. اگر اسلاف آنان در گذشته به شعار مرگ علیه آزاداندیشان بسنده می‌کردند، اما برخی لباس شخصی‌های امروز با حمل سلاح گرم در مکان نمازجمعه علاوه بر خشونت فیزیکی علیه مردم و رجال اصلاح‌طلب به‌طور عام و کروبی به‌طور خاص، متوسل به سخیف‌ترین الفاظ که برحسب قانون مجازات اسلامی مستوجب کیفر است، شدند. ما که امیدواریم اینان و آمرانشان مصداق آیه شریفه‌ «والله لایهدی القوم الظالمین» نباشند بنابراین به این افراد که در مقابل ملت قرار گرفته‌اند برادرانه توصیه می‌کنم به کلام مولا علی(ع) که می‌فرمایند و «حاسبوا قبل ان تحاسبو و تنحسوا قبل الخناق» (به محاسبه خویش همت گمارید پیش از آنکه حساب پس دهید و فرصت را غنیمت شمارید قبل از آنکه به مرگ گرفتار شوید) توجه کنند. به هر تقدیر این نوع رفتار کم سابقه از سوی برخی سایت‌ها و رسانه‌های وابسته و حامی دولت که از قبل پیش‌بینی شده بود، نشانگر نگرش جدید رهبران آنان در قبال قدمای انقلاب است که در زمان مناسب نیازمند تجزیه و تحلیل است.با این وجود به نظر می‌رسد مرعوب کردن نامزدهای معترض و سایر شخصیت‌های سیاسی از مهمترین اهداف گردانندگان پشت پرده این لمپن‌هاست. از این رو نگارنده مطالعه مجدد سیر زندگی و مبارزات سیاسی آقای کروبی و پدر بزرگوارشان مرحوم آیت‌الله شیخ احمد کروبی را به آنان که بحمدالله به همه اسناد ساواک دسترسی دارند، توصیه می‌کند. مردم ما به خوبی می‌دانند کروبی قریب ۵۰ سال پیش زندگی پرتلاطم سیاسی خود را آغاز کرده و در خلال سال‌های ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷، ۹ بار دستگیر، زندان و تبعید شده است. او در این راه از معدود ثابت قدمان انقلاب بوده است. شاید همین امر سبب شد که مرحوم امام به دنبال حادثه حج خونین ۱۳۶۶ که ایشان مورد ضرب و شتم ماموران آل سعود قرار گرفت، در پیام تاریخی خود مورخ ۱۸ شهریور ۶۶ بعد از تشکر از مقاومت وصف‌ناپذیر کروبی در حادثه مکه، از او به عنوان کسی که «مجاهد صف اول اسلام بوده و هست» یاد کرد. امام در تعبیر حکیمانه دیگر خود فرمودند «کروبی کسی است که هم از ساواک کتک خورده و هم از خودی‌ها.» امروز مشخص شد مصداق خودی‌های مورد اشاره امام نه تنها هتاک‌های مسجد اعظم قم در سال ۱۳۴۳ بودند، بلکه لباس‌شخصی‌های تحت‌الحمایه امروز و چه بسا فردا را نیز در بر می‌گیرد.کروبی مردی برای همه عصرها
آزموده را آزمودن خطاست، او این روزها در آستانه ۷۲ سالگی به جای عافیت‌طلبی با اعتقاد بر گفتمان تاریخی علویان که همان عدالت‌محوری و مبارزه با بی‌عدالتی است در کنار ملت و برای احیا و اعاده حقوق اساسی آنان قرار گرفته است. او در آخرین پیام خود با صراحت بر این نکته تاکید کرده است که «اگر کروبی را هم به دیار باقی بفرستید ملت زنده است و حق خود را خواهد گرفت.» بنابراین این نوع رفتارهای مذبوحانه نه تنها تردیدی در او و نزدیکانش ایجاد نخواهد کرد بلکه او و یارانش را در مسیری که همان اهداف انقلاب ۵۷ امام و مردم است مصمم‌تر خواهد ساخت. این مطلب را با دعای امام خمینی در ذیحجه ۱۴۰۷ که ناظر بر شرایط فعلی ماست به یاد قربانیان بیگناه حوادث اخیر به پایان می‌برم.«ان‌شاءالله خداوند شهدای بزرگ ما را با شهدای صدر اسلام محشور و به بازماندگان آنان صبر و اجر و به مصدومان و مجروحان شفا عنایت فرماید و شر متجاوزان را به خودشان بازگرداند و آنان را به عقوبت خود کیفر دهد.»

هاشمی برای دیدار با کدام مراجع به مشهد سفرکرده است؟

اعلام سفر هاشمی رفسنجانی به مشهد پس از نماز جمعه تاریخی تهران گمانه زنی های زیادی را در پی داشته است.
هاشمی رفسنجانی برای رایزنی با آیات مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی راهی مشهد شد.
گفته می‌شود سفر آیت الله هاشمی رفسنجانی به مشهد برای دیدار و رایزنی با آیات مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی بوده که برای زیارت ماه رجب در مشهد بسر می برند.
به گزارش سایت سلام مطابق سنت معمول اکثر مراجع از نیمه ماه رجب تا نیمه شعبان را برای زیارت به مشهد عزیمت می‌کنند و در هفته اخیر نیز تاکنون آیات صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه به مشهد عزیمت نموده‌اند.
در همین راستا سفر روز گذشته هاشمی رفسنجانی به مشهد نیز با هدف رایزنی با مراجع تقلید و همچنین دیدار با علمای مشهد ارزیابی می‌شود.
در میان علمای شهر مشهد بجز آقایان سیدان و علم الهدی امام جمعه مشهد که از روحانیون تندرو و از حامیان احمدی‌نژاد هستند مابقی ایشان مواضع تائید آمیزی نسبت به میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی دارند.
بزرگترین مرجع تقلید شهر مشهد آیت الله سید عزالدین زنجانی از سالهای اول انقلاب نیز گرایشات محسوسی به مهندس بازرگان داشت و در جریان انتخابات اخیر نیز دیدار تائید آمیزی با میرحسین موسوی انجام داد.
همچنین برخی از جلسات اصلاح طلبان و حامیان موسوی قبل و بعد از انتخابات اخیر در حسینیه آیت الله شیرازی در مشهد برگذار شده است.
آیت الله موسوی خلخالی از مراجع مشهد نیز از منتقدان احمدی نژاد محسوب می شوند و با توجه به ارتباطات عباس واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی با هاشمی رفسنجانی به نظر می رسد که عدم حضور واعظ در مراسم استقبال از احمدی نژاد نیز به همین دلیل باشد.
با توجه به انتصاب رحیم مشایی به سمت معاون اولی احمدی نژاد در دولت آینده و حساسیت زیاد مراجع بر این امر، تشویق علما به موضع گیری علیه این اقدام نیز جزو موضوعات رایزنی هاشمی رفسنجانی با مراجع تقلید در مشهد خواهد بود. بخصوص که دوتن از مراجعی که موضع کاملاً تندی علیه مشایی دارند یعنی آقایان مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی نیز همزمان با این سفر در مشهد حضور دارند.

آیت الله یزدی: شما چه کاره اید آقای رفسنجانی؟

به گزارش بی بی سی فارسی آیت الله محمد یزدی عضو فقهای شورای نگهبان و رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از پیشنهاد هاشمی رفسنجانی برای آزادی کسانی که بعد از انتخابات دستگیر شده اند، انتقاد کرده و خطاب به وی گفته است:"شما چه کاره هستید که می گویید باید بازداشت شدگان آزاد شوند."
آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه 26 تیر گفته بود افرادی که در جریان ناآرامی ها بازداشت شدند، باید آزاد شوند و "نباید به خاطر زندانی بودن عده ای، دشمنان ما را استهزا کنند."
اما آقای یزدی بازداشت شدگان را متهم کرده "پول هایی گرفته اند، کارهایی کرده اند و در متن تحریک مردم گرفته شده اند و لذا نباید آزاد شوند."
آقای یزدی، علاوه بر عضویت در شورای نگهبان، ریاست شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را بر عهده دارد و در مجلس خبرگان رهبری که ریاست آن با اکبر هاشمی رفسنجانی است، مسئولیت دبیرخانه آن را بر عهده دارد.
آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه های روز جمعه نسبت به بی اعتمادی در جامعه ابراز نگرانی کرد و گفته بود که اعتماد را به عنوان هدفی مقدس باید به مردم باز گرداند اما آقای یزدی می گوید:"چه کسی بود که اولین بذر تردید را افشاند. قبل از اتنخابات چه کسی به مقام رهبری نامه نوشت و گفت که در خیابانها آتش فتنه ایجاد شده و دود آن به چشم این و آن می رود."
رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آقای هاشمی رفسنجانی را متهم کرده که با نامه ای که پیش از انتخابات به آیت الله علی خامنه ای نوشت:" بذر تردید" را افشاند.
آقای یزدی می گوید یک روز پیش از برگزاری نماز جمعه با آقای هاشمی رفسنجانی دیدار داشته و به وی توصیه شده که "این نماز باید ایجاد وحدت کند اما شما آمدید ایجاد اختلاف کردید و آن حرف ها و حدیث ها را برگرداندید."
رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم می گوید:"با ایشان (هاشمی رفسنجانی) صحبت کردیم و گفتیم که در نماز جمعه دنبال چیزهایی که برخی مسائل را زنده می کند، نباشید."
به عقیده آقای یزدی، خطر به وسیله آیت الله خامنه ای رفع شده بود اما آقای رفسنجانی درصدد بوده تا خطر را برگرداند "اما این خطر دامن شما را می گیرد."
'مشروعیت حاکمیت از طرف خداوند است'
آیت الله محمد یزدی همچین به بخشی از سخنان آقای هاشمی رفسنجانی ایراد گرفته و گفته "همراهی مردم برای حکومت مشروعیت ایجاد نمی کند."
آقای یزدی با اشاره به سخنان آقای رفسنجانی در باره نقش مردم و میزان رضایت آنها از حکومت گفته است: "ایشان اشتباه کرده و اشتباه می کنند."
به گفته آقای یزدی، مشروعیت با مقبولیت تفاوت دارد و "مشروعیت حاکمیت در اسلام از طرف خداوند است و مقبولیت حاکمیت با همراهی مردم است."
آقای یزدی با اشاره به بخشی از سخنان خطیب نماز جمعه تهران در باره مشروعیت حکومت گفت:"درست است که بدون همراهی مردم هیچ حاکم اسلامی نمی تواند کاری انجام دهد، اما همراهی مردم، مشروعیت حکومت را ایجاد نمی کند حتی در مورد پیامبر اسلام هم این گونه بود."
آقای رفسنجانی در روز جمعه با استناد به روایتی از پیامبر اسلام به امام علی، گفته بود: "اگر دیدی مرم راضی بودند و تو را قبول کردند و به تو این سمت را دادند، شما بپذیر. اگر احتراز کردند، بگذار هر کاری می خواهند بکنند."
این عضو شورای نگهبان که در انتخابات از مدافعان محمود احمدی نژاد بود، گفت:"اصل مهمی که زیر بنای حکومت اسلامی است مورد توجه آقای هاشمی قرار نگرفت این که اگر مردم باشند حکومت هست و اگر نباشند، نیست. این غلط است."
به عقیده این عضو شورای نگهبان، امام علی به عنوان اول امام شیعیان بعد از وفات پیامبر اسلام، اگر چه مردم با وی همراهی نکردند اما "امیر المومنین در 25 سال خلیفه مسلمین بودند به عبارت دیگر ایشان مشروعیت داشتند اما مقبولیت نبود بعد از مرگ عثمان می بینیم که مردم همراهی کردند و امام علی خلیفه شد."
این عضو شورای نگهبان همچنین کسانی را که به نتایج انتخابات اعتراض دارند "یک عده جوان" توصیف کرده که "تحت تاثیر برنامه های ماهواره ای هستند" و این پرسش را مطرح کرده که "آیا ما باید اینها را تقویت کنیم یا اکثریت طرفدار اسلام را و نظام را تقویت کنیم؟"
آقای یزدی گفته که اگر در چهار سال آینده در شورای نگهبان باشد هرگز صلاحیت میرحسین موسوی را تائید نخواهد کرد چون به گفته وی، آقای موسوی "تا الان تن به هیچ قانون و حرف منطقی نداده است."

