۱۱ تیر ۱۳۸۸

گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای مهندس میرحسین موسوی: اسناد تقلب ها و تخلف ها

تبلیغات غیرقانونی با استفاده از منابع و امکانات دولتی و عمومیبه موجب ماده (68) قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران: «انجام هر گونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها له یا علیه نامزدهای ریاست جمهوری از میز خطابه نماز جمعه و یا هر وسیله دیگری که جنبه رسمی و دولتی دارد و فعالیت کارمندان در ساعات اداری و همچنین استفاده از وسایل و سایر امکانات وزارتخانه‌ها و ادارات، شرکت‌های دولتی و موسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی (به هر مقدار) استفاده می‌کنند و همچنین در اختیار گذاشتن وسایل و امکانات مزبور ممنوع بوده و مرتکب، مجرم شناخته می‌شود.» همچنین «ادارات و سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی و نهادها و اعضای آنها با ذکر سمت خود حق ندارند له و علیه هیچ یک از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه و پلاکارد بدهند«متأسفانه در این انتخابات شاهد نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده (68) قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعداد زیادی از اعضای دولت، مدیران ارشد، استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم بودیم.1/2- در اکثر سفرهای تبلیغاتی انجام یافته توسط آقای احمدی‌نژاد از امکانات دولتی استفاده گردیده و به ویژه استانداران در جمع‎آوری مدعوین از میان کارکنان دولت، مدارس، کارخانجات، اعضای شوراهای اسلامی و امثال آنها از اختیارات خود سوء‌استفاده کرده‌اند.2/2- در سفر آقای احمدی‌نژاد به ارومیه، تبریز، اردبیل و اصفهان از هواپیمای اختصاصی دولت استفاده شد.3/2- بسیج کلیه استانداران و فرمانداران و تشکیل جلسات متعدد در مراکز بخش‌ها و دهستان‌ها به عنوان رسیدگی به مشکلات و بیان عملکردها و تشویق روستائیان به رأی به آقای احمدی‌نژاد از جمله سوء‌استفاده‌ها از ا ختیارات و امکانات دولتی به نفع کاندیدای خاص بوده است.4/2- از دیگر موارد نقض ماده (68) قانون انتخابات، سفر اعضای هیأت دولت به منظور انجام تبلیغات به نفع رئیس دولت و استفاده از امکانات دولتی در این سفرها بوده است. در این زمینه می‌توان به سفر آقای پرویز داودی معاون اول رئیس‌جمهور، آقای سعیدلو معاون اجرایی رئیس‌جمهور و تعدادی دیگر از مدیران دولتی به استان‌های اردبیل و آذربایجان غربی اشاره کرد. همچنین سفرها و سخنرانی‌های آقای متکی وزیر امور خارجه به شهرستان‌های مختلف از جمله زنجان، سمنان، ایلام، سنقر و . . . . از این قبیل موارد بوده است. همچنین در این زمینه می‌توان به سفر و سخنرانی وزیر راه و ترابری و افتتاح نمایشی و زودهنگام راه‌آهن اصفهان – شیراز و بم – زاهدان اشاره کرد. سفرهای تبلیغاتی وزرای دیگری نظیر وزیر بهداشت و درمان، صنایع و رفاه را نیز باید بر این فهرست افزود.5/2- مجامع تبلیغاتی سطوح مختلف مدیران دولتی از جمله استانداران، معاونان استانداران، فرمانداران، مدیران ارشد دستگاه‌های دولتی، رؤسای ادارات و . . . که در این مجامع با استفاده از امکانات عمومی و دولتی ضمن انجام سخنرانی و تبلیغات به نفع آقای احمدی‌نژاد مواد تبلیغی مربوط به ایشان به وفور در اختیار مدیران گذاشته شده و بعضا هدایایی نیز به مدیران داده شده است.6/2- تلاش گسترده بسیاری از مقامات و مسؤلان دولتی با بهره‌گیری از امکانات عمومی به سود آقای احمدی‌نژاد که به طور علنی و در منظر عموم انجام می‌شد و سکوت مسؤلان نظارت در قبال آن شائبه اراده‌ای ناپیدا برای انتخاب مجدد آقای احمدی‌نژاد را جدی‌تر می‌نمود به طوری که در محافل مردمی به فراوانی شنیده می‌شد که همه تلاشی که مردم می‌کنند بی‌نتیجه است و تصمیم از قبل گرفته شده و آقای احمدی‌نژاد به عنوان فرد منتخب اعلام خواهد شد. این موضوع با نقل مواردی منتسب به مقام معظم رهبری نیز تشدید می‌گردید که البته خود در سخنرانی تکذیب نمودند اما تلاش یکپارچه دولتی‌ها به عنوان سند درستی آن مورد استدلال قرار می‌گرفت.7/2- حضور بسیج نیروهای ادارات و آموزش و پرورش گاهی با حکم مأموریت و برخورداری از فوق‌العاده مأموریت برای شرکت در مراسم استقبال از کاندیدای خاص.8/2- افتتاح پروژه‌های عمرانی در دوره مشخص شده برای فعالیت انتخاباتی و استفاده از این اقدام جهت تبلیغ نامزد حاکم.عدم رعایت بیطرفی صدا و سیما و بکارگیری امکانات رسانه‌ای استفاده‌کننده از بودجه‌های عمومی و دولتی از موارد مهم نقض قانون در این انتخابات بود.1/3- تخلفات متعدد و گسترده صدا و سیما در جریان تبلیغات انتخاباتی که منجر به تذکر شورای سرپرستی صدا و سیما و سازمان بازرسی کل کشور گردید.2/3- جانبداری کامل روزنامه‌های کیهان، ایران، جوان و بسیاری از نشریات دولتی و نیز خبرگزاری‌های دولتی مانند ایرانا، برنا، فارس، پانا و . . . از نامزد حاکم که منجر به تذکر کتبی سازمان بازرسی کل کشور شد.3/3- استفاده از صدا و سیما چه پیش از شروع تبلیغات رسمی و چه بعد از آن به نفع یک کاندیدای خاص که ما در این مورد، حضور و اقدام جمعی از کارشناسان برجسته و مستقل در یک هیأت حقیقت‌یاب را طلب می‌کنیم تا این تبلیغات را بررسی کرده و مشخص نماید تا چه اندازه به طور غیرعادلانه برای پیروزی یک نفر از این رسانه دولتی استفاده شده است.تطمیع و خرید رأیبه موجب ماده (25) قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، “آرایی که از طریق خرید و فروش به دست آمده باشد” باطل ولی جزء آرای مأخوذه محسوب می‌گردد. همچنین براساس ماده (33) همین قانون، “تهدید یا تطمیع در امر انتخابات” جرم محسوب شده و “چنانچه وقوع جرایم مندرج در ماده فوق موجب گردد که جریان انتخابات در یک یا چند شعبه ثبت‌نام و اخذ رأی از مسیر قانونی خود خارج شود و در نتیجه کلی انتخابات مؤثر باشد مراتب وسیله وزارت کشور به منظور طرح در شورای نگهبان به هیأت مرکزی نظارت اعلام می‌گردد”آقای احمدی‌نژاد با استفاده از بودجه عمومی و منابع دولتی در آستانه انتخابات با هدف تطمیع و خرید رأی به اقدامات ذیل پرداخته است:1/2- پرداخت 80 هزار تومان سود به عنوان سود سهام عدالت به شش از چهار میلیون و پانصد هزار نفر تحت پوشش نهادهای حمایتی (کمیته امداد، سازمان بهزیستی و رزمندگان) و بیش از 5 میلیون و دویست هزار نفر روستایی که جمعا دارای حدود شش میلیون و هشتصد هزار رأی‌دهنده بوده‌اند.2/2- اجرای عجولانه قانون مدیریت خدمات کشوری بعد از 5/1 سال توقف و پرداخت اضافه حقوق‌های ناشی از آن در ایام تبلیغات انتخاباتی.3/2- اعمال افزایش حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی در آستانه انتخابات.4/2- پرداخت کمک‌های نقدی همزمان با ایام تبلیغات انتخاباتی به کسانی که در جریان سفرهای استانی هیأت دولت نامه‌های درخواست کمک داده بودند.5/2- پرداخت‌های نقدی، سکه، بُن و امثال آن به گروه‌های مختلف اجتماعی نظیر پرستاران، دانشجویان، اعضای شوراهای اسلامی روستایی، برخی از مدیران و کارکنان دولت و . . .6/2- توزیع سیب‌زمینی مجانی در نقاط مختلف کشور7/2- توزیع بن 60 تا 80 هزار تومانی دو سه روز قبل از رأی‌گیری بین روستائیان.8/2- توزیع پول توسط فرمانداری‌ها و کمیته امداد به ویژه در روستاها.9/2- توزیع برنج، آرد، روغن و . . . به ویژه در مناطق محروم و دعوت به دادن رأی به آقای احمدی‌نژاد.تخلفات و اعمال مجرمانه شخص آقای احمدی‌نژادبرمبنای اصل یکصد و شانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و همچنین ماده (35) قانون انتخابات ریاست‌جمهوری اسلامی ایران، نامزدهای ریاست‌جمهوری باید «دارای حسن سابقه و امانت و تقوی» باشند. همچنین به موجب اصل یکصد و سیزدهم قانون اساسی، رئیس‌جمهور مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط می‌شود برعهده دارد. به موجب اصل یکصد و بیست و یکم نیز رئیس‌جمهور در مجلس شورای اسلامی، سوگند یاد می‌کند که پاسدار قانون اساسی کشور باشد، خود را وقف ترویج دین و اخلاق سازد و از هر گونه خودکامگی بپرهیزد و از آزادگی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کند.در ایام تبلیغات انتخابات، خصوصا در مناظره و مصاحبه‌های تلویزیونی آقای احمدی‌نژاد اتهامات بزرگی را علیه بعضی از افراد و شخصیت‌ها در غیاب ایشان و بدون داشتن حق دفاع مطرح کرد که بنا به اظهار صریح ریاست‌ محترم قوه قضاییه و دادستان محترم کل کشور، مصادیق روشن عمل مجرمانه بوده است. این اتهامات به شیوه‌ای غیراخلاقی و ناچسب خوراک اصلی تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد علیه سایر نامزدها خصوصا آقای موسوی قرار گرفت که اساسا می‌توانست موجب تغییر جهت آراء باشد که از دلایل ابطال انتخابات در قانون شمرده شده است. جمعی از علمای بزرگ دینی نیز غیر شرعی بودن این اقدام را اعلام کردند. آقای احمدی‌نژاد در وقت اضافی اهدایی صدا و سیما به ایشان نیز بعد از تذکر مقام معظم رهبری (آن طور که خود در نمازجمعه فرمودند) ضمن اصرار بر مطالب گفته شده قبلی اتهامات جدیدی نیز بر موارد قبلی افزود.در برنامه‌های تبلیغاتی تلویزیونی و مناظره‌ها و سایر تبلیغات آقای احمدی‌نژاد ده‌ها مورد بیان مطالب نادرست و آمار و ارقام غیرواقعی و دروغ‌هایی بیّن دیده شد که مصداق قطعی سقوط «امانت و تقوی» بود که از جمله شرایط صلاحیت نامزدهای ریاست‌جمهوری مطابق قانون است.آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌های تلویزیونی با متهم کردن دولت جمهوری اسلامی و وزارت کشور به سازماندهی اوباش برای حمله به جوانان و مردم و بریدن کراوات‌ها و تراشیدن موی سر جوانان اتهاماتی واهی را طرح کرد که در هیچ مرجع قضایی مورد رسیدگی قرار نگرفته و بدیهی است که عملی مجرمانه محسوب می‌شود.جای تعجب است که شورای نگهبان صدها نفر نامزد انتخابات مجلس را به بهانه‌های اندک رد صلاحیت کرده یا نتیجه انتخابات را با معاذیری مانند تطمیع (مثلا با استناد به یک وعده غذا دادن) باطل کرده است و خود را ذیحق می‌داند که در هر مرحله از انتخابات اگر لازم دید در رأی خود تجدیدنظر یا از طریق ابطال انتخابات یا صندوق‌ها به اصطلاح رفع اثر از تخلفات نماید ولی در مقابل این جرایم، نقص اصول یاد شده قانون اساسی و سقوط شرط امانت و تقوی سکوت کرد در حالی که مطابق ماده (58) قانون انتخابات ریاست‌جمهوری موظف بود عدم صلاحیت آقای احمدی‌نژاد را اعلام نماید.
سازماندهی یکپارچه و بسته وزارت کشور، ستاد انتخابات کشور و هیأت‌های اجراییاز جمله شواهد و قرائن مهندسی یکپارچه آراء در انتخابات ریاست‌جمهوری، سازماندهی یکپارچه و قرنطینه‌ای ساختار وزارت کشور تا پایین‌ترین سطوح، ستاد انتخابات کشور و هیأت‌های اجرایی بوده است.انتخاب رفیق و همکار قدیمی، نزدیک‌ترین مشاور، یار متعصب و رئیس ستاد انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 به عنوان وزیر کشور.انتخاب یکی از یاران متعصب و فعال‌ترین عناصر ستاد انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 به عنوان رئیس ستاد انتخابات کشور.مهره‌چینی وسیع استانداران، فرمانداران، بخشداران و … در طی چهار سال گذشته و تغییرات مداوم آنها در این جهت به نحوی که در آستانه انتخابات 25 استاندار نظامی داشتیم.جانبداری آشکار وزیر کشور و رئیس ستاد انتخابات کشور از رئیس دولت نهم در رسانه‌ها در آستانه انتخابات.یکدستی تمام عیار مدیران سیاسی و انتخاباتی در سلسله مراتب ستاد و صف وزارت کشور و حذف تمامی مدیران با سابقه این حوزه ضریب تبانی و تقلب در انتخابات را افزایش داده است. کلیه استانداران، فرمانداران، بخشداران و اعضای هیأت‌های اجرایی و بازرسی انتخابات دارای تفکر سیاسی و جناحی یکسانی در حمایت از آقای احمدی‌نژاد بوده‌اند.تغییر یکباره تمامی کارکنان و کارشناسان دفتر انتخابات وزارت کشور و جایگزینی افرادی خارج از وزارت کشور به جای آنان.تغییر عوامل سایت شمارش آرای وزارت کشور.یکدستی کامل اعضای هیأت‌های اجرایی بطوری که حتی معتمدی که باید توسط شورای شهرستان و بخش انتخاب و معرفی شود نیز به استناد نظر ناصواب آقای کدخدایی باید گزینش شورای نگهبان را طی می‌کرد.این یکدستی حتی به اعضای شعبه‌های اخذ رأی هم کشید و تا آنجا که می‌شد و توانستند افرادی را بشناسند که ممکن است «نامحرم» تلقی شوند حذف شدند برعکس در موارد زیادی از فعالان ستادهای آقای احمدی‌نژاد در اجرای انتخابات کار گرفته شدند.تصفیه و یکپارچه‌سازی پرسنلی در کنار ایجاد فضای قرنطینه‌ای، غیرشفاف و امنیتی در ستاد انتخابات کشور یکی از مصادیق آشکار خروج متولیان از بی‌طرفی و مهیا نمودن شرایط قرار گرفتن آنان در مظان اتهام مدیریت و مهندسی فرایند انتخابات به شمار می‌رود.علی‌رغم چند بار درخواست، وزیر کشور حتی یک جلسه با نمایندگان ستادهای انتخاباتی نگذاشت.در موارد بسیار در پاسخ تماس آقای احمدی رابط ستاد مهندس موسوی برای طرح مسائل انتخاباتی، گفته می‌شد مسئولان در بیرون از وزارتخانه جلسه دارند!! این موضوع در کنار خبرهایی مبتنی بر تشکیل جلساتی در خارج از وزارت کشور در کمیته‌ای با حضور افرادی که قانونا سمتی در انتخابات ندارند خصوصا پس از رسیدن آرای آقای مهندس موسوی به بالای 50 درصد در نظرسنجی‌ها به این شائبه دامن می‌زند.به لطایف الحیل، از جمله استناد به نامه آقای کدخدایی که اعتبار قانونی ندارد، از ورود نمایندگان نامزدها به جلسات هیأت‌های اجرایی، برخلاف نص صریح قانون و آیین‌نامه اجرایی مصوب دولت ممانعت شد.ایجاد سیستمی بسته و محدود به چند فرد خاص از دستگاههای نظارت و اجرا، به طور مثال در روز انتخابات فقط آقایان محصولی، دانشجو و یک فرد دیگر در اتاق تجمیع کلی آراء در ستاد انتخابات حضور داشتند و نمایندگان نامزدها قادر به نزدیک شدن به این اتاق هم نشدند.در مورد کارشکنی‌هایی از این نوع علاوه بر انعکاس جریانات مذکور به مراجع مسئول از جمله شورای نگهبان و وزارت کشور و روسای قوا و مجمع تشخیص مصلحت نظام، نامه‌ای در تاریخ 14/3/1388 به امضای آقایان مهندس موسوی و حجت‌الاسلام کروبی خدمت مقام معظم رهبری تقدیم گردید و تقاضا شد ایشان، وزارت کشور و شورای نگهبان را ملزم به تمکین و اجرای قانون نمایند. در همین نامه تردید نسبت به صحت و درستی روند برگزاری انتخابات ابراز گردید اما متاسفانه در عمل تاثیری مشاهده نشد و همان روند ادامه یافت.
نقض بی‌طرفی شورای نگهبان، هیأت نظارت و ناظرانبرمبنای اصل 99 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مواد مصرح قانون نظارت شورای نگهبان بر انتخابات ریاست‌جهموری:شورای نگهبان، نظارت برانتخابات ریاست‌جمهوری را برعهده دارد.هیأت مرکزی نظارت برکلیه مراحل انتخابات و جریان‌های انتخاباتی و اقدامات وزارت کشور و هیأت‌های اجرایی که در انتخابات موثر است و آنچه مربوط به صحت انتخابات می‌شود نظارت خواهد کرد.شورای نگهبان در کلیه مراحل در صورت اثبات تخلف با ذکر دلیل نسبت به ابطال یا توقف انتخابات در سراسر کشور یا بعضی از مناطق اتخاذ تصمیم نموده و نظر شورای نگهبان در این مورد قطعی و لازم‌الاجراء است و هیچ مرجع دیگری حق ابطال یا متوقف کردن انتخابات را ندارد.براساس ماده 99 قانون اساسی و مواد 73 و 93 قانون انتخابات ریاست‌جمهوری و مجموعه مواد دوازده‌گانه نظارت شورای نگهبان بر انتخابات ریاست‌جمهوری، صحت برگزاری انتخابات مذکور منوط به حفظ بی‌طرفی کامل شورای نگهبان، هیأت‌ نظارت مرکزی و ناظران شورا و اعمال نظارت دقیق آنان می‌باشد.به گواهی موضعگیری‌های اعضاء محترم شورای نگهبان، این شورا در انتخابات ریاست‌جمهوری، داور بی‌طرف نبوده است.آیت‌الله جنتی در تریبون‌های مختلف از جمله نماز جمعه تهران از آقای احمدی‌نژاد جانبداری کرده است.آیت‌الله یزدی در مقام مدافع جدی آقای احمدی‌نژاد در جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به صراحت از ایشان دفاع کرده و عبور این دو تشکل سیاسی و روحانی از نامبرده را عقلا و شرعا غیرمجاز اعلام کرده است.آیت‌الله مومن و آیت‌الله مدرس یزدی نیز در قالب جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به صورت رسمی از آقای احمدی‌نژاد حمایت کرده‌اند.آیت‌الله کعبی نیز در موارد متعدد از آقای احمدی‌نژاد حمایت نموده و بی‌طرف شناخته نمی‌شود.آقای الهام حقوقدان شورای نگهبان با انجام مسافرت‌ها و همایش‌های انتخاباتی در صف مقدم تبلیغ و تقدیس آقای احمدی‌نژاد ظاهر شده است. ایشان بنا به گزارش دریافتی در میتینگ تبلیغاتی مصلای تهران سخنرانی کرده است. بخشی از نقش طرفداری ایشان تحت لوای سخنگویی و گزارش کار دولت انجام شده است.آقای عزیزی حقوقدان عضو شورا، معاون رئیس‌جمهور است و در موارد متعدد از آقای احمدی‌نژاد حمایت نموده و بی‌طرف شناخته نمی‌شود.آقای کدخدایی اگر چه عضو شورای نگهبان نیست، اما نفوذ او در شورا با توجه به نقشی که در انتخابات به عهده او گذاشته شده پوشیده نیست. ایشان هم به دفعات مواضع جانبدارانه از آقای احمدی‌نژاد داشته است. به علاوه وی با صدور بخشنامه غیرقانونی نامزدها را از داشتن نماینده در هیأت‌های اجرایی به طور کامل محروم کرد.در مجموع 7 نفر از اعضای شورای نگهبان در حمایت از آقای احمدی‌نژاد موضعگیری و بعضا اقدام به سفر و سخنرانی کرده‌اند.هیأت مرکزی نظارت شورای نگهبان، اعضای هیأت‌های نظارت و ناظران شورای نگهبان در سطوح مختلف تا ناظرین شعب را از یک طیف خاص سیاسی انتخاب و در طول سال‌های گذشته سازماندهی کرده است. طیفی یکدست و عمدتا منتسب به تشکیلات و گروه‌های خاص که همواره شائبه جانبداری آنها از برخی از نامزدها وجود داشته و دارد. با وجود محدودیتهای شدید برای حضور نمایندگان آقای موسوی در شعب اخذ رأی و محدودیت ارتباطی نمایندگان برای ارائه گزارش‌هایشان، ده‌ها گزارش در مورد نقض بی‌طرفی ناظران و دخالت آنها به نفع نامزد خاص واصل شده است.شورای نگهبان و هیأت مرکزی نظارت عملا نظارت دقیقی بر انتخابات دهم ریاست‌جمهوری اعمال نکرده است.1/5- تخلفات صریح وزارت کشور از مقررات موجود در خصوص فرآیند تجمیع و اعلام نتایج آراء با بی‌تفاوتی و عدم‌مداخله شورای نگهبان مواجه شد. در حالی که براساس قانون انتخابات و آئین‌نامه اجرایی آن تجمیع آراء می‌بایستی در سطح شهرستان و سپس در ستاد انتخاباتی وزارت کشور با حضور نمایندگان نامزدها صورت می‌گرفت، نتایج شمارش آراء شعب به صورت مستقیم و برخلاف مقررات مذکور و بدون نظارت نمایندگان مذکور مستقیماً به ستاد انتخاباتی وزارت کشور ارسال و در آنجا نیز بدون نظارت نمایندگان نامزدها، تجمیع و اعلام شد. اعتراضات نمایندگان مذکور نیز مورد توجه هیأت نظارت مرکزی منصوب از طرف شورای نگهبان قرار نگرفت.2/5- برخلاف رویه معمول اعلام نتایج آراء نیز بدون هر گونه هماهنگی با شورای نگهبان صورت گرفت و شورای مذکور نسبت به این امر با بی‌تفاوتی کامل برخورد نمود.3/5- تدارک و توزیع غیرقانونی مهرهای انتخاباتی به میزان 100 هزار عدد یعنی بیش از 2 برابر تعداد موردنیاز که با کمال تعجب و تأسف هیچگونه اعتراضی را از سوی آن شورا برنیانگیخت.4/5- شورای نگهبان نسبت به طرح اتهامات واهی و مطالب خلاف واقع از سوی آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌های تلویزیونی و نیز استفاده از امکانات و منابع دولتی برای تطمیع رأی‌دهندگان که از مصادیق نقض صلاحیت آقای احمدی‌نژاد برای تصدی پست ریاست جمهوری و اعمالی مجرمانه بوده است، سیاست سکوت و بی‌تفاوتی اختیار نمود و به وظایف نظارتی خود عمل نکرد.5/5- تهیه میلیونها برگ تعرفه اخذ رأی بیش از حائزین شرایط در کنار کمبود تعرفه در تعداد قابل توجهی از شعب اخذ رأی با واکنش مناسب از سوی نهاد نظارتی مواجه نشد.6/5- سخنگوی این شورا که مواضع جانبدارانه وی از یکی از نامزدها واضح است روز شنبه 23/3/1388 و در حالی که هنوز شکایات نامزدهای دیگر به شورای نگهبان ارسال نشده بود اعلام کرد که این انتخابات یکی از بی‌مشکل‌ترین انتخابات بوده و کمترین تخلف گزارش شده است (نقل به مضمون).با توجه به مجموعه موارد فوق‌الذکر از آنجا که انتخابات دهم ریاست‌جمهوری عملا در غیاب نظارت مصرح در قانون اساسی و مواد قانونی مذکور برگزار گردیده عملا باطل و فاقد اعتبار است.همسو بودن مجر ی و ناظر انتخابات برای اولین بارسازوکار انتخابات در ایران متکی به دو رکن است. وزارت کشور (ستاد انتخابات و هیأت‌های اجرایی) و شورای نگهبان (هیأت‌های نظارت). طرف سومی وجود ندارد و نقش ناظران کاندیداها بسیار حاشیه‌ای و به شدت آسیب‌پذیر است.در طول 30 سال گذشته همواره مجری و ناظر دارای گرایش‌های سیاسی متفاوتی بوده‌اند و این امر سلامت انتخابات را به طور نسبی تضمین کرده بود. اگرچه این مسئله در زمینه‌هایی که یک طرف غلبه داشت (مانند تأیید صلاحیت‌ها) به شدت دچار مشکل می‌شد.برای اولین بار در 30 سال گذشته، مجری و ناظر انتخابات از نظر سیاسی و در حمایت از نامزد خاص هم‌جهت بودند و این امر سلامت انتخابات و امانتداری برگزارکنندگان را بیش از پیش مورد تردید قرار می‌داد.به علاوه مجری و ناظر دارای عقایدی بودند که به موجب آن رأی مردم، زینت و پشتوانه نظام است نه حق مردم و منشأ مشروعیت نظام و پیروزی رقیب را هم در بین هوادارانشان زمینه ترویج بی‌دینی و فساد مالی و حاکمیت بیگانه وانمود کردند. بنابراین پذیرفتنی است که با توجه به شواهد بسیار، به تصرف گسترده در آراء مردم در این انتخابات معتقد باشیم.