هاشمی برای دیدار با کدام مراجع به مشهد سفرکرده است؟

اعلام سفر هاشمی رفسنجانی به مشهد پس از نماز جمعه تاریخی تهران گمانه زنی های زیادی را در پی داشته است.
هاشمی رفسنجانی برای رایزنی با آیات مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی راهی مشهد شد.
گفته می‌شود سفر آیت الله هاشمی رفسنجانی به مشهد برای دیدار و رایزنی با آیات مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی بوده که برای زیارت ماه رجب در مشهد بسر می برند.
به گزارش سایت سلام مطابق سنت معمول اکثر مراجع از نیمه ماه رجب تا نیمه شعبان را برای زیارت به مشهد عزیمت می‌کنند و در هفته اخیر نیز تاکنون آیات صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه به مشهد عزیمت نموده‌اند.
در همین راستا سفر روز گذشته هاشمی رفسنجانی به مشهد نیز با هدف رایزنی با مراجع تقلید و همچنین دیدار با علمای مشهد ارزیابی می‌شود.
در میان علمای شهر مشهد بجز آقایان سیدان و علم الهدی امام جمعه مشهد که از روحانیون تندرو و از حامیان احمدی‌نژاد هستند مابقی ایشان مواضع تائید آمیزی نسبت به میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی دارند.
بزرگترین مرجع تقلید شهر مشهد آیت الله سید عزالدین زنجانی از سالهای اول انقلاب نیز گرایشات محسوسی به مهندس بازرگان داشت و در جریان انتخابات اخیر نیز دیدار تائید آمیزی با میرحسین موسوی انجام داد.
همچنین برخی از جلسات اصلاح طلبان و حامیان موسوی قبل و بعد از انتخابات اخیر در حسینیه آیت الله شیرازی در مشهد برگذار شده است.
آیت الله موسوی خلخالی از مراجع مشهد نیز از منتقدان احمدی نژاد محسوب می شوند و با توجه به ارتباطات عباس واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی با هاشمی رفسنجانی به نظر می رسد که عدم حضور واعظ در مراسم استقبال از احمدی نژاد نیز به همین دلیل باشد.
با توجه به انتصاب رحیم مشایی به سمت معاون اولی احمدی نژاد در دولت آینده و حساسیت زیاد مراجع بر این امر، تشویق علما به موضع گیری علیه این اقدام نیز جزو موضوعات رایزنی هاشمی رفسنجانی با مراجع تقلید در مشهد خواهد بود. بخصوص که دوتن از مراجعی که موضع کاملاً تندی علیه مشایی دارند یعنی آقایان مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی نیز همزمان با این سفر در مشهد حضور دارند.
اعلام سفر هاشمی رفسنجانی به مشهد پس از نماز جمعه تاریخی تهران گمانه زنی های زیادی را در پی داشته است.
هاشمی رفسنجانی برای رایزنی با آیات مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی راهی مشهد شد.
گفته می‌شود سفر آیت الله هاشمی رفسنجانی به مشهد برای دیدار و رایزنی با آیات مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی بوده که برای زیارت ماه رجب در مشهد بسر می برند.
به گزارش سایت سلام مطابق سنت معمول اکثر مراجع از نیمه ماه رجب تا نیمه شعبان را برای زیارت به مشهد عزیمت می‌کنند و در هفته اخیر نیز تاکنون آیات صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه به مشهد عزیمت نموده‌اند.
در همین راستا سفر روز گذشته هاشمی رفسنجانی به مشهد نیز با هدف رایزنی با مراجع تقلید و همچنین دیدار با علمای مشهد ارزیابی می‌شود.
در میان علمای شهر مشهد بجز آقایان سیدان و علم الهدی امام جمعه مشهد که از روحانیون تندرو و از حامیان احمدی‌نژاد هستند مابقی ایشان مواضع تائید آمیزی نسبت به میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی دارند.
بزرگترین مرجع تقلید شهر مشهد آیت الله سید عزالدین زنجانی از سالهای اول انقلاب نیز گرایشات محسوسی به مهندس بازرگان داشت و در جریان انتخابات اخیر نیز دیدار تائید آمیزی با میرحسین موسوی انجام داد.
همچنین برخی از جلسات اصلاح طلبان و حامیان موسوی قبل و بعد از انتخابات اخیر در حسینیه آیت الله شیرازی در مشهد برگذار شده است.
آیت الله موسوی خلخالی از مراجع مشهد نیز از منتقدان احمدی نژاد محسوب می شوند و با توجه به ارتباطات عباس واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی با هاشمی رفسنجانی به نظر می رسد که عدم حضور واعظ در مراسم استقبال از احمدی نژاد نیز به همین دلیل باشد.
با توجه به انتصاب رحیم مشایی به سمت معاون اولی احمدی نژاد در دولت آینده و حساسیت زیاد مراجع بر این امر، تشویق علما به موضع گیری علیه این اقدام نیز جزو موضوعات رایزنی هاشمی رفسنجانی با مراجع تقلید در مشهد خواهد بود. بخصوص که دوتن از مراجعی که موضع کاملاً تندی علیه مشایی دارند یعنی آقایان مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی نیز همزمان با این سفر در مشهد حضور دارند.

الویری : نمازجمعه اخیر پرجمعیت ترین و متنوع ترین نمازجمعه در طول انقلاب بود

مرتضی الویری در گفت وگو با خبرنگار سحام نیوز گفت: نماز جمعه اخیر با امامت هاشمی رفسنجانی یکی از پر جمعیت ترین و متنوع ترین نمازجمعه در طول انقلاب بود که همه سلیقه ها از همه اقشار و گروههای سیاسی در آن شرکت کرده بودند.این فعال سیاسی افزود:نمازجمعه اخیر از سه جنبه، ترکیبی افراد، میزان مشارکت و مطالب عنوان شده از سوی خطیب نمازجمعه یکی از استثنائی ترین و قابل توجه ترین نمازجمعه برگزار شده در طول تاریخ انقلاب بود. شهردار اسبق تهران اضافه کرد: در نمازجمعه اخیر افراد و سلیقه هائی شرکت کرده بودند که به آینده نظام علاقمند و به آن وفادار بودند اما به نحوه حاکمیت و اداره ی کشور انتقاد داشته و با سلیقه حاکمیت سازگاری نداشتند. مشاور کروبی در ستاد انتخابات اظهار داشت: علیرغم تبلیغات بسیار کمرنگ صدا و سیما، در نمازجمعه اخیر شاهد یکی از پرجمعیت ترین نمازها در طول تاریخ انقلاب بودیم. وی تصریح کرد: به دلیل ازدیاد جمعیت در خیابان های منتهی به دانشگاه تهران بسیاری از مردم نمازهای خود را در میدان ولیعصر یا پارک لاله اقامه کردند. الویری در خصوص صحبت های هاشمی رفسنجانی نیز گفت: ایشان در نمازجمعه اخیر به مهمترین دغدغه ها و خواسته های به حق مردم از جمله شک و شبهه در انتخابات دهم، عملکرد در چارچوب قانون، مناظره بین سلیقه های مختلف برای تعیین حق و باطل و آزادسازی زندانیان که به دلایل واهی دستگیر شده بودند اشاره و خواستار پی گیری و رسیدگی شد.

انتشار نامۀ نمایندگان موسوی به لاریجانی

بیژن زنگنه و عباس آخوندی، نمایندگان میر حسین موسوی در تعامل با صدا و سیما برای پیگیری شکایات وی، نامۀ خود خطاب به علی لاریجانی را منتشر کردند.
این نامه در فردای روز سخنان آیت الله علی خامنه ای در نماز جمعۀ تهران به تاریخ بیست و نهم خرداد نوشته شده اما تاکنون منتشر نشده بود. دلیل انتشار این نامه، آنطور که از سوی این دو نماینده در سایت پارلمان نیوز ذکر شده، انتقادات فراوان طی دو روز گذشته علیه هاشمی رفسنجانی است. رفسنجانی در خطبه های نماز جمعۀ این هفته گفته بود که شورای نگهبان از فرصتی که داشت خوب استفاده نکرد.
در این نامه، نمایندگان میر حسین موسوی در ابتدا با انتقاد از عدم توجه مقامات تصمیم گیری- شورای نگهبان- در مورد پیشنهاداتی که برای حل و فصل بحران اجتماعی پس از انتخابات ارائه شده و منجر به از دست رفتن زمان شده است، خطاب به علی لاریجانی اتفاقات پس از انتخابات را معلول مدیریت ناصحیح فرآیندهای انتخابات بخصوص تبلیغات پیش از انتخابات دانسته اند. نمایندگان موسوی در نامۀ خود رویدادهای روز رأی گیری و روند و اقدامات پس از اعلام نتایج انتخابات را باعث گسترده شدن بحران اجتماعی کنونی معرفی کرده اند.
در بخشی از این نامه آمده است:" بزرگترین مساله ای که اکنون جامعۀ ایرانی با آن مواجه است، آسیب خوردن اعتماد عمومی نسبت به نتایج انتخابات است". این دو نمایندۀ کاندیدای معترض به انتخابات، اعادۀ اعتماد عمومی و برسمیت شناختن معترضان و احترام به حقوق آنها را از جملۀ راهکارهای خروج از بحران دانسته اند. این نامه به حق برگزاری اجتماعات به صورت مسالمت آمیز و استفاده از رسانۀ ملی اشاره می کند. بیژن زنگنه و عباس آخوندی تلاش در فاصله انداختن بین معترضان و میرحسین موسوی را عامل ایجاد دو خطر مهم دانسته اند، نخست عدم امکان ایفای رهبری توسط موسوی و دیگری پر شدن فاصله میان موسوی و هواداران وی توسط کسانی که ممکن است دست به اقدامات ناشایستی بزنند.
این دو فراهم شدن حضور موسوی در یک یا چند برنامۀ زندۀ سیمای جمهوری اسلامی ایران برای طرح مسائل، صدور مجوز راهپیمایی برای وی و معترضان، تشکیل هیاتی از رجال ملی و مورد اعتماد مردم برای بررسی مسائل مربوط به انتخابات و شکایات و همچنین تهیۀ و انتشار گزارشی مستقل و قابل اعتماد را از دیگر راهکارهای حل بحران موجود دانسته اند.
در این نامه بار دیگر بر عدم بی طرفی شورای نگهبان در مورد نتایج انتخابات و جانبداری از نامزد انتخاب شده، تاکید شده و همین امر به اعلام نتایج بررسی این شورا در مورد انتخابات تعمیم داده شدده است. به نظر نمایندگان موسوی، شورای نگهبان باید با تشکیل هیاتی از رجال ملی شبهۀ موجود در مورد انتخابات را برطرف کرده و امکان رسیدگی صحیح و بدون جانبداری را فراهم کند.
سید حسن خمینی، نوۀ آیت الله خمینی، محمدی ری شهری؛ وزیر پیشین اطلاعات و دکتر گودرز افتخار جهرمی، یکی از اعضای سابق شورای نگهبان بعنوان اعضای این هیات پیشنهاد شده اند.

هاشمی به مشهد رفت .

علی اکبر هاشمی رفسنجانی یک روز پس از ایراد خطبه در نماز جمعۀ تهران وارد مشهد شد تا در خصوص مسائل جاری کشور با مراجع روحانی این شهر دیدار و مذاکره کند. ایلنا خبرگزاری کار ایران در گزارش کوتاهی که در اینباره منتشر کرده ذکر نموده است که علی اکبر هاشمی رفسنجانی در فرودگاه مشهد مورد استقبال استاندار خراسان رضوی، امام جمعه مشهد، قائم مقام تولیت آستان قدس رضوی و دیگر مسئولان استان خراسان قرار گرفت.
سفر رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخصیص مصلحت نظام به مشهد در حالی صورت می گیرد که واکنش ها به سخنان او در نماز جمعۀ اخیر تهران همچنان ادامه دارد.
محمد نبی حبیبی، دبیر کل حزب مؤتلفۀ اسلامی علی اکبر هاشمی رفسنجانی را متهم کرد که در آخرین خطبه های خود در نماز جمعۀ تهران از تریبون نماز جمعه بهره برداری جناحی و گروهی کرده است. محمد نبی حبیبی در ادامه افزود : "متأسفانه خطبه های نماز جمعۀ آقای هاشمی این حقیقت را که آقای احمدی نژاد در مناظره گفته بود که برخی از نامزدها در انتخابات با محوریت آقای هاشمی با من رقابت می کنند به اثبات رساند." او همچنین گفت : "اعلام نتایج انتخابات فرآیند قانونی خود را طی کرده و مورد تأئید مقام رهبری نیز بوده و بیان تردید در مورد نتایج انتخابات هیچ محمل قانونی ندارد." محمد نبی حبیبی سپس گفت : "ما دوست نداریم آقای رفسنجانی را در وضعیتی ببینیم که با مواضع رهبری و امت حزب الله فاصلۀ زیادی دارد."
دبیر کل حزب مأتلفه اسلامی سپس از ناسپاسی هاشمی رفسنجانی از "تفقد ویژه رهبری" نسبت به وی در نماز جمعه ٢٩ خرداد انتقاد کرد و افزود : "موضع ایشان در خطبه های نماز جمعه ٢٦ تیر ماه ضربۀ جدی به شخصیت و حیثیت مردمی و انقلابی ایشان زد." دبیر کل حزب مؤتلفۀ اسلامی سپس تأکید کرد که بر خلاف ادعای هاشمی رفسنجانی خطبه های نماز جمعه وی نه وحدت آفرین بود و نه دشمنان را مأیوس کرد.
او همچنین پیشنهادهای هاشمی رفسنجانی را برای برون رفت از بحران جاری کشور و از آن جمله آزادی دستگیرشدگان رویدادهای جاری ایران نادرست خواند و پرسید : آیا این به معنای حمایت از اخلال کنندگان در امنیت کشور نیست؟ آیا این قبیل مطالب نادرست موجب بحران نمی شود؟ دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی در جای دیگری از سخنانش گفت : "نامزد مورد تأئید شما و خانواده شما باید پاسخگوی تمام خسارات وارد شده به انقلاب بعد از انتخابات ٢٢ خرداد باشد." همزمان جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به "لغزش بعضی خواص در حوادث اخیر" ایران خواند، گفت : "دنیاطلبی، آقازاده ها و نداشتن بصیرت علل انحراف خواص هستند."
هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه این هفته تهران اوضاع کنونی کشور را پس از انتخابات ریاست جمهوری بحرانی خواند و راه حل خروج از بحران را رعایت آزادی های اساسی، آزادی زندانیان رویدادهای جاری کشور، دلجویی از آسیب دیدگان حوادث و تظاهرات خیابانی دانست.

۲۷ تیر ۱۳۸۸

مشاهدات تکان‌دهنده‌ی یک پزشک از شنبه‌ی خونین

چهار هفته از روزی که سبزپوشان و سبزاندیشان تهرانی، قربانی قهر و سرکوب وحشیانه‌ی نیروهای لباس شخصی، انتظامی و شبه نظامی شدند، می‌گذرد. آن روز چهره‌ی سبزها، سرخ شد و در تمام این چهار هفته، زخم‌های آن روز هنوز پیکر جنبش سبز را جریحه‌دار نگه داشته است.
به گزارش سایت موج سبز آزادی، یکی از پزشکان شجاع تهرانی که ترجیح داده خود را «پزشک گمنام» معرفی کند، گزارشی را به دست ما رسانده که حاوی اطلاعات تکان‌دهنده‌ای درباره فجایع صورت گرفته در روز شنبه سی‌ام خرداد ماه است. اگرچه بررسی و ارزیابی صحت جزئیات این گزارش در شرایط امنیتی فعلی ممکن نیست، ولی در مجموع با توجه به همخوانی کلیات این گزارش با شواهد دیگر، می‌توان به آن اعتماد کرد.متن ارسالی را به طور کامل و بدون هیچ جرح و تعدیلی، و تنها با اندکی تغییر برای پیراستگی و ویراستگی متن، به خوانندگان «موج سبز آزادی» ارائه می‌کنیم.
من پزشکی هستم که خوشبختانه یا متأسفانه شاهد عینی فجایع تکان‌دهنده و وحشتناک شنبه‌ی خونین 30 خرداد از نزدیک بوده‌ام.
تاکنون به دلایل مختلف نخواسته‌ام یا نتوانسته‌ام گوشه‌ای از حقیقت فجایعی را که به چشم خود دیده‌ام، نقل کنم. ولی اینک تصمیم گرفته‌ام، ولو به هر قیمت، پس از گذشت چند هفته، گوشه‌ای از فجایع تلخی را که خود شاهد آن بوده‌ام، برای همه‌ی هموطنانی که زخم آن روز بر روحشان جاری است، حکایت کنم. باشد که گفتن حقیقت از بار فشاری که این روزها بر من وارد شده، بکاهد و نیز ادای دینی باشد بر آن مظلومان حق‌خواهی که در آخرین لحظات حیات دنیوی آنان، اینجانب تک و تنها بر بالینشان بوده ام و در حالی که چشمانم در نگاهشان گره خورده بود، جان به جان‌آفرین تسلیم کردند. باشد که در تاریخ این دیار مظلوم ثبت گردد، و اگر فرصتی بود و عمری، همه را با ذکر جزئیات در دفتری گرد خواهم آورد تا آیندگان بخوانند و عبرت بگیرند. ولی هم‌اینک در این فرصت به همین مقدار یادآوری آن روز خونین بسنده می‌کنم.من هم مانند بسیاری از شما شاهد جنایات فجیع و جاهلانه برادران بسیجی بوده‌ام. من یک پزشک هستم و شخصا از داخل آمبولانس شاهد بودم که در مقابل ایستگاه متروی نواب، از پشت‌بام مسجد لولاگر چند نفر بسیجی با اسلحه کلاشینکف و ژ3 بصورت مستقیم به مردم تیراندازی می‌کردند و خود شخصا دیدم مغز پسری جوان را که روی سکوهای سیاه‌رنگ مقابل مترو پخش شده بود. آیا باز هم از جنایات بسیجیان بگویم؟من خود شخصا از داخل بیمارستان امام خمینی و از پشت نرده‌ها دیدم که – در حالی که در همه‌جای دنیا گلوله‌های گاز اشک‌آور هوایی یا منحنی زده می‌شود – در اینجا در میدان توحید و در فاصله چند متری من، جوانی در اثر اصابت مستقیم و هدف‌گیری شده‌ی گلوله بزرگ و داغ گاز اشک‌آور و اصابت آن به گردنش، خون از گلویش فواره زد و درجا بر روی زمین افتاد و کشته شد.من خود در خیابان جمالزاده از داخل یک آمبولانس شاهد بودم که بسیجی‌های موتورسوار چگونه با زنجیرهایی که در دست داشتند، از پشت بر کمر پسران و دختران می‌زدند، و دیدم که چگونه دختری پس از ضربه‌ی شدید و وحشیانه‌ی زنجیر یک بسیجی موتورسوار بر کمرش، از شدت درد ناله‌ای سر داد و با صورت بر روی آسفالت افتاد.من شخصا شاهد بودم که در تقاطع خیابان کارگر شمالی و بلوار کشاورز، مقابل کیوسک نیروی انتظامی، ون‌های سفیدرنگ سپاه با پلاک شخصی توقف می‌کردند و دستگیرشدگان را یک به یک بی‌هیچ دلیلی از آنها پایین می‌آوردند و در اختیار 50 نفر بسیجی که در آنجا تونل وحشت! تشکیل داده بودند، می‌گذاشتند تا از تونل باتوم، چماق، زنجیر و فحش‌های برادران عبور کند، و سپس پیکر خون‌آلود و نیمه‌جان وی را دوباره به داخل ماشین می‌انداختند و سپس نفر بعدی… و فردا که از آنجا عبور می‌کردم، هنوز سنگفرش آنجا خون‌آلود بود.من خود یک بسیجی را دیدم که لابد به علت خوردن موتورش به مردم! مجروح شده بود و او را به بیمارستان آورده بودند. وقتی به چفیه‌ی دور کمر وی دقت کردم، متوجه شدم که در زیر این چفیه یک قمه‌ی بزرگ پنهان شده است! خدایا چه می‌بینم، چفیه و قمه؟! قمه و بسیجی؟! و وقتی از او پرسیدم بچه‌ی کجایی، گفت که ما از طرف سپاه شهرری (سپاه جنوب تهران) اعزام شده‌ایم! خدایا اعزام برای کدام نبرد و مقابله با چه کسی؟!شاید هیچ کس دیگر نداند که کشتگان این روز و یا شهدای خونین‌بدن این روز خدا، نه [آن‌طور که فرمانده‌ی نیروی انتظامی گفته است] 20 نفر، بلکه حداقل چندین برابر این تعداد بوده‌اند. به گونه‌ای که فقط در بیمارستان امام خمینی 22 نفر از مجروحین ورودی در 24 ساعت اولیه به سردخانه منتقل شدند؛ یا در بیمارستان رسول اکرم (ستارخان) 16 نفر از جمله دو کودک 4 و 9 ساله! (می‌توانید صحتش را از دانشجویان پزشکی این بیمارستان سؤال کنید) و یا در بیمارستان شریعتی 9 نفر. این در حالی است که حداقل نیمی از کشته‌ها و مجروحین به بیمارستان بقیة‌الله سپاه و ولیعصر ناجا منتقل شده‌اند.و دست آخر اینکه بنابر اطلاع یک دوست معتبر در پزشکی قانونی، تا این زمان، حداقل 140 نفر در شنبه خونین 30 خرداد تاوان آزادی‌خواهی خود و ملت خود را پس داده‌اند. تازه این در شرایطی است که بسیاری از آنها روزهای بعد به خیل شهدا پیوستند؛ از جمله زن جوان باردار سه ماهه‌ای که باتوم برقی آن‌چنان با شدت بر سرش خورده بود که دچار ضربه مغزی شده بود و پس از یک هفته در کما بودن، در نهایت به همراه جنین خود به حق پیوست. ظاهرا ضارب بسیجی وی از روی موتور، به جای فرد دیگری، وی را مضروب ساخته بود، و تازه بعضی از مردم فکر می‌کنند که کشته‌شدگان فقط ندا و چند نفری هستند که از پشت دوربین‌ها دیده شده‌اند و جنایت‌ها فقط همان‌ها بوده است که در صفحه‌های تلویزیون‌ها و اینترنت دیده‌اند!هرگز، هرگز! جنایات آن چند هزار متأسفانه برادر غافل بسیجی که از روز جمعه از شهرستان‌های مختلف با اتوبوس به تهران آمده بودند و پس از تحریک احساسی و بی‌منطق در نماز جمعه، آن‌چنان شدند که در روز شنبه آن‌گونه با خواهران و برادران خود رفتار کردند. نکته جالب اینکه گروهی از مضروبین، خود بسیجی‌هایی بودند که تنها جرمشان برای باتوم خوردن از گروهی دیگر از بسیج، داشتن چفیه و دستار سبزشان بوده است! و هرگز از یاد نمی‌برم صحنه‌ای که یکی از همین بسیجی‌های سبز در روی تخت اورژانس، کارت بسیجی فعال خود را درآورد و در برابر دیدگان ما و دیگران پاره پاره کرد و بر بسیجی بودن خود لعنت فرستاد!آری، این است عاقبت حکمرانی جهالت و بی‌خردی و تعصب کور بر یک مملکت: برادر علیه برادر، بسیجی علیه ملت، بسیجی علیه بسیجی! و هرگز و تا آخر عمر از یاد نمی‌برم آن لحظه‌ای را که در نیمه‌های شب بر سر بالین جوان خوش‌سیمایی که محاسن کوتاهی داشت و دستبند سبز به دست گره زده بود و در اثر شلیک مستقیم گلوله، کبد و طحالش از بین رفته بود و در حالی که بر روی یک برانکارد در محوطه اورژانس بیمارستان امام قرار گرفته بود (چون نه تختی وجود داشت و نه حتی فضایی خالی) و قبل از آنکه من و دوست دیگری CPR (احیاء) بی‌حاصلی برای او انجام دادیم، در آخرین لحظات با لبخند و در حالی که به نقطه‌ای خیره شده بود، آرام سه بار گفت : یا حسین، یا حسین، یا حسین … و سپس جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.عمق جنایتی که من دیدم، آن‌قدر فجیع بوده که هیچ‌گاه به ذهن شما نیز خطور نخواهد کرد، و اینکه چگونه تعدادی از دستگیرشدگان را آن‌چنان در زیر شکنجه مورد مهرورزی قرار داده بودند که دو روز بعد جنازه‌ی آنها را به سردخانه بیمارستان امام آوردند و از آنجا به پزشکی قانونی و از آنجا به سردخانه‌ی میوه و تره‌بار جنوب تهران! و هرگز هیچ‌کس جز ما عمق این فاجعه را نفهمیده است و نخواهد فهمید، چرا که هرگز آنها را به سردخانه متروک میدان بهمن تهران و یکی دو سردخانه دیگر در همان حوالی راه نخواهند داد …

الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم

پزشک گمنام

تهران 25 تیرماه 88

پرده برداری از مخالفت دیرینه خامنه با موسوی در خاطرات هاشمی

کتاب خاطرات اكبر هاشمي رفسنجاني
سه‌شنبه 15 مرداد 1364
شب با آقاي خامنه‌اي جلسه‌اي طولاني داشتيم، درباره كابينه آينده، ايشان مايل نيست كه مهندس موسوي مجددا نخست‌وزير شود. از من توقع دارند كه همراهي كنم. قرار شد ايشان اين مسئله را با امام در ميان بگذارند. مشكل را جدي مي‌بينم.
پنجنشبه 17 مرداد
بعد از نماز با آقاي خامنه‌اي جلسه داشتيم … آيت‌الله خامنه‌اي شرح مذاكرات امروزشان را با امام دادند. امام گفته‌اند مصلحت نيست كه آقاي مهندس ميرحسين موسوي از نخست‌وزيري كنار بروند…
يكشنبه 20
مرداد شب با آقاي خامنه‌اي درباره نخست‌وزيري مذاكره كرديم. ايشان توقع دارند من در جهت تسهيل نظر ايشان در مورد تعويض كابينه كار كنم. پيشنهاد دادند كه امام به نحوي گفته خودشان را كه ابقاي آقاي ميرحسين موسوي را به مصلحت دانسته‌اند، جبران نمايند و بعيد مي‌دانم كه امام بپذيرند…
دوشنبه 21 مرداد
احمد آقا هم آمد و به طور مفصل مذاكرات آقاي خامنه‌اي و امام را درباره نخست‌وزير آينده گفت و گفت نظر امام اين است كه تعويض مهندس موسوي مصلحت نيست و مايلند كه اين نظرشان گفته شود؛ درست بر خلاف نظر آيت‌الله خامنه‌اي.
شنبه 2 شهريور
خدمت امام رفتم و راجع به مشكل كابينه آينده، با توجه به عدم موافقت آقاي خامنه‌اي با آقاي موسوي مذاكره كردم، اما نتيجه‌اي به دست نيامد. امام همان حرف قبلي خودشان را تكرار فرمودند كه تغيير دولت را صلاح نمي‌دانند.
يكشنبه 3شهريور
عصر آقايان محمد يزدي و سيدجعفر كريمي از طرف جامعه مدرسين آمدند و براي تغيير دولت آقاي موسوي از من استمداد كردند. مشكلات را گفتم و گفتم نظر امام با آقاي موسوي است و نمي‌شود با آن مخالفت كرد.
دوشنبه 11 شهريور
عصر آقاي ناطق نوري آمد. ايشان هم درباره همين موضوع صحبت كرد و اصرار داشت كه امام را بايد راضي كرد. طرفدار نخست‌وزير شدن آقاي ولايتي است….
چهارشنبه 13 شهريور
ساعت 9 صبح به زيارت امام در حسينيه جماران رفتم. مراسم تنفيذ رياست‌جمهوري آقاي خامنه‌اي بود. امام در متن نوشته‌شان بر ضرورت تكيه بر محرومان و مستضعفان تأكيد نمودند. آيت‌الله خامنه‌اي در اظهاراتشان از نقاط ضعف عملكرد دولت با كنايه ياد كردند… .
شنبه 16 شهريور
پيش از ظهر آقاي رئيس‌جمهور آمدند و ناهار مهمان من بودند … نظر آقاي خامنه‌اي اين است كه اينها خوب كار نكرده‌اند و جايز نيست دوباره مأمور تشكيل كابينه شوند. زمان طولاني بحث كرديم، ولي به نتيجه نرسيديم. مشكل عمده ايشان، اظهارنظر امام است….
چهارشبنه 27 شهريور
حدود هشتاد نفر از نمايندگان طرفدار دولت آقاي موسوي آمدند و از اظهارات ديروز آيت‌الله خامنه‌اي انتقاد كردند. نامه‌اي براي امام تهيه كرده‌اند كه مشغول جمع‌آوري امضا هستند….
شنبه 30 شهريور
عصر آقاي ناطق نوري براي چاره‌جويي در موضوع كابينه آمد؛ به نظر مي‌رسد فهميده‌اند كه آقاي موسوي را نمي‌توان عوض كرد و گفت: آقاي خامنه‌اي هم تا حدودي به همين نتيجه رسيده‌اند و ديگر آن احساس تكليف را ندارند…
سه‌شنبه 2 مهر
بعد از نماز با آقاي خامنه‌اي جلسه خصوصي داشتيم. آماده شده‌اند كه آقاي موسوي را به مجلس معرفي كنند، ولي بنا دارند در مورد وزرا سخت‌گيري نمايند.
شنبه 6 مهر
پيش از ظهر احمد آقا آمد و نتيجه مسافرت به خارك را به ايشان گفتم كه خدمت امام بگويند. خبر داد كه امام جواب نامه 135 نماينده مجلس در حمايت از آقاي موسوي را داده‌اند و نوشته‌اند كه نظرشان ابقاي آقاي موسوي است. اين تأييد كتبي مجدد، لابد آقاي رئيس‌جمهور و جناح مقابل آقاي موسوي را عصباني‌تر مي‌كند.
شنبه 20 مهر
آقاي توسلي مسئول دفتر امام از اظهارات روز پنجشنبه آقاي خامنه‌اي در مراسم تحليف گله داشت كه به نحوي اعلان تحميل دولت بود. حاج احمد آقا آمد و گفت: امام از اظهارات پريروز آقاي خامنه‌اي ناراحت شده‌اند و معلول شيطنت اطرافيان ايشان مي‌دانند و مي‌خواهند به ايشان در اين خصوص پيغام بدهند.

واکنش ها به خطبه های هاشمی 6 ( شیرین عبادی)

دويچه وله: خانم عبادی، آقايان ميرحسين موسوی و مهدی کروبی پس از سه هفته حضور علنی پيدا کردند، آنهم در نمازجمعه‌ای که خطبه‌های آن را آقای هاشمی رفسنجانی برعهده داشت. فکر می‌کنيد تا چه اندازه می‌‌توان اين نماز جمعه را پراهميت دانست؟شيرين عبادی: اين نماز جمعه يکی از تاريخی‌ترين نمازجمعه‌های ايران و بلکه جهان اسلام است. علت اهميت‌اش فقط حضور آقايان کروبی و موسوی نيست، بلکه حضور چشمگير مردم که بيش از يک ميليون گزارش می‌شود، و اين بسيار بااهميت است. از سوی ديگر مردم در اينجا شعارهايشان را عوض کردند. شعارها قبلا بوسيله‌ی فردی که به شوخی از سوی مردم “وزير شعار” لقب داده شده بود هدايت می‌شد و دائما اين شعار تکرار می‌شد که “مرگ برآمريکا، مرگ بر غرب‌‌، مرگ بر اسراييل”. اما شعار خودجوش مردم در اين خطبه “مرگ بر چين” و “مرگ بر روسيه” بود و علتش هم اين است که دولت جمهوری اسلامی ايران تاکنون مدعی بوده که از مسلمانان دفاع می‌کند، اما چشم‌اش را بر کشتار مسلمانان بی‌دفاع در چچن و در چين می‌بندد. علتش هم اين است که آنها شريک سياسی و اقتصادی ايران هستند. دولت ايران در شورای امنيت همواره دو رأی مثبت چين و شوروی را دارد، و مردم اين را می‌دانند. مردم می‌دانند که دولت ايران به اتکای حمايت روسيه و چين در شورای امنيت سازمان ملل با مردم بدرفتاری می‌کند و در داخل دست به نقض آشکار حقوق بشر می‌‌زند. بنابراين، اين خطبه از اين جهت تاريخی بوده که مردم برای اولين‌بار خودشان بدون هدايت “وزير شعار”، شعار می‌دهند و شعارشان اين بار “مرگ برچين” و “مرگ بر روسيه” است. زيرا آنها همواره حمايت‌گر دولت جمهوری اسلامی بودند، خصوصا در شورای امنيت سازمان ملل متحد.
فکر می‌کنيد با انتقادهای مستقيم و غيرمستقيمی که آقای هاشمی رفسنجانی به حکومت کرد، می‌توان اين را به معنای تفاهم با اپوزيسيون تعبير کرد؟هم بله و هم خير. آنچه آقای رفسنجانی گفتند، عين حقيقت است که اپوزيسيون می‌گويد. ولی اين تمام حرف اپوزيسيون نيست. ازجمله آنچه همه علاقمند بودند که آقای رفسنجانی اضافه برآنچه گفتند بدان اشاره کنند، تعداد کشته‌شدگان بود. و اين‌که چرا افرادی که در روزهای ۲۴ و ۲۵ خرداد کشته شدند، در خيابان به وسيله‌ی مأمورين دولتی، جسد آنها را ده‌ها روز نگه می‌دارند و بعد دانه دانه تحويل خانواده‌ها می‌دهند و ازشان رسيد می‌گيرند که اينها در تظاهرات کشته نشده‌اند و حق ندارند که راجع به اينها حرف بزنند و مراسم يادبود بگذارند. بنابراين آنچه آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه گفته‌اند عين واقعيت بود، وليکن تمام واقعيت نبود. واقعيت متأسفانه دردناکتر از آنچه هست که ايشان گفتند.
آقای رفسنجانی گفته‌اند، بگذاريد مردم و رسانه‌ها حرفشان را بزنند. آيا اين به معنای خواست آزادی بيان است؟ آيا انتظار داشتيد که آقای رفسنجانی به اين گونه با صراحت صحبت بکنند؟خواست آزادی بيان در ايران سال‌هاست که از سوی مردم و ژورناليست‌ها و ارباب جرايد مطرح شده است. و الان بسيار خوشحالم که اين خواست مورد تأييد يکی از افراد بانفوذ حکومت قرار گرفته است و بدين شيوه خواست مردم و حقانيت آنها در آزادی بيان به اثبات رسيده است. يعنی الان با شنيدن اين حرف تمام دنيا می‌فهمد که اعتراض مردم به سانسور شديدی که در ايران است، درست بوده. حتا از تريبون نماز جمعه دومين شخصيت مهم ايران از نبود آزادی بيان گله می‌کند! پس بنابراين آنچه مردم و ما قبلا اعتراض می‌کرديم و می‌گفتيم که ايران بزرگترين زندان خبرنگاران در سطح جهان است، اين را حالا ديگر همه باور می‌کنند. بله! معنای اين حرف اين است که آزادی بيان در ايران بسيار محدود است.
آقای رفسنجانی دعوت به آشتی ميان دو اردوگاه متخاصم کرده است. فکر می‌کنيد بدين گونه وضعيت در ايران آرام‌تر خواهد شد؟ببينيد، قبل از اين که بين دو گروه رقيب آشتی برقرار بشود، بايستی به آشتی بين مردم با حکومت انديشيد. اين مردم هستند که دارند بتدريج از حکومت فاصله می‌گيرند. بنابراين بايد کاری کرد که مردم اعتمادشان به حکومت برگردد و اين فاصله را کم بکنند. به نظر من آنچه در ايران اتفاق افتاده و جريان دارد، فقط رقابت انتخاباتی نيست. فقط مسئله اين نيست که دو گروه سياسی مقابل هم ايستاده‌اند و می‌خواهند سر قدرت با همديگر منازعه داشته باشند. نخير! اين مردم هستند که در ميدان هستند و گله‌های ديرينه‌ی خودشان را الان بر زبان می‌آورند. چنانچه در شعار خودجوش نمازجمعه ديديم. می‌گويند: “مرگ برچين” و “مرگ بر روسيه”. مگر چين و روسيه در منازعات انتخاباتی دخالت داشتند. نه، اين طور نيست. پس چرا مردم می‌گويند “مرگ بر چين” و “مرگ بر روسيه”؟ برای اين‌که دولت ايران مرتکب نقض حقوق بشر شده است، آنهم بارها و بارها، سال‌ها و سال‌ها. مردم اعتراض کردند، وليکن همواره در شورای امنيت چين و روسيه از اعمال ايران حمايت کردند و اين در حالتی‌ست که هر دو کشور خودشان از ناقضان مهم حقوق بشر در جهان هستند و از افرادی هستند که مسلمان‌ها را بی‌دفاع و بيگناه می‌کشند.
در دنباله‌ی همين صحبت شما در مورد رابطه‌ی ‌ميان مردم و حکومت، آقای رفسنجانی در سخنان خودشان به حکومت نسبت به فقدان اعتماد ميان مردم و حکومت هشدار دادند و خواستار اين شدند که اين اعتماد ميان مردم و حاکميت احيا بشود. فکر می‌کنيد در اين وضعيت بحرانی چنين اعتمادی قابل احيا است؟بله، اگر عقلانيت به خرج داده بشود و اگر به حرف مردم گوش بدهند، طبيعتا مردم هم اعتمادشان را برمی‌گردانند. و برای اين کار، من قبلا هم بارها گفته‌ام، چهار مسئله بايد اتفاق بيفتد. در درجه‌ی اول خشونت‌های دولتی بايد متوقف بشود، و حال آنکه ديديم حتا در نمازجمعه‌ی امروز هم خشونت اتفاق افتاد و به سوی مردم بيگناهی که برای نمازخواندن می‌رفتند حمله کردند. ازجمله اشاره می‌کنم به دستگيری خانم شادی صدر که در حقيقت او را دستگير نکردند، بلکه ربودند. عده‌ای لباس شخصی بدون داشتن هيچ حکمی کشان کشان يک زن مسلمان را که به نمازجمعه می‌رفت آنچنان دستگيرش کردند که حتا روسری و لباسش ازتن‌اش بيرون آمد. اين شيوه‌ی رفتار با مردم بايستی متوقف بشود. دوم، کليه‌ی دستگيرشدگانی که بعد از انتخابات دستگير شده‌اند، بايستی فوراً بدون قيد و شرط آزاد بشوند. سوم به آسيب‌ديدگان و خانواده‌ی شهدايی که بعد ازانتخابات جان خودشان را در راه آزادی از دست دادند، بايستی خسارت پرداخت بشود. و چهارم، اين انتخابات بايد باطل اعلام شود، و انتخابات ديگری تحت نظارت سازمان ملل متحد برگزار گردد. با اين چهار شرط است که مردم اعتمادشان برمی‌گردد . هرکدام از اين چهار شرط بخواهد حذف بشود، بازجای اما واگر باقی می‌ماند و مردم فاصله‌شان را با حکومت حفظ می‌کنند. همچنانکه تا الان هم حفظ کرده‌اند.
با اين شروطی که شما ذکر کرديد، به نظر می‌آيد چنين اعتمادی قابل احيا نيست. زيرا از قرار معلوم حاکميت مقاومت می‌کند. بنابراين می‌پرسيم، آيا نظام حکومتی ايران دستخوش بحران شده است؟مسلماً آنچه در ايران هست حالت عادی نيست و بحران يکی از نام‌هايش است. مردم می‌بينيد که از هر فرصتی برای بيان آلام خودشان برای بيان گله‌های ساليان سال خودشان دارند استفاده می‌کنند. حکومت بايستی عاقل باشد. با چند حرکت سياسی که به سمت مردم می‌تواند برود، می‌تواند از آنها دلجويی کند و دو مرتبه همان مردم خوب مهربان پشتيبان حکومت خواهند بود. اما آن چهار شرط بايد اتفاق بيفتد.
حالا پس از اين نماز جمعه‌ که به نظر شما نمازجمعه‌ای تاريخی بوده، فکر می‌کنيد اعتراض‌ها همچنان ادامه خواهند يافت؟بله. چگونه می‌شود مادری که بيش از بيست روز است به دنبال فرزندش می‌گردد و بعد متوجه می‌شود جسد فرزندش در اين مدت در سردخانه بوده و به او نمی‌گفتند و منتظر بودند سروصداها بخوابد، آيا اين مادر بايد فراموش کند؟ چه طور می‌شود که خانواده‌ی تعداد کثيری که اعضايشان در زندان هستند، اينها فراموش کنند که عزيزانشان اسيرند؟ چه گونه می‌شود افرادی که فقط به صرف اين که ما اعتراض داريم به خيابان آمدند، آنچنان کتک خوردند که استخوانشان شکسته و زخمی‌شده‌اند، اين آلام را فراموش کنند؟ و چگونه می‌شود که مردم گله‌های ساليان سال را به اين راحتی فراموش کنند؟ بنابراين من به شما قول می‌دهم آنچه در ايران اتفاق افتاده است فروکش کردنی نيست. اعتراضات مردم تمام نشده است. جنبش تمام شدنی نيست. فقط رنگ عوض می‌کند. يک موقعی به صورت خيابان آمدن، يک موقعی هم به صورت شعار “الله اکبر”، يک موقع هم به صورت کميته‌ی مادران عزادار و شيوه‌های ديگر. مردم ايران خلاقيت دارند. علی‌رغم سرکوب‌هايی که می‌بينند، علی‌رغم سانسورهايی که هست، اعتراض خودشان را بيان می‌کنند. من خوشحالم که بگويم مردم ايران به آن درجه از بلوغ سياسی رسيده‌اند که اعتراضات خود را بسيار مسالمت‌آميز بيان کنند. اين اعتراضات تمام شدنی نيست.