مداخله نظامیان در انتخاباتبر اساس فرمایشات امام خمینی (ره ) و ماده 49 آیین نامه انضباطی و ماده 40 قانون جرایم نیروهای مسلح، دخالت نیروهای نظامی در امر انتخابات ممنوع بوده و جرم تلقی می شود. مصادیق ممنوعیت دخالت نظامیان به شرح ذیل می باشد :الف- استفاده از امکانات سپاه بر له یا علیه احزاب، جناح‌ها، گروه‌ها، تشکل‌های سیاسی و نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری.ب- راه‌اندازی و اداره هر نوع جلسه، اجتماع و سخنرانی تبلیغاتی له یا علیه هر یک از نامزدها، جناح‌ها، گروهها و تشکل‌های سیاسی.ج- دعوت از عناصر و مسئولین تشکل‌های سیاسی و نامزدهای انتخاباتی به مراکز سپاه.تبلیغ له یا علیه نامزدهای انتخاباتی، گروه‌ها، جناح‌ها، احزاب و تشکل‌های سیاسی و توزیع، نصب یا کندن و پاره نمودن اعلامیه، عکس، پوستر، پلاکارد آنان و پخش نوار، سی دی و امثال آن برای کلیه کارکنان سپاه و بسیج ویژه ممنوع می باشد.هـ- دخالت در انتخابات با عنوان نظارت و بازرسی و عضویت در هیات‌های اجرایی و نظارت، بدون هماهنگی و حکم ماموریت سازمان.هرگونه دخالت در امور حوزه‌های انتخاباتی و اعمال نظر شخصی و مغایر با وظایف قانونی.ز- ایجاد درگیری و بر هم زدن سخنرانی و همچنین استفاده از عناوین مسئولیتی، درجه، جایگاه و نیز تهدید، تشویق مردم له یا علیه هر یک از گروه‌ها و جناح‌ها و نامزد‌ها.هرگونه اظهار له یا علیه نامزدهای انتخاباتی توسط کارکنان سپاه و بسیجیان محافظ صندوق‌های اخذ رای.تهیه طومار و امضا له یا علیه هر یک از گروهها و جناح و نامزدها.ی- نصب عکس، پلاکارد، بنر، پوستر، اعلامیه تبلیغی نامزدهای انتخاباتی با گروه‌ها، جناح‌ها و تشکل‌های سیاسی در اماکن سپاه، بسیج و خودروهای متعلق به سپاه.ک- هر گونه اقدامی که به منزله ورود به فعالیت‌ها، برنامه‌ها و تبلیغات نامزدها و یا احزاب و گروه‌ها باشد : از قبیل شرکت درگردهمایی‌ها، جلسات عمومی و خصوصی، تردد به ستادهای انتخاباتی و فعالیت مطبوعاتی در نشریات آنها مانند نگارش هر نوع مطلب، مقاله و توزیع یا فروش مجلات و کتب منتشره.همچنین مطابق ماده (24) قانون انتخابات ریاست‌جمهوری اسلامی ایران، نیروهای نظامی و انتظامی حق دخالت در امور اجرایی و نظارتی در انتخابات را ندارند.پخش بسیار گسترده تراکت انتخاباتی یالثارات الحسین انصار حزب‌الله در بین پرسنل سپاه و بسیج و نظامیان که در آن سردار سرتیپ پاسدار پاکپور از حجت‌الاسلام سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه در خصوص انتخابات ریاست‌جمهوری درخواست رهنمود کرده است و ایشان پاسخ داده‌اند: «نظر صریح مقام عظمای ولایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، انتخاب مجدد ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد می‌باشد. بر فرماندهان محترم نیروی زمینی سپاه واجب است در عمل به رهنمودهای مکرر معظم له، پرسنل تحت امر خود و خصوصا برادران وظیفه را توجیه نمایند». این تراکت علاوه بر نقض موارد فوق‌الذکر قانونی مبنی بر منع دخالت نظامیان در انتخابات و موضع‌گیری‌های جناحی، عملا زمینه را برای انواع دخالت‌ها و تصرفات سپاه و بسیج در انتخابات را نیز فراهم می‌کرد.به رغم منع قانونی مبنی بر دخالت نظامیان درانتخابات آزاد ملت و علی رغم اعلام رسمی سپاه پاسداران و نیروی انتظامی در خصوص دخالت نکردن در انتخابات، دخالت گسترده ای از سوی سازمان‌های یاد شده در انتخابات وجود داشته است. استفاده وسیع از امکانات سپاه و نیروی انتظامی برای تبلیغ محمود احمدی نژاد، برگزاری جلسات و همایش‌های تبلیغاتی و انتخاباتی با توجیه ترغیب نظامیان به مشارکت در انتخابات ولی عملا تبلیغ برای محمود احمدی نژاد و مخاطره آمیز قلمداد کردن پیروزی مهندس موسوی برای کشور (سخنرانی‌های گسترده آقایان سعیدی و ذوالنور مسئول و جانشین دفتر نمایندگی ولی فقیه در سپاه و تحلیل‌های اداره سیاسی سپاه منعکس در بولتن‌ها که نمونه‌های آن موجود است و مواضع هفته نامه صبح صادق در ماههای فروردین، اردیبهشت و خرداد ) جملگی نقض قانون ممنوعیت دخالت نظامیان بوده است.در تحلیل‌های سپاه اینگونه وانمود شده است که جریان رقیب احمدی نژاد (کروبی و موسوی) دستاویز بیگانگان برای اجرای انقلاب مخملی در ایران هستند ( سخنرانی‌ آقای سعیدی، منعکس در نشریه تحلیل سیاسی هفته، معاونت سیاسی ستاد کل سپاه ).یا در نشریه روزانه نمایندگی ولی فقیه در سپاه با کنار هم قرار دادن اخبار روزنامه هایی همچون جوان، کیهان و ایران عملا به حمایت از احمدی نژاد پرداخته و کاندیداهای رقیب برای احمدی نژاد را متهم به حمایت از احزاب و گروه هایی می نمایند که به نظام اعتقاد ندارند ( گزیده اخبار روزنامه ویژه انتخابات، واحد سیاسی نمایندگی ولی فقیه 22/2/88 و 19/3/88 ).
اظهارات صريح و مداخلات آشکار بعضی از مسئولان سپاه و بسیج به سود آقای احمدی‌نژاد و علیه آقای موسوی با تشبیه پیروزی ایشان به «انقلاب مخملی» که آنها اجازه نمی‌دهند واقع شود و عملیات روانی گسترده‌ای که افراد وابسته و تحت امر این نهادها در روز رأی‌گیری و پیش از و پس از آن در مناطق مختلف انجام داده‌اند و ده‌ها مورد آن طی گزارش‌هایی از شهرستان‌های مختلف واصل شد. نمونه دیگری است که شائبه تصمیم‌گیری اولیه و تعیین «پیروز انتخابات با هر نتیجه رأی» را تقویت می‌کند.اقدامات غیرقانونی نیروی انتظامی، سپاه و بسیج در ایام قبل از رأی‌گیری در زمینه‌هایی مانند پاره کردن بنرهای تبلیغاتی و جمع‌آوری تبلیغات نامزدهای رقیب آقای احمدی‌نژاد، حمله به ستادها، تهدید، توهین، ضرب و جرح و فعالیت‌های تبلیغاتی به ویژه مسئولان رده بالا به نفع آقای احمدی‌نژاد، جمع‌اوری شناسنامه‌ها افراد وظیفه در بعضی پادگان‌ها، توزیع کتاب و انتشار نشریات و بولتن‌ها به نفع آقای احمدی‌نژاد و علیه آقای موسوی.سازماندهی گسترده با هزینه سپاه و حضور ده‌ها هزار بسیجی با لباس شخصی در متینگ انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد در مصلای تهران و سازماندهی حضور بسیجیان در همایش‌های تبلیغاتی به نفع آقای احمدی‌نژاد که در مواردی با پرداخت حق مأموریت همراه بوده است.اقدامات غیرقانونی نیروی انتظامی، لباس شخصی‌ها، سپاه و بسیج در روز رأی‌گیری در مواردی همچون تبلیغ برای آقای احمدی‌نژاد در حوزه‌های رأی‌گیری، مجبور کردن مردم به دادن رأی به احمدی‌نژاد، تهدید و ارعاب در بسیاری از حوزه‌ها، روستاها و شعب رأی‌گیری، نوشتن رأی توسط بسیجیان، نشان دادن کارت بسیج و عدم ممهور کردن شناسنامه، دخالت در شعب اخذ رأی.اقدامات غیرقانونی نیروی انتظامی، لباس شخصی‌ها، سپاه و بسیج در حمله به ستاد آقای موسوی در قیطریه، دستگیری اعضای ستادها و حمله به ستاد مرکزی و سایر ستادها و حمله به ستاد مرکزی و سایر ستادها برای جلوگیری از اطلاع رسانی و جمع‌آوری مستندات تخلفات انتخاباتی.تقلب و تزویر در تعرفه‌ها و آراءبه موجب ماده (26) قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، “آرایی که با تقلب و تزویر در تعرفه‌ها و آراء به دست آمده باشد” باطل و جزء آرای مأخوذه محسوب نخواهد شد. همچنین به موجب ماده (33) قانون مذکور، “تقلب و تزویر در اوراق و تعرفه یا برگ رأی یا صورت‌جلسات”، “کم و زیاد کردن آراء یا تعرفه‌ها”، “تغییر و تبدیل یا جعل و یا ربودن و یا معدوم نمودن اوراق و ا سناد انتخاباتی از قبیل تعرفه و برگ رأی “،” جابه‌جایی، دخل و تصرف و یا معدوم نمودن اسناد انتخاباتی بدون مجوز قانونی” جرم محسوب شده و “چنانچه وقوع جرایم مندرج در ماده فوق موجب گردد که جریان انتخابات در یک یا چند شعبه ثبت‌نام و اخذ رأی از مسیر قانونی خود خارج شود و در نتیجه کلی انتخابات موثر باشد. مراتب وسیله وزارت کشور به منظور طرح در شورای نگهبان به هیأت مرکزی نظارت اعلام می‌گردد”در فرآیند اجرای قانون انتخابات، مسئله تعرفه انتخابات از جهات گوناگون از اهمیت و حساسیت حیاتی برخوردار است. ناتوانی یا اعمال‌نظر احتمالی در این مرحله، صحت بسیاری از گام‌های قبلی و بعدی انتخابات را با شک و تردید مواجه می‌کند. تعداد تعرفه‌هایی که در هر دوره چاپ و برای انتخابات به کار گرفته می‌شود براساس تعداد افراد واجد شرایط رأی دادن است که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال تعیین می‌کنند و معمولا برای جلوگیری از کمبود تعرفه، درصدی معقول اضافه می‌شود. در این دوره علیرغم اینکه مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال، جمعیت افراد واجد شرایط رأی دادن را حدود 000/200/45 نفر اعلام شده بود تعداد 000/600/59 برگه تعرفه رأی با شماره سریال چاپ شده است. این تعداد تعرفه به صورت سریالی و با در نظر گرفتن کدشناسایی برای 30 استان کشور و براساس جمعیت رأی‌دهنده هر استان چاپ شده و پیشاپیش بین استان‌ها توزیع گردیده است.براساس اعلام مسولان ذیربط و تأیید برخی از اعضاء شورای نگهبان در تاریخ 21/3/88 یک روز قبل از انتخابات با میلیون‌ها برگه تعرفه دیگر بدون شماره سریال در چاپخانه بانک مرکزی چاپ شده است. چاپ این تعداد تعرفه اضافی با وجود رقم قابل توجه بیش از 59 میلیون تعرفه قبلی، آن هم بدون شماره سریال به خودی خود مورد تردیدی جدی در فرآیند برگزاری انتخابات و قابل تأمل است.باید معلوم شود:1/3- تعداد واقعی تعرفه‌های چاپ شده در روز 21/3/88 چقدر بوده و این تعرفه‌ها چگونه توزیع شده است؟2/3- چاپ میلیون‌ها برگ تعرفه جدید بدون شماره سریال با اجازه آیت‌الله جنتی که نه تعداد آن مشخص است و نه محل استفاده از آنها طبق کدام اختیارات قانونی است؟3/3- اهداف اقدام وزارت کشور در چاپ این میزان تعرفه اضافی بدون شماره سریال استانی چه بوده است؟4/3- با توجه به عدم درج بارکد استانی روی این تعرفه‌ها، توزیع، مصرف و کنترل این برگه‌های رأی از چه قواعدی برخوردار بوده است؟در ارتباط با وضعیت کلی مجموع تعرفه‌های چاپ شده و مسائل مربوط بدان نیز سؤالات زیر مطرح است:1/4- توزیع استانی و شهرستانی این تعرفه‌ها چگونه بوده و تابع چه قواعدی بوده است؟ چرا با وجود شبهات متعدد و قابل توجه، وزارت کشور گزارشی در این‌باره ارائه نمی‌دهد؟2/4- 22 تا 32 میلیون تعرفه مازاد بر نیاز واقعی که در ا ختیار مجریان امر انتخابات قرار گرفته است و در نوع خود طی 30 سال و 29 انتخابات اخیر بی‌سابقه است با چه هدفی چاپ و توزیع شده است؟3/4- چرا علیرغم ده‌ها میلیون مازاد تعرفه در هزاران شعبه اخذ رأی در مناطق مختلف کشور از جمله استان‌های آذربایجان شرقی، فارس، تهران و لرستان از ساعات 10 و 11 صبح کمبود تعرفه باعث متوقف شدن روند رأی‌گیری شد؟4/4- چرا تعرفه‌هاي راي با سهل‌انگاری، حمل و توزیع شده است؟5/4- آیا مجموعه نکات فوق‌الذکر شائبه وقوع اقدامات غیرقانونی گسترده و وجود تعداد بی‌شمار آرای تقلبی در صندوق‌ها را تحکیم نمی‌کند؟ و آیا ده‌ها میلیون تعرفه مازاد و اضافی در جریان مشکوک مهندسی آراء صندوق‌های رأی‌گیری به ویژه صندوق‌های سیار و صندوق‌های سایه مورد استفاده قرار نگرفته است؟ موارد فوق‌الذکر نشان می‌دهد که در همین مرحله زمینه لازم برای مهندسی آراء فراهم شده است.مهر‌های اضافیرویه معمول در انتخابات گذشته تهیه مهرهای انتخاباتی برای شعب اخذ رأی به میزان شعب به علاوه 10٪ بوده است. 10٪ اضافی برای موارد پیش‌بینی نشده مانند شکسته شدن مهرها در شعب در نظر گرفته می‌شده است. همواره رویه این بوده است که به هر صندوق یک مهر اختصاص می‌یافته است.در این دوره بالغ بر 100 هزار مهر تدارک دیده شد که در هیچ دوره‌ای مسبوق به سابقه نبوده و به اندازه دو برابر تعداد صندوق‌ها به علاوه 10٪ بوده است. این اقدام فاقد وجاهت قانونی بوده و می‌توانسته زمینه‌ساز تقلبات فراوان گردد.وجود بیش از 50 هزار مهر انتخاباتی اضافی در کنار ده‌ها میلیون برگه رأی مازاد شائبه وجود میلیون‌ها رأی تقلبی در صندوق‌ها را تقویت می‌کند.
اخلال و کارشکني در زمينه حضور نمايندگان نامزدها در شعب اخذ رأيبه موجب ماده واحده قانون حضور نمايندگان نامزدهاي رياست جمهوري در شعب اخذ رأي نامزدها مي توانند در هر يک از شعب اخذ رأي و نيز هيأتهاي اجرايي شهرستانها و بخشها يک نفر نماينده داشته باشند. اين نمايندگان مي توانند تا پايان اخذ رأي و شمارش و تنظيم صورتجلسات حضور داشته باشند و موارد تخلف را کتباً به ناظرين شوراي نگهبان و هيأتهاي نظارت شهرستان و استان و ستاد انتخابات وزارت کشور گزارش نمايند. بر مبناي اين قانون ممانعت از حضور اين نمايندگان جرم محسوب مي شود.بر خلاف نص صريح قانون، آقاي کدخدايي در پاسخ به پرسشي، حضور نمايندگان نامزدها در هيأتهاي اجرايي را منتفي اعلام مي کند.بر خلاف نص صريح قانون و آيين نامه اجرايي و جدول زمانبندي انتخابات، فرمانداران و بخشداران مراکز حوزه هاي اصلي و فرعي انتخابات موظف بوده اند از روز 31/2/88 ضمن اعلام تشکيل هيأت هاي اجرايي شهرستان و بخش ها به نمايندگان نامزدها، از آنان جهت حضور در دعوت به عمل آورند که از اين کار استنکاف ورزيده اند. اين عملي مجرمانه است که قانونگذار براي آن مجازات در نظر گرفته است.بر مبناي تبصره 2 ماده واحده قانون حضور نمايندگان نامزدهاي رياست جمهوري در شعب اخذ رأي، فرمانداران موظفند کارت يا معرفي نامه نمايندگان مذکور را حداقل 48 ساعت قبل از روز اخذ رأي تحويل ستاد تبليغات نامزد مربوطه در آن شهرستان نمايند. تخلف از اين امر نيز جرم محسوب مي شود.مسئولان وزارت کشور و بسياري از فرمانداريها در اجراي قانون فوق تخلفات بسياري را مرتکب شدند، از جمله:سردرگمي در نحوه اعلام و ارسال مدارک و اطلاعات مورد نياز براي صدور کارت يا معرفي نامه به طوري که در آخرين لحظات و با مشکلات فراوان موارد اعلام گرديد. اين کار مي توانست مدتها قبل از آن انجام شود.اعلام ثبت نام اينترنتي با دادن کلمه عبور ( پسورد ) هايي که بسياري از آنها پاسخ نداد و ستادها ناگزير به اصرار بر ثبت نام دستي شدند. اين موضوع نيز در 48 ساعت آخر و با استمداد ستاد از دفتر مقام معظم رهبري به نتيجه رسيد.عدم صدور کارت براي صدها نفر از افراد معرفي شده به بهانه نقص مدارک و عدم جايگزيني آنها با افراد ديگري که معرفي شدند.فرمانداران بر خلاف قانون و بنا به ميل و سليقه خود با دستکاري در فهرست معرفي شدگان، شماره شعب اخذ رأي تعيين شده براي ناظران را تغيير دادند. در اين زمينه آنان حاضر به رعايت آنچه که در مذاکره رئيس کميته صيانت از آراء با دفتر مقام معظم رهبري توافق شده بود نيز نشدند. اين در حالي است که قانون صراحت دارد که نامزدها نمايندگان خود را براي هر شعبه معرفي مي کنند.کارتهاي صادره در موارد متعددي به صورتي بوده که امکان استفاده از آن وجود نداشته و ناظر نمي توانسته با ارائه آن عملاّ در شعب حضور يابد. به عنوان نمونه در موارد زيادي نام افراد اشتباه قيد شده و يا حتي در مواردي عکس مردان به کارت زنان و يا بالعکس الصاق شده بود.در موارد زيادي شماره صندوقهايي که ناظر براي آن معرفي شده بود با شماره صندوقي که در محل بوده مطابقت نداشته و ناظر معرفي شده توسط مسئولان صندوق پذيرفته نشده و امکان حضور و نظارت ممکن نبوده است.در موارد متعددي کارتهاي ناظرين معرفي شده از طرف يک نامزد براي نامزد ديگري ارسال گرديده و به علت ضيق وقت امکان رفع اين اشتباه و جابجايي وجود نداشته است.اقدام فوق موجب شد که مثلاً در تهران نمايندگان ستاد آقاي مهندس موسوي در حدود 50 درصد از شعب نتوانند حضور يابند و بسياري ديگر نيز به دليل ناآشنايي با محل و يا دوري راه با تأخير زياد در شعب حضور يافتند. بدين ترتيب امکان حصول اطمينان از خالي بودن صندوقها قبل از شروع رأي گيري فراهم نشد.از بين ناظرين حاضر شده در شعب اخذ رأي نيز در موارد متعددي، بر خلاف نص صريح قانون و مجازاتهاي در نظر گرفته شده براي متخلفان از آن، نمايندگان نامزدها از شعب اخذ رأي اخراج شده اند و يا اجازه اعمال وظايف نظارتي خود را نيافته اند.با قطع سيستم پيامک به عنوان وسيله اصلي ارتباطي نمايندگان با کميته صيانت از بامداد روز رأي گيري و قطع تلفنهاي ثابت کميته صيانت در اواخر زمان رأي گيري و هنگام اوج کاري کميته مذکور اختلال جدي در کار نظارت ايجاد نمودند.
کمبود تعرفههزاران شعبه اخذ رأی در مناطق مختلف کشور از جمله استان‌های آذربایجان شرقی، فارس، تهران و لرستان از ساعت 10 و 11 صبح دچار کمبود تعرفه اخذ رأی شدند و این امر موجب توقف چند ساعته رأی‌گیری در آنها گردید.با توجه به میلیونها تعرفه مازاد تعلل شدیدی که در جریان توزیع تعرفه‌های انتخاباتی به چشم می‌خورد کاملا ابهام‌برانگیز بود؛ به ویژه که این کمبود تعرفه بیشتر در شهرهای بزرگ و شهرهایی مانند تبریز، شیراز، مناطق شمالی و شرقی و غربی تهران دیده می‌شد. امری که برای اولین بار در 30 سال گذشته مشاهده شد و مناطقی که طبعا میزان بالای آراء در آنها قابل پیش‌بینی بود و مشکل و مانعی برای رساندن تعرفه نیز وجود نداشت.در مورد کمبود تعرفه نیز سوالات و ابهامات متعددی مطرح است:1/3- چه توضیحی برای این امر قابل ارائه است که در ساعات اولیه شروع رأی‌گیری یعنی ساعات 10 و 11 کمبود تعرفه اعلام شود و تا ظهر، رأی‌گیری در صدها شعبه متوقف گردد؛ در حالی که در هر ساعت با خوشبینانه‌ترین وضعیت برای هر صندوق فقط یک صد نفر امکان رأی دادن دارند، آیا به این شعب فقط 200 الی 300 تعرفه داده شده بود یا برگه‌های رأی پیش از شروع رأی‌گیری به نام کسی نوشته و در صندوق‌ها ریخته شده بود؟2/3- آیا کمبود تعرفه و تعلل در رساندن تعرفه‌ها در بخشی از شعب از سر نگرانی نسبت به افزایش تعداد آرای مأخوذه از مرز 100 درصد افراد واجد شرایط نبود؟ امری که در ده‌ها حوزه عملاً اتفاق افتاد؟3/3- آیا کمبود تعرفه به طور مهندسی شده و جهت‌دار متوجه حوزه‌هایی نبود که اقبال مردم به کاندیداهای منتقد رئیس‌جمهور کنونی بسیار بالا بود؟4/3- آیا این نحوه مدیریت، مصداق بارز سوء‌استفاده از موقعیت در جهت منافع شخصی و گروهی و تصرف غیرقانونی در انتخابات به نفع کاندیدای خاص و همچنین مصداقی از تقلب و تزویر در اوراق تعرفه (بند 2 ماده 33 قانون) و اخلال در امر انتخابات (بند 7 ماده 33 قانون) که صراحتا جرم محسوب شده‌اند نیست؟تخلفات در جریان رأی‌گیریعلیرغم محدودیت‌های گسترده برای حضور نمایندگان آقای موسوی در شعب اخذ رأی ثابت و سیار و جلوگیری از نظارت مؤثر ایشان در جریان رأی‌گیری و قطع ارتباطات و جلوگیری غیرقانونی از ارائه گزارش‌های وضعیت صندوق‌ها و مستندات تخلفات، صدها گزارش در موارد ذیل که مصادیق بروز تخلفات موضوع مواد 19، 24، 25، 26، 29 و 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران می‌باشد واصل شده است:تبلیغ برای آقای احمدی‌نژاد و توصیه به انتخاب ایشان از طرف اعضای شعبه، ناظران شورای نگهبان و سایر افراد در محل شعب. این موضوع علاوه بر اینکه خود تخلف بوده و منجر به تأثیرگذاری بر آراء شده است نشانه‌ای بر گرایش مجریان و ناظران و احتمال تخلف از سوی آنها در دیگر مراحل رأی‌گیری می‌باشد.عدم حصول اطمینان از خالی بودن صندوق‌ها قبل از لاک و مهر یا لاک و مهر نداشتن صندوق‌ها. این تخلف یکی از گلوگاه‌های مهم جریان رأی‌گیری است که می‌تواند منشأ تقلب گسترده باشد. هیچ اطمینانی وجود ندارد که صندوق‌ها قبل از لاک و مهر شدن، با آراء مورد نیاز و مهندسی شده از قبل پر نشده باشد. نمایندگانی که پس از عبور از هفت خوان اخلال‌ها، بسیاری از آنها امکان حضور قبل از زمان شروع رأی‌گیری را نیافته بودند و نمایندگانی که غالباً با اصرار و تأکید غیرقانونی «راه ندادن» یا «اخراج» مواجه گردیدند چگونه می‌توانستند در مورد خالی بودن صندوق‌ها قبل از شروع رأی‌گیری اطمینان یابند.رأی‌گیری مکرر، دادن چند برگه رأی به افراد خاص، مهر نکردن شناسنامه، اخذ رأی بدون شناسنامه، اخذ رأی با کارت ملی و . . .رأی‌گیری با شناسنامه غیر یا مجعول.تهدید و ارعاب در شعب اخذ رأی یا اطراف آن توسط عوامل نظامی یا تحت فرمان آنها و القاء بروز مشکل در صورت عدم‌ پیروزی آقای احمدی‌نژاد.خرید و فروش شناسنامه و رأی.تغییر مکان، تغییر شماه یا شکسته شدن پلمپ صندوق‌ها.گم شدن یا خارج شدن تعرفه‌ها، خروج دسته‌های برگه رأی از شعب، پیدا شدن ته برگ‌بهای تعرفه نوشته شده با سریالی مشخص خارج از صندوق‌ها.مهر نداشتن برگه رأی، گم شدن مهر انتخاباتی یا خروج آن از شعبه.رأی‌نویسی خارج از صندوق یا نوشتن رأی برای دیگراناخذ رأی از غیرواجدان شرایط از جمله افراد زیر 18 سالعدم پاکسازی شعب از مواد تبلیغی آقای احمدی‌نژادتقلب در شمارش آراء از جمله در تغییر کد 4 به 44اخراج نماینده آقای موسوی در بسیاری از شعب قبل از شمارش یا پلمپ صندوق و در نتیجه تقویت شائبه خواندن آراء دیگر کاندیدایا به نفع نامزد دولتعدم‌نظارت بر تنظیم صورتجلسات شعب اخذ رأی و تطبیق دقیق آراء شمارش شده با صورتجلسه تنظیمی