مهم : مراسم مجوزدار حامیان موسوی و کروبی در شیراز

یک منبع موثق از شیراز خبر داده است که ستادهای موسوی و کروبی موفق به دریافت مجوز از فرمانداری شیراز برای برگزاری برنامه تقدیر از فعالان ستادهای خود شده‌اند.
این برنامه فردا یک‌شنبه ۲۸ تیر، ساعت ۶ بعدازظهر برگزار خواهد شد. مکان برنامه هم تالار احسان (آخر فرهنگ شهر، میدان احسان) است.

نکته ای که در سخنان هاشمی به آن توجه نشد : "رفراندوم"

احسان هوشمند
رييس مجلس خبرگان تاکيد کرده که بايد از مردم پرسيد. چگونه مي‌توان نظر مردم در اين خصوص را اخذ کرد؟ مهمترين و قانوني‌ترين شيوه در اين خصوص مراجعه به آراي عمومي است. با مراجعه به اراي عمومي مي‌توان نظر مردم ايران در خصوص انتخابات اخير را جويا شد.
خطبه هاي روز جمعه اکبر هاشمي رفسنجاني در خصوص رويداد هاي اخير ايران بازتاب گسترده اي در محافل سياسي و اجتماعي داخل و خارج از کشور داشت.هاشمي رفسنجاني با بحراني توصيف کردن اوضاع کنوني کشور براي خروج از اين وضعيت پيشنهاد هايي را ارايه کرد.از جمله امکان دسترسي طرف هاي مختلفِ چالش به راديو و تلويزيون و رسانه هاي گروهي براي اعلام نظرات و ديدگاه ها و دلايل خود،آزادي بازداشت شدگان اخير،رعايت قانون،دلجويي از خانوده هاي داغدار اين حوادث .اگر تنها قرار باشد اين بخش از پيشنهادات رفسنجاني مورد توجه قرار گيرد،ضمن انکه موجب تلطيف فضا و بازگرداندن آرامش حداقلي به جامعه مي شود اما نمي تواند حلال مشکلات باشد.چرا که نتيجه عملي مشخصي براي حل مسائل و کاهش بي اعتمادي گسترده اي که شکل گرفته در پي نخواهد داشت.بالاخره پس از اين اقدامات مردم منتظر تغيير شرايط هستند و اين اقدامات نمي تواند تغيير قانون مندي در پي داشته باشد.هاشمي رفسنجاني با رويکردي واقع بينانه براي نتيجه بخش نمودن پيشنهادات خود راه کار قانوني با اهميت ديگري نيز ارايه داد که توجه به آن مي تواند به حل ريشه اي مسائل پيش آمده بينجامد.رفسنجاني گفت:بالاخره بايد فضايي به وجود بيايد كه همه افراد بتوانند حرف‌هاي خود را بزنند و بدون دعوا و مشاجره و با حاكميت منطق هر طرفي حرف‌هاي خود را بزند و مردم تصميم بگيرند كه البته در اين ميان كار عمده بر دوش صدا و سيما است كه مخاطبان زيادي دارد و البته ساير رسانه‌ها نيز بايد كار خود را انجام دهد.هاشمي رفسنجاني مجدد تأكيد كرد: بحث‌ها بايد منطقي باشد و بايد برادرانه و خواهرانه با يكديگر حرف بزنيم و هر طرف دليلش را بگويد و بالاخره مردم در اين بين خودشان مي‌فهمند و در آخر نيز مي‌توان از مردم پرسيد .رييس مجلس خبرگان تاکيد کرده که بايد از مردم پرسيد.چگونه مي توان نظر مردم در اين خصوص را اخذ کرد؟مهمترين و قانوني ترين شيوه در اين خصوص مراجعه به آراي عمومي است.با مراجعه به اراي عمومي مي توان نظر مردم ايران در خصوص انتخابات اخير را جويا شد.چنانچه اين مهم در دستور کار قرار گيرد بايد منتظر فصل نويني از تحولات و در نتيجه تقويت همبستگي ملي ايران باشيم.اين بخش اساسي از نظرات هاشمي رفسنجاني در تحليل ها مغفول ماند !در حالي که نتيجه منطقي پيشنهادات رفسنجاني مراجعه به راي و نظر صاحبان مملکت يعني احاد ملت ايران است.اين ملت ايران است که بايد نظر خود را به روشني در اين خصوص بيان کند.

واکنش ها به خطبه های هاشمی 5 ( بیانیه جبهه مشارکت)

بسم الله الرحمن الرحيم
نماز جمعه اين هفته تهران با حضور ميليوني مردم تهران شكوهي بيسابقه و تاريخي داشت.مردمي كه در طول يكماه گذشته مصرانه پيگير خواسته هاي قانوني و بر حق خود بودند و به جاي پاسخ منطقي و مستدل با موج سركوب و سانسور روبرو شده بودند فرصتي يافتند تا در فضاي معنوي نماز جمعه بار ديگر در كمال آرامش و با حضوري چشمگير اعلام كنند تا رسيدن به خواسته هاي خود قدمي به عقب برنخواهند داشت.آنچه از زبان خطيب محترم جمعه آيت الله هاشمي رفسنجاني جاري شد و راهكارهاي ايشان ميتواند نقطة شروعي باشد كه حاكميت با اجابت آنها گامي به سوي بازسازي اعتماد از دست رفته بردارد. مردمي كه در جريان انتخابات به جاي صداقت و امانتداري مسئولان با كودتا روبرو شدند اكنون جز آراي خود چيزي طلب نميكنند. مردم انتظاري جز اين ندارند كه مشروعيت دولت برآمده از تقلب در اركان نظام به رسميت شناخته نشود و اجازه داده نشود تا عدم مشروعيت اين دولت به اركان ديگر نظام نيز سرايت كند.خواستة مردم جز اين نيست كه صدها تن از فرزندان غيور آنها كه تنها به جرم گرم كردن انتخابات اينك در زندان به سر ميبرند بدون قيد و شرط آزاد گردند و به آغوش خانوادههاي خود بازگردند؛ نه آنكه پس از يكماه هنوز بسياري از خانواده ها حتي خبري از سلامتي عزيزان خود نداشته باشند.خواستة مردم تهران در جمعة كم نظير چيزي جز اين نيست كه فضاي امنيتي - نظامي حاكم بر كشور كه سبب گسترده ترين سانسور بر رسانه ها، وسائل ارتباط جمعي و منع هرگونه اظهار نظر و تجمعي شده است برطرف و فضاي قانوني آرام به جاي آن حاكم شود.خواسته هاي قانوني مردم جز اين نيست كه قانون شكناني كه هميشه موازين شرعي و اخلاقي را زير پا گذاشته اند به قانون تمكين كنند و دست از مقابله با آرمانهاي انقلاب، امام و خواست مردم بردارند.جبهة مشاركت ايران اسلامي با تشكر از تمامي مردمي كه علي رغم تبليغات سوء گسترده و استقرار محيطي امنيتي با حضور گسترده خود بار ديگر پيمان سبز خويش را تجديد كردند بر تعهد استوار خويش در پيمودن اين راه در كنار مردم تأكيد مي كند. ما مطمئن هستيم تا زماني كه اين حداقل خواسته هاي مردم تحقق پيدا نكنند كودتاگران روي آرامش نخواهند ديد و بيش از همه آنها زيانكاران اين عرصه خواهند بود.
جبهه مشاركت ايران اسلامي

عبدالله نوری پس از 11 سال به نماز جمعه آمد .

نماز جمعه دیروز تهران نه تنها از آن جهت که پس از 30 سال شاهد حضور سلیقه های گوناگون بود بلکه با هفته های پیش از خود نیز متمایز بود.
همانگونه که هاشمی رفسنجانی خطیب جمعه نیز اشاره کرد در نماز جمعه دیروز مردم با سلیقه های سیاسی گوناگون و حتی سلیقه های متفاوت در پوشش های مختلف حضور داشتند. زن و مرد، پیر و جوان و بعضاً خانواده ها با فرزندان خردسال شان آمده بودند.
دیروز نه تنها در گوشه و کنار خیابان ها شمار قابل توجهی نیروهای امنیتی و انتظامی حضور داشتند بلکه مقابل سردر اصلی دانشگاه تهران، خیابان 16 آذر، قدس و... حضور فشرده نیروهای ضدشورش چشمگیر بود که بعضاً به تنش با مردم نیز انجامید.
اگرچه نیروهای انتظامی مستقر با درایت سعی در فروکش کردن تنش ها داشتند اما به واسطه درگیری برخی نیروهای لباس شخصی با مردم همزمان با خطبه های نماز در خیابان های منتهی به دانشگاه تهران گاز اشک آور شلیک شد.دیروز برای نخستین بار پس از آنکه از پشت تریبون نماز جمعه شعار «مرگ بر آمریکا» سر داده شد عده ای از مردم شعار «مرگ بر روسیه» را در مقابل آن سر دادند.
عده ای شعار «یاحسین، میرحسین»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «نیروی انتظامی حمایت حمایت» سر می دادند و عده ای دیگر «مرگ بر غارتگر بیت المال»، «حزب الله ماشاءالله.»
در حین خطبه های نماز جمعه پس از شعارهای انتقادی حامیان موسوی نسبت به مسائل پس از انتخابات هاشمی با دعوت به سکوت به آنان گفت: «تایید شما با این شعارها کافی است؛ بگذارید من بهتر از شما بگویم.»
در زمان خطبه های نماز جمعه پس از آنکه هاشمی پیشنهادهای خود را برای خروج از بحران مطرح کرد کسانی که در صفوف نزدیک به تریبون نماز جمعه نشسته بودند در مواردی با شعارهای خود کوشیدند در ادامه صحبت های هاشمی اخلال ایجاد نکند که البته با هوشیاری خطیب و سایر نمازگزاران تلاش آنان به نتیجه نرسید.
با پایان یافتن خطبه های نماز جمعه و در گرمای 40 درجه تهران مردم در حمایت از میرحسین شعارهایی دادند که در مواردی با واکنش لباس شخصی ها و برخی نیروها مواجه شدند.همچنین حضور میرحسین موسوی در میان مردم با استقبال گسترده آنان مواجه شد.
برخورد با مهدی کروبی و هادی غفاری همچنین بازداشت شادی صدر فعال حقوق زنان از دیگر حاشیه های نماز جمعه دیروز تهران بود.دیروز علاوه بر موسوی و کروبی، عبدالله نوری، سید یاسر خمینی، زهرا رهنورد، عفت مرعشی (همسر هاشمی) و دختران هاشمی، جهانگیری، محسن رضایی، حسن روحانی، مجید انصاری، ناطق نوری، محسن رضایی، محمد هاشمی، محمدرضا باهنر، علیرضا محجوب، نبی حبیبی و شیخ قدرت الله علیخانی به نماز جمعه آمدند.
حضور عبدالله نوری بعد از قریب به 11 سال در نماز جمعه تهران و در حالی که در میان مردم در میدان فلسطین بود قابل توجه افکار عمومی قرار گرفت.
آخرین حضور عبدالله نوری در نماز جمعه به سال 1377 برمی گردد که در آن زمان از سوی برخی افراد منتسب به گروه های خاص تعرضاتی به وی صورت گرفت.دیروز نیز مدیرمسوول روزنامه توقیف شده «خرداد» همراه با مردم در نماز جمعه حضور یافت که در حوالی میدان فلسطین گروهی از نیروهای سرکوبگر، لباس شخصی و موتورسوار با رکیک ترین الفاظ وی را مورد اهانت و تعرض قرار دادند.
وضعیت به گونه ای بود که برخی از حاضران جهت جلوگیری از وقوع آسیب جانی و تشنج مطلوب سرکوبگران از عبدالله نوری درخواست کردند محل را ترک کند که در نهایت با همراهی مردم تلاش مهاجمان ناکام ماند.

واکنش ها به خطبه های هاشمی 4 (اصلاح طلبان)

اعتماد می نویسد:« هاشمی رفسنجانی دیروز در حالی پس از هشت هفته غیبت پشت تریبون نماز جمعه تهران قرار گرفت که ساعت ها پیش از حضور وی در جایگاه، خیابان انقلاب و سایر خیابان های منتهی به مکان نماز جمعه تهران به دلیل کثرت جمعیت قفل شده بود؛ جمعیتی که کوشیده بودند با نمادهای سبز خود در این مراسم حاضر شوند.»
برخلاف رسانه ها و شخصیت های حامی دولت که از سخنان هاشمی ناراضی شدند اما اصلاح طلبان از اظهارات وی استقبال کردند. در این راستا جبهه مشارکت ایران اسلامی هم با انتشار بیانیه ای از "حضور میلیونی مردم تهران" در نمازجمعه این هفته تشکر کرد و نوشت: «آنچه از زبان خطیب محترم جمعه، آیت الله هاشمی رفسنجانی جاری شد و راهکارهای ایشان می تواند نقطه شروعی باشد که حاکمیت با اجابت از آنها گامی به سوی بازسازی اعتماد از دست رفته بردارد.»
غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی و رئیس ستاد انتخاباتی آقای کروبی هم در مقاله ای در شماره روز شنبه ۲۷ تیرماه روزنامه "اعتماد ملی" که بر روی اینترنت منتشر شده، نماز جمعه دیروز را "نقطه عطف دیگری در تاریخ کشور و انقلاب" خوانده و با اشاره به درگیری های روز جمعه نوشته است: «برخی گروه ها کوشیدند زمینه ای فراهم کنند تا سخنان آقای هاشمی... تحت تأثیر خبرهای دیگر قرار گرفته و انعکاس کمتری داشته باشد.»
اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی نیز در واکنشی به نماز جمعه دیروز اظهار داشت که آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه "در میانه جریانات سیاسی" ایستاد و کوشید کف مطالبات دو طرف را مطرح کند.
به گفته گرامی مقدم، یک طرف انتظار دارد مشروعیت انتخابات و دولت برآمده از آن توسط رقیبان پذیرفته شود و طرف دیگر، این انتخابات را مخدوش می داند و معتقد است که دولت مشروع نیست.
او گفت: «آقای هاشمی برای اینکه کشور و نظام از این بحران خارج شود، گفتند که در چنین شرایطی به وحدت نیاز داریم و مطالباتی را مطرح کردند که در میانه مطالبات اصلی دو طرف قرار دارد.»

روایت شاهد عینی از حمله به کروبی در نماز جمعه

در حالی که برخی شایعات از ضرب و شتم مهدی کروبی خبر می داد، خبرنگار «شفاف» توانست به جزئیات بیشتری از این ماجرا دست پیدا کند.
یکی از حاضران در محل نماز جمعه امروز تهران که ضرب و شتم دبیرکل حزب اعتماد ملی را دیده است گفت:« آقای کروبی در حال بحث با هواداران خود به طرف درب حرکت می کرد که با ماموران نیروی انتظامی روبرو شد.»
به گفته این شاهد عینی، ماموران انتظامی حاضر از این نامزد انتخابات خواسته بودند تا با ماشین پلیس ادامه مسیر را طی کند و در این راستا کروبی از هواداران خویش نیز خداحافظی نمود.
این شاهد می افزاید:« در حالی که کروبی در حال گذر از درب دانشگاه تهران بود، ناگهان حدود 15 الی 20 نفر به وی حمله کردند.»
وی با اشاره به اینکه «هواداران باقی مانده اطراف کروبی دست های خود را به همراه محافظان کروبی، اطرافش زنجیر کردند و بقیه نیز به یاری آنان شتافتند» افزود:« ولی فشار به حدی زیاد بود که عمامه آقای کروبی هم افتاد و عینک شان نیز از چشمشان جدا شد.»
وی از هتاکی و فحاشی در این ماجرا نیز خبر داد.
به گفته وی، این ماجرا با دخالت نیروی انتظامی پایان یافته بود.
این شاهد عینی تصریح کرد که تا لحظه ای که جمعیت اطراف متفرق شدند، آسیب خاصی متوجه کروبی و یا سلامتی وی نشده بود.
گفتنی است که مرتضی تمدن، استاندار از پيگيري حادثه مشكوك ضرب‌وشتم كروبي خبر داد و گفت: هرگونه اعتراض و انتقادي بايد در چارچوب قانون باشد.
رئيس شوراي تأمين استان تهران با محكوم كردن رفتارهاي غير قانوني تأكيد كرد: از نظر ما اين حادثه، يك حادثه معمولي نيست و قطعاً عناصر مشكوكي در طراحي و اجراي آن نقش داشته‌اند.
استاندارد تهران در پايان از نيروهاي انتظامي و امنيتي خواست، هرچه سريع‌تر عاملان اين حادثه را شناسايي و به محاكم قضايي تحويل دهند.
این واقعه در حالی رخ می دهد که سجاد صفار هرندی، فرزند وزیر ارشاد دولت نهم در مورد احتمال کتک خوردن اصلاح طلبان گفته بود:« اگر موسوی و خاتمی به نماز جمعه بیایند شک نکنید که برای تکرار ماجرای فحش و کتک خوردن عبدالله نوری و مهاجرانی در تابستان ۷۷ آمده اند و وقتی که به این نیت آمده اند معلوم است که این اتفاق نباید بیفتد! همچنان که با شعار های تند و غیر عقلانی نباید فرصت مظلوم نمایی و خود بهشتی بینی (!) به کسی داده شود. حتی اگر محتوای خطبه ها بد بود که بعید است نباشد!!»
وی از کروبی که امروز این واقعه برای وی اتفاق افتاده است، نام نبرده بود.

چند نفر درنماز جمعه شرکت کردند؟

در حاليكه رسانه هاي داخلي وخارجي حضور مردم در نمازه جمعه اين هفته تهران را بي سابقه توصيف كردند برآوردها حاكي از حضور 1.5 تا 2.5 ميليون نفر در اين نماز جمعه است. براساس اين برآورد كه براساس مساحت تحت پوشش حضور مردم صورت گرفته در صورتيكه ميزان حضور افراد 3نفر در هرمتربع محاسبه شود با توجه به حضور مردم در پانصد هزار مترمربع در دانشگاه تهران خيابانهاي اطراف كه تا ميادين وخيابانهاي ديگر نيز كشيده شده بود جمعيت حاضر بيش از يك ونيم ميليون نفر بوده اند. اما برخي ديگر از ناظران با محاسبه افراد زيادي كه براي حمايت از مهندس موسوي ونه شركت در نماز در ميادين و رههاي منهي به دانشگاه اجتماع كرده وپس از نماز به مردم پيوسته اند جمعيت حاضر را تا دو نيم ميليون نفر برآورد كرده اند. گفتني است پرشورترين نمازجمعه هاي تاريخ تهران در دهه اول انقلاب با حضور حدود يك ميليون نفر ودر سالهاي اخير در روزجهاني قدس و روزهاي خاص برگزار مي شده است حدود 500تا 800هزار نفر در نماز جمعه تهران شركت مي كردند.
ارسالی توسط مرد آزاد

جدال پایان ناپذیر احمدی نژاد با رفسنجانی ؟

محمود احمدی نژاد در سخنرانی عصر روز پنجشنبه خود در مشهد "اصلاح ایران" و "اصلاح جهان" را دو "مأموریت بزرگ" دولت دهم نامید که، به گفتۀ او، لازم و ملزوم یکدیگرند. رئیس جمهوری ایران نظام جهانی را "ناعادلانه و ظالمان" توصیف کرد و گفت که دولت او قصد و مأموریت دارد با حضور مقتدرانه در صحنۀ بین المللی این نظام ناعادلانه را دگرگون کند و قدرت های جهانی را از موضع خود پائین بکشد. رئیس جمهوری ایران در بخشی از سخنانش اضافه کرد که مأموریت اول دولت او یعنی اصلاح و آبادانی ایران بدون حتا اصلاح مناسبات بین المللی میّسر نمی شود. رئیس جمهوری ایران در جای دیگری از سخنانش گفت : دولت او "با عزت و اقتدار وارد عرصه های جهانی می شود و دشمنان را از موضع استکبار به زیر خواهد کشید." او همچنین گفت : "ملت ایران نخواهد گذاشت که قدرت های جهانی حتا یک شب به راحتی بخوابند." در عرصۀ داخلی محمود احمدی نژاد بی آنکه نامی از کسی ببرد اظهار داشت "هیچ کس حق ندارد برای خود و نزدیکان خود یا بستگان خود حق ویژه و امتیاز ویژه قائل باشد." رئیس جمهوری ایران سپس افزود : "من از زبان شما مردم می گویم که این ملت از دولت می خواهد که تمام حقوق ملت را که یک عده به صورت ویژه برده اند، پس بگیرد و به بیت المال بازگرداند." ایسنا خبرگزاری دانشجویان ایران تصریح کرده است که در پی این سخنان حاضران در محل شعار می دادند "احمدی بت شکن، بت بزرگ را بشکن". گفتنی است که در جریان کارزار انتخابات ریاست جمهوری اخیر محمود احمدی نژاد، رئیس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، و فرزندان و بستگان وی را متهم به رانت خواری و سوءاستفاده از اموال عمومی کرد. مهدی خانباباتهرانی فعال سیاسی و تحلیلگر مقیم آلمان در نخستین واکنش به سخنان محمود احمدی نژاد گفته است :
نخستین واکنش من این است که آقای احمدی نژاد این سخنان را با پناه بردن به امام رضا و جناب آقای طبسی در مشهد ایراد کرده است. چون حتماً اطلاع داشته است که این هفته کس دیگری قرار بوده در نماز جمعه صحبت کند. به نظر من بلندپروازی های آقای احمدی نژاد ارزش واکنش ندارد. نکته مهم اما آغاز تشکیل کابینۀ جدید توسط اوست. میدانیم که رئیس سازمان انرژی اتمی در این فاصله تغییر کرده و آقایان هاشمی ثمره و اسفندیار مشایی به معاونان اول رئیس جمهوری بدل شده اند. باور من این است که آقای احمدی نژاد یک گریزی به پیش کرده است. به این معنا که پیش از انجام سخنرانی آقای رفسنجانی او خواسته است که پایگاه های خود را محکم کند. اینکه او در سخنانش جهت حمله را متوجۀ رفسنجانی کرده تا حدودی قابل فهم است. در هر حال جدالی را که احمدی نژاد با رفسنجانی در کارزار انتخابات ریاست جمهوری آغاز کرده پایان نیافته است. اگر عمر آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری ادامه پیدا کند، بدون شک سرنوشت آقای رفسنجانی نامعلوم خواهد بود. آقای رفسنجانی می داند که احمدی نژاد طناب را آماده کرده تا به گردن او بیاویزد. بی سبب نیست که بخشی از سخنان امروز آقای رفسنجانی در نماز جمعۀ تهران به نحوۀ برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اختصاص یافت. واقعیت این است که سرنوشت رفسنجانی گره خورده است به وضعیت نظام اسلامی ایران. پیش بینی من این است : یا نظام اسلامی از این بحران عبور خواهد کرد یا اینکه کودتایی در کودتا خواهد شد و در این صورت عناصر طالبانیست حکومت احمدی نژاد آقای رفسنجانی را بر صندلی اتهام خواهند نشاند.

پی آمدهای موضع فرانسه در مورد حقانیت احمدی نژاد


وزیر امور خارجۀ فرانسه در سخنان روز پنجشنبه اش در سنای این کشور تـأکید کرد که فرانسه در صورتی محمود احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهوری جدید ایران به رسمیت می شناسد که همه و اساساً دیگر نامزدهای انتخابات اخیر ریاست جمهوری این کشور او را به همین عنوان به رسمیت بشناسند. مهدی مظفری استاد روابط بین الملل در دانشگاه "آهوروس" دانمارک در مورد معنا و پی آمدهای موضع دولت فرانسه در قبال مقام رسمی محمود احمدی نژاد چنین می گوید :

آقای محمود احمدی نژاد در این چهار سالی که رئیس جمهوری ایران بودد شخص محبوبی در مجامع بین المللی و به خصوص در نزد کشورهای غربی نبوده است. ایشان همواره با سخنان و رفتارش انتقادها و اعتراض های بسیاری را در نزد کشورهای غربی برانگیخته است. اکنون که آقای احمدی نژاد در تنگنا قرار گرفته و حقانیت یا مشروعیت او به عنوان رئیس جمهوری مورد انتقاد و پرسش است، وزیر امور خارجۀ فرانسه نیز می کوشد با بهره برداری از این شرایط محمود احمدی نژاد را ضعیف تر از پیش کند. چون صرف نظر از اینکه چه کسی رئیس جمهوری ایران باشد، مسألۀ اتمی این کشور باصطلاح روی میز است و به نفع کشورهای غربی است که دولت ایران و نمایندۀ دولت ایران در مذاکرات اتمی ضعیف باشند. البته پیشتر رئیس جمهوری آمریکا نیز به همین موضع مشروعیت رئیس جمهوری ایران اشاره کرده و گفته بود که مسألۀ انتخابات در ایران "مسأله دار" شده است و اینکه نه اوضاع ایران روشن است و نه معلوم است که چه کسی مالاً رئیس جمهوری ایران خواهد شد. اینکه این نظر چقدر دامنه دار شود دست کم به دو عامل بستگی دارد : اول اینکه خود تحولات و اعتراض های مردمی در ایران چه روند و سمت و سویی بگیرند؛ دوم اینکه خود دولت ایران چه رویکردی در قبال پروندۀ اتمی در پیش خواهد گرفت. اگر دولت ایران در این زمینۀ دوم روی خوش به غرب نشان بدهد، کشورهای غربی هم این مشکل مشروعیت آقای احمدی نژاد را فراموش می کنند. زیرا به نفع آنهاست که این مسألۀ اتمی حل شود.
به نظر من ایشان انگشت روی مسأئل اساسی گذاشته است. به طور خلاصه می توان گفت که در ایران دو نبرد به طور همزمان در جریان است : یکی نبرد "زر با زور" است و دیگری "نبرد مردم با زر و زور". در این میان آقای خامنه ای نماد و نمایندۀ زور و قدرت است، آنهم بر اساس پشتیبانی که از پاسداران و بسیجیان دریافت می کند و در مقابل آقای رفسنجانی نمایندۀ "زر" یا سرمایه داری مدرن ایران است که از سیاست های اقتصادی و مالی دولت آقای احمدی نژاد ضرر بسیار دیده است. در کنار این نبرد اما شاهد نبرد جامعه هستیم با دارندگان "زر و زور" در ایران. در این نبرد مردم و به ویژه جوانان نقش مهمی دارند که می گویند : این انقلاب متعلق به ما نیست. ندا و سهراب نمایندگان همین نسل جوان هستند که انقلاب اسلامی را نشناخته است. در واقع، وقتی وزیر امور خارجۀ فرانسه، برنارد کوشنر، از جریان دموکراسی خواهی در ایران صحبت می کند و می گوید که کشورش از این جنبش پشتیبانی می کند نظر به همین جوانان دارد. وقتی که نیز او تأکید می کند که این جنبش آینده خواهد داشت منظورش این است که جوانان ایرانی از انقلاب اسلامی بریده اند و خواستار این هستند که بر سرنوشت شان خودشان حاکم شوند.