وضعیت‌های صندوق‌های سیارمدتی پیش از انتخابات مشخص شد که وزارت کشور 14 هزار صندوق سیار در نظر گرفته است یعنی چیزی حدود یک سوم کل صندوق‌ها. این امر نشانگر عزمی برای تقلب وسیع بود چرا که تخلف و تقلب در صندوق‌های سیار به دلیل جابجایی مکرر و کنترل کمتر بسیار سهل‌تر و گسترده‌تر است. کمیته صیانت از آراء آقای موسوی شدیدا به این مسئله اعتراض کرد، اما مورد توجه دست‌اندرکاران انتخابات و دستگاه‌ نظارتی قرار نگرفت.طبق ماده قانون انتخابات ریاست‌جمهوری تخصیص شعب سیار، صرفا برای مناطق صعب‌العبور کوهستانی و نقاط دور دست و اماکن شبانه‌روزی نظیر بیمارستان‌ها و زندان‌هاست که تشکیل شعب ثابت مقدور نیست؛ لیکن دیده شد که صندوق‌های سیار در میادین و خیابان‌های اصلی شهرها و در نقاطی به کار گرفته شد که صندوق‌های ثابت در نزدیکی آنها مستقر بود.این اقدام غیرقانونی در شرایطی صورت پذیرفته که برخلاف نص صریح متن ماده واحده قانون حضور نمایندگان کاندیداها در شعب ثابت و سیار، اغلب نماینده‌های نامزدها در صندوق‌های سیار همراه نبودند، و ناظرین معرفی شده با عدم‌پذیرش از طرف فرمانداری‌ها یا عدم‌امکان همراهی با صندوق‌های سیار در زمان جابجایی مواجه شده‌اند.نتایج آراء صندوق‌ها که از طرف وزارت کشور اعلام شده است نیز نشان می‌دهد که علی‌رغم مهندسی‌آراء در همه صندوق‌ها اعم از ثابت و سیار، وضعیت صندوق‌های سیار تفاوت قابل ملاحظه و معنی‌داری به نفع آقای احمدی‌نژاد را نمایان می‌سازد و به عبارتی حجم تخلفات و تقلب در صندوق‌های سیار به مراتب بیشتر از صندوق‌های ثابت بوده است.گم شدن مقداری از صندوق‌های سیار و پیدا شدن آنها پس از چند ساعت بعضاً در محلی که نباید باشند، توجه به آرای واریز شده به صندوق‌های مذکور و ترکیب جمعیتی مسیر حرکت آنها و مقایسه با دوره‌های قبل می‌تواند واقعیات رخ داده در مورد بسیاری از آنها را روشن نماید.
محدود کردن زمان رأی‌گیری و ممانعت غیرقانونی از اخذ رأیبراساس قانون مدت زمان اخذ رای ده ساعت تعیین شده است. تمدید زمان از اختیارات وزیر کشور است در دوره‌های قبل وزراء کشور برای تمام نقاط کشور در مرحله اول به مدت 2 ساعت مدت رأی‌گیری را تمدید می‌کرده‌اند. برای حوزه‌های انتخابیه پرجمعیت این زمان به 4 ساعت یعنی تا ساعت 10 شب تمدید می‌شده است. علاوه بر آن همواره وزارت کشور و ستاد انتخابات با صدور اعلامیه‌های پی‌درپی فرمانداران و بخشداران را موظف می‌نموده‌اند که تا حصول اطمینان کامل اعضاء شعب اخذ رای از عدم حضور رای‌دهندگان در محل استقرار صندوق‌ها اقدام به اتمام رای‌گیری، بستن درب‌ها و شمارش آراء ننمایند.در این دوره با وجود ازدحام بی‌سابقه جمعیت رای‌دهنده حتی برخلاف ابلاغ‌ نظر مقام رهبری به وزیر کشور ایشان تحت تأثیر رئیس‌جمهور و برخی از اعضاء شورای نگهبان از تمدید زمان رای‌گیری در حد متعارف استنکاف می‌کند. مدیریت زمان انتخابات فوق حاکی از عدم انجام وظیفه مدیریتی وزیر کشور و سوء‌استفاده از مقام و موقعیت خویش در مسیر اهداف جناحی است.با وجود اقبال عمومی مردم به رای دادن در این دوره که مورد تایید خاص و عام است و آمار تعداد شرکت‌کنندگان هم مؤید آن است معلوم نیست به چه دلیل برخلاف رویه معمول و علیرغم کمبود تعرفه در بعضی از مناطق که خود موجب عدم‌امکان رای دادن مردم در زمان مناسب بود، مسئولان برگزاری انتخابات در متوقف کردن زمان رای‌گیری چنان تعجیلی داشتند؟!!!بنابر گزارش‌های متعدد در بسیاری از موارد مسوولان شعب نه تنها با بستن درب شعب اخذ رای مانع ورود مردم در صف می‌شدند بلکه حتی افرادی را که وارد شعب اخذ رای شده بودند به بهانه اتمام وقت از محل اخراج می‌کردند و این در حالی بود که صدا و سیما در تبلیغات رسمی خود خلاف آن را بیان می‌کرد. وانگهی رویه گذشته و روح قانون اینست که تا آخرین فرد حاضر در محل رای‌گیری باید زمان اخذ رای تمدید شود. (بند 5-1 آیین‌نامه اجرایی قانون انتخابات)مضافاً طبق اصل 6 قانون اساسی اداره امور کشور با آرای عمومی است و رای دادن حق طبیعی همه شهروندان است و تشخیص وزیر کشور برای تمدید ساعات اخذ رای یک تشخیص گزینشی و سلیقه‌ای نیست و باید به نحوی از مجموعه شرایط و اوضاع و احوال تبعیت کند که هیچ شهروند حاضر در محل صندوق‌ها از این حق طبیعی خود محروم نشود.علیرغم اینکه چهار نفر از نمایندگان ستاد آقای موسوی به وزارت کشور مراجعه کرده و درخواست ملاقات با وزیر جهت تمدید وقت رای‌گیری طبق روال گذشته بودند، وزیر کشور از پذیرفتن آن امتناع کرد و به این ترتیب اقدامات وزارت کشور و تعجیلی که در اعلام نتایج آراء به صورت موردنظر خود داشت منجر به تضییع حقوق بسیاری از شهروندان و محرومیت آنان از حق رأی دادن گردید.جای تأسف است در حالی که شعار شرکت حداکثری آقایان در گفتار همه‌جا را دربر گرفته بود در کردار عکس آن عمل کردند و در حالی که همه مسئولان باید از استقبال هر چه بیشتر مردم برای رأی دادن خشنود باشند برخی در واقع نگران بودند. با توجه به اقبال عمومی و گسترده مردم برای رأی دادن در این دوره، انتظار این بود که زمان رأی‌گیری به طور عمومی حتی تا ساعت 12 شب تمدید گردد ولی متأسفانه این زمان به 9 شب محدود گردید.این نحوه محدود کردن زمان رأی‌گیری، شبهات و سوالات جدی را مطرح می‌کند:1/5- آیا تعجیل در اتمام هر چه سریعتر انتخابات که با شتابزدگی در اعلام نتایج آراء و تعجیل در ثبت نتایج در ادامه همراه بود نشانه‌ای بر این مسئله نبود که سناریوی اعلام نتایج تا حدود زیادی مستقل از مشارکت مردم در انتخابات و وضعیت واقعی صندوق‌های رأی بود؟2/5- آیا این موضع به دلیل نگرانی از افزایش تعداد رای‌دهندگان نسبت به تعداد واجدان شرایط در اکثریت قریب به اتفاق حوزه‌ها نبود؟ با توجه به اینکه درصدها حوزه این اتفاق افتاد و تعداد رأی‌دهندگان از 95 درصد تا 140 درصد واجدان شرایط گزارش گردید!3/5- آیا محدود کردن زمان رأی‌گیری عمدتا متوجه مناطقی به ویژه در شهرهای بزرگ و حوزه‌هایی نبوده است که رقبای آقای احمدی‌نژاد از پایگاه رأی بالاتری برخوردار بوده‌اند؟4/5- آیا این اقدام دست‌اندرکاران انتخابات، یکی از دهها تدبیر مهندسی انتخابات در جهت محروم کردن رقبای آقای احمدی‌نژاد و شهروندان از حقوق اساسی خویش نبوده است؟شمارش و تجميع آراطبق ماده 28 آيين نامه اجرايي قانون انتخابات رياست جمهوري بايد کليه مراحل قرائت، شمارش آراء و تنظيم صورتجلسه در شعب اخذ رأي به صورت دستي انجام و کليه مستندات و صندوقهاي لاک و مهر شده تحويل هيأت اجرايي بخش شود. همچنين آيين نامه مذکور نحوه تکميل صورتجلسات و تجميع آراء در فرمانداريها و اعلام نتايج بر مبناي آراي شهرستان مشخص به ستاد انتخابات وزارت کشور را معين نموده است. بر اين مبناست که ستاد مذکور قادر به اعلام نتايج آراء خواهد بود و ناظران نامزدها در فرمانداريها و ستاد فوق خواهند توانست بر روند تجميع و اعلام نتايج نظارت نمايند.وزارت کشور پيش از برگزاري انتخابات، در پاسخ به درخواست رسمي ستادهاي انتخاباتي آقايان مهندس موسوي و کروبي اعلام نموده بود شمارش آراء به صورت دستي انجام خواهد شد و سيستم طراحي و نصب شده رايانه اي براي کاري آزمايشي است.اما در عمل وزارت کشور بر خلاف مقررات مذکور و نامه فوق عمل نمود و آراي شمارش شده در هر شعبه به طور مستقيم و پيش از طي مراحل ارسال به هيأت اجرايي بخش و نهايتاً فرمانداريها و خارج از نظارت ناظران نامزدها مستقر در فرمانداريها و وزارت کشور به صورت رايانه‌اي به ستاد انتخاباتي وزارت مذکور ارسال و در همانجا نتايج تجميع و اعلام شد.علاوه بر تخلف صريح مذکور آنچه که نتايج اعلام شده را مورد ترديد جدي قرار مي دهد و احتمال اعلام مديريت و مهندسي شده آراء را تقويت مي کند آن است که:در حالي که رأي گيري در برخي شعب اخذ رأي ادامه داشت، وزارت کشور با اعلام نتايج مربوط به پنج ميليون رأي شمارش شده جهت گيري تعيين پيروز انتخابات را روشن نمود.تعجيل وزارت مذکور در اعلام نتايج باعث شد نسبت آراي نفرات اول و دوم به گونه اي غيرعادي به صورت خطي حفظ شود و آراي باطله و سفيد نداشته باشيم. نکته اي که پس از اعلام نتايج مربوط به سي ميليون رأي شمارش شده مورد توجه قرار گرفت و تصحيح شد.بر خلاف روال معمول اعلام نتايج بدون تطبيق آمار با شوراي نگهبان صورت پذيرفت.شوراي نگهبان نيز هيچ مداخله اي براي ممانعت از ادامه اين تخلفات از مقررات و رويه هاي معمول صورت نداد.در پي وقوع اين تخلفات آشکار، نمايندگان آقايان رضايي، کروبي و موسوي مستقر در ستاد انتخابات وزارت کشور طي نامه اي به وزير کشور مراتب اعتراض خود را به اين روند اعلام و با توجه به نبود امکان نظارت آنان بر نحوه تجميع و اعلام آرا ادامه حضور خود را بي فايده دانسته و ستاد مذکور را ترک کردند. رونوشت اين نامه براي دفتر مقام معظم رهبري، هيأت مرکزي نظارت بر انتخابات و رئيس ستاد انتخابات نيز ارسال شد.
شواهدی بر وجود برنامه‌ریزی مشخص برای اعلام نتایج مهندسی شده آراءاز چند روز پیش از زمان برگزاری انتخابات شواهدی به چشم خورد که حاکی از وجود طراحی مشخصی برای اعلام نتایج مهندسی شده آراء بود. این شواهد تا هنگام تجمیع و اعلام آراء تداوم داشت. اهم موارد به قرار زیر است:پیش‌بینی نتیجه آراء حدود 23 تا 24 میلیون برای آقای احمدی‌نژاد توسط حامیان ایشان و قطعی اعلام نمودن پیروزی‌ ایشان در انتخابات توسط ستادشان دو روز قبل از برگزاری انتخابات. ستاد انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد طی بخشنامه‌ای در تاریخ 20/3/88 اعلام می‌کنتد: «طبق اخبار واصله و معتبر و قطعی، پیروزی آقای احمدی‌نژاد صددرصد و حتمی است. منتظر طنین الله اکبر در سراسر ایران اسلامی بعد از شمارش آراء باشید». پرسش اینجاست که این قطعیت از کجا حاصل شده است؟ آیا خبر از وجود طرحی برای مهندسی آراء نمی‌دهد.قطع سرویس پیامک به عنوان اصلی‌ترین وسیله ارتباطی نمایندگان آقای مهندس موسوی در شعب اخذ رأی در روز رأی‌گیری در حالی که رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور پیش از آن احتمال وقوع چنین امری را نفی کرده بود.قطع خطوط تلفن کمیته صیانت از آراء در اوج کار گزارش‌گیری کمیته مذکور یعنی هنگام شمارش آراء.اعلام برگزاری مانور اقتدار و هشدار وزیر اطلاعات مبنی بر وجود تلاش‌هایی برای اخلال در امنیت کشور.زمینه‌سازی صدا و سیما از عصر روز 22 خرداد با اعلام ترکیب واجدین شرایط در مناطق روستایی و شهرهای کوچک.تغییر در نحوه تجمیع و اعلام نتایج آراء برخلاف مقررات و اظهارات مسئولان امر. به گونه‌ای که نتایج آراء شمارش شده به طور مستقیم و بدون تجمیع در سطح شهرستان و تحت نظارت نمایندگان نامزدها به ستاد انتخاباتی وزارت کشور اعلام شد و در آنجا نیز بدون نظارت نمایندگان نامزدها تجمیع و اعلام گردید.تدارک مهر انتخاباتی به تعداد بیش از دو برابر موردنیاز و نیز میلیونها تعرفه اضافی.کمبود تعرفه در برخی از شعب اخذ رأی علیرغم چاپ میلیونها تعرفه اضافی.تعجیل در خاتمه دادن زمان رأی‌گیری با وجود تقاضاهای مکرر مبنی بر تمدید ساعت اخذ رأی.اعلام زودهنگام نتایج آراء پیش از خاتمه رأی‌گیری در تمامی شعب و مطابق با نسبت حاکم در نتیجه نهایی آراء و نیز بدون هماهنگی معمول با شورای نگهبان.نقل قول افراد مختلف حامی آقای احمدی‌نژاد و نیز خبرگزاریهای فارس و ایرنا در مورد پیروزی نامزد حاکم پیش از خاتمه یافتن زمان رأی‌گیری.تنظیم تیتر روزنامه کیهان مبنی بر پیروزی آقای احمدی‌نژاد پیش از خاتمه یافتن زمان رأی‌گیری.هجوم به دفاتر مختلف ستاد آقای مهندس موسوی از جمله ستاد مرکزی ایشان از عصر روز رأی‌گیری.دستگیری تعدادی از اعضای ستاد و پلمپ دفاتر ستاد به منظور ایجاد اختلال در فرآیند جمع‌آوری و اعلام مستندات تخلفات صورت گرفته.
شواهد آماری تقلبیکی از مهم‌ترین چالش‌های مطروحه در بحث انتخابات دهم ریاست جمهوری، موضوع مهندسی انتخابات و عدم‌روایی اطلاعات و آمار ارائه شده توسط وزارت کشور می‌باشد. در این زمینه شواهد ذیل بیانگر احتمال قابل توجه تقلب گسترده در انتخابات است:وجود مغایرت در آمار ارائه شده استانهای مختلف به تفکیک شهرستان و صندوقیکی از روشها، بررسی تطبیقی و توازن آمار ارائه شده از طرق مختلف است که از این روش معمولا در موسسات مالی و حتی آمارگیری‌های اجتماعی برای کنترل پرسشنامه‌ها بهره‌گیری می‌شود. بطور مثال موسسات مالی در انتهای روز، سال و یا ماه برای بستن حسابها نیازمند گرفتن تراز مالی و تطبیق فی‌مابین حسابهای مختلف هستند بطوریکه حتی یک ریال اختلاف فی‌مابین حسابها کلیه عملیات مالی مجموعه را با خدشه مواجه می‌سازد. این موضوع به این دلیل اهمیت دارد که می‌بایست روایی آمار و اطلاعات ارائه شده از طرق مختلف تطبیق نماید. در بحث انتخابات نیز با عنایت به اینکه آمار ارائه شده در ترکیب‌های مختلفی حسب نیاز احصاء و ارائه شده است برای آزمون فرضیه روایی آمار و اطلاعات آرای هر یک از نامزدها آمار آرای مأخوذه استانهای مختلف که از سوی وزارت کشور در دو طبقه‌بندی متفاوت ارائه شده است با یکدیگر تطبیق داده شده است. به گونه‌ای که آمار تفکیکی شهرستانهای استان (ارائه شده در تاریخ 25/3/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) با آمار تفکیکی صندوق‌ها (ارائه شده در تاریخ 2/4/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) مقایسه شده است که متأسفانه در 24 استان کشور آمار منتشره وزارت کشور دارای مغایرت می‌باشد. که این مغایرت آراء از یک رأی تا 29 هزار رأی قابل مشاهده است. به نحوی که به نظر می‌رسد آرای تفکیکی شهرستان‌ها از مجموع آرای صندوق‌های آن شهرستان حاصل نشده است. این فرضیه وقتی قابلیت توجه بیشتری می‌یابد که آزمون فوق در تک تک شهرستانهای هر یک از استانها انجام می‌گیرد. نتایج آزمون فرضیه فوق در سطح شهرستانها نیز نشان از مغایرت آماری آرای فوق در 78 شهرستان کشور می‌باشد. مجموع آرای این شهرستانها که عملا از این روش خدشه‌دار بودنش به اثبات رسیده است، 853/175/11 رأی می‌باشد.وجود ابهام در میزان مشارکت در استانها شهرستانها و بخشهای مختلف:یکی دیگر از ابهامهای موجود در میزان آرای ارائه شده توسط وزارت محترم کشور اخذ آرا بیشتر از واجدین شرایط اخذ رأی در برخی استانها، شهرستانها و بخش‌های کشور است. به نحوی که در سطح استانی، استانهای یزد و مازندران بیش از صددرصد واجدین شرایط شرکت در انتخابات آرای مأخوذه به صندوق‌های آن استان واریز شده است. آزمون فرضیه فوق در سطح بخشهای بسیار قابل توجه است به نحوی که 60 شهرستان و 192 بخش از بخشهای مختلف کشور با بیش از صددرصد مشارکت مواجه بوده‌اند. این افزایش مشارکت از 100٪ تا 211٪ قابل ملاحظه است. همچنین مشارکت بالای 95٪ در 125 شهرستان دیده می‌شود. وزیر محترم کشور در استدلال افزایش مشارکت استان مازندران، مسافرپذیری آن استان و در مورد استان یزد، تعداد دانشجویان را عنوان نموده است که به نظر استدلال ارائه شده دارای پایه و اساس منطقی نمي‌باشد بطوریکه ملاک قرار دادن دانشجویان، اصولا در شهرهای مرکز استان و استانهای برخوردار نظیر تهران، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی و . . . بیشتر قابلیت تحقق دارد نه در استان یزد ضمن اینکه میزان مشارکت در بخشهایی از استان یزد نظیر شهرستان یزد و میبد که بیشترین تراکم جمعیت دانشجو را دارا می‌باشند به ترتیب 84٪ و 90٪ می‌باشد و افزایش مشارکت فوق خلاف تصور وزیر محترم کشور در بخشهایی است که دارای مراکز دانشگاهی پرجمعیت و قابل توجه نیستند. در خصوص استان مازندران نیز فرضیه فوق از استحکام لازم برخوردار نیست به نحوی که با توجه به بررسی وضعیت استان‌هایی نظیر گیلان که میزان سفر طبق آمار رسمی دولت نیز بیشتر از مازندران است این رویداد اتفاق نیافتاده و بخشهایی که افزایش مشارکت در آنها مشهود است مربوط به بخشهای مسافرپذیر آخر هفته نیست. ضمن اینکه با توجه به اعطاء سهمیه بنزین تابستان در اوایل تیر ماه و برگزاری امتحانات دانشگاه‌ها به ویژه کنکور سراسری احتمال انجام این میزان سفر آن هم در روز انتخابات کمتر قابل تصور است. با توجه به موارد فوق روایی انتخابات در بخش‌های 192 گانه ذکر شده با ابهام روبرو بوده و عملا 277/898/3 رأی از مجموعه آرای مأخوذه در این جهت با ابهام مواجه است.از سوی دیگر اگرچه چنین فرضیه‌ای در چنان گستردگی نامربوط بوده و نیازمند اثبات مستدل است، با اینحال همین استدلال مبین یک دسیسه نظام یافته برای تقلب بوده است، زیرا:اگر فرض کنیم n نفر از شهر الف به شهر ب رفته باشند، در این صورت باید از جمعیت واجد شرایط در شهر الف عده زیادی را کم کنیم، در نتیجه شمار آراء در همین شهر الف بیش از واجدین شرایط خواهد شد. به عبارت دیگر، توجیه وزارت کشور، سبب می‌شود که سایر شهرها را هم به همین نسبت آلوده ببینیم و این دلیل است بر اینکه همه شهرها باید به نسبتی از این آلودگی سهمی داشته باشند، یعنی تقلب نظام یافته در سرتاسر کشور جریان داشته است. به زبان دیگر، برای اینکه توجیه وزارت کشور درست باشد، باید شهرهایی معرفی شوند که در آنها مردم اصولا میل زیادی به رأی دادن نداشته‌اند و نسبت مشارکت کمتر از 60٪ بوده است. این ادعا توهین به مردم و برخلاف جریان مشهود در سرتاسر کشور است. این ادعا باید نشان دهد که جمعیت متراکم در یک شهر از بومیان این مناطق هستند.تمرکز آرای یک کاندیدا در استانهای مشخصاصولا در پدیده‌های اجتماعی و آمارهای منطقی همه اعداد و ارقام می‌بایست از یک منطق تبعیت نمایند به نحوی که حتی در تحلیل‌های آماری مشاهدات عینی دور از منطق به دلیل استدلال فوق به عنوان مشاهدات عینی پرت از مجموعه آمارها خارج می‌شود. بر همین اساس تمرکز آرای یک کاندیدا در یک شهر، بخش و یا روستا به نوعی آن هم بدون دلایل کافی عملا نشان از ابهام بسیار زیاد در آرای مورد نظر است. یکی از مهمترین مصادیق این موضوع تمرکز آرای جناب آقای احمدی‌نژاد در صندوق‌های مشخص استانهای مختلف کشور است که در 307 صندوق رأی ایشان بالای 99٪ است که این موضوع مبین ریختن آرای یکنواخت به صورت کاملا ناشیانه به صندوقها است. تعداد صندوق‌هایی که آقای احمدی‌نژاد بالای 95 درصد رأی دانسته است، 2233 صندوق معادل 226/262/1 رأی است.این موضوع وقتی بیشتر نمایان می‌شود که در برخی از شهرستانها، بخشها و صندوق‌های آرای افراد شاغل در ستادهای تبلیغاتی سه نامزد دیگر شمارش نشده و اعلام آراء فوق خلاف گزارشات ناظرین در پای صندوقهای فوق است.صندوق‌های حاوی آرای کل مضرب صداز آنجا که احتمال وقوع آرای کل مضرب صد در هر صندوق یک درصد است و از سوی دیگر تعرفه‌ها به شکل بسته‌های صدتایی در اختیار صندوق‌ها قرار می‌گرفته است اگر درصد صندوق‌های با آرای کل مضرب صد، در هر بخش یا شهرستان بیش از یک درصد باشد شائبه ریختن تعرفه‌های باقیمانده در پایان اخذ رأی به نام نامزد خاص را می‌افزاید، مثلا در بخش رومشگان از توابع کوهدشت لرستان در 49 درصد از صندوق‌ها، آرای کل ریخته شده به داخل صندوق مضرب صد است. در شهرستان کوهدشت لرستان نسبت صندوق‌های مضرب صد به کل، 29٪؛ در بخش بزمان ایرانشهر، 29٪؛ در بخش نرماشیر بم 29٪؛ در شهرستان سلسله لرستان، 23٪؛ در شهرستان دلفان لرستان 20٪؛ در شهرستان فلاورجان اصفهان، 19٪؛ در بخش مارگون بویراحمد، 18٪ و در شهرستان عنبرآباد کرمان، 14٪ بوده است.مقایسه آراء صندوق‎‌های ثابت و سیاراز ابتدا یکی از نقاط بدگمانی، احتمال تقلب وسیع در صندوق‌های سیار به دلیل جابه‌جایی مکرر و کنترل کمتر بود. فرضیه تقلب‌خیز بودن صندوق‌های سیار در تنها موردی که وزارت کشور آمار تفکیکی صندوق‌های ثابت و سیار را ارائه داده اثبات گردیده است. براساس آمار وزارت کشور در شهرستان قائنات از استان خراسان جنوبی در صندوق‌های سیار درصد رأی آقای احمدی‌نژاد بین 80 تا 90٪ است در حالی که در صندوق‌های ثابت رأی ایشان بین 40 تا 50٪ است. این در حالی است که میزان مشارکت در این شهرستان 101٪ واجدین شرایط بوده است. این شهرستان را می‌توان به عنوان نمونه‌ای از مقایسه آمار صندوق‌های ثابت و سیار در سایر شهرستان‌ها به حساب آورد.در شهرستان دلفان لرستان، حداقل 19 صندوق دیده می‌شود که میزان رأی آقای احمدی‌نژاد در آنها بین 75٪ تا 100٪ است. این صندوق‌ها حتی یک رأی باطله ندارند. در اکثر این صندوق‌ها رأی آقایان کروبی و رضایی که لر هستند صفر یا یک است. برخی صندوق‌ها هست که نه رأی باطله‌ای هست و نه هیچ یک از نامزدها حتی یک رأی آورده‌اند بلکه 100٪ آراء آنها متعلق به آقای احمدی‌نژاد بوده است. در این شهرستان میزان مشارکت 100٪ بوده است.یکی از مصادیق این شواهد را می‌توان در نتایج انتخابات شهرستان عنبرآباد استان کرمان مشاهده نمود. در شهرستان مذکور میزان آرای اخذ شده معادل 110 درصد واجدین شرایط است و براساس آمار اعلام شده از سوی وزارت کشور 95 درصد آراء به آقای احمدی‌نژاد تعلق داشته است. جالب توجه آنکه تعجیل و ذوق‌زدگی مسئولان ستاد انتخابات وزارت کشور باعث شده تا نکات قابل تأملی را در خصوص آرای این شهرستان در سایت این وزارتخانه در معرض دید هموطنان قرار دهند. از جمله آنکه:در برخی از صندوقها تمامی آراء به آقای احمدی‌نژاد تعلق دارد و سه کاندیدای دیگر دارای هیچ رأیی نیستند. مثلاً در صندوق شماره 13 بخش جبالبارز جنوبی تمامی 307 رأی، در صندوق شماره 14 تمامی 700 رأی، در صندوق شماره 16 تمامی 335 رأی و در صندوق شماره 18 تمامی 600 رأی و در صندوق شماره 21 تمامی 1000 رأی به آقای احمدی‌نژاد تعلق دارد.در برخی دیگر از صندوقهای این شهرستان، مجموع آرای سه نامزد دیگر تک رقمی است. مثلاً در صندوق شماره 13، 16، 20 و 30 بخش مرکزی از کل آرای ریخته شده به صندوق، سه نامزد دیگر مجموعاً 7 رأی کسب کرده‌اند. وضعیت مشابهی در صندوقهای شماره 3، 4، 7، 11، 19، 22، 24 و 25 بخش جبالبارز جنوبی و صندوق شماره 3 بخش اسماعیلی مشاهده می‌شود.

وكيل مدافع گروههاى اسلامى مصر :“احمدى نژاد در انتخابات تقلب كرده و پيروزى اش محرز نيست.”

در شبکه سه احمدی نژاد به طلحه بن عبيدالله و زبير بن العوام اشاره مى كند و
اين دو صحابه ى پيامبر (ص) را متهم به ارتداد مى نمايد.
ممدوح اسماعيل وكيل مدافع گروههاى اسلامى مصر در روز چهارشنبه 1/7/2009 به دليل “عدم مشروعيت محمود احمدى نژاد در اعلام پيروزى و اهانت به صحابه ى پيامبر در جريان مبارزات انتخاباتى اش به دادستانى كل مصر شكايت برد.اين وكيل مشهور مصرى در دادخواست خود از مقامات قضايى كشورش خواسته است كه مانع ورود احمدى نژاد به خاك مصر شوند. طبق برنامه ى قبلى قرار بود در نيمه ى ژوئيه ى جارى احمدى نژاد در كنفرانس سران كشورهاى غير متعهد در شهر ساحلى شرم الشيخ مصر حضور يابد.ممدوح اسماعيل در مدارك خويش يك سى دى را به دادستانى داده است كه احمدى نژاد را در حين سخنرانى تلويزيونى عليه صحابه ى پيامبر (ص) نشان مى دهد. احمدى نژاد در اين سخنرانى در انتقاد از ميرحسين موسوى و كروبى، به طلحه بن عبيدالله و زبير بن العوام اشاره مى كند و اين دو صحابه ى پيامبر (ص) را متهم به ارتداد مى نمايد.وكيل مدافع گروههاى اسلامى مصر در ادله ى خود تأكيد مى كند كه “احمدى نژاد براساس شواهد و قرائن در انتخابات تقلب كرده و پيروزى اش محرز نيست.”گفتنى است كه مطبوعات مصر پيش از اين نيز خبر از آن داده بودند كه حسنى مبارك به استقبال احمدى نژاد نخواهد رفت. بنابه تشريفات رسمى متداول يك رئيس جمهور مى تواند معاون خود را براى استقبال از سران ساير كشورها بفرستد.مصر در اين دوره، رياست كنفرانس سران كشورهاى غير متعهد را از كوبا تحويل مى گيرد و پس از آن قرار است به ايران تحويل دهد. در اين رابطه رسم بر اين است كه هماهنگى هايى بين كشور تحويل دهنده ى يك نهاد بين المللى و كشور تحويل گيرنده ى آن صورت گيرد.طبق دادخواست شماره 12173 كه نسخه اى از آن به “العربيه.نت” رسيده است، احمدى نژاد در تاريخ 10/6/2009 در مصاحبه با شبكه ى سوم تلويزيون دولتى ايران (تنها نهاد رسانه اى موجود در اين كشور) دو صحابه ى مذكور را متهم به آن كرد كه نقض عهد كرده اند و با نافرمانى از ولى مسلمين اعمال صالح قبلى خود را از بين بردند. او همچنين به معاويه بن ابى سفيان كه يكى ديگر از صحابه ها بود توهين كرد.وكيل مدافع گروههاى اسلامى مصر در دادخواست خود آورده است كه همه ى اهل سنت اين اعتقاد را دارند كه طلحه بن عبيدالله و زبير بن العوام از جمله 10 تن افرادى هستند كه توسط پيامبر (ص) به بهشت بشارت داده شده اند.ممدوح اسماعيل ضمن تأكيد بر اينكه “احمدى نژاد از اين كار خود توبه نكرده است”، خواهان آن شد كه “اين شخص دستگير يا ممنوع الورود گردد”. اين وكيل مى افزايد: “از آنجا كه با ادله ى بسيار، شخص مذكور با خودسرى و تقلب خود را تحميل كرده است، نمى تواند به عنوان يك رئيس دولت از تشريفات و مصونيتهاى سياسى بين المللى برخوردار گردد.