واکنش به خطبه های هاشمی 3 (کاخ سفید)


آمریکا از سخنان علی اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعۀ استقبال کرد. هاشمی رفسنجانی روز جمعه، در خطبه های نماز جمعه با اشاره به وضعیت کشور، خواستار رفع سانسور و فشار بر رسانه ها و همچنین آزادی زندانیان روزهای اخیر شد.
فیلیپ کرولی، یکی از سخنگوهای دولت آمریکا با اشاره به این سخنان، گفت:" دولت آمریکا آزادی بیان و آزادی مطبوعات را اصولی جهانی می داند و هاشمی رفسنجانی نیز با دعوت به رفع سانسور برای رسانه ها و شفاف سازی در مورد آنچه در ایران می گذرد، بر این اصول تأکید کرد".
به نوشتۀ خبرگزاری فرانسه، سخنگوی دولت آمریکا، سعی کرد از اظهار نظر در مورد مشروعیت انتخابات ریاست جمهوری ایران خودداری کند، اما تأکید کرد که حکومت ایران هنوز فرصت دارد بمردم خود در مورد آنچه در روزهای اخیر اتفاق افتاده، پاسخ بدهد.
وی افزود دولت آمریکا به نظارۀ آنچه که در ایران می گذرد، ادامه می دهد اما این دولت آمریکا نیست که باید در این مورد- شرایط ایران پس از انتخابات دهمین دورۀ ریاست جمهوری- تصمیم بگیرید چرا که این اتفاقات منازعه ای است که در حال حاضر در ایران می گذرد و باید در آنجا حل شود.
هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعۀ بیست و ششم تیرماه، خواستار آزادی زندانیان دستگیر شده در روزهای اخیر، دلجویی از خانواده هایی که کسانی را از دست داده اند، و رفع سانسور تشدید شده بر مطبوعات در روزهای اخیر شد.
رسانه های خارجی از حضور در نماز جمعۀ روز گذشته برای پوشش خبری منع شده بودند. هاشمی رفسنجانی همچنین گفت که تمام گروههای سیاسی و مخالفان باید بتوانند نقطه نظراتشان را بدون فشار و سرکوب مطرح کنند.

عفو بین الملل: شادی صدر را فوراً آزاد کنید

عفو بین الملل- سازمان بین المللی مدافع حقوق بشر که مقر آن در لندن است- در روز جمعه، با صدوربیانیه ای خواستار آزادی فوری خانم شادی صدر – وکیل دعاوی و فعال حقوق بشر- شد که در همان روز در جریان رفتن به نماز جمعه توسط نیروهای موسوم به لباس شخصی دستگیر شده است. عفو بین الملل، که در این بیانیه از دستگیری شادی صدر به عنوان تشدید موج دستگیری فعالان جامعۀ مدنی در ایران ابراز نگرانی کرده است، یادآوری می کند که دستگیری خانم صدر با خشونت تؤام بوده و این فعال حقوق بشر مورد ضرب و شتم لباس شخصی ها قرارگرفته است.
عفو بین الملل از زبان مدیر برنامۀ خاورمیانۀ این سازمان تأکید می کند که این دستگیری یک بازداشت غیرقانونی ، خودسرانه و خشونت آمیز بوده و مسئولان برای نشان دادن کارت شناسائی خود یا دلیل اقدامشان هیچ تلاشی نکردند.
عفو بین الملل در بخش دیگری از بیانیۀ خود می نویسد خانم شادی صدر وکالت خانم شیوا نظرآهاری یکی دیگر از تلاشگران حقوق بشر در ایران را بر عهده گرفته بود که خود در روز چهارده ژوئن دستگیر شده و گمان می رود که در بند دویست و نه زندان اوین باشد. در این بیانیه به کارنامۀ مبارزات خانم شادی صدر در عرصۀ دفاع از حقوق بشر و احقاق حقوق زنان نیز فهرست وار نگاهی انداخته شده است.

واکنش به خطبه های هاشمی 2

آیت‌الله یزدی با انتقاد از اظهارات روز گذشته هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه، تصریح کرد که در حکومت اسلامی مشروعیت و مقبولیت با یکدیگر متفاوت است و همراهی مردم، برای حکومت مشروعیت ایجاد نمی‌کند.این عضو فقهای شورای نگهبان در جمع خبرنگاران درباره خطبه‌های روز گذشته نماز جمعه‌ی تهران اظهار کرد: آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌ی اول و دوم خود زیربنای دیگری را مطرح کرده است که می‌خواهم بگویم حتما ایشان اشتباه کرده و اشتباه می‌کنند. به آنچه مورد اتفاق فقهای اسلامی و شیعه‌ی اثنی عشری است توجه نشده است و آن مساله‌ی حق حاکمیت در نظام جمهوری اسلامی ایران است که ناشی از مردم و خداوند متعال است.رییس دبیرخانه‌ مجلس خبرگان رهبری با بیان این‌که مشروعیت با مقبولیت تفاوت دارد، تاکید کرد: مشروعیت حاکمیت در اسلام از طرف خداوند است و مقبولیت حاکمیت با همراهی مردم است.وی توضیح داد: درست است که بدون همراهی مردم هیچ حاکم اسلامی نمی‌تواند کاری انجام دهد اما همراهی مردم، مشروعیت حکومت را ایجاد نمی‌کند حتی در مورد پیامبر اسلام (ص) هم این‌گونه بود.این عضو فقهای شورای نگهبان در ادامه به بخش دیگری از سخنان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خطبه‌های روز گذشته نماز جمعه تهران اشاره کرد و گفت: تاریخی که ایشان ذکر کردند و البته بخشی از آن را اشاره کرده و بخشی را اشاره نکرده‌اند در واقع این است که پیامبر خدا به غیر از مقام پیامبری، رهبر و امام هستند. به حکم آیات شریفه‌ی معین که از جمله در هشت آیه‌ی قرآن از کلمه‌ی اطیعوا الله و اطیعوا الرسول نام برده شده است تماما موید این مطلب است که برای پیامبر اکرم (ص) در کنار وظایف پیامبری، کارهای نظارتی و کارهایی که توسط حاکم جامعه انجام می‌شود در نظر گرفته شده بود.یزدی ادامه داد: اما آیات دیگری هست که ولایت رسول را قرار داده است. در طول جنگ مصادره‌ی اموال و خراب کردن مسجد منافقین تماما دستورات حکومتی بوده است.وی خاطرنشان کرد: پیامبر همه‌جا رافت و مهربانی و رحمت نمی‌کرده است. در جایی که لازم بوده جنگ کرده و دستور تخریب مسجد ضرار را داده است و این امر لازم بوده است.رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: اصل مهمی که زیربنای حکومت اسلامی است، مورد توجه آقای هاشمی قرار نگرفت این‌که اگر مردم باشند حکومت هست و اگر نباشند نیست، این غلط است. شک نداریم که علی‌(ع) خلیفه‌ی پیامبر (ص) است اما زمانی که پیامبر (ص) رحلت نمودند مردم با ایشان همراهی نکردند. آیا این مساله به این معنا بود که حضرت علی (ع) خلیفه نبود، این گونه نیست. حضرت علی(ع) کنار نرفتند و در حد توان حتی مردم را ارشاد و راهنمایی کردند. یعنی امیرالمومنین در 25 سال خلیفه‌ی مسلمین بودند به عبارت دیگر ایشان مشروعیت را داشتند اما مقبولیت نبود. بعد از مرگ عثمان می‌بینیم که مردم همراهی کردند و علی (ع) خلیفه شد.آیت‌الله یزدی تاکید کرد: این مساله که مشروعیت با مقبولیت متفاوت است زیربنای اسلامی است که از زمان پیامبر اکرم (ص)‌،‌ائمه معصومین،غیبت کبری و در زمان ما این گونه است که ولی فقیه با دستور الهی، ولی امر است و حضور مردم امکان عمل و استیفای حق را می‌رساند.وی در ادامه‌ی سخنان خود مثالی از رهبری امام راحل در زمان طاغوت ارائه کرد و گفت: هنوز طاغوت حکومت می‌کرد که امام دستورات حکومتی صادر می‌کردند که این دستورات با اتکاء به مشروعیت از طرف خداوند و به خاطر این‌که ایشان نائب امام زمان (عج) بودند، صادر می‌شد.رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد:‌ آقای هاشمی رفسنجانی به این مساله مهم اسلامی بی‌توجهی کردند و هم خطبه‌ی اول و هم در خطبه‌ی دوم به گونه‌ای بحث کردند که فقط حکومت مردمی است.

بازداشت کارمند سفارت فرانسه

روزنامه اعتماد ملی در شماره امروز خود نوشت:خبرگزاري فرانسه از پاريس خبر داده يک کارمند محلي سفارت فرانسه در تهران اخيرا مدت چند روز در بازداشت به سر برده است.يک سخنگوي وزارت خارجه فرانسه با اعلام اين خبر گفت: يکي از کارمندان سفارت فرانسه در تهران که تابعيت دو گانه ايراني - فرانسوي دارد، اخيرا در تهران بازداشت شده و پس از چند روز آزاد شده است.اين سخنگو از ارائه جزئيات بيشتر در اين زمينه خودداري کرد.روزنامه فرانسوي فيگارو پيشتر نوشته بود يک کارمند زن ايراني - فرانسوي که در بخش فرهنگي سفارت فرانسه در تهران کار مي‌کند، شنبه گذشته در منزل خود بازداشت شد.ماموران امنيتي کامپيوتر و لوازم شخصي او را ضبط کرده‌اند.اين در حالي است که يک زن جوان فرانسوي ديگر هم اکنون در زندان اوين بسر مي‌برد.

تو در پرولوگ مُردی...

يعقوب بروايه مرده است بهتر بگوييم در جريان حوادث 30 تير گلوله خورد و ... امروز استاد او در دانشكده تئاتر - محمد رحمانيان - در صفحه آخر اعتماد ملي برايش درس آخر را دوباره گويي كرده است. حتما مي دانيد كه يعقوب مدتي است بر سر كلاس هايش حاضر نمي شود.
چرا يعقوب جان؟ چرا اينهمه شتاب؟ كسي سر كلاس‌هاي تئاتر* به تو نگفته بود «پرولوگ» تازه اول عشق است؟ و مانده تا نمايش نرم‌نرمك طلوع كند و حوادث كوچك و فرعي به تدريج جاي خود را به بحران‌هاي سخت و اصلي دهند و اين سربازان و پيشكاران و خدمتگزاران و پيك‌ها و خبرچين‌هاي آغاز پرده اول آرام آرام مشغول فضاسازيند تا قهرمان قَدَر قصه از راه برسد و كينه‌هاي كهنه از پس ابرهاي اندوه بيرون زنند و خيانت‌ها هم قسم شوند و جنون و عقل درهم آميزند و كار را به كارزار بدل كنند و از آب ايمان كره‌ي كفر بگيرند و بميرانند و بميرند و ناميرا شوند. هنوز مانده، نه دودانگي، كه ششدانگ نمايش مانده تا صبح صادق و فرو افتادن پرده‌ها و پايان بازي... پس چرا اين همه شتاب؟ هنوز خواهران طالع‌بين خبر پادشاهي به مكبث نداده‌اند و لير سوداي پاره‌پاره شدن وطن را عيان نكرده، رومئو حتي خواب ژوليت را هم نديده و آنتوني از عشق و كلئوپاترا چيزي نشنيده... هنوز هملت در فلسفه غرق است و ساده‌دلانه مي‌پندارد همزماني سوگ پدر و سرور مادر از سر صرفه‌جويي است.
پس تو چرا به خاك افتادي در اين پرولوگ؟ كدام درام‌نويس ناشي صحنه مرگ تو را رقم زد در اين پيش بازي؟ و كدام كارگردان مثلا ميني‌مال ميزانسن نابه‌هنگام گوشمال و لگدمال شدن به تو داد؟ بگذار خرافاتي شوم و بگويم خون شگون ندارد در پرولوگ*. و كابوس مكبث را به يادآورم كه: «روزگاري، آنگاه كه مغز آدمي از هم مي‌پاشيد همه‌چيز به پايان مي‌رسيد. ولي امروز، مردگان با بست زخم كاري بر سر دوباره برمي‌خيزند.»
حالا شكسپير در حياط بيمارستان منتظر توست. تو در پرولوگ مُردي و او تو را نمي‌بخشد. قاعده بازي را به هم زدي يعقوب با شكوفه‌هاي به گُل نشسته زخم‌هاي كاري سرت. به خاك افتادي و از ياد بردي پرولوگ پايان نمايش نيست، اول عشق است. پس بايد كه برخيزي و دست در دست شكسپير اين جهان را بدرود گويي. و كلاس‌هاي تئاتر را، و استادان و همدرس‌هايت را در دانشكده، در تنهايي و سكوت، در خاموشي صحنه بي‌تشويق آخر، بي‌شاخه‌هاي گل... گفتم گل و يادم آمد دختركي هست، سر همين چهارراه اول بعد بيمارستان با دسته‌هاي گل مريم در آغوش. چند شاخه‌اي براي اُفليا بخر يعقوب جان... شكسپير نشاني گورش را مي‌داند
مطلب حاضر در روزنامه اعتکاد ملی منتشر و توسط مرد آزاد انتخاب شده است .