“دی ولت”: « دیر یا زود، قیام‌های مردمی بار دیگر سر برخواهند آورد»

در پی تایید نتیجه انتخابات از سوی شورای نگهبان، دوباره صد‌ها نفر از نیروهای انتظامی و امنیتی در مرکز شهرهای بزرگ ایران مستقر شدند. به گفته برخی از روزنامه‌های آلمانی، این اقدام نشانه‌ی وحشت جمهوری اسلامی از شکل‌گیری تظاهرات خیابانی است.
بحران مشروعیت جمهوری اسلامیروزنامه «دی ولت» به نقل از منابع خود در تهران می نویسد، پس از تایید رسمی پیروزی احمدی‌نژاد نیروهای بسیجی در تهران مستقر شده و با تجهیزات کامل، خود را برای مقابله با مردم آماده کردند.ظاهراً میان تظاهرکنندگان و نیروهای انتظامی زد و خوردهایی نیز رخ داده است.دی ولت به وظیفه شورای نگهبان در چارچوب قانونی اشاره کرده و می‌نویسد، «گرچه شورای نگهبان نهادی مستقل به شمار می‌آید، اما در حال حاضر این شورا تحت نفوذ آیت‌الله خامنه‌ای قرار داشته و از احمدی‌نژاد حمایت می‌کند.»به گفته روزنامه “دی ولت” و به نقل از شاهدان عینی، پس از تایید نتیجه انتخابات شعارهای شبانه مردم شدت بیشتری گرفته است. حضور سنگین نیروهای امنیتی و پلیس مجال تظاهرات گسترده را از مردم را گرفته است. به ادعای مقامات رسمی، تنها ۶۰۰ نفر تاکنون بازداشت شده‌اند، اما سازمان‌های حقوق بشری تعداد دستگیرشدگان را بیش از دو هزار نفر تخمین می‌زنند.“دی ولت” به نقل از پاول سالم، سرپرست موسسه خاورمیانه در بیروت می‌نویسد: «ایران هنوز در بحران قرار دارد و دیر یا زود، قیام‌های مردمی بار دیگر سر برخواهند آورد.»این روزنامه آلمانی در پایان گزارش خود می‌افزاید، که بسیاری از روحانیان بانفوذ از سرکوب و کشتار مردم در خیابان‌ها ناخشنود هستند. این اقدامات، مشروعیت حکومت را به شدت خدشه‌دار کرده و هیچکس نمی‌داند سرانجام آن چه خواهد شد
“دی ولت”: « دیر یا زود، قیام‌های مردمی بار دیگر سر برخواهند آورد»
ماشین سرکوب به کار افتاده استدیدار اخیر احمدی‌نژاد از وزارت اطلاعات پیامی روشن برای معترضان در بر داشت. جمهوری اسلامی برای مهار اعتراضات مردم و مخالفان سیاسی مجبور به استفاده از نهادهای امنیتی و اطلاعاتی است. روزنامه «فرانکفورتر روندشاو» به موج دستگیری‌های در ایران اشاره داشته و وضعیت زندانیان روزهای اخیر را به شدت خطرناک توصیف کرده است.این روزنامه در گزارش خود، به شکنجه بازداشت‌شدگان در زندان اوین پرداخته است. به گفته این روزنامه مقامات امنیتی می‌کوشند، از زندانیان اعترافات اجباری بگیرند. “فرانکفورتر روندشاو” به نقل فخری محتشمی‌پور، همسر عبدالله رمضانزاده، که هم‌اکنون در زندان به سر می‌برد، می‌نویسد: «رمضانزاده در خطاب به دوستان و همرزمان سیاسی خود گفته است که به حرف‌های ما در تلویزیون باور نداشته باشید.»سخنان تند احمد خاتمی در نماز جمعه تهران شکی باقی نگذاشت که برخی از تندروها خواستار مقابله «سخت و بی‌رحمانه» با رهبران نا‌آرامی اخیر هستند. جناح‌های تندور مخالفان جمهوری اسلامی را تهدید به مرگ کرده‌اند.
بسیجی‌های جوان علیه زنان تظاهرکننده“فرانکفورتر روندشاو” به نقل از تظاهرکنندگان می‌نویسد، دولت برای سرکوبی مردم، از جوانان ۱۵ و ۱۶ ساله بهره می‌گیرد. این چماقداران جوان به ویژه با خشونت زیادی، زنان تظاهرکننده را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند.به گفته سازمان عفو بین‌الملل حتا مجروحان در بیمارستان‌ها نیز از دست نیروهای بسیجی در امان نیستند. این افراد با هجوم‌های شبانه خود به خانه‌‌ها هم به آزار و اذیت مردم پرداخته و افرادی را که بر روی بام‌ها شعار «الله اکبر» سر می‌دهند، شناسایی می‌کنند.

پدر شهید غنیان(ازمبارزین انقلاب اسلامی) : در اظهارات من هم تقلب کرده اند .

ه گزارش خبرنگار «آینده»، روزنامه وطن امروز، خبرگزاری فارس و برخی رسانه های دیگر، هفته گذشته نوشتند:
«منسوبين جان‌باختگان اخير وقايع تهران، ميرحسين موسوي را متهم اول درگذشت فرزندان خود مي‌دانند.
در همين راستا پدر شهيد غنيان از جان‌باختگان آشوب‌هاي اخير تهران كه اصالتي مشهدي دارد در مجلس ختم فرزند خود بر اين موضوع تاكيد مي‌كند.
روز گذشته در مسجد كرامت مشهد مقدس مراسم ختم اين بسيجي شهيد برگزار شد و از آنجا كه خانواده غنيان از خانواده‌هاي سرشناس شهر مشهد است، چمعيت انبوهي در اين مراسم ختم شركت كردند. به طوري كه چندين نفر از اعضاي ستاد موسوي در مشهد نيز در اين مسجد حضور يافتند اما اظهارات پدر اين شهيد در ادامه مراسم به مذاق آنان خوش نيامد.
پدر شهيد غنيان هنگامي كه پشت ميكروفن قرار مي‌گيرد، صريحا اعلام مي‌كند كه “مسئول خون فرزند من مير حسين موسوي است و تا زماني كه اين حق است استيفا نشود، اين موضوع و مجازات قانوني موسوي را مصرانه پيگيري مي‌كنم. گفتني است اظهارات پدر شهيد غنيان موجب ترك مسجد از سوي اعضاي ستاد موسوي مي‌شود.»
اما امروز حاج محمد تقي غنيان پدر شهید مصطفی غنیان که از چهره های سرشناس انقلابی مشهد و دوران قبل از انقلاب است، در گفتگو با ایرنا، مطالب کذبی که از قول وی در رسانه ها منتشر شده بود را تکذیب کرد.
مرحوم مصطفی غنیانهرچند مشخص است خبرگزاری دولت احتمالا تحت فشار و به خاطر سوابق مذهبی و انقلابی این خانواده، مجبور به چاپ این تکذیبیه شده، اما تلاش کرده با مطلبی گنگ و بدون اشاره به عاملان نقل مطالب کذب به پدر شهید غنیان، صرفا رفع تکلیف کند.
جالب آنکه پدر مصطفی غنیان، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران اظهار کرد، برخلاف ادعای روزنامه حامی دولت، ختم فرزندش در 30 خرداد، نه در مسجد کرامت مشهد، بلکه در مسجد قبا برگزار شده است.
به گفته خبرنگار «آینده» در مشهد، پدربزرگ مرحوم مصطفی غنیان از خیرین مشهور و خادمان سرشناس آستان قدس رضوی و حامی مالی بسیاری از انقلابیون و زندانیان و مبارزان علیه رژیم شاه بوده است. با این حال به رغم ارائه مجوز برگزاری مجلس ختم به این خانواده، گویا قرار شده آنان مجلسی بسیار آرام و بی صدا برگزار کنند.
شهید غنیان در روز حادثه با پدرش در تهران در منزلی در سعادت آباد بوده که ناگهان اصابت تیری باعث کشته شدنش می شود.
گفته می شود این خانواده به انحاء مختلف به شکایت از مهندس موسوی درباره قتل فرزندشان ترغیب شده‌اند، اما آنان زیر بار این فشارها نرفته‌اند.
حاج محمد تقي غنيان روز چهارشنبه در گفت و گو با ايرنا با تاکيد بر خاتمه دادن اين شايعات گفت: پس از شهادت فرزندم در جريان درگيري ها و ناآرامي هاي اخير شايعات و مطالب کذبي از قول من در تهمت و افترا به ديگران در برخي رسانه ها منتشر شد که به شدت همه آنها را تکذيب مي کنم.
وي افزود : تا قبل از مصاحبه امروز با خبرگزاري جمهوري اسلامي با هيچ رسانه اي گفت و گو نکرده ام و در زمينه عامل يا عوامل شهادت فرزندم هم هيچ مطلبي در هيچ جا عنوان نکرده ام . پس از شهادت مصطفي در همان روز نخست در تهران شکايت خود را به عنوان ولي دم از عامل يا عوامل اين جنايت کور به دادگاه جنايي تهران تسليم کردم و بعد از گرفتن جنازه و انتقال به مشهد، برگزاري مراسم تشييع، تدفين و ختم هم ديگر از پرونده خبري ندارم.
پروردگار عزيز من، مرا به سخت ترين روش آزمودي و در فاصله کمتر از پنج دقيقه که پسرم مصطفي از من جدا شد او را در حالي که به سرش گلوله خورده بود در روي پشت بام طبقه هشتم ساختمان غرق در خون در آغوشم افکندي.وي گفت : متاسفانه طي چند روز اخير در برخي روزنامه هاي کثير الانتشار و سراسري مطالبي خوانده و شنيده ام که دور از واقعيات و در حد اشاعه کاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي است. در عين حال اگر همين مصاحبه کنوني هم باعث شود آنها باز سوء استفاده کرده و آن بازي ها را دنبال کنند و يا اين مطالب را دستاويزي براي بازي هاي سياسي قرار دهند، من صريحا پيشاپيش تبري جسته و به صراحت اعلام مي کنم مرا در بازي هاي سياسي خود داخل نکنيد. چرا که اين نفاق و دروغ ها در قاموس مسلمان واقعي نمي گنجد .
وي گفت :ما اين انقلاب را به راحتي به دست نياورديم که به راحتي از دست بدهيم و غيرت ديني ما اجازه تحمل اين دروغ ها و دغل بازي را نمي دهد. غنيان با اشاره به سوابق سياسي خود و خانواده اش قبل از انقلاب که تدارکات و برنامه ريزي راهپيمايي هاي قبل از انقلاب عليه رژيم شاه را در مشهد ساماندهي مي کرد افزود : بعد از انقلاب با توجه به استقرار نظام جمهوري اسلامي از سياست و مباحث سياسي کنار کشيدم و در آرامش و ثبات ايجاد شده شغل پدري خود را ادامه دادم. در عين آنکه هر گاه نياز بوده به وظايف انقلابي خود هم عمل کرده ام.
وي گفت : من که داخل در اين بازي هاي سياسي نيستم امروز نگران حيثيت مذهبي خود هستم در عين آنکه بيش از آن نگران اثرات درج اين مطالب خلاف واقع و تحريک احساسات عده اي جوان و کشته شدن مصطفي هاي بعدي هستم.وي گفت : در يکي از اين روزنامه ها چاپ روز چهارشنبه هفته گذشته آمده بود که ” در مراسم ترحيم مصطفي غنيان طي روز گذشته در مسجد کرامت پدر وي چنين مطالبي عنوان کرده است. در حالي که مراسم ختم فرزند من روز شنبه 30 خرداد 88 آن هم در مسجد قبا برگزار شده بود و در آن هيج مطلبي مبني بر اتهام زني به فردي يا افرادي من نگفتم، اما متاسفانه بعد از آن چند روزنامه به آن استناد کرده و مطالب کذب را دوباره تکرار کرده و به آن دامن زدند.
وي اظهار داشت : من در مراسم ختم فرزندم تنها به منظور تقدير از لطف جمع کثيري از دوستان و شهروندان مطلبي را تهيه و قرائت کردم که هم فايل صوتي و تصويري و هم دستنوشته آن وجود دارد. وي متن آنچه که در اين مراسم قرائت کرده را خواند.
در بخشی از این مطلب آمده است : “پروردگارا تو را سپاس مي گويم و نيکوترين درودهايم را بر ارواح مطهر خاتم الانبيا محمد مصطفي (ص) و ولي و حجت برحقت علي مرتضي (ع) و صديقه طاهره فاطمه زهرا (س) و يازده فرزند پاکش تا قطب عالم امکان مهدي موعود با ذکر صلواتي بر محمد و آل محمد (ص) نثار مي کنم.پروردگارا : تو خود فرمودي که بندگانت را مي آزمايي ، پروردگار عزيز من، مرا به سخت ترين روش آزمودي و در فاصله کمتر از پنج دقيقه که پسرم مصطفي از من جدا شد او را در حالي که به سرش گلوله خورده بود در روي پشت بام طبقه هشتم ساختمان غرق در خون در آغوشم افکندي.
همانجا بود که گفتم “فاذا جاء اجلهم لايستاخرون ساعته و لا يستقدمون و بي اختيار به ياد آقا و مولايم حسين (ع) افتادم .…در آن شهر غريب و در آن شب هولناک و در آن دل شب من کسي را نداشتم و باز بي اختيار به ياد ولي نعمتم علي ابن موسي الرضا (ع) غريب الغربا افتادم که به دور از اهل و عيال از مدينه کوچ کرد و در توس به غربت جان سپرد، باز از غم غربت به خود ناليدم و با خود زمزمه کردم کهخدا ز آستان رضايم جدا نکند من و جدايي از آن آستان خدا نکندز دامن کرمش دست التجا نکشم گداي، دامن صاحب کرم رها نکند
پروردگارا : تو خود شاهد باش از امانتي که به من سپرده بودي 26 سال نگهداري کردم و تا جايي که در توانم بود در تربيتش کوشيدم که خدا شناس، با ايمان ، مردمدار، با عاطفه و با اخلاق شود که خوشبختانه چنين بود و چنين شد و خود مصطفي هم پذيرش اين را داشت او پسري متدين، فروتن، متواضع، خوشرو و با اخلاق و به قول همه دوستانش “با مرام ” بود و اين لياقت را داشت که در راه اسلام و قرآن و در راه حفظ استقلال اين کشور و در راه آزادي ملت مسلمان و عزيز ايران در طبق اخلاص تنها سرمايه اش را که جانش بود غريبانه نثار کند. ..”

اصرار مکرر نمایندگان دادستانی و وزارت ارشاد برای حذف مطالب و تغییر صفحات روزنامه اعتماد ملی

برای دومین شب پیاپی نمایندگان دادستانی و وزارت ارشاد با حضور در چاپحانه روزنانه اعتمادملی خواستار تغییر صفحات روزنامه شدند . به گزارش سحام نیوز نمایندگان دادستانی و وزارت ارشاد ساعتی پیش با حضور در چاپخانه روزنامه اعتمادملی خواستار حذف مصاحبه مدیرمسول روزنامه اعتمادملی درباره علل عدم انتشار روزنامه در روز چهارشنبه و مطلب عطاالله مهاجرانی که تحلیلی درباره انتخابات دهم بود شدند . انها اعلام کردند که این مطالب باید حذف گردد و مطالب دیگری جایگزین انها شود . در این راستا مدیر مسول روزنامه اعتمادملی به نمایندگان دادستانی و وزارت ارشاد اعلام کرد که به مانند همیشه انها می توانند هر گونه مطلبی که در صفحات مورد تاییدشان هست به جای مطالبی که خواستار حذف ان هستند قرار دهند . گفتنی است این اقدام نمایندگان دادستانی و وزارت ارشاد که طی ماه گذشته به صورت مکرر تکرار شده است موجب تاخیر در چاپ روزنامه و ارسال ان به استان ها می گردد .

عماد افروغ : گروه‌هاي سياسي، كانون‌هاي مدني تشكيل دهند


عماد افروغ در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا، افزود: بايد اين واقعيت را بخوبي ريشه‌يابي كرد، زيرا اتفاقات اجتماعي معمولا تك عاملي نبوده و ”ربطي“ هستند، بدين معنا كه نبايد فقط يك‌ طرف قضيه را مسئول دانست، در حالي كه متاسفانه هم اكنون برخوردهاي يكسويه هم در ريشه‌يابي مسائل و هم در توصيه به رعايت قانون، سكه رايج شده و لذا آشتي ملي مساله‌اي جدي است، به شرطي كه به خوبي مورد بررسي قرار گرفته و برخوردها دو سويه باشد. وي با بيان اينكه همواره در اين خصوص توصيه‌هايي را بيان مي‌كردم، اما هم اكنون تمايل چنداني به بيان آنها ندارم، تصريح كرد: با اين وجود، حسب توقعات از نظام جمهوري اسلامي، اصحاب قدرت بايد پيش دستي كرده و دست نياز براي رسيدن به آشتي ملي دراز كنند و به آن اهميت دهند. افروغ ادامه داد: متاسفانه من چنين تمايلي را در برخوردهاي انتخاباتي و رفتارهاي صدا و سيما نديدم كه نه تنها آبي بر روي اين آتش ريخته نشد، بلكه بر هيزم آن نيز افزوده شد. اين استاد دانشگاه گفت: با وجود رفتارهايي كه در اين مدت شاهد بوديم، به خودم توصيه مي‌كنم كه كمتر سخن بگويم و اميد چنداني هم به اينكه از سوي اصحاب قدرت دست نياز براي رسيدن به آشتي ملي دراز شود و مسائل اجتماعي از راه‌هاي اجتماعي حل شود، ندارم. افروغ در ادامه اظهار كرد: من به يك طرف توصيه نمي‌كنم، ولي هميشه از يك طرف توقع بيشتر و انتظار پاسخگويي بيشتري وجود دارد و آنچه به اصحاب قدرت بايد گفت، اين است كه بايد به تخلفات انتخاباتي رسيدگي بيشتري مي‌شد و ما نمي‌توانيم با جمهوري اسلامي و قانون اساسي برخورد ”صوري“ داشته باشيم. نماينده سابق مجلس با طرح اين سوال كه چرا هميشه بايد به گروه‌هاي سياسي و مردم توصيه كنيم؟ افزود: من در نگاه جامعه شناسي سياسي خودم همواره قدرت دولتي را مورد توجه قرار داده‌ام كه دلايل آن ديني بودن حكومت در ايران و متمركز بودن و نفتي بودن آن در كشور ماست، اما با كمال تاسف كمتر شاهد برخورد صحيح از سوي اين قدرت بوده‌ايم. عماد افروغ در پاسخ به اين سوال كه ” چه توصيه‌اي به گروه‌هاي سياسي داريد؟” گفت: به آنها توصيه مي‌كنم، در غالب قانون اعتراضات را مطرح كنند و از راه‌هاي مدني آنها را بيان كنند و از تقابل‌هاي فيزيكي هم اجتناب كنند و ضمن آگاهي بخشي به مردم كارهاي روشنفكري را در دستور كار قرار داده و كانون‌هاي مدني ايجاد كنند. اين استاد دانشگاه در پايان تاكيد كرد: اگر مردم آگاه‌تر باشند دست نياز بيشتري به سوي آنها دراز مي‌شود و كمتر مي‌توان به وسيله آنها، عليه آنها اقدام كرد و يا توسط اصحاب قدرت ابزار توجيه برخي رفتارهاي ناموجه و نا مطلوب قرار گيرند.

بسیج دانشجویی خواستار محاکمۀ موسوی شد .



در نامۀ بسیج دانشجویی آمده است: "آقاي موسوی خواسته يا ناخواسته، در بسياري از موارد مباشر يا معاون در ارتكاب جرائمی هستند كه در اين مدت در شهرهای مختلف كشور، به خصوص شهر تهران به وقوع پيوسته است".

بسیج سپس چنین قضاوت می کند که "اعمال ايشان طبق قانون مجازات اسلامی جرم بوده" و از دادستان کل کشور می خواهد که به طور عاجل و بدون هيچگونه مسامحه به این جرائم رسیدگی کند.

نویسندگان این نامه، "مباشرت در برهم زدن امنیت کشور" و یا "مباشرت در افترا و هتک حرمت اشخاص" را از جمله "مهم ترین جرایم میرحسین موسوی" می دانند و می افزایند بعضی عباراتی که میرحسین موسوی به کار برده، مثل "شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات" یا "صحنه آرایی خطرناک" یا "خائن به آرای مردم"، توهین به مقامات مسئول محسوب می شود.

"مباشرت در تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" و بالاخره "معاونت در محاربه و افساد فی الارض" از دیگر اتهاماتی است که بسیج دانشجویی به میرحسین موسوی نسبت می دهد.
در مورد اتهام اخیر، در این نامه توضیح داده شده که "هر كس كه براي ايجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنيت مردم دسته به اسلحه ببرد، محارب و مفسد في‌الارض مي‌باشد " و طبق تبصره سوم اين ماده "ميان سلاح سرد و سلاح گرم فرقي نيست"...
..."همچنين مطابق همين قانون هر فرد يا گروهي كه طرح براندازی حكومت اسلامي را بريزد و برای اين منظور اسلحه و مواد منفجره تهيه كند (...) وهر كس در وسايل و تأسيسات مورد استفاده عمومی از قبيل شبکه های پست و تلگراف و تلفن و راديو تلويزيون (...) و همچنين در علايم راهنمايي و رانندگي مرتكب تخريب شود(...)، به حبس از سه تا ده سال محكوم خواهد شد، و بنابر تبصره يك همين ماده در صورتي كه اعمال مذكور به منظور اخلال در نظم و امنيت جامعه و مقابله با حكومت اسلامي باشد، مجازات محارب را خواهد داشت. "

این نامه نتیجه می گیرد : "از آنجا كه تمامي جرائم فوق به وقوع پيوسته است، لذا آقای موسوی كه (...) با پيگيری اعتراض خود از طرق غيرقانونی و با آگاهی از عواقب كار و عمل غيرقانوني خود وقوع اين جرائم را تسهيل نموده، معاون در جرائم مذكور محسوب مي‌شود".

نامۀ بسیج دانشجویی که خطاب به دادستان کل کشور نوشته شده، خود عیناً به سبک و شیوۀ ادعا نامه های دادستانی تدوین شده و علاوه بر تعریف جرایم، در هر مورد با ارجاع به قوانین کشور، نوع مجازات ها را نیز تعیین کرده است. به عنوان مثال، این نامه در مورد اتهام "مباشرت در برهم زدن امنیت کشور"، به مادۀ ٤٩٨ قانون مجازات اسلامی رجوع می کند و می نویسد: "مطابق این ماده، هر كس با هر مرامی، دسته، جمعيت يا شعبه، جمعيتی بيش از دو نفر در داخل يا خارج از كشور تحت هر اسم يا عنوان تشكيل دهد يا اداره نمايد كه هدف آن بر هم زدن امنيت كشور باشد و محارب شناخته نشود به حبس از ٢ تا ١٠ سال محكوم مي‌شود".


اونی که به ما { ... } بود

کلاغ { ... } بود

قذافی در لیبی هم احمدی نژاد را راه نداد . یکی به صد کشور اضافه شد.

سفر پیش بینی شده محمود احمدی نژاد به " لیبی" لغو شد. رئیس جمهوری اسلامی قرار بود در پایتخت لیبی در اجلاس سران کشورهای عضو "سازمان وحدت آفریقا" شرکت نماید. خبر گزاری حکومتی "فارس" با مداد امروز ساعتی قبل از آغاز سفر با انتشار خبر کوتاهی لغو برنامه سفر احمدی نژاد به لیبی را اعلام داشت.
با پیگیری گزارش های رسیده از کشور های آفریقائی ، به نظر می رسد که در میان کشورهای عضو سازمان وحدت آفریقا در مورد دعوت از رئیس جمهوری اسلامی اختلاف نظر بروز کرده است. یک مقام آفریقائی حتی این دعوت را کار عجیبی از سوی رهبر لیبی دانسته است.

نقش روحانیت در آینده جامعه ایران


در پی تأیید نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم به وسیلۀ شورای نگهبان در روز دوشنبه هشتم تیرماه، حجت الاسلام مهدی کروبی- یکی از نامزدهای معترض به نتایج اعلام شده، در روز سه شنبه در نامه ای خطاب به مردم ضمن رد نتایج گفت دولت جدید محمود احمود نژاد را برسمیت نمی شناسد و برای آن مشروعیتی قائل نیست. افزون بر این آیت الله جلال طاهری، امام جمعۀ پیشین اصفهان نیز انتخابات را مخدوش خواند و احمدی نژاد را به عنوان رئیس دولت "نامشروع و غاصب" دانست.
درجریان اعتراض مردم به نتایج این انتخابات و سرکوب آن به وسیلۀ دولت، آیت الله منتظری نیز با صدور بیانیه ای ضمن محکوم کردن خشونت به کار گرفته شده علیه مردم از آنان خواسته بود به پیگیری مطالبات حق طلبانۀ خود از طرق مسالمت آمیز ادامه دهند. با توجه به این که میرحسین موسوی- دیگر نامزد معترض- نیز خواهان ادامۀ اعتراض مردم شده است، روحانیت در ایران امروز چه نقشی در این جنبش می تواند داشته باشد.
احمد قابل، پژوهشگر مسائل دینی، ضمن یادآوری این نکته که نقش روحانیون و مراجع تقلید در هفته های اخیر از حد نصیحت های محرمانه به مسئولان و اظهار نظرهای غیر مستقییم فراتر نرفته است می افزاید اکثریت روحانیون و مراجع تقلید بسیار محافظه کارند و جز معدودی چون آیت الله منتظری و آیت الله طاهری چندان تمایلی به رویاروئی با قدرت حاکم ندارند و این روند تحولات در آینده است که سمت و سوی جهتگیری های آنان را تعیین خواهد کرد. احمد قابل در عین حال به این مراجع تقلید هشدار می دهد که رژیم حاکم در آینده نیز چون گذشته، سکوت آنان را به نفع خود مصادره خواهد کرد و از این رو از آنان می خواهد منافع شخصی و گروهی را به منافع شرعی و دینی ترجیح ندهند.

گزیده بیانیه شماره 9 موسوی



به عقیدۀ موسوی، راه نجات، بازگشت به اسلام، به صداقت، به قانون و به خرد است.
او می نویسد: "به مردم بازگرديم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنيتی باز می‌کنيم؟ چرا به کوچکترين بهانه،‌ هرکسی را از دايره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنيم؟ اين يکی بيش از اندازه جوان است، آن يکی بيش‌ از اندازه هنرمند است، آن يکی روشنفکر است، اين يکی با ما اختلاف سليقه دارد، آن يکی دانشجوست، اين يکی از کار ما ايراد می‌گيرد، آن يکی به گروه ما تعلق ندارد، اين يکی قدش بلند است، آن يکی خيلی شيک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانيم تا اين که تنها می‌مانيم".
موسوی خطاب به مردم می گوید: "تمامی تلاش‌هايی که اين روزها در مخالفت با شما صورت می‌گيرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود نااميد شويد، زيرا تا ما نااميد نشويم اين دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. اميد به آينده رساترين اعتراض ماست".
او می افزاید: "مسئوليت تاريخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهيم و از تلاش برای استيفای حقوق مردم دست بر نداريم. مسئوليت دينی ماست که نگذاريم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بيابد. مسئوليت انقلابی ماست که اجازه ندهيم حاصل خون صدها هزار شهيد به يک دولت امنيتی تنزل پيدا کند و مستهلک شود"...
و سپس می افزاید: "ليکن برای آن که اين اعتراض به نتيجه‌ای دلخواه برسد بايد چند اصل مهم را رعايت کنيم".
او توصیه می کند که نباید "ساختارشکنی کرد، یا به عبارت دیگر، نباید به براندازی نظام اندیشید. از نظر موسوی، احترام به قانون اساسی کنونی می تواند راهگشا باشد.
او همچنین می گوید: "ماجرای ما، هر چقدر تلخ، يک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنيم و بيگانگان را در آن دخالت دهيم به زودی پشيمان خواهيم شد". و توصیه می کند که "در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هيچ‌کس نبايد صدمه ببيند".
موسوی در پایان بیانیه می گوید اشتباه است اگر تصور کنیم که راه های اعتراض بسته شده است و می افزاید: "همان خلاقيت (مردم) همچنان قادر است که با توجه به تمامی اين اصول راه‌کارهايی بکر و موثر پيش‌پای ما قرار دهد، ميدان‌های گسترده‌ای برای عمل در مقابل‌ ما بگشايد و تجربيات جديدی برای آزاديخواهان جهان اندوخته کند".
او سپس بر ایستادگی خود تأکید می کند و می نویسد: "من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پايمال شدة مردم معامله يا مصالحه کنم. مسئله جمهوريت و حتی اسلاميت نظام ماست. اگر در اين نقطه ايستادگی نکنيم، ديگر تضمينی نداريم که در آينده با حوادث تلخی نظير آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشيم".و سرانجام، به نظر می رسد که میرحسین موسوی در فکر ادامۀ اعتراضات از طرق قانونی است، چنان که می نویسد: "گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آيند و با تشکيل جمعيتی قانونی صيانت از حقوق و آرای پايمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طريق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نيز رجوع به محاکم قضايی پيگيری کنند و نتايج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اينجانب نيز به اين جمع می‌پيوندم"...

میرحسین «قمه به دست» سر چهار راه بايستد، بيشترشرف دارد!


یک روزنامه دولتي حامي احمدي ن‍ژاد طي یادداشتی نخست وزير دوران امام و جنگ 8 ساله تحميلي را «گردن کلفت مدرن» ناميد.روزنامه اصولگرای جوان که در جريان انتخابات رياست جمهوري دهم از محمود احمدی نژاد حمایت می کند در یادداشتی از شیوه برخورد ميرحسين موسوي با نتایج انتخابات انتقاد کرد.در اين یادداشت كه با امضاي فرهنگي بازنشسته منتشر شده است آمده :«اگر آقاي ميرحسين قمه به دست بر سرچهار راهي مي‌ايستاد به مراتب نسبت به نوع فعلي شرف داشت».
متن کامل این یادداشت را بخوانيد:
بعد از گذشت بيش از دو هفته از انتخابات و كش و قوس‌ها و دعواهاي سياسي، امروز مسائل براي هر انسان منصفي روشن است. همه ديدند كه مدعيان تقلب هيچ سند عقل‌ پسند و محكمه پسندي ارائه نكردند و تنها با كلي‌گويي در تنور هيجانات و اغتشاشات دميدند. تا آنجا كه آقاي موسوي گفت حتي اگر انتخابات ديگري برگزار شود و باز هم من شكست بخورم آن انتخابات هم بايد ابطال شود! (نویسنده اشاره ای به مستند این نقل قول نکرده است.)
اين ادبيات و اين رفتار در فرهنگ مردم ايران به گردن كلفتي تعبير مي‌شود! به نظر نگارنده اين نوع گردن كلفتي زشت‌ترين نوع است يعني اگر آقاي ميرحسين قمه به دست بر سرچهار راهي مي‌ايستاد به مراتب نسبت به نوع فعلي شرف داشت، چرا كه در آن صورت تنها حقوق عده‌اي از شهروندان كه از آن چهار راه در حال عبورند تضييع مي‌شود ولي سبكي كه آقاي موسوي در پيش گرفته نه تنها توهين به همه مرم ايران كه توهين به تاريخ پرافتخار ايران زمين است . اگر مردم ايران امروز زيربار زورگويي و گردن كلفتي مدرن آقاي موسوي بروند لعن و نفرين همه آزادگان جهان را به دنبال خواهند داشت و آقاي موسوي نيز به خوبي مي‌داند كه چنين چيزي در ايران ممكن نيست پس او فقط عرض خود مي‌برد و زحمت ما مي‌دارد.
خدا او را به راه راست هدايت فرمايد.

بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی پس از تایید نتایج انتخابات توسط شورای نگهبان

قلم - بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پیش صادر شد. به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند، ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سال‌ها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.
- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میر حسین موسوی
10/4/88

۱۰ تیر ۱۳۸۸


بیانیه جدید مجمع روحانیون مبارز

متن این بیانبه به این شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم
نظام مبارکی که در آن به‌سر می‌بریم برآمده از خیزش شگفت‌انگیز ملتی است که سالیان دراز در آرزوی آزادی و استقلال و آبادانی کشور و عدالت، هزینه‌های گزافی پرداخته است و ایمان او به خدا و دلبستگی‌اش به دین همواره وی را در این راه پرمشقت پایدار داشته است و در برهه‌ای از زمان موهبت رهبر ممتاز حضرت امام که مظهر ایمان و آرمان و آزادگی او بوده است، وی را یاری کرده است و حاصلش (البته به قیمت خون عزیزان و ایثارگری انبوهی از زنان و مردان) نظام جمهوری اسلامی بوده است. جمهوریت به آن معنی که میزان رأی ملت است و حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش پذیرفته شده است , حاکمان برگزیدگان با تقوای مردم و خدمتگزاران آنانند، نه اربابان ایشان و طبعا آن‌که پرسش‌گر است، مردمند و آن‌که پاسخ‌گو است، حاکمانند. و نظام ما اسلامی است از آن جهت که آئین خداوند و ارزش‌های دین مبین حاکم بر زندگی اجتماعی است، البته اسلامی که دور از خرافات و تحجر و توهم‌زدگی متحجران و کج‌اندیشان است و در جهان پیچیده امروز پاسخ‌گوی نیازها و پرسش‌های اساسی مردم این روزگار است. جمهوری اسلامی راهی است به سوی سربلندی ایران و سرفرازی ایرانی و زمینه‌ساز ایجاد الگویی ممتاز که در آن اخلاق و معنویت در کنار آزادی، عدالت، حقوق انسان و پیشرفت کشور قرار گرفته است. آن‌چه مهم است پاسداری از معیارهای اصیلی است که نظام ما بر آن استوار است و می‌بایست باشد و احیانا نیست. در انتخاباتی که انجام گرفت، می‌شد که این نظام مستحکم‌تر شود و راه‌های انحرافی از راه راست روشن‌تر تشخیص داده شود و آرام‌بخش جان ملتهب ملتی بیدار و هوشیار باشد. انتخاباتی که می‌توانست در آغاز دهه چهارم پیروزی انقلاب نشان دهد که پایه‌های مردم‌سالاری سازگار با دین در آن مستحکم‌تر و استوارتر شده است و مردم احساس کنند که حاصل خون صدها هزار شهید و رنج آسیب جانبازان و آزادگان و خانواده‌های شکیبای آنان روز بروز شکوفاتر و ایران عزیز در جهت اعتلاء و ایرانی برخوردار از حرمت، عزت و حقوق مادی و معنوی در حرکت است. افسوس که این فرصت از دست رفت و امروز اعتماد عمومی که مهم‌ترین سرمایه کشور و انقلاب است، لطمه دیده است و انبوهی از مردمان که بحق حرف و انتقادی دارند، از آن‌چه اعلام شده قانع نیستند. مهم این است که همه احساس کنند سازوکارهایی که در جهت کارگر افتادن رأی مردم که به تعبیر حضرت امام «میزان» است، خدشه‌ناپذیر است و اگر چنین احساسی نبود، با چه امید می‌توان باز هم مردم را به حضور فراخواند. ما معتقدیم اعتماد آسیب‌دیده مردم با اظهارنظر مرجعی که اکثریت اعضای آن از پیش جانبداری بی‌پرده خود را نسبت به یک نامزد اعلام کرده‌اند، در مورد نتایج انتخابات ترمیم نخواهد شد. متاسفیم که راهکارهای منطقی و خیرخواهانه مورد توجه قرار نگرفت و هیأتی بی‌طرف و کاردان مسئول رسیدگی و اعلام حقیقت نشد. بلکه به‌عکس اعتراض آرام و پرشکوه مردم که حضوری بی‌همانند نشان دادند و رشد خود را همچون روزهای پرفروغ انقلاب اثبات کردند، مورد تهاجم بی‌رحمانه قرار گرفت و در حالی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، هم نامزدهای محترم و هم طرفداران آنان از نظام و در نظام هستند، میلیون‌ها انسان معترض را اسباب دست بیگانگانی قلمداد کردند که نه اسلام را می‌خواهند و نه ایران را و فرزند برومند و مؤمن انقلاب و ایران، حضرت آقای مهندس موسوی را آزردند و مقاومت ستودنی او را در دفاع از حق و رأی مردم نکوهش کردند و نیز نسبت به شخصیت انقلابی و خدمتگزار جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای کروبی جفا کردند. و حتی تظاهرات آرام مردم را به خاک و خون کشیدند و بخش مهمی از سرمایه‌های فرهنگی و سیاسی و انقلابی و خیرخواهان و تعداد کثیری از جوانان عزیز را به بند کشیدند تا همگی را در برابر یک انتخابات مخدوش تسلیم کنند و طبیعی است که در این عرصه بیگانگان بیکار نخواهند نشست و می‌کوشند که آتش نفاق و نقار را فروزان‌تر کنند. اینک پس از هزینه‌های سنگینی که پرداخت شده است، در عین اعتراض به نتیجه انتخابات و محفوظ‌ نگاه‌داشتن حق اعتراض معتقدیم که مردم بزرگوار نباید بیش از این هزینه بپردازند و معتقدیم هیجانات فزاینده و اعتراضات خیابانی راه‌کار نیست. ما همه را به آرامش دعوت می‌کنیم، چرا که ایران و انقلاب برای ما از همه چیز با ارزش‌تر است و انتظار داریم که مسئولان نیز زمینه عبور از فضای زشت امنیتی و نظامی را فراهم آورند. و زندانیان را آزاد کنند و از تبلیغات یکجانبه و تحریک‌آمیز و تحریف‌کننده دست بردارند و حق بیان واعتراض مدنی را به رسمیت بشناسند و نسبت به خون به ناحق ریخته شهیدان و جانباختگان و استمالت از خانواده‌های آنان اقدام کنند و زمینه‌ای فراهم آورند تا خردمندان خیرخواه بتوانند در فضای آرام به آن‌چه جامعه را به این وضعیت ناگوار کشاند، بیاندیشند و راه چاره اساسی برای آن بیابند. مجمع روحانیون مبارز 8/4/1388