واکنش ها به خطبه های هاشمی رفسنجانی


در پی حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعۀ تهران، جبهۀ اصلاح طلبان با اشاره به خطبه های روز گذشتۀ نماز جمعه، آنرا فرصت مناسبی برای بازسازی اعتماد از دست رفتۀ مردم می داند، اما اصولگرایان و بخصوص روزنامۀ کیهان در یادداشت روز خود به انتقاد از رفسنجانی پرداخته اند.
در یادداشت روز کیهان که به قلم حسین شریعتمداری نوشته شده، آمده است که جمعیت شرکت کننده، تغییر محسوسی با دیگر جمعه ها نداشته و فقط علاوه بر جمعیت انبوهی که، به نوشتۀ این یادداشت، همه هفته در این مراسم شرکت می کنند، جمعیت چند هزار نفرۀ دیگری نیز حضور داشتند که شماری از آنان از نقاط مختلف به تهران آورده شده بودند.
حسین شریعتمداری با انتقاد از هاشمی رفسنجانی، افزوده است که هاشمی با سخنان خود، " ترجمۀ دیگری از شعارهای هنجارشکنان در نمازجمعۀ دیروز" را ارائه کرده است. در این یادداشت، حسین شریعتمداری، هاشمی را متهم کرده است که با سخن گفتن از تقلب در انتخابات در خطبه های خود، از قانون شکنان حمایت کرده و سخنان رفسنجانی را جانبداری از یک جریان سیاسی خاص دانسته است. مدیر مسئول روزنامۀ کیهان در جای دیگری از این یادداشت، به سخنان رفسنجانی در مورد شورای نگهبان و اینکه این شورا از فرصت پنج روزۀ اضافی آنگونه که باید استفاده نکرده، اشاره کرده و از وی پرسیده است که چرا در همین فرصت پنج روزه، نامزدهای معترض بازشماری ده درصد را نپذیرفته و نمایندگان خود را به این شورا معرفی نکرده اند؟.
شریعتمداری با بیان اینکه خبرگزاری های خارجی از سخنان هاشمی رفسنجانی استقبال فراوانی کرده اند، از جمله به مطرح کردن کلمۀ بحران که خطیب نماز جمعۀ دیروز از آن برای نشان دادن وضعیت کنونی کشور استفاده کرده بود، نوشته است:" آقای هاشمی شرایط کنونی کشور را بحران نامیده اند و خبرگزاریهای غربی از جمله تلویزیون فرانس 24 با پخش این سخنان با ذوق زدگی اعلام کرده اند این اولین بار است که یک مقام علی رتبه در ایران از بحران سخن می گوید. آقای هاشمی رفسنجانی از تعریف واژۀ بحران باخبرند، بین بحران و فتنه تفاوت های فراوانی هست و با مسماترین واژه برای توصیف شرایط کنونی فتنه است و نه بحران".
مدیر مسئول کیهان خطاب به هاشمی رفسنجانی گفته است ماجرای امروز، آنچه در ایران اتفاق می افتد، ماجرای درگیری و رقابت بین دو جناح نیست، بلکه دشمنان بیرونی نظام و انقلاب و امام را نشانه گرفته اند. وی از رفسنجانی خواسته است که به " دشمنان تابلودار امام" فرصت سوء استفاده ندهد.
روزنامۀ دولتی ایران هم در یادداشتی به هاشمی رفسنجانی انتقاد کرده و نوشته است:" همانطور که انتظار می رفت، وی، هاشمی رفسنجانی، از این تریبون، برای بیان مطالبات شخصی اش استفاده کرد و در سراسر خطبه های دوم، حرف هایی را تکرار کرد که طی هفته های گذشته در سخنان یک کاندیدا منعکس شده است".
نویسندۀ این یادداشت که با تیتر" مردم می فهمند" در صفحۀ دوم روزنامۀ ایران به چاپ رسیده، آورده است که وجود بحران و بی اعتمادی مردم به نظام، نادیده گرفتن رأی مردم، وجود تقلب در انتخابات و ... در لابلای سخنان هاشمی شنیده شد و تمام پیشنهاداتی را که هاشمی رفسنجانی برای برون رفت از این بن بست سیاسی ارائه کرده است، پیشنهاداتی صرفاً مفید برای برون رفت خود هاشمی و اطرافیانش از بن بست سیاسی توصیف کرده و افزوده است که " وگرنه مردم می دانند که انتخابات تمام شده است". وی همچنین به رفسنجانی انتقاد کرده است که حمایت های آیت الله خامنه ای را از خود فراموش کرده و از آیت الله خامنه ای بخاطر این حمایت ها تشکر نکرده و از هاشمی رفسنجانی خواسته است که به" استقبال رسانه های بیگانه و دشمنان ملت ایران" از سخنان وی توجه کند.
مجتبی شاکری، عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی نیز در گفتگویی با خبرگزاری فارس، گفت هاشمی به تکلیف تاریخی خود عمل نکرد و انتظار می رفت که وی از آیت الله خامنه ای تشکر کند که این کار را هم نکرد. شاکری با اشاره به سخنان هاشمی رفسنجانی در مورد آزادی زندانیان گفت:" هاشمی باید می گفت که قانون به امور زندانیان رسیدگی کند و آنهایی را که مجرم هستند به سزای عملشان برساند، نه اینکه در نماز جمعه خود را جای قاضی قرار بدهد و بگوید اتفاقی نیافتاده و فرمان به آزادی زندانیان بدهد".
در مقابل انتقادات برخی از حامیان احمدی نژاد نظیر شریعتمداری از هاشمی رفسنجانی، جناح اصلاح طلب از خطبه های نماز جمعه استقبال کرده است. جبهۀ مشارکت با صدور بیانیه ای از مردم برای حضورگستردۀ خود در نماز جمعه تشکر کرده و نوشته است " کودتا گران روی آرامش نخواهند دید". این حزب جناح اصلاح طلب اظهار امیدواری کرده که راهکارهای ارائه شده توسط هاشمی رفسنجانی توسط حاکمیت برای بازسازی اعتماد از دست رفته بکار گرفته شود. مشارکت با اشاره به انتظار مردم از مسئولان، آورده است:" مردم در جریان انتخابات به جای صداقت و امانتداری، با کودتا روبرو شدند اما اکنون آرای خود را طلب می کنند، مردم انتظاری ندارند جز انکه مشروعت دولت برآمده از تقلب در ارکان نظام برسمیت شناخته نشود".
در این بیانیه همچنین با اشاره به آن بخش از سخنان هاشمی رفسنجانی در مورد آزاد کردن زندانیان حوادث روزهای اخیر و دلجویی از آسیب دیدگان برخوردها، خواسته است که زندانیان بدون قید و شرط آزاد شوند و فضای امنیتی-نظامی کشور و سانسور رسانه ها برطرف شود.
صادق زیبا کلام نیز در یادداشت روزنامۀ اعتماد ملی، با اشاره به نقش حساس و کلیدی هاشمی رفسنجانی در حل تمام بحران های کشور از زمان انقلاب تاکنون، افزوده است که هاشمی توانست به نحو شایسته ای به وظیفۀ اسلامی، اخلاقی و انقلابی خود عمل کند. این تحلیلگر سیاسی در یادداشت خود که با تیتر " هاشمی رفسنجانی و مدیریت بحران" به چاپ رسیده، با اشاره به اینکه رفسنجانی علیرغم " ارادۀ ارکان قدرت" مهر تأیید را به انتخابات بیست و دوم خرداد نزد، افزوده است" رفسنجانی سعی کرد به مسئولان نظام یادآوری کند که همۀ عظمت و شکوه نظام بعد از اسلامیت در رأی مردم خلاصه می شود".

سانسور بخشی از خطبه های نماز جمعه تهران

صدا و سیما مشروح خطبه های نماز جمعه تهران را به صورت سانسور شده و گزینشی پخش کرد.
این برخورد شگفت انگیز که در 30 سال گذشته بی سابقه بوده است به ویژه شامل مونتاژ شعار های نمازگزاران و جایگزینی آن با برخی شعارهای خاص بارزتر بود.
جالب تر آنکه صدا سیما شعارهای نمازگزاران مبنی بر مرگ بر چین و مرگ بر روسیه را نیز سانسور کرد.
سازمان تحت امر ضرغامی همچنین هنگامی که آیت الله هاشمی رفسنجانی به کشتار مسلمانان توسط دولت چین پرداخت به سانسور متوسل شد.
اعتراض هاشمی نسب به کشتار مسلمانان چین با شعار یکپارچه مرگ بر چین نمازگزاران مواجه شد به طوری که رئیس مجلس خبرگان رهبری با گفتن اینکه «لطفا آرام باشید من هم دارم همین را می گویم» نمازگزاران را به سکوت دعوت کرد اما این بخش از سخنان هاشمی در جریان مشروح خطبه های نماز جمعه به شیوه ای تردستانه سانسور شد.
گفتنی است جای چند جمله از سخنان ابتدایی خطبه هاشمی رفسنجانی که در آن به شرایط ویژه خیابان های اطراف دانشگاه تهران اشاره شده بود نیز در نسخه پخش شده توسط صدا و سیما خالی بود
ارسالی توسط مرد آزاد

۲۶ تیر ۱۳۸۸

بسیار مهم : گزارش حسین کروبی حمله لباس شخصی ها به مهدی کروبی در نماز جمعه


نيروهاي لباس شخصي در حاشیه نماز جمعه تهران با حمله به مهدی کروبی به او تعرض کرده و وی را مورد اهانت قرار دادند .سحام نیوز ارگان رسمی حزیب اعتماد ملی، حسين كروبي فرزند مهدي كروبي با اعلام اين خبر گفت :"هنگامي كه پدر من در خيابان هاي نزديك به دانشگاه تهران به سمت اين دانشگاه حركت مي كرد مردم بسياري پشت سر او حركت مي كردند و با سر دادن شعارهايي در حمايت از وي خواستار احقاق حقوقشان بودند كه به ناگهان پليس ضد شورش كه در مقابل ايستاده بودند اقدام به تيراندازي هوايي كردند كه در اين حال آقاي كروبي به جمعيت اعلام كرد كه بيش از اين جلو نيايند و خودش در صف اول به نماز جمعه خواهد رفت . " وي ادامه داد : "در اين زمان پدرم را سوار بر ماشين كردند كه به دانشگاه ببرند ولي هنگامي كه مقابل دانشگاه پياده شد تعدادي از نيروهاي لباس شخصي مقابل در ايستاده و به او حمله كردند و او را مورد تعرض قرار دادند به طوري كه عمامه وي از سرش افتاد . انها به فحاشي پرداخته و الفاظ بسيار زشت و زننده اي را به كار مي برند . در همين حال محافظين با سختي آقاي كروبي را وارد دانشگاه كردند . " وی با اعتراض به چنین رفتارهایی و ابراز تاسف از چنین برخوردهایی گفت : " هنگامی که با زحمت توانستیم آقای کروبی را به داخل دانشگاه ببریم بنده به علت ازدحام نتوانستم وارد دانشگاه شوم و وقتی که بیرون ایستاده بودم شاهد ان بودم که فرمانده لباس شخصی ها با بی بسیم به انها خسته نباشید می گفت و تاکید می کرد که کارتان را بسیار خوب انجام دادید . فرزند كروبي همچنين با اشاره به صحنه اي كه در حاشيه يكي از خيابان ها شاهد ان بوده است گفت : "من متاسف شدم كه در جمهوري اسلامي شاهد چنين صحنه هايي بودم ." وی افزود : "هنگامی که قصد برگشت به منزل را داشتم شاهد ان بودم که تعدادی از نیروهای لباس شخصی اطراف یک دستگاه ماشین پژو پرشیا جمع شده اند و البته دو نفر از انها به روی سقف ان ماشین ایستاده و اقدام به تخریب ان می کردند. در همین حال مشاهده کردم که سرنشینان ماشین نیز زخمی شده اند و گویی که رگ دستان انها را زده باشند خون به اسمان فواره می زد و من بسیار از مشاهده این صحنه متاسف شدم . "

گزارش تصویری از حمله وحشیانه به نمازگزاران جمعه