بیانیه جدید سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

بسم الله الرحمن الرحیمملت شریف ایرانهمان گونه که انتظار می رفت شورای نگهبان قانون اساسی روز گذشته صحت انتخابات ریاست جمهوری دهم را تأیید کرد. در نامه دبیر این شورا به وزیر کشور آمده است که شورا موارد اعلامي از سوی کاندیداهای معترض را از «مصاديق تخلف يا تقلب انتخاباتي خارج» دانسته و تخلفات موجود را «بعضاً تخلفات مختصري» می داند «که وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود و غيرقابل اعتناست»، مستند شورای نگهبان در اعلام این نظر باز شماری صوری ده درصد از صندوق های رآی در سراسر کشور توسط همان کسانی است که انتخابات شبهه برانگیز و سراسرتخلف اخیر زیر نظارت آنها انجام شده است. این درحالی است که بازشماری صوری آراء خواسته هیچ یک از کاندیداهای معترض نبوده است. به این ترتیب براساس آنچه که در نامه دبیر شورای نگهبان آمده است، مواردی نظیر موضوع چاپ میلیونها تعرفه اضافی با کد و بدون کد، و درعین حال اتمام برگه های رأی در ساعات اولیه انتخابات در بسیاری از استان ها، پلمب صندوق ها در غیاب نمایندگان نامزدها، عدم تمديد زمان رأي گيري درحالي تعداد فراواني رأي دهنده در انتظار رسيدن نوبت بودند و توقف رأی گیری قبل از پایان زمان رأی گیری، کارشکنی در نظارت نمایندگان نامزدها بر صندوق های رأی، قطع سیستم پیام کوتاه در کشور و خطوط تلفن کمیته صیانت از آراء ستاد موسوی از روز قبل از انتخابات که امکان نظارت و اطلاع به موقع از تخلقات در سراسر کشور را منتفی کرد، مشارکت بیش از صد در صد واجدان شرایط در 70 و مشارکت بین 95 تا 140 در صد واجدان شرایط در 170 شهرستان کشور، انتقال صندوق های رأی به سایت های تجمیع آراء بدون حضور و نظارت نمایندگان کاندیداها، اخراج نمایندگان کاندیداها از سایت های تجمیع آراء و شمارش آراء در غیاب ایشان، و ... ظاهراً از نظر این شوری تخلفاتی «غیر قابل اعتناست» که «وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود» استآنها به رغم تمدید 5 روزه در رسیدگی به شکایات حتی ضرورتی ندیدند راهکار مشخص مهندس موسوی را مبنی بر مقایسه کدهای ملی نوشته شده در ته سوش برگه های رأی با کدهای ملی شهروندان در سیستم رایانه سازمان ثبت احوال اجرا کنند تا میزان و وسعت تنها یکی از موارد تخلف و تقلب آشکار شود.ملت شریف ایرانبا توجه به ترکیب اعضا و عدم استقلال شورای نگهبان، به ویژه پس از تأیید صریح انتخابات از سوی رهبری و حمایت ایشان از احمدی نژاد، آن هم در مهلت قانونی بررسی صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان، توقعی جز تأیید صحت انتخابات از سوی این شورا نمی رفت. اگرچه این حمایت و تأیید هرگز نمی تواند عدم عمل شورای نگهبان به مسئولیت های قانونی خود در امانت داری و حراست از رأی مردم را توجیه کند.همچنین روشن بود مواردی نظیر تمدید 5 روزه برای رسیدگی همه جانبه به شکایات و اعتراضات نیست، چنان که چنین رسیدگی ای عملاً صورت نگرفت. مهلت 5 روزه می توانست نشانه ای باشد تا افکار عمومی استقلال شورای نگهبان را باور کنند و نیز فرصتی باشد تا با تبلیغات یک سویه صدا و سیما و دهها ساعت مصاحبه و میزگرد با مسئولان انتخابات و وزرای کشور و اطلاعات و ... افکار عمومی برای شنیدن تأیید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان آماده شود.ملت شریف ایرانبه هر تقدیر اعلام صحت انتخاباتی که اکثریت شما مردم به رغم سرکوب گسترده اعتراضات مدنی و قانونی به نتایج مهندسی شده آن و دهها شهید و صدها مجروج و دستگیری هزاران تن و به رغم بمباران تبلیغاتی بی سابقه و تحریف ها و خلاف نمایی های گسترده، به صحت آن باور نداشته مشروع نمی دانید، به معنای بلاموضوع شدن انتخابات در کشور، نفی حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و اداره امور خویش و تلاشی آشکار برای پایان دادن به جمهوریت نظام و درعین حال نشانه آغاز دوره ای جدید از تلاش و مبارزه برای بازگرداندن جمهوریت و دفاع از مردمسالاری است.با اعلام نظر شورای نگهبان پرونده انتخابات آزاد تا آینده ای نامشخص بسته شد و به این ترتیب انتخاباتی که می رفت تا به یکی دیگر از افتخارات ملت شگفتی ساز ایران در طول تاریخ معاصر تبدیل شود، به دست حاکمیت کنونی به نقطه سیاهی در تاریخ این ملت تبدیل شد.سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن ابراز تأسف عمیق خود از این همه بی تدبیری و این همه استعداد و مهارت در فرصت سوزی و تبدیل فرصت ها به تهدیدها اعلام می دارد دولت برآمده از انتخاباتی که ملت صحت آن را نپذیرفته و بر ابطال آن پای می فشارد، فاقد مشروعیت و وجاهت قانونی است. سازمان به عنوان تشکلی معتقد و ملتزم به آرمان های ملت در انقلاب اسلامی ایران و ملتزم به اصول اسلامیت و جمهوریت نظام، ضمن تأیید و حمایت کامل از اعتراضات مدنی، قانونی و مسالمت آمیز ملت آگاه ایران به نتایج انتخابات و نیز حمایت کامل و تقدیر و تشکر از مواضع قاطع جناب آقای میر حسین موسوی وظیفه خود می داند با استفاده از تمامی ظرفیت های قانونی به مبارزه قانونی و مسالمت آمیز علیه دولت غیر قانونی پرداخته، تمام مساعی خود را برای بازگرداندن جمهوریت که ضامن اسلامیت نظام نیز هست به کار بندد.و ما توفیقنا الا بالله العزیز الحمید و مانرید الا الاصلاح علیه توکلنا و الیه انیب
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
۹ تیر 1388

بیانیه جدید انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران


بسمه تعالی
لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم
سی سال پیش مردم شریف و فداکار ایران زمین به رهبری انسانی بزرگ و جامع شرایط هدایت مردم، انقلابی تاریخی را پی افکندند تا بساط دیکتاتوری و استبداد،ظلم و جور،فقرو بی عدالتی، و خفقان و سرکوب را برچینند و به جای آن آزادی، استقلال، جمهوری و اسلام را مستقر کنند.
هدف والابی که مردم و امام(ره) داشتند و راهی که برگزیدند فقط تغییر ظاهری و شکلی یک رژیم نبود، بلکه هدف و راهی بود آرمانی و مقدس برای نیل به ارزش های اصیل از قبیل عزت و کرامت انسانی، آزادی بیان، قلم و تجمعات، مردم سالاری مبتنی بر اصول، توجه به رفاه و حقوق اجتماعی آحاد ملت و ایجاد کشوری پیشرفته و توسعه یافته. اظهار نگرانی عمیق و مکرر امام عزیز از خطر جریان تحجر و تفکری که جمهوریت و مردم سالاری را بر نمی تابید نشانه ای از آینده نگری شگرف ایشان و پیش بینی چنین روزهایی بود.
امروز بعد از گذشت 30 سال شاهدیم که مبانی فکری انقلاب و امام و هدف های ارزشمند این راه با تهدیدی جدی مواجه شده است. انتخابات ریاست جمهوری دهم که به دلیل حضور نخست وزیر محبوب دوران امام با طرح مبانی فکری روشن و ارزشمند، حمایت شخصیت های گرانسنگی چون آقای خاتمی از ایشان، برگزاری مناظره های روشن گرانه ای برای نسل جوان و...حضور بی سابقه و پر شور ملت در عرصه انتخابات می توانست به فرصتی تاریخی برای ایران عزیز باشد، به دلیل تخلفات مکرر دولت حاکم، سوءاستفاده از امکانات دولتی، ایجاد بدعت های عجیب و بی سابقه از قبیل توزیع پول و سهام در آستانه انتخابات، بداخلاقی و دروغ و آمارهای غلط و تهمت های اثبات نشده به افراد شاخص و نهایتاً با تخلفات گسترده در زمان رای گیری و تجمیع آراء ملت به تهدیدی بزرگ برای راه و آرمان های انقلاب اسلامی مبدل شد. تهدیدی که باعث آسیب جدی به سرمایه های اجتماعی ملت شریف ایران، یاس و ناامیدی نسل جوان و آینده ساز کشور، افزایش فرار مغزهاو...خواهد شد. بی شک امنیتی و نظامی شدن بی سابقه فضای کشور، شهرها و خیابان ها، سرکوب وحشیانه تجمعات معترضان، حمله به کوی دانشگاه و منازل مسکونی، توقیف بی دلیل مطبوعات، کنترل و محدود کردن بی سابقه ارتباطات و رسانه ها، دستگیری گسترده مردم و چهره های شاخص سیاسی و...همه و همه حکایتهایی از ایجاد فاصلۀ بسیار و دورشدن جدی از اهداف اولیه انقلاب اسلامی است.
انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران، ضمن محکوم کردن رفتارها و اقدامات مذکور نکات زیر را به عنوان حداقل خواسته های خود در شرایط بحرانی موجود و برای برون رفت از این وضعیت اعلام می نماید:
1-برگزاری انتخابات سالم و احترام به آراء ملت پایه و اساس جمهوریت هر نظام و مایه اعتماد متقابل ملت و دولت است، در صورتی که این پایه سست و لرزان شود بنای مردمسالاری فروخواهد ریخت. لذا با توجه به تخلفات گسترده در برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری که باعث اعتراضات مکرر و وسیع مردمی شده است منطقی ترین راه برای جلب اعتماد مردم بررسی تمام مراحل انتخابات توسط یک گروه حکمیت و مرضی الطرفین با اختیارات کامل بود که بارها توسط امام راحل در موارد اختلاف، مورد استفاده قرار می گرفت.
روشن است که شورای نگهبان با توجه به جهت گیری های مسبوق و مشخص سیاسی و طرفداری واضح بعضی از افراد آن شورا از یکی از کاندیداها نمی توانست مرجع رسیدگی به این نوع از اختلاف باشد.
به هر صورت رئیس جمهور رسمی و مشروع مردم کسی است که آراء مردم به او تعلق داشته باشد و نباید در شرایطی که وجدان جامعه نتایج اعلام شده را سالم نمی داند انتظار داشت لزوماً هر فردی که توسط وزارت کشور و شورای نگهبان به عنوان رییس جمهور معرفی شد مورد پذیرش همۀ مردم قرار گیرد.
2-امکان برگزاری آزاد و آرام تجمعات و اعتراضات و امکان اظهار نظر آزاد بدون مواجهه با تهدید و ارعاب، از حقوق اولیه مردم است که در قانون اساسی به آن تأکید شده است، لذا انجمن اسلامی جامعه پزشکی خواستار تأمین شرایط مناسب و آزاد برای اینگونه تجمعات و جلوگیری از رفتارهای خشونت آمیز و غیر قانونی با مردم شریف ایران است. یقیناً بهترین نشانه صداقت در جلوگیری از خشونت و رفتارهای غیر قانونی، معرفی و برخورد سریع با افرادی است که به کوی دانشگاه و منازل مسکونی حمله و یا به سوی مردم تیراندازی کرده اند.
3-انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران خواستار آزادی سریع زندانیان سیاسی معترض به نتایج اعلام شده، چه از مردم بی گناه و چه از شخصیت های فعال سیاسی می باشد. این اقدام باعث بهبود و آرامش فضای سیاسی شده و می تواند محیط تهدید آمیز و بحرانی موجود را به شرایط عادی نزدیک سازد.
4-انجمن اسلامی جامعه پزشکی خواستار رفع محدودیت های ارتباطی و اجتماعی، لغو محیط سانسور و ممانعت از تبلیغات یکسویه و ناعادلانه صدا و سیما می باشد. بدیهی است توقیف مطبوعات، کنترل و تحدید ارتباطات تلفنی، پیامکی، اینترنتی و رسانه ای نه تنها کمکی به بهبود شرایط نخواهد کرد، بلکه باعث رجوع روزافزون مردم به رسانه های خارجی خواهد شد.
5-انجمن اسلامی جامعه پزشکی ضمن حمایت از مواضع جناب آقای مهندس موسوی خواستار رفع محدودیت ها از ایشان و تأمین شرایط مناسب برای امکان ارتباط آزاد و قانونی ایشان باطرفداران و حامیانشان می باشد.به امید اعتلای کلمه حق و استقرار استقلال،آزادی و جمهوری اسلامیانجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران

بیانیه جدید جبهه مشارکت ایران

بسم الله الرحمن الرحیم
با اعلام نظر رسمی شورای نگهبان درباره دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران دوره جدیدی در تاریخ سیاسی ایران آغاز می شود.
سی سال پس از تاسیس جمهوری اسلامی که با شعار آزادی، استقلال و حاکمیت ملی استقرار یافت، شاهد برآمدن دولتی هستیم که از دل انتخابات مهندسی شده بیرون آمد و اکنون رئیس آن به جای آنکه نماینده اراده ملی باشد، برآیند خواست از پیش تعیین شده عده قلیلی است که بارها و بارها با گفتار و رفتار خود، جمهوریت نظام و اصل همراهی و سازگاری دین و مردم سالاری را زیر سئوال برده اند.
برای پیروان امام (ره)، معتقدان به جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد و دلسوزان ایران، لحظات سختی است که جز با توکل به خداوند بزرگ، ایمان به پیروزی حقیقت و صبر و بردباری و فروخوردن خشم مقدس ناشی از زخم بزرگ بی عدالتی، تحمل آن ممکن نیست.
انا لله و انا الیه راجعون
این اولین بار است که کودتاگران علیه جمهوریت نظام، با بدترین و خشن ترین شیوه ها مهمترین رکن جمهوریت یعنی ریاست جمهوری را هدف قرار می دهند مقامی که اگر بر آمده از آرای واقعی ملت نباشد می تواند سر آغاز استبدادی بزرگ باشد و آنچه در سالهای قبل گوشه هایی از آن را نشان داده بودند، ناچیز و بی مقدار جلوه می کند.
پیش از این در انتخابات فرمایشی مجلس هفتم و انتخابات دستکاری شده مجلس هشتم نشانه های روشنی از عزم کسانی که به جمهوری اسلامی اعتقادی ندارند هویدا شد که در صدد بلا موضوع کردن انتخابات بودند، متاسفانه این روند مخرب جدی گرفته نشد و ما امروز شاهد وضعیتی هستیم که عملا انتخابات در کشور بی معنا شده است و به تبع اولی مردمسالاری هویت خود را از دست داده است.
آنچه کودتاگران در یکسال منتهی به خرداد 88 انجام دادند به قیمت خدشه دار شدن اعتماد مردم به اصل نظام و ازبین رفتن سرمایه های اجتماعی و از دست رفتن مشروعیت داخلی و بین المللی بسیاری از ارکان نظام تمام شده است.
جبران این خسارت عظیم، کاری بس دشوار و شاید محال باشد و آثار آن هر چند امروز بخوبی روشن شده است ولی درک عمق فاجعه نیازمند گذشت زمان و بازخوانی تاریخی ای حادثه است.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با ابراز تاسف عمیق و محکوم کردن این بدعت عجیب و باور نکردنی، صریحا نتایج این انتخابات را غیر قابل قبول می داند و آثار و تبعات بی توجهی به هنجارها و روندهای قانونی و تلاشهای خیر خواهانه ای را که برای از میان نرفتن فرصت انتخابات و مشارکت خوب مردم به وجود آمده بود را متوجه کسانی می داند که در این روند مخرب نقش داشته اند یا با آگاهی در برابر آن سکوت کردند.
هرچند از دیدگاه ما هنوز فرصت برای جبران این بی اعتمادسازی بزرگ باقی است و می توان با استفاده از محدود راهکارهای قانونی موجود مانع از آن شد تا مشروعیت نظام دستمایه بازی کودکانه کسانی شود که سوار بر اسب بی مهار قدرت، سرنوشت همه چیز و همه کس را با سرنوشت خود گره می زنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی، وظیفه ملی و قانونی خود می داند، از همه قشرهای مردم که با شور و شوق و امید تغییر در عرصه انتخابات حاضر شدند تشکر و قدردانی کند و از سوی دیگر از اینکه میلیونها رای این مردم نادیده انگاشته شده است و تنها صرف تفاخر کسانی شده است که عامل این نابسامانیها هستند اظهار تاسف کند.
ما همچنان مصر بر ادامه راهی هستیم که در یک کلمه آن را اصلاحات می خوانند؛ ما همچنان مصر بر عمل در چارچول قانون هستیم؛ تمام تلاش ما آن خواهد بود که نشان دهیم آنچه این روزها به نام دین، انقلاب و نظام برما رفته است، نسبتی با گوهردین ، آرمانهای بلند امام و خواسته های شهیدان و مطالبات بر حق ملت و موازین قانون اساسی ندارد؛ ما در این راه از تمام توان خود با رعایت مصالح ملی و حرکت در چارچوب قانون بهره خواهیم گرفت تا از این انحراف عظیم جلوگیری کنیم.
ما به عنوان یک حزب قانونی وظیفه خود می دانیم در کنار ملت، با حفظ آرامش و از راههای مدنی و مسالمت آمیز، مانع تحقق خواسته های مخالفان جمهوریت و اسلامیت نظام و مشوه کنندگان چهره دین و انقلاب و کشور شویم و از همه مردم، احزاب و گروهها و نهادهای مدنی می خواهیم از هر حرکتی که بهانه به دست خشونت جویان بدهد و زمینه را برای استبداد فراهم می کند بپرهیزد.
ما از مسئولین می خواهیم علیرغم اینکه بسیاری از نصایح و خیر خواهی ها را نادیده گرفته اند و با تحلیلها و روشهای غلط و مخرب و با امنیتی و نظامی کردن جامعه، بر بحرانهای جاری افزوده اند، اکنون حداقل پس از استقرار و تثبیت آنچه می خواسته اند، انبوه بیگناهانی را که تنها جرم آنها شورآفرینی در انتخابات بوده است آزاد کنند و از پرونده سازیهای بی حاصل و دروغ دست بردارند و اجازه دهند نهادهای مدنی و مستقل از حکومت دوباره کارخود را هرچند با محدودیتهای فراوان آغاز کنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی ضمن درود به روان پاک شهیدان مظلوم حوادث اخیر و تسلیت به خانواده معظم آنها، بر عهد همیشگی خود با ملت بر سر ایستادگی بر حق و پایداری در منافع ملت و پیگیری آرمان دیر پای ایرانیان یعنی آزادی و حکومت قانون، پافشاری خواهد کرد

طرح سنای آمریکا برای تحریم نوکیا - زیمنس به دلیل فروش تجهیزات شنود به ایران

” چارلز شامر ” سناتور دموکرات مجلس سنای آمریکا به همراه سناتور جمهوریخواه ” لیندسی گراهام ” در پی ارایه طرحی برای تصویب در سنا هستند که به موجب آن شرکت هایی که به دولت ایران ابزار پیشرفته شنود مکالمات تلفنی و کنترل فضای وب را فروخته اند در آمریکا مورد تحریم قرار بگیرند.به گزارش”عصر ایران” این دو سناتور دلیل ارایه این طرح خود را متوقف کردن گردش آزاد جریان اطلاع رسانی از سوی دولت ایران در پی اعتراضات مردمی به نتایج اعلام شده پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران دانسته اند .این دو سناتور آمریکایی همچنین با ارسال نامه ای به هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا از وی خواسته اند تا در اجلاس آتی سران گروه 8 کشور صنعتی در مذاکره با شرکای اروپایی و اعضای دیگر گروه 8 از آنها بخواهند که مانع همکاری شرکت های اروپایی با دولت ایران شوند.روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال هفته گذشته با چاپ گزارشی نوشته بود که دولت ایران تجهیزات پیشرفته ای برای شنود مکالمات تلفنی و کنترل ارتباطات اینترنتی شهروندان خود از شرکت سازنده تجهیزات ارتباطی فنلاندی – آلمانی ” نوکیا زیمنس ” خریداری کرده است.بنا به گزارش خبرگزاری فرانسه ، سخنگوی شرکت فنلاندی – آلمانی ” نوکیا زیمنس ” نیز روز گذشته فروش تجهیزات پیشرفته شنود تلفن را به ایران در سال 2008 تایید کرده ولی این ادعا را که این تجهیزات می تواند برای سانسور فضای وب مورد استفاده قرار بگیرد را رد کرده است .دو سناتور مزبور آمریکایی با اشاره به این گزارش خواستار قطع ارتباط تمامی شرکت های بزرگ غربی با دولت ایران شده اند و افزوده اند: در حالی که شرکت های بزرگ آمریکایی قوانین تحریم ایران را رعایت می کنند اما شرکت های دیگر کشورهای غربی از جمله اروپا با فروش تجهیزات و انتقال تکنولوژی های حساس به ایران به دولت این کشور اجازه می دهند که گردش آزاد اطلاعات را محدود کند.سناتور گراهام در مورد مفاد طرح پیشنهادی خود گفت : ” این طرح شرکت هایی را که به دولت ایران تکنولوژی های پیشرفته ای برای کنترل شهروندان ایرانی فروخته اند ، وا می دارد که از ارتباط تجاری با ایران دوری جویند چرا که در صورت تصویب این طرح این شرکت ها تحت تحریم دولت آمریکا قرار خواهند گرفت و از آن پس حق انعقاد یا تمدید قرار داد با دولت آمریکا را نخواهند داشت .سناتور گراهام در این زمینه با اشاره به شرکت اروپایی ” نوکیا زیمنس ” افزود : ” این شرکت باید هزینه سنگینی بابت اقدام خود در فروش ابزارهای محدود کننده گردش آزاد اطلاعات به دولت ایران ، بپردازد . “در طرح دو سناتور مزبور آمریکایی دولت آمریکا موظف شده است که با تهیه لیستی شرکت هایی را که در ماه ها و سال های گذشته تجهیزات پیشرفته محدود کننده آزادی گردش اطلاعات را به دولت ایران فروخته اند مشخص سازد.پس از این مرحله و در صورت تایید اطلاعات این لیست این شرکت ها از انعقاد قرار داد با دولت آمریکا محروم می شوند و شرکت هایی هم که در حال حاضر با دولت آمریکا قرارداد همکاری دارند پس از انقضای مدت قانونی آن ، از تمدید قرار داد خود با دولت آمریکا محروم خواهند شد.شرکت زیمنس هم اکنون بیش از 2000 قرار داد همکاری با دولت آمریکا دارد که تنها 300 مورد آن با وزارت دفاع آمریکا ( پنتاگون ) است . این شرکت تنها در سال 2009 قراردادهایی را به ارزش 250 میلیون دلار با دولت آمریکا منعقد ساخته است . در حالی که شرکت ادغام شده فنلاندی – آلمانی نوکیا زیمنس تنها 6 قرار دا د به ارزش 5 میلیون دلار با دولت آمریکا منعقد کرده است .

مهم متن کامل بیانیه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران(اطلاع رسانی گردد)

مهدي كروبي با نگارش نامه اي به نتيجه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اعتراض كرد و با صراحت تاكيد كرد كه دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی داند و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهد کرد . كروبي همچنين اعلام كرد كه براي تغيير وارد عرصه انتخابات شده بود و از مردم عذرخواهي كرد بابت انكه نيروهاي غيبي و ظاهري مانع از تغيير در قوه مجريه شدند . او همچنين با اعتراض به بازداشت هاي گسترده خواستار آزادي تمام زندانيان شده و از مسئولان خواست كه از تمامي انها اعاده حيثيت شود . كروبي اعلام كرد كه در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهد داد و تاكيد كرد كه برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است امادگي دارد . متن كامل نامه به شرح زير است :‌بسمه تعالیانا لله و انا الیه راجعونملت بزرگ و فهیم ایران!لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند.پیش از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می کوبید.» با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.ما برای تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.آمدنم در صحنه انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران. آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛آمدن برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم ، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ، گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها ، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله ...با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده اند ؟رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!به راستی که این انتخابات در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟چگونه می توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما و تریبون های مذهبی و نيروهاي انتظامي و امنيتي و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می دهند.»لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم : 1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به ته دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم.2. برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.3. فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت شود.4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد. 5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود. 6. بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند :به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر.7. در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است. 8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر عظیم اقدام کنند. مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.
مهدی کروبی
09/04/1388

برای چاپ نشدن بیانیه مهدی کروبی از انتشار اعماد ملی جلوگیری شد .


شب گذشته و پس از صدور بیانیه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران و تایید انتخابات توسط شورای نگهبان با حضور نمایندگان دادستان تهران و وزارت ارشاد از انتشار روزنامه اعتماد ملی جلوگیری به عمل آمد این نمایندگان خواستار سانسور و عدم چاپ این بیانیه در روزنامه شدند.پافشاری کروبی به انتشار بیانیه علی رغم خواست دادستانی باعث عدم انتشار روزنامه شد بین ترتیب امروز روزنامه اعتماد ملی منتشر نمی شود.


بر ماست که وظیفه اطلاع رسانی اعتماد ملی را در نبود این رسانه بر دوش کشیم .


بیانیه مهدی کروبی را به هر نحو (کپی ، ایمیل ، تلفن و . . . )


به اطلاع ملت ایران می رسانیم .


اگر قوچانی در بند است ما آزادیم .

فرانسه بار دیگر نتایج انتخابات ایران را مورد تردید قرار داد


به دنبال انتشار بیانیۀ "شورای نگهبان قانون اساسی" مبنی براعلام پیروزی قطعی محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران ، وزارت امورخارجه فرانسه بار دیگر خواستار محترم شمرده شدن انتخاب و رای مردم ایران ( اکثریت بدست آمده توسط میرحسین موسوی) گردید. سخنگوی وزارت امورخارجه فرانسه، با ابراز تردید نسبت به احتمال شناسائی محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری از سوی دولت پاریس، تاکید کرد که دولت فرانسه همچنان خواستار به رسمیت شناخته شدن انتخاب مردم و رای آنها است.
سخنگوی فرانسوی گفت ، اکنون آشکارا مشاهده می شود که ، هیچیک از سه نامزد بازنده این انتخابات آماده پذیرفتن نتایج بدست آمده آنگونه که اعلام می شود نیستند. همانگونه که گفته شد ، این موضع فرانسه در حالی اعلام می شود که خانم "هیلاری کلینتون" وزیر امور خارجه امریکا نیز روز گذشته با ابراز تردید در صحت نتایج انتخابات اخیر ایران گفته بود ، ما فکر می کنیم که درایران مشروعیت این انتخابات با بحران رو به رو شده است ، لذا ما اوضاع جمهوری اسلامی را از نزدیک تحت نظر داریم و منتظر تحولات بعدی هستیم .

مهدی کروبی : این دولت مشروعیت ندارد ، آماده همکاری با گروه های تحل خواه هستم .


مهدی کروبی، شامگاه سه شنبه، در نامه ای با انتقاد صریح و شدید از "ساز و کار" اتخاذ شده توسط شورای نگهبان، دولت و برخی نهادهای دولتی در انتخابات و وقایع بعد از آن، از عدم شرکت خود در " هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن دولت" خبر داده است.
کروبی به روزهای پیش از انتخابات که مملو از شور سیاسی و شوق انتخابات بود، و تغییر آن به فضای سرکوب پس از انتخابات اشاره می کند و می نویسد:" با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند، از پشت بام مساجد مردم را به گلوله بستند، صدها نفر را دستگیر کردند و چه زشتی ها که در کلام در حق آنها روا داشتند، دهها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و همه را روانۀ سلولهای انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند".
مهدی کروبی از مسئولان حکومت می پرسد که این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از با سابقه ترین یاران آیت الله خمینی هستند و مورد تأیید شورای نگهبان؟
دبیر کل حزب اعتماد ملی در جایی از این نامه مقصر همۀ این شهادت ها، اغتشاش و تخریب ها را کسانی می داند که حقوق مردم را زیر پا گذاشته اند و نه تنها امنیت راهپیمایی آرام را تامین نکردند، بکله معترضان را مورد ضرب و جرح و توهین و تحقیر قرار دادند.
وی آزادی هر چه سریعتر دستگیر شدگان و اعادۀ حیثیت از آنان را خواستار شده است.
مهدی کروبی که در این نامه خطاب به مردم می گوید:" گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد، اما مطمئن باشید که رای و ارادۀ مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود".
کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری با عنوان اینکه امروز در ایران " جمهوریت" در کنار " اسلامیت" و ایرانیت" در خطر است، دولت حاضر را به دلیل برآمدن از جریانی نادرست و تقلبات وسیع انتخاباتی مشروع ندانسته و اعلام کرده است که در هیچ برنامه ای برای برسمیت شناختن این دولت از جمله " تحلیف و تنفیذ" آن شرکت نخواهد کرد.
مقامات دادستانی تهران امروز از چاپ روزنامۀ اعتماد ملی برای جلوگیری از انتشار نامۀ کروبی، ممانعت بعمل آورده اند.
روز گذشته، آیت الله طاهری، امام جمعۀ سابق اصفهان نیز به انتخاب شدن محمود احمدی نژاد اعتراض کرد و گفت که انتخابات را مخدوش و آن را باطل می داند. وی در نامه ای انتخاب مجدد احمدی نژاد را بعنوان رئيس دولت نامشروع و غاصبانه دانسته است.
حزب مشارکت نیز در بیانیه ای بار دیگر نتایج انتخابات را غیر قابل قبول اعلام کرده و در بیانیۀ خود نوشته است که با این شرایط عملا انتخابات در کشور بی معنا شده و مردمسالاری هویت خود را از دست داده است.

رهبر شناره 2 کره شمالی به احمدی نژاد تبریک گفت

رهبر شماره دو كره شمالي انتخاب مجدد محمود احمدي‌نژاد را به سمت رياست جمهوري اسلامي ايران تبريك گفت.به گزارش دفتر امور رسانه‌هاي رياست‌جمهوري، كيم يونگ نام رهبر شماره دو كره شمالي، در پيامي پيروزي مجدد احمدي‌نژاد در انتخابات رياست جمهوري ايران را نشانه حمايت و اعتماد ملت ايران به وي دانست و اظهار اميدواري كرد: رييس‌جمهور ايران در مسووليت خود مبني بر قطع فشار و دخالت خارجيان و نيز ساختن ايراني مستقل و مرفه موفق باشد. وي همچنين خاطر نشان كرد: روابط دوستانه ايران و كره‌شمالي با تلاش استقلال‌طلبانه مشترك دو كشور ضدامپرياليسم آغاز شده و در همه عرصه‌ها گسترش خواهد يافت.

قوچانی پاسپورت ندارد که به خارج رفته باشد .

یکی از روزنامه‌های جناح راست مدعی شد محمد قوچانی سردبیر روزنامه اعتماد ملی که در بازداشت است، اعتراف کرده است برای آموزش براندازی نرم به یک کشور عربی سفر کرده بود.روزنامه اعتماد با درج این نقل قول افزود: این در حالی است که وی پاسپورت ندارد و تاکنون هیچ کشوری سفر نکرده است. پس اگر قوچانی پنین اعترافی کرد با اطمینان بپذیرید .

اظهار نظر های بین المللی درباره وضعیتکنونی ایران


سرويس بين‌الملل «تابناك» ـ دبیرخانه سازمان كنفرانس اسلامی، با انتشار بیانیه‌ای، تأیید انتخابات ایران از سوی مراجع حقوقی و قضایی ایران را تبریك گفت و از ملت ایران خواست همچنان از دولت خود حمایت كنند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، در این بیانیه، فشارهای بین‌المللی بر ایران به دلیل فعالیت‌های اتمی محكوم شده و از اینكه جهان معیارهای دوگانه را در برابر تلاش‌های هسته‌ای ایران و اسرائیل در پیش گرفته، اظهار نگرانی شده است.
بنا بر این گزارش، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریكا نیز گفت: مایل نیستم تحلیلی از تأیید انتخابات ایران بدهم، اما ایرانی‌ها مشكلات بزرگی را فراروی خود دارند و گمان نمی‌كنم با تأیید انتخابات، آشوب‌های خیابانی پایان یابد!
وی درباره تمایل آمریكا به ارتباط با احمدی‌نژاد نیز گفت: فعلا زود است درباره این موضوع اظهار نظر كنم و باید منتظر باشیم كه شرایط ایران در روزها و ماه‌های آینده چگونه خواهد شد.
این گزارش می‌افزاید: میلیبند، وزیر امور خارجه انگلیس نیز گفته است: موضوع مربوط به ملت ایران است و اینكه چه كسی بر آنها حكومت كند، ارتباطی به ما ندارد و آنچه برای ما در این مقطع مهم است، آزادی كاركنان سفارت انگلیس در تهران است.
گفتنی است، برلوسكونی، نخست وزیر ایتالیا كه هم‌اكنون رئیس دوره‌ای مجموعه گروه 8 است، نیز مدعی شده است که در نشست گروه 8 كه هفته آینده در رم برگزار خواهد شد، نخستین موضوع گفت‌وگو درباره تحریم‌های جدید علیه ایران خواهد بود.

رسایی : آیت‌الله طاهری دیگر جزو علما نیستند.


در سایت شخصی‌ام توضیح می‌دهم كه چرا باهنر به برخی نمایندگان باج می‌دهد / همین که آیت‌الله طاهری گفته‌اند انتخابات اخیر مشروعیت قانونی ندارد، نشان می‌دهد که ایشان دیگر جزو علما نیستند.
عضو فراکسیون انقلاب اسلامی در واکنش به تذکری که محمدرضا باهنر رئیس جلسه علنی امروز به وی داده بود، اظهار داشت: باهنر تمام تلاشش را در پشت صحنه برای پیروزی میرحسین موسوی انجام داد. اما در حال حاضر که این اتفاق نیفتاده است، نمی‌دانم چرا از دست ما ناراحت است.
حمید رسایی نماینده تهران با حضور در جمع خبرنگاران مجلس گفت: سابقه اقداماتی که امروز از سوی آقای باهنر شاهد بودیم، به مسئله امروز بر نمی‌گردد. او در گذشته نیز به شکلی تبعیض‌آمیز با نمایندگان برخورد کرده است. کما اینکه چند وقت پیش بنده در نظر داشتم تذکری را به استناد ماده 77 آیین نامه داخلی مجلس ارائه دهم، اما ایشان مانع شدند. اگر چه این تذکر وارد بود، اما آقای باهنر اجازه صحبت کردن به من را نداد و تریبون را قطع کرد.
وی که معتقد بود که امروز نیز قصد داشته است به استناد ماده 77 به تذکر پزشکیان واکنش نشان دهد، ادامه داد: متاسفانه آقای باهنر به من چنین اجازه‌ای ندادند اما به آقای پزشکیان اجازه دادند تا تذکرشان را مطرح کنند.
به گفته وی، این اقدام باهنر نوعی باج‌دهی به پزشکیان بوده و قصد داشته است تا در جایی دیگر از این نوع نمایندگان رای بگیرد.
رسایی در ادامه انتقاداتش به ریاست جلسه علنی امروز از سوی باهنر گفت: متاسفانه آقای باهنر تعابیر اهانت باری را نسبت به من مطرح کردند. در حالی که من هیچ اهانتی به ایشان نکرده بودم. باهنر به بنده گفتند که چرا نعره می‌کشم در حالی که ایشان خودشان نعره کشیده بودند و این در شان مجلس نبود.
رسایی در پاسخ به سوالی که علت باج‌دهی باهنر به برخی نمایندگان را جویا می‌شد، گفت: بنده این مساله را در سایت شخصی خودم خواهم آورد و دلایلش را در آنجا منتشر می‌کنم. متاسفانه آقایان اصولی را زیر پا می‌گذارند و تحمل تذکرات را ندارند.
وی همچنین در واکنش به عذرخواهی باهنر از او در صحن علنی گفت: ایشان حتی در عذرخواهی‌شان نیز بنده را متهم به تندروی کردند و گفتند برای آنکه اصولگرایان متهم به تندروی نشوند، چنین عملی داشته‌اند.
رسایی در پاسخ به اینکه شما و آقای باهنر چه اختلافی با یکدیگر دارید که اینگونه در صحن علنی مجلس آن را مطرح می‌کنید، گفت: من اختلافی با ایشان ندارم، اما آقای باهنر تمامی تلاششان را در پشت صحنه برای پیروزی آقای موسوی انجام دادند و حالا که به هدفشان نرسیده‌اند، نمی‌دانم چرا از ما ناراحت هستند.
عضو فراکسیون انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی که به اعتراض برخی علما نسبت به اعلام موضع نهایی شورای نگهبان اشاره داشت، گفت: منظورتان از علما دقیقا چه کسی است؟ خبرنگار مربوطه به سخنان امروز آیت‌الله طاهری اشاره کرد که گفته بود انتخابات اخیر مشروعیت قانونی ندارد. رسایی در واکنش به اظهارات وی تصریح کرد: نگویید علما چنین حرفی زده‌اند، بگویید یک نفر چنین حرفی زده است. همین که آقای طاهری این حرف را زده‌اند، نشان می‌دهد که ایشان دیگر جزو علما نیستند. اگر شورای نگهبان نتواند نسبت به انتخابات نظر دهد، پس آقای طاهری می‌تواند نظر بدهد؟!
وی در پایان اعلام کرد که قصد دارد به همراه جمعی از نمایندگان به دیدار نیروهای بسیجی و نیروهای انتظامی برود که در حوادث اخیر مجروح شده‌اند.
به گفته وی این نمایندگان در نظر دارند تا در قالب این دیدار به نمایندگی از مردم، از این افراد تشکر و قدردانی کند